واکنش ها درایران به ادعای نیویورک تایمز درباره احمدی نژاد

بعد از اینکه روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی ادعا کرد آمریکا و اسرائیل به دنبال رهبری احمدی‌نژاد در ایران در صورت سقوط جمهوری اسلامی در جنگ ۴۰ روزه بودند این موضوع بازتاب وسیعی در ایران داشته و واکنش های متفاوتی را برانگیخت.
نیویورک تایمز به نقل از منابع آگاه جزئیات یک طرح سری اسرائیلی-آمریکایی را منتشر کرد که هدف آن سقوط جمهوری اسلامی ایران و معرفی محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق ایران، به عنوان رهبر دوران پس از جنگ بوده
هنوز ادعاهای مطرح شده در گزارش نیویورک تایمز از سوی هیچ منبع مستقلی تایید نشده و همچنین مقامات آمریکا، اسرائیل، ایران و شخص احمدی نژاد یا دفتر او درباره محتوای این گزارش و در رد یا تایید ان اظهار نظر نکرده اند. صرفا چهارشنبه شب یکی از مقامات سابق موساد در گفتگو با بی بی سی این ادعا را مهمل و کذب خواند.
یکی از مشاوران نزدیک محمود احمدی نژاد نیز درباره ادعای مطرح شده از سوی نیویورک تایمز به من گفت : سیاست ما سکوت در قبال همه جریان سازی های رسانه ای و سیاسی درباره اقای احمدی نژاد است او از ارایه توضیحات بیشتر خودداری کرد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از روزهای اولیه جنگ با ایران بر لزوم رهبری ایران توسط «یک فرد داخلی» تاکید کرده بود، نیویورک تایمز به نقل از مقامات آگاه آمریکایی گفته فردی که ترامپ به ان اشاره کرده محمود احمدی‌نژاد است که هشت سال بین ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ ریاست جمهوری ایران را برعهده داشت.
احمدی‌نژاد در اولین روز جنگ اخیر بعد از حمله هوایی اسرائیل به محل اقامتش در شرق تهران متواری شد و تعدادی از محافظان او کشته شدند . از ان روز تا الان او در انظار عمومی ناپدید شد و محل نگهداری و وضعیت سلامتی او همچنان نامشخص است و حتی هیچ اظهار نظری از او درباره وقایع مربوط به جنگ از منتشر نشده است .
مجموعه واکنش ها و تحلیل ها در ایران به گزارش نیویورک تایمز را می توان در چهار گروه زیردسته بندی کرد:
1- گروهی که این گزارش را اساسا کذب و بی اساس و بی اعتبار می دانند و هدف ان را ایجاد شکاف و اختلاف شدید داخلی در ایران در دوران بعد از جنگ می دانند. این گروه به توییت چند روز پیش حسین دهباشی مستند ساز ایرانی اشاره می کنند که در آن گفته بود حملات امریکاواسراییل به ایران و ترور مقامات انقدر ادامه پیدا می کند تا حسن روحانی رییس جمهورسابق ایران به مقام رهبری برسد! به نظر این گروه گزارش نیویورک تایمز مکمل همان توییت اختلاف افکن دهباشی است. در این نگاه گزارش مذکوربیشتر شبیه داستان های جنایی و فیلم های سینمایی دانسته شده که با واقعیات ایران و مناسبات قدرت مغایر است . پریسا نصر گزارش نیویورک تایمز را عملیات روانی و پیوست جنگ ترکیبی جاری علیه ایران دانسته ودرباره فرناز فصیحی خبرنگار ایرانی روزنامه نیویورک تایمز نوشته بارها ادعاهای این خبرنگار دروغ از اب درامده و چندان قابل اعتنا نیست. پریسا نصرهمکاری رونین برگمن افسرامنیتی اسراییل درتهیه این گزارش را شاهدی برای رویکرد عملیات روانی علیه جمهوری اسلامی دانسته است.
طرفداران احمدی نژاد در ایران نیزبه این گزارش بی تفاوت نبودند و به آن واکنش نشان دادند.برای مثال مهدی یحیی نژاد نوشته اسراییل وقتی نتوانست به موشک احمدی نژاد را حدف کند می خواهد با این گزارش و به دست جمهوری اسلامی او را حذف کند.

2- واکنش دوم به برخی از ایرانیان و فعالان سیاسی مخالف احمدی نژاد مربوط می شود که این گزارش را قرین به واقعیت و شاهدی برای درستی ادعاهای گذشته خود و مخالفت شان با احمدی نژاد می دانند.انها سیاست های احمدی نژاد را در گذشته بیشتر به نفع امریکا و اسراییل می دانند نه جمهوری اسلامی و حتی برخی از کاربران در فضای مجازی حمایت های مقامات عالی از از احمدی نژاد در ۲۰ سال گذشته مورد انتقاد قرار دادند. بهروز عزیزی روزنامه نگار اصلاح طلب نوشت ای کاش هشدارهای هاشمی رفسنجانی در باره خطر محمود احمدی نژاد به موقع شنیده می شد. برخی از کاربران با انتشار تصاویر روزنامه ها در ۲۰ سال قبل که بسیاری از روحانیان مانند مصباح یزدی از احمدی نژاد حمایت می کردند افرادی مثال سعید جلیلی را نسخه های امروزی احمدی نژاد دانستند که باید مراقب مواضع و رفتار انها بود.
نادر سلطان پورخبرنگار ایرانی مقیم انگلیس به نقل از یک اسراییلی نوشته صهیونیستها همیشه خواستار خلق یک احمدی نژاد بودند زیرا مواضع او درباره اسراییل و زیر سوال بردن هولوکاست٬ جان تازه ای به راست افراطی اسراییل و نتانیاهو بخشید تا به بهانه تهدید امنیتی٬ فشار بین المللی را از موضوع فلسطین بکاهد و بر ایران معطوف کند.
حتی برخی اصولگرایان نیز با اشاره به اختلافات عمیق شهید علی لاریجانی با محمود احمدی نژاد نوشتند افرادی مثل لاریجانی می دانستند احمدی نژاد عنصر نامطلوبی است .

3- دسته سوم گروهی هستند که هم با نگاه امنیتی و اطلاعاتی دنبال راستی ازمایی ادعای نیویورک تایمز هستند و بطورضمنی گزارش مذکور را تایید کرده و شواهد درباره ان را منتشر کردند. برای مثال برخی به گزارش مجله نیولاینزدر سه ماه قبل اشاره کردند که طبق ان احمدی نژاد در سال ۲۰۲۳ به گواتمالا و در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵به مجارستان سفر کرده دو کشوری که روابط نزدیکی با اسراییل دارند. ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان در ان زمان روابط نزدیکی با نتانیاهو داشت . برخی منابع اگاه نیز گفتند سیستم اطلاعاتی ایران با سفرهای خارجی احمدی نژاد مخالف بوده و ضمن تذکر به او بارها خواستار لغو انها شده بود اما احمدی نژاد بر انجام این سفرها اصرار داشته است .
در این راستا ویدیوی مصاحبه ای با مهدی خزعلی در فضای مجازی منتشر و وایرال شده که خزعلی می گوید اجداد محمود احمدی نژاد یهودی بودند و بخاطر فشارهای اجتماعی مسلمان شده اند.
برخی ازکاربران فضای مجازی نوشتند اگر گزارش نیویورک تایمز درست باشد جهان با یک ابرجاسوس بی مانند فراتر ازالی کوهن مواجه می شود .الی کوهن جاسوس اسراییل بود که در حکومت سوریه به وزارت دفاع دست یافت .
برخی هم نفود کاترین شاکدوم جاسوس موساد به لایه های بالای جمهوری اسلامی را شاهدی بردرستی ادعای مطرح شده درباره احمدی نژاد می دانند و اینکه اسراییل توانسته در در ایران نفوذ کند.
4- دسته چهار کسانی هستند که می گویند هر چند گزارش نیویورک تایمز قابل راستی ازمایی نیست اما هدف از طرح این ادعا در واقع نشان می دهد امریکا اواسراییل از ابتدا روی توان و موقعیت رضا پهلوی بعنوان الترناتیو جمهوری اسلامی اصلا حساب نکردند و و او یک مهره سوخته سیاسی محسوب می شود که بازی خورده و باعث کشته شدن هزاران جوان معترض در حوادث اخیر ایران شده است . یکی از کاربران در این باره نوشت: رضا پهلوی چه سرنوشت عجیبی داشته که فکر می کرد امریکا و اسراییل او را مهره نجات ایران می دانند در حالی که در پشت پرده با احمدی نژاد زد و بند کرده بودند .جالب اینجاست اکبر گنجی فعال سیاسی ایرانی مقیم امریکا در ادعای عجیبی گفته احمدی نژاد و رضا پهلوی با هم در اتباط بودند و اطلاعات سپاه پیام خصوصی بین انها را در دست دارد و اگر رضا پهلوی ان را تکذیب کند منتشر خواهدشد.
یکی از طرفداران میرحسین موسوی رهبر جنبش سبز در ایران که در حبس خانگی است با حمله به رضا پهلوی نوشته رضا پهلوی شرم نمی کند دست بند سبز می بندد که سمبل جنبش سبز است بعد با احمدی نژاد که دشمن اصلی جنبش سبز بود همکاری می کند!
در جمع بندی
شاید نتوان در این فاصله کوتاه زمانی درباره ادعای نیویورک تایمز قضاوت دقیقی کرد اما دو چیز مشخص است یکی پیچیده بودن تحولات ایران در سه ماه اخیر و اینکه هنوز ناگفته های بسیاری باقی مانده که زیر سایه جنگ کمتر به ان پرداخته شده و نکته دیگر چیزی است که بسیاری از روزنامه نگاران و تحلیل گران به ان اشاره کردند و اینکه فارغ از دیدگاهای متفاوت به او ایا احمدی نژاد در ایران است ؟ اگر هست ایا ازاد است یا بازداشت است ؟ و کجاست ؟ چرا هیچ خبری از او نیست.
شاید پس از پایان رسمی جنگ بتوان به این پرسشها پاسخ داد.

