فراتر از ذخایر: تحلیل انرژی‌محور اقدام آمریکا در ونزوئلا

نویسنده : محمد رضا حاحی صفر تهرانی

پژوهشگر حوزه انرژی موسسه مطالعات سیاسی  رسانه ای اندیشه و قلم

به‌عنوان تحلیلگر حوزه انرژی، معتقدم بخش مهمی از برداشت‌های رایج درباره اقدام ایالات متحده در قبال ونزوئلا به‌ویژه در فضای رسانه‌ای ایران دچار تقلیل‌گرایی تحلیلی شده است. روایت مسلط معمولاً به این گزاره فروکاسته می‌شود که «دولت ترامپ صرفاً به‌دلیل حجم عظیم ذخایر نفتی ونزوئلا وارد میدان شد». این گزاره، اگرچه بر پایه واقعیتی اولیه شکل گرفته، اما از منظر تحلیل انرژی، سطحی و ناکافی است؛ چراکه نه ماهیت خاص نفت ونزوئلا را توضیح می‌دهد، نه تداوم تاریخی این سیاست را درک‌پذیر می‌سازد، و نه جایگاه آن را در چارچوب رقابت بازیگران جهانی در نظام انرژی تبیین می‌کند.

مسئله ونزوئلا فراتر از یک پرونده دوجانبه میان واشنگتن و کاراکاس است. آنچه در این کشور رخ می‌دهد، در بنیان خود یک مسئله ژئوپلیتیکی انرژی و امنیت انرژی است؛ مسئله‌ای که ریشه‌های آن به حدود دو دهه پیش بازمی‌گردد و نه به دولت ترامپ محدود است و نه به یک مقطع زمانی خاص. در ۲۷ مارس ۲۰۰۱، ژنرال پیتر پیس، فرمانده وقت فرماندهی جنوبی ارتش ایالات متحده، در شهادت خود در کنگره به‌صراحت اعلام کرد که حوزه آمریکای لاتین و کارائیب، از منظر راهبردی، جایگاهی هم‌سنگ و حتی بالاتر از خلیج فارس یافته‌اند. از نظر او، نفت کمربند اورینوکو بخشی از آینده امنیت انرژی جهان است و روندهای سیاسی تحت رهبری هوگو چاوز می‌توانند به مقاومتی منطقه‌ای در برابر نفوذ واشنگتن منجر شوند. این سخنان نشان می‌داد که ونزوئلا، سال‌ها پیش از آنکه به بحران برسد، در محاسبات ژئوپلیتیک انرژی آمریکا جایگاه جدی پیدا کرده بود.

این حساسیت در سطح داخلی ونزوئلا نیز با تحولاتی تشدید شد. در نوامبر ۲۰۰۱، دولت چاوز مجموعه‌ای از ۴۹ قانون موسوم به «قوانین توانمندسازی» را تصویب کرد. با تمرکز دولت بر کنترل شرکت ملی نفت ونزوئلا (PDVSA) و اجرای اصلاحات ارضی، توازن قدرت درون‌زا دگرگون شد. کودتای نافرجام ۲۰۰۲ نشان داد که نفت، از همان ابتدا، نه صرفاً منبع درآمد، بلکه کانون اصلی منازعه قدرت در این کشور بوده است.

برای درک موقعیت ویژه نفت ونزوئلا در ساختار امنیت انرژی آمریکا، باید به رابطه تاریخی دو کشور در این حوزه رجوع کرد. از سال ۱۹۱۴ که ونزوئلا وارد فاز تولید صنعتی نفت شد، ایالات متحده همواره شریک اصلی تجاری و مقصد عمده صادرات نفت آن بوده است. حتی پس از ملی‌سازی صنعت نفت در دهه ۱۹۷۰ نیز این رابطه به‌طور کامل قطع نشد. در آستانه روی کار آمدن چاوز در سال ۱۹۹۹، ونزوئلا بیش از سه میلیون بشکه در روز تولید داشت که بخش قابل‌توجهی از آن به پالایشگاه‌های ساحل خلیج مکزیک در آمریکا صادر می‌شد پالایشگاه‌هایی که به‌طور خاص برای فرآوری نفت سنگین طراحی شده بودند. نقطه گسست، از سال ۲۰۰۷ و با تغییر چارچوب‌های حقوقی در ونزوئلا رقم خورد؛ اتفاقی که به خروج شرکت‌های بزرگ نفتی، افزایش دعاوی حقوقی بین‌المللی و در نهایت فروپاشی تدریجی ظرفیت تولید انجامید.

در همین‌جاست که بسیاری از سوءبرداشت‌ها آغاز می‌شوند. بله، ونزوئلا دارای بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت در جهان است؛ اما این ویژگی، به‌تنهایی به معنای قدرت ژئواستراتژیک بالفعل نیست. عمده این ذخایر در کمربند اورینوکو قرار دارند؛ حوزه‌ای با نفت سنگین و فوق‌سنگین که تنها با فناوری پیشرفته، سرمایه‌گذاری بالا، زیرساخت مناسب و شرایط مطلوب بازار به تولید اقتصادی می‌رسد. بنابراین، ذخایر ونزوئلا ظرفیت بالقوه‌اند؛ نه قدرت بالفعل. به همین دلیل، با وجود وفور منابع، سهم فعلی ونزوئلا در عرضه جهانی نفت حدود یک درصد است. از تولید حدود ۹۰۰ هزار بشکه در روز، حدود ۷۶۵ هزار بشکه صادر می‌شود—که بخش عمده آن به چین می‌رود. این آمار، ونزوئلا را به‌جای یک بازیگر تأثیرگذار بر قیمت جهانی، به متغیری ژئوپلیتیکی در رقابت میان قدرت‌ها تبدیل کرده است.

اهمیت نفت ونزوئلا برای آمریکا، بیشتر در کیفیت و ویژگی‌های فنی آن نهفته است. نفت سنگین و ترش این کشور برای تولید فرآورده‌هایی نظیر گازوئیل، سوخت جت، مواد آسفالتی و سوخت‌های صنعتی کاربرد دارد—فرآورده‌هایی که به‌مراتب از بنزین کمیاب‌ترند. پالایشگاه‌های ساحل خلیج مکزیک آمریکا دقیقاً برای فرآوری این نوع نفت طراحی شده‌اند. در نتیجه، هدف واشنگتن صرفاً «نفت ارزان» نیست، بلکه دسترسی و تسلط بر یک گلوگاه مهم در بازار نفت سنگین است.در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، این منطق با قالبی سیاسی بروز یافت. تلاش برای به‌رسمیت‌شناختن خوان گوایدو در سال ۲۰۱۹، بیش از آن‌که حمایت از دموکراسی باشد، تلاشی برای بازآرایی قدرت در کاراکاس و باز کردن مسیر بازگشت شرکت‌های آمریکایی به صنعت نفت ونزوئلا بود. ترکیب تیم سیاست خارجی ترامپ نیز این پیوند را تقویت می‌کرد؛ رکس تیلرسون، وزیر خارجه اول او و مدیرعامل سابق اکسون موبیل پیش از آن نقش پررنگی در پیگیری دعاوی حقوقی علیه دولت ونزوئلا داشت. این تلاش‌ها شکست خورد، اما نشان داد اقدام دولت ترامپ، ادامه مسیری دیرپا بود؛ نه تصمیمی مقطعی یا احساسی.

پیامدهای این سیاست اما تنها به رابطه با ونزوئلا یا حتی چین محدود نمی‌شود. چین، بزرگ‌ترین خریدار نفت ونزوئلا، امروز بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از صادرات نفت این کشور را جذب می‌کند. با این حال، این واردات تنها بخش کوچکی از کل مصرف نفت چین را تشکیل می‌دهد و در صورت نیاز، می‌توان آن را از منابع جایگزین تأمین کرد. بااین‌وجود، مداخله ایالات متحده و فشار بر صادرات ونزوئلا، هزینه تأمین انرژی را برای رقیب ژئواقتصادی خود افزایش می‌دهد آن‌هم در زمانی که هر دو اقتصاد بزرگ جهان، برای حفظ رشد اقتصادی، به‌دنبال دسترسی پایدار به انرژی ارزان هستند.

از سوی دیگر، روسیه که شریک راهبردی ونزوئلا در حوزه انرژی است، با این فشارها عملاً از نیم‌کره غربی عقب رانده شده یکی از اهداف پنهان این سیاست. کوبا نیز که بقای اقتصادی‌اش به نفت ونزوئلا وابسته است، به‌طور غیرمستقیم تحت فشار قرار گرفته است.

هند هم، که برای سال‌ها از نفت تخفیفی ونزوئلا برای تأمین امنیت انرژی خود بهره می‌برد، اکنون با موازنه‌ای دشوار روبه‌روست: از یک‌سو نیاز به تنوع منابع و نفت ارزان، و از سوی دیگر، ریسک تحریم‌های ثانویه آمریکا و محدودیت‌های ژئوپلیتیکی. در نتیجه، دهلی‌نو ناچار شده است توازن جدیدی میان هزینه انرژی، فشارهای سیاسی و امنیت تأمین برقرار کند. در این میان، کانادا به‌عنوان صادرکننده اصلی نفت سنگین به پالایشگاه‌های آمریکایی، با بازگشت نفت ونزوئلا ممکن است بخشی از مزیت رقابتی‌اش را از دست بدهد.

