رمضان تمام شد آیا جنگ رمضان ادامه دارد؟ ایا بحران انرژی جنگ را متوقف می کند؟ یا موجب  تشدید آن می شود؟

 

سه هفته ازاغاز حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران می گذرد و سه طرف این جنگ هر روز می گویند پیروزی شان نزدیک است . ترامپ می گوید از اهداف جنگ جلوتر است و هفت هزار هدف نظامی را در ایران نابود کرده .نتانیاهو در کنفرانس خبری پنج شنبه شب گفت از سه هدف اسراییل از اغازاین جنگ دو هدف تحقق پیدا کرده یعنی تضعیف  قدرت هسته ای و موشکی ایران و در مقابل جمهوری اسلامی نیزاعلام کرده تا کنون ۶۵ مرحله حملات موشکی به اسراییل و پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای عربی انجام داده و پنج شنبه شب هم اعلام شد یک هواپیمای اف ۳۵ امریکایی را سرنگون کرده است و همزمان با قدرت افندی یا تهاجمی توان پدافندی ایران نیز رو به احیاست .

استراتژیست های ایرانی می گویند همین که امریکا از اهدافی مانند سرنگونی جمهوری اسلامی در ۴ روز عقب نشسته و الان دغدغه  رفع تسلط ایران بر تنگه هرمز را دارد این به معنای موفقیت ایران است نه امریکا.

این تحولات  نشان می دهد جنگ رمضان همزمان با پایان ماه رمضان پایان نیافته و وارد  فاز جدیدی خواهد شد  بویژه که  دو جبهه دیگر نیز به تدریج وارد این جنگ می شوند .

از یک سو کشورهای عربی هستند که از سیاست نظامی ایران مبنی برحملات مداوم به این کشورها بسیار خشمگین هستند و در اجلاس دوحه ان را اظهار و تاکید کردند حق پاسخگویی را برای خود محفوظ می دانند جبهه بعدی  اتحادیه اروپاست  که با وجود عدم همراهی با امریکا و ناراحتی واشنگتن از این مساله ٬ از سیاست نا امن سازی  مسیر انتقال انرژی از سوی ایران ابراز نگرانی کردند و خواستار توقف این سیاست  شدند .

این مواضع نشان می دهد در هفته چهارم جنگ شاهد هدایت نبرد ودرگیری ها به سوی خلیج فارس خواهیم بود. بعد از حمله دو شب پیش اسراییل به پالایشگاه نفت و گاز عسلویه در جنوب غرب ایران که به گفته کاخ سفید بدون هماهنگی با واشنگتن انجام شد ایران در اقدامی متقابل به پالایشگاههایی در کویت وعربستان وقطر و اسراییل حمله کرد .

کمربندی ۲۵۰۰ کیلومتری که کرانۀ شرقی‌اش تاسیسات نفتی ابوظبی و دوحه بود و کرانۀ غربی‌اش پالایشگاه‌های حیفا و اشدود در اسرائیل و بخش میانی‌اش هم ریاض وبندر  ینبع در خاک عربستان سعودی

تهران با این اقدام نشان داد به معنای واقعی کلمه «هیچ» خط قرمزی در این جنگ در پاسخ به حملات امریکا و اسراییل ندارد.

از بعد عملیاتی هدف قرار دادن بندر ینبع در عربستان بود  بسیار  مهم است.زیرا  با مسدود شدن تنگۀ هرمز، صادرات نفت و گاز همه کشورهای منطقه به جز ایران و عربستان متوقف شده. عربستان سعودی یک خط لولۀ 1200 کیلومتری از ساحل خلیج فارس به غرب عربستان در ساحل دریای سرخ کشیده برای مواقعی که هرمز قفل شود.

نقطۀ پایانی این خط لوله در ساحل دریای سرخ و در بندر ینبع است که در نفت را ان تحویل نفتکش‌ها می‌دهد. این مسیر، راهِ جایگزین و اضطراری  سعودی‌هاست. که  در حملات موشکی چهارشنبه‌شب ایران مورد هدف قرار گرفت .

با این اتفاقات  نگرانی از گسترش جنگ به اهداف غیر نظامی افزایش یافته به گونه ای که ترامپ تهدید کرد اگر ایران حمله به اهداف غیر نظامی را ادامه دهد حملات شدید و غیر قابل جبرای  به تاسیسات زیر بنایی ایران مانند تاسیسات برق و پالایشگاهها خواهدکرد.

افزایش تنشها و اثرات ان بر قیمت انرژی و افزایش قیمت نفت تا ۱۱۵ دلار باعث شده نخست وزیر ژاپن به واشنگتن سفر کند تا راه حلی برای این بحران پیدا کند اما این تحرکات دیپلماتیک به معنای پایان جنگ نیست .

همه این اتفاقات نشان می دهد مهمترین متغیر در تعیین سرنوشت جنگ نه در زمین و یا اسمان بلکه در دریا و در تنگه هرمز رقم خواهد خورد به حدی که اخبار غیر رسمی می گوید امریکا قصد دارد ۲۵۰۰ کماندو به منطقه اعزام کند تا در صورت لزوم برخی جزایر ایرانی را در خلیج فارس تصرف کنند تا  قدرت ایران در سلطه بر تنگه هرمز کاهش یابد.

بنا براین تنگه هرمز اکنون‌ یک عنصر تعیین کننده در سرنوشت جنگ است  . به نوشته یدالله کریمی پور یکی از تحلیل گران سیاسی بازگشایی آن برای امریکا  ضروری و در عین حال  پیچیده و پرمخاطره است. به همین خاطر فرض کنیم  ترامپ‌ در هفته بعد دستور حمله تفنگداران به جزایر خارک و قشم را صادر کند . سوال مهم این است که  آیا چنین حمله ای به بازگشایی تنگه هرمزمنجر خواهد شد؟

 

​در پاسخ باید گفت تصرف خارک (شاهرگ صادرات نفت ایران) و قشم (بزرگترین جزیره خلیج فارس با موقعیت مشرف بر تنگه) از دیدگاه تئوریک می‌تواند بر کاهش توانایی عملیاتی ایران تاثیر بگذارد، ولی لزوما به معنای «بازگشایی ایمن» تنگه هرمز و کنترل قیمت نفت و انتقال انرژی نیست.