بن بست مذاکرات چگونه شکسته شد؟

پس از۴۰ روز جنگ و ۴۰ روز مذاکره بی نتیجه
بن بست مذاکرات چگونه شکسته شد؟

امیر دبیری مهر
امریکا و اسراییل ۴۰ روز علیه جمهوری اسلامی ایران جنگیدند اما به اهداف چهارگانه مشترک خود دست نیافتند . انها می خواستند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند تاسیسات هسته ای ایران و توانایی های موشکی آن را نابود کنند و حمایت تهران از نیروهای نیابتی خود در لبنان و عراق و یمن را قطع کنند. هیچ کدام از این اهداف با وجود ۲۳ هزار عملیات نظامی و هزینه ای بالغ بر ۷۰ میلیارد دلار موفق نشد بلکه مشکل جدیدی برای اقتصاد جهان هم ایجاد شد و ان بسته شدن تنگه هرمز توسط نیروهای نظامی ایران بود.
۴۰ روز هم مذاکره کردند تا تنگه را باز کنند و ۴۴۰ کیلو گرم اورانیوم غنی شده از ایران خارج شود باز نتیجه ای حاصل نشد و به همین دلیل سه کشور چند بار تا استانه از سرگیری جنگ قرار گرفتند
. مشکل درچند مساله اساسی است که عبارتند از:
اول اینکه ایران نمی پذیرد غنی سازی اورانیوم را به هیچ قیمتی متوقف کند
دوم اینکه ایران حاضر نیست بدون گرفتن امتیازاتی مانند رفع تحریم ها وازاد سازی پولهای بلوکه شده خود تنگه هرمز را باز کند ضمن اینکه ایران خواهان اعمال حاکمیت جدید بر تنگه با مشارکت عمان است .
سوم اینکه ایران حاضر نیست ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود را به امریکا تحویل دهد
و چهارم اینکه ایران اتش بس در جنوب لبنان را نیز برای توقف جنگ ضروری می داند
این چهار مساله باعث شده با وجود میانجیگری های پاکستان وقطر وتلاش دیگر کشورها مانند عربستان و ترکیه و مصر در این ۴۰ روز اخیر٬ ایران و امریکا نتوانستند به توافق برسند و هر روز نگرانی از تبعات وضعیت ـنه جنگ نه صلح ـ بیشتر و اثرات ان بر اقتصاد جهانی وخیم تر شده است . کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هم به شدن نگران اغاز مجدد جنگ هستند زیرا برخلاف تصورات اولیه جمهوری اسلامی نشان داد در حمله به پایگاهای نظامی امریکا در هر کشوری تردید نمی کند و این حملات اقتصاد و امنیت کشورهای خلیج فارس را تهدید می کند.
اما در دقیقه ۹۰ یعنی زمانی که همه اماده از سرگیری جنگ مجدد بودند وزیر کشور پاکستان راهی تهران شد تا هر طور شده راهی برای خروج از بن بست مذاکرات پیدا کند . پاکستان نه تنها ادامه جنگ را مغایربا منافع و امنیت ملی خود می بیند بلکه از طرف کشورهای عربی بویژه عربستان بعنوان متحد اصلی خود نیز برای پایان دادن به جنگ ماموریت دارد . وزیر کشور پاکستان چند روز در تهران ماند و با مقامات ایرانی مذاکرات فشرده کرد وهمزمان با امریکایی ها در تماس بودو در نهایت راه حل دو مرحله ای را برای پایان جنگ مورد توافق تهران و اسلام اباد قرار گرفت و با سفر ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان این راه حل به شنبه عصر برای واشنگتن ارسال شد .
به گزارش منابع معتبر اما غیر رسمی بر اساس این راه حل ایران و آمریکا در مرحله اول برای پایان جنگ توافق می کنند :
1. جنگ در تمامیِ جبهه‌ها از جمله در جنوب لبنان متوقف می شود و امریکا برای عدم خود به ایران و عدم تعرض اسراییل به لبنان باید تضمین دهد این تضمین نیازمند قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است
2. تنگه هرمز توسط ایران در ازای رفع محاصره دریایی تنگه از طرف آمریکا٬ باز می شود . البته ایران در چند روز اخیر با اجازه عبور کشتی های تجاری بیشتر حسن نیت خود را نشان داده است . برخی منابع می‌گویند آمریکا با یک پروتکل پذیرفته کشتی‌هایی که مبدا و مقصدشان ایران است هر روز بصورتِ لیستی چک شوند و در صورت تایید می‌توانند از تنگه هرمز تردد کنن!اما همچنان ابهاماتی درخصوص تنگه هرمز باقی می ماند که در مذاکرات اینده باید بررسی شود مسایلی مانند اینکه آیا آمریکا قصد دارد شریک ایران در مدیریت تنگه هرمز باشد؟! آیا قرار است پایگاهی در عمان تاسیس کند برای مدیریت بر تنگه؟! نقش عمان در مدیریت تنگه چه می‌شود؟! تقسیم‌کار تنگه هرمز میان ایران، عمان و آمریکا چگونه است و با چه درصدی از منافعِ آن؟!
تا کنون کشتی‌هایی که از تنگه عبور کردند عموما از مسیر تعیین شده توسط ایران استفاده کردند؛ ایا این مسیر در این تفاهم مشترک، لحاظ شده است؟! بحث عوارض ایران از کشتی‌های عبوری _که در شرایط فعلی اعمال می‌گردد_ در آینده نیز ادامه دارد یا حذف خواهد شد؟

3. بخشی از اموال بلوکه شده ایران ازاد میشود. قرار شده که اگر ساز و کار آزادسازی اموال بلوکه شده ایران زمان ببرد، قطر سریعا ۱۲ میلیارد دلار (با ۶ میلیارد دلار کُره که در بانک‌های قطر بلوکه شده) را بپردازد تا فرآیند آزادسازی ۲۴ میلیارد دلاربطور کامل در ماههای اینده طی شود.

4. حضور ناوگان نظامی امریکا در خلیج فارس باید کاهش یابد تا نشان داده شود تعرض جدیدی در برنامه امریکا نیست و در محله دوم فرصت ۳۰ با ۶۰ روز برای مذاکره در خصوص موضوعات اختلافی تعیین می شود و به عبارت دیگر دو کشور توافق کردند در این مقطع پایان جنگ را به حل مسایل اختلافی موکول نکنند.
بقیه موضوعات اختلافی در مذاکرات پس از پایان جنگ مطرح خواهد شد از جمله رفع تحریم‌های اقتصادی که از ابتدا مورد تاکید و خواسته ایران بوده اما امریکا از پذیرش ان طفره می رود .برخی کارشناسان می گویند علت ان سازو کارهای پیچیده است که در اعمال تحریم ها در سالهای گذشته علیه جمهوری اسلامی بکار گرفته شده که رفع ان را نیز پیچیده کرده است . اما ظاهرا ایران پذیرفته در دور دوم مذاکرات در باره ان مطالبه گری کند.
مساله مهم دیگر موضوعات هسته ای است . حتی اگر رفع اختلافات هسته ای در دور بعد ی مذاکرات مطرح شود هنوز مشخص نیست ایا ایران غنی سازی ۳.۶۷ را می پذیرد یا ۲۰٪ را؟! میزان تعلیق غنی سازی توسط ایران چند سال است؛ ۵ سال، ۱۰ سال، ۱۵ سال یا ۲۰ سال یا حتی صفر؟! ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰٪ در ایران می‌ماند، به چین می‌رود یا روسیه؟! شنیده ها حاکی است موضع رهبر سوم و جوان جمهوری اسلامی در خصوص « تعلیقِ بلند مدتِ غنی‌سازی» و «خروج اورانیوم» با خواسته های امریکا فاصله دارد.
مساله مهم دیگری که بسیاری از مخالفان توافق با امریکا در ایران ان را مطالبه می کنند دریافت خسارت جنگ از امریکاست. خسارت مستقیم و غیر مستقیم جنگ ۴۰ روزه بنا بر گزارش نهادهای اقتصادی در ایران از ۹ میلیارد دلار تا ۲۷۰ میلیارد دلار براورد شده است ایا امریکا به پرداخت خسارت تن می دهد ایا ایران حاضر است در صورت امتناع امریکا از پرداخت خسارت از ان چشم پوشی کند؟
از توییت شنبه شب ترامپ می شود استنباط کرد پیشنهادهای ایران برای پایان جنگ در مرحله اول مورد قبول قرار گرفته اما گزارش رسانه ها نشان می دهد اسراییل از این توافق اولیه خشنود و راضی نیست. در داخل ایران هم گروههای خشمگین از جنگ اخیر به هرگونه توافقی با امریکا روی خوش نشان نمی دهند . ایا این موانع می تواند در روند توافق و مذاکرات بعد از ان اخلال ایجادکند؟ به نظر می رسد در این مرحله تصمیم گیران ایران و امریکا تصمیم گرفتند توافق کنند اما تعداد موضوعات اختلافی انقدر زیاد و مخالفان بهبود رابطه ایران و امریکا انقدر فعال هستند که که رفع این موانع در ۳۰ یا ۶۰ روز مذاکره اتی بعید به نظر می رسد و می تواند به دور جدیدی از درگیری ها در ماههای اینده منجر شود.

 

سنگ اندازی در تصمیم دولت برای اتصال اینترنت

سنگ اندازی در تصمیم دولت برای اتصال اینترنت:
مخالفان ازادی اطلاعات و ارتباطات وارد صحنه می شوند

روز دوشنبه همزمان با انتشاراخبارمثبتی در خصوص تفاهم ایران و امریکا برای پایان جنگ ٬خبری در ایران منتشر شد که برای مردم بسیار مهم و خوشحال کننده بود. اینکه اینترنت بین الملل پس از۳ ماه قطعی مجددا متصل خواهد شد .
این تصمیم در پی تشکیل جلسه ستادی اتخاذ شد که هفته گذشته و با اوج گرفتن مطالبات مردمی برای اتصال اینترنت و به دستور مسعود پزشکیان رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی تاسیس شد و در جلسه نخست ان٬ غیر از سه نفر همگی با اتصال مجدد اینترنت موافقت کردند.
پس از این مصوبه احسان چیت‌ساز، معاون وزارت ارتباطات ایران که قبلا گفته بود مصوبه بازگشایی اینترنت توسط رئیس‌جمهور ابلاغ شده تاکید کرد اینترنت، اکسیژن اقتصاد دیجیتال، شریان امید نسل جوان و ستون اعتماد عمومی است. هیچ ملتی با قطع ارتباط، به آینده متصل نمی‌شود. ادامه دارد

