رمضان تمام شد آیا جنگ رمضان ادامه دارد؟ ایا بحران انرژی جنگ را متوقف می کند؟ یا موجب  تشدید آن می شود؟

 

سه هفته ازاغاز حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران می گذرد و سه طرف این جنگ هر روز می گویند پیروزی شان نزدیک است . ترامپ می گوید از اهداف جنگ جلوتر است و هفت هزار هدف نظامی را در ایران نابود کرده .نتانیاهو در کنفرانس خبری پنج شنبه شب گفت از سه هدف اسراییل از اغازاین جنگ دو هدف تحقق پیدا کرده یعنی تضعیف  قدرت هسته ای و موشکی ایران و در مقابل جمهوری اسلامی نیزاعلام کرده تا کنون ۶۵ مرحله حملات موشکی به اسراییل و پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای عربی انجام داده و پنج شنبه شب هم اعلام شد یک هواپیمای اف ۳۵ امریکایی را سرنگون کرده است و همزمان با قدرت افندی یا تهاجمی توان پدافندی ایران نیز رو به احیاست .

استراتژیست های ایرانی می گویند همین که امریکا از اهدافی مانند سرنگونی جمهوری اسلامی در ۴ روز عقب نشسته و الان دغدغه  رفع تسلط ایران بر تنگه هرمز را دارد این به معنای موفقیت ایران است نه امریکا.

این تحولات  نشان می دهد جنگ رمضان همزمان با پایان ماه رمضان پایان نیافته و وارد  فاز جدیدی خواهد شد  بویژه که  دو جبهه دیگر نیز به تدریج وارد این جنگ می شوند .

از یک سو کشورهای عربی هستند که از سیاست نظامی ایران مبنی برحملات مداوم به این کشورها بسیار خشمگین هستند و در اجلاس دوحه ان را اظهار و تاکید کردند حق پاسخگویی را برای خود محفوظ می دانند جبهه بعدی  اتحادیه اروپاست  که با وجود عدم همراهی با امریکا و ناراحتی واشنگتن از این مساله ٬ از سیاست نا امن سازی  مسیر انتقال انرژی از سوی ایران ابراز نگرانی کردند و خواستار توقف این سیاست  شدند .

این مواضع نشان می دهد در هفته چهارم جنگ شاهد هدایت نبرد ودرگیری ها به سوی خلیج فارس خواهیم بود. بعد از حمله دو شب پیش اسراییل به پالایشگاه نفت و گاز عسلویه در جنوب غرب ایران که به گفته کاخ سفید بدون هماهنگی با واشنگتن انجام شد ایران در اقدامی متقابل به پالایشگاههایی در کویت وعربستان وقطر و اسراییل حمله کرد .

کمربندی ۲۵۰۰ کیلومتری که کرانۀ شرقی‌اش تاسیسات نفتی ابوظبی و دوحه بود و کرانۀ غربی‌اش پالایشگاه‌های حیفا و اشدود در اسرائیل و بخش میانی‌اش هم ریاض وبندر  ینبع در خاک عربستان سعودی

تهران با این اقدام نشان داد به معنای واقعی کلمه «هیچ» خط قرمزی در این جنگ در پاسخ به حملات امریکا و اسراییل ندارد.

از بعد عملیاتی هدف قرار دادن بندر ینبع در عربستان بود  بسیار  مهم است.زیرا  با مسدود شدن تنگۀ هرمز، صادرات نفت و گاز همه کشورهای منطقه به جز ایران و عربستان متوقف شده. عربستان سعودی یک خط لولۀ 1200 کیلومتری از ساحل خلیج فارس به غرب عربستان در ساحل دریای سرخ کشیده برای مواقعی که هرمز قفل شود.

نقطۀ پایانی این خط لوله در ساحل دریای سرخ و در بندر ینبع است که در نفت را ان تحویل نفتکش‌ها می‌دهد. این مسیر، راهِ جایگزین و اضطراری  سعودی‌هاست. که  در حملات موشکی چهارشنبه‌شب ایران مورد هدف قرار گرفت .

با این اتفاقات  نگرانی از گسترش جنگ به اهداف غیر نظامی افزایش یافته به گونه ای که ترامپ تهدید کرد اگر ایران حمله به اهداف غیر نظامی را ادامه دهد حملات شدید و غیر قابل جبرای  به تاسیسات زیر بنایی ایران مانند تاسیسات برق و پالایشگاهها خواهدکرد.

افزایش تنشها و اثرات ان بر قیمت انرژی و افزایش قیمت نفت تا ۱۱۵ دلار باعث شده نخست وزیر ژاپن به واشنگتن سفر کند تا راه حلی برای این بحران پیدا کند اما این تحرکات دیپلماتیک به معنای پایان جنگ نیست .

همه این اتفاقات نشان می دهد مهمترین متغیر در تعیین سرنوشت جنگ نه در زمین و یا اسمان بلکه در دریا و در تنگه هرمز رقم خواهد خورد به حدی که اخبار غیر رسمی می گوید امریکا قصد دارد ۲۵۰۰ کماندو به منطقه اعزام کند تا در صورت لزوم برخی جزایر ایرانی را در خلیج فارس تصرف کنند تا  قدرت ایران در سلطه بر تنگه هرمز کاهش یابد.

بنا براین تنگه هرمز اکنون‌ یک عنصر تعیین کننده در سرنوشت جنگ است  . به نوشته یدالله کریمی پور یکی از تحلیل گران سیاسی بازگشایی آن برای امریکا  ضروری و در عین حال  پیچیده و پرمخاطره است. به همین خاطر فرض کنیم  ترامپ‌ در هفته بعد دستور حمله تفنگداران به جزایر خارک و قشم را صادر کند . سوال مهم این است که  آیا چنین حمله ای به بازگشایی تنگه هرمزمنجر خواهد شد؟

 

​در پاسخ باید گفت تصرف خارک (شاهرگ صادرات نفت ایران) و قشم (بزرگترین جزیره خلیج فارس با موقعیت مشرف بر تنگه) از دیدگاه تئوریک می‌تواند بر کاهش توانایی عملیاتی ایران تاثیر بگذارد، ولی لزوما به معنای «بازگشایی ایمن» تنگه هرمز و کنترل قیمت نفت و انتقال انرژی نیست.

​ جزیره خارک با تنگه هرمز فاصله زیادیدارد و کنترل آن می تواند منجر به توقف صادرات نفت ایران شود ولی مانع از شلیک موشک‌های ساحل‌به‌دریا از سرزمین اصلی ایران به سمت کشتی‌ها نمی‌شود.

 

​جزیره قشم هم به دلیل نزدیکی به تنگه هرمز می‌تواند برای استقرار سامانه‌های پدافندی آمریکا جهت پوشش کشتی‌های عبوری مفید باشد. ولی قشم به قدری به سواحل ایران نزدیک است که نیروهای مستقر در آن در تیررس مستقیم توپخانه و پهپادهای انتحاری ایران قرار می‌گیرند.

​ حتی اگر  فرض بگیریم امریکا  این جزایر را تصرف کند ٬باز کردن تنگه هرمز با چالش‌های زیر روبروست:

​۱- مین روبی

ایران یکی از بزرگترین ذخایر مین‌های دریایی را دارد. پاکسازی تنگه از مین، فرآیندی زمان‌بر است که در زیر آتش موشکی و پهپادی، عملا  کُندتر خواهد شد.

 

​۲- تهدیدات نامتقارن

قایق‌های تندرو و پهپادها نیازی به پایگاه‌های بزرگ ندارند و می‌توانند از هر نقطه‌ای در طول سواحل درازایران (بیش از ۲ هزار کیلومتر) به سمت تنگه یورش ببرند.

 

۳- موشک های بالستیک و کروز:

برد موشک‌های ضدکشتی ایران بسیار فراتر از جزایر است. برای باز کردن واقعی تنگه، آمریکا ناچار خواهد بود بخش بزرگی از توان موشکی در عمق خاک ایران را منهدم کند که این به معنای یک جنگ تمام‌عیار است، نه فقط یک عملیات محدود برای بازگشایی مسیر.

​۴- ​ درصورت اجرای نقشه تصرف جزایر ایرانی  تفنگداران دریایی امریکا  با سختی و دادن تلفات شاید  موفق شوند در این جزایر مستقر شوند  ولی این  تصرف به معنای عبور جریان نفت نیست زیرا امنیت فیزیکی است که برای نفتکش‌های غول‌پیکر (VLCC) ملاک عبور از تنگه هرمز است .

 

​بنا براین می توان گفت با فرض اینکه

جزایر خارک و قشم اشغال شوند   و توان تهاجمی ایران محدود شود، ولی این تصرف به تنهایی برای تضمین امنیت تردد نفتکش ها  در تنگه هرمز کافی نیست. زیرا بازگشایی واقعی تنگه مستلزم کنترل کل نوار ساحلی جنوب ایران است که عملیاتی در ابعاد  وسیع و فراتر از توان محدود واحدهای تفنگدار دریایی است . اگر امریکا انطور که ترامپ وهگزت وزیر جنگ امریکا گفتند قصد این اعمال قدرت را داشته باشند باید تدارکات جدیدی مهیا کنند که این خود به معنای اغاز فاز جدیدی از جنگ در هفته اینده است .