​ جزیره خارک با تنگه هرمز فاصله زیادیدارد و کنترل آن می تواند منجر به توقف صادرات نفت ایران شود ولی مانع از شلیک موشک‌های ساحل‌به‌دریا از سرزمین اصلی ایران به سمت کشتی‌ها نمی‌شود.

 

​جزیره قشم هم به دلیل نزدیکی به تنگه هرمز می‌تواند برای استقرار سامانه‌های پدافندی آمریکا جهت پوشش کشتی‌های عبوری مفید باشد. ولی قشم به قدری به سواحل ایران نزدیک است که نیروهای مستقر در آن در تیررس مستقیم توپخانه و پهپادهای انتحاری ایران قرار می‌گیرند.

​ حتی اگر  فرض بگیریم امریکا  این جزایر را تصرف کند ٬باز کردن تنگه هرمز با چالش‌های زیر روبروست:

​۱- مین روبی

ایران یکی از بزرگترین ذخایر مین‌های دریایی را دارد. پاکسازی تنگه از مین، فرآیندی زمان‌بر است که در زیر آتش موشکی و پهپادی، عملا  کُندتر خواهد شد.

 

​۲- تهدیدات نامتقارن

قایق‌های تندرو و پهپادها نیازی به پایگاه‌های بزرگ ندارند و می‌توانند از هر نقطه‌ای در طول سواحل درازایران (بیش از ۲ هزار کیلومتر) به سمت تنگه یورش ببرند.

 

۳- موشک های بالستیک و کروز:

برد موشک‌های ضدکشتی ایران بسیار فراتر از جزایر است. برای باز کردن واقعی تنگه، آمریکا ناچار خواهد بود بخش بزرگی از توان موشکی در عمق خاک ایران را منهدم کند که این به معنای یک جنگ تمام‌عیار است، نه فقط یک عملیات محدود برای بازگشایی مسیر.

​۴- ​ درصورت اجرای نقشه تصرف جزایر ایرانی  تفنگداران دریایی امریکا  با سختی و دادن تلفات شاید  موفق شوند در این جزایر مستقر شوند  ولی این  تصرف به معنای عبور جریان نفت نیست زیرا امنیت فیزیکی است که برای نفتکش‌های غول‌پیکر (VLCC) ملاک عبور از تنگه هرمز است .

 

​بنا براین می توان گفت با فرض اینکه

جزایر خارک و قشم اشغال شوند   و توان تهاجمی ایران محدود شود، ولی این تصرف به تنهایی برای تضمین امنیت تردد نفتکش ها  در تنگه هرمز کافی نیست. زیرا بازگشایی واقعی تنگه مستلزم کنترل کل نوار ساحلی جنوب ایران است که عملیاتی در ابعاد  وسیع و فراتر از توان محدود واحدهای تفنگدار دریایی است . اگر امریکا انطور که ترامپ وهگزت وزیر جنگ امریکا گفتند قصد این اعمال قدرت را داشته باشند باید تدارکات جدیدی مهیا کنند که این خود به معنای اغاز فاز جدیدی از جنگ در هفته اینده است .