سپس برخی رسانه ها نام دو نفر از مخالفان اتصال اینترنت را افشا کردند. این دونفر عبارتند از : پیمان جبلی رییس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی واقا میری دبیر شورای عالی مجازی. اقا میری فردی است با وجود سن کم و نداشتن تجربه کافی بواسطه روابط خانوادگی ٬ دردولت ابراهیم رییسی در این مسند مهم قرار گرفت و عملکرد بسیارضعیف او به شدت مورد انتقاد در ایران قرار دارد . او فرزند دکتر اقامیری رییس دانشگاه شهید بهشتی و داماد جواد لاریجانی از مخالفان ازادی های اجتماعی و توسعه سیاسی است . اقا میری که دبیرشورای عالی فضای مجازی است در چند ماه اخیر نه تنها هیچ اقدامی برای اتصال اینترنت انجام نداد بلکه به گفته محمد سرافراز رییس سابق صداوسیما وعضو این شورا در یکسال گذشته این شورا حتی یک جلسه هم نداشته و عجیب تر اینکه به گفته سرافراز برخی از اعضای ان برای وارد کردن تجهیزات قطع کامل اینترنت از چین نیز اقدام کرده اند.
اقدام دولت برای اتصال اینترنت به اتفاق دیگری هم مرتبط است و ان تصمیم حاشیه ساز و اقتصادی اپراتورهای تلفن همراه در ایران برای فروش اینترنت با قیمتهای گزاف تحت عنوان اینترنت پرو بود . برخی منابع مطلع می گویند هدف اصلی این طرح سوداوری و پرداخت بدهی های سنگین این شرکت ها به پیمانکاران شان بوده . کارشناسان فناوری اطلاعات می گویند این تصمیم نشان داد قطع اینترنت به بهانه تهدیدات امنیتی واقعی نبوده وگرنه چگونه برخی از شهروندان می توانند با پرداخت پول از اینترنت استفاده کنند؟ و چگونه پول٬ تهدید امنیتی را رفع می کند؟ ضمن اینکه بسیاری از ترورهای جنگ ۴۰ روزه امریکا و اسراییل بعد از قطعی اینترنت رخ داد و این واقعیت نشان داد قطع اینترنت نمی تواند بازدارندگی امنیتی ایجاد کند.
در این سه ماه اخیر فروش فیلترشکن یا کانفیگ هم در ایران درامد بسیار زیادی داشته و برخی معتقدند افراد بهره مند از این سود کلان نیز پشت صحنه مخالفت با اتصال مجدد اینترنت هستند.
کارشناسان اجتماعی می گویند با وجود همه این مسایل استانه صبر و تحمل مردم از قطعی اینترنت به انتها رسیده و در صورتی که دولت در این خصوص اقدام نکند پیامدهای غیر قابل جبرانی خواهد داشت .
با وجود همه این موضوعات و تصمیم دولت برای بازگشایی اینترنت ٬ ظهر سه شنبه خبر عجیب و شوکه کننده ای در رسانه ها منتشر شد و اینکه دیوان عدالت اداری وابسته به قوه قضاییه اعلام کرد مصوبه ستاد وابسته به دولت در خصوص اتصال اینرنت باید متوقف شود و تا پایان رسیدگی به درخواست شاکیان ، مصوبات این ستاد غیرقابل اجرا خواهد بود. این خبر یعنی مصوبه ان هم برای اتصال ایترنت غیر قابل اجراست و اگر هر مقامی از جمله رییس جمهور یا وزیر ارتباطات که در ۲۴ ساعت اخیر دستور اتصال اینترنت را صادر کردند از تصمیم خود عقب نشینی نکنند تحت پیگرد قضایی قرار خواهند گرفت . البته کارشناسان حقوقی می گویند دستور مسعود پزشکیان در مقام رییس شورای عالی امنیت ملی بوده و اگر به تایید مقام رهبری رسیده باشد هیچ نهادی نمی تواند مانع اجرای ان شود.

ساعتی پس از انتشار خبر مخالفت قوه قضاییه با اتصال اینترنت سایت انتخاب اسامی ۴ نفر شاکی حقیقیِ «توقف اتصال اینترنت بین‌الملل» را افشا کرد که عبارتند از :
عبارتند از کامیار ثقفی، رضا تقی پور، رسول جلیلی و محمد حسن انتظاری که همگی مخالف دولت مسعود پزشکیان و از مخالفان اصلی ازادی ارتباطات و اطلاعات در ایران هستند که نشان می دهد در پشت این مخالفت ها اراده سیاسی وجود دارد .
برای مثال رسول جلیلی از طراحان این شکایت و چهره نزدیک به سعید جلیلی در ایران بعنوان پدر فیلترینگ شناخته می شود و شرکت های متعددی در حوزه امنیت شبکه دارد.

در روزهای گذشته افراد و مقامات و رسانه های دیگری نیز اعلام کرده بودند با بازگشایی اینترنت موافق نیستند که این مواضع بازتاب شکاف عمیق‌تردر نگاه به مدیریت کشور بویژه تر در شرایط بحرانی است . واقعیتی که محمد سرافراز بعنوان یکی از باسابقه ترین مدیران رسانه ای کشور در گفتگوی اخیر خود با رسانه ها از ان پرده برداشت.
برای مثال روزنامه همشهری وابسته به شهرداری تهران به صراحت با اتصال مجدد اینترنت مخالفت کرد و نوشت مصوبه دولت می‌تواند «فرماندهی واحد» در شرایط بحران را دچار اختلال کند. این موضع‌گیری نشان داد بخشی از نهادهای حاکمیتی اینترنت را نه یک زیرساخت عمومی و فرصت بلکه متغیری امنیتی و تهدید عمومی می‌بینند .

مثال دیگر واکنش تند حمید رسایی نماینده مجلس به مصوبه دولت بود .او ستاد تشکیل شده به دستور رییس جمهور وبه ریاست معاون اول رییس جمهور را «غیرقانونی» خواند و مصوبه آن را در تعارض با مصوبات پیشین نهادهای امنیتی ایران دانست . او حتی قرار گرفتن محمد رضا عارف معاون اول رییس جمهور را در سمت معاون اولی رییس جمهور و رییس ستاد مذکور را بخاطر اقامت فرزندش در امریکا غیر قانونی خواند!
حمید اصفی یکی از تحلیلگران ایرانی در توصیف این فضا به نکته دقیقی اشاره کرد و نوشت تصمیم دولت برای اتصال اینترنت و اقدام مخالفین علیه ان تصویر رادیولوژیِ یک حکومت با دو مغز است.
مغزی که با یک دست دکمه «اتصال» را فشار می‌دهد و با دست دیگر سیم را می‌کِشد.
صبح، دولت وعده «بازگشایی اینترنت» می‌دهد؛
شب، دیوان عدالت اداری همان تصمیم را در یخچال بوروکراسی منجمد می‌کند.
یکی می‌گوید: مردم تا ۲۴ ساعت آینده متصل می‌شوند
و دیگری می‌گوید: فعلاً هیچ‌جا نمی‌روید
این فقط اختلاف نهادها نیست؛
این جنگِ «جمهوریِ اضطراب» با خودش است.
حکومتی که حتی روی خاموش و روشن کردن اینترنت هم به وحدت فرماندهی نرسیده،
در حقیقت وارد مرحله‌ای شده که می‌توان آن را
شیزوفرنی حاکمیتی» نامید؛
وضعیتی که در آن، دولت، قاضی، نهاد امنیتی و اتاق‌های سایه،
هرکدام کشور را به جهتی می‌کشند و در نهایت، مردم وسط این طناب‌کشی له می‌شوند.
در جمع بندی باید گفت اگر دولت ایران نتواند تصمیم خود مبنی بر اتصال اینترنت را اجرایی کند هم سرمایه اجتماعی خود را از دست خواهد داد و هم برای مخالفان خود پیام ضعفی ارسال خواهد که در همه حوزه ها ی دیگر مغلوب مخالفین خواهد شد. باید منتظر ماند و سرنوشت این تصمیم را تماشا کرد.