در مجموع، پرونده ونزوئلا دیگر نه‌تنها یک موضوع سیاسی، بلکه بخشی از گذار نظم جهانی از جهانی‌سازی به ژئواقتصاد است؛ نظمی که در آن، انرژی نه صرفاً یک کالای اقتصادی، بلکه ابزاری برای کنترل زنجیره‌های تأمین، مدیریت بازار و افزایش قدرت چانه‌زنی دولت‌هاست. آینده صنعت نفت ونزوئلا با عدم قطعیت عمیقی همراه است. حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوهای سیاسی، بازسازی این صنعت به سال‌ها زمان، سرمایه‌گذاری گسترده و بازگشت فناوری و نیروی انسانی متخصص نیاز دارد. واقعیت آن است که بحران ونزوئلا نه با تحریم یا بی‌ثباتی سیاسی آغاز شد، بلکه از زمانی شروع شد که صنعت نفت آن از شبکه همکاری‌های جهانی جدا شد.

در نهایت، دستگیری نیکولاس مادورو صرف‌نظر از قضاوت‌های سیاسی یادآور یک واقعیت کلیدی است: نفت همچنان سیاست قدرت جهانی را شکل می‌دهد. شاید در گفتمان‌های رسمی، انرژی کم‌رنگ شود، اما در عمل، زیرساخت تصمیم‌سازی‌های راهبردی و امنیتی است. در جهانی که قانون از قدرت پیروی می‌کند نه از اصول، ونزوئلا هزینه‌ای سنگین برای این واقعیت پرداخت کرده؛ و کشورهایی که این هشدار را نادیده بگیرند، دیر یا زود با پیامدهای مشابهی مواجه خواهند شد.

فراتر_از_ذخایر؛_تحلیل_انرژی‌محور_اقدام_آمریکا_در_ونزوئلا

سفر لاریجانی به مسقط: اولتیماتوم امریکا یا یک گام به سوی توافق جدید هسته ای

نویسنده: امیر دبیری مهر

روزنامه النهار

تلاش های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از جنگ ٬ وارد مراحل حساس و فشرده ای شده و سفرعلی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به مسقط و دوحه در روزهای اخیر در همین چارجوب ارزیابی می شود.

سفر لاریجانی پس از دورجدید گفتگوهای عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران و استیو ویتکاف و جرالد کوشنر نمایندگان دولت امریکا در مسقط در پنج شنبه گذشته انجام می شود.

بنا بر اخبار غیر رسمی در سفر اخیر لاریجانی به مسکو به پیشنهاد ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه  قرار می شود بعد از وقفه هشت ماهه ی مذاکرات ایران و امریکا که با حمله اسراییل به ایران متوقف شد این مذاکرات مجددا از سرگرفته شود و حتی گفته می شود علی لاریجانی از طریق نرم افزار فیس تایم بطور تلفنی با ترامپ گفتگویی کوتاه داشته است . این خبر از سوی تهران و واشنگتن رد یا تایید نشده است .

اینکه ترامپ اخیرا به صحبت با یکی از مقامات عالی ایران اشاره کرد به نظر می رسد منظورش علی لاریجانی بوده نه عباس عراقچی . بویژه که جی دی ونس معاون ترامپ نیز در اظهاراتی جنجالی اعلام کرد وزیر خارجه ایران اختیارات زیادی برای مذاکره با امریکا ندارد.

بهر حال انچه سفر لاریجانی را به عمان و قطر مهم وحساس می کند خبر سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن است که به گفته نخست وزیر اسراییل مهمترین دلیل ان مسایل ایران است . این سفر انقدر مهم است که علی لاریجانی در حین سفر در توییتی اعلام کرد: آمریکایی‌ها باید عاقلانه بیندیشند و اجازه ندهند نتانیاهو چنین القا کند که می‌خواهد چارچوب مذاکرات هسته‌ای را به آمریکایی‌ها یاد بدهد. واشنگتن  باید نسبت به نقش مخرب صهیونیست‌ها هوشیار باشند.

 

این هشدار علی لاریجانی بعد از ان گفته شد که شبکه سی ان ان اعلام کرد نتانیاهو می خواهد به ترامپ بگوید تهدید ۲ هزار موشک بالستیک  ایران در حدی است که اگر احتمالا  ایران و امریکا به توافقی دست یابند اسراییل حق حمله مستقل به ایران را برای خود محفوظ می داند.

مقامات ایرانی از جمله علی لاریجای مکرار اعلام کرده اند در باره توان موشکی ایران حاضر به مذاکره نیستند  ودور مذاکرات با امریکا صرفا درباره مسایل هسته ای است .  همین مساله می تواند فرصتی را برای اسراییل فراهم کند تا أولا مانع از توافق احتمالی ایران و امریکا شود و ثانیا امریکا را برای حمله به ایران تهییج کند .

بسیاری از تحلیل گران معتقدند ایده جنگ امریکا علیه جمهوری اسلامی یک پروژه کاملا اسراییلی اما با اجرا وهزینه دولت امریکاست و شاید همین مساله باعث تاخیر و تامل امریکا در اجرای این حمله شده .

تاخیر در حمله به ایران موجب شده  ترامپ بخاطر عمل نکردن به وعده کمک به معترضین ایرانی نزد بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی  به خلف وعده متهم شود. با دور جدید مذاکرات ایران و امریکا و اظهارات امیدوار کننده ترامپ در باره احتمال حصول توافق نیز ٬ خشم و نارضایتی مخالفین جمهوری اسلامی از  ترامپ بشتر شده  و إحساس می کنند بازیچه دست امریکا شده اند.

 

بهر حال در خصوص سفر لاریجانی به عمان گفته می شود هیثم بن طارق پادشاه عمان که معمولا فقط  با رهبران کشورها دیدار می‌کند و غالبا از دیدار با مقامات پایین تر  پرهیز دارد، حدود سه ساعت با لاریجانی گفتگو کرده که این نشان می د هد محتوای دیدار از اهمیت زیادی برخوردار بوده.

از جمله اینکه برخلاف اخبار رسانه ها در این دیدار لاریجانی حامل پیشنهاد یا نامه ای نبوده برای امریکا نبوده  بلکه  پادشاه عمان نامه مکتوب امریکا را به دبیر شوای عالی امنیت ملی ایران ارایه کرده که به نظر می رسد در ان برای اخرین بار درخواست های مریکا از ایران مطرح شده تا لاریجانی پس از اخذ نظر ایت الله خامنه ای در بالاترین سطح موضع جمهوری اسلامی را مطرح کند.

 

این دیدارها و پیشنهادها همزمان با افزایش حضور گسترده نظامی امریکا در اطراف ایران و تشدید تحریم های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی انجام می شود.

 

ودر اخرین نمونه ان ٬ فرمان اجرایی اعمال تعرفه ۲۵ درصدی مجازات تجارت با ایران در جمعه گذشته و پس ازپایان مذاکرات مسقط اعلام شد.

گذشته از این در میان اخبار رسمی برخی منابع از طرحی خبر می دهد که در صورت صحت می تواند گزینه توافق تهران و واشنگتن را تقویت و گزینه جنگ را از دستور کار خارج کند.

این طرح که توسط ایران و با مشارکت روسیه تهیه شده  و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هم از ان حمایت می کنند طرحی است با عنوان ((پیمان عدم تعرض متقابل ))

که در واقع  یک چارچوب امنیتی جدید برای  خروج دو طرف از وضعیت نزدیک به  جنگ است.

هدف این طرح  آشتی ایران و  امریکا نیست و روابط ایران و آمریکا را به وضعیت پیش از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ باز‌نمی گرداند زیرا تجربه ۴۷ ساله نشان داده اختلافات ساختاری، ایدئولوژیک و امنیتی مانع از دوستی دو کشور  است. اما این پیشنهاد می‌گوید جنگ نیز راه حل نیست و ضرورتی ندارد. می‌توان از تخاصم فعال عبور کرد و به نوعی تعادل سرد رسید؛ مدلی که در شرایط انفجاری به‌عنوان تنها گزینه مهار فاجعه قابل اجراست .

بر أساس این طرح ایران متعهد می‌شود هیچ اقدام خصمانه مستقیمی علیه منافع آمریکا و متحدان کلیدی آن در منطقه، به‌ویژه اسرائیل، انجام ندهد. در مقابل، آمریکا متعهد می‌شود از اقدام نظامی علیه ایران خودداری کند و مانع از ورود متحدانش به چنین سناریویی شود. این چارچوب، امکان اعلام یک پیروزی دیپلماتیک برای واشنگتن را فراهم می‌کند، بدون آنکه وارد جنگی پرهزینه شود.

 

این طرح برای گروههای نیابتی یا همسو با ایران نیز برنامه دارد بر اساس این چارچوب، ایران متعهد می‌شود که از ارسال سلاح به نیروهای موسوم به محور مقاومت خودداری کند. همچنین در تعاملات منطقه‌ای، جانب مستقیم این نیروها را در برابر دولت‌های رسمی نگیرد.

در این مدل، هرگونه رابطه سیاسی، امنیتی یا دیپلماتیک ایران صرفاً از کانال دولت‌های رسمی کشورها انجام می‌شود و نه از مسیر گروه‌های مسلح یا بازیگران غیردولتی.

با توجه به نظر مخالفان جنگ در امریکا که معتقدند حمله به ایران ممکن است به بی‌ثباتی گسترده منطقه، شوک انرژی و یک درگیری طولانی منجر خواهد شد  این طرح می تواند گزینه مطلوبی برای  مهار ایران بدون هزینه‌های سنگین جنگ باشد و در ضمن   گزینه پرهزینه تغییر رژیم نیز از دستور کار خارج می شود

 

برای تهران نیز  این مسیر راهی برای جلوگیری ازجنگ و فروپاشی احتمالی  است ودر عرصه داخلی نیز با توجه به کاهش محسوس مشروعیت نظام در پی اعتراضات اخیر می‌تواند فرصتی به جمهوری اسلامی بدهد تا زمینه های اعتراضات جدید را از بین ببرد  .

