ایت الله جوادی آملی : انجمن شریف اندیشه و قلم، گام بلندی است که امیدواریم به مقصد برسد

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در دیدار با هیات موسسه انجمن اندیشه و قلم :
انجمن شریف اندیشه و قلم، گام بلندی است که امیدواریم به مقصد برسد
مشروح سخنان حکیم فرزانه حضرت ایت الله جوادی املی به شرح زیر است:
اندیشه و قلم، در رابطه با حقیقت است و فضایی که در آن فعالیت می‌کند، فضای حقیقی است، بنابراین تعابیری که به فضای مجازی اشارت دارد، صحیح نیست، جایی که اندیشه در آن نقل می‌شود حقیقی است نه مجازی، در مجاز نمی‌توان اثر حقیقی گذاشت، بنابراین در فعالیت شما که اندیشه منتقل می‌شود، فضا حقیقی است نه مجازی، چون اثرگذار است.
ماده و فیزیک اجسام مانند شیشه و جسم، حقیقت نیست که نبود آن بشود مجاز. فضای حقیقی تابع حقیقت است؛ حالا این حقیقت در بود ماده منتقل شود یا در نبود آن، تفاوتی در معنای حقیقی نمی‌کند.
و به خاطر همین حقیقی بودن، خدا به قلم قسم یاد کرده است. سوگند خدا با دیگران تفاوت دارد. دیگران برای دلیل سوگند یاد می‌کنند و خدا به دلیل؛ چون خداوند بی‌نیاز از دلیل برای اثبات حقیقت است. پس دیگران سوگند می‌خورند به امری که روز است و ذات اقدس اله، به روز سوگند می‌خورد.
یکی از سوگندهای مبارک الهی به قلم است و این در ابتدای نزول قرآن است، پس در ابلاغ دین، با انذار و تهدید خداوند آغاز نمی‌کند بلکه با اندیشه و استدلال و قلم سخن می‌گوید و به اخلاق دعوت می‌کند، به ادب می‌خواند نه اینکه از عذاب بترساند.
با نیش زدن و آبرو بردن، نمی‌توان فضای اخلاقی ایجاد کرد
این ناشی از «نگاه کریمانه» است که شاید در ادبیات فارسی برای انتقال مفهوم «کرامت» در قالب یک واژه نتوانیم کلمه مناسبی بیابیم.
کرامت با اندیشه و قلم آمیخته است و این عکسِ نیش و افشاگری است. نیش زدن وافشاگری خلافِ اخلاق است، با نیش نمی‌توان نه فرد و نه جامعه را اصلاح کرد. تهدید و داغ کردن برای آخر کار است نه دعوت به خیر. پس نمی‌شود با نیشی که فرد را می رنجاند و آبروی او را می برد، فضای اخلاقی ایجاد کرد، با نقص نمی‌توان نردبان صعود ساخت، با پای چوبی نمی‌توان پیش رفت.
مشام جان، اگر سالم باشد مشتاق رایحه خلوص است
پس ابتدای کار باید این باشد که موضوع را بین خود و خدا مطرح کنیم و به اخلاص برسیم. همانطور که در انقلاب و جنگ، هیچ‌کس جز خدا همراه و حامی ما نبود، جهان اول چه غرب آن و چه شرق آن علیه ما بود و از میان جهان سوم نیز چند کشور کوچک با چشمداشت به جیب و کیسه ما با ما همراه بودند. این سرافرازی که برای انقلاب پدید آمد از سر اخلاص و اتکال به خداوند بود، پس اگر سرافرازی ابدی می‌خواهیم باید بر خدا توکل کنیم. به تعبیر ائمه معصومین، تنها دشمن انسان مرگ اوست و انبیا آمدند انسانی تربیت کنند که مرگ را بمیراند و به کلام سیدالشهدا مرگ را به زیر پای خود ببرد؛ این از چه راهی ممکن است؟ از راه اخلاص و اتکال.
اینکه می‌گویند با بسم‌الله شروع کنید نه صرف لفظ باشد، بلکه بسم‌الله شما و عملتان را از غیر خدا قرنطینه و محافظت می‌کند. کاری که به نام خدا باشد باید به خواست خدا باشد، پس نباید خلاف رضایت خدا در آن باشد.
الان رسانه کم نیست، اما اصلاح از راه افشاگری و آبروریزی محقق نمی‌شود، اگر خلوص باشد لازم به تبلیغ نیست، اخلاص خود جذب می‌کند. مشام جان، اگر سالم باشد مشتاق رایحه خلوص است.
اهل قلم اگر خالص بنویسند به خواست خدا اثرگذار می‌شود، زبان و قلم خدایی زبان مشترک انسان‌ها و زبان جهانی است در هر فرهنگ و قوم و ملتی.
کار شما کار پربرکتی است که امید داریم اندیشه‌ورزان خوبی باشید و اهل قلم خوب. انجمن شریف اندیشه و قلم، گام بلندی است که امیدواریم به مقصد برسد.
در ابتدای این دیدار، دکتر امیر دبیری‌مهر رئیس هیأت مؤسس انجمن اندیشه و قلم، ضمن تقدیم گزارش مکتوب عملکرد این انجمن، اهداف تأسیس و سرفصل‌های فعالیت انجمن اندیشه و قلم را که در ابتدای سال جاری تأسیس شده است، عنوان کرد که مورد تقدیر آیت‌الله جوادی آملی قرار گرفت.

 

دو روایت در تهران از گفتگوهای اسلام اباد :شکست یا فرصتی برای بازگشت به مذاکرات

 

 

۲۱ ساعت مذاکره هیاتهای بلند پایه ایران و امریکا در اسلام اباد بعد از ۳۹ روز جنگ تمام عیار در وضعیت مبهمی به پایان رسید و چند ساعت پس از پایان مذاکرات  در ایران دو روایت از نتایج ان شکل گرفته است . رویات اول مذاکرات  را شکست خورده می داند  زیرا به نتایج ملموسی دست نیافته اما روایت دوم  می گوید همین که برای نخستین ایران و امریکا در سطحی بالا بطور مستقیم با هم مذاکره کردند یک دستاورد محسوب می شود و می تواند زمینه ادامه اتش بس و ادامه گفتگوها در روز های اتی باشد.

محمد باقر قالیباف رییس مجلس ایران و رییس هیات مذاکره کننده ایرانی که اعتماد و حمایت کامل رهبر جدید جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح ایران را در مذاکرات دارد اعلام کرد آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد اما نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند و حالا وقت آن است تا تصمیم بگیرد که آیا می تواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟

همین موضع قالیباف نشان می دهد هنوز مذاکرات به شکست کامل نینجامیده بلکه فقط در این دور از مذاکرات دو طرف نتوانستند به توافقی مشخص دست یابند  واقعیتی که از قبل هم پیش بینی می شد زیرا موضوعات مورد اختلاف در  ۷ مساله محور برای دو کشور از حساسیت زیادی برخوردار است و لازم است در پایتخت ها درباره انها بیشتر فکر و بررسی کنند. این ۷ موضوع عبارتند از :

تضمین عدم تعرض مجدد امریکا به ایران

عبور کشتی ها از  تنگه هرمز

مسایل هسته ای

نیروهای نیابتی ایران در لبنان و عراق و یمن

رفع کامل تحریمها

ازاد سازی ۲۷ میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران و

توان  موشکی ایران

بر اساس اطلاعات بدست امده ایران مساله توان و برد موشکی خود را از دستور خارج کرده و امریکا درباره رفع تحریمها و ازادی سازی پول های ایران  اعلام امادگی کرده امخا سه  مورد از موارد هفت  گانه بالا مانع اصلی حصول توافق بوده است :

اول  اصرار ایران برکنترل  تنگه هرمزدر مقابل تاکید امریکا بر ازادی بی قید وشرط تنگه

دوم مخالفت ایران با تحویل  ذخایر اورانیوم و تاکید بر حفظ چرخه غنی سازی اورانیوم . در حالی که آمریکا می گوید غنی سازی باید به صفر برسد. درباره تحویل 400 کیلو اورانیوم غنی شده با درصد بالا نیز در دور قبل مذاکرات (پیش از جنگ 40 روزه) ایران حاضر شده بود این اورانیوم ها را رقیق کند تا خطر استفاده از آنها برای ساخت بمب اتمی مرتفع شود ولی آمریکایی ها می گویند کل این ذخایر باید از ایران خارج شود. در جنگ 12 روزه، بمب افکن های آمریکایی برای انهدام این ذخایر با بمب های سنگر شکن اقدام کردند ولی موفق به نابودی شان نشدند. در جنگ 40 روزه نیز موفق به این کار نشدند. حتی گفته می شود عملیات فرود هواپیماهای نظامی امریکا در  اطراف اصفهان به قصد تخلیه این منابع بود که موفق نشدند

و سوم اینکه ایران و امریکا  درخصوص اینکه آیا آتش‌بس دو هفته‌ای شامل جنگ در لبنان نیز می‌شود یا خیر، توافق نداشتند . اختلافی که بر بی نتیجه بودن مذاکرات اثر گذاشت زیرا تهران اصرار داشته اسراییل باید حملات به جنوب لبنان را  متوقف کند اما طرف آمریکایی تاکید داشته پرونده لبنان باید از دستور کار مذاکرات با ایران تفکیک و به اسرائیل سپرده شود.

اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه نیز با تایید اینکه در خیلی از موضوعات بین ایران و امریکا توافق حاصل شده تایید کرده که در  دو مورد اختلافات مانع از حصول توافق شده .

همزمان با مذاکرات در اسلام اباد در خلیج فارس نیز تحرکاتی رخ داد  از جمله اینکه نیروی دریایی ایران اعلام کرد بخش جنوبی تنگه هرمز را مین ریزی کرده و هر کشتی ای که می خواهد از تنگه هرمز عبور کند باید از ایران اجازه بگیرد . امریکا نیزاعلام کرد بخش جنوبی تنگه را مین روبی کرده  تا کشتی ها بتوانند از ان عبور کنند اما کشتی ها از ترس انفجار توسط مین ها یا مورد اصابت قرارگرفتن از طرف موشکهای ایرانی ترجیح دادند با هماهنگی ایران از تنگه هرمز عبور کنند . برخی منابع نزدیک به سپاه اعلام کردند دو کشتی امریکایی نیز در روز شنبه همزمان با مذاکرات قصد داشتند بدون اجازه ایران از تنگه هرمز عبور کنند که تهدید به حمله شدند اما بخاطر خدشه وارد نشدن به روند مذاکرات و به توصیه مقامات سیاسی جمهوری اسلامی از این کار پرهیز شد.

 

مهمترین واکنش به مذاکرات مربوط به محمد جواد ظریف وزیر خارجه پیشین ایران  بود که سالهای طولانی رییس هیات مذاکرات ایران با امریکا بود و موفق شد قرار برجام را به سرانجام برساند. ظریف در واکنش به نتیجه نرسیدن مذاکرات با اشاره به سخنان جی دی ونس معاون رییس جمهور امریکا که گفته بود (( ایرانی ها تصمیم گرفته‌اند شرایط ما را نپذیرند))  نوشت : ایالات متحده باید یاد بگیرد که  نمی‌تواند شرایط را به ایران دیکته کنید و هنوز برای یادگیری دیر نشده است.