پیامد شهادت علی لاریجانی بر جنگ و سیاست در ایران

خبر شهادت علی لاریجانی دبیر شواری عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی منتشر شد اما منابع رسمی و خبرگزاری های ایران تا ساعت پس از حادثه از انتشار ان خودداری کردند و نگران بودند  این خبر باعث تضعیف روحیه ای مردمی شود که با فراخوان های رسمی قرار بود سه شنبه شب در خیابانها حاضر شوند و از ادامه جنگ با امریکا و اسراییل حمایت کنند.
رسانه های رسمی ایران خبر شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایت الله سید علی خامنه ای را نیز ۱۸ ساعت بعد از حادثه اعلام کردند و قبل از ان  گزارشها در این خصوص  را تکذیب می کردند.
اما منابع موثق تایید کردند که علی لاریجانی بامداد سه شنبه  به همراه فرزندش مرتضی و معاونش بیات در شمال شرق تهران در حمله ارتش اسراییل و با بمب های سنگرشکن شهیدشده . در اخرین متنی که از او منتشر شد او  شهادت ملوانان ارتش ایران به دست زیر دریایی ارتش امریکا را تسلیت گفته . علی لاریجانی در ۱۷ روز اخیر که جنگ امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی اغاز شده یکی از فرماندهان اصلی مدیریت جنگ بود. او در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی مسوولیت هماهنگی نهادهای سیاسی و نظامی و امنیتی را بر عهده داشت در نظام تصمیم گیری ایران بعنوان فردی معتدل و مدبر و صاحب عقلانیت شناخته می شد که همواره مورد انتقاد تندروهای سیاسی بود.
علی لاریجانی ۶۹ ساله و دانش اموخته فلسفه و فرزند یکی از مراجع بزرگ شیعه  چند سال وزیر فرهنگ ایران در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ٬ ۱۰ سال با حکم ایت الله خامنه ای رییس صداوسیما و ۱۲ سال رییس مجلس شورای اسلامی و  در دو دوره متفاوت دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و همواره از دیپلماسی و سیاست مذاکره با غرب برای حل اختلافات ایران و امریکا و اروپا استقبال می کرد. همین مواضع باعث شد جریان تندور و غرب ستیز در ایران با او مخالفت کنند  به حدی که در سال ۲۰۲۰ و زمانی که او برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شد شورای نگهبان با فشار و گزارش های برخی نهادها صلاحیت او را تایید نکردندو علی لاریجانی در اعتراض به این تصمیم تهران را ترک کرد و مدتی در روستای پدری خود در استان مازندران زندگی کرد.
تا اینکه بعد از انتخاب مسعود پرشکیان بعنوان رییس جمهور و بعد از  جنگ ۱۲ روزه ٬علی لاریجانی بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب و مشغول بکار شد و نیروهای میانه رو امیدوارشدند که در کشور تصمیمات افراطی و تنش زا در دوران بعد از  جنگ کاهش یابد . اما در این مدت علی لاریجانی ان نقشی که از او انتظار می رفت را نتوانست ایفا کند و مشخص بود برای این کارو عمل  بر اساس نظرات خودش٬  با محدودیت وفشارهای زیادی در ساختار سیاسی و امنیتی کشور مواجه است که مثال اشکار ان فرایند انتصاب معاونینش بود و کنار ماندن محمد جعفری همکار همیشگی لاریجانی از ترکیب شورای معاونین شعام.  برای مثال در واقع دی ماه   گذشته علی لاریجانی با انتقاد شدیدی مواجه شده که چرا جلو برخورد شدید با معترضین را نگرفته است . اما بهر حال حضور علی لاریجانی  نقطه امیدی برای طرفداران اعتدال و اصلاحات و مخالف جنگ بود.
با اغاز جنگ اخیر٬ علی لاریجانی همسو با دیگر مقامات نظامی و امنیتی موضعی کاملا تهاجمی علیه امریکاو اسراییل گرفت و نقش فعالی در پشت و جلوی صحنه علیه دشمن ایفا کرد و حتی چند بار دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا را در توییت ها و مصاحبه های خود مورد حمله و تمسخر قرار داد به حدی که ترامپ درواکنشی گفت او را نمی شناسد اما احتمال می دهد او نیز زنده نخواهد ماند. رابطه نزدیک و عاطفی  علی لاریجانی با ایت الله سید علی خامنه ای درتند شدن موضع او در روزهای بعد ازترور رهبر شهید بی تاثیر نبودانجا که گفت ما دست از ترامپ بر نمی داریم
بهرحال با شهادت علی لاریجانی احتمالا سیاست تهاجمی ایران در خصوص جنگ شدیدتر خواهد شد و دست سپاه پاسداران  که در حال حاضر نقش اصلی را ایفا می کند برای حملات شدید تر به اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای عربی افزایش خواهد یافت . حضور علی لاریجانی می توانست در بزنگاه و لحظات حساس وزن دیپلماسی را در دستگاه تصمیم سازی جمهوری اسلامی تقویت کند و از این نظر ترور او نشان می دهد امریکاو اسراییل خواستار تشدید درگیری ها و تنش در منطقه هستند و اگر غیر از این است دچار خطای محاسباتی شدند.
درباره جایگزین احتمالی علی لاریجانی هیچ گزینه ای مطرح نشده اما احتمال بازگشت سرداراحمدیان دبیر سابق شورای امنیت ملی و از فرماندهان سپاه احتمال بیشتری  وجود دارد.

سه دلیل اصلی تمرکز حملات موشکی ایران به امارات 

 

امیر دبیری مهر

 

بعد از گذشت ۷ روز از حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران که در اولین ساعات ان ایت الله خامنه ای شهید شد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی  حملات وسیعی را علیه اسراییل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که امریکا در انها پایگاه نظامی دارد اغازکرد  اما در میان اهداف ایران بیشترین وشدید ترین حملات علیه امارات متحده عربی بوده است .

بنابر اعلام وزارت خارجه امارات در این ۷ روز هزار حمله موشکی و پهبادی به این کشور انجام شده است که مهمترین این حملات به سامانه راداری تاد مستقر در پایگاه الرویس   ٬ شرکت امازون ٬ پایگاه سازمان سیاه در دوبی ٬ بندر جبل علی ٬ فرودگاه های دوبی و ابوظبی و برج خلیفه بوده است.

این حجم از حملات نه تنها باعث تعجب و نارضایتی سیاست مداران و مردم منطقه شده بلکه برخی از  مردم ایران نیز با دیدن تصاویر تخریب و اتش گرفتن برخی ساختمان های غیر نظامی و حمله به فرودگاههای امارات ٬ از این تهاجم وسیع و مخرب متعجب شدند و این پرسش مهم برای بسیاری شکل گرفته که علت یا علل این حجم از حمله چیست و از نظر مقامات جمهوری اسلامی بین امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس مانند عربستان و قطر و کویت و بحرین چه نفاوتی وجود دارد؟

در پاسخ به این پرسش مهم می توان ۳ دلیل زیر را بررسی و تشریح کرد:

 

  • مقامات ایرانی یکی از مهمترین دلایل حمله به پایگاههای امریکا در منطقه را انتقام از امریکا بخاطر مشارکت در ترور ایت الله خامنه ای اعلام کرده اند . با استناد به مواضع ایت الله خامنه ای می توان گفت او نظر بسیار منفی به سیاست های کشور امارات داشت و بارها در سخنرانی ها و تصمیم گیری های خود این نظر منفی خود را بدون ملاحظه بروز داده بود. برای مثال ایت الله خامنه ای ۵ سال پیش و در سال ۲۰۲۰ در یک سخنرانی عمومی اقدام دولت امارات متحده عربی در عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی در چارجوب پیمان ابراهیم  را خیانت به دنیای اسلام، جهان عرب و کشورهای منطقه و به مسئله مهم فلسطین خواند و گفت : لکه ننگ آن بر پیشانی کسانی  که پای صهیونیستها را در منطقه باز کردند، باقی خواهد ماند. او  با ابراز تأسف از همکاری دولت امارات متحده عربی با رژیم صهیونیستی و هیأت حاکمه آمریکا ابراز امیدواری کرده بود امارات این تصمیم خود را جبران کند.

 

از سوی دیگر ایت الله خامنه ای بارها بطور ضمنی پیشرفت و توسعه امارات متحده عربی را مورد تمسخر قرار داده و گفته بود ساختن برج و اسمان خراش نشان دهنده توسعه یافتگی نیست .این موضع رهبر پیشین  جمهوری اسلامی واکنشی بود به ایرانیانی که همواره با مقایسه امارات و ایران از سیاست های جمهوری اسلامی انتقاد می کردند و بسیاری از مردم ایران نسبت به پیشرفت امارات و نحوه مدیریت رهبران این کشور بويژه در دوبی و ابوظبی و شارجه نظر مثبتی دارند. برهمین اساس در چهار دهه اخیر  بسیاری از سرمایه داران ایرانی نه تنها سرمایه گذاری وسیعی در امارات کردند بلکه این کشور از مقاصد مهم وجذاب گردشگری ایرانیان نیز بوده و هست.

غیر این مساله در همین دو سال اخیر هم که چند بار امریکا پیشنهاد داد مذاکرات برای رسیدن به توافق هسته ای بجای مسقط  پایتحت عمان در امارات برگزار شود و حتی مشاور سیاست خارجی رییس امارات پیامی را از طرف امریکا برای ایران اورد ایت الله خامنه ای با واکنش منفی به پیشنهادهای مذکور٬ بی اعتمادی خود را به مقامات اماراتی نشان داد.

بر همین اساس به نظر می رسد نیروهای مسلح ایران  با اگاهی از رویکرد رهبر شهید جمهوری اسلامی  چنین حملات وسیعی را علیه امارات طراحی و اجرا کردند تا دقیقا بر اساس نظر ایت الله خامنه ای عمل کرده باشند.