پیامد شهادت علی لاریجانی بر جنگ و سیاست در ایران

خبر شهادت علی لاریجانی دبیر شواری عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی منتشر شد اما منابع رسمی و خبرگزاری های ایران تا ساعت پس از حادثه از انتشار ان خودداری کردند و نگران بودند  این خبر باعث تضعیف روحیه ای مردمی شود که با فراخوان های رسمی قرار بود سه شنبه شب در خیابانها حاضر شوند و از ادامه جنگ با امریکا و اسراییل حمایت کنند.
رسانه های رسمی ایران خبر شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایت الله سید علی خامنه ای را نیز ۱۸ ساعت بعد از حادثه اعلام کردند و قبل از ان  گزارشها در این خصوص  را تکذیب می کردند.
اما منابع موثق تایید کردند که علی لاریجانی بامداد سه شنبه  به همراه فرزندش مرتضی و معاونش بیات در شمال شرق تهران در حمله ارتش اسراییل و با بمب های سنگرشکن شهیدشده . در اخرین متنی که از او منتشر شد او  شهادت ملوانان ارتش ایران به دست زیر دریایی ارتش امریکا را تسلیت گفته . علی لاریجانی در ۱۷ روز اخیر که جنگ امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی اغاز شده یکی از فرماندهان اصلی مدیریت جنگ بود. او در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی مسوولیت هماهنگی نهادهای سیاسی و نظامی و امنیتی را بر عهده داشت در نظام تصمیم گیری ایران بعنوان فردی معتدل و مدبر و صاحب عقلانیت شناخته می شد که همواره مورد انتقاد تندروهای سیاسی بود.
علی لاریجانی ۶۹ ساله و دانش اموخته فلسفه و فرزند یکی از مراجع بزرگ شیعه  چند سال وزیر فرهنگ ایران در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ٬ ۱۰ سال با حکم ایت الله خامنه ای رییس صداوسیما و ۱۲ سال رییس مجلس شورای اسلامی و  در دو دوره متفاوت دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و همواره از دیپلماسی و سیاست مذاکره با غرب برای حل اختلافات ایران و امریکا و اروپا استقبال می کرد. همین مواضع باعث شد جریان تندور و غرب ستیز در ایران با او مخالفت کنند  به حدی که در سال ۲۰۲۰ و زمانی که او برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شد شورای نگهبان با فشار و گزارش های برخی نهادها صلاحیت او را تایید نکردندو علی لاریجانی در اعتراض به این تصمیم تهران را ترک کرد و مدتی در روستای پدری خود در استان مازندران زندگی کرد.
تا اینکه بعد از انتخاب مسعود پرشکیان بعنوان رییس جمهور و بعد از  جنگ ۱۲ روزه ٬علی لاریجانی بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب و مشغول بکار شد و نیروهای میانه رو امیدوارشدند که در کشور تصمیمات افراطی و تنش زا در دوران بعد از  جنگ کاهش یابد . اما در این مدت علی لاریجانی ان نقشی که از او انتظار می رفت را نتوانست ایفا کند و مشخص بود برای این کارو عمل  بر اساس نظرات خودش٬  با محدودیت وفشارهای زیادی در ساختار سیاسی و امنیتی کشور مواجه است که مثال اشکار ان فرایند انتصاب معاونینش بود و کنار ماندن محمد جعفری همکار همیشگی لاریجانی از ترکیب شورای معاونین شعام.  برای مثال در واقع دی ماه   گذشته علی لاریجانی با انتقاد شدیدی مواجه شده که چرا جلو برخورد شدید با معترضین را نگرفته است . اما بهر حال حضور علی لاریجانی  نقطه امیدی برای طرفداران اعتدال و اصلاحات و مخالف جنگ بود.
با اغاز جنگ اخیر٬ علی لاریجانی همسو با دیگر مقامات نظامی و امنیتی موضعی کاملا تهاجمی علیه امریکاو اسراییل گرفت و نقش فعالی در پشت و جلوی صحنه علیه دشمن ایفا کرد و حتی چند بار دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا را در توییت ها و مصاحبه های خود مورد حمله و تمسخر قرار داد به حدی که ترامپ درواکنشی گفت او را نمی شناسد اما احتمال می دهد او نیز زنده نخواهد ماند. رابطه نزدیک و عاطفی  علی لاریجانی با ایت الله سید علی خامنه ای درتند شدن موضع او در روزهای بعد ازترور رهبر شهید بی تاثیر نبودانجا که گفت ما دست از ترامپ بر نمی داریم
بهرحال با شهادت علی لاریجانی احتمالا سیاست تهاجمی ایران در خصوص جنگ شدیدتر خواهد شد و دست سپاه پاسداران  که در حال حاضر نقش اصلی را ایفا می کند برای حملات شدید تر به اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای عربی افزایش خواهد یافت . حضور علی لاریجانی می توانست در بزنگاه و لحظات حساس وزن دیپلماسی را در دستگاه تصمیم سازی جمهوری اسلامی تقویت کند و از این نظر ترور او نشان می دهد امریکاو اسراییل خواستار تشدید درگیری ها و تنش در منطقه هستند و اگر غیر از این است دچار خطای محاسباتی شدند.
درباره جایگزین احتمالی علی لاریجانی هیچ گزینه ای مطرح نشده اما احتمال بازگشت سرداراحمدیان دبیر سابق شورای امنیت ملی و از فرماندهان سپاه احتمال بیشتری  وجود دارد.

اهداف و پیامدهای حمله جمهوری اسلامی به پایگاههای امریکا کشورهای عربی

 

امیر دبیری مهر

 

بعد از حمله مشترک هوایی امریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی در صبح شنبه ۲۸ فوریه و شهادت ایت الله خامنه ای رهبر و فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی ایران٬ شورای عالی امنیت ملی در اطلاعیه ای اعلام کرد به همه سرزمین های اشغالی و همه پایگاههای امریکا در منطقه حمله خواهد کرد.

ساعاتی پس از این اطلاعیه ٬ سپاه پاسداران حملات موشکی و پهبادی خود به سوی اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای اردن ٬ کویت ٬ عراق ٬ قطر٬ امارات٬ عربستان ٬ امارات و عمان را اغاز کرد و بعد از ۷ روز  همچنان ادامه دارد. تا کنون صدها موشک و پهباد به این کشورها شلیک شده و خسارات زیادی به این کشورها وارد شده . هر چند جمهوری اسلامی مدعی است این حملات علیه کشورهای عربی نیست بلکه هدف پایگاه های امریکا و اسراییل است اما واقعیت محسوس برای این کشورها به گونه دیگری است و انها این حملات را متوجه تمامیت ارضی خود می دانند و ان را نوعی تجاوز به خود می دانند .

در این شرایط باید به این پرسش پاسخ داد که هدف جمهوری اسلامی از این حملات چیست؟ ایا پیامدهای این حملات را در اینده روابط با کشورهای عربی در نظر نمی گیرد؟ ایا نگران اتحاد اعراب علیه خود نیست؟ ایا به پرداخت غرامت بابت خسارتهای وارد شده به اماکن غیر نظامی در این کشورها نمی  اندیشد؟ ایا این حملات در شرایطی که توان پدافندی جمهوری اسلامی در برابر حملات هوایی اسراییل و امریکا موفق نیست پوششی برای ضعف دفاعی و نظامی نیست ؟

در پاسخ به این پرسشها باید گفت جمهوری اسلامی در مواجهه با جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل خود را در یک جنگ وجودی و سرنوشت ساز تعیین کننده  می داند و تحلیل مقامات تصمیم گیری جمهوری اسلامی این است که واشنگتن و تل اویو این جنگ را برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی اغاز کرده اند  بنابر این برای نجات از این مهلکه باید هزینه جنگ تحمیلی را در سطح منطقه ای انقدر بالا برد تا کشورهای عربی تحت فشار قرار گرفته و از امریکا بخواهند جنگ را متوقف کند و جلو فروپاشی نظام سیاسی گرفته شود.

جمهوری اسلامی همچنین می خواهد با منطقه ای کردن جنگ موجب افزایش قیمت نفت و اخلال در روند تامین انرژی شود به نظر مقامات در تهران در این صورت دیگر کشورها از جمله چین نیز بعنوان واسطه خواستار توقف جنگ خواهند شد .