 

با بازگشت هیات ایرانی و امریکایی از اسلام اباد٬  در ایران نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در حالت اماده باش قرار گرفتند تا مبادا از جانب امریکا و اسراییل غافل گیر شوندو این نشان می دهد همچنان احتمال از سرگیری جنگ بالاست  اما بطور کلی سه احتمال پیش روی اتش بس فعلی است :

1-       تمدید اتش بس و ادامه مذاکره :

ادامه مذاکرات به تصمیم مقامات ایران و امریکا و تلاش میانجیگران منطقه ای و در راس انها پاکستان و عربستان و قطر و ترکیه و مصر مربوط می شود و بهترین گزینه برای صلح منطقه است بر همین اساس برخی در ایران می گویند دونالد ترامپ با توجه به دو مساله مهم در امریکا یعنی برگزاری جام جهانی فوتبال و انتخابات کنگره ترجیح می دهد مجددا وارد جنگ نشود و ممکن است تصمیم بگیرد  هر طور شده به توافقی دست یابد و حتی حاضر است بدون دستیابی به توافق رسمی، به عملیات نظامی پایان دهد. جمهوری اسلامی ایران در گذشته و بویژه در مذاکرات اخیر نیز نشان داد به دنبال توافق است.. کشورهای عربی هم طبیعتاً تاب آوری ادامه جنگ را ندارند. جهان هم نمی خواهد تاوان اقتصادی جنگ دیگران را بدهد.

 

 

2-       اغاز مجدد جنگ:  در این صورت  شدت آن بسیار بیشتر خواهد بود و احتمالاً به تخریب  زیرساخت ها ایران و کشورهای هم پیمان آمریکا در خلیج فارس و اسرائیل منجر خواهد شد. برخی می گویند امریکا بعد از این همه هزینه و اعزان نیرو به منطقه حاضر نیست بدون دستیابی به دستاورد مشخصی از جنگ خارج شود با توجه به اینکه اسراییل هم مخالف پایان دادن به جنگ است .

 

3-       وضعیت تعلیق یا صلح مسلح : این وضعیت بدترین سناریوست زیرا طرفین مخاصمه بویژه کشورهای منطقه را در وضعیت لاتکلیف باقی می گذارد و هر تنش و برخوردی می تواند به درگیری نظامی سوم منجر شود.

 

مجموعه اتفاقات و تصمیمات در روزهای اینده در ایران و امریکا و اسراییل و االبته تنگه هرمز اشکار خواهد ساخت که کدام سناریوی بالا عملی خواهد شد.

 

واکنش ها به تهدید ترامپ علیه تاسیسات زیربنایی ایران و بازگرداندن ایران به عصر حجر!

دونالد ترامپ، رئیس جمهورایالات متحده بامداد پنجشنبه دوم اوریل در نخستین سخنرانی خود خطاب به ملت آمریکا پس از گذشت یک ماه از تجاوز به ایران ادعا کرد که در صورت عدم دستیابی به توافق، حملات آمریکا ادامه خواهد یافت وبه تمام چاههای نفت و نیروگاه‌های برق ایران حمله شدید و همزمان خواهد کرد.
رییس‌جمهور آمریکا با اشاره به اینکه طی «دو تا سه هفته آینده» حملات بیشتری انجام خواهد شد تهدید کرد: ما ایران را به‌شدت هدف قرار خواهیم داد و به عصر حجر بازخواهیم گرداند.
دقایقی پس ازاین سخنرانی ترامپ، پیت هگزت وزیر جنگ امریکا جمله «به عصر حجر بازخواهیم گرداند» را در حساب کاربری خود در شبکه ایکس منتشر کرد.
اشاره به بازگرداندن ایران به «عصر حجر» نه فقط یک حمله لفظی، بلکه تلاشی آشکار برای نمایش برتری‌طلبی و تحقیر ملت ایران بود؛ لحنی که بیشتر از آنکه قدرت را نشان دهد، عصبانیت و درماندگی سیاسی گوینده را عیان می‌کند.
ترامپ در ماه‌های اخیر با موجی از انتقادها در داخل آمریکا روبه‌رو بوده؛ از پرسش درباره آغاز جنگ گرفته تا نگرانی از هزینه‌های اقتصادی و امنیتی آن.
در چنین فضایی، او تلاش دارد با طرح و تکرارادعاهای جنجالی ، بخشی از منتقدان را ساکت کند یا دست‌کم تصویر یک تصمیم‌گیر قاطع را از خود به نمایش بگذارد. با این حال، بازتاب‌ها نشان می‌دهد روایت او از جنگ در میان بسیاری از تحلیل‌گران قانع‌کننده نبوده است.
در سطحی دیگر تهدید ترامپ علیه زیرساخت‌های ایران رسما نشان می دهد در عرصه نظامی حملات امریکا به موفقیت لازم دست پیدا نکرده و توان نظامی ایران دست کم گرفته شده بوده .
بازار انرژی نیز به سخنان ترامپ واکنش نشان داد. افزایش قیمت نفت پس از اظهارات ترامپ، بار دیگر ثابت کرد که هرگونه تنش لفظی یا نظامی ، بلافاصله به اقتصاد جهانی منتقل می‌شود. و حتی اگر سیاستمداران از «پیروزی» سخن بگویند، اقتصاد معمولاً با زبان دقیق‌تری واقعیت را ترجمه می‌کند.
در مجموع، سخنان اخیر ترامپ را می‌توان تلاشی برای جمع‌کردن چند هدف هم‌زمان دانست که عبارت است از عقب‌نشینی حساب‌شده از برخی ادعاها، حفظ چهره‌ای مقتدر، پاسخ به منتقدان داخلی و القای این تصور که هنوز ابتکار عمل در دست واشنگتن است.
اما اظهارات اخیر ترامپ با واکنش وسیعی در ایران مواجه شد و حتی بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی نیز علیه ان موضع گرفتند . قبلا هم نوشته بودم که بعد از طولانی شدن جنگ و مورد هدف قرار گرفتن غیر نظامیان و اماکن مسکونی و تهدید به حمله به زیرساختها صدای اعتراض بسیاری از ایرانیان داخل و خارج از کشور بلند شده و می گویند این جنگ دیگر علیه جمهوری اسلامی نیست بلکه مردم ایران را هدف قرار داده است .بویژه که پنج شنبه مرتقع ترین پل خاورمیانه در غرب تهران نیز مورد حمله قرار گرفت و موجی از خشم عمومی را برانگیخت . در روزهای گذشته حمله به مجتمع صنایع فولاد و موسسه تحقیقتی دارویی پاستور نیز با وامش بسیار منفی در ایران مواجه شد.
اغلب ایرانیان می گویند حمله به زیر ساختها هیچ ربطی به اهداف اعلام شده امریکا واسراییل درباره جنگ علیه جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران ندارد و بطور مستقیم علیه منافع مردم ایران و سرمایه های ملی است .
برای مثال یاسمین انصاری نماینده ایرانی تبار دموکرات کنگره آمریکاسخنان ترامپ علیه۹۰ میلیون ایرانی را شنیع، هولناک و پلید خواند.
بهمن کلباسی خبرنگار شبکه بی بی سی فارسی نوشت: ترامپ از شعار ایران را به دوران با شکوه خود باز می گردانیم به شعار ایران را به عصر حجر بر می گردانیم رسیده است.

یکی از بازماندگان خاندان قاجار و ازنوادگان عبدالحسین میرزا فرمانفرما واقف زمین انیستیتو پاستور که مورد حمله قرار گرفته در واکنش به بمباران این موسسه علمی و دارویی نوشت:

هدف از حمله به این موسسه نابودی نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه نابودی گذشته، حال و آینده ما به عنوان یک ملت است و روزی خواهد رسید که رضا پهلوی را به جرم خیانت و کمک و معاونت در جنایات جنگی محاکمه خواهیم کرد.
اما واکنشی که خیلی در ایران بازتاب داشت اظهارات و استعفای خبرنگار شبکه ایران اینترنشنال بود . این شبکه که از جانب حکومت ایران بعنوان رسانه وابسته به اسراییل و خاین به وطن معرفی شده٬ از حمله امریکا واسراییل به ایران حمایت می کند. اما محمد رهبر خبرنگار وکارشناس این شبکه در پخش زنده به هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران توسط امریکا و اسراییل شدیدا اعتراض کرد و از ادامه همکاری با این شبکه انصراف داد.
عطاالله مهاجرانی وزیر سابق فرهنگ ایران که ساکن لندن است امروز در شبکه ایکس عکسی تزیینی از ترامپ منتشر کرد که او در قالب انسانهای عصر حجر نشان می داد و در توضیح ان به کنایه نوشته بود این ادم می خواهد ایران را به عصر حجر بازگرداند!
بسیاری دیگر از کاربران شبکه های اجتماعی نیز از این تهدید ترامپ به شدت انتقاد کردند و ان را توهین به فرهنگ و تمدن کهن ایرانی دانستند.
اما مقامات رسمی و چهره های سیاسی و رسانه ای داخل ایران نیز به سخنان ترامپ واکنش نشان دادند.
محمدرضا عارف معاون اول رییس جمهور ایران نوشت: فقط یک ذهنِ عصرِ حجری می‌تواند کشورها را به بازگشت به عصرِ حجر تهدید کند.
محمدجواد ظریف وزیر اسبق امور خارجه ایران در صفحه شخصی خودخطاب به ترامپ نوشت: ایران در قلب گهوارهٔ تمدن ایستاده بود، در حالی‌که نیاکان شما در اروپا (چون آن زمان آمریکا اساساً روی نقشه نبود) هنوز در عصر حجر بودند، صورت‌هایشان را رنگ می‌کردند و با چماق به جان هم می‌افتادند. ما نظم، قانون و هنر حکمرانی را آموزش دادیم. افسوس که هیچ‌یک از آن به برخی نوادگان متکبر و نادان نرسید.

سید مجید موسوی فرمانده هوافضای سپاه که فرماندهی پرتاب موشکهای ایران به اسراییل را برعهده دارد خطاب به پیت هگزت وزیر جنگ امریکا پرسید : سنگ قبرهایتان را آماده کرده‌اید؟ونام هگزت را در انتهای توییت خود منشن کرد.
سید عباس عراقچی وزیر خارجه ایران نیز در واکنش به اظهارات رئیس جمهور امریکا در مطلبی کنایه دار نوشت: یک تفاوت چشمگیر میان عصر حاضر و عصر حجر وجود دارد: در آن زمان هیچ نفت و گازی در خاورمیانه استخراج نمی‌شد. منظور عراقچی این بود که اگر امریکا به تاسیسات زیربنایی ایران حمله کند ایران نیز اقدام متقابل انجام خواهد دادو عملا منابع انرژی منطقه نابود خواهد شد.
وزیر امور خارجه ایران در ادامه تهدید کرد : آیا رئیس‌جمهور ایالات متحده و آمریکایی‌هایی که او را به قدرت رسانده‌اند، مطمئن هستند که می‌خواهند عقربه‌های زمان را به عقب برگردانند؟
فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت ایران نیز نوشت :
پل و انستیتو پاستور،نماد توان علمی ایران‌اند؛ تمدنی چندهزارساله که فهمش برای آنان که از «عصر حجر» می‌گویند دشوار است. برای سرزمینی که قرن‌ها پیش چراغ دانش را روشن کرده، این تهدیدها فقط یک معنا دارد: زیرساخت را می‌توان زد، اما ریشه یک ملت را نه؛ ایران، دوباره می‌سازد و پیش می رود.