  • دلیل بعدی حملات شدید ایران به امارات به اختلافات تاریخی بر سر جزایر سه گانه ایرانی ابو موسی و تنب کوچک و تنب بزرگ  باز می گردد. قبل از اغاز جنگ برخی از منابع خبری و رسانه های نزدیک به حکومت در ایران مدعی بودند در صورت اغاز جنگ٬  یکی از نقشه های مشترک امریکا و اسراییل تصرف این جزایز است که در حال حاضر تحت حاکمیت ایران است  و کشورهای عضو شورای همکاری خلیح فارس هم از ان استقبال کرده اند . جواد ظریف وزیر اسبق امور خارجه ایران نیز پیشتر در این خصوص هشدار داده بود .

بر همین اساس حمله شدید به امارات از نظر مقامات ایرانی می تواند نقش بازدارنده در اجرای این اقدام احتمالی امریکا و اسراییل ایفا کند و دولت امارات را بخاطر پیامدهای مخاطره امیز ان ازحمایت از این تصمیم احتمالی کاملا منصرف کند .

 

  • امارات در سالهای پس از انقلاب با ایجاد زیر ساخت های مناسب برای سرمایه گذاری و ایجاد فضای رقابتی برای کسب و کار و تجارت توانسته سرمایه های زیادی را جذب و زمینه توسعه کشور خود را فراهم کند که یکی از نمونه های ان ایجاد هاب و مرکز حمل و نقل هوایی در فرودگاه دوبی است به گونه ای که شرکت هواپیمایی امارات بعنوان یک نمونه موفق از شرکت های هوایی در منطقه و جهان معرفی شده و اکثر ایرانیان برای سفر به اروپا و امریکا و حتی شرق اسیا از خدمات این شرکت استفاده می کنند.

مقامات ایرانی همواره در مواضع رسمی و غیر رسمی از انتقال میلیاردها دلار از سرمایه های ایرانیان به امارات در دهه های اخیرناراضی بودند وهیچ وقت موفق نشدند و نتواستند بیش از ۳۰۰ هزار ایرانی را از خرید ملک و سرمایه گذاری در این کشور منصرف کنند و این مساله نوعی احساس بدینی و منفی در مقامات ایرانی به دولت امارات و رهبران ان ایجاد کرد.. با چنین ذهنیتی  حمله شدید به این کشور به بهانه استقرار پایگاههای امریکایی در امارات  برای تلافی و جبران این حس و نگرش منفی و ضعیف نشان دادن این کشور در حوزه امنیتی و نظامی ارزیابی می شود.

 

در انتها باید گفت حجم حملات ایران به امارات و اثرات منفی ان بر افکار عمومی در منطقه به حدی بوده که مقامات ایرانی بویژه مسعود پزشکیان رییس جمهور و محمد باقر قالیباف رییس مجلس و مقامات وزارت خارجه ایران درموضع گیرهای اخیر خود تاکید کرده اند این حملات صرفا متوجه پایگاههای امریکا بوده و ایران به تمامیت ارضی و امنیت کشورهای عرب بویژه امارات احترام می گذارد و روابط دو کشور بعد از جنگ به گذشته باز خواهد گشت  اما با توجه به حملات اخیر و خسارتهای وارده  بعید است این مواضع خوش بینانه بتواند روابط ایران و امارات را به راحتی و اسانی به گذشته برگرداند.

 

 

 

اهداف و پیامدهای حمله جمهوری اسلامی به پایگاههای امریکا کشورهای عربی

 

امیر دبیری مهر

 

بعد از حمله مشترک هوایی امریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی در صبح شنبه ۲۸ فوریه و شهادت ایت الله خامنه ای رهبر و فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی ایران٬ شورای عالی امنیت ملی در اطلاعیه ای اعلام کرد به همه سرزمین های اشغالی و همه پایگاههای امریکا در منطقه حمله خواهد کرد.

ساعاتی پس از این اطلاعیه ٬ سپاه پاسداران حملات موشکی و پهبادی خود به سوی اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای اردن ٬ کویت ٬ عراق ٬ قطر٬ امارات٬ عربستان ٬ امارات و عمان را اغاز کرد و بعد از ۷ روز  همچنان ادامه دارد. تا کنون صدها موشک و پهباد به این کشورها شلیک شده و خسارات زیادی به این کشورها وارد شده . هر چند جمهوری اسلامی مدعی است این حملات علیه کشورهای عربی نیست بلکه هدف پایگاه های امریکا و اسراییل است اما واقعیت محسوس برای این کشورها به گونه دیگری است و انها این حملات را متوجه تمامیت ارضی خود می دانند و ان را نوعی تجاوز به خود می دانند .

در این شرایط باید به این پرسش پاسخ داد که هدف جمهوری اسلامی از این حملات چیست؟ ایا پیامدهای این حملات را در اینده روابط با کشورهای عربی در نظر نمی گیرد؟ ایا نگران اتحاد اعراب علیه خود نیست؟ ایا به پرداخت غرامت بابت خسارتهای وارد شده به اماکن غیر نظامی در این کشورها نمی  اندیشد؟ ایا این حملات در شرایطی که توان پدافندی جمهوری اسلامی در برابر حملات هوایی اسراییل و امریکا موفق نیست پوششی برای ضعف دفاعی و نظامی نیست ؟

در پاسخ به این پرسشها باید گفت جمهوری اسلامی در مواجهه با جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل خود را در یک جنگ وجودی و سرنوشت ساز تعیین کننده  می داند و تحلیل مقامات تصمیم گیری جمهوری اسلامی این است که واشنگتن و تل اویو این جنگ را برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی اغاز کرده اند  بنابر این برای نجات از این مهلکه باید هزینه جنگ تحمیلی را در سطح منطقه ای انقدر بالا برد تا کشورهای عربی تحت فشار قرار گرفته و از امریکا بخواهند جنگ را متوقف کند و جلو فروپاشی نظام سیاسی گرفته شود.

جمهوری اسلامی همچنین می خواهد با منطقه ای کردن جنگ موجب افزایش قیمت نفت و اخلال در روند تامین انرژی شود به نظر مقامات در تهران در این صورت دیگر کشورها از جمله چین نیز بعنوان واسطه خواستار توقف جنگ خواهند شد .

اما به نظرمی اید حتی اگر این اهداف جمهوری اسلامی تحقق یابد و با فشار اعراب و دیگر کشورهای نیازمند انرژی٬ امریکا و اسراییل جنگ را متوقف کنند رابطه ایران وکشورهای عربی با  ساختار موجود جمهوری اسلامی دیگر به گذشته برنخواهد گشت . با این اتفاقات اعراب برای همیشه جمهوری اسلامی را یک تهدید و خطر تلقی می کنند که می تواند به هربهانه ای امنیت این کشورها را خدشه دار خواهد کرد.ضمن اینکه چه بسا بعد از توقف احتمالی جنگ کشورهای عربی درخواست غرامت نیز کنند و همین مساله باعث بروز اختلافات حقوقی فراوان می شود.بازدداشت دو صراف ایرانی در دوبی در همین راستا تحلیل می شود.

مساله مهم دیگر که می توان ان را پیامد ناخواسته حملات ایران به اعراب تلقی کرد سوق دادن کشورهای عربی به ارتباط بیشتر و بهتر و راهبردی تر با اسراییل در قالب پیمان ابراهیم است یعنی جمهوری اسلامی که نیم قرن با بهبود روابط اعراب با اسراییل مخالف بود عملا با حملات اخیر همه کشورهای عرب را به بهبود رابطه با اسراییل هدایت کرد.

پیامد دیگر ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشورهای عربی در بدترین سناریو ایجاد اتحاد و ایتلاف بین کشورهای عربی برای اقدام مشترک علیه جمهوری اسلامی است سناریویی که در موضع گیری برخی مقامات عربستانی وقطری قابل استنباط است . پادشاهی عربستان هشدار داد در صورت ادامه حملات ایران به انها پاسخ خواهد داد و قطر نیز گفته ایران در خصوص حملات اخیر هیچ اطلاعی به دوحه نداده  و دیپلماتهای ایرانی را اخراج کردند.

و در اخرین سناریو در صورتی که ایران حملات خود را ادامه دهد امریکا و کشورهای اروپایی می توانند پرونده ای را در شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی باز کنند و ایران را به تهدید امنیت جمعی متهم کنند و زمینه اقدام جمعی علیه جمهوری اسلامی در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل فراهم شود.

با وجود همه این مخاطرات به نظر می رسد جمهوری اسلامی قصد توقف حملات خود را ندارد و تنها زمانی می تواند متوقف شود که دیگر ذخایر موشکی ایران پایان یابد . برهمین اساس مسعود پزشکیان روز شنبه از کشورهای عربی بابت حملات اتش به اختیار نیروهای نظامی عذرخواهی کرد و همین موضع گیری موجی از حمله به پزشکیان را موجب شد.

احتمال دیگر توقف حملات ایران در صورتی است که  امریکا حتی بطور موقت از هدف فروپاشی نظام سیاسی در ایران عقب نشینی کند و به مقامات تهران تضمین دهد که درصورت تسلیم در برابر خواسته های امریکا در  قدرت باقی خواهند ماند. بهر حال به نظر می رسد در حال حاضر برای جمهوری اسلامی تنها چیزی که مهم است بقا و حفظ ساختار خود  است و اگر این خواسته تامین نشود تا جایی که بتواند زمین و زمان را با هم خواهد سوزاند.