اما به نظرمی اید حتی اگر این اهداف جمهوری اسلامی تحقق یابد و با فشار اعراب و دیگر کشورهای نیازمند انرژی٬ امریکا و اسراییل جنگ را متوقف کنند رابطه ایران وکشورهای عربی با  ساختار موجود جمهوری اسلامی دیگر به گذشته برنخواهد گشت . با این اتفاقات اعراب برای همیشه جمهوری اسلامی را یک تهدید و خطر تلقی می کنند که می تواند به هربهانه ای امنیت این کشورها را خدشه دار خواهد کرد.ضمن اینکه چه بسا بعد از توقف احتمالی جنگ کشورهای عربی درخواست غرامت نیز کنند و همین مساله باعث بروز اختلافات حقوقی فراوان می شود.بازدداشت دو صراف ایرانی در دوبی در همین راستا تحلیل می شود.

مساله مهم دیگر که می توان ان را پیامد ناخواسته حملات ایران به اعراب تلقی کرد سوق دادن کشورهای عربی به ارتباط بیشتر و بهتر و راهبردی تر با اسراییل در قالب پیمان ابراهیم است یعنی جمهوری اسلامی که نیم قرن با بهبود روابط اعراب با اسراییل مخالف بود عملا با حملات اخیر همه کشورهای عرب را به بهبود رابطه با اسراییل هدایت کرد.

پیامد دیگر ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشورهای عربی در بدترین سناریو ایجاد اتحاد و ایتلاف بین کشورهای عربی برای اقدام مشترک علیه جمهوری اسلامی است سناریویی که در موضع گیری برخی مقامات عربستانی وقطری قابل استنباط است . پادشاهی عربستان هشدار داد در صورت ادامه حملات ایران به انها پاسخ خواهد داد و قطر نیز گفته ایران در خصوص حملات اخیر هیچ اطلاعی به دوحه نداده  و دیپلماتهای ایرانی را اخراج کردند.

و در اخرین سناریو در صورتی که ایران حملات خود را ادامه دهد امریکا و کشورهای اروپایی می توانند پرونده ای را در شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی باز کنند و ایران را به تهدید امنیت جمعی متهم کنند و زمینه اقدام جمعی علیه جمهوری اسلامی در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل فراهم شود.

با وجود همه این مخاطرات به نظر می رسد جمهوری اسلامی قصد توقف حملات خود را ندارد و تنها زمانی می تواند متوقف شود که دیگر ذخایر موشکی ایران پایان یابد . برهمین اساس مسعود پزشکیان روز شنبه از کشورهای عربی بابت حملات اتش به اختیار نیروهای نظامی عذرخواهی کرد و همین موضع گیری موجی از حمله به پزشکیان را موجب شد.

احتمال دیگر توقف حملات ایران در صورتی است که  امریکا حتی بطور موقت از هدف فروپاشی نظام سیاسی در ایران عقب نشینی کند و به مقامات تهران تضمین دهد که درصورت تسلیم در برابر خواسته های امریکا در  قدرت باقی خواهند ماند. بهر حال به نظر می رسد در حال حاضر برای جمهوری اسلامی تنها چیزی که مهم است بقا و حفظ ساختار خود  است و اگر این خواسته تامین نشود تا جایی که بتواند زمین و زمان را با هم خواهد سوزاند.

 

 

اغاز رسمی جنگ امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی

امیر دبیری مهر

نهم اسفند ۱۴۰۴

 

همانطور که پیش بینی می شد بعد از دو ماه تهدیدهای مکرر امریکا و اسراییل سرانجام ساعت ۱۰ صبح به وقت تهران حملات هوایی به چندین شهر در ایران از جمله تهران صورت گرفت . این حملات هوایی همزمان با حملات سایبری به سایت های خبرگزاری های ایرانی انجام شد .

در ابتدا گفته شد موشک های اسراییلی به دفتر رهبر جمهوری اسلامی و رییس جمهور و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اصابت کرده اما معاون اجرایی رییس جمهور اعلام کرد مسعود پزشکیان سالم است . یوسف پزشکیان، فرزند رئیس جمهور از سلامتی پدرش خبر داده و گفته این بار ترورهای اسراییل  موفق نبوده و سایر مسئولین کشور هم سلامت هستنداخبار بعدی نشان داده این اظهارات صرفا برای دلداری بوده و واقعیت نداشته .

اخباری در شبکه های اجتماعی منتشر شده مبنی بر اینکه منزل محمود احمدی نژاد رییس جمهور اسبق ایران در شرق تهران مورد هدف قرار گرفته و تعدادی از محافظان او شهید شدند اما احمدی نژاد از محل گریخته و با وجود محروحیت سالم است.

از همان ابتدا از ترور علی شمخانی هم خبرهایی منتشر شده که بعدا مشخص شده او در جلسه شورای دفاع کشته شده  رسانه های اسراییلی از شهادت سردار محمد پاکپور فرمانده کل سپاه و عزیر نصیر زاده وزیر دفاع ایران و امیر موسوی رییس ستاد کل نیروهای مسلح هم خبر داد ه اند اما هیچ کدام از این خبرها تا یک روز بعدتایید نشد.

 

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه ایران نیز اعلام کرده  محسنی اژه ای رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی نیز زنده است .تلویزیون ایران اعلام کرد تعدادی از شهروندان غیر نظامی ایرانی در این حملات کشته شدند از جمله اعلام شده

یک مدرسه دخترانه در شهر میناب در جنوب ایران نیز مورد حمله قرار گرفته و دست کم ۲۴ کودک در ان کشته شدند که این امار از مرز ۱۵۰ نفر هم گذشت .

تلویزیون دولتی ایران با اغاز جنگ بجای اطلاع رسانی مکرر ویدیو کلیپهای حماسی با مضامین اخرالزمانی پخش کرد. سرعت اینترنت در ایران به شدت کاهش یافته وساعتی هم ارتباطات مخابراتی مختل شده بود.