حسام الدین اشنا از استادان مشهور ارتباطات در ایران نیز در واکنش به اظهارات ترامپ نوشت : ما یک روزه از عصر حجر نیامده‌ایم که بتوانید ما را با بمباران به عصر حجر بازگردانید. نگاهی به موزه‌های معتبر بیاندازید تا بار دیگر باور کنید که انسان ایرانی از هزاران سال پیش تاکنون در فلات ایران ریشه دارد. این سرزمین که به‌عنوان پل مهاجرت انسان‌های اولیه از آفریقا به آسیا بود، شاهد ظهور و افول فرهنگ‌های گوناگون و بنیان‌گذاری تمدن‌های بزرگ بعدی بوده است.
ابوالفضل فاتح یکی دیگر از مدیران رسانه ای در ایران در مطلبی از ترامپ به خاطر اتخاذ این رویکرد و ادبیات، بعنوان هولناک ترین رهبر«عصر حجری» نام برد و افزود: رهبرانی عصر حجری کسانی هستند که می گویند هر آن که و هر انچه در سیطره و قدرت من نیست، از نطفه ی رحم تا دانش و دانشگاه و صنعت، از پل و کارخانه ی فولاد تا دارو های سرطانی و انستیتوی واکسن سازی فرجامش نابودی است.

جنجال در ایران بر سر یک مقاله: وزیر اسبق امور خارجه ایران چه نوشت و موافقان و مخالفان چه واکنش نشان دادند؟

جنجال در ایران بر سر یک مقاله: وزیر اسبق امور خارجه ایران چه نوشت و موافقان و مخالفان چه واکنش نشان دادند؟ امیر دبیری مهر محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین که در روز‌های جنگ به شدت فعال شده و مدام در شبکه‌های اجتماعی موضع‌گیری می‌کند، با مقاله اخیر خود در نشریه فارن افرز جنجال به پا کرد. نسخه‌ای که او برای پایان جنگ ارائه داد خوشایند طیف رادیکال در ایران نبود و سبب موجی از حملات به او شد. چنانچه از دیروز تا حالا صحنه سیاست داخلی نیز میدان یک جدال تمام عیار شده است. از حمایت‌هایی که رویکرد ظریف را «وطن‌دوستانه» خواندند تا حملاتی که به اتهام «بی‌وطنی» مطرح شده و حتی کار را به تهدید مستقیم رساند. واکنش‌ها به مقاله ظریف نشان می‌دهد اختلاف بر سر «چگونگی پایان جنگ» در ایران به شدت جدی و علنی است. در سی و پنجمین روز از حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران محمد جواد ظریف دیپلمات مشهور و وزیر اسبق امور خارجه ایران در مقاله ای بلند در مجله امریکایی فارین افرز پیشنهاد کرد تهران باید از برتری خود نه برای ادامهٔ جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که درگیری را پایان داده و از وقوع جنگ بعدی جلوگیری کند. بخشی از مقاله که خیلی مورد توجه قرار گرفته جایی است که ظریف نوشته ((تهران باید از برتری خود نه برای ادامهٔ جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که هم این درگیری را پایان دهد و هم از وقوع درگیری بعدی جلوگیری کند. ایران می‌تواند پیشنهاد دهد که در ازای پایان همهٔ تحریم‌ها، محدودیت‌هایی بر برنامهٔ هسته‌ای خود اعمال کند و تنگهٔ هرمز را بازگشایی نماید—توافقی که واشنگتن پیش‌تر نمی‌پذیرفت اما اکنون ممکن است آن را بپذیرد)) ایران همچنین باید آمادگی خود برای یک پیمان عدم تجاوز متقابل را اعلام کنند که در آن هر دو کشور تعهد دهند در آینده به یکدیگر حمله نکنند. این کشور می‌تواند تعامل اقتصادی با ایالات متحده را پیشنهاد دهد که به نفع مردم هر دو کشور خواهد بود. طرح ایده اتش بس از سوی ظریف موجی از واکنش های متفاوت را در ایران و جهان ایجاد کرد که جنجالی ترین ان تهدید ظریف از سوی سعید حدادیان یکی از مداحان مشهور حکومتی بود . حدادیان که به خشونت کلامی و تهدید سیاست مدراران مشهور است در تجمع جمعه شب حامیان حکومت در تهران ضمن فحاشی و توهین به محمد جواد ظریف و جاسوس خواندن او به وزیر امور خارجه اسبق ایران سه روز مهلت داد که بخاطر نوشتن این مقاله عذرخواهی کند وگرنه مردم معترض و مخالف اتش بس را به جلو خانه او خواهد برد. برخی دیگر از تندروها نیز خواستار بازداشت و محاکمه ظریف شدند.برای مثال میثم نیلی از نزدیکان ابراهیم رئیسی رییس جمهور سابقه ایران که در حادثه هوایی کشته شد وزیر خارجه پیشین ایران را به گرا دادن به دشمن در میانه جنگ متهم کرد و از قوه قضاییه خواست که با او برخورد کند. علی خضریان، نماینده مجلس نوشت: «مقاله ظریف در فارن افرز فریاد بی‌وطنی فردی است که ثابت کرد قانون منع به‌کارگیری افراد دوتابعیتی در مشاغل حساس، قانون درستی است. همزمان، خبرگزاری فارس با زیر سؤال بردن هویت ظریف و لحن متن، نوشت: «متن این مقاله به گونه‌ای است که اگر اسم نویسنده را حذف کنیم، مخاطب نمی‌تواند تشخیص دهد که نویسنده یک ایرانی است یا یک آمریکایی… یکی از شدید ترین حملات به ظریف را حسین شریعتمداری مدیر روزنامه کیهان انجام داد که در سر مقاله شماره نخست این روزنامه در سال جدید با اشاره به بخشهایی از مقاله ظریف نوشت : نویسنده این مقاله آقای محمد جواد ظریف، وزیر خارجه اسبق جمهوری اسلامی ایران است! همان آقای ظریفی که چند سال قبلدر مصاحبه‌ای گفته بود «غربی‌ها از چهار تا ‌تانک و موشک ما نمی‌ترسند. از این مردم می‌ترسند. آیا شما فکر کرده‌اید که آمریکا که با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم‌های نظامی ما را از کار بیندازد، از سیستم نظامی ما می‌ترسد؟». باید پرسید آقای ظریف! حالا که دشمن از توان نظامی ما به تنگ آمده و حضور مردم نیز در تاریخ بشر بی‌نظیر است چرا نسخه تسلیم می‌پیچید؟! همان آقای ظریف که برای لغو تحریم‌ها به مذاکره رفته بود ولی نه فقط هیچ تحریمی لغو نشد، بلکه تحریم‌ها به بیش از دو برابر افزایش یافت، همان که جاسازی مکانیسم ماشه را در برجامی که خود امضاء کرده بود، با قاطعیت نفی می‌کرد ولی برخلاف ادعای دروغ ایشان مکانیسم ماشه در برجام جاسازی شده و مورد استفاده دشمن قرار گرفت! شریعتنداری در انتها از ظریف پرسید است اگر این یادداشت را خودتان نوشته‌اید، چرا پذیرش آرزوهای برباد رفته آمریکا و اسرائیل را به جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد کرده‌اید؟! و اگر دشمنان ایران نوشته‌اند، امضای شما پای آنچه می‌کند؟! و اگر دشمن دیکته کرده و شما نوشته‌اید؟! بگذریم… کاش دستگاه قضائی آقای ظریف را به بازخواست می‌کشید و پاسخ این پرسش‌ها را از ایشان می‌پرسید؟! ویدیویی هم در ایران بسیار دیده شد که در ان دختری بدون حجاب رسمی در ایران عکس ظریف و حسن روحانی رییس جمهور سابق ایران را اتش می زد. ظریف در واکنش به این ویدیو نوشت بدون طرح گله و شکایتی نوشت : دخترم؛ در خیابان بمانید و به یاد رهبر شهید «ای ایران» بخوانید که ایران و آینده از آن شما و همه ایرانیان است. این واکنش ظریف نیز یسیار مورد توجه قرار گرفت. این حملات به ظریف بویژه سخنان تهدید امیز مداح حکومتی با واکنش های زیادی در فضای مجازی مواجه شد . اکثریت کاربران این سخنان را -در شرایطی که ایران درگیر یک جنگ تمام عیار است و نیاز به وحدت و همدلی و پرهیز از اختلاف دارد – مضر و باعث بهره برداری منفی دشمنان ایران دانستند و خواستار عدم تکرار ان شدند. نکته جالب اینکه حتی برخی از فعالان سیاسی و رسانه ای مخالف ظریف نیز علیه اظهارت سعید حدادیان موضع گیری کردند. برای مثال دو نفر از مداحان مشهور ایران به نام میثم مطیعی و مهدی رسولی نیز با انتقاد از واکنش های تند و خشن علیه ظریف خواستار حفظ وحدت داخلی شدند . برای مثال میثم مطیعی که از مداحان محبوب و مورد توجه ایت الله سید علی خامنه ای بود در اظهاراتی گفت طرح برخی سخنان نادرست از جانب مسوولان سابق جمهوری اسلامی نباید به معیاری برای ایجاد شکاف و دوگانگی در جامعه تبدیل شود. احسان محمدی روزنامه نگار قدیمی ایرانی در سایت عصرایران نوشت: چرا تندروها کماکان به سیاست پر خسارت کینه‌ورزی و خط‌کشی درون کشور ادامه می‌دهند؟ بحث بر سر اختلاف نظر نیست، بر سر ادامه سیاست تهدید و حذف افرادی است که اتفاقاً ریشه در این کشور دارند و ثابت کرده‌اند دلسوز وطنند. عبدالله گنجی فعال سیاسی مخالف ظریف نیز در توئیتی از حدادیان و هتاکان به ظریف خواست سکوت کنند و افزود : انسان دینداربرچسب، توهین و تهمت را از ساحت خود دور می کند. سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران نیز در توئیتی نوشت. رمز پیروزی در دفاع رمضان، قدرت دفاعی و انسجام ملی است. با تمام وجود نگاهبان آن باشیم. یوسف پزشکیان فرزند رییس جمهور ایران نیز در مطلبی درباره مقاله ظریف و واکنش ها به ان نوشت : باید به رهبری و شورای عالی امنیت ملی و مسئولان سیاست‌خارجی اعتماد کنیم و از تصمیمات‌شان حمایت کنیم و با هوشمندی از کنار مسائل اختلافی عبور کنیم . احسان صالحی دبیر اطلاع رسانی دولت قبلی که جزو مخالفان ظریف محسوب می شود نیز در پاسخ به سعید حدادیان نوشت: اجتماعات شبانه، بعثت انسان تربیت شده مکتب خامنه ای است. امام شهید هیچگاه به ما یاد نداد راه مواجهه با حرف غلط، توهین و تهدید و رفتن به خانه کسی است حسام الدین آشنا از مشاوران دولت قبل ایران نیز خطاب به مخالفان ظریف نوشت : عزیزان غیرتمند ‏اگر مقاله فارن افرز را کامل بخوانید متوجه می‌شوید که بطنِ متنِ ظریف، هشدار به غربی‌ها در باره تغییر معادلات است. ‏یادتان باشد نه کتاب را از جلدش قضاوت کنید و نه مقاله را از عنوانش! عباس آخوندی وزیر اسبق راه و مسکن ایران نیز نوشت: «پیشنهاد برادرم دکتر ظریف یک پیشنهاد وطن‌دوستانه و مدبرانه است. ایشان گام‌به‌گام حل‌وفصل سیاسی جنگ را، در عین حال با حفظ وضعیت تهاجمی ایران، پیشنهاد کرده‌اند. در جمع بندی می توان گفت آنچه مقاله ظریف را به یک بحران رسانه‌ای تبدیل کرد، صرفاً محتوای آن نبود؛ بلکه زمان انتشار و مضمون آن—یعنی پیشنهاد مذاکره جامع در اوج یک درگیری—بود که شکاف‌های موجود را آشکار کرد. اکنون دو نگاه در برابر هم قرار گرفته‌اند؛ نگاهی که پایان جنگ را در تبدیل برتری نظامی به توافق سیاسی می‌بیند و نگاهی که معتقد است هرگونه عقب‌نشینی از موضع قدرت، از دست دادن دستاوردهاست. در این میان، مقاله ظریف نشان می‌دهد اجماع روشنی در ایران درباره مسیر آینده وجود ندارد و جدال بر سر آن، تازه آغاز شده است.