مقایسه مواجهه چین و ایران با امریکا

اختلافات چین و آمریکا با اختلافات ایران و آمریکا هم از نظر «کمیت» و هم از نظر «کیفیت» تفاوت‌های بنیادین دارند. اما مهم‌تر از خود اختلافات، نوع مدیریت و روش برخورد دو کشور با آمریکا است؛ یعنی چین و ایران وقتی با واشنگتن تعارضات جدی دارند، بازی را با قواعد متفاوتی پیش می‌برند که مطالعه این سوژه اهمیت زیادی در تصمیم گیری های اینده جمهوری اسلامی دارد .
.از بعد «کمیت» اختلافات چین و آمریکا بسیار گسترده و چندلایه‌اند و درحوزه های تجارت و تعرفه‌ها، فناوری ، هوش مصنوعی و رقابت صنعتی ، تایوان ، دریای چین جنوبی ، نفوذ جهانی ، امنیت سایبری ، حقوق بشر و رقابت نظامی قابل دسته بندی هستند.
به عبارت دقیق تر امریکا و چین در همه حوزه ها با هم اختلاف دارند. برای اطلاع انانکه با تاریخ روابط بین الملل اشنا نیستند باید گفت چین تا قبل از رهبری دنگ شیائوپینگ در اوایل دهه ۷۰ میلادی و در زمان رهبری مائو ، نه تنها اختلاف با امریکا داشت بلکه خواستار محو امریکا از روی زمین بود. در رویکرد اجنبی ستیز مائو حتی روسیه هم تحمل نمی شد و در خیال خود می خواست بعد از محو سرمایه داری به سراغ کمونیسم شهری و کارگری شوروی رود و کمونیسم روستا پایه و دهقانی را درجهان گسترش دهد.اما ارمانهای ان رهبر رویا پرداز چین امروز با ساخت برج های سر به فلک کشیده شانگهای به فراموشی سپرده شد.
اما نکته جالب اینجاست که امروز چین و امریکا با وجود این حجم از اختلافات :
حجم عظیم روابط اقتصادی شامل صدها میلیارد دلار تجارت سالانه دارند که حدود ۵۰۰ تا ۶۵۰ میلیارد دلار در سال میشود از این حجم ، صادرات چین به آمریکا حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلارو صادرات آمریکا به چین حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلاراست .
دو کشور وابستگی متقابل صنعتی و مالی دارند و کانال‌های دائمی مذاکره بین انها در موضوعات محل اختلاف همیشه فعال است.
حالا خوب است در مقام مقایسه به مسایل اختلافی بین ایران و آمریکا بپردازیم .این اختلافات از نظر تعداد حوزه‌ها اما «متمرکزتر و سیاسی‌تر» است.
محورهای اصلی اختلافات ایران و امریکا عبارتند از : برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها ، سیاست منطقه‌ای، اسرائیل، حضور آمریکا در خاورمیانه، مسائل موشکی، بی‌اعتمادی تاریخی پس از ۱۳۵۷ بویژه پس از گروگانگیری و فقدان روابط اقتصادی و رابطه دیپلماتیک رسمی .
این مقایسه تا اینجا از بعد کمی نتایج جالبی دارد و اینکه :
چین و آمریکا اختلافات بیشتری دارند، اما رابطه‌شان قطع نشده و با هم گفتگو می کنند و وارد جنگ با هم نشدند اما ایران و آمریکا اختلافات کمتری دارند، اما سطح خصومت سیاسی انها انقدر عمیق است که امریکا در یکسال دوبار به ایران حمله نظامی کرده است .در ادامه از بعد کیفی هم این روابط را بررسی می کنیم تامساله دقیقتر تبیین شود.
چین و آمریکا بعوان دو قدرت بزرگ با هم رقابت دارند .دو طرف یکدیگر را به‌عنوان بازیگران مشروع نظام جهانی قبول دارند.
چین نمی‌خواهد آمریکا را حذف یا نابود کند بلکه خواستار توازن قدرت به نفع پکن است به گونه ای که سهم پکن در نظم جهانی افزایش یابد و به قدرتی هم‌تراز آمریکا تبدیل شود. بنابراین اختلافات خود را با امریکا ساختاری و بلندمدت و قابل مدیریت و مبتنی بر محاسبه هزینه-فایده می بیند.
اما اختلافات ایران و آمریکا بیشتر «ایدئولوژیک ـ امنیتی» است و هویت سیاسی متقابل را درگیر کرده و نظم منطقه‌ای را تحت تاثیر قرار داده و دو طرف مشروعیت رفتار طرف مقابل را زیر سؤال می برند همان چیزی که دیوار بلند بی اعتمادی است.
در نتیجه چین و آمریکا رقیب‌اند و با وجود سطح بالاتر تخاصم متقابل به سوی جنگ نمی روند اما ایران و آمریکا با وجود اختلافات کمتر و منافع مشترک اغلب در وضعیت تقابل سیاسی ـ امنیتی بوده‌اند و چندین بار مستقیم و غیر مستقیم رویاروی هم ایستادند.
روش حل اختلاف چین و ایران با امریکا هم بسیار متفاوت و جالب است .
چین در حل اختلاف با آمریکا معمولاً اختلافات را از همکاری‌ها جدا می‌کند.مثلاًدر فناوری دعوا می‌کنداما تجارت را کامل قطع نمی‌کند بر سر تایوان تنش دارد ولی گفت‌وگوهای اقتصادی ادامه دارد.چین در اوج تنش کانالهای ارتباطی خود را با امریکا حفظ می کندحتی در اوج تنش با امریکا ، مذاکرات اقتصادی جاری است دیدار رهبران برقرار است ونشست‌های دیپلماتیک ادامه پیدا می‌کندزیرا چین عمیقا معتقد است رقابت باید کنترل شود، نه اینکه به فروپاشی رابطه برسد و در سطح شورای مرکز حزب کمونیست اختلافی در این خصوص وجود ندارد.
.در چین برخلاف دوره ماِئو اولویت توسعه اقتصادی است نه ایدئولوژی .چین معمولاً از درگیری پرهزینه با دیگر کشورها اجتناب می‌کند چون رشد اقتصادی، صادرات، ثبات سرمایه‌گذاری برای مشروعیت داخلی‌اش حیاتی است و خط قرمز این کشور محسوب می شود.
چینی ها به داشتن صبر استراتژیک در دیپلماسی معروف هستندانها اغلب واکنش تدریجی نشان می‌دهند و وارد بحران فوری نمی‌شوند و روی فرسایش بلندمدت قدرت رقبا بویژه امریکا حساب می‌کنند.
حالا باید با این پرسش پاسخ دهیم که ایران تا کنون چگونه اختلافات خود با آمریکا را مدیریت کرده؟
در ایران همه مسایل اختلافی مانندهسته‌ای، تحریمهای اولیه و ثانویه ، منطقه، امنیت و مسائل سیاسی به هم گره خورده‌اند و در ذهن سیاست مدار ایرانی تفکیک نشده ومقام ایرانی همه اینها را نه یک مساله بلکه نشانه های خباثت یک شیطان مهارنشدنی به نام امریکا می بیند بنابر همیشه با نا امیدی و بی اعتمادی وارد جدی حل مسایل بصورت تدریجی نمی شود و بروز مشکل در یک بخش ، کل پروژه دیپلماسی را متلاشی می کند. امریکا هم از این وضعیت برای تضعیف ایران چه با تحریم و چه با جنگ همیشه نهایت سو استفاده را کرده است.
همین رویکرد باعث شده برخلاف چین ایران و امریکا، کانال‌های ارتباطی پایدار بین تهران و واشنگتن وجود ندارند و کانال ها بین کشورها می چرخد دیروز عمان امروز اسلام اباد و فردا جای دیگر .
سفارتخانه های دوکشور تعطیل اند ،گفت‌وگوی مستقیم بین دو کشور انقدر محدود و مقطعی بوده که می توان گفت وجود ندارد و حتی به تابو تبدیل شده و مذاکرات نیز معمولاً بحران‌محور است، نه دائمی و هر دو طرف اغلب رابطه را در چارچوب تهدید امنیتی دیده‌اند و این باعث شده اعتمادسازی دشوار شودو انعطاف سیاسی هزینه داخلی پیدا کند وتوافق‌های طرفین ناپایدارباشد مانند برجام. برجام نشان داد امکان توافق وجود دارداماچون رابطه کلی حل نشده بودتوافق در برابر تغییرات سیاسی آمریکا آسیب‌پذیر ماند.
تفاوت بنیادی دو الگو را می توان اینگونه توضیح داد که در الگوی چینی رقابت ، همکاری همزمان، مدیریت تنش، حفظ ارتباط،
اقتصادمحوری و انعطاف تاکتیکی مشاهده می شود اما در الگوی ایرانی- تقابل سیاسی ـ امنیتی، پیوند خوردن پرونده‌ها، سطح پایین اعتماد، محدود بودن ارتباط مستقیم، دشواری تبدیل توافق مقطعی به رابطه پایدار مشاهده می شود.
البته می دانیم که این تفاوت ها فقط ناشی از «روش دیپلماسی» نیست و به عوامل عمیق‌تری هم مربوط است مانند: جایگاه اقتصادی چین در جهان، وابستگی اقتصاد جهانی به چین،نوع ایدئولوژی سیاسی، ساختار ائتلاف‌های منطقه‌ای، تفاوت وزن ژئوپولیتیک،تفاوت قدرت اقتصادی و مالی و تفاوت نگاه دو کشور به نظم جهانی
به همین دلیل:
امریکا با چین وارد «رقابت مدیریت‌شده» می‌شوداما با ایران بیشتر سیاست «فشار و مهار و حتی جنگ » را دنبال کرده است. نتایج این تقابل هم نیاز به توضیح ندارد.
در انتها باید گفت حالا که بی اعتمادی به غرب نزد مقامات جمهوری اسلامی در پی جنگ های تحمیلی اخیر به حداکثر رسیده شاید تصمیم گیران در تهران در الگوهای شرقی نیز راه برون رفتی از این حجم از خصومت و هزینه های هنگفت ان پیداکنند.

موسسه علمی و پژوهشی اندیشه و قلم : مشاور مطمئن شما در حل مساله سازمانی

اگر در جستجوی یک مرجع معتبر تحلیل و تفسیر ، اتاق فکر قابل اعتماد، شریک فکری امین وپویا و مرکز تولید محتوای سطح بالا هستید و متناسب با وظایف و ماموریت ها و کسب و کارتان به گزارش‌های سیاستی، تحلیل روندهای اجتماعی، مطالعات فرهنگی، ارزیابی افکار عمومی، تحلیل مخاطب ، تحلیل رسانه و روایت و ترجمه و بومی‌سازی محتوای تخصصی نیاز دارید
موسسه علمی و پژوهشی اندیشه و قلم با همکاری اندیشکده خرد می تواند محصولات زیر را به شما عرضه کند:

  1. خدمات علمی و دانشی در قالب گزارش، تحلیل، پژوهش، یادداشت سیاستی، ترجمه تخصصی، کتابچه و بولتن
  2. خدمات اموزشی و مهارتی در قالب آموزش، کارگاه، دوره آنلاین/حضوری، منتورینگ، مشاوره
  3. خدمات ارتباطی و شبکه ای در قالب برگزاری رویداد، میزگرد، نشست تخصصی، باشگاه اعضا، اسپانسرینگ
  4. خدمات پژوهشی در قالب حل مسئله در قالب قرارداد پژوهشی، مطالعات افکار عمومی، آینده‌پژوهی، رصد رسانه‌ای، تدوین محتوا برای نهادها و شرکت‌ها
    نهادهای دولتی، شهرداری‌ها،رسانه ها، بانکها،شرکتتای بزرگ ، سازمان های مردم نهاد و دانشگاهها و مراکز اموزشی مهمترین مشتریان ما بوده و هستند که با ما در قالب قراردادهای پروژه ای و ماهانه و سالانه کار می کنند و از این که ما توانسته ایم در حل مساله انها مشارکت کنیم خرسند هستند.
    برای دریافت اطلاعات تکمیلی و ارتباط و مشورت و اغاز همکاری با موسسه علمی و پژوهشی به سایت موسسه به نشانی www.andishevaghalam.ir مراجعه یا با شمارهای ۸۸۵۰۶۰۶۳ و ۴۴۲۴۳۲۸۶ همکاران روابط عمومی ما تماس بگیرید. برای برگزاری جلسه با اقای دکتر امیر دبیری مهر مدیرعامل موسسه اندیشه و قلم و رییس اندیشکده خرد نیزبه شماره همراه ۰۹۲۰۱۰۵۲۱۸۳ پیامک دهید تاهماهنگی لازم صورت پذیرد.