 

 

اغاز رسمی جنگ امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی

امیر دبیری مهر

نهم اسفند ۱۴۰۴

 

همانطور که پیش بینی می شد بعد از دو ماه تهدیدهای مکرر امریکا و اسراییل سرانجام ساعت ۱۰ صبح به وقت تهران حملات هوایی به چندین شهر در ایران از جمله تهران صورت گرفت . این حملات هوایی همزمان با حملات سایبری به سایت های خبرگزاری های ایرانی انجام شد .

در ابتدا گفته شد موشک های اسراییلی به دفتر رهبر جمهوری اسلامی و رییس جمهور و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اصابت کرده اما معاون اجرایی رییس جمهور اعلام کرد مسعود پزشکیان سالم است . یوسف پزشکیان، فرزند رئیس جمهور از سلامتی پدرش خبر داده و گفته این بار ترورهای اسراییل  موفق نبوده و سایر مسئولین کشور هم سلامت هستنداخبار بعدی نشان داده این اظهارات صرفا برای دلداری بوده و واقعیت نداشته .

اخباری در شبکه های اجتماعی منتشر شده مبنی بر اینکه منزل محمود احمدی نژاد رییس جمهور اسبق ایران در شرق تهران مورد هدف قرار گرفته و تعدادی از محافظان او شهید شدند اما احمدی نژاد از محل گریخته و با وجود محروحیت سالم است.

از همان ابتدا از ترور علی شمخانی هم خبرهایی منتشر شده که بعدا مشخص شده او در جلسه شورای دفاع کشته شده  رسانه های اسراییلی از شهادت سردار محمد پاکپور فرمانده کل سپاه و عزیر نصیر زاده وزیر دفاع ایران و امیر موسوی رییس ستاد کل نیروهای مسلح هم خبر داد ه اند اما هیچ کدام از این خبرها تا یک روز بعدتایید نشد.

 

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه ایران نیز اعلام کرده  محسنی اژه ای رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی نیز زنده است .تلویزیون ایران اعلام کرد تعدادی از شهروندان غیر نظامی ایرانی در این حملات کشته شدند از جمله اعلام شده

یک مدرسه دخترانه در شهر میناب در جنوب ایران نیز مورد حمله قرار گرفته و دست کم ۲۴ کودک در ان کشته شدند که این امار از مرز ۱۵۰ نفر هم گذشت .

تلویزیون دولتی ایران با اغاز جنگ بجای اطلاع رسانی مکرر ویدیو کلیپهای حماسی با مضامین اخرالزمانی پخش کرد. سرعت اینترنت در ایران به شدت کاهش یافته وساعتی هم ارتباطات مخابراتی مختل شده بود.

در ساعات اولیه حمله به تهران خیابانهای تهران ترافیک سنگینی به خود داد اما بعد از چند ساعت شرایط به حالت عادی برگشت

شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیه ای اعلام کرد نیروهای مسلح ایران به حملات امریکاو اسراییل پاسخ شدیدی خواهند داد . در این بیانیه  ضمن اعلام تعطیلی مدارس و دانشگاهها در سراسر ایران از مردم تهران خواسته به شهرهای دیگر سفر کنند تا از خطر حملات امریکا و اسراییل در امان باشند.بر همین اساس جاده های مواصلاتی تهران به شمال ایران به سوی شمال یکطرفه شده و ترافیک سنگینی در این جاده ها ایجاد شده و پمپ های بنزین مملو از خودرو است .

دولت ایران در اطلاعیه ای به مردم ایران اطمینان داده که نگران کمبود سوخت و دارو و مواد غذایی نباشند و بانک ها نیز فعال خواهند بود.

بقایی سخنگوی وزارت خارجه ایران از  شورای امنیت سازمان ملل خواسته  فورا تشکیل جلسه بدهد و برای توقف تجاوز به ایران اقدام بکند

او در عین حال گفت نیروهای مسلح ایران با قاطعیت و با تمام توان از کشور دفاع خواهند کرد .

همزمان سردار شکارچی سخنگوی نیروهای مسلح ایران از حمله موشکی ایران به سرزمین های اشغالی و پایگاههای امریکا در منطقه خبر داد.

حملات به پایگاههای امریکا در عربستان و بحرین و قطر و کویت و امارات و اردن و عراق انجام شده است اما درباره  تلفات احتمالی  این حملات خبری منتشر نشده است . سپاه پاسداران اعلام کرد این حملات نخستین مرحله از عملیات وعده صادق ۴ است و ادامه خواهد داشت  پایگاه الجفیر در بحرین ٬ پایگاه العدید در قطر٬ پایگاههای احمد الجابر و مبارک در کویت ٬ پایگاههای الظفره و الفجیره در امارات ٬ پایگاههای امیرسلطان و تبوک و خمیس مشیط در عربستان و پایگاه موافق السلطی در اردن و یک پایگاه امریکایی در اربیل عراق از جمله اهداف موشکی سپاه پاسداران بوده است .

دونالد ترامپ و نتانیاهو در پیام های تصویری جداگانه در باره این حملات هشدار دادند که حملات دست کم  تا چهار روز ادامه خواهد داشت . رضا پهلوی رهبر اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیز در پیامی از رییس جمهور امریکا خواست در حملات به جمهوری اسلامی سعی شود غیر نظامیان اسیب نبییند.  وجه مشترک پیام رییس جمهورامریکا و نخست وزیر اسراییل با پیام رضا پهلوی در این است که براندازی و سقوط جمهوری اسلامی هدف اصلی این حملات اعلام شده است .

به نظر می اید در پی حملات ایران به پایگاه های نظامی امریکا و سرزمین های اشغالی جنگ ابعاد جدیدی پیدا کند . تشدید حملات اسراییل و امریکا در حملات بعدی قابل تصور است اما برخی معتقدند احتمال اجماع منطقه ای و جهانی علیه جمهوری اسلامی نیز وجود دارد .

واکنش سریع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به حملات امریکا و اسراییل نشان می دهد این جنگ باید طرف پیروز داشته باشد و بعید است با مداخله طرف ثالث با اتش بس متوقف شود.

 

 

 

 

 

 

ایا مذاکرات ژنو مانع از جنگ می شود؟

 

امیر دبیری مهر

دور سوم مذاکرات ایران و امریکا در حالی در ژنو برگزار شد که ناظران بین المللی انتظار دارند حصول توافق نسبی در این مذاکرات مانع از حمله امریکا و حقظ ثبات و امنیت منطقه شود.هر چند این نگرانی هم وجود دارد در صورت شکست مذاکرات شمارش معکوس جنگ در خاورمیانه با حمله امریکا به ایران اغاز شود.

مقامات ایرانی می گویند در روند ۲ دور مذاکرات اخیر و ۵دور مذاکرات قبل از جنگ ۱۲ روزه با امریکا که با وساطت دولت عمان برگزار شده

ایران توانسته به سه دستاورد راهبردی برسد :

۱. تمرکز مذاکرات بر مساله هسته ای و پرهیز از ادغام مباحث موشکی و منطقه ای به گونه ای که  درمیز مذاکره در دو جلسه گذشته حتی یک کلمه هم درباره مسائل موشکی و منطقه ای صحبت نشده  .مذاکره درباره مسائل موشکی حتی از سوی رادیکال ترین  منتقدان جمهوری اسلامی نیز ضرورتی  ندارد زیرا  به امنیت ملی ایران مربوط است .

۲. ایران در این  مذاکرات توانسته  از ایده  توقف کامل  غنی سازی عبور کند و و امریکا اصل حق غنی سازی ایران در داخل خاک ایران را پذیرفته است .

۳. امریکا از فشار برای انتقال فوری ذخیره اورانیوم غنی سازی شده به خارج از ایران دست برداشته وپذیرفته که  رقیق کردن و تبدیل آن به سوخت برای تاسیسات صلح امیز هسته ای در ایران و تحت نظارت آژانس جهانی انرژی اتمی  انجام شود.

 

علت اینکه مقامات امریکایی در مواضع اخیر خود بر اولویت رسیدن به توافق با ایران بجای جنگ تاکید کردند که مهمترین ان اظهارات ترامپ در سخنرانی سالانه در کنگره بود نشان می دهد همزمان با تهدید به جنگ  پیشرفتهایی در مذاکرات رخ داده . اظهارات استیو ویتکاف  به نقل از ترامپ  مبنی بر اینکه چرا ایران تا کنون تسلیم نشده است ؟ نشان می دهد خواسته های امریکا مبنی بر تسلیم ایران انطور که واشنگتن می خوسته تحقق پیدا نکرده  و اعزام حجم وسیعی أدوات و تجهیزات جنگی به منطقه حداقل در سطح دیپلماسی چندان موثر نبوده هر چند أراده تهران برای جلوگیری از جنگ را تقویت کرده است  . همین وضعیت باعث نارضایتی اسراییل ازروند مذاکرات است و می تواند  با فشار ولابی گری صهیونیستها در امریکا به توقف و شکست مذاکرات و حتی وقوع جنگ احتمالی تبدیل شود.