در ساعات اولیه حمله به تهران خیابانهای تهران ترافیک سنگینی به خود داد اما بعد از چند ساعت شرایط به حالت عادی برگشت

شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیه ای اعلام کرد نیروهای مسلح ایران به حملات امریکاو اسراییل پاسخ شدیدی خواهند داد . در این بیانیه  ضمن اعلام تعطیلی مدارس و دانشگاهها در سراسر ایران از مردم تهران خواسته به شهرهای دیگر سفر کنند تا از خطر حملات امریکا و اسراییل در امان باشند.بر همین اساس جاده های مواصلاتی تهران به شمال ایران به سوی شمال یکطرفه شده و ترافیک سنگینی در این جاده ها ایجاد شده و پمپ های بنزین مملو از خودرو است .

دولت ایران در اطلاعیه ای به مردم ایران اطمینان داده که نگران کمبود سوخت و دارو و مواد غذایی نباشند و بانک ها نیز فعال خواهند بود.

بقایی سخنگوی وزارت خارجه ایران از  شورای امنیت سازمان ملل خواسته  فورا تشکیل جلسه بدهد و برای توقف تجاوز به ایران اقدام بکند

او در عین حال گفت نیروهای مسلح ایران با قاطعیت و با تمام توان از کشور دفاع خواهند کرد .

همزمان سردار شکارچی سخنگوی نیروهای مسلح ایران از حمله موشکی ایران به سرزمین های اشغالی و پایگاههای امریکا در منطقه خبر داد.

حملات به پایگاههای امریکا در عربستان و بحرین و قطر و کویت و امارات و اردن و عراق انجام شده است اما درباره  تلفات احتمالی  این حملات خبری منتشر نشده است . سپاه پاسداران اعلام کرد این حملات نخستین مرحله از عملیات وعده صادق ۴ است و ادامه خواهد داشت  پایگاه الجفیر در بحرین ٬ پایگاه العدید در قطر٬ پایگاههای احمد الجابر و مبارک در کویت ٬ پایگاههای الظفره و الفجیره در امارات ٬ پایگاههای امیرسلطان و تبوک و خمیس مشیط در عربستان و پایگاه موافق السلطی در اردن و یک پایگاه امریکایی در اربیل عراق از جمله اهداف موشکی سپاه پاسداران بوده است .

دونالد ترامپ و نتانیاهو در پیام های تصویری جداگانه در باره این حملات هشدار دادند که حملات دست کم  تا چهار روز ادامه خواهد داشت . رضا پهلوی رهبر اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیز در پیامی از رییس جمهور امریکا خواست در حملات به جمهوری اسلامی سعی شود غیر نظامیان اسیب نبییند.  وجه مشترک پیام رییس جمهورامریکا و نخست وزیر اسراییل با پیام رضا پهلوی در این است که براندازی و سقوط جمهوری اسلامی هدف اصلی این حملات اعلام شده است .

به نظر می اید در پی حملات ایران به پایگاه های نظامی امریکا و سرزمین های اشغالی جنگ ابعاد جدیدی پیدا کند . تشدید حملات اسراییل و امریکا در حملات بعدی قابل تصور است اما برخی معتقدند احتمال اجماع منطقه ای و جهانی علیه جمهوری اسلامی نیز وجود دارد .

واکنش سریع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به حملات امریکا و اسراییل نشان می دهد این جنگ باید طرف پیروز داشته باشد و بعید است با مداخله طرف ثالث با اتش بس متوقف شود.

 

 

 

 

 

 

نقش رویکردهای ماورایی دررویارویی احتمالی  نظامی جمهوری اسلامی  با امریکا و اسراییل

امیر دبیری مهر

 

 

بعد از تهدید ایت الله خامنه ای مبنی بر غرق کردن ناوهای هواپیما بر امریکا در صورت حمله به ایران این سوال ایجاد شده  که این تهدید با تکیه بر کدام قدرت مادی و نظامی انجام می شود و ایا جمهوری اسلامی از سلاح و تجیهزات پیشرفته و اعلام نشده ای برخوردار است یا به دلیل دیگری اینگونه امریکا را به جنگ دعوت می کند و مقامات واشنگتن را به اغاز جنگ تحریک می کند؟

 

در توان بالای موشکی ایران تردیدی نیست و در جنگ ۱۲ روزه با اسراییل نیز ان را بکار گرفت اما طبق امار و اعداد توان نظامی ایران و امریکا قابل مقایسه نیست و این  عدم توازن در صورتی که اسراییل هم وارد جنگ شود به شدت به ضررجمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد و منطقا تهران نباید از جنگ نظامی با امریکا استقبال کند . بنابر این باید در جستجوی عامل دیگری بود که چنین اعتماد به نفسی را به مقامات جمهوری اسلامی برای مقابله با امریکا می دهد به گونه ای که حتی گفته می شود احتمال دارد ایران حمله پیش دستانه نیز علیه اهداف امریکایی انجام دهد و شاهد ان نیز اظهارات سرلشگر موسوی رییس ستاد کل نیروهای مسلح ایران است که رسما اعلام کرد راهبرد نظامی ایران از تدافعی به تهاجمی تغییر کرده است .

 

برای پاسخ به این ابهام وپرسش باید به یک باور و عقیده ریشه دار و قدیمی در شیعه رجوع کرد و ان هم زنده بودن محمد بن حسن عسگری امام دوازدهم شیعیان در جهان است. بر أساس این باور او که ملقب به امام زمان است  در سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرای عراق متولد شده( برابر با سال ۸۶۹ میلادی) بعد از گذشت حدود ۱۲۰۰ سال همچنان زنده است اما در غیبت است و بر تحولات جهان نظارت می کند و

هر وقت موجودیت مسلمانان توسط کفار تهدید شود او از پرده غیبت بیرون امده و اصطلاحا ظهور خواهد کرد و با شکست دشمنان مسلمانان عدالت را در جهان برقرار خواهد کرد.

در گذشته و در دوران صفویان یعنی ۵۰۰ سال پیش و دوره قاجار در ۲۰۰ سال پیش روحانیت شیعه این باور را ترویج کرده و به حکام وپادشاهان وقت امید و اعتماد  به نفس می دادند که در جنگ با دشمنان اعم عثمانی و روسیه به پشتیبانی امام عصر ایمان داشته باشند.