دو سناریوی پیش رو در استانه هفته ی پنجم جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران

دو سناریوی پیش رو در استانه هفته ی پنجم جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران
امیر دبیری مهر
با گذشت ۲۶ روز از حمله نظامی امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی و در استانه اغاز هفته پنجم این جنگ منطقه ای ٬ و انتشار درخواستهای امریکا از ایران برای اتش بس٬  ادامه جنگ را بر سر دوراهی کاملا متفاوتی قرار داده است.
بر اساس انچه رسانه ها طرح ۱۵ ماده‌ای پیشنهادی  ایالات متحده به ایران                                                                                                                            می نامند و دونالد ترامپ برای بررسی ان ۵ روز به ایران فرصت داده امریکا تمام تحریم‌های ایران را لغو می کند و به پیشبرد و توسعه یک پروژه هسته‌ای غیرنظامی با هدف تولید برق تولید برق کمک می کند و تضمین می دهد مجدد تحریمی علیه ایران وضع نکند
 به شرط انکه در مقابل این امتیازات ٬ جمهوری اسلامی برنامه هسته‌ای خود  بویژه غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و تاسیسات اصلی مرتبط در نطنز و اصفهان و فردو را منهدم کرده و  در تعداد و برد برنامه موشکی  خود محدودیت ایجاد  کند تا تهدیدی علیه دیگر کشورها نباشد .
اما هنوز ۲۴ ساعت از اظهارات پر حاشیه  ترامپ مبنی بر مذاکره با ایران نگذشته بود که شبکه
پرس تی وی -تلویزیون انگلیسی زبان جمهوری اسلامی – به نقل از یک منبع اگاه ضمن رد پیشنهادهای امریکا که گفته شده توسط یکی از همسایگان به تهران واصل شده و احتمالا منظور از  این واسطه دولت پاکستان است  اعلام کرد ایران به دفاع در برابر تهاجم دشمن ادامه می دهد و اماده وارد کردن ضرباتی سخت به امریکا واسراییل و متحدین منطقه ای انهاست .
 این مقام جمهوری اسلامی که خواسته نامش فاش نشوددر عین حال باب مذاکره و توافق احتمالی با امریکا را نبسته و ۵ شرط مطرح کرده که عبارتنداز :
تجاوز و ترور توسط دشمن پایان یابد و تضمین داده شود که حمله و جنگ دیگری تکرار نخواهدشد و
پرداخت خسارت‌ها و غرامت جنگ با تضمین لازم تعیین تکلیف شود و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بعنوان حق قانونی و طبیعی ایران به رسمیت شناخته شود و در نهایت همزمان با اتش بس ٬حملات به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در سراسر منطقه خاتمه یابد.خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها و در مورد همه گروه‌های مقاومت که در این نبرد مشارکت داشتند، در سراسر منطقه به اجرا درآید.( منظور از شرط اخر توقف حملات اسراییل به جنوب لبنان است )
ایران اعلام کرده این شروط  غیر از مطالباتی است که در دور دوم مذاکرات در ژنو (چند روز پیش از حمله آمریکا و اسرائیل در واخر فوریه ) به طرف مقابل ارائه شد و همچنین آتش بس زمانی خواهد بود که شروط ایران پذیرفته شود و  قبل از آن هیچ مذاکره ای انجام نخواهد شد.
از محتوای پیشنهادهای امریکا و ایران مشخص است که هر دو انتظارات حداکثری را از هم مطرح کرده اند . در نگاه بدبینانه طرح انتظارات حداکثری و دعوت طرف مقابل به تسلیم به این معناست که طرفین قصد اتش بس ندارند اما اگر رویکرد واقع بینانه  مبتنی بر تاریخ جنگها داشته باشیم همین پیشنهادهای حداکثری می تواند مبنای یک اتش بس و پایان دادن به یک ماه جنگ منطقه ای و پرهزینه باشد که ابعاد ان از منطقه هم فراتر رفته و بویژه در بعد انرژی ابعاد بین المللی پیدا کرده است .
 بر همین اساس می توان دو سناریو را برای روزهای اتی در جنگ جاری متصور بود.
  • سناریوی اول پذیرش اولیه پیشنهادهای طرفین با میانجیگری کشورهای ترکیه و پاکستان و عمان که رابطه خوبی هم با تهران دارند و برگزاری نشستی در اسلام اباد در اخر هفته جاری و اعلام اتش بس موقت مثلا یکماهه و ارام شدن مناقشه ها و توقف موشک پراکنی های متقابل و حملات هوایی امریکاو اسراییل به ایران است . به نظر می رسد همه کشورهای منطقه و حتی اتحادیه اروپا و کشورهای اسیایی بویژه چین و ژاپن و کره جنوبی  مایل هستند این سناریو تحقق یابد و طرفین جنگ تلاش کنند موضوعات محل اختلاف را نه در میدان جنگ بلکه در میز دیپلماسی بررسی و حل کنند حتی اگر این مذاکرات ماهها بطول انجامد. اما متاسفانه وجود برخی موانع احتمال وقوع این سناریو را کم رنگ می کند که مهمترین آن این تصور در ذهن مقامات ایرانی و امریکایی و اسراییلی است که در صورت اتش بس ٬ طرف مقابل خود را پیروز این نبرد معرفی خواهد کرد و چنین ادعایی برای حکام این کشورها قابل قبول نیست .
  • سناریوی دوم عدم پذیرش شروط طرفین قبل از مذاکره سیاسی یا عدم توافق در حین مذاکره و ادامه جنگ در هفته بعد است . در این صورت جنگ نه تنها وارد هفته پنجم و ماه دوم می شود بلکه وارد فاز جدیدی می شود که برای منطقه و جهان بسیار پر مخاطره است . در این فاز امریکا قصد دارد برای رفع سلطه ایران بر تنگه هرمز و کنترل بازارهای انرژی به برخی جزایر ایرانی مانند خارک و قشم و کیش حمله زمینی کند و انها را تصرف کند و حتی گفته می شود نیروهای مخصوص این عملیات به منطقه اعزام شده یا در حال اعزام هستند. ایران نیز اعلام کرده اگر امریکا قصد تصرف جزایر ایرانی را داشته باشد نه تنها از موشکهای نسل جدید و مرگبارتر علیه اسراییل و پایگاهای امریکا در کشورهای عربی استفاده می کند بلکه کل تنگه هرمز را مین گذاری کرده به گونه ای که بطور کلی تردد در این تنگه متوقف شود . ایران همچنین می گوید در صورت نیاز تاسیسات زیربنایی و انرژی اسراییل و کشورهای متحد و همکار امریکا را نیز هدف قرار داده و در صورت نیاز جنگ را به سواحل کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد کشاند . تجربه اقدامات نظامی ایران در هفته های گذشته نشان داده اینها یک بلوف یا تهدید صرف نیست و از انجا که جمهوری اسلامی خود را در یک جنگ وجودی می بیند برای حفظ خود به هر اقدامی حتی با هزینه بالا متوسل می شود.
 بدیهی است سناریوی دوم بسیار خطرناک و دارای پیامدهای غیر قابل پیش بینی نه تنها برای طرفین جنگ بلکه برای منطقه و جهان است از جمله اینکه می تواند پای دیگر کشورها را نیز به این جنگ باز کند.  این رو ضروری است کشورهای اثر گذار بر طرفین این نزاع بویژه کشورهای اثر گذار بر دول متجاوزامریکا و اسراییل بخصوص روسیه و چین  همه تلاش خود را در ۳ روز اینده بکار گیرند تا اتش بس حتی به شکل موقت ایجاد شود و یک طرح دیپلماسی برای رسیدن به توافق حداقلی ایجاد شود.
تاریخ به دولتها اموخته  که دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ است اما در صورت وقوع جنگ تا جایی ارزش واهمیت دارد که قدرت چانه زنی در دیپلماسی را بالا ببرد وگرنه جنگ فی نفسه ارزشی ندارد.