جمهوری اسلامی در این دور از مذاکرات پیش از گذشته

قاعده ی بده بستان درروند گفتگو ها را پذیرفته و  مانع از بهانه جویی امریکا برای اغاز جنگ شده به همین خاطر  امریکایی ها معتقدند این تغییر رویکرد ایران در پی اعزام بی سابقه نیرروهای نظامی به منطقه صورت گرفته است . اما سوال اینجاست ایران چه موضوعاتی را پذیرفته است ؟بر أساس  اطلاعات موثق از منابع دیپلماتیک ٬ جمهوری اسلامی تا این زمان  پذیرفته است که

1-   غنی سازی را صرفا  در حد نیازهای صلح امیز انجام دهد زیرا دنبال سلاح هسته ای نیست

2-   تاسیسات هسته‌ای ایران در دسترس و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باشد و درباره ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده در ایران شفاف سازی کند که این مورد اخر چندان مورد  علاقه امریکا نیست زیرا نشان می دهد عملیات چکش نیمه شب که ترامپ دایم از ان یاد می کند عملا شکست خورده و نتوانسته اورانیوم غنی شده ایران را نابود کند.

با توجه به اینکه دیپلماتهای ایرانی می گویند درباره موضوعات بالا توافق نسبی حاصل شده در مذاکرات ژنو ایران خواستار سازو کارهای لغو تحریم های اقتصادی امریکا علیه ایران است و در ازای ان  تهران حاضر است همکاری‌های اقتصادی دوجانبه بویژه در صنعت صنعت نفت را تعریف و عملیاتی کند . مساله ای که گفته می شود بسیار مورد علاقه دونالد ترامپ است .

مقامات ایرانی معتقدند همه موضوعات بالا در شرایطی امکان توافق نهایی دارد که

امریکا از تهدید ایران به حمله نظامی دست برداشته و به امنیت ملی ایران احترام بگذارد و ایران هم در مقابل حاضر است نگرانی های امریکا را در خصوص ارتباط ایران با نیروهای مقاومت اسلامی  در لبنان و عراق و یمن را رفع کند.

اما همه این پیشرفتها می تواند با نقش مخرب اسراییل از بین رفته و منجر به جنگ شود مساله ای که در داخل امریکا هم نگرانی جدی در خصوص نفوذ لابی صهیونیستی در سیاست های واشنگتن ایجاد کرده است .گفته می شود حضور

جراد کوشنر داماد ترامپ در این دور از مذاکرات  برای اطلاع مستقیم او از روند مذاکرات و ایجاد اطمینان  برای یهودیان نیویورکی است که فعالیتهای هسته ای ایران تهدیدی علیه یهودیان نیست .   همزمان اسراییل از طریق روسیه به ایران پیام داده از جنگ پیش دستانه پرهیز دارد و  ترجیح می‌دهد  آمریکا جنگ را اغاز کند .

با این وجود به نظر می رسد اسراییل به دنبال دو هدف است اول وقوع جنگ با هزینه امریکا و دوم استمرار وضع ناپایدار نه جنگ – نه صلح  تا  ایران بعنوان قدرت منطقه ای  نتواند  روی صلح و آرامش و توسعه را ببیند .

اما مساله مهمی که بطور غیر مستقیم برنتیجه  مذاکرات اثر می گذارد این است که دولت ایران همزمان با مذاکرات پیچیده و حساس با امریکا برای جلوگیری از جنگ٬  نگرانی های جدی در داخل هم دارد تا

ساختار دولت – ملت را که در پی تحولات اخیر به شدت  آسیب دیده را بر اساس رای و نظر مردم دوباره تاسیس و بازسازی کند.

این هدف مهم  یعنی بهبود زخم های دل مردم در پی حوادث خونین ماه گذشته  و بازگرداندن کرامت و عزت و حق حیات ملت با لغو تحریم ها و سرمایه گذاری خارجی و رونق تولید ملی ارتباط مستقیم دارد  .تا مقداری از فشار اقتصادی از مردم کاسته شود و با تقویت طبقه متوسط ٬

بازسازی مشروعیت ملی و بازگردان انسجام ملی از طریق احیای قدرت انتخاب حاکمیت از سوی ملت  می تواند در دستور کار قرار گیرد تا جلو فروپاشی احتمالی نظام سیاسی گرفته شود.

 

 

 

نقش رویکردهای ماورایی دررویارویی احتمالی  نظامی جمهوری اسلامی  با امریکا و اسراییل

امیر دبیری مهر

 

 

بعد از تهدید ایت الله خامنه ای مبنی بر غرق کردن ناوهای هواپیما بر امریکا در صورت حمله به ایران این سوال ایجاد شده  که این تهدید با تکیه بر کدام قدرت مادی و نظامی انجام می شود و ایا جمهوری اسلامی از سلاح و تجیهزات پیشرفته و اعلام نشده ای برخوردار است یا به دلیل دیگری اینگونه امریکا را به جنگ دعوت می کند و مقامات واشنگتن را به اغاز جنگ تحریک می کند؟

 

در توان بالای موشکی ایران تردیدی نیست و در جنگ ۱۲ روزه با اسراییل نیز ان را بکار گرفت اما طبق امار و اعداد توان نظامی ایران و امریکا قابل مقایسه نیست و این  عدم توازن در صورتی که اسراییل هم وارد جنگ شود به شدت به ضررجمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد و منطقا تهران نباید از جنگ نظامی با امریکا استقبال کند . بنابر این باید در جستجوی عامل دیگری بود که چنین اعتماد به نفسی را به مقامات جمهوری اسلامی برای مقابله با امریکا می دهد به گونه ای که حتی گفته می شود احتمال دارد ایران حمله پیش دستانه نیز علیه اهداف امریکایی انجام دهد و شاهد ان نیز اظهارات سرلشگر موسوی رییس ستاد کل نیروهای مسلح ایران است که رسما اعلام کرد راهبرد نظامی ایران از تدافعی به تهاجمی تغییر کرده است .

 

برای پاسخ به این ابهام وپرسش باید به یک باور و عقیده ریشه دار و قدیمی در شیعه رجوع کرد و ان هم زنده بودن محمد بن حسن عسگری امام دوازدهم شیعیان در جهان است. بر أساس این باور او که ملقب به امام زمان است  در سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرای عراق متولد شده( برابر با سال ۸۶۹ میلادی) بعد از گذشت حدود ۱۲۰۰ سال همچنان زنده است اما در غیبت است و بر تحولات جهان نظارت می کند و

هر وقت موجودیت مسلمانان توسط کفار تهدید شود او از پرده غیبت بیرون امده و اصطلاحا ظهور خواهد کرد و با شکست دشمنان مسلمانان عدالت را در جهان برقرار خواهد کرد.

در گذشته و در دوران صفویان یعنی ۵۰۰ سال پیش و دوره قاجار در ۲۰۰ سال پیش روحانیت شیعه این باور را ترویج کرده و به حکام وپادشاهان وقت امید و اعتماد  به نفس می دادند که در جنگ با دشمنان اعم عثمانی و روسیه به پشتیبانی امام عصر ایمان داشته باشند.

برای مثال رسول جعفریان محقق برجسته تاریخ چند سال قبل گفت در زمان شاه طهماسب صفوی نیز این باور وجود داشته که امام زمان در سال ۹۶۳ هجری قمری ظهور خواهد کرد و دولت صفوی مقدمه ظهور است !

 شاید این باو در ایتدا ساده و غیر واقعی به نظر اید اما در جمهوری اسلامی این باور به شکل وسیع و گسترده و سازماندهی ٬ تبلیغ و ترویج شده و بویژه در سالهای اخیر مورد استناد قرار گرفته است

کافی است اواژه هایی مانند #جنگ #خاورمیانه #ظهور #اخرالزمان #قرقیسیا #سفیانی #قدس #یهود #کوفه #مکه #شیعه #شام و#یمانی را در اینترنت جستجو کنید تا ببینید در ۲۰ سال اخیر چه حجم وسیعی محتوا درباره تقارن زمانی یک جنگ بزرگ در خاورمیانه و ظهور امام زمان تولید و منتشر شده است.

برای نمونه بخش مربوط به نظارت بر دانشگاهها در دفتر ایت الله خامنه ای کتابی را منتشر کرده به نام خاورمیانه در عصر ظهور که در ان  ادعا شده در سالی که جنگ بزرگی در خاورمیانه اغاز شود امام دوازدهم شیعیان ظهور خواهد کرد. به نوشته این کتاب این جنگ کشورهای ایران و عراق و سوریه وفلسطین و عربستان را در برخواهد گرفت .

بر همین اساس به نظر می رسد باوری جدی  و فراگیر در جمهوری اسلامی بویژه در نیروهای مسلح  وجود دارد که اتفاقات اخیر و حمله احتمالی آمریکا را علائم نزدیک شدن روز موعود می داند و بر همین اساس در شکست دشمن کافر یعنی ائتلاف آمریکا و اسرائیلدرصورت حمله به جمهوری اسلامی و وقوع جنگتردیدی ندارد.

 

بر اساس این دیدگاه

 نظام جمهوری اسلامی مشروعیت خود را  از امام عصر گرفته و یقینا بقا و ادامه  خود را مرهون و مدیون  عنایت و حمایت امام دوزادهم شیعیان  هست  و بطور طبیعی امام عصر  اجازه شکست و فروپاشی این نظام را نمی دهد و هر تهدیدی از ناحیه مخالفان  داخل یا خارج و از جانب حمله کفار حربی و فاسد دفع خواهد شد .

 

در ادبیات سیاسی رسمی در جمهوری اسلامی ایت الله خمینی نابب امام زمان بود و بعد از او این جایگاه به ایت الله خامنه ای واگذار شده و صاحب اصلی  جمهوری اسلامی نیز امام زمان معرفی می شود که مهمترین مسوولیت حکومت تحویل ایران به به ایشان در عصر ظهور است .