نکته جالب اینجاست که گروههای سیاسی محافظه کار طرفدار جمهوری اسلامی بر  خلاف گذشته که همیشه مخالف مذاکره و توافق با امریکا بودند برای نخستین بار در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی خواهان و دوستدار توافق بین ایران و امریکا هستند تا از وقوع جنگ و فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی جلوگیری شود . هر چند این موضع محافظه کاران در مجموعه ای از تناقضات خود را نشان می دهد برای مثال مقامات رسمی دایم علیه امریکا رجز خوانی می کنند و در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال در تهران نیز مثل هر سال پرچم امریکا و اسراییل را اتش زدند و بطور نمادین تابوت های وسربازان امریکایی  را به خیابان اوردند. علت این رفتارها این است که جمهوری اسلامی هیج وقت احتمال جنگ امریکا را منتفی نمی داند و طوری رفتار می کند که هم برای توافق و هم برای جنگ امادگی داشته باشد.

 

اما با فرض توافق تهران و واشنگتن عوامل موثر دیگری نیز وجود دارد که موفقیت طرح مذکور به انها وابسته است از جمله اینکه گروههای معترض و ناراضی از جمهوری اسلامی در داخل و خارج با توجه به کشته شدن هزاران نفر در ماه گذشته حاضر هستند دست از اعتراض بکشند و  تماشاگر بازیگران قدرت در سطح بین المللی باشند و اینکه در صورت شکل گیری اعتراضات  جدید ٬ایا  نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی توان سرکوب مجدد را دارند و از همه مهمتر اینکه ایا اسراییل  می پذیرد در زمین  جدیدامریکا بازی کند ؟

 

تغییرات بی سابقه و جابجایی دیدگاه های مردم ایران درباره مذاکره با امریکا

منبع : روزنامه النهار

نویسند: امیر دبیری مهر

در سالهای گذشته که مذاکره با کشورهای غربی بویژه امریکا برای رفع تحریم های اقتصادی و توافق بر سر مسایل هسته ای در دستور کار جمهوری اسلامی بوده همیشه فعالان سیاسی محافظه کار و گروههای اجتماعی طرفدار نظام با مذاکره مخالفت کرده و ان را خلاف مبانی ایديولوژیک انقلاب اسلامی می دانستند و برعکس مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی باور داشتند که ایران باید از طریق مذاکره و توافق با غرب در روابط خارجی خود تنش زدایی کند و از این طریق فشارهای اقتصادی و حقوقی نیز بر مردم ایران کاهش یابد و نظام جمهوری اسلامی نیز به هنجارهای  بین المللی نزدیک شود.

رسانه های وابسته به حکومت نیز همواره طرفداران مذاکره با غرب بویژه امریکا را غرب زده و وابسته معرفی می کردند و حتی درمواردی برخی از پژوهشگران و روزنامه نگاران طرفدار مذاکره با امریکا دستگیر و محاکمه شدند برای نمونه درسال ۲۰۰۲ عباس عبدی و بهروز گرانپایه و حسین قاضیان بخاطر انجام یک نظر سنجی که درنتایج  ان اکثریت مردم ایران خواهان مذاکره با امریکا بودند در دادگاه محاکمه و به زندان محکوم شدند.

اما بعد ازاعتراضات خونین ماه گذشته در ایران که در ان دست کم سه هزار نفر کشته شدند مخالفین جمهوری اسلامی بویژه در خارج از کشور از دونالد ترامپ خواستند برای دفاع از مردم ایران به وعده خود عمل و مقامات جمهوری اسلامی را مورد حمله نظامی قرار دهد. ترامپ قبل از سرکوب معترضین از مردم ایران خواسته بود روی حمایت او در برابر دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی حساب کنند.

این تغییر نگاه بخشی از جامعه ایرانی  دقیقا هشت ماه بعد از حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران رخ می دهد که در ان مردم ایران یکپارچه در برابر اسراییل و امریکا ایستادگی کردند و با حمله نظامی مخالفت کردند.

اما روند تحولات  و فشار شدید اقتصادی  و شکل گیری اعتراضات ماه گذشته و از همه مهمترین سرکوب شدید ان و کشته شدن معترضین ٬ خشم و نفرت شدیدی را در بخشی از جامعه ایران نسبت به جمهوری اسلامی ایجاد کرده تا حدی که  راضی هستند امریکا به جمهور اسلامی حمله نظامی کند حتی اگر به فروپاشی نظام سیاسی منجر شود. این گروه از مردم از تاخیر در حمله امریکا نیز بسیار گله مند بوده و ترامپ را به عهد شکنی متهم می کنند . فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مملو از مطالبی در این خصوص است . با وجودی که طرفدران نظام این گروه از مردم را به وطن فروشی و خیانت متهم می کنند اما این طرز فکر و احساس همچنان در جامعه وجود دارد .

در جنین فضایی٬ افزایش اقدامات و تحرکات دیپلماتیک جمهوری اسلامی در منطقه بویژه برگزاری دور جدید مذاکرات ایران و امریکا در مسقط پایتخت عمان و سفر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی به عمان و قطر نیز با واکنش متفاوت مردم و گروههای سیاسی و کارشناسان مواجه شده  که کاملا برعکس گذشته است.

این بار برخلاف گذشته مخالفان و منتقدین جمهوری اسلامی از اینکه تهران وارد مذاکره با امریکا شده ناراحت و نگران این هستند که با توافق احتمالی پایه های نظام سیاسی تحکیم و حکومت استمرار یابد و روند سرکوب داخلی با قدرت بیشتری ادامه یابد.

این گروه دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح طلب در روزهای اخیر را شاهدی برمدعای خود می دانند که همزمان با پیشرفت مذاکرات با امریکا انجام شده است .

در سوی دیگر طرفداران جمهوری اسلامی و رسانه ها و احزاب محافظه کار برخلاف گذشته که همیشه مخالف مذاکره با امریکا بودند این بار با هیجان و علاقه اخبار مربوط به پیشرفت مذاکرات را پوشش داده و تحلیل می کنند و همه تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ احتمالی بکار گرفته اند و می گویند مذاکره غیر مستقیم به امریکا نشان می دهد ایران جنگ طلب نیست .

این رویکرد دقیقا بازتابی از سیاست رسمی جمهوری اسلامی است که در این روزها تلاش می کند با دیپلماسی و بده بستان مانع از ورود به یک جنگ منطقه ای شود در همین راستا علی لاریجانی اعلام کرده می توان درباره انتقال ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده در تاسیسات فردو به خارج از ایرانه مذاکره و توافق کرد. هر چند مقامات جمهوری اسلامی بارها گفتند به هرقیمتی حاضر به توافق با امریکا نیستند و مسایلی مانند قدرت موشکی ایران قابل مذاکره نیست .

البته از انجا که جمهوری اسلامی و حامیان ان مطمين نیستند که مذاکرات جاری به توافق برسد و به وعده ها و مواضع دونالد ترامپ اعتماد ندارند و نقش اسراییل را در تخریب این روند موثر می دانند همزمان با تلاش برای رسیدن به توافق و پرهیز از جنگ ٬قدرت نظامی و منطقه ای ایران را با چاشنی تهدید نمایش می دهند . برای مثال در راهپیمایی ۲۲ بهمن در تهران بار دیگر شعار مرگ بر امریکا  و مرگ بر اسراییل شعار اصلی تظاهر کنندگان بود و تابوت نمادین مقامات نظامی امریکا در خیابان به نمایش گذاشته شد و حتی پرچم های امریکا و اسراییل اتش زده و روی زمین لگدمال شد . اما امسال از اتش زدن عروسک های شبیه به ترامپ پرهیز شد .

رسانه های رسمی ایران می گویند در راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیش از ۲۶ میلیون نفر دربیش از ۱۴۰۰ شهر در پاسخ به درخواست ایت الله خامنه ای شرکت کردند و احتمالا با تکیه بر این روایت ها موضع جمهوری اسلامی در مذاکرات پیش رو سرسخت تر خواهد شد .

 

 

مهمترین جشنواره فیلم ایران در سایه اعتراض های اخیر: از تحریم شرکت در جشنواره تا مشاجرات کلامی هنرمندان

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

نویسنده : امیر دبیری مهر

سه سال پیش ودر پی اعتراض گسترده  به حجاب اجباری در ایران و شکل گیری جنبش زن زندگی ازادی٬  جشنواره فیلم فجر بعنوان مهمترین رویداد هنری ایران با تحریم برخی از بازیگران و هنرمندان مواجه شد . امسال هم در ایران و در جریان برگزاری چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجراین اتفاق در بعدی وسیع تر تکرار شده است . هر چند رسانه های رسمی وابسته به حکومت مدعی هستند پروژه تحریم وعدم استقبال از جشنواره فجر شکست خورده و مردم از این جشنواره استقبال کرده اند اما برخی در  شبکه های اجتماعی تصاویری از خلوتی سینماها منتشر کردند که نشان می دهد مردم امسال در اعتراض به سرکوب و کشتار صورت گرفته از این جشنواره استقبال نکرده اند.

 

مصاحبه جنجالی وپرحاشیه ترانه علیدوستی در چند روز قبل از شکل گیری اعتراضات اخیر در ایران و تاکید او بر اینکه دیگر هیچ وقت حاضر نیست با حجاب در سینمای ایران بازیگری کند زمینه های حضور فعال تر هنرمندان سینما را در اعتراضات اخیر فر اهم کرد وبا اغاز اعتراضات و کشتار وسیع روزهای هشتم و نهم ژانویه ٬حجم اعتراضات  بسیار وسیع تر و شدید تر شد .از انجا که اینترنت قطع بود انتظار می رفت با وصل  اینترنت موج اعتراض هنرمندان شعله ور شود و همین گونه هم شد به گونه ای که مقامات امنیتی و قضایی ایران تهدید کرده اند اگر هنرمندی در تحریک مردم در اعتراضات اخیر نقشی ایفا کرده باشد تحت تعقیب قرار می گیرد و حتی سخنگوی قوه قضاییه تهدید کرده اموال انها توقیف و مصادره خواهد شد .