برای مثال رسول جعفریان محقق برجسته تاریخ چند سال قبل گفت در زمان شاه طهماسب صفوی نیز این باور وجود داشته که امام زمان در سال ۹۶۳ هجری قمری ظهور خواهد کرد و دولت صفوی مقدمه ظهور است !

 شاید این باو در ایتدا ساده و غیر واقعی به نظر اید اما در جمهوری اسلامی این باور به شکل وسیع و گسترده و سازماندهی ٬ تبلیغ و ترویج شده و بویژه در سالهای اخیر مورد استناد قرار گرفته است

کافی است اواژه هایی مانند #جنگ #خاورمیانه #ظهور #اخرالزمان #قرقیسیا #سفیانی #قدس #یهود #کوفه #مکه #شیعه #شام و#یمانی را در اینترنت جستجو کنید تا ببینید در ۲۰ سال اخیر چه حجم وسیعی محتوا درباره تقارن زمانی یک جنگ بزرگ در خاورمیانه و ظهور امام زمان تولید و منتشر شده است.

برای نمونه بخش مربوط به نظارت بر دانشگاهها در دفتر ایت الله خامنه ای کتابی را منتشر کرده به نام خاورمیانه در عصر ظهور که در ان  ادعا شده در سالی که جنگ بزرگی در خاورمیانه اغاز شود امام دوازدهم شیعیان ظهور خواهد کرد. به نوشته این کتاب این جنگ کشورهای ایران و عراق و سوریه وفلسطین و عربستان را در برخواهد گرفت .

بر همین اساس به نظر می رسد باوری جدی  و فراگیر در جمهوری اسلامی بویژه در نیروهای مسلح  وجود دارد که اتفاقات اخیر و حمله احتمالی آمریکا را علائم نزدیک شدن روز موعود می داند و بر همین اساس در شکست دشمن کافر یعنی ائتلاف آمریکا و اسرائیلدرصورت حمله به جمهوری اسلامی و وقوع جنگتردیدی ندارد.

 

بر اساس این دیدگاه

 نظام جمهوری اسلامی مشروعیت خود را  از امام عصر گرفته و یقینا بقا و ادامه  خود را مرهون و مدیون  عنایت و حمایت امام دوزادهم شیعیان  هست  و بطور طبیعی امام عصر  اجازه شکست و فروپاشی این نظام را نمی دهد و هر تهدیدی از ناحیه مخالفان  داخل یا خارج و از جانب حمله کفار حربی و فاسد دفع خواهد شد .

 

در ادبیات سیاسی رسمی در جمهوری اسلامی ایت الله خمینی نابب امام زمان بود و بعد از او این جایگاه به ایت الله خامنه ای واگذار شده و صاحب اصلی  جمهوری اسلامی نیز امام زمان معرفی می شود که مهمترین مسوولیت حکومت تحویل ایران به به ایشان در عصر ظهور است .

 

 از این رو و با تکیه بر این باور مقامات مذهبی جمهوری اسلامی بویژه ایت الله خامنه ای  نگران قدرت ناوگان نظامی آمریکا و اسرائیل نیستند و معتقدند  نیروهای ماورایی و غیر مادی تحت فرمان و امر امام عصر در چنگ احتمالی  به کمک  نیروهای مسلح ایران امده و دشمنان امریکایی و اسراییلی  را مضمحل و متلاشی خواهند کرد و تردید در این باور را  جایز نمی شمارند. حتی برخی از روحانیان با استناد به ماجرای  شکست سپاه ابرهه  پادشاه یمن که برای تخریب کعبه به عربستان حمله کرد توسط پرندگان ابابیل که در قران و در  سوره فیل امده از امکان تکرار این رخداد در زمانه حاضر سخن می گویند .

 

بی تردید در آینده نزدیک ٬ تحولات مهمی  رخ خواهد داد و  نه تنها بر سیاست و اقتصاد و امنیت کشورهای منطقه بلکه  تاثیر بی بدیلی بر نظام اعتقادی و باورهای شیعیان بويژه نسل جدید خواهد گذاشت که اهل عقل و مشاهده و استدلال است.

 

 

 

اخرین تحلیل تحولات مربوط به اعتراضات در ایران : ارامش نسبی قبل از طوفان

گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل :

 

تظاهرات و اعتراضات در ایران بعد از دو هفته تجمعات پراکنده صنفی به گرانی ارزهای خارجی و مشکلات معیشتی ٬ در پی فراخوان رضا پهلوی در اخر هفته پیش و حضور وسیع و فراگیرتر مردم به خشونت کشیده شد و با وجود قطع کامل اینترنت و ارتباطات در ایران گزارش های تایید نشده حاکی است تعداد زیادی از معترضین و نیروهای نظامی و انتظامی کشته شده اند.

درز تدریجی تصاویر و ویدیوهایی از اجساد کشته شدگان در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور که عملا تنها کانال ارتباطی بین د اخل و خارج از ایران هستند نگرانی ها از خشونت های بکار گرفته شده رو به افزایش است . رسانه های رسمی در ایران تنها تصاویری و ویدیوهایی را منتشر می کنند که نشان میدهد اماکن عمومی تخریب شده و بالغ بر ۱۰۰ نیروهای نظامی و انتظامی به دست تروریست های مسلح  کشته شده اند . اما معترضین می گویند این روایت یک سویه و ساخته و پرداخته رسانه های وابسته به نهادهای امنیتی است انها می گویند نیروهای شبه نظامی و انتظامی اغاز گر خشونت بوده اند.

این جنگ روایتها همزمان شده است با تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ و مقامات ایرانی علیه یکدیگر. ترامپ گفته برای دفاع از معترضین قصد اقدام علیه ایران دارد و مقامات ایرانی نیز گفته اند در صورت اقدام نظامی امریکا پاسخ محکمی به امریکا بدهند و حتی قالیباف رییس مجلس ایران اعلام کرده پایگاه های نظامی امریکا در خاورمیانه هدف مشروع نیروهای مسلح ایران است .