تاثیراحتمالی انتصاب دبیرجدید شورای عالی امنیت ملی بر جنگ یا اتش بس ؟

تاثیراحتمالی انتصاب دبیرجدید شورای عالی امنیت ملی بر جنگ یا اتش بس ؟
 
با انتصاب سردار محمد باقر ذوالقدر بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ٬ این پرسش مهم شکل گرفته که انتصاب همزمان او با اخبارتایید نشده مبنی بر مذاکرات محرمانه ایران و امریکا برای رسیدن به توافق اتش بس اتفاقی و تصادفی است یا اقدامی هوشمندانه و هدفمند ازجانب جمهوری اسلامی  است ؟
این پرسش از این جهت اهمیت زیادی پیدا کرده که برخی مدعی اند  همانگونه که قبلا هم پیش بین می شد بعد از شهادت ایت الله خامنه ای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی در روز اول تجاوز امریکا واسراییل
٬کلیه امور به اقتضای شرایط جنگی عملا در اختیار نیروهای مسلح بویژه سپاه پاسداران قرار گرفته و دیگر سیاست مداران جان سالم به در برده از ترورهای صهیونیستها ٬نقش مهمی مانند گذشته در تصمیم گیری های اصلی بویژه در مسایل  مربوط به جنگ ندارند. این نگاه به شواهدی نیز اشاره می کند که  نمونه بارز آن مخالف جدی  با عذرخواهی مسعود پزشکیان رییس جمهور ایران بخاطر حمله موشکی و پهبادی به کشورهای عربی بود .پزشکیان در آن پیام تصویری بعنوان عضو شورای موقت رهبری و در فقدان رهبر شهید  اعلام کرده بود از نیروهای مسلح خواسته شده حمله به کشورهای عربی متوقف شود. این سخنان رییس جمهو ایران انقدر با مخالفت و اعتراض مواجه شد که او مجبور شد روز بعد از موضع اولیه  خود عقب نشینی کند و حتی صداوسیمای جمهوری اسلامی از بکار بردن عبارت شورای موقت رهبری نیز خودداری کرد و در اخبار عبارت شورای موقت اصل ۱۱۱ قانون اساسی را بکار برد .
 از اینها مهمتر تلاش عده ای برای تشکیل فوری  مجلس خبرگان برای تعیین رهبر جدید با وجود حملات موشکی علیه ساختمان های این مجلس در تهران و قم بود . منتقدین می گویند کسانی مایل بودند با انتخاب سریع رهبر سوم ٬ شورای موقت رهبری فرصتی برای تصمیمات مهم دیگر نداشته باشد!
اما سوال مهم این است که بعد از ترور وشهادت دکتر علی لاریجانی دبیرسابق شورای عالی امنیت ملی در هفته گذشته و انتصاب محمد باقر ذوالقدر که خود ازفرماندهان اصلی سپاه پاسداران است ایا نقش نیروهای مسلح بویژه سپاه در تصمیمات مربوط به جنگ جاری تقویت می شود یا تغییراتی در رویه موجود در پیش است ؟
برای پاسخ به این پرسش باید مقداری دقیقتر سردار ذوالقدر و جایگاه او در سپاه و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را بشناسیم  تا بتوان نتیجه گیری دقیقتری داشت .
سردار ذوالقدر ۷۲ ساله  از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران است که سالها رییس ستاد مشترک و هشت سال جانشین فرمانده کل سپاه بوده و در سال ۲۰۱۰ از سپاه خارج و وارد مناصب سیاسی شد . او مدتی معاون امنیتی وزیر کشور بود که به علت اختلاف با محمود احمدی نژاد رییس جمهور وقت برکنار و بعنوان معاون قوه قضاییه منصوب شد  و از ۵ سال پیش تا اکنون نیز دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران است .سمتی مهم در سیاست گذاری در جمهوری اسلامی اما غیر اجرایی.
هر چند ذوالقدر یک پاسدار ولایی با گرایشهای اصولگرا و شدیدا معتقد به دیدگاهها و سیاستهای ایت الله سید علی خامنه ای رهبر شهید انقلاب است و به نظر بسیاری٬  او مواضعی به مراتب انقلابی تر و سرسختانه تر از علی لاریجانی و علی شمخانی دبیران سابق شورای عالی امنیت ملی ایران دارد اما  این واقعیت به معنای این نیست که لزوما تندورهای سیاسی و نظامی در ایران موفق شده اند  در این شرایط خاص مهمترین نهاد امنیتی ونظامی ایران یعنی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی موسوم به شعام را به دست اورند .
 در توضیح این ادعا باید گفت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ابتدای تاسیس  نسبت مسایل سیاسی و عقیدتی حساسیت داشته و بی تفاوت نبوده وهمین رویکرد باعث شکل گیری جریان های مختلفی در ان شده که ضمن اشتراک نظر در پاسداری ازنظام اسلامی  و تبعیت از فرمانهای رهبری در باره بسیاری از مسایل با هم اختلاف نظرهایی دارند که طبیعی است . برای مثال در دو دهه اخیر دست کم دو جریان مهم و قدرتمند سیاسی و نظامی ضمن همکاری در اصول و وظایف خود در سپاه ٬ زیر پوستی برای اثرگذاری بر ساختار قدرت و سیاست ایران با هم رقابت می کنند.
جریان اول فرماندهان قدیمی و مشهور سرشناس سپاه هستند که شامل محسن رضایی ٬ محمد باقر ذوالقدر ٬ یحیی رحیم صفوی و محمد باقر قالیباف و حسین دهقان می شوند که به نظر می رسد در یک ماه اخیر مجموعه تحولات مرتبط با جنگ تحمیلی منجر به تقویت جایگاه این گروه شده است . برای مثال ظاهرا محسن رضایی ظاهرا مشاور نظامی رهبری جدید شده ٬ از تجارب سید یحیی رحیم صفوی در فرماندهی اتاق جنگ بیشتر استفاده می شود ٬ ذوالقدر در راس شورای عالی امنیت ملی قرار گرفته و قالیباف هم نه تنها رییس مجلس است بلکه بر اساس گزارش غیر رسمی و تایید نشده رسانه ها بعنوان شخص قابل اعتماد جمهوری اسلامی خود را برای مذاکره با امریکا برای اتش بس  با میانجیگری پاکستان اماده می کند. علی شمخانی نیز در این گروه قرار می گیرد که  در روز نخست جنگ بر اثر بمباران شورای دفاع جمهوری اسلامی شهید شد.سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده سابق سپاه قدس نیزکه توسط امریکا به شهادت رسید نیز در این گروه قرار می گیرد.
اما جریان دوم شامل سردارانی مانند عزیر جعفری و روحانیونی مانند حسن طایب است که در ۱۵ سال اخیر در سپاه نفوذ و قدرت بیشتری پیدا کردند. عزیز جعفری بین سالهای ۱۳۸۸تا ۱۳۹۸ فرمانده کل سپاه بود و الان نیز فرمانده قرارگاه فرهنگی و اجتماعی بقیه الله موسوم به قرب است.  احمد وحیدی نیزکه  سالها وزیر کشور واخیرا جانشین فرمانده کل سپاه شده  و الان با شهادت سردار محمد پاکپور فرمانده کل سپاه در جنگ اخیر ٬ عملا بعنوان فرمانده کل سپاه ایفای نقش می کند هر چند جزو فرماندهان قدیمی و گروه اول است اما رویکردهای سیاسی و اجتماعی او به عزیز جعفری ودسته دوم  نزدیک است.  حجت الاسلام حسین طایب نیز که می توان از او بعنوان با نفوذ ترین روحانی سپاه نام برد سالها فرمانده بسیج و رییس سازمان اطلاعات سپاه بودکه نقش او در چند سال اخیر کمتر شد اما شنیده شده مجددا در حال افزایش است .  این گروه دوم از سرداران سپاه گرایش های سیاسی نزدیکی به گروهای سیاسی اصطلاحا سوپر انقلابی  داخل کشور مانند جبهه پایداری دارند که با مواضع نمایندگانی مانند حمید رسایی و کوچک زاده و افرادی مانند سعید و وحید جلیلی و حسن عباسی و رایفی پور و رحیم پور ازغدی و حسین شریعتمداری و ..شناخته می شوند .افراد و نمایندگانی که چندان موافق  ریاست محمد باقر قالیباف در مجلس نبودند و  هستند همانگونه که در ۱۲ سال ریاست علی لاریجانی در مجلس نیز دایم با او در اختلاف بودند.
انچه که امروز در صحنه سیاسی ایران همزمان با جنگ با امریکا و اسراییل می گذرد رقابت پنهان دو جریان مذکور برای اثر گذاری بر تصمیمات مهم و راهبردی نظام است . در زمان حیات  رهبر شهید انقلاب ایت الله علی خامنه ای بخاطر اقتدار بالای ایشان ٬ سطح رقابت این جریانها توسط فرمانده کل قوا با تشویق و تنبیه و تقسیم کار  کنترل می شد مانند برکناری حسین طایب از فرماندهی سازمان اطلاعات سپاه که درباره علت آن روایت های زیادی نقل می شود. اما در شرایط جنگی کنونی و با روی کار امدن رهبر سوم نظام هر کدام از این جریانات تلاش می کنند دست برتر را در تصمیم گیری ها و شکل دادن به ساختار قدرت جمهوری اسلامی در دوران بعد از جنگ ایفا کنند و طبیعتا جریانهای سیاسی مرتبط با انها و رسانه های وابسته به انها نیز همراه و همکار انها هستند.
برای نمونه اخرین مورد این رقابت را می توان در ادعای ترامپ درخصوص مذاکره با یران مثال زد که جریانهای انقلابی  به شدت به آن واکنش منفی نشان داده و ان را صرفا عملیات فریب برای تحت تاثیر قرار دادن قدرت نظامی ایران می داند وخواستار ادامه پر قدرت  جنگ است اما فرماندهان و مقامات  معتدل تر مانند قالیباف همزمان با تاکید بر مقاومت سرسخت در برابر حملات امریکا و اسراییل از فرصت دیپلماسی هم استقبال می کنند به شرطی که به روحیه و توان بالای نیروهای مسلح در این مقاومت لطمه ای وارد نکند. بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح علیه اظهارات سردار جباری دربارهجنگ نشانه ای از این ماجراست.
حالا با این توضیحات می توان پیش بینی کرد انتصاب محمد باقر ذوالقدر با نظر رهبر جدید جمهوری اسلامی٬  می تواند منجر به تقویت جریان معتدل تر سپاه پاسداران و حضور موثر انان در ساختار اینده جمهوری اسلامی باشد هر چند نباید قدرت و نفوذ جریان سوپرانقلابی  سیاسی در ایران را نادیده گرفت و از اثر گذاری انها در تصمیمات بویژه در شرایط جنگی غافل بود.
البته نباید از این مهم نیز غافل بود که دست کم در ۲۵ روزی که از جنگ تحمیلی می گذرد فضای رقابت سیاسی در ایران بیشتر از گذشته رنگ وبوی نظامی به خود گرفته است و بجای رقابت احزاب سیاسی حضور سرداران سپاهی پررنگ تر شده و این سوال باقی است که ایا بعد از جنگ نیز حضور نظامی ها در سپهر سیاست و قدرت ادامه خواهد یافت یا خیر؟
 
 
 
 

رمضان تمام شد آیا جنگ رمضان ادامه دارد؟ ایا بحران انرژی جنگ را متوقف می کند؟ یا موجب  تشدید آن می شود؟

 

سه هفته ازاغاز حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران می گذرد و سه طرف این جنگ هر روز می گویند پیروزی شان نزدیک است . ترامپ می گوید از اهداف جنگ جلوتر است و هفت هزار هدف نظامی را در ایران نابود کرده .نتانیاهو در کنفرانس خبری پنج شنبه شب گفت از سه هدف اسراییل از اغازاین جنگ دو هدف تحقق پیدا کرده یعنی تضعیف  قدرت هسته ای و موشکی ایران و در مقابل جمهوری اسلامی نیزاعلام کرده تا کنون ۶۵ مرحله حملات موشکی به اسراییل و پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای عربی انجام داده و پنج شنبه شب هم اعلام شد یک هواپیمای اف ۳۵ امریکایی را سرنگون کرده است و همزمان با قدرت افندی یا تهاجمی توان پدافندی ایران نیز رو به احیاست .

استراتژیست های ایرانی می گویند همین که امریکا از اهدافی مانند سرنگونی جمهوری اسلامی در ۴ روز عقب نشسته و الان دغدغه  رفع تسلط ایران بر تنگه هرمز را دارد این به معنای موفقیت ایران است نه امریکا.