 

 از این رو و با تکیه بر این باور مقامات مذهبی جمهوری اسلامی بویژه ایت الله خامنه ای  نگران قدرت ناوگان نظامی آمریکا و اسرائیل نیستند و معتقدند  نیروهای ماورایی و غیر مادی تحت فرمان و امر امام عصر در چنگ احتمالی  به کمک  نیروهای مسلح ایران امده و دشمنان امریکایی و اسراییلی  را مضمحل و متلاشی خواهند کرد و تردید در این باور را  جایز نمی شمارند. حتی برخی از روحانیان با استناد به ماجرای  شکست سپاه ابرهه  پادشاه یمن که برای تخریب کعبه به عربستان حمله کرد توسط پرندگان ابابیل که در قران و در  سوره فیل امده از امکان تکرار این رخداد در زمانه حاضر سخن می گویند .

 

بی تردید در آینده نزدیک ٬ تحولات مهمی  رخ خواهد داد و  نه تنها بر سیاست و اقتصاد و امنیت کشورهای منطقه بلکه  تاثیر بی بدیلی بر نظام اعتقادی و باورهای شیعیان بويژه نسل جدید خواهد گذاشت که اهل عقل و مشاهده و استدلال است.

 

 

 

فراتر از ذخایر: تحلیل انرژی‌محور اقدام آمریکا در ونزوئلا

نویسنده : محمد رضا حاحی صفر تهرانی

پژوهشگر حوزه انرژی موسسه مطالعات سیاسی  رسانه ای اندیشه و قلم

به‌عنوان تحلیلگر حوزه انرژی، معتقدم بخش مهمی از برداشت‌های رایج درباره اقدام ایالات متحده در قبال ونزوئلا به‌ویژه در فضای رسانه‌ای ایران دچار تقلیل‌گرایی تحلیلی شده است. روایت مسلط معمولاً به این گزاره فروکاسته می‌شود که «دولت ترامپ صرفاً به‌دلیل حجم عظیم ذخایر نفتی ونزوئلا وارد میدان شد». این گزاره، اگرچه بر پایه واقعیتی اولیه شکل گرفته، اما از منظر تحلیل انرژی، سطحی و ناکافی است؛ چراکه نه ماهیت خاص نفت ونزوئلا را توضیح می‌دهد، نه تداوم تاریخی این سیاست را درک‌پذیر می‌سازد، و نه جایگاه آن را در چارچوب رقابت بازیگران جهانی در نظام انرژی تبیین می‌کند.

مسئله ونزوئلا فراتر از یک پرونده دوجانبه میان واشنگتن و کاراکاس است. آنچه در این کشور رخ می‌دهد، در بنیان خود یک مسئله ژئوپلیتیکی انرژی و امنیت انرژی است؛ مسئله‌ای که ریشه‌های آن به حدود دو دهه پیش بازمی‌گردد و نه به دولت ترامپ محدود است و نه به یک مقطع زمانی خاص. در ۲۷ مارس ۲۰۰۱، ژنرال پیتر پیس، فرمانده وقت فرماندهی جنوبی ارتش ایالات متحده، در شهادت خود در کنگره به‌صراحت اعلام کرد که حوزه آمریکای لاتین و کارائیب، از منظر راهبردی، جایگاهی هم‌سنگ و حتی بالاتر از خلیج فارس یافته‌اند. از نظر او، نفت کمربند اورینوکو بخشی از آینده امنیت انرژی جهان است و روندهای سیاسی تحت رهبری هوگو چاوز می‌توانند به مقاومتی منطقه‌ای در برابر نفوذ واشنگتن منجر شوند. این سخنان نشان می‌داد که ونزوئلا، سال‌ها پیش از آنکه به بحران برسد، در محاسبات ژئوپلیتیک انرژی آمریکا جایگاه جدی پیدا کرده بود.

این حساسیت در سطح داخلی ونزوئلا نیز با تحولاتی تشدید شد. در نوامبر ۲۰۰۱، دولت چاوز مجموعه‌ای از ۴۹ قانون موسوم به «قوانین توانمندسازی» را تصویب کرد. با تمرکز دولت بر کنترل شرکت ملی نفت ونزوئلا (PDVSA) و اجرای اصلاحات ارضی، توازن قدرت درون‌زا دگرگون شد. کودتای نافرجام ۲۰۰۲ نشان داد که نفت، از همان ابتدا، نه صرفاً منبع درآمد، بلکه کانون اصلی منازعه قدرت در این کشور بوده است.

برای درک موقعیت ویژه نفت ونزوئلا در ساختار امنیت انرژی آمریکا، باید به رابطه تاریخی دو کشور در این حوزه رجوع کرد. از سال ۱۹۱۴ که ونزوئلا وارد فاز تولید صنعتی نفت شد، ایالات متحده همواره شریک اصلی تجاری و مقصد عمده صادرات نفت آن بوده است. حتی پس از ملی‌سازی صنعت نفت در دهه ۱۹۷۰ نیز این رابطه به‌طور کامل قطع نشد. در آستانه روی کار آمدن چاوز در سال ۱۹۹۹، ونزوئلا بیش از سه میلیون بشکه در روز تولید داشت که بخش قابل‌توجهی از آن به پالایشگاه‌های ساحل خلیج مکزیک در آمریکا صادر می‌شد پالایشگاه‌هایی که به‌طور خاص برای فرآوری نفت سنگین طراحی شده بودند. نقطه گسست، از سال ۲۰۰۷ و با تغییر چارچوب‌های حقوقی در ونزوئلا رقم خورد؛ اتفاقی که به خروج شرکت‌های بزرگ نفتی، افزایش دعاوی حقوقی بین‌المللی و در نهایت فروپاشی تدریجی ظرفیت تولید انجامید.

در همین‌جاست که بسیاری از سوءبرداشت‌ها آغاز می‌شوند. بله، ونزوئلا دارای بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت در جهان است؛ اما این ویژگی، به‌تنهایی به معنای قدرت ژئواستراتژیک بالفعل نیست. عمده این ذخایر در کمربند اورینوکو قرار دارند؛ حوزه‌ای با نفت سنگین و فوق‌سنگین که تنها با فناوری پیشرفته، سرمایه‌گذاری بالا، زیرساخت مناسب و شرایط مطلوب بازار به تولید اقتصادی می‌رسد. بنابراین، ذخایر ونزوئلا ظرفیت بالقوه‌اند؛ نه قدرت بالفعل. به همین دلیل، با وجود وفور منابع، سهم فعلی ونزوئلا در عرضه جهانی نفت حدود یک درصد است. از تولید حدود ۹۰۰ هزار بشکه در روز، حدود ۷۶۵ هزار بشکه صادر می‌شود—که بخش عمده آن به چین می‌رود. این آمار، ونزوئلا را به‌جای یک بازیگر تأثیرگذار بر قیمت جهانی، به متغیری ژئوپلیتیکی در رقابت میان قدرت‌ها تبدیل کرده است.

اهمیت نفت ونزوئلا برای آمریکا، بیشتر در کیفیت و ویژگی‌های فنی آن نهفته است. نفت سنگین و ترش این کشور برای تولید فرآورده‌هایی نظیر گازوئیل، سوخت جت، مواد آسفالتی و سوخت‌های صنعتی کاربرد دارد—فرآورده‌هایی که به‌مراتب از بنزین کمیاب‌ترند. پالایشگاه‌های ساحل خلیج مکزیک آمریکا دقیقاً برای فرآوری این نوع نفت طراحی شده‌اند. در نتیجه، هدف واشنگتن صرفاً «نفت ارزان» نیست، بلکه دسترسی و تسلط بر یک گلوگاه مهم در بازار نفت سنگین است.در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، این منطق با قالبی سیاسی بروز یافت. تلاش برای به‌رسمیت‌شناختن خوان گوایدو در سال ۲۰۱۹، بیش از آن‌که حمایت از دموکراسی باشد، تلاشی برای بازآرایی قدرت در کاراکاس و باز کردن مسیر بازگشت شرکت‌های آمریکایی به صنعت نفت ونزوئلا بود. ترکیب تیم سیاست خارجی ترامپ نیز این پیوند را تقویت می‌کرد؛ رکس تیلرسون، وزیر خارجه اول او و مدیرعامل سابق اکسون موبیل پیش از آن نقش پررنگی در پیگیری دعاوی حقوقی علیه دولت ونزوئلا داشت. این تلاش‌ها شکست خورد، اما نشان داد اقدام دولت ترامپ، ادامه مسیری دیرپا بود؛ نه تصمیمی مقطعی یا احساسی.

پیامدهای این سیاست اما تنها به رابطه با ونزوئلا یا حتی چین محدود نمی‌شود. چین، بزرگ‌ترین خریدار نفت ونزوئلا، امروز بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از صادرات نفت این کشور را جذب می‌کند. با این حال، این واردات تنها بخش کوچکی از کل مصرف نفت چین را تشکیل می‌دهد و در صورت نیاز، می‌توان آن را از منابع جایگزین تأمین کرد. بااین‌وجود، مداخله ایالات متحده و فشار بر صادرات ونزوئلا، هزینه تأمین انرژی را برای رقیب ژئواقتصادی خود افزایش می‌دهد آن‌هم در زمانی که هر دو اقتصاد بزرگ جهان، برای حفظ رشد اقتصادی، به‌دنبال دسترسی پایدار به انرژی ارزان هستند.

از سوی دیگر، روسیه که شریک راهبردی ونزوئلا در حوزه انرژی است، با این فشارها عملاً از نیم‌کره غربی عقب رانده شده یکی از اهداف پنهان این سیاست. کوبا نیز که بقای اقتصادی‌اش به نفت ونزوئلا وابسته است، به‌طور غیرمستقیم تحت فشار قرار گرفته است.