از چند روز قبل از جشنواره بسیاری از مردم در شبکه های اجتماعی پیشنهاد دادند بخاطرفضای غمگین و بهت زده جامعه ایران که در خلوتی خیابانها و رکود بازارها خود را نشان می دهد جشنواره فیلم فجر برگزار نشود اما حکومت و رسانه های وابسته به ان  در برابر انها موضع گرفته و تاکید کردند شرایط جامعه کاملا عادی است و باید از اتفاقات رخ داده در هفته های اخیر عبور و ان را فراموش کرد. همین رویکرد و عادی نمایی وضعیت جامعه ٬ موجب تشدید اعتراض ها به برگزاری جشنواره فیلم فجر شد.

برای نمونه سعید زمانیان، کارگردان فیلم آرام‌بخش، و صالح علوی‌زاده، نویسنده فیلم بیلبورد اعلام کردند به احتران همه خون های ریخته شده در اعتراضات اخیر جشنواره را تحریم می کنند .

علوی زاده نویسنده فیلمنامه فیلم بیلبورد نوشت: انقدر اتفاقات مهمی در جریان است که جشنواره فجر بی اهمیت ترین انهاست و این جشنواره یک مراسم خونشویی است .

سهراب پورناظری اهنگساز برجسته ایرانی نیز در اطلاعیه ای از حضور در این جشنواره انصراف داد.

اما مهمترین تصمیم به الناز شاکردوست بازیگر محبوب و سرشناس سینمای ایران است که اعلام کرد من عزادار عزیزانم هستم و نه درجشنی شرکت می کنم و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون می دهد نقشی بازی خواهم کرد و این نقش اصلی من است .

هومن سیدی بازیگرو کارگردان محبوب ایرانی نیز اعلام کرد:هیچ جشنواره ای و هیچ تندیسی ارزش عبور از جان انسانها را ندارد و هیچ قاب طلایی ای نمی تواند سکوت در برابر خون را قاب بگیرد.

عارفه معماریان بازیگر سینما در واکنش به اظهارات الناز ملک از بازیگران شرکت کننده در جشنواره که گفته بود فحاشی دیگران بخاطر شرکت در جشنواره  برای او اهمیت ندارد  نوشت: ایستادن در برابر مردم خشمگین و سوگوار ونا امید فصیلت نیست بلکه خیانت به هنر است.

زهرا عبدی نویسنده در قضای مجازی نوشته امسال جشنواره فیلم فجر یک جشنواره نیست اتاق پذیرایی دستگاه جنایت است و هر که در ان حاضر شودمیهمان رسمی همان نظامی است که دستش تا ارنج  از خون زن و مرد و پیر و جوان و کودک و نوجوان سرخ است .

همین موضع گیری ها باعث شد حدود 20 اثر از آثار ارسال‌شده به دبیرخانه جشنواره ز شرکت در جشنواره انصراف دهند و تنها ۳۱ فیلم در جشنواره شرکت کنند.

دبیر جشنواره در واکنش به این تصمیم هنرمندان گفت : اینها درک روشنی از مسئولیت واقعی هنرمند ندارند. معتقدم هنرمند با حضور فعال خود است که می‌تواند همراهی و همدلی‌اش با مردم را به اثبات برساند، نه با غیبت و کناره‌گیری.

همزمان با طرفداران داخلی تحریم جشنواره تعدادی از بازیگران ایرانی خارج از کشور نیز به این کمپین پیوستند.

احسان کرمی بازیگر سینما ساکن امریکا که سابقه مجری‌گری جشنواره‌های فیلم فجر در سال‌های حضور در ایران را دارد، از جمله افرادی است که خواستار تحریم جشنواره شده است . او با انتشار شماره‌های تلفن ورزشکاران، مجریان و برخی بازیگران از مردم معترض خواسته با تماس و ارسال پیام از انها بخواهند در جشنواره شرکت نکنند .

برزو ارجمند دیگر بازیگرایرانی مقیم امریکا نیز با انتشار فیلم‌ها و پست‌هایی در شبکه‌های اجتماع یمی‌کوشد هنرمندانی شرکت کننده در جشنواره را  را «چهره‌های حکومتی» معرفی کند که با حضور در جشنواره  در برابر مردم ایستاده‌اند.

حمید فرخ‌نژاد ومهناز افشار نیز از دیگر بازیگران سرشناس ایرانی خارج از کشور هستند که خواستار تحریم جشنوراه فیلم فجر شده اند.

در مقابل رسانه های جمهوری اسلامی بویژٓه صداوسیما با پوشش وسیع اخبار مربوطه و مصاحبه های متعدد برای هنرمندان حاضر در این جشنواره مدعی هستند که پروژه تحریم جشنواره شکست خورده و مواضع هنرمندان شرکت کننده در جشنواره را بطور وسیع پوشش می دهد.

برای نمونه منوچهر هادی کارگردان سینما در حاشیه اکران فیلمش در جشنواره فیلم فجر گفت: نمی‌شود به خاطر جوانانی که کشته شدند، زندگی را تعطیل کرد. اودرباره حضورش در جشنواره اظهار کرد: «چرا باید بترسم که به جشنواره بیایم؟ جشنواره مال من است. فرار کردن و تحریم کردن چه فایده‌ای دارد؟

این کارگردان همچنین نسبت به فراخوان‌ها برای تحریم هنرمندان واکنش نشان داد و افزود: «به چه حقی ما را تحریم می‌کنند؟ به چه حقی به بازیکن فوتبال می‌گویند بازی نکن و به فیلمساز می‌گویند فیلم نساز؟ شمایی که ما را تحریم می‌کنید، شما دیکتاتور هستید»

او در پایان تأکید کرد: «من ترجیح می‌دهم اعتراضم را به جای خیابان، در آثارم نشان بدهم.»

اما بیشترین حاشیه را محمد حسین مهدویان کارگردانی که بیشترین فیلمهای او با حمایت موسسه اوج وابسته به سپاه ساخته شده ایجاد کرد. او گفت : یک مشت ستارۀ ترسو حاضر نیستند در کنار فیلمشان بایستند و راجع به آن صحبت کنند. خیلی‌ها بزدلانه نمی‌آیند در نشست این رویداد ملی شرکت کنند. اصلا نگران نیستم که بعد از این هیچ‌کدام از این ستاره‌ها با من کار نکنند؛ چون این‌ها شایستۀ همان فیلم‌هایی هستند که در آن بازی می‌کنند.» اظهارات جنجالی مهدویان را می‌بینید و می‌شنوید.

 

سید مهدی جوادی تهیه کننده سینما که با فیلم گیس در جشنواره شرکت کرده تحریم کنندگان را دیکتاتور و فاشسیت خواند که  دیگران را در خصوص عواقب شرکت در جشنواره تهدید می کنند.

کیوان شعبانی فیلمبردار فیلم پروانه نیز گفت حال همه با بد است اما نمی تونیم جشنواره را رها کنیم زیرا رها کردن جشنواره فرقی با کارهای تروریستی ندارد!

به نظر می رسد این حواشی تا یک هفته دیگر که جشنواره به پایان می رسد ادامه یابد اما دیدگاه

خبرگزاری خبر انلاین فراتر از این مشاجرات به واقعیت نزدک تر است این خبرگزاری نوشته :

سینما همیشه زنده است چون راوی قصه های مردم است و همیشه سمت درست تاریخ است یعنی سمت مردم و کسانی که در جشنواره فجر شرکت کردند و انهایی که بخاطر اعتراض ان را تحریم کردند حق انتخاب دارند و هر دو گروه دوستدار ایران و زندگی هستند.

 

 

اخرین تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از جنگ امریکا با ایران: ایا شانسی باقی است؟

منبع: روزنامه النهار چاپ بیروت

نویسنده: امیر دبیری مهر

 

با وجودی که اعلام شده جمعه صبح ساعت ۱۰ عباس عراقچی وزیر امورخارجه  ایران و استیو ویتکاف نماینده رییس جمهور امریکا در مسقط  به منظور گشودن مسیر دیپلماسی و پرهیز از جنگ ٬ دیدار و گفتگو می کنند اما اتفاقات چند روز اخیر ناظران سیاسی را دچار تردید کرده است که أولا این مذاکرات انجام شود ثانیا در صورت انجام این دیدار به نتیجه ای برسد که مانع از یک جنگ بزرگ منطقه ای شود.

تنش جدید بین ایران و امریکا در پی اعتراضات وسیع ضد حکومتی درایران اغاز شد که در ان دست کم ۳ هزار نفر کشته شدند و ترامپ اعلام کرد به مردم ایران در برابر سرکوب جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد . این ادعای ترامپ موجب امیدواری  ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران شده است که دولت امریکا با هدف  سقوط حکومت به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد .

در مقابل جمهوری اسلامی نیز می گوید اماده رویارویی با امریکاست ودر صورت وقوع جنگ  گستره این جنگ  به دیگر کشورهای خاورمیانه بویژه کشورهای خاشیه خلیج فارس کشیده خواهد شد . همین موضع گیری بویژه از سوی ایت الله خامنه ای رهبرجمهوری اسلامی و فرمانده کل قوای مسلح موجب نگرانی عمیق کشورهای منطقه شده است .

بر همین أساس رسانه خبری اکسیسوس که اخبار مرتبط با جنگ احتمالی ایران و امریکا را پوشش می دهد چهارشنبه شب بعد از اینکه مدعی شد مذاکرات ایران و امریکا در مسقط لغو شد ساعتی بعد از ان نوشت بخاطر فشار ۹ کشور عربی به امریکا٬  قرار شده این دور از مذاکرات در عمان برگزار شود تا شاید ایران و امریکا به توافقی حداقلی دست یابند وجلو جنگ گرفته شود.