ایت الله جوادی آملی : انجمن شریف اندیشه و قلم، گام بلندی است که امیدواریم به مقصد برسد

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در دیدار با هیات موسسه انجمن اندیشه و قلم :
انجمن شریف اندیشه و قلم، گام بلندی است که امیدواریم به مقصد برسد
مشروح سخنان حکیم فرزانه حضرت ایت الله جوادی املی به شرح زیر است:
اندیشه و قلم، در رابطه با حقیقت است و فضایی که در آن فعالیت می‌کند، فضای حقیقی است، بنابراین تعابیری که به فضای مجازی اشارت دارد، صحیح نیست، جایی که اندیشه در آن نقل می‌شود حقیقی است نه مجازی، در مجاز نمی‌توان اثر حقیقی گذاشت، بنابراین در فعالیت شما که اندیشه منتقل می‌شود، فضا حقیقی است نه مجازی، چون اثرگذار است.
ماده و فیزیک اجسام مانند شیشه و جسم، حقیقت نیست که نبود آن بشود مجاز. فضای حقیقی تابع حقیقت است؛ حالا این حقیقت در بود ماده منتقل شود یا در نبود آن، تفاوتی در معنای حقیقی نمی‌کند.
و به خاطر همین حقیقی بودن، خدا به قلم قسم یاد کرده است. سوگند خدا با دیگران تفاوت دارد. دیگران برای دلیل سوگند یاد می‌کنند و خدا به دلیل؛ چون خداوند بی‌نیاز از دلیل برای اثبات حقیقت است. پس دیگران سوگند می‌خورند به امری که روز است و ذات اقدس اله، به روز سوگند می‌خورد.
یکی از سوگندهای مبارک الهی به قلم است و این در ابتدای نزول قرآن است، پس در ابلاغ دین، با انذار و تهدید خداوند آغاز نمی‌کند بلکه با اندیشه و استدلال و قلم سخن می‌گوید و به اخلاق دعوت می‌کند، به ادب می‌خواند نه اینکه از عذاب بترساند.
با نیش زدن و آبرو بردن، نمی‌توان فضای اخلاقی ایجاد کرد
این ناشی از «نگاه کریمانه» است که شاید در ادبیات فارسی برای انتقال مفهوم «کرامت» در قالب یک واژه نتوانیم کلمه مناسبی بیابیم.
کرامت با اندیشه و قلم آمیخته است و این عکسِ نیش و افشاگری است. نیش زدن وافشاگری خلافِ اخلاق است، با نیش نمی‌توان نه فرد و نه جامعه را اصلاح کرد. تهدید و داغ کردن برای آخر کار است نه دعوت به خیر. پس نمی‌شود با نیشی که فرد را می رنجاند و آبروی او را می برد، فضای اخلاقی ایجاد کرد، با نقص نمی‌توان نردبان صعود ساخت، با پای چوبی نمی‌توان پیش رفت.
مشام جان، اگر سالم باشد مشتاق رایحه خلوص است
پس ابتدای کار باید این باشد که موضوع را بین خود و خدا مطرح کنیم و به اخلاص برسیم. همانطور که در انقلاب و جنگ، هیچ‌کس جز خدا همراه و حامی ما نبود، جهان اول چه غرب آن و چه شرق آن علیه ما بود و از میان جهان سوم نیز چند کشور کوچک با چشمداشت به جیب و کیسه ما با ما همراه بودند. این سرافرازی که برای انقلاب پدید آمد از سر اخلاص و اتکال به خداوند بود، پس اگر سرافرازی ابدی می‌خواهیم باید بر خدا توکل کنیم. به تعبیر ائمه معصومین، تنها دشمن انسان مرگ اوست و انبیا آمدند انسانی تربیت کنند که مرگ را بمیراند و به کلام سیدالشهدا مرگ را به زیر پای خود ببرد؛ این از چه راهی ممکن است؟ از راه اخلاص و اتکال.
اینکه می‌گویند با بسم‌الله شروع کنید نه صرف لفظ باشد، بلکه بسم‌الله شما و عملتان را از غیر خدا قرنطینه و محافظت می‌کند. کاری که به نام خدا باشد باید به خواست خدا باشد، پس نباید خلاف رضایت خدا در آن باشد.
الان رسانه کم نیست، اما اصلاح از راه افشاگری و آبروریزی محقق نمی‌شود، اگر خلوص باشد لازم به تبلیغ نیست، اخلاص خود جذب می‌کند. مشام جان، اگر سالم باشد مشتاق رایحه خلوص است.
اهل قلم اگر خالص بنویسند به خواست خدا اثرگذار می‌شود، زبان و قلم خدایی زبان مشترک انسان‌ها و زبان جهانی است در هر فرهنگ و قوم و ملتی.
کار شما کار پربرکتی است که امید داریم اندیشه‌ورزان خوبی باشید و اهل قلم خوب. انجمن شریف اندیشه و قلم، گام بلندی است که امیدواریم به مقصد برسد.
در ابتدای این دیدار، دکتر امیر دبیری‌مهر رئیس هیأت مؤسس انجمن اندیشه و قلم، ضمن تقدیم گزارش مکتوب عملکرد این انجمن، اهداف تأسیس و سرفصل‌های فعالیت انجمن اندیشه و قلم را که در ابتدای سال جاری تأسیس شده است، عنوان کرد که مورد تقدیر آیت‌الله جوادی آملی قرار گرفت.

 

دو روایت در تهران از گفتگوهای اسلام اباد :شکست یا فرصتی برای بازگشت به مذاکرات

 

 

۲۱ ساعت مذاکره هیاتهای بلند پایه ایران و امریکا در اسلام اباد بعد از ۳۹ روز جنگ تمام عیار در وضعیت مبهمی به پایان رسید و چند ساعت پس از پایان مذاکرات  در ایران دو روایت از نتایج ان شکل گرفته است . رویات اول مذاکرات  را شکست خورده می داند  زیرا به نتایج ملموسی دست نیافته اما روایت دوم  می گوید همین که برای نخستین ایران و امریکا در سطحی بالا بطور مستقیم با هم مذاکره کردند یک دستاورد محسوب می شود و می تواند زمینه ادامه اتش بس و ادامه گفتگوها در روز های اتی باشد.

محمد باقر قالیباف رییس مجلس ایران و رییس هیات مذاکره کننده ایرانی که اعتماد و حمایت کامل رهبر جدید جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح ایران را در مذاکرات دارد اعلام کرد آمریکا منطق و اصول ما را درک کرد اما نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند و حالا وقت آن است تا تصمیم بگیرد که آیا می تواند اعتماد ما را جلب کند یا نه؟

همین موضع قالیباف نشان می دهد هنوز مذاکرات به شکست کامل نینجامیده بلکه فقط در این دور از مذاکرات دو طرف نتوانستند به توافقی مشخص دست یابند  واقعیتی که از قبل هم پیش بینی می شد زیرا موضوعات مورد اختلاف در  ۷ مساله محور برای دو کشور از حساسیت زیادی برخوردار است و لازم است در پایتخت ها درباره انها بیشتر فکر و بررسی کنند. این ۷ موضوع عبارتند از :

تضمین عدم تعرض مجدد امریکا به ایران

عبور کشتی ها از  تنگه هرمز

مسایل هسته ای

نیروهای نیابتی ایران در لبنان و عراق و یمن

رفع کامل تحریمها

ازاد سازی ۲۷ میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران و

توان  موشکی ایران

بر اساس اطلاعات بدست امده ایران مساله توان و برد موشکی خود را از دستور خارج کرده و امریکا درباره رفع تحریمها و ازادی سازی پول های ایران  اعلام امادگی کرده امخا سه  مورد از موارد هفت  گانه بالا مانع اصلی حصول توافق بوده است :

اول  اصرار ایران برکنترل  تنگه هرمزدر مقابل تاکید امریکا بر ازادی بی قید وشرط تنگه

دوم مخالفت ایران با تحویل  ذخایر اورانیوم و تاکید بر حفظ چرخه غنی سازی اورانیوم . در حالی که آمریکا می گوید غنی سازی باید به صفر برسد. درباره تحویل ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده با درصد بالا نیز در دور قبل مذاکرات (پیش از جنگ ۴۰ روزه) ایران حاضر شده بود این اورانیوم ها را رقیق کند تا خطر استفاده از آنها برای ساخت بمب اتمی مرتفع شود ولی آمریکایی ها می گویند کل این ذخایر باید از ایران خارج شود. در جنگ ۱۲ روزه، بمب افکن های آمریکایی برای انهدام این ذخایر با بمب های سنگر شکن اقدام کردند ولی موفق به نابودی شان نشدند. در جنگ ۴۰ روزه نیز موفق به این کار نشدند. حتی گفته می شود عملیات فرود هواپیماهای نظامی امریکا در  اطراف اصفهان به قصد تخلیه این منابع بود که موفق نشدند

و سوم اینکه ایران و امریکا  درخصوص اینکه آیا آتش‌بس دو هفته‌ای شامل جنگ در لبنان نیز می‌شود یا خیر، توافق نداشتند . اختلافی که بر بی نتیجه بودن مذاکرات اثر گذاشت زیرا تهران اصرار داشته اسراییل باید حملات به جنوب لبنان را  متوقف کند اما طرف آمریکایی تاکید داشته پرونده لبنان باید از دستور کار مذاکرات با ایران تفکیک و به اسرائیل سپرده شود.

اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه نیز با تایید اینکه در خیلی از موضوعات بین ایران و امریکا توافق حاصل شده تایید کرده که در  دو مورد اختلافات مانع از حصول توافق شده .

همزمان با مذاکرات در اسلام اباد در خلیج فارس نیز تحرکاتی رخ داد  از جمله اینکه نیروی دریایی ایران اعلام کرد بخش جنوبی تنگه هرمز را مین ریزی کرده و هر کشتی ای که می خواهد از تنگه هرمز عبور کند باید از ایران اجازه بگیرد . امریکا نیزاعلام کرد بخش جنوبی تنگه را مین روبی کرده  تا کشتی ها بتوانند از ان عبور کنند اما کشتی ها از ترس انفجار توسط مین ها یا مورد اصابت قرارگرفتن از طرف موشکهای ایرانی ترجیح دادند با هماهنگی ایران از تنگه هرمز عبور کنند . برخی منابع نزدیک به سپاه اعلام کردند دو کشتی امریکایی نیز در روز شنبه همزمان با مذاکرات قصد داشتند بدون اجازه ایران از تنگه هرمز عبور کنند که تهدید به حمله شدند اما بخاطر خدشه وارد نشدن به روند مذاکرات و به توصیه مقامات سیاسی جمهوری اسلامی از این کار پرهیز شد.

 

مهمترین واکنش به مذاکرات مربوط به محمد جواد ظریف وزیر خارجه پیشین ایران  بود که سالهای طولانی رییس هیات مذاکرات ایران با امریکا بود و موفق شد قرار برجام را به سرانجام برساند. ظریف در واکنش به نتیجه نرسیدن مذاکرات با اشاره به سخنان جی دی ونس معاون رییس جمهور امریکا که گفته بود (( ایرانی ها تصمیم گرفته‌اند شرایط ما را نپذیرند))  نوشت : ایالات متحده باید یاد بگیرد که  نمی‌تواند شرایط را به ایران دیکته کنید و هنوز برای یادگیری دیر نشده است.