با ادامه قطع اینترنت و بی خبری کامل مردم از تعداد کشته شدگان و روایت رسانه های مخالف جمهوری اسلامی مبنی بر کشته شدن هزاران ایرانی٬  به مرور مجامع و نهادهای بین المللی و دولتهای اروپایی فعال شدند و به حتی نمایندگان کنگره امریکا در حال فشار به ترامپ هستند تا علیه جمهوری اسلامی اقدام نظامی کند. ٓژنرال پتراووس رییس اسبق ستاد کل نیرهای مسلح امریکا نیز اعلام کرده پایگاههای موشکی ایران و قرارگاههای انتظامی و نظامی ایران در تیررس امریکاست و احتمالا امریکا به انها حمله خواهد کرد. او همچنین جنگ سایبری را نیز مکمل اقدامات احتمالی امر یکا دانسته است .

مخالفان جمهوری اسلامی نیز در حال شکل دادن به کمپینی هستند که ترامپ را به حمله نظامی به جمهوری اسلامی تشویق کنند زیرا انها معتقدند جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقعیت تاریخی خوداست و با حمله نظامی سرنگون خواهد شد و در غیر این صورت احتمال سقوط این نظام بعلت ساختار قدرتمند امنیتی صرفا با اعتراضات خیابانی  قابل تصور نیست . اما مقامات و رسانه های جمهوری اسلامی معتقدند شورش تروریستهای مسلح با  حضور میلیونی مردم ایران در دوشنبه به نفع جمهوری اسلامی پایان یافته و الان نوبت رسیدگی به پرونده کسانی است که زمینه های این شورش ها را فراهم کردند . برای نمونه صاحب کافه های مشهور ساعدی نیا بازداشت شده و به نظر می رسد کیفر خواست سنگینی علیه او صادر خواهد شد . احمد رضا رادان رییس پلیس ایران نیز تهدید کرده تا اخرین شورشی ها بازداشت خواهند شد.

برخی خبرها حاکی است نیروهای انتظامی قصد دارند دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای نیز محدود و مسدود کنند و با توجه به اینکه برای رسیدن به این هدف  ارسال پارازیت نتوانسته موفق باشد گفته می شود ماموران دولتی به برخی خانه ها برای جمع اوری دیش های ماهواره ای مراجعه شده است که همین اقدام هم اگر درست باشد می تواند به درگیری های جدید بین مردم و نهادهای انتظامی تبدیل شود.

در این وضعیت با ادامه قطع اینترنت و عدم دسترسی مردم به اخبار و تحلیل ها ونبود تبادل نظر بین مردم روایتهای یکسویه و جهت دار در فضای ایران در حال حاکم شدن است و زمینه های اقدامات از جانب امریکا و اسراییل علیه ایران فراهم خواهدشد . ضمن اینکه ادامه قطعی اینترنت و تبعات شدید ان علیه کسب و کار و اقتصاد ایران و نقض حقوق ارتباطات شهروندان می تواند به تشدید خشم و نارضایتی عمومی منجر شود .اما نگرانی جدی تصمیم گیران امنیتی در ایران از دو مساله یعنی  فروپاشی سیاسی و  و ایجاد رخنه در سپر امنیتی نظام باعث شده ریسک باز شدن فضای ارتباطی را نپذیرند . اکثریت مقامات تصمیم گیر سطح بالای نظامی و امنیتی در جمهوری اسلامی معتقدند عقب نشینی در برابر مخالفین و معترضین جایز نیست . بویژه که به شدن نگران هسستند وصل اینترنت موجب انتشار تصاویر و ویدیوها و اخبار جدید از اعتراضات اخیر شده و موج جدیدی از اعتراضات را در کشور و شکل گیری پرونده های حقوق بشری در عرصه بین المللی فراهم شود و از همه خطرناک تر فراهم شدن زمینه های ایجاد اجماع بین المللی برای اقدام علیه جمهوری اسلامی .

 

اسراییل و تلاش برای حذف برگ برنده ایران در درگیری احتمالی در اینده

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت 

امیر دبیری مهر

در تاریخ روابط بین الملل همیشه جنگ ها پیامدهای مهم وعمیقی بر کشورهای درگیر در جنگ می گذارند. هم بر دولتها و نحوه حکمرانی انها اثر می گذارند و هم بر ملتها و فرهنگ جوامع . از این رو برخی از صاحب نظران می گویند جنگ ها غیر از تخریب و کشتار و خشونت که چهره زشت جنگ است چهره مثبت و سازنده هم دارند و ان شناسایی نقاط ضعف و روشهای ارتقای قدرت ملی است . وقتی طرفین جنگ با واقعیاتی مواجه می شوند که قبلا از پذیرش آ امتناع می کردند و با وقوع جنگ اصطلاحا سرعقل می ایند و بعد ازآن  تلاش میکنند هوشمندانه و مدبرانه تر عمل کنند تا اولا با افزایش بازدارندگی از جنگ جدید پرهیز کنند و ثانیا در صورت تحمیل جنگ از جانب دشمن متجاوز ٬ قدرت مقابله با ان را داشته باشند .

برای مثال در یک قرن اخیر سه بار ایران مورد تجاور دشمن خارجی قرار گرفته است بار اول در سال ۱۹۴۵و در جریان جنگ جهانی دوم بار دوم در سال ۱۹۸۰ و از جانب رژیم بعث عراق و بار سوم در سال ۲۰۲۵ از جانب اسراییل . در جنگ جهانی دوم بخشهایی از ایران به مدت ۳ سال توسط قوای انگلیس وشوروی اشغال شد و رجال سیاسی ایران فهمیدند استبداد رضا شاهی هر چند در داخل توانست زیرساختهای اقتصادی و اداری  ایران نوین را ایجاد کند اما در برابر دشمن خارجی توان مقابله ندارد. همین تجربه تلخ باعث شد  ایران با تقویت قوای نظامی و اقتصادی و توسعه همکاری های بین المللی در دوره محمد رضا شاه  به مدت ۳۸ سال مورد طمع هیچ کشور متجاوزی قرار نگیرد .