پیشتر رجب طیب اردوغان رییس جمهوری ترکیه نیز وساطت کرده بود تا ایران و امریکا در استانبول مذاکره کنند و با وجود تنظیم اولیه انجام این دیدار ٬ ایران ترجیح داد این مذاکره در مسقط پایتخت عمان برگزار شود.

مذاکرات استانبول چرا لغو شد؟

به نوشته روزنامه های حریت و صباح چاپ ترکیه ٬ترکیه و قطر تلاش داشتند «طرح صلح استانبول» شبیه به «طرح صلح غزه» شامل یک توافق کلی و فوری برای پایان تنش و سپس گفتگوهای چند جانبه در جهت توافق های موردی باشد اما جمهوری اسلامی ایران درباره اعمال فشار کشورهای منطقه بر تیم مذاکره کننده ایرانی در حین مذاکرات نگران بوده . همچنین در بین گروههای قدرت در ایران درباره محتوای مذاکرات اختلاف نظر وجود داشته است.

 

تحلیل گران ترکیه ای  که از عقب گرد تهران در قبال پیشنهاد ترکیه شگفت زده اند طرح اردوغان را آخرین پل برای بازگشت به پیش از بحران می دانند که اکنون خراب شده است.

در ایران گفته می شود تهران نگرانی کشورهای عرب از اغاز یک جنگ پر مخاطره را درک می کند امابا مشارکت این کشورها دردور جدید مذاکرات مخالف است زیرا تصور می کند

گسترش دامنه مذاکرات در این مرحله می‌تواند نتایج معکوس داشته و روند متمرکز مذاکرات را به یک نمایش سیاسی تبدیل کند.

جااب اینجاست که در دستور مسعود پزشکیان رییس جمهور ایران به عباس عراقچی وزیرامورخارجه برای اغاز دور جدید مذاکرات با امریکا  به درخواست مشارکت کشورهای منطقه اشاره شده اما در تصمیم نهایی ایران  امکان حضور انها منتفی شد .

در همین راستا سیدعباس عراقچی درچهارشنبه شب  در تماس‌های تلفنی جداگانه با همتایان خود در مصر ، عمان و قطر آخرین تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی را مورد بررسی قرار داد.

عراقچی همزمان به تندی از فردریش مرتس، صدراعظم آلمان انتقاد کرد.

او در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «سه کشور اروپایی سپتامبر گذشته در نیویورک، به اصرار مرتس با پیگیری بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران، به نقش خود در مذاکرات هسته‌ای پایان دادند. اکنون همان مرتس التماس می‌کند که اجازه داده شود دوباره به همان مذاکرات بازگردد.»

وزیر امور خارجه ایران در ادامه صدراعظم آلمان را به «ساده‌لوحی سیاسی و منش ناپسند» متهم کرد.

درباره محتوای مذاکرات ایران و امریکا نیز حدس و گمان زیاد است .علی شمخانی رییس شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی در این روزها مواضعی اتخاذ می کند که بیشتر از انکه  تمایل به توافق از ان استنباط شود امادگی برای جنگ را نشان می دهد به گونه ای که  محمود واعظی رییس دفتر حسن روحانی رییس جمهور سابق ایران نیز در مطلبی علیه او گفته شمخانی در گذشته نیز در مسیر  توافق بین ایران و امریکا کارشکنی کرده است .

شمخانی چند روز پیش در گفتگوبا شبکه لبنانی  المیادین درباره موضوع مذاکره ایران و امریکا گفته ایران می تواند غنی سازی خود را از ۶۰ درصد به ۲۰ درصد کاهش دهد اما دلیلی برای انتقال مواد ذخیره شده به خارج از ایران وجود ندارد . او همچنین گفته که وقوع جنگ به مرحله اجتناب ناپذیری رسیده است .

این در حالی است که گفته می شود امریکا در سفر لاریجانی دبیر شورا ی عالی امنیت ملی ایران به مسکوبا  پیشنهاد انتقال ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده ایران به روسیه به شرط عدم حمله امریکا موافقت شده است .

اما طبق اخبار غیر رسمی٬  امریکا در این دور از مذاکرات خواستار تعطیلی کامل فعالیتهای هسته ای ایران شده است علاوه بر این کاهش برد موشک های ایران و قطع ارتباط و حمایت از نیروهای نیابتی هم در اولویت های مد نظر امریکاست و اسراییل هم در این خصوص به واشنگتن فشار می أورد.

خواسته هایی که محال است جمهوری اسلامی انها را بپذیرد بویژه مسایل موشکی و مرتبط با قدرت دفاعی ایران .سردار نجات از فرماندهان عالی رتبه سپاه و فرمانده قرار گاهع ثارالله که مسوولیت امنیت تهران را بر عهده دارد نیز در مصاحبه ای اعلام کرده امادگی دفاعی ایران در برابر تهاجم احتمالی بسیار بیشتر از جنگ ۱۲ روزه است و شهرهای موشکی زیر زمینی ایران اماده بهره برداری است .

با   افزایش درخواستهای امریکا از ایران از یکسو و موضع ایران مبنی بر اینکه فقط درباره مسایل هسته ای حاضر به توافق است به نظر نمی رسد مذاکرات در مسقط به نتیجه ملموسی برسد. بويژه که این مذاکرات در سایه حضور پر رنگ و گسترده نیروهای نظامی امریکا در منطقه انجام می شود و واشنگتن خود را برای یک حمله سنگین به جمهوری اسلامی اماده کرده است . احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاح طلب و نماینده سابق مجلس گفته مواردی که امریکایی ها روی میز گذاشته اند قابل مذاکره نیست .اگر جمهوری اسلامی توان دفاعی خود را معامله کند بی دفاع خواهد شد و هیچ شهروند ایرانی چنین اجازه ای به دولت نمی دهد. اما درخصوص هسته ای امکان توافق وجود دارد.

و از همه عجیب تر و بی سابقه تر اینکه که کشته شدن هزاران ایرانی دراعتراضات اخیر موجب خشم بخش زیادی از جامعه ایرانی علیه جمهوری اسلامی شده  به حدی که خواستار مداخله نظامی برای انتقام گیری از دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی هستند. در مقابل بسیاری از ایرانیان نیز هر چند از جمهوری اسلامی ناراضی هستند اما مخالف اغاز جنگ و مداخله نظامی امریکا هستند . برای نمونه

موضع گیری  گلشیفته فراهانی بازیگر سرشناس ایرانی علیه حمله ترامپ به ایران در رسانه فرانسوی در داخل ایران بازتاب وسیعی داشته . اوبا تاکید بر اینکه به دخالت نظامى خارجى براى آوردن دموكراسى اعتماد ندارد گفته به اتفاقاتى كه تو عراق، افغانستان، ليبى افتاد نگاه کنید، حکومتها سقوط کردند ولى بعدش چه شد؟ سالها هرج ومرج، خلا قدرت، جنگ داخلى، تروريسم.

از سوی دیگر بخشی از مردم در ایران نیز که حامی جمهوری اسلامی هستند با وجودی که نگران حمله امریکا و احتمال  هدف قرارگرفتن ایت الله خامنه ای و سقوط جمهوری اسلامی هستند اما می گویند در صورت وقوع حمله اماده پشتیبانی از نظام با همه امکانات موجود هستند.

سردار کوثری از فرماندهان ارشد سپاه در این خصوص گفته به مذاکرات خوشبین نیستم اما مذاکره می کنیم تا به دنیا نشان دهیم که از مذاکره فرار نمی کنیم.غلامعلی حداد عادل رییس اسبق مجلس نیز گفته امیدوار است مذاکره به نتیجه برسد اما اگر قرار باشد امریکا دستور بدهد  و ایران بپذیرد این مذاکره نیست.

حمید رسایی نماینده تندور مجلس نیز در توییتی در مخالف تبا مذاکره سوال کرده  مگر نظر رهبر انقلاب درباره مذاکره تغییر کرده که می خواهیم به پای میز مذاکره می رویم؟

درنهایت می توان گفت احتمال موفقیت مذاکرات مسقط بسیار پایین است و ایران و امریکا از پیس کشیدن طرح مذاکرات اهداف جداگانه ای دارند امریکا زمان می خواهد تا

أولا  ارایش نظامی خود را در منطقه کامل کند

ثانیا با نشان دادن میز مذاکره  به مردم امریکا و جهان نشان دهد راه دیپلماسی را ازموده اما نتیجه نگرفته و برای اقدام نظامی خود مشروعیت ایجاد کند

و ثالثا هماهنگی های لازم را برای ایجاد جبهه مشترک علیه جمهوری اسلامی بویژه در منطقه انجام دهد .

جمهوری اسلامی نیز با وجود مشکلات اقتصادی و نارضایتی وسیع داخلی از حکومت می داند پذیرش درخواست های امریکا یعنی استحاله جمهوری اسلامی و بنابراین ترجیح می دهد در جنگ همه جانبه همه امکانات خود را برای بقا و ضربه به امریکا بکار گیرد . در ذهن مقامات جمهوری اسلامی اگر در این رویارویی نظام پابرجا بماند برای سالهای متمادی از گزند و تهدید امریکا در امان خواهد بود و اگر هم سقوط کند مدعی است بر سر پایبندی به أصول و ارزشهای خود نابود شده  و برخلاف دیگر کشورهای اسلامی در برابر غرب حاضر به عقب نشینی نشده است .