 

با بازگشت هیات ایرانی و امریکایی از اسلام اباد٬  در ایران نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در حالت اماده باش قرار گرفتند تا مبادا از جانب امریکا و اسراییل غافل گیر شوندو این نشان می دهد همچنان احتمال از سرگیری جنگ بالاست  اما بطور کلی سه احتمال پیش روی اتش بس فعلی است :

1-       تمدید اتش بس و ادامه مذاکره :

ادامه مذاکرات به تصمیم مقامات ایران و امریکا و تلاش میانجیگران منطقه ای و در راس انها پاکستان و عربستان و قطر و ترکیه و مصر مربوط می شود و بهترین گزینه برای صلح منطقه است بر همین اساس برخی در ایران می گویند دونالد ترامپ با توجه به دو مساله مهم در امریکا یعنی برگزاری جام جهانی فوتبال و انتخابات کنگره ترجیح می دهد مجددا وارد جنگ نشود و ممکن است تصمیم بگیرد  هر طور شده به توافقی دست یابد و حتی حاضر است بدون دستیابی به توافق رسمی، به عملیات نظامی پایان دهد. جمهوری اسلامی ایران در گذشته و بویژه در مذاکرات اخیر نیز نشان داد به دنبال توافق است.. کشورهای عربی هم طبیعتاً تاب آوری ادامه جنگ را ندارند. جهان هم نمی خواهد تاوان اقتصادی جنگ دیگران را بدهد.

 

 

2-       اغاز مجدد جنگ:  در این صورت  شدت آن بسیار بیشتر خواهد بود و احتمالاً به تخریب  زیرساخت ها ایران و کشورهای هم پیمان آمریکا در خلیج فارس و اسرائیل منجر خواهد شد. برخی می گویند امریکا بعد از این همه هزینه و اعزان نیرو به منطقه حاضر نیست بدون دستیابی به دستاورد مشخصی از جنگ خارج شود با توجه به اینکه اسراییل هم مخالف پایان دادن به جنگ است .

 

3-       وضعیت تعلیق یا صلح مسلح : این وضعیت بدترین سناریوست زیرا طرفین مخاصمه بویژه کشورهای منطقه را در وضعیت لاتکلیف باقی می گذارد و هر تنش و برخوردی می تواند به درگیری نظامی سوم منجر شود.

 

مجموعه اتفاقات و تصمیمات در روزهای اینده در ایران و امریکا و اسراییل و االبته تنگه هرمز اشکار خواهد ساخت که کدام سناریوی بالا عملی خواهد شد.

 

واکنش ها به تهدید ترامپ علیه تاسیسات زیربنایی ایران و بازگرداندن ایران به عصر حجر!

دونالد ترامپ، رئیس جمهورایالات متحده بامداد پنجشنبه دوم اوریل در نخستین سخنرانی خود خطاب به ملت آمریکا پس از گذشت یک ماه از تجاوز به ایران ادعا کرد که در صورت عدم دستیابی به توافق، حملات آمریکا ادامه خواهد یافت وبه تمام چاههای نفت و نیروگاه‌های برق ایران حمله شدید و همزمان خواهد کرد.
رییس‌جمهور آمریکا با اشاره به اینکه طی «دو تا سه هفته آینده» حملات بیشتری انجام خواهد شد تهدید کرد: ما ایران را به‌شدت هدف قرار خواهیم داد و به عصر حجر بازخواهیم گرداند.
دقایقی پس ازاین سخنرانی ترامپ، پیت هگزت وزیر جنگ امریکا جمله «به عصر حجر بازخواهیم گرداند» را در حساب کاربری خود در شبکه ایکس منتشر کرد.
اشاره به بازگرداندن ایران به «عصر حجر» نه فقط یک حمله لفظی، بلکه تلاشی آشکار برای نمایش برتری‌طلبی و تحقیر ملت ایران بود؛ لحنی که بیشتر از آنکه قدرت را نشان دهد، عصبانیت و درماندگی سیاسی گوینده را عیان می‌کند.
ترامپ در ماه‌های اخیر با موجی از انتقادها در داخل آمریکا روبه‌رو بوده؛ از پرسش درباره آغاز جنگ گرفته تا نگرانی از هزینه‌های اقتصادی و امنیتی آن.
در چنین فضایی، او تلاش دارد با طرح و تکرارادعاهای جنجالی ، بخشی از منتقدان را ساکت کند یا دست‌کم تصویر یک تصمیم‌گیر قاطع را از خود به نمایش بگذارد. با این حال، بازتاب‌ها نشان می‌دهد روایت او از جنگ در میان بسیاری از تحلیل‌گران قانع‌کننده نبوده است.
در سطحی دیگر تهدید ترامپ علیه زیرساخت‌های ایران رسما نشان می دهد در عرصه نظامی حملات امریکا به موفقیت لازم دست پیدا نکرده و توان نظامی ایران دست کم گرفته شده بوده .
بازار انرژی نیز به سخنان ترامپ واکنش نشان داد. افزایش قیمت نفت پس از اظهارات ترامپ، بار دیگر ثابت کرد که هرگونه تنش لفظی یا نظامی ، بلافاصله به اقتصاد جهانی منتقل می‌شود. و حتی اگر سیاستمداران از «پیروزی» سخن بگویند، اقتصاد معمولاً با زبان دقیق‌تری واقعیت را ترجمه می‌کند.
در مجموع، سخنان اخیر ترامپ را می‌توان تلاشی برای جمع‌کردن چند هدف هم‌زمان دانست که عبارت است از عقب‌نشینی حساب‌شده از برخی ادعاها، حفظ چهره‌ای مقتدر، پاسخ به منتقدان داخلی و القای این تصور که هنوز ابتکار عمل در دست واشنگتن است.
اما اظهارات اخیر ترامپ با واکنش وسیعی در ایران مواجه شد و حتی بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی نیز علیه ان موضع گرفتند . قبلا هم نوشته بودم که بعد از طولانی شدن جنگ و مورد هدف قرار گرفتن غیر نظامیان و اماکن مسکونی و تهدید به حمله به زیرساختها صدای اعتراض بسیاری از ایرانیان داخل و خارج از کشور بلند شده و می گویند این جنگ دیگر علیه جمهوری اسلامی نیست بلکه مردم ایران را هدف قرار داده است .بویژه که پنج شنبه مرتقع ترین پل خاورمیانه در غرب تهران نیز مورد حمله قرار گرفت و موجی از خشم عمومی را برانگیخت . در روزهای گذشته حمله به مجتمع صنایع فولاد و موسسه تحقیقتی دارویی پاستور نیز با وامش بسیار منفی در ایران مواجه شد.
اغلب ایرانیان می گویند حمله به زیر ساختها هیچ ربطی به اهداف اعلام شده امریکا واسراییل درباره جنگ علیه جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران ندارد و بطور مستقیم علیه منافع مردم ایران و سرمایه های ملی است .
برای مثال یاسمین انصاری نماینده ایرانی تبار دموکرات کنگره آمریکاسخنان ترامپ علیه۹۰ میلیون ایرانی را شنیع، هولناک و پلید خواند.
بهمن کلباسی خبرنگار شبکه بی بی سی فارسی نوشت: ترامپ از شعار ایران را به دوران با شکوه خود باز می گردانیم به شعار ایران را به عصر حجر بر می گردانیم رسیده است.

یکی از بازماندگان خاندان قاجار و ازنوادگان عبدالحسین میرزا فرمانفرما واقف زمین انیستیتو پاستور که مورد حمله قرار گرفته در واکنش به بمباران این موسسه علمی و دارویی نوشت:

هدف از حمله به این موسسه نابودی نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه نابودی گذشته، حال و آینده ما به عنوان یک ملت است و روزی خواهد رسید که رضا پهلوی را به جرم خیانت و کمک و معاونت در جنایات جنگی محاکمه خواهیم کرد.
اما واکنشی که خیلی در ایران بازتاب داشت اظهارات و استعفای خبرنگار شبکه ایران اینترنشنال بود . این شبکه که از جانب حکومت ایران بعنوان رسانه وابسته به اسراییل و خاین به وطن معرفی شده٬ از حمله امریکا واسراییل به ایران حمایت می کند. اما محمد رهبر خبرنگار وکارشناس این شبکه در پخش زنده به هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران توسط امریکا و اسراییل شدیدا اعتراض کرد و از ادامه همکاری با این شبکه انصراف داد.
عطاالله مهاجرانی وزیر سابق فرهنگ ایران که ساکن لندن است امروز در شبکه ایکس عکسی تزیینی از ترامپ منتشر کرد که او در قالب انسانهای عصر حجر نشان می داد و در توضیح ان به کنایه نوشته بود این ادم می خواهد ایران را به عصر حجر بازگرداند!
بسیاری دیگر از کاربران شبکه های اجتماعی نیز از این تهدید ترامپ به شدت انتقاد کردند و ان را توهین به فرهنگ و تمدن کهن ایرانی دانستند.
اما مقامات رسمی و چهره های سیاسی و رسانه ای داخل ایران نیز به سخنان ترامپ واکنش نشان دادند.
محمدرضا عارف معاون اول رییس جمهور ایران نوشت: فقط یک ذهنِ عصرِ حجری می‌تواند کشورها را به بازگشت به عصرِ حجر تهدید کند.
محمدجواد ظریف وزیر اسبق امور خارجه ایران در صفحه شخصی خودخطاب به ترامپ نوشت: ایران در قلب گهوارهٔ تمدن ایستاده بود، در حالی‌که نیاکان شما در اروپا (چون آن زمان آمریکا اساساً روی نقشه نبود) هنوز در عصر حجر بودند، صورت‌هایشان را رنگ می‌کردند و با چماق به جان هم می‌افتادند. ما نظم، قانون و هنر حکمرانی را آموزش دادیم. افسوس که هیچ‌یک از آن به برخی نوادگان متکبر و نادان نرسید.

سید مجید موسوی فرمانده هوافضای سپاه که فرماندهی پرتاب موشکهای ایران به اسراییل را برعهده دارد خطاب به پیت هگزت وزیر جنگ امریکا پرسید : سنگ قبرهایتان را آماده کرده‌اید؟ونام هگزت را در انتهای توییت خود منشن کرد.
سید عباس عراقچی وزیر خارجه ایران نیز در واکنش به اظهارات رئیس جمهور امریکا در مطلبی کنایه دار نوشت: یک تفاوت چشمگیر میان عصر حاضر و عصر حجر وجود دارد: در آن زمان هیچ نفت و گازی در خاورمیانه استخراج نمی‌شد. منظور عراقچی این بود که اگر امریکا به تاسیسات زیربنایی ایران حمله کند ایران نیز اقدام متقابل انجام خواهد دادو عملا منابع انرژی منطقه نابود خواهد شد.
وزیر امور خارجه ایران در ادامه تهدید کرد : آیا رئیس‌جمهور ایالات متحده و آمریکایی‌هایی که او را به قدرت رسانده‌اند، مطمئن هستند که می‌خواهند عقربه‌های زمان را به عقب برگردانند؟
فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت ایران نیز نوشت :
پل و انستیتو پاستور،نماد توان علمی ایران‌اند؛ تمدنی چندهزارساله که فهمش برای آنان که از «عصر حجر» می‌گویند دشوار است. برای سرزمینی که قرن‌ها پیش چراغ دانش را روشن کرده، این تهدیدها فقط یک معنا دارد: زیرساخت را می‌توان زد، اما ریشه یک ملت را نه؛ ایران، دوباره می‌سازد و پیش می رود.