این تحولات  نشان می دهد جنگ رمضان همزمان با پایان ماه رمضان پایان نیافته و وارد  فاز جدیدی خواهد شد  بویژه که  دو جبهه دیگر نیز به تدریج وارد این جنگ می شوند .

از یک سو کشورهای عربی هستند که از سیاست نظامی ایران مبنی برحملات مداوم به این کشورها بسیار خشمگین هستند و در اجلاس دوحه ان را اظهار و تاکید کردند حق پاسخگویی را برای خود محفوظ می دانند جبهه بعدی  اتحادیه اروپاست  که با وجود عدم همراهی با امریکا و ناراحتی واشنگتن از این مساله ٬ از سیاست نا امن سازی  مسیر انتقال انرژی از سوی ایران ابراز نگرانی کردند و خواستار توقف این سیاست  شدند .

این مواضع نشان می دهد در هفته چهارم جنگ شاهد هدایت نبرد ودرگیری ها به سوی خلیج فارس خواهیم بود. بعد از حمله دو شب پیش اسراییل به پالایشگاه نفت و گاز عسلویه در جنوب غرب ایران که به گفته کاخ سفید بدون هماهنگی با واشنگتن انجام شد ایران در اقدامی متقابل به پالایشگاههایی در کویت وعربستان وقطر و اسراییل حمله کرد .

کمربندی ۲۵۰۰ کیلومتری که کرانۀ شرقی‌اش تاسیسات نفتی ابوظبی و دوحه بود و کرانۀ غربی‌اش پالایشگاه‌های حیفا و اشدود در اسرائیل و بخش میانی‌اش هم ریاض وبندر  ینبع در خاک عربستان سعودی

تهران با این اقدام نشان داد به معنای واقعی کلمه «هیچ» خط قرمزی در این جنگ در پاسخ به حملات امریکا و اسراییل ندارد.

از بعد عملیاتی هدف قرار دادن بندر ینبع در عربستان بود  بسیار  مهم است.زیرا  با مسدود شدن تنگۀ هرمز، صادرات نفت و گاز همه کشورهای منطقه به جز ایران و عربستان متوقف شده. عربستان سعودی یک خط لولۀ 1200 کیلومتری از ساحل خلیج فارس به غرب عربستان در ساحل دریای سرخ کشیده برای مواقعی که هرمز قفل شود.

نقطۀ پایانی این خط لوله در ساحل دریای سرخ و در بندر ینبع است که در نفت را ان تحویل نفتکش‌ها می‌دهد. این مسیر، راهِ جایگزین و اضطراری  سعودی‌هاست. که  در حملات موشکی چهارشنبه‌شب ایران مورد هدف قرار گرفت .

با این اتفاقات  نگرانی از گسترش جنگ به اهداف غیر نظامی افزایش یافته به گونه ای که ترامپ تهدید کرد اگر ایران حمله به اهداف غیر نظامی را ادامه دهد حملات شدید و غیر قابل جبرای  به تاسیسات زیر بنایی ایران مانند تاسیسات برق و پالایشگاهها خواهدکرد.

افزایش تنشها و اثرات ان بر قیمت انرژی و افزایش قیمت نفت تا ۱۱۵ دلار باعث شده نخست وزیر ژاپن به واشنگتن سفر کند تا راه حلی برای این بحران پیدا کند اما این تحرکات دیپلماتیک به معنای پایان جنگ نیست .

همه این اتفاقات نشان می دهد مهمترین متغیر در تعیین سرنوشت جنگ نه در زمین و یا اسمان بلکه در دریا و در تنگه هرمز رقم خواهد خورد به حدی که اخبار غیر رسمی می گوید امریکا قصد دارد ۲۵۰۰ کماندو به منطقه اعزام کند تا در صورت لزوم برخی جزایر ایرانی را در خلیج فارس تصرف کنند تا  قدرت ایران در سلطه بر تنگه هرمز کاهش یابد.

بنا براین تنگه هرمز اکنون‌ یک عنصر تعیین کننده در سرنوشت جنگ است  . به نوشته یدالله کریمی پور یکی از تحلیل گران سیاسی بازگشایی آن برای امریکا  ضروری و در عین حال  پیچیده و پرمخاطره است. به همین خاطر فرض کنیم  ترامپ‌ در هفته بعد دستور حمله تفنگداران به جزایر خارک و قشم را صادر کند . سوال مهم این است که  آیا چنین حمله ای به بازگشایی تنگه هرمزمنجر خواهد شد؟

 

​در پاسخ باید گفت تصرف خارک (شاهرگ صادرات نفت ایران) و قشم (بزرگترین جزیره خلیج فارس با موقعیت مشرف بر تنگه) از دیدگاه تئوریک می‌تواند بر کاهش توانایی عملیاتی ایران تاثیر بگذارد، ولی لزوما به معنای «بازگشایی ایمن» تنگه هرمز و کنترل قیمت نفت و انتقال انرژی نیست.

​ جزیره خارک با تنگه هرمز فاصله زیادیدارد و کنترل آن می تواند منجر به توقف صادرات نفت ایران شود ولی مانع از شلیک موشک‌های ساحل‌به‌دریا از سرزمین اصلی ایران به سمت کشتی‌ها نمی‌شود.

 

​جزیره قشم هم به دلیل نزدیکی به تنگه هرمز می‌تواند برای استقرار سامانه‌های پدافندی آمریکا جهت پوشش کشتی‌های عبوری مفید باشد. ولی قشم به قدری به سواحل ایران نزدیک است که نیروهای مستقر در آن در تیررس مستقیم توپخانه و پهپادهای انتحاری ایران قرار می‌گیرند.

​ حتی اگر  فرض بگیریم امریکا  این جزایر را تصرف کند ٬باز کردن تنگه هرمز با چالش‌های زیر روبروست:

​۱- مین روبی

ایران یکی از بزرگترین ذخایر مین‌های دریایی را دارد. پاکسازی تنگه از مین، فرآیندی زمان‌بر است که در زیر آتش موشکی و پهپادی، عملا  کُندتر خواهد شد.

 

​۲- تهدیدات نامتقارن

قایق‌های تندرو و پهپادها نیازی به پایگاه‌های بزرگ ندارند و می‌توانند از هر نقطه‌ای در طول سواحل درازایران (بیش از ۲ هزار کیلومتر) به سمت تنگه یورش ببرند.

 

۳- موشک های بالستیک و کروز:

برد موشک‌های ضدکشتی ایران بسیار فراتر از جزایر است. برای باز کردن واقعی تنگه، آمریکا ناچار خواهد بود بخش بزرگی از توان موشکی در عمق خاک ایران را منهدم کند که این به معنای یک جنگ تمام‌عیار است، نه فقط یک عملیات محدود برای بازگشایی مسیر.

​۴- ​ درصورت اجرای نقشه تصرف جزایر ایرانی  تفنگداران دریایی امریکا  با سختی و دادن تلفات شاید  موفق شوند در این جزایر مستقر شوند  ولی این  تصرف به معنای عبور جریان نفت نیست زیرا امنیت فیزیکی است که برای نفتکش‌های غول‌پیکر (VLCC) ملاک عبور از تنگه هرمز است .

 

​بنا براین می توان گفت با فرض اینکه

جزایر خارک و قشم اشغال شوند   و توان تهاجمی ایران محدود شود، ولی این تصرف به تنهایی برای تضمین امنیت تردد نفتکش ها  در تنگه هرمز کافی نیست. زیرا بازگشایی واقعی تنگه مستلزم کنترل کل نوار ساحلی جنوب ایران است که عملیاتی در ابعاد  وسیع و فراتر از توان محدود واحدهای تفنگدار دریایی است . اگر امریکا انطور که ترامپ وهگزت وزیر جنگ امریکا گفتند قصد این اعمال قدرت را داشته باشند باید تدارکات جدیدی مهیا کنند که این خود به معنای اغاز فاز جدیدی از جنگ در هفته اینده است .

پیامد شهادت علی لاریجانی بر جنگ و سیاست در ایران

خبر شهادت علی لاریجانی دبیر شواری عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی منتشر شد اما منابع رسمی و خبرگزاری های ایران تا ساعت پس از حادثه از انتشار ان خودداری کردند و نگران بودند  این خبر باعث تضعیف روحیه ای مردمی شود که با فراخوان های رسمی قرار بود سه شنبه شب در خیابانها حاضر شوند و از ادامه جنگ با امریکا و اسراییل حمایت کنند.
رسانه های رسمی ایران خبر شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایت الله سید علی خامنه ای را نیز ۱۸ ساعت بعد از حادثه اعلام کردند و قبل از ان  گزارشها در این خصوص  را تکذیب می کردند.
اما منابع موثق تایید کردند که علی لاریجانی بامداد سه شنبه  به همراه فرزندش مرتضی و معاونش بیات در شمال شرق تهران در حمله ارتش اسراییل و با بمب های سنگرشکن شهیدشده . در اخرین متنی که از او منتشر شد او  شهادت ملوانان ارتش ایران به دست زیر دریایی ارتش امریکا را تسلیت گفته . علی لاریجانی در ۱۷ روز اخیر که جنگ امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی اغاز شده یکی از فرماندهان اصلی مدیریت جنگ بود. او در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی مسوولیت هماهنگی نهادهای سیاسی و نظامی و امنیتی را بر عهده داشت در نظام تصمیم گیری ایران بعنوان فردی معتدل و مدبر و صاحب عقلانیت شناخته می شد که همواره مورد انتقاد تندروهای سیاسی بود.
علی لاریجانی ۶۹ ساله و دانش اموخته فلسفه و فرزند یکی از مراجع بزرگ شیعه  چند سال وزیر فرهنگ ایران در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ٬ ۱۰ سال با حکم ایت الله خامنه ای رییس صداوسیما و ۱۲ سال رییس مجلس شورای اسلامی و  در دو دوره متفاوت دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و همواره از دیپلماسی و سیاست مذاکره با غرب برای حل اختلافات ایران و امریکا و اروپا استقبال می کرد. همین مواضع باعث شد جریان تندور و غرب ستیز در ایران با او مخالفت کنند  به حدی که در سال ۲۰۲۰ و زمانی که او برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شد شورای نگهبان با فشار و گزارش های برخی نهادها صلاحیت او را تایید نکردندو علی لاریجانی در اعتراض به این تصمیم تهران را ترک کرد و مدتی در روستای پدری خود در استان مازندران زندگی کرد.
تا اینکه بعد از انتخاب مسعود پرشکیان بعنوان رییس جمهور و بعد از  جنگ ۱۲ روزه ٬علی لاریجانی بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب و مشغول بکار شد و نیروهای میانه رو امیدوارشدند که در کشور تصمیمات افراطی و تنش زا در دوران بعد از  جنگ کاهش یابد . اما در این مدت علی لاریجانی ان نقشی که از او انتظار می رفت را نتوانست ایفا کند و مشخص بود برای این کارو عمل  بر اساس نظرات خودش٬  با محدودیت وفشارهای زیادی در ساختار سیاسی و امنیتی کشور مواجه است که مثال اشکار ان فرایند انتصاب معاونینش بود و کنار ماندن محمد جعفری همکار همیشگی لاریجانی از ترکیب شورای معاونین شعام.  برای مثال در واقع دی ماه   گذشته علی لاریجانی با انتقاد شدیدی مواجه شده که چرا جلو برخورد شدید با معترضین را نگرفته است . اما بهر حال حضور علی لاریجانی  نقطه امیدی برای طرفداران اعتدال و اصلاحات و مخالف جنگ بود.
با اغاز جنگ اخیر٬ علی لاریجانی همسو با دیگر مقامات نظامی و امنیتی موضعی کاملا تهاجمی علیه امریکاو اسراییل گرفت و نقش فعالی در پشت و جلوی صحنه علیه دشمن ایفا کرد و حتی چند بار دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا را در توییت ها و مصاحبه های خود مورد حمله و تمسخر قرار داد به حدی که ترامپ درواکنشی گفت او را نمی شناسد اما احتمال می دهد او نیز زنده نخواهد ماند. رابطه نزدیک و عاطفی  علی لاریجانی با ایت الله سید علی خامنه ای درتند شدن موضع او در روزهای بعد ازترور رهبر شهید بی تاثیر نبودانجا که گفت ما دست از ترامپ بر نمی داریم
بهرحال با شهادت علی لاریجانی احتمالا سیاست تهاجمی ایران در خصوص جنگ شدیدتر خواهد شد و دست سپاه پاسداران  که در حال حاضر نقش اصلی را ایفا می کند برای حملات شدید تر به اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای عربی افزایش خواهد یافت . حضور علی لاریجانی می توانست در بزنگاه و لحظات حساس وزن دیپلماسی را در دستگاه تصمیم سازی جمهوری اسلامی تقویت کند و از این نظر ترور او نشان می دهد امریکاو اسراییل خواستار تشدید درگیری ها و تنش در منطقه هستند و اگر غیر از این است دچار خطای محاسباتی شدند.
درباره جایگزین احتمالی علی لاریجانی هیچ گزینه ای مطرح نشده اما احتمال بازگشت سرداراحمدیان دبیر سابق شورای امنیت ملی و از فرماندهان سپاه احتمال بیشتری  وجود دارد.