 

تشدید اختلافات سیاسی در ایران درباره اعتراضات  ایران

منبع : روزنامه النهار 
نویسنده : امیر دبیری مهر
بعد از گذشته حدود یکماه از اغاز اعتراضات در ایران و گذشت ۲۰ روز از حوادث هشتم و نهم ژانویه در بیش از ۴۰۰ شهر ایران  که منجر به کشته شدن دست کم ۳ هزار ایرانی شد اختلاف بین گروههای سیاسی در ایران درباره علت این وقایع و پیامدهای آن بالا گرفته است .
 گروههای سیاسی طرفدار جمهوری اسلامی از همان ابتدا مدعی بودند این اعتراضات با طراحی و حمایت امریکا و اسراییل صورت گرفته و کشتار مردم نیز توسط تروریست های مسلح مخالف نظام انجام شده و همچنان همین ادعا را مطرح می کنند  .
 گروههای سیاسی منتقد جمهوری اسلامی می گویند  در اعتراضاتی در این وسعت احتمال نفوذ افراد و گروهای نفوذی خشونت طلب و تروریست وجود دارد اما سرکوب اصلی توسط نهادهای نظامی و انتظامی امنیتی جمهوری اسلامی انجام شده و این تصمیم شکاف بین دولت و ملت را بیش از گذشته خواهد کرد.
 در این میان برخی از اصلاح طلبان نیز می گویند حتی اگر کشتار توسط تروریستهای مسلح مورد حمایت خارج انجام شده باشد این موجب رفع مسوولیت حکومت در حفظ امنیت معترضین نمی شود.
شهروندان ایرانی که از چند روز پیش و پس از ۲۰ روز قطعی اینترنت توانستند با محدودیت های فراوان و فیلتر شکن به شبکه های اجتماعی متصل شوند با انتشار و بازنشرعکسها  و مطالب و ویدیوهای جدید از وقایع ان ۲ روز خونین اکثرا حکومت را در کشتار معترضین مقصر می دانند و حتی برخی از انها از دولتها و سازمانهای بین المللی خواسته اند در برابر جمهوری اسلامی و در دفاع از مردم ایران قرار گیرند.
در این اختلاف نظر شدید در ایران درباره اعتراضات اخیر که به تهدید و رجزخوانی طرفین علیه هم نیز تبدیل شده و همزمان با تهدیدات امریکا برای حمله به ایران روز به روز افزایش می یابد صدور بیانیه های جداگانه  از سوی میر حسین موسوی و مهدی کروبی دو نفر از رهبران جنبش سبز که از سال ۲۰۱۰ در حبس خانگی هستند –  کروبی چند ماهی است از حصر خارج شده – موجب اغاز دور جدیدی از اختلافات شده است .
میر حسین موسوی که بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ نخست وزیر ایران بود در این بیانیه با اشاره به اینکه
هرچه روزها می‌گذرند، ابعاد هول‌انگیز خیانت و جنایتی بزرگ که در حق مردم ایران روی داده  بیشتر اشکار می شود نوشته :
((مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمی‌خواهند و دروغ‌های‌تان را باور نمی‌کنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید.. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم می‌پوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش می‌زدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر می‌کوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسان‌ها نمی‌دادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز می‌انداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش می‌گذاشتید، داشتید با جهالت، گران‌بهاترین فرصت‌های‌تان را از دست می‌دادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راه‌حلی برای هیچ‌یک از بحران‌های کشور دارید و نه ملت چاره‌ای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگ‌تان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند))
میرحسین موسوی بار دیگر خواستار برگزاری رفراندوم قانون اساسی در ایران  با تشکیل جبهه‌ای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمت‌آمیز است شده .
بسیاری از منتقدین و معترضین با استقبال از موضع اخیر میرحسین موسوی می گویند ای کاش سید محمد خاتمی و علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی نیز مواضع مشابهی اتخاذ می کردند!
فقط جریان سلطنت طلب حامی رضا پهلوی بطور رسمی به ان واکنش نشان ندادند اما طرفداران انها در فضای مجازی از اینکه مبادا رجال سیاسی داخل ایران جایگزین رضا پهلوی برای دوران بعد از جمهوری اسلامی شوند ابراز نگرانی می کنند.
گفتنی است ترامپ نیز جند هفته پیش ابراز امیدواری کرده بود مردم ایران رهبران خودشان را در داخل شناسایی و معرفی کنند.
 مهدی کروبی دیگر اپوزیسیون سرشناس ایرانی که سالها رییس مجلس ایران بود نیز با صدور بیانیه ای شبیه بیانیه میر حسین ٬
اعتراض را  حق مردم و حفظ جان وتأمین امنیت شهروندان را از وظایف نهادهای امنیتی و انتظامی حکومت دانسته و بااشاره کشته شدن هزاران معترض  درخواست کرده  هیاتی مستقل از نهادهای مدنی و افراد مورد وثوق مردم برای روشن شدن ابعاد این جنایت از جمله آمار دقیق از جان‌باختگان، مجروحین و آسیب دیده‌ها تشکیل شود.
کروبی وضعیت اسفبار امروز ایران را  نتیجه مستقیم دخالت‌ها و سیاست‌های ویرانگر داخلی و بین‌المللی آقای خامنه‌ای‌ دانسته و  یک نمونه آن را اصرار بر پروژه‌ پرهزینه و بی‌حاصل هسته‌ای و پیامدهای سنگین تحریم‌ها در دو دهه گذشته بر کشور و مردم معرفی کرده است .
کروبی از  اقای خامنه ای بخاطر اینکه تاکنون جز به طرفداران‌ خود اجازه صدور مجوزی برای تجمع نداده‌ انتقاد کرده و گفته در جنبش سبز او و مهندس موسوی مطابق  قانون اساسی از وزارت کشور درخواست راهپیمایی کردند اما سهم مردم در آن روز باتوم و چماق و ضرب‌وشتم و  گلوله در کوچه و خیابان‌ها بود و سهم او و مهندس موسوی  فحاشی و هتاکی، ویرانی خانه و کاشانه و سپس اعمال حصر و حبس خودسرانه.
همانطور که پیش بینی می شد این بیانیه ها با واکنش تند و شدید افراد و گروهها و رسانه های طرفدار جمهوری اسلامی مواجه شد. برای مثال  حزب مؤتلفه اسلامی که یکی از محافظه کارترین و قدیمی ترین احزاب ایران است ضمن محکوم کردن بیانیه میر حسین موسوی مدعی شده این بیانیه
مشحون از تهمت‌های ناروا، تحریف واقعیات است ونه تنها بازتاب خواست ملت ایران نیست، بلکه زاییده ذهنیت گروهک‌های منحرف و وابسته به استکبار است .
حسین شریعتمداری رادیکال ترین و تندروترین روزنامه نگار وابسته به جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان
با اشاره به پیشنهاد  میرحسین موسوی در باره بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی که در همه بیانیه های او تکرار می شود گفته این پیشنهاد دقیقاً و بدون کم و کاست و به نمایندگی از یک جریان مرموز و همسو با آمریکا و اسرائیل، هدف و آرزوی برزمین مانده اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه را روی دست گرفته است.که دقیقاً همان هدف تغییر رژیم (Regime change) است که آمریکا و اسرائیل به عنوان اصلی‌ترین راهبرد خود طی چهل و چند سال گذشته علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال کرده‌اند .
مهدی خزعلی فرزند یکی از روحانیون محافظه کار ایرانی که چند سالی است مواضع انتقادی علیه جمهوری اسلامی گرفته و زندانی هم شده در واکنشی غیر قابل انتظار علیه میر حسین موسوی خطاب به او نوشته
امروز به همه اصول و ارزش‌ها پشت پا زده ای، هم صدای استعمار عریان آمریکا، رژیم کودک کش و نژاد‍پرست صهیونی و همراه منافق، تجزیه طلب و خاندان مزدور و نوکر صفت پهلوی شده‌ای، امروز به خون شهیدان خیانت کرده ای .خزعلی در این نامه خطاب به میرحسین موسوی با اشاره به مشاهدات خود از وقایع هشتم و نهم ژانوبه در تهران نوشته :
((جناب میرحسین، اگر تو در حصر بودی، اما من  در صحنه بوده‌ام، دو ساعت اول خیابان از نیروی پلیس و امنیتی خالی بود و شهر ناامن بود، بانوی محجبه امنیت نداشت، کسی که ظاهر مذهبی داشت، محکوم به مرگ بود و خودروی یکی  از دوستانم که منتقد حاکمیت بود در مسیر پمپ بنزین به جرم داشتن ریش مورد تعرض واقع شد! شهر دست داعش بود! نقش پیکر مطهر دانشجوی پزشکی بر شبستان مسجد سوخته در تاریخ این سرزمین ماندگار شد! و من به چشم خویش حجم خشونت ویرانگر تروریست‌های مزدور اجنبی را دیدم و چه بسیار جوانان بی‌گناه این مرز و بوم را به خاک و خون کشیده و مردمان را داغدار کردند!))
به نظر می رسد تهدید حمله امریکا به ایران انقدر پر رنگ است و بر فضای رسانه ای سایه افکنده که در نگاه اول هیچ موضوع دیگری نمی تواند توجه افکار عمومی را به خود جلب کند اما وجود پرسشهای زیاد در جامعه ایرانی درباره اینده کشور و حمله احتمالی امریکا و اینکه ایا این حمله منجر به سقوط جمهوری اسلامی می شود یا نه و اینکه نظام سیاسی بعدی چگونه خواهد بود و چه افرادی نقض اصلی را در ان دارند باعث می شود موضع گیری و بیانیه های رجال و گروههای سیاسی مورد توجه قرار گیرد.

نزدیکی جنگ احتمالی بین ایران و امریکا با وجود دیپلماسی فعال منطقه ای

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

نویسنده : امیر دبیری مهر

 

در میان انتشار اخبار و گزارش هایی مبنی بر اینکه  مذاکرات پنهانی ایران و امریکا با وساطت کشورهای خارجی بویژه ترکیه و قطر و روسیه با قدرت ادامه داشته واحتمال دارد جلو جنگ گرفته شود٬ ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی امروز در سخنرانی عمومی با تکراری و بی اهمیت خواندن تهدیدات دونالد ترامپ رییس جمهوری امریکا تهدید کرد درصورتی که جنگی به جمهوری اسلامی تحمیل  شود ابعاد ان منطقه ای خواهد بود.