هند هم، که برای سال‌ها از نفت تخفیفی ونزوئلا برای تأمین امنیت انرژی خود بهره می‌برد، اکنون با موازنه‌ای دشوار روبه‌روست: از یک‌سو نیاز به تنوع منابع و نفت ارزان، و از سوی دیگر، ریسک تحریم‌های ثانویه آمریکا و محدودیت‌های ژئوپلیتیکی. در نتیجه، دهلی‌نو ناچار شده است توازن جدیدی میان هزینه انرژی، فشارهای سیاسی و امنیت تأمین برقرار کند. در این میان، کانادا به‌عنوان صادرکننده اصلی نفت سنگین به پالایشگاه‌های آمریکایی، با بازگشت نفت ونزوئلا ممکن است بخشی از مزیت رقابتی‌اش را از دست بدهد.

در مجموع، پرونده ونزوئلا دیگر نه‌تنها یک موضوع سیاسی، بلکه بخشی از گذار نظم جهانی از جهانی‌سازی به ژئواقتصاد است؛ نظمی که در آن، انرژی نه صرفاً یک کالای اقتصادی، بلکه ابزاری برای کنترل زنجیره‌های تأمین، مدیریت بازار و افزایش قدرت چانه‌زنی دولت‌هاست. آینده صنعت نفت ونزوئلا با عدم قطعیت عمیقی همراه است. حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوهای سیاسی، بازسازی این صنعت به سال‌ها زمان، سرمایه‌گذاری گسترده و بازگشت فناوری و نیروی انسانی متخصص نیاز دارد. واقعیت آن است که بحران ونزوئلا نه با تحریم یا بی‌ثباتی سیاسی آغاز شد، بلکه از زمانی شروع شد که صنعت نفت آن از شبکه همکاری‌های جهانی جدا شد.

در نهایت، دستگیری نیکولاس مادورو صرف‌نظر از قضاوت‌های سیاسی یادآور یک واقعیت کلیدی است: نفت همچنان سیاست قدرت جهانی را شکل می‌دهد. شاید در گفتمان‌های رسمی، انرژی کم‌رنگ شود، اما در عمل، زیرساخت تصمیم‌سازی‌های راهبردی و امنیتی است. در جهانی که قانون از قدرت پیروی می‌کند نه از اصول، ونزوئلا هزینه‌ای سنگین برای این واقعیت پرداخت کرده؛ و کشورهایی که این هشدار را نادیده بگیرند، دیر یا زود با پیامدهای مشابهی مواجه خواهند شد.

فراتر_از_ذخایر؛_تحلیل_انرژی‌محور_اقدام_آمریکا_در_ونزوئلا

سفر لاریجانی به مسقط: اولتیماتوم امریکا یا یک گام به سوی توافق جدید هسته ای

نویسنده: امیر دبیری مهر

روزنامه النهار

تلاش های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از جنگ ٬ وارد مراحل حساس و فشرده ای شده و سفرعلی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به مسقط و دوحه در روزهای اخیر در همین چارجوب ارزیابی می شود.

سفر لاریجانی پس از دورجدید گفتگوهای عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران و استیو ویتکاف و جرالد کوشنر نمایندگان دولت امریکا در مسقط در پنج شنبه گذشته انجام می شود.

بنا بر اخبار غیر رسمی در سفر اخیر لاریجانی به مسکو به پیشنهاد ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه  قرار می شود بعد از وقفه هشت ماهه ی مذاکرات ایران و امریکا که با حمله اسراییل به ایران متوقف شد این مذاکرات مجددا از سرگرفته شود و حتی گفته می شود علی لاریجانی از طریق نرم افزار فیس تایم بطور تلفنی با ترامپ گفتگویی کوتاه داشته است . این خبر از سوی تهران و واشنگتن رد یا تایید نشده است .

اینکه ترامپ اخیرا به صحبت با یکی از مقامات عالی ایران اشاره کرد به نظر می رسد منظورش علی لاریجانی بوده نه عباس عراقچی . بویژه که جی دی ونس معاون ترامپ نیز در اظهاراتی جنجالی اعلام کرد وزیر خارجه ایران اختیارات زیادی برای مذاکره با امریکا ندارد.

بهر حال انچه سفر لاریجانی را به عمان و قطر مهم وحساس می کند خبر سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن است که به گفته نخست وزیر اسراییل مهمترین دلیل ان مسایل ایران است . این سفر انقدر مهم است که علی لاریجانی در حین سفر در توییتی اعلام کرد: آمریکایی‌ها باید عاقلانه بیندیشند و اجازه ندهند نتانیاهو چنین القا کند که می‌خواهد چارچوب مذاکرات هسته‌ای را به آمریکایی‌ها یاد بدهد. واشنگتن  باید نسبت به نقش مخرب صهیونیست‌ها هوشیار باشند.

 

این هشدار علی لاریجانی بعد از ان گفته شد که شبکه سی ان ان اعلام کرد نتانیاهو می خواهد به ترامپ بگوید تهدید ۲ هزار موشک بالستیک  ایران در حدی است که اگر احتمالا  ایران و امریکا به توافقی دست یابند اسراییل حق حمله مستقل به ایران را برای خود محفوظ می داند.

مقامات ایرانی از جمله علی لاریجای مکرار اعلام کرده اند در باره توان موشکی ایران حاضر به مذاکره نیستند  ودور مذاکرات با امریکا صرفا درباره مسایل هسته ای است .  همین مساله می تواند فرصتی را برای اسراییل فراهم کند تا أولا مانع از توافق احتمالی ایران و امریکا شود و ثانیا امریکا را برای حمله به ایران تهییج کند .

بسیاری از تحلیل گران معتقدند ایده جنگ امریکا علیه جمهوری اسلامی یک پروژه کاملا اسراییلی اما با اجرا وهزینه دولت امریکاست و شاید همین مساله باعث تاخیر و تامل امریکا در اجرای این حمله شده .

تاخیر در حمله به ایران موجب شده  ترامپ بخاطر عمل نکردن به وعده کمک به معترضین ایرانی نزد بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی  به خلف وعده متهم شود. با دور جدید مذاکرات ایران و امریکا و اظهارات امیدوار کننده ترامپ در باره احتمال حصول توافق نیز ٬ خشم و نارضایتی مخالفین جمهوری اسلامی از  ترامپ بشتر شده  و إحساس می کنند بازیچه دست امریکا شده اند.

 

بهر حال در خصوص سفر لاریجانی به عمان گفته می شود هیثم بن طارق پادشاه عمان که معمولا فقط  با رهبران کشورها دیدار می‌کند و غالبا از دیدار با مقامات پایین تر  پرهیز دارد، حدود سه ساعت با لاریجانی گفتگو کرده که این نشان می د هد محتوای دیدار از اهمیت زیادی برخوردار بوده.

از جمله اینکه برخلاف اخبار رسانه ها در این دیدار لاریجانی حامل پیشنهاد یا نامه ای نبوده برای امریکا نبوده  بلکه  پادشاه عمان نامه مکتوب امریکا را به دبیر شوای عالی امنیت ملی ایران ارایه کرده که به نظر می رسد در ان برای اخرین بار درخواست های مریکا از ایران مطرح شده تا لاریجانی پس از اخذ نظر ایت الله خامنه ای در بالاترین سطح موضع جمهوری اسلامی را مطرح کند.

 

این دیدارها و پیشنهادها همزمان با افزایش حضور گسترده نظامی امریکا در اطراف ایران و تشدید تحریم های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی انجام می شود.

 

ودر اخرین نمونه ان ٬ فرمان اجرایی اعمال تعرفه ۲۵ درصدی مجازات تجارت با ایران در جمعه گذشته و پس ازپایان مذاکرات مسقط اعلام شد.

گذشته از این در میان اخبار رسمی برخی منابع از طرحی خبر می دهد که در صورت صحت می تواند گزینه توافق تهران و واشنگتن را تقویت و گزینه جنگ را از دستور کار خارج کند.

این طرح که توسط ایران و با مشارکت روسیه تهیه شده  و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هم از ان حمایت می کنند طرحی است با عنوان ((پیمان عدم تعرض متقابل ))

که در واقع  یک چارچوب امنیتی جدید برای  خروج دو طرف از وضعیت نزدیک به  جنگ است.

هدف این طرح  آشتی ایران و  امریکا نیست و روابط ایران و آمریکا را به وضعیت پیش از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ باز‌نمی گرداند زیرا تجربه ۴۷ ساله نشان داده اختلافات ساختاری، ایدئولوژیک و امنیتی مانع از دوستی دو کشور  است. اما این پیشنهاد می‌گوید جنگ نیز راه حل نیست و ضرورتی ندارد. می‌توان از تخاصم فعال عبور کرد و به نوعی تعادل سرد رسید؛ مدلی که در شرایط انفجاری به‌عنوان تنها گزینه مهار فاجعه قابل اجراست .

بر أساس این طرح ایران متعهد می‌شود هیچ اقدام خصمانه مستقیمی علیه منافع آمریکا و متحدان کلیدی آن در منطقه، به‌ویژه اسرائیل، انجام ندهد. در مقابل، آمریکا متعهد می‌شود از اقدام نظامی علیه ایران خودداری کند و مانع از ورود متحدانش به چنین سناریویی شود. این چارچوب، امکان اعلام یک پیروزی دیپلماتیک برای واشنگتن را فراهم می‌کند، بدون آنکه وارد جنگی پرهزینه شود.