جنگ موزاییکی و فرسایشی: راهبرد موثر دفاعی ایران آیا امریکا و اسراییل می توانند از سد راهبرد دفاعی ایران عبور کنند؟

امیر دبیری مهر

 

با وجود گذشت ۱۲ روز از حمله امریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی و هدف قرار دادن ۵هزار نقطه در ایران اعم از افراد و اماکن نظامی و انتظامی و امنیتی و از همه مهمتر شهادت رهبر مقتدر جمهوری اسلامی در روز نخست ٬ هنوز قدرت دفاعی و تهاجی جمهوری اسلامی کاهش محسوس نداشته و مقامات جمهوری اسلامی می گویند امادگی دارند این رویارویی را تا چند ماه دیگر ادامه دهند.
برخی  می گویند رجز خوانی های مداوم مقامات جمهوری اسلامی واقعی نیست و بیشتر نقش بازدارنده داشته و برای روحیه دادن به مردم ایران انجام می شود اما در مقابل برخی دیگراز صاحب نظران مسایل نظامی می گویند  مقاومت ایران به مساله دیگری ربط دارد و آن اتخاذ یک استراتژی نظامی  است به نام جنگ موزاییکی  که در حال حاضر جمهوری اسلامی ان را اجرا می کند.
و  پرسش مهم این است  که این استراتژی چیست و ایا می تواند مانع از تحقق اهداف مشترک امریکا و اسراییل شود؟ در توضیح این استراتژی باید گفت :
ایران قبل از اغاز جنگ از برتری نظامی آمریکا واسراییل بويژه در حوزه هوایی و  اطلاعاتی مطلع بود و احتمال می داد که این  برتری می تواند به کشته شدن تعدادی یا همه  فرماندهان ارشد نظامی ایران منجر شود و برهمین أساس  جمهوری اسلامی دکترین موزاییکی و فرسایشی را که سالها قبل طراحی کرده بود در جنگ کنونی به اجرا دراورده  است .
 دفاع موزاییکی ایران که  برای یک جنگ تمام‌عیار با ایالات متحده طراحی شده ٬ دو جنبه اصلی دارد یکی در سطح فرماندهی و دیگر در سطح عملیاتی .
این دکترین در سطح فرماندهی مبتنی برواگذاری حداکثر اختیارات به فرماندهی‌های استانی، پایگاه‌ها و سایر سطوح، و فراهم کردن امکان انجام عملیات رزمی به‌صورت خودمختار برای آن‌ها بنا شده است.
مزیت کلیدی این راهبرد آن است که نیروهای مسلح ایران را از سلسله مراتب عمودی فرماندهی خارج کرده و سرزمین  ایران را «به قطعات جداگانه یک موزاییک تبدیل می‌کند؛ به‌گونه‌ای که از دست رفتن برخی قطعات با کشته شدن فرماندهان عالی رتبه حتی فرمانده کل قوا به فروپاشی کامل ساختار دفاعی و کشور منجر نمی‌شود. زیرا نیروهای میدانی بر اساس طرح‌های از پیش تعیین‌شده یا دستورالعمل‌های کلی دریافتی به عملیات ادامه می‌دهند.
.ریسک بزرگ این استراتژی تاخیر در اجرای دستورات فرماندهی کل بر مواردی مثل  اجرای اتش بس احتمالی و توقف حملات است زیرا سلول های دفاعی متعدد که با هم رابطه افقی دارند سرعت عملی بالایی  در دریافت دستورات مافوق ندارند و این نقطه ضعف می تواند به تصمیمات اتش به اختیار و خودسرانه در ساختار نظامی منجر شود . دو نمونه از این ریسک را در جنگ ۱۲ روزه و جنگ جاری  می توان مثال زد. در جنگ ۱۲ روزه ماه ژوین گذشته علی رغم اعلام اتش بس بین ایران و امریکا تعدادی موشک به سوی اسراییل شلیک شد و در جنگ اخیر نیز علی رغم اعلام توقف پرتاب موشک به کشورهای حاشیه خلیج فارس از سوی رییس جمهور ایران نیروهای مسلح به حملات خود ادامه دادند تا جایی که مسعود پزشکیان ۲۴ ساعت مجبور شد از موضع خود عقب نشینی کند.
به نظر می رسد امریکا و اسراییل در جنگ ۱۲ روزه چند ماه قبل و جنگ جاری  تصور می کردند با کشتن سلسله مراتب فرماندهی بویژه فرمانده کل ساختار دفاعی ایران از هم می پاشد اما همین استراتژی موزاییکی مانع از تحقق این هدف امریکا و اسراییل شد.
دکترین دفاع موزاییکی محدود به نیروهای نظامی نیست بلکه همه بخشهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی و رسانه ای و دیپلماتیک بطور موازی و بدون وابستگی به هم ٬ طرحهای از قبل طراحی شده علیه دشمن را اجرا می کنند.
دکتر موزاییکی ایران غیر از سطح فرماندهی درسطح عملیاتی نیز مبتنی بر طراحی ساختار دفاعی چندلایه و ایجاد سامانه‌ای ترکیبی از مین‌های دریایی، زیردریایی‌ها، موشک‌های ضدکشتی، شناورهای تهاجمی، و پدافند هوایی در تنگه استراتژیک هرمز و آب‌های اطراف آن است . در این طراحی
هدف اصلی این نیست که ایران یک ناوهواپیمابرامریکایی را غرق کند یا حملات هواپیماهای ضد رادار  اسراییل را نابود کند  بلکه هدف این است که تنگه هرمز را به محیطی ناامن و پرخطر تبدیل کند بدون اینکه ایران رسما تنگه هرمز را مسدود کند.  ایران برای اجرای این کار حجم زیادی از مین‌های دریایی را در گلوگاه‌ها و نقاط حساس تنگه هرمز کار گذاشته به‌گونه‌ای که این مین ها می‌تواند تردد کشتی‌ها را متوقف کرده و جریان تجارت  جهانی انرژی را مختل کند. هدف ایران این نیست که در یک نبرد کلاسیک (ناو در برابر ناو) پیروز شود، بلکه هدفش این است که هزینه باز نگه داشتن تنگه را برای آمریکا به قدری بالا ببرد که ادامه حضور برای واشنگتن ناممکن یا ازنظر اقتصادی غیر ممکن  شود زیرا  پاکسازی مسیری که مین‌گذاری شده و ناامن است، هفته‌ها طول می‌کشد و هر روز بسته ماندن تنگه، میلیاردها دلار به اقتصاد جهانی ضربه می‌زند. افزایش قیمت نفت در ۱۰ روز اخیراز اثرات اجرای همین استراتژی است .
جمهوری اسلامی تلاش می کند با افزایش هزینه های جنگ با دیگر کشورها انها را وادار کند تا از امریکا و اسراییل بخواهند اتش بس اعلام کنند در صورت این اتفاق ایرام خود را برنده و پیروز جنگ اعلام خواهد کرد.
در اجرای این استراتژی  بین سپاه و ارتش ایران تقسیم کار صورت گرفته بدین گونه که نیروی دریایی ارتش ایران مسئولیت نا امن سازی  دریای عمان را برای امریکا بر عهده دارد، و نیروی دریایی سپاه پاسداران مأموریت نا امن سازی  خلیج‌فارس و تنگه هرمز را اجرا می کند.
دکترین دفاع موزاییکی ایران در بعد عملیاتی یک جنبه تهاجمی هم دارد ایران می‌داند که سیستم‌های دفاعی ناوهای آمریکایی بسیار پیشرفته‌اند، اما یک نقطه ضعف دارند: ظرفیت آنها محدود است. پلن ایران، شلیک همزمان صدها پهپاد انتحاری ارزان، قایق‌های تندرو و موشک‌های کروز از نقاط مختلف است.
 وقتی صد هدف همزمان به سمت یک ناو می‌روند، رادارهای ناو نمی‌توانند روی همه آن‌ها قفل کنند. حتی اگر ۹۰ مورد منهدم شوند، ۱۰ مورد باقی‌مانده برای آسیب جدی به ناو کافی هستند. این یعنی پیروزی ارزان در برابر دفاع گران.
جنبه دیگر بعد تهاجمی این دکترین به قدرت جابجایی لانچرهای موشکی ایران مربوط است .ایران از مکانهای مخفی و پنهان  در کوهها که به هم متصل هستند برای پرتاب موشک استفاده می‌کند. به گونه ای که وقتی یک موشک شلیک می‌شود، سکوی پرتاب یا لانچربلافاصله از طریق تونل ها جابجا شده و به عمق زمین بازمی‌گردد. این یعنی آمریکا برای منهدم کردن لانچرها باید کل یک رشته‌کوه را نابود کند تا بتواند جلوی شلیک‌ها را بگیرد. کاری که عملاً ناممکن است.
در ضمن وقتی  ماهواره‌های جاسوسی امریکا و اسراییل دود شلیک موشکهای ایران را می‌بینند  تا زمانی که مختصات محل استقرار لانچر به جنگنده یا موشک کروز آمریکایی داده شود و آن سلاح به هدف برسد، پرتابگر به زیر لایه‌های عظیم بتن و سنگی رفته و جابجا می شود در نتیجه موشک به ان اصابت نمی کند  و در صورت اثابت هم بخاطر برخورد به صخره های بزرگ سنگی  اثری ندارند.
ایران برای پرتاب موشک  از کامیون‌های معمولی نیز استفاده می‌کند که از داخل تونل‌ها بیرون می‌آیند، در یک گوشه جاده متوقف می‌شوند، شلیک می‌کنند و دوباره به دل تونل یا یک سوله معمولی برمی‌گردند.
برای مقابله با استراتژی شلیک و فرار، آمریکا ناچار است تمام نوار ساحلی جنوب ایران  را به صورت ۲۴ ساعته تحت نظر بگیرد و از
صدها پهپاد جاسوسی مداوم و هواپیماهای شناسایی استفاده کنند تا هر حرکتی روی زمین (حتی جابجایی یک کامیون ساده) را رصد کنند.
​در این سناریو هر خودرو یا واحدی که مشکوک به حمل موشک باشد، بلافاصله پیش از شلیک هدف قرار می‌گیرد. این یعنی آسمان جنوب ایران عملاً به تسخیر نیروی هوایی آمریکا در می‌آید.
اگر آمریکا به این نتیجه برسد که نمی‌تواند موشک‌ها را روی هوا بزند (چون تعدادشان زیاد و قیمت‌شان کم است). پس تنها راه باقی‌مانده، زدن موشک‌ها روی زمین و در انبارهاست.
برای نابودی این انبارها، آمریکا ناچار است از بمب‌های سنگر‌شکن چند تُنی استفاده کند که مخصوص زدن اهداف زیرزمینی است. اما استفاده از این بمب‌ها هم محدودیت دارند. کوه‌ها مانند یک سپر طبیعی عمل می‌کنند. برخورد با سنگ سخت، انرژی بمب را قبل از رسیدن به هدف اصلی می‌گیرد.
اگر بمباران هوایی با بمب‌های سنگرشکن معمول هم جواب ندهد، آمریکا برای متوقف کردن این شلیک‌ها دو راه بیشتر ندارد:
اولی بمباران اتمی تاکتیکی است که به دلیل تبعات جهانی و آلودگی رادیواکتیو، پرحاشیه است  دومی، ​تصرف زمینی است. یعنی فرستادن سرباز به داخل تونل‌ها که احتمالا همین حالا امریکا روی آن فکر می‌کند که گزینه ی  بسیار چالش برانگیزی است. عملیات آبی-خاکی برای تصرف فیزیکی نقاطی است که بیشترین شلیک از آن‌ها انجام می‌شود.
با وجود موفقیت نسبی راهبرد موزاییکی ایران به نظر می رسد امریکا و اسراییل همانطور که اعلام کردند قصد عقب نشینی از تحقق اهداف خود را ندارد و همچنان حملات هوایی انها ادامه دارد و اگر بتوانند با ادامه این حملات ساختار انتظامی و امنیتی ایران را بطور جدی اسیب پذیر کنند و مردم معترض را به خیابانها بکشند ان وقت معلوم نیست ساختار موزاییکی که ساختار دفاعی و نظامی است بتواند مانع از فروپاشی نظام سیاسی بعنوان هدف اصلی دشمنان شود.