 

بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند رویارویی نظامی  ایران و امریکا بسیار نزدیک شده و  با توجه به استقرار ناوها و هواپیماهای نظامی امریکا در منطقه پیش بینی می کردند این جنگ  در شنبه شب ۳۱ ژانویه اغاز شود اما رفت و امدهای  دیپلماتیک و در نهایت توییت علی لاریجانی این امیدواری را در مخالفان جنگ ایجاد کرد که اتفاقاتی در پشت پرده مذاکرات دیپلماتیک در جریان است .

 

لاریجانی که جمعه گذشته سفری اعلام نشده و ناگهان به مسکو داشت پس از بازگشت و در حالی که اخبار مبنی بر اغاز قریب الوقوع جنگ منتشر می شوداعلام کرد برخلاف ادعای رسانه ها٬  ساختاری برای رسیدن به توافق با امریکا ایجاد شده  . ترامپ هم چند روزی است می گوید ایران و امریکا در حال مذاکره جدی هستند اما او همچنان شمشیر تهدید و حمله به ایران را بالای سر جمهوری اسلامی نگه داشته تا بتواند در توافق احتمالی امتیاز بیشتری بگیرد. مطلبی که عباس عراقچی وزیر أمور خارجه ایران در دیدار با وزیر أمور خارجه ترکیه در استانبول به ان اشاره کرد و گفت با ادامه تهدیدات نمی توان به توافق دست یافت.

البته واقعا معلوم نیست ترامپ این مواضع را برای سردرگم کردن مقامات جمهوری اسلامی اتخاذ می کند یا واقعا در صورتی که به توافق مطلوب دست یافت از جنگ منصرف خواهد شد؟

 

هر چند تحلیل ها و روایت های متفاوتی از  دیپلماسی فشرده بین ایران و امریکا در جریان است اما اخبار غیر رسمی حاکی است  که امریکا  سه درخواست فوری از ایران دارد تا مانع از حمله به ایران شود.

اول  خروج ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده از ایران است که به نظر می رسد در این خصوص روسیه می توان نقش میانجی را ایفا کند زیرا مسکو در این خصوص با امریکا همسوست.

دوم تعطیلی کامل فعالیت های هسته ای که شامل تحقیقات هسته ای هم می شود که در این خصوص اسراییل و لابی صهیونیستی در امریکا نقش فعالی دارد .

و سوم کاهش برد موشک های ایران به گونه ای که جمهوری اسلامی نتواند اسراییل را مورد هدف قرار دهد.

 

می توان گفت ایران قطعا پیشنهادهای دوم و سوم را نخواهد پذیرفت حتی اگرهزینه ان اغاز  جنگی تمام عیار  باشد اما تهران برای جلوگیری از جنگ شاید پیشنهاد اول را بپذیرد و سفر لاریجانی به مسکو نیز در همین چارچوب ارزیابی می شود.

 

اما با اظهارات امروز ایت الله خامنه ای که در ان هیچ نشانه ای از نرمش و تمایل به مذاکره وجود نداشت و حتی امریکا تهدید شد که با مشت محکم نیروهای مسلح ایران مواجه خواهد شد به نظر می رسد مجددا احتمال جنگ بالا خواهد رفت .

همزمان با فعالیتهای دیپلماتیک٬  درداخل ایران با انتشار تصاویر و ویدیوها واطلاعات جدید از کشتار مردم در اعتراضات اخیر برخی از شهروندان در شبکه های اجتماعی برای اقدام ترامپ علیه جمهوری اسلامی لحظه شماری می کنند و در مقابل مخالفان جنگ نیزانها را به همکاری و همراهی با دشمن متهم می کنند .

در مجموع فضای داخل ایران فضایی کاملا سرگردان و بلاتکلیف بین جنگ و صلح است . ازسویی بسیاری از مردم از سرکوب های اخیر خمشگین هستند و خواستار مداخله خارجی برای تنبیه و مجازات سرکوبگران هستند از سویی نگران تبعات جنگ می باشند .

 

در چنین شرایطی فاصله جنگ و صلح به اندازه یک  یک تار موست و هر اتفاقی مانند یک تصمیم بی جا ، یک موضع گیری بی جا و یک اتفاق و حادثه می تواند  صحنه را دگرگون کند و جنگ بزرگ بین ایران و امریکا را اغاز کند .جنگی که بعد از ۴۷ سال رجز خوانی طرفین و خط و نشان کشیدن متقابل بسیار نزدیک شده است.

 

 

شکاف بزرگ دراصلاح طلبان بعد از اعتراضات خونین درایران

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

کشتار وسیع معترضین در ایران شکاف بین اصلاح طلبان در جمهوری اسلامی را بیشتر از هر زمانی کرده است . جمهوری اسلامی این کشتار را به تروریست های مسلح  وابسته به امریکا و اسراییل که در بین معترضین نفوذ کرده بودند نسبت می دهد اما مخالفین جمهوری اسلامی می گویند این ادعا برای فرار از مسوولیت این سرکوب بی سابقه و خونین است انها حتی خواستار حمله نظامی امریکا برای مجازات افراد و نهادهای دخیل در این سرکوب هستند . جمهوری اسلامی می گوید در اعتراضات هشتم و نهم ژانوبه بیش از سه هزار نفر کشته شدند اما دیگر منابع مخالف جمهوری اسلامی از کشته شدن بیش از ۳۰ هزار نفر خبر می دهد که این امار نیز رو به افزایش است .

گفته می شود اخیرا در جلسه جبهه إصلاحات که شامل همه أحزاب اصلاح طلب منتقد سیساتهای  حکومت می شود  بین اعضای این شورا در خصوص نحوه مواجهه و موضع گیری در قبال این کشتار ٬ اختلافات جدی بروز کرده . طیفی ازاصلاح طلبان از جمله اذر منصوری رییس جبهه إصلاحات معتقد بوده و هستند مسوولیت این کشتار وسیع با نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی است و باید جبهه إصلاحات ان را بطور رسمی و اشکار محکوم کند. حتی شایع شده طیف رادیکال اصلاح طلبان  خواستار انتشارنامه ای شده بودند که در ان از ایت الله خامنه ای بخواهند بخاطر ناتوانی از اداره کشور طبق قانون اساسی ازمقام رهبری استعفا دهد اما این گونه پیشنهاد ها با مخالفت جدی  دیگر اصلاح طلبان مانند بهزاد نبوی و محمد عطریانفر و حمید رضا جلایی پور و حتی چهره های مطرح مانند سید حسن خمینی و سید محمد خاتمی مواجه است . این گروه ازاصلاح طلبان  معتقدند در شرایطی که سایه جنگ احتمالی امریکا بر سر ایران است این گونه موضع گیری ها بویژه علیه رهبر جمهوری اسلامی به ضرر امنیت ملی است  و در این شرایط نباید از ایت الله خامنه ای فاصله گرفت . به همین دلیل این افراد در روزهای اخیر به تلویزیون دولتی دعوت و تحلیل های همسو با مواضع رسمی نظام ارایه دادند. از جمله محمد عطریان فر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگویی٬ رهبری ایت الله خامنه ای را در ۳۶ سال گذشته در مقیاس جهانی نادر وکمیاب دانسته و توصیه کرده همه گروههای سیاسی باید در بحرانهای سیاسی تابع نظرات رهبر جمهوری اسلامی باشند.موضع گیری حمید رضا جلایی پور در حمایت از نحوه برخورد با معترضین و حمایت از جمهوری اسلامی در اتفاقات اخیر انقدر غیرمنتظره بود که فاطمه شمس همسر سابق او از اینکه مدتی با او زندگی کرده ابراز شرمساری کرد.

این طیف از اصلاح طلبان با ٰهر گونه تغییرات اساسی و ساختاری در نظام سیاسی مخالف هستند زیرا به نظر می رسد در صورت سقوط نظام جمهوری اسلامی برای خود موقعیت و جایگاهی متصور نیستند ضمن اینکه معتقدند جمهوری اسلامی مانند گذشته از این بحران سنگین داخلی و خارجی عبور خواهد کرد و نظام سیاسی و ایت الله خامنه ای بعد از ایجاد ثبات در کشور پاداش وفاداری این گروه از اصلاح طلبان را خواهد داد و موقعیت های بیشتر و بهتری در نظام سیاسی را به انها خواهدبخشید.

اما همه اصلاح طلبها اینگونه فکر نمی کنند . برای مثال اذر منصوری که بخاطر مواضع شدیدا انتقادی با هشدارنهادهای امنیتی مواجه شده بعد از چند روز در بیانیه ای خطاب به خانواده های کشته شدگان اخیر اعلام کرد:

شما تنها نیستید و دادخواهی شما مطالبه انسانی و تاریخی ماست و اجازه نخواهیم داد خون این عزیزان به فراموشی سپرده شود یا حقیقت در غبارها گم شود.

منصوری در این بیانیه با اعلام انزجار و خشم از کسانی که بی رحمانه و بی پروا جوانان ایرانی را به خاک و خون کشیدند نوشته هیچ قدرتی و هیچ توجیهی و هیچ زمانی نمی تواند این فاجعه بزرگ را تطهیر کند.

منصوری همچنین در ادعای عجیبی افشا کرده او و اعضای خانواده اش از یک ترور سازماندهی شده جان سالم به در برده اند.

بنا به  نوشته اذر منصوری اوو  اعضای  خانواده اش  بعد از این اینکه  در خانه ای روستایی  جمع شده اند  دچار سوزش چشم شده اندو بعد از بررسی و مراجعه به پشت بام متوجه می شوند دودکش بخاری اخیرا با ایزوگام کامل پوشانده‌ به نحوی که هیچ هوایی از آن خارج نشود.