 

این طرح برای گروههای نیابتی یا همسو با ایران نیز برنامه دارد بر اساس این چارچوب، ایران متعهد می‌شود که از ارسال سلاح به نیروهای موسوم به محور مقاومت خودداری کند. همچنین در تعاملات منطقه‌ای، جانب مستقیم این نیروها را در برابر دولت‌های رسمی نگیرد.

در این مدل، هرگونه رابطه سیاسی، امنیتی یا دیپلماتیک ایران صرفاً از کانال دولت‌های رسمی کشورها انجام می‌شود و نه از مسیر گروه‌های مسلح یا بازیگران غیردولتی.

با توجه به نظر مخالفان جنگ در امریکا که معتقدند حمله به ایران ممکن است به بی‌ثباتی گسترده منطقه، شوک انرژی و یک درگیری طولانی منجر خواهد شد  این طرح می تواند گزینه مطلوبی برای  مهار ایران بدون هزینه‌های سنگین جنگ باشد و در ضمن   گزینه پرهزینه تغییر رژیم نیز از دستور کار خارج می شود

 

برای تهران نیز  این مسیر راهی برای جلوگیری ازجنگ و فروپاشی احتمالی  است ودر عرصه داخلی نیز با توجه به کاهش محسوس مشروعیت نظام در پی اعتراضات اخیر می‌تواند فرصتی به جمهوری اسلامی بدهد تا زمینه های اعتراضات جدید را از بین ببرد  .

نکته جالب اینجاست که گروههای سیاسی محافظه کار طرفدار جمهوری اسلامی بر  خلاف گذشته که همیشه مخالف مذاکره و توافق با امریکا بودند برای نخستین بار در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی خواهان و دوستدار توافق بین ایران و امریکا هستند تا از وقوع جنگ و فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی جلوگیری شود . هر چند این موضع محافظه کاران در مجموعه ای از تناقضات خود را نشان می دهد برای مثال مقامات رسمی دایم علیه امریکا رجز خوانی می کنند و در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال در تهران نیز مثل هر سال پرچم امریکا و اسراییل را اتش زدند و بطور نمادین تابوت های وسربازان امریکایی  را به خیابان اوردند. علت این رفتارها این است که جمهوری اسلامی هیج وقت احتمال جنگ امریکا را منتفی نمی داند و طوری رفتار می کند که هم برای توافق و هم برای جنگ امادگی داشته باشد.

 

اما با فرض توافق تهران و واشنگتن عوامل موثر دیگری نیز وجود دارد که موفقیت طرح مذکور به انها وابسته است از جمله اینکه گروههای معترض و ناراضی از جمهوری اسلامی در داخل و خارج با توجه به کشته شدن هزاران نفر در ماه گذشته حاضر هستند دست از اعتراض بکشند و  تماشاگر بازیگران قدرت در سطح بین المللی باشند و اینکه در صورت شکل گیری اعتراضات  جدید ٬ایا  نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی توان سرکوب مجدد را دارند و از همه مهمتر اینکه ایا اسراییل  می پذیرد در زمین  جدیدامریکا بازی کند ؟

 

تغییرات بی سابقه و جابجایی دیدگاه های مردم ایران درباره مذاکره با امریکا

منبع : روزنامه النهار

نویسند: امیر دبیری مهر

در سالهای گذشته که مذاکره با کشورهای غربی بویژه امریکا برای رفع تحریم های اقتصادی و توافق بر سر مسایل هسته ای در دستور کار جمهوری اسلامی بوده همیشه فعالان سیاسی محافظه کار و گروههای اجتماعی طرفدار نظام با مذاکره مخالفت کرده و ان را خلاف مبانی ایديولوژیک انقلاب اسلامی می دانستند و برعکس مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی باور داشتند که ایران باید از طریق مذاکره و توافق با غرب در روابط خارجی خود تنش زدایی کند و از این طریق فشارهای اقتصادی و حقوقی نیز بر مردم ایران کاهش یابد و نظام جمهوری اسلامی نیز به هنجارهای  بین المللی نزدیک شود.

رسانه های وابسته به حکومت نیز همواره طرفداران مذاکره با غرب بویژه امریکا را غرب زده و وابسته معرفی می کردند و حتی درمواردی برخی از پژوهشگران و روزنامه نگاران طرفدار مذاکره با امریکا دستگیر و محاکمه شدند برای نمونه درسال ۲۰۰۲ عباس عبدی و بهروز گرانپایه و حسین قاضیان بخاطر انجام یک نظر سنجی که درنتایج  ان اکثریت مردم ایران خواهان مذاکره با امریکا بودند در دادگاه محاکمه و به زندان محکوم شدند.

اما بعد ازاعتراضات خونین ماه گذشته در ایران که در ان دست کم سه هزار نفر کشته شدند مخالفین جمهوری اسلامی بویژه در خارج از کشور از دونالد ترامپ خواستند برای دفاع از مردم ایران به وعده خود عمل و مقامات جمهوری اسلامی را مورد حمله نظامی قرار دهد. ترامپ قبل از سرکوب معترضین از مردم ایران خواسته بود روی حمایت او در برابر دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی حساب کنند.

این تغییر نگاه بخشی از جامعه ایرانی  دقیقا هشت ماه بعد از حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران رخ می دهد که در ان مردم ایران یکپارچه در برابر اسراییل و امریکا ایستادگی کردند و با حمله نظامی مخالفت کردند.

اما روند تحولات  و فشار شدید اقتصادی  و شکل گیری اعتراضات ماه گذشته و از همه مهمترین سرکوب شدید ان و کشته شدن معترضین ٬ خشم و نفرت شدیدی را در بخشی از جامعه ایران نسبت به جمهوری اسلامی ایجاد کرده تا حدی که  راضی هستند امریکا به جمهور اسلامی حمله نظامی کند حتی اگر به فروپاشی نظام سیاسی منجر شود. این گروه از مردم از تاخیر در حمله امریکا نیز بسیار گله مند بوده و ترامپ را به عهد شکنی متهم می کنند . فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مملو از مطالبی در این خصوص است . با وجودی که طرفدران نظام این گروه از مردم را به وطن فروشی و خیانت متهم می کنند اما این طرز فکر و احساس همچنان در جامعه وجود دارد .

در جنین فضایی٬ افزایش اقدامات و تحرکات دیپلماتیک جمهوری اسلامی در منطقه بویژه برگزاری دور جدید مذاکرات ایران و امریکا در مسقط پایتخت عمان و سفر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی به عمان و قطر نیز با واکنش متفاوت مردم و گروههای سیاسی و کارشناسان مواجه شده  که کاملا برعکس گذشته است.

این بار برخلاف گذشته مخالفان و منتقدین جمهوری اسلامی از اینکه تهران وارد مذاکره با امریکا شده ناراحت و نگران این هستند که با توافق احتمالی پایه های نظام سیاسی تحکیم و حکومت استمرار یابد و روند سرکوب داخلی با قدرت بیشتری ادامه یابد.

این گروه دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح طلب در روزهای اخیر را شاهدی برمدعای خود می دانند که همزمان با پیشرفت مذاکرات با امریکا انجام شده است .

در سوی دیگر طرفداران جمهوری اسلامی و رسانه ها و احزاب محافظه کار برخلاف گذشته که همیشه مخالف مذاکره با امریکا بودند این بار با هیجان و علاقه اخبار مربوط به پیشرفت مذاکرات را پوشش داده و تحلیل می کنند و همه تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ احتمالی بکار گرفته اند و می گویند مذاکره غیر مستقیم به امریکا نشان می دهد ایران جنگ طلب نیست .

این رویکرد دقیقا بازتابی از سیاست رسمی جمهوری اسلامی است که در این روزها تلاش می کند با دیپلماسی و بده بستان مانع از ورود به یک جنگ منطقه ای شود در همین راستا علی لاریجانی اعلام کرده می توان درباره انتقال ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده در تاسیسات فردو به خارج از ایرانه مذاکره و توافق کرد. هر چند مقامات جمهوری اسلامی بارها گفتند به هرقیمتی حاضر به توافق با امریکا نیستند و مسایلی مانند قدرت موشکی ایران قابل مذاکره نیست .

البته از انجا که جمهوری اسلامی و حامیان ان مطمين نیستند که مذاکرات جاری به توافق برسد و به وعده ها و مواضع دونالد ترامپ اعتماد ندارند و نقش اسراییل را در تخریب این روند موثر می دانند همزمان با تلاش برای رسیدن به توافق و پرهیز از جنگ ٬قدرت نظامی و منطقه ای ایران را با چاشنی تهدید نمایش می دهند . برای مثال در راهپیمایی ۲۲ بهمن در تهران بار دیگر شعار مرگ بر امریکا  و مرگ بر اسراییل شعار اصلی تظاهر کنندگان بود و تابوت نمادین مقامات نظامی امریکا در خیابان به نمایش گذاشته شد و حتی پرچم های امریکا و اسراییل اتش زده و روی زمین لگدمال شد . اما امسال از اتش زدن عروسک های شبیه به ترامپ پرهیز شد .

رسانه های رسمی ایران می گویند در راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیش از ۲۶ میلیون نفر دربیش از ۱۴۰۰ شهر در پاسخ به درخواست ایت الله خامنه ای شرکت کردند و احتمالا با تکیه بر این روایت ها موضع جمهوری اسلامی در مذاکرات پیش رو سرسخت تر خواهد شد .