حسام الدین اشنا از استادان مشهور ارتباطات در ایران نیز در واکنش به اظهارات ترامپ نوشت : ما یک روزه از عصر حجر نیامده‌ایم که بتوانید ما را با بمباران به عصر حجر بازگردانید. نگاهی به موزه‌های معتبر بیاندازید تا بار دیگر باور کنید که انسان ایرانی از هزاران سال پیش تاکنون در فلات ایران ریشه دارد. این سرزمین که به‌عنوان پل مهاجرت انسان‌های اولیه از آفریقا به آسیا بود، شاهد ظهور و افول فرهنگ‌های گوناگون و بنیان‌گذاری تمدن‌های بزرگ بعدی بوده است.
ابوالفضل فاتح یکی دیگر از مدیران رسانه ای در ایران در مطلبی از ترامپ به خاطر اتخاذ این رویکرد و ادبیات، بعنوان هولناک ترین رهبر«عصر حجری» نام برد و افزود: رهبرانی عصر حجری کسانی هستند که می گویند هر آن که و هر انچه در سیطره و قدرت من نیست، از نطفه ی رحم تا دانش و دانشگاه و صنعت، از پل و کارخانه ی فولاد تا دارو های سرطانی و انستیتوی واکسن سازی فرجامش نابودی است.

جنجال در ایران بر سر یک مقاله: وزیر اسبق امور خارجه ایران چه نوشت و موافقان و مخالفان چه واکنش نشان دادند؟

جنجال در ایران بر سر یک مقاله: وزیر اسبق امور خارجه ایران چه نوشت و موافقان و مخالفان چه واکنش نشان دادند؟ امیر دبیری مهر محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین که در روز‌های جنگ به شدت فعال شده و مدام در شبکه‌های اجتماعی موضع‌گیری می‌کند، با مقاله اخیر خود در نشریه فارن افرز جنجال به پا کرد. نسخه‌ای که او برای پایان جنگ ارائه داد خوشایند طیف رادیکال در ایران نبود و سبب موجی از حملات به او شد. چنانچه از دیروز تا حالا صحنه سیاست داخلی نیز میدان یک جدال تمام عیار شده است. از حمایت‌هایی که رویکرد ظریف را «وطن‌دوستانه» خواندند تا حملاتی که به اتهام «بی‌وطنی» مطرح شده و حتی کار را به تهدید مستقیم رساند. واکنش‌ها به مقاله ظریف نشان می‌دهد اختلاف بر سر «چگونگی پایان جنگ» در ایران به شدت جدی و علنی است. در سی و پنجمین روز از حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران محمد جواد ظریف دیپلمات مشهور و وزیر اسبق امور خارجه ایران در مقاله ای بلند در مجله امریکایی فارین افرز پیشنهاد کرد تهران باید از برتری خود نه برای ادامهٔ جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که درگیری را پایان داده و از وقوع جنگ بعدی جلوگیری کند. بخشی از مقاله که خیلی مورد توجه قرار گرفته جایی است که ظریف نوشته ((تهران باید از برتری خود نه برای ادامهٔ جنگ، بلکه برای اعلام پیروزی و دستیابی به توافقی استفاده کند که هم این درگیری را پایان دهد و هم از وقوع درگیری بعدی جلوگیری کند. ایران می‌تواند پیشنهاد دهد که در ازای پایان همهٔ تحریم‌ها، محدودیت‌هایی بر برنامهٔ هسته‌ای خود اعمال کند و تنگهٔ هرمز را بازگشایی نماید—توافقی که واشنگتن پیش‌تر نمی‌پذیرفت اما اکنون ممکن است آن را بپذیرد)) ایران همچنین باید آمادگی خود برای یک پیمان عدم تجاوز متقابل را اعلام کنند که در آن هر دو کشور تعهد دهند در آینده به یکدیگر حمله نکنند. این کشور می‌تواند تعامل اقتصادی با ایالات متحده را پیشنهاد دهد که به نفع مردم هر دو کشور خواهد بود. طرح ایده اتش بس از سوی ظریف موجی از واکنش های متفاوت را در ایران و جهان ایجاد کرد که جنجالی ترین ان تهدید ظریف از سوی سعید حدادیان یکی از مداحان مشهور حکومتی بود . حدادیان که به خشونت کلامی و تهدید سیاست مدراران مشهور است در تجمع جمعه شب حامیان حکومت در تهران ضمن فحاشی و توهین به محمد جواد ظریف و جاسوس خواندن او به وزیر امور خارجه اسبق ایران سه روز مهلت داد که بخاطر نوشتن این مقاله عذرخواهی کند وگرنه مردم معترض و مخالف اتش بس را به جلو خانه او خواهد برد. برخی دیگر از تندروها نیز خواستار بازداشت و محاکمه ظریف شدند.برای مثال میثم نیلی از نزدیکان ابراهیم رئیسی رییس جمهور سابقه ایران که در حادثه هوایی کشته شد وزیر خارجه پیشین ایران را به گرا دادن به دشمن در میانه جنگ متهم کرد و از قوه قضاییه خواست که با او برخورد کند. علی خضریان، نماینده مجلس نوشت: «مقاله ظریف در فارن افرز فریاد بی‌وطنی فردی است که ثابت کرد قانون منع به‌کارگیری افراد دوتابعیتی در مشاغل حساس، قانون درستی است. همزمان، خبرگزاری فارس با زیر سؤال بردن هویت ظریف و لحن متن، نوشت: «متن این مقاله به گونه‌ای است که اگر اسم نویسنده را حذف کنیم، مخاطب نمی‌تواند تشخیص دهد که نویسنده یک ایرانی است یا یک آمریکایی… یکی از شدید ترین حملات به ظریف را حسین شریعتمداری مدیر روزنامه کیهان انجام داد که در سر مقاله شماره نخست این روزنامه در سال جدید با اشاره به بخشهایی از مقاله ظریف نوشت : نویسنده این مقاله آقای محمد جواد ظریف، وزیر خارجه اسبق جمهوری اسلامی ایران است! همان آقای ظریفی که چند سال قبلدر مصاحبه‌ای گفته بود «غربی‌ها از چهار تا ‌تانک و موشک ما نمی‌ترسند. از این مردم می‌ترسند. آیا شما فکر کرده‌اید که آمریکا که با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم‌های نظامی ما را از کار بیندازد، از سیستم نظامی ما می‌ترسد؟». باید پرسید آقای ظریف! حالا که دشمن از توان نظامی ما به تنگ آمده و حضور مردم نیز در تاریخ بشر بی‌نظیر است چرا نسخه تسلیم می‌پیچید؟! همان آقای ظریف که برای لغو تحریم‌ها به مذاکره رفته بود ولی نه فقط هیچ تحریمی لغو نشد، بلکه تحریم‌ها به بیش از دو برابر افزایش یافت، همان که جاسازی مکانیسم ماشه را در برجامی که خود امضاء کرده بود، با قاطعیت نفی می‌کرد ولی برخلاف ادعای دروغ ایشان مکانیسم ماشه در برجام جاسازی شده و مورد استفاده دشمن قرار گرفت! شریعتنداری در انتها از ظریف پرسید است اگر این یادداشت را خودتان نوشته‌اید، چرا پذیرش آرزوهای برباد رفته آمریکا و اسرائیل را به جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد کرده‌اید؟! و اگر دشمنان ایران نوشته‌اند، امضای شما پای آنچه می‌کند؟! و اگر دشمن دیکته کرده و شما نوشته‌اید؟! بگذریم… کاش دستگاه قضائی آقای ظریف را به بازخواست می‌کشید و پاسخ این پرسش‌ها را از ایشان می‌پرسید؟! ویدیویی هم در ایران بسیار دیده شد که در ان دختری بدون حجاب رسمی در ایران عکس ظریف و حسن روحانی رییس جمهور سابق ایران را اتش می زد. ظریف در واکنش به این ویدیو نوشت بدون طرح گله و شکایتی نوشت : دخترم؛ در خیابان بمانید و به یاد رهبر شهید «ای ایران» بخوانید که ایران و آینده از آن شما و همه ایرانیان است. این واکنش ظریف نیز یسیار مورد توجه قرار گرفت. این حملات به ظریف بویژه سخنان تهدید امیز مداح حکومتی با واکنش های زیادی در فضای مجازی مواجه شد . اکثریت کاربران این سخنان را -در شرایطی که ایران درگیر یک جنگ تمام عیار است و نیاز به وحدت و همدلی و پرهیز از اختلاف دارد – مضر و باعث بهره برداری منفی دشمنان ایران دانستند و خواستار عدم تکرار ان شدند. نکته جالب اینکه حتی برخی از فعالان سیاسی و رسانه ای مخالف ظریف نیز علیه اظهارت سعید حدادیان موضع گیری کردند. برای مثال دو نفر از مداحان مشهور ایران به نام میثم مطیعی و مهدی رسولی نیز با انتقاد از واکنش های تند و خشن علیه ظریف خواستار حفظ وحدت داخلی شدند . برای مثال میثم مطیعی که از مداحان محبوب و مورد توجه ایت الله سید علی خامنه ای بود در اظهاراتی گفت طرح برخی سخنان نادرست از جانب مسوولان سابق جمهوری اسلامی نباید به معیاری برای ایجاد شکاف و دوگانگی در جامعه تبدیل شود. احسان محمدی روزنامه نگار قدیمی ایرانی در سایت عصرایران نوشت: چرا تندروها کماکان به سیاست پر خسارت کینه‌ورزی و خط‌کشی درون کشور ادامه می‌دهند؟ بحث بر سر اختلاف نظر نیست، بر سر ادامه سیاست تهدید و حذف افرادی است که اتفاقاً ریشه در این کشور دارند و ثابت کرده‌اند دلسوز وطنند. عبدالله گنجی فعال سیاسی مخالف ظریف نیز در توئیتی از حدادیان و هتاکان به ظریف خواست سکوت کنند و افزود : انسان دینداربرچسب، توهین و تهمت را از ساحت خود دور می کند. سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران نیز در توئیتی نوشت. رمز پیروزی در دفاع رمضان، قدرت دفاعی و انسجام ملی است. با تمام وجود نگاهبان آن باشیم. یوسف پزشکیان فرزند رییس جمهور ایران نیز در مطلبی درباره مقاله ظریف و واکنش ها به ان نوشت : باید به رهبری و شورای عالی امنیت ملی و مسئولان سیاست‌خارجی اعتماد کنیم و از تصمیمات‌شان حمایت کنیم و با هوشمندی از کنار مسائل اختلافی عبور کنیم . احسان صالحی دبیر اطلاع رسانی دولت قبلی که جزو مخالفان ظریف محسوب می شود نیز در پاسخ به سعید حدادیان نوشت: اجتماعات شبانه، بعثت انسان تربیت شده مکتب خامنه ای است. امام شهید هیچگاه به ما یاد نداد راه مواجهه با حرف غلط، توهین و تهدید و رفتن به خانه کسی است حسام الدین آشنا از مشاوران دولت قبل ایران نیز خطاب به مخالفان ظریف نوشت : عزیزان غیرتمند ‏اگر مقاله فارن افرز را کامل بخوانید متوجه می‌شوید که بطنِ متنِ ظریف، هشدار به غربی‌ها در باره تغییر معادلات است. ‏یادتان باشد نه کتاب را از جلدش قضاوت کنید و نه مقاله را از عنوانش! عباس آخوندی وزیر اسبق راه و مسکن ایران نیز نوشت: «پیشنهاد برادرم دکتر ظریف یک پیشنهاد وطن‌دوستانه و مدبرانه است. ایشان گام‌به‌گام حل‌وفصل سیاسی جنگ را، در عین حال با حفظ وضعیت تهاجمی ایران، پیشنهاد کرده‌اند. در جمع بندی می توان گفت آنچه مقاله ظریف را به یک بحران رسانه‌ای تبدیل کرد، صرفاً محتوای آن نبود؛ بلکه زمان انتشار و مضمون آن—یعنی پیشنهاد مذاکره جامع در اوج یک درگیری—بود که شکاف‌های موجود را آشکار کرد. اکنون دو نگاه در برابر هم قرار گرفته‌اند؛ نگاهی که پایان جنگ را در تبدیل برتری نظامی به توافق سیاسی می‌بیند و نگاهی که معتقد است هرگونه عقب‌نشینی از موضع قدرت، از دست دادن دستاوردهاست. در این میان، مقاله ظریف نشان می‌دهد اجماع روشنی در ایران درباره مسیر آینده وجود ندارد و جدال بر سر آن، تازه آغاز شده است.