منصوری با انتشار عکس این اتفاق اعلام کرده موضوع را  به نهاد‌های ذیربط اطلاع داده تا شاید مشخص شود این اقدام بیرحمانه چگونه و توسط چه کسانی انجام شده است؟

اما گروه سومی ازرهبران  اصلاح طلب مانند میر حسین موسوی و علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی و مصطفی تاج زاده که پیشتر با هم اختلافاتی داشتند به نظر می رسد در این روزها به هم نزدیک تر شده اند .این گروه هر چند هنوز سکوت کرده و شاید بخاطر قطعی اینترنت امکان موضع گیری ندارند اما  تا حد زیادی از تغییر اساسی سیاستهای  جمهوری اسلامی به رهبری ایت الله خامنه ای مایوس شده اند و تصور می کنند تنها راه عبور از بحران استعفا یا کناره گیری اوست. برخی معتقدند محمود احمدی نژاد نیز با وجود اختلاف با اصلاح طلبان در این دسته قرارمی گیرد.

اما به نظرمی رسد افرادی مانند حسن روحانی به بازیابی  قدرت در دوران بعداز فروپاشی جمهوری اسلامی هم می اندیشند. برخی تحلیل گران می گویند امریکا در صورت حمله به ایران مانند ونزويلا برای  حفظ ثبات ایران در دوره گذار به برخی چهره های با تجربه و مشهور سیاسی متوسل خواهد شد . این دیدگاه با مخالفت سرسخت طرفداران رضا پهلوی مواجه شده که می گویند در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی نباید از مقامات سابق جمهوری اسلامی برای اداره کشور استفاده کرد.

همه این حدس و گمان ها در شرایطی مطرح می شود که احتمال وقوع جنگ با ایران هر روز بیشتر می شود و همین مساله شرایط داخل ایران را نیز بسته تر و امنیتی تر می کند . قطع اینترنت به بیستمین روز خود رسیده و وضع اقتصادی ایران نیز هر روز بدتر می شود . انتشار گزارش ها و فیلم های از کشتار اخیر نیز در حال افزایش است و خشم و نگرانی عمومی نیز به شدت در حال افزایش است و وقوع جنگ می تواند نقطه اغازی بر تحولات بزرگتر در ایران باشد.

 

 چهار روایت از هشتمین اعتراض پس از انقلاب ۱۹۷۹

روایت های گوناگون ازعلل اعتراضات درایران :
 چهار روایت از هشتمین اعتراض پس از انقلاب ۱۹۷۹
توضیح: این تحلیل قبل از حوادث خشونت بار ۱۸ و ۱۹ دی ماه نوشته شده است

 

امیر دبیری مهر
 سابقه اعتراضات سیاسی و اقتصادی در ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی  به سال ۱۹۹۲ یعنی ۳۳ سال پیش باز می گردد که در شهر مشهد واقع در شمال شرق ایران رخداد . بعد از ان شاهد چند اعتراض جدی و اثر گذار دیگر بودیم که عبارتند از :
اعتراض به گرانی و تورم در سال ۱۹۹۵مردمی  در اسلام شهر در جنوب تهران
اعتراض دانشجویی در سال  ۱۹۹۹
اعتراض سیاسی به نتایج انتخابات در سال ۲۰۰۹
اعتراض سال ۲۰۱۷ در مشهد به گرانی ها و تورم
اعتراض ۲۰۱۹ در چندشهر در پی افزایش قیمت بنزین
اعتراض سراسری در ۲۰۲۲ در پی مرگ مهسا امینی
اعتراض ابتدای سال ۲۰۲۶ در تهران و چندین شهر به دلایل اقتصادی ومعیشتی
از ۸ اعتراض شکل گرفته در ایران علیه جمهوری اسلامی دست کم ۵ مورد ان دلایل اقتصادی داشته است . البته همیشه در هر جنبش اعتراضی دلایل فرعی نیز وجود دارد و معترضین از فرصت اعتراض برای بیان خواسته های دیگر خود استفاده می کنند.
در باره علل و روند اعتراضات در ایران چهارروایت اصلی وجود دارد که با هم در ستیز هستند و در رسانه ها با هم رقابت می کنند تا افکار عمومی را قانع کنند.
  • روایت اول مدعی است اعتراض اخیر در ایران نیز ازجنس اعتراض های اقتصادی است که در پی چندین سال رکود اقتصادی بویژه از سال ۲۰۱۸ به بعد و افزایش تورم و گرانی و در ماههای اخیر با افزایش مداوم قیمت دلار و از بازار موبایل شروع شد و به دیگر بازارها در تهران و برخی شهرها سرایت کرد. باورمندان به این روایت می گویند بیشتر شهروندان ناراضی و معترضین به دنبال رفاه نسبی و بهبود وضع معیشتی هستند و اگر نظام سیاسی بتواند به این خواسته انها پاسخ دهد ارامش به کشور باز خواهد گشت .
  • اما وقتی شعارهای صنفی و اقتصادی فراگیر تر شد و رنگ سیاسی به خود گرفت  برخی شعارها علیه  رهبر جمهوری اسلامی و به نفع رضا پهلوی رهبر اپوزیسیون سلطنت طلب خارج از کشور شعار سر داده شد٬  اعتراض صنفی و اقتصادی به اعتراض سیاسی و برانداز تبدیل شد و روایت دوم که متعلق به حکومت در ایران است شکل گرفت . به همین دلیل سیسستم انتظامی و امنیتی برخورد با معترضین را تشدید کرد و ایت الله خامنه ای نیز در سخنرانی سوم ژانویه بر ضرورت برخورد شدید با ان تاکید کرد. تهدید دونالد ترامپ مبنی بر اقدام امریکا در صورت سرکوب انها از جانب دولت ایران نیز در واکنش شدید جمهوری اسلامی موثر بود و رسانه های دولتی معترضین را اغتشاش گر نامیده و انها را عوامل امریکا و اسراییل خواندند. این نوع تفسیر اعتراضات در ایران سابقه ای به اندازه عمر اعتراضات در ایران دارد . تفاوت تفسیر حکومت از اعتراض ها در این دوره فقط در این است که قوه مجریه یا دولت پزشکیان در موضع گیری و کلام حق معترضین را به رسمیت شناخته و تصمیم گرفته یارانه پرداختی به شهروندان را افزایش دهد.  هر چند دولت هیچ کنترلی بر نهادهای انتظامی و امنیتی و نظامی ندارد و انها برای برخورد با معترضین از رهبری نظام فرمان می گیرند.
  • روی دیگر تفسیرسیاسی و برانداز از اعتراضات ٬ متعلق به اپوزیسیون و مخالفین جمهوری اسلامی است که برای سرنگونی نظام سیاسی مداخله خارجی از سوی امریکا و اسراییل را جایز می دانند . اینها معتقدند با اعتراضات مدنی نمی توان در ایران رژیم سیاسی را تغییر داد و فقط با مداخله امریکا و اسراییل این امکان فراهم می شود. رهبر این روایت رضا پهلوی ولیعهد شاه سابق ایران و طرفداران او در داخل و خارج هستند. این روایت مخالفان سرسختی در ایران دارد کسانی که معتقدند اوضاع ایران انقدری وخیم نیست که برای رهایی از ان لازم باشد به دشمن خارجی متوسل شد.
  • گروه چهارمی هم در داخل ایران وجود دارد که معتقد است نظام جمهوری اسلامی نتوانسته تصمیمات و توانایی ها خود را در چهار دهه پیش را در داخل و خارج از ایران با تغییرات ایجاد شده تطبیق دهد و همین مساله موجب شکل گیری نارضایتی ها متعدد فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی شده و در روابط خارجی نیز منجر به ناکامی های متعدد نظام سیاسی در تنظیم مناسبات با دیگر کشورها بویژه قدرتهای بزرگ شده است. بر اساس این روایت و تفسیر که برخی نخبگان دانشگاهی به ان معتقدند جمهوری اسلامی به مرحله ناکارامدی و فقدان مشروعیت رسیده و حتی قدرت بازسازی خود حتی در فرصت های تاریخی را نیز از دست داده است . این گروه برای نمونه به فرصت همبستگی ملی بعد از جنگ ۱۲ روزه اشاره می کنند که جمهوری اسلامی می توانست از ان برای بازنگری در سیاست های خود و کم کردن شکاف بامردم استفاده کند . بر این اساس در هر بحرانی با ریشه های مختلف و به هر بهانه ای ایران شاهد جنبشی اعتراضی خواهد بود و هر جنبش توان مقاومت و کنترل یا سرکوب حکومت  را کاهش می دهد و در نهایت نیز در یک بازه زمانی به فروپاشی منجر خواهد شد. این گروه معتقدند علت اینکه تا کنون نیز جنبش های اعتراضی به نتیجه نرسیده  دوعلت دارد : اولا جمهوری اسلامی از اپوزیسیون قدرتمندی برخوردار نیست  تا جایگزین قابل اطمینان نظام سیاسی کنونی باشد ثانیا توان کنترل و سرکوب جمهوری اسلامی بالاست وگرنه  هم نارضایتی عمومی وجود دارد و هم دستگاه تحلیلی و توضیح دهنده ضرورت عبور از نظام موجود است که به ان گفتمان یا ایدیولوژی دوران گذار می گویند.
اینکه کدام روایت درست تر است و با واقعیات ایران بیشتر تطبیق دارد را تحولات اینده ایران روشن خواهد کرد اما یک واقعیت را نمی توان کتمان کرد و اینکه هر نظام سیاسی از جمله جمهوری اسلامی تا قبل از فروپاشی می تواند با اصلاحات اساسی از جمله برگزاری رفراندوم و تغییر قانون اساسی و تغییر سیاست های کلی خود در داخل و خارج از نارضایتی ها کاسته و زمینه اعتراض های سراسری رااز بین ببرد.