سناریوهای پیش روی ایران بعد از انتخاب سومین رهبر جمهوری اسلامی

امیر دبیری مهر

بعد از گذشت  ۱۰ روز از حمله امریکا و اسراییل به ایران که در نخستین ساعات آن منجر به شهادت ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی شد  یکشنبه شب  مجلس خبرگان  رهبری در اطلاعیه ای مجتبی خامنه ای فرزند ۵۶ ساله ایت الله خامنه ای را  بعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی کرد.

در روز های اخیر بسیاری از اعضای مجلس خبرگان رهبری در ایران که وظیفه انتخاب رهبر را برعهده دارند ازاین انتخاب خبر داده بودند  اما طبق قانون معرفی رهبر برعهده دبیرخانه مجلس خبرگان است و اظهار نظرشخصی اعضا وجهه قانونی ندارد . گفته می شود علت تاخیر۱۰ روزه  معرفی رهبر سوم جمهوری اسلامی  ۲ مساله بوده یکی نگرانی از ترور رهبر جدید از سوی امریکا و اسراییل است که همچنان این خطر باقی است و دیگری اصرار هیات رییسه مجلس خبرگان بر برگزاری جلسه بصورت حضوری با وجود تهدیدات امنیتی است . چند روز قبل برخی از روحیانیان و چهره های سیاسی و نظامی و امنیتی با تاکید بر ضرورت تسریع انتخاب رهبر جدید ٬ ارای اعضای مجلس خبرگان را از سراسر کشور اخذ و شمارش کرده بودند اما این روش مورد  تایید هیات رییسه مجلس خبرگان بویژه ایت الله حسینی بوشهری رییس دبیرخانه مجلس خبرگان نبود.

اما فارغ از این اخبار که در چند روز اخیر خیلی مورد توجه بوده سوال مهمتر و اساسی تر این است که انتخاب مجتبی خامنه ای بعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی چه اثری بر سیاست های جمهوری اسلامی بویژه جنگ جاری با امریکا و اسراییل خواهد داشت؟ در این خصوص دو سناریو قابل تصور است .

اما قبل از بیان این دو سناریو مساله مهمی را باید درباره مجتبی خامنه ای مطرح کرد که پیش بینی درباره تصمیمات او را سخت و پیجیده می کند. نام مجتبی خامنه ای بعنوان جانشین احتمالی ایت الله خامنه ای از ۱۵ سال پیش و بعد از اعتراضات گسترده سیاسی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ مطرح شدو بعد از ان هم دایما اخباری منتشر می شد که او در دفتر رهبر جمهوری اسلامی نقش و وظایف مهمی بویژه در ارتباط با نهادهای سیاسی و نظامی و امنیتی دارد .برای مثال محمد سرافراز رییس سابق صدا وسیما در کتاب خاطرات خود  به قدرت و نفوذ زیاد مجتبی خامنه ای اشاره کرد . با این وجود در این ۱۵ سال حتی یک متن ویک سخنرانی از او منتشرنشد تا مردم با نظرات او اشنا شوند و حتی یکبار ایت لله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در ملا عام نامی از او نبرد و سخنی نگفت که از آن بتوان اینگونه استنباط کرد که به انتخاب یکی از ۴ پسرش (مصطفی ٬ مجتبی ٬ مسعود و میثم ) بعنوان جانشین خود متمایل است .همین مساله همواره اینده رهبری در ایران را در هاله ای از ابهام قرار داد و امروز هم پیش بینی روندهای بعدی را مشکل می سازد.

بر این اساس سناریوهای متصور در پی انتخاب مجتبی خامنه ای عبارتند از :

  • بر اساس سناریوی اول که بیشتر محتمل به نظر می رسد مجتبی خامنه ای راه و مسیر و سیاستهای پدرش را مانند گذشته ادامه خواهد داد. اخبارغیررسمی مبنی بر حمایت شخصیتهای نظامی و امنیتی از انتخاب او نشان می دهد قرار نیست او تغییری در سیاست های جمهوری اسلامی ایجاد کند . بسیاری معتقدند هر چند دفتر و محل کار ایت الله خامنه ای دو بار بمباران شده اما ساختار منسجم و اهنین دفتر او با انتخاب پسرش حفظ و بازسازی خواهد شد و در اصطلاح قدرت در بیت خامنه ای استمرار خواهد یافت .در خصوص جنگ جاری هم با انتخاب رهبر جدید و تقویت انسجام فرماندهی نظامی و سیاسی ٬ رویارویی با امریکا و اسراییل تشدید خواهد شد و سیاست اعلامی جمهوری اسلامی مبنی بر ضرورت تنبیه امریکا بخاطر تجاوز نظامی به ایران ادامه خواهد داشت تا جایی که نیروهای نظامی امریکایی محبور شوند برای جلوگیری از خسارت و تلفات بیشتر از منطقه خلیج فارس خارج شوند. علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی و محمد باقر قالیباف در اخرین موضع گیری های رسمی خود بر این سیاست تاکید کردند که نشان می دهد انها مجتبی خامنه ای را حامی چنین سیاستی می دانند که پیشاپیش از آن با این قوت و قدرت حمایت می کنند و حتی حاضر شدند خلاف نظر مسعود پزشکیان رییس جمهور که خواهان توقف حمله به کشورهای عربی شده بود اظهار نظر کنند.  اگر چنین سناریویی تحقق یابد باشد احتمال ترور رهبر جدید نیز وجود دارد چنانچه دونالد ترامپ نیز دست کم دو بار به ان اشاره کرده و اینکه اگر رهبر جدید ادامه دهنده سیاست های رهبر قبلی باشد توسط امریکا و اسراییل حذف خواهد شد. این سیاست امریکا می تواند همزمان با حذف رهبر سوم به فروپاشی جمهوری اسلامی هم منجر شود.

 

  • سناریوی دوم این گونه است که مجتبی خامنه ای راهی و فضایی نوین در سیاست ایران می گشاید . برخی افراد طرفدار او ازچند سال قبل در فضای مجازی از او بعنوان بن سلمان ایران نام می بردند و تاکید می کردند که برخلاف تبلیغات مخالفان او٬ مجتبی خامنه ای علاقمند به توسعه و بهبود روابط با جهان است. البته این افراد برای ادعای خود هیچ سند و مدرکی ارایه نکردند. اما با فرض اینکه این ادعا صحیح باشد مجتبی خامنه ای می تواند فصل جدید از دوران حکومت جمهوری اسلامی را با بازنگری در سیاست های گذشته بویژه در ارتباط با امریکا اغاز کند . بویژه در شرایطی که امریکا با حمله نظامی به ایران از زمینه سازی برای سرنگونی حکومت ایران سخن می گوید . باورمندان به این سناریو می گویند اعلام عفو عمومی زندانیان سیاسی  ٬ گشایش فضای سیاسی و ایجاد رقابت سیاسی ٬ تلاش برای بهبود رابطه با دیگر کشورها بویژه کشورهای خلیج فارس و استفاده از همه ظرفیتهای سیاسی و مدیریتی داخل کشور فارغ از گرایش های سیاسی انها در دوران مجتبی خامنه ای رقم خواهد خورد و بنابراین جنگ جاری نیز پایان خواهدیافت و اتش بس اعلام خواهد شد. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی اعلام جنگ و اتش بس و فرماندهی کل نیروهای مسلح بر عهده رهبری است ..اما این ابهام همچنان باقی است اگر مجتبی خامنه ای بخواهد تغییرات اساسی درسیاست های جمهوری اسلامی ایجاد کند به طرفداران نظام و پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی که با این تغییرات مخالف هستند چه خواهد گفت و مخالفت انها را چگونه رفع خواهدکرد؟

 

در انتها باید گفت واقعیت سیاسی هر چند در مرحله اول در ذهن سیاست مداران صورت بندی می شود اما برای تبدیل شدن به تصمیم سیاسی این   رخدادهای پیرامونی و کنش های دیگران است که نقش اساسی را در ان ایفا می کند. بنابر این بعد از معرفی مجتبی خامنه ای و اغاز بکار او بعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی مهمتر از اینکه در ذهن او چه می گذرد روند تحولات است که نشان می دهد کدام سناریو به واقعیت خواهد پیوست.