دو سناریوی پیش رو در استانه هفته ی پنجم جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران

دو سناریوی پیش رو در استانه هفته ی پنجم جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران
امیر دبیری مهر
با گذشت ۲۶ روز از حمله نظامی امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی و در استانه اغاز هفته پنجم این جنگ منطقه ای ٬ و انتشار درخواستهای امریکا از ایران برای اتش بس٬  ادامه جنگ را بر سر دوراهی کاملا متفاوتی قرار داده است.
بر اساس انچه رسانه ها طرح ۱۵ ماده‌ای پیشنهادی  ایالات متحده به ایران                                                                                                                            می نامند و دونالد ترامپ برای بررسی ان ۵ روز به ایران فرصت داده امریکا تمام تحریم‌های ایران را لغو می کند و به پیشبرد و توسعه یک پروژه هسته‌ای غیرنظامی با هدف تولید برق تولید برق کمک می کند و تضمین می دهد مجدد تحریمی علیه ایران وضع نکند
 به شرط انکه در مقابل این امتیازات ٬ جمهوری اسلامی برنامه هسته‌ای خود  بویژه غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و تاسیسات اصلی مرتبط در نطنز و اصفهان و فردو را منهدم کرده و  در تعداد و برد برنامه موشکی  خود محدودیت ایجاد  کند تا تهدیدی علیه دیگر کشورها نباشد .
اما هنوز ۲۴ ساعت از اظهارات پر حاشیه  ترامپ مبنی بر مذاکره با ایران نگذشته بود که شبکه
پرس تی وی -تلویزیون انگلیسی زبان جمهوری اسلامی – به نقل از یک منبع اگاه ضمن رد پیشنهادهای امریکا که گفته شده توسط یکی از همسایگان به تهران واصل شده و احتمالا منظور از  این واسطه دولت پاکستان است  اعلام کرد ایران به دفاع در برابر تهاجم دشمن ادامه می دهد و اماده وارد کردن ضرباتی سخت به امریکا واسراییل و متحدین منطقه ای انهاست .
 این مقام جمهوری اسلامی که خواسته نامش فاش نشوددر عین حال باب مذاکره و توافق احتمالی با امریکا را نبسته و ۵ شرط مطرح کرده که عبارتنداز :
تجاوز و ترور توسط دشمن پایان یابد و تضمین داده شود که حمله و جنگ دیگری تکرار نخواهدشد و
پرداخت خسارت‌ها و غرامت جنگ با تضمین لازم تعیین تکلیف شود و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بعنوان حق قانونی و طبیعی ایران به رسمیت شناخته شود و در نهایت همزمان با اتش بس ٬حملات به نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در سراسر منطقه خاتمه یابد.خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها و در مورد همه گروه‌های مقاومت که در این نبرد مشارکت داشتند، در سراسر منطقه به اجرا درآید.( منظور از شرط اخر توقف حملات اسراییل به جنوب لبنان است )
ایران اعلام کرده این شروط  غیر از مطالباتی است که در دور دوم مذاکرات در ژنو (چند روز پیش از حمله آمریکا و اسرائیل در واخر فوریه ) به طرف مقابل ارائه شد و همچنین آتش بس زمانی خواهد بود که شروط ایران پذیرفته شود و  قبل از آن هیچ مذاکره ای انجام نخواهد شد.
از محتوای پیشنهادهای امریکا و ایران مشخص است که هر دو انتظارات حداکثری را از هم مطرح کرده اند . در نگاه بدبینانه طرح انتظارات حداکثری و دعوت طرف مقابل به تسلیم به این معناست که طرفین قصد اتش بس ندارند اما اگر رویکرد واقع بینانه  مبتنی بر تاریخ جنگها داشته باشیم همین پیشنهادهای حداکثری می تواند مبنای یک اتش بس و پایان دادن به یک ماه جنگ منطقه ای و پرهزینه باشد که ابعاد ان از منطقه هم فراتر رفته و بویژه در بعد انرژی ابعاد بین المللی پیدا کرده است .
 بر همین اساس می توان دو سناریو را برای روزهای اتی در جنگ جاری متصور بود.
  • سناریوی اول پذیرش اولیه پیشنهادهای طرفین با میانجیگری کشورهای ترکیه و پاکستان و عمان که رابطه خوبی هم با تهران دارند و برگزاری نشستی در اسلام اباد در اخر هفته جاری و اعلام اتش بس موقت مثلا یکماهه و ارام شدن مناقشه ها و توقف موشک پراکنی های متقابل و حملات هوایی امریکاو اسراییل به ایران است . به نظر می رسد همه کشورهای منطقه و حتی اتحادیه اروپا و کشورهای اسیایی بویژه چین و ژاپن و کره جنوبی  مایل هستند این سناریو تحقق یابد و طرفین جنگ تلاش کنند موضوعات محل اختلاف را نه در میدان جنگ بلکه در میز دیپلماسی بررسی و حل کنند حتی اگر این مذاکرات ماهها بطول انجامد. اما متاسفانه وجود برخی موانع احتمال وقوع این سناریو را کم رنگ می کند که مهمترین آن این تصور در ذهن مقامات ایرانی و امریکایی و اسراییلی است که در صورت اتش بس ٬ طرف مقابل خود را پیروز این نبرد معرفی خواهد کرد و چنین ادعایی برای حکام این کشورها قابل قبول نیست .
  • سناریوی دوم عدم پذیرش شروط طرفین قبل از مذاکره سیاسی یا عدم توافق در حین مذاکره و ادامه جنگ در هفته بعد است . در این صورت جنگ نه تنها وارد هفته پنجم و ماه دوم می شود بلکه وارد فاز جدیدی می شود که برای منطقه و جهان بسیار پر مخاطره است . در این فاز امریکا قصد دارد برای رفع سلطه ایران بر تنگه هرمز و کنترل بازارهای انرژی به برخی جزایر ایرانی مانند خارک و قشم و کیش حمله زمینی کند و انها را تصرف کند و حتی گفته می شود نیروهای مخصوص این عملیات به منطقه اعزام شده یا در حال اعزام هستند. ایران نیز اعلام کرده اگر امریکا قصد تصرف جزایر ایرانی را داشته باشد نه تنها از موشکهای نسل جدید و مرگبارتر علیه اسراییل و پایگاهای امریکا در کشورهای عربی استفاده می کند بلکه کل تنگه هرمز را مین گذاری کرده به گونه ای که بطور کلی تردد در این تنگه متوقف شود . ایران همچنین می گوید در صورت نیاز تاسیسات زیربنایی و انرژی اسراییل و کشورهای متحد و همکار امریکا را نیز هدف قرار داده و در صورت نیاز جنگ را به سواحل کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد کشاند . تجربه اقدامات نظامی ایران در هفته های گذشته نشان داده اینها یک بلوف یا تهدید صرف نیست و از انجا که جمهوری اسلامی خود را در یک جنگ وجودی می بیند برای حفظ خود به هر اقدامی حتی با هزینه بالا متوسل می شود.
 بدیهی است سناریوی دوم بسیار خطرناک و دارای پیامدهای غیر قابل پیش بینی نه تنها برای طرفین جنگ بلکه برای منطقه و جهان است از جمله اینکه می تواند پای دیگر کشورها را نیز به این جنگ باز کند.  این رو ضروری است کشورهای اثر گذار بر طرفین این نزاع بویژه کشورهای اثر گذار بر دول متجاوزامریکا و اسراییل بخصوص روسیه و چین  همه تلاش خود را در ۳ روز اینده بکار گیرند تا اتش بس حتی به شکل موقت ایجاد شود و یک طرح دیپلماسی برای رسیدن به توافق حداقلی ایجاد شود.
تاریخ به دولتها اموخته  که دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ است اما در صورت وقوع جنگ تا جایی ارزش واهمیت دارد که قدرت چانه زنی در دیپلماسی را بالا ببرد وگرنه جنگ فی نفسه ارزشی ندارد.