بعد از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نیز صدام با این تحلیل که ارتش ایران  بویژه بخاطر اعدام و فرار فرماندهان ارشد ان دچار فروپاشی سازمانی شده و می تواند بخش های عرب نشین ایران را اشغال کند وارد معرکه جنگ شد و با وجود حمایت همزمان امریکا و روسیه از بغداد ٬ موفق نشد در جنگ پیروز شود زیرا مردم ایران با همبستگی ملی و برای حفظ تمامیت ارضی در برابر دشمن متجاور ۸ سال ایستادگی کردند.

در ۳۶ سال اخیر یعنی بین سالهای ۱۹۸۹ ( سال پایان جنگ ایران و عراق)  تا سال ۲۰۲۵ که اسراییل به ایران حمله کرد بارها ایران و امریکا و ایران و اسراییل و حتی ایران و طالبان در استانه رویارویی نظامی قرار گرفتند اما جنگی رخ نداد زیرا  ایران  با تکیه بر تجارب تاریخی گذشته اولا متمایل به جنگ نبود و دوما با سرمایه گذاری وسیع در حوزه نظامی و دفاعی خود را برای رویارویی احتمالی اماده کرده بود و نهادهای اطلاعاتی  امریکا و اسراییل هم ازاین واقعیت با خبر بودند. در جنگ ۱۲ روزه جون ۲۰۲۵ نیز که اعلام شده نقشه  ان از سالها قبل چیده و طراحی  شده بود با وجود اشکار شدن ضعف سامانه پدافندی ایران ( که منجر به برکناری فرماندهان  نیروی هوایی ارتش  و قرارگاه پدافند هوایی ایران شد)  اما قدرت موشکی و افندی ایران برای همه ناظران بین المللی اشکارشد. در جنگ اخیر با اسراییل هر روز که از جنگ گذشت تعداد موشکهای ایرانی که از سامانه پدافندی اسراییل موسوم به گنبد اهنین فلاخن داود عبور کردند بیشتر شد  و قدرت تخریبی ان نیز بالاتر می رفت به گونه ای که موسسه استراتژیک وایزمن در شهر رخووت اسراییل نیز تخریب شد. همین واقعیت باعث شد بسیاری از دولتها و مردمان عرب در منطقه از این که یک  کشوردر خاور میانه  برای اولین بار توانسته  بدون هیچ واهمه ای بطور کوبنده سرزمین های اشغالی صهیونیست نشین را مورد حمله موشکی قرار دهد ابراز شادمانی کردند.  ایران به هدف قرار دادن اسراییل هم اکتفا نکرد و حتی پایگاه العدید امریکا در قطر را نیز مورد حمله نظامی قرار داد.

ایران پس ازجنگ تمام توان تمام توان خود را بر بازسازی توان پدافندی خود اختصاص داده و در این خصوص با چین توافقاتی صورت گرفت از سوی دیگر با وجودی که تنها ۶ درصد سایتهای پرتاب موشک ایران در جنگ خسارت دیده در حال تقویت این سایتها برای جنگ احتمالی در اینده است به گونه ای که گفته می شود ایران در صورت وقوع درگیری جدید با اسراییل طرحی در دست اجرا دارد که همزمان ۲ هزار موشک را به سوی اسراییل پرتاب کند.

بر همین اساس نتانیاهو در سفر هفته اینده به امریکا درصدد است قدرت موشکی ایران را بعنوان تهدید جدی علیه امریکا واروپا مطرح کند تا زمینه مشارکت امریکا در حمله مجدد به ایران را فراهم کند. در ذهن تصمیم گیران اسراییلی سامانه پدافندی ایران در برابر هواپیماهای فوق پیشرفته اف ۳۵ توان دفاعی لازم ندارد اما لانچرهای موشکی ایران می تواند به اسراییل ضربه جبران ناپذیر بزند بنابر این تل اویو به دنبال تضعیف یا نابودی این جنبه از قدرت نظامی ایران است

غیر از جنبه نظامی اما جنگ ۱۲ روز نتوانست انطور که انتظار می رفت جمهوری اسلامی را به بازنگری در نحوه تعامل با جامعه و مردم سوق دهد. بسیاری انتظار داشتند فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران که در سه ماه پس از جنگ بسیار باز شده بود استمرار یابد اما به نظر می اید با گذشت زمان و کاهش  تهدیدات خارجی ٬ تصمیم گیران در جمهوری اسلامی قصد دارند به روزهای قبل از جنگ بازگردند. همین سیاست موجب نارضایتی و اعتراض مردم شده  بویژه که وضع اقتصادی در ایران نیز بسیار نگران کننده شده است . کارشناسان می گویند در جنگ ۱۲ روزه اشکار شد جمهوری اسلامی بدون حمایت و پشتوانه مردم قدرت ماندگاری ندارد و اگر با هر تحلیل و به هر بهانه ای مردم از نظام رویگردان شوند با توجه به صف ارایی جدید اسراییل و امریکا علیه تهران احتمال سقوط و فروپاشی ان در اینده ای نه چندان دور وجود دارد بنابراین مهمترین درسی که جمهوری اسلامی از جنگ ۱۲ روزه گرفته تکیه به مردم و توجه به خواسته های انها و فهم تغییرات اجتماعی و فرهنگی و اتخاذ تدبیرات لازم  و همسو با ان در درون سیستم سیاسی است . در این باره یعنی چشم انداز ایران در سال ۲۰۲۶در مقاله دیگری به تفصیل بحث خواهم کرد.

 

حدس و گمان درباره جنگ مجدد ایران و اسراییل: از تحلیل های کارشناسی تا پیش گویی و اخترشناسی

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

 

با وجود گذشت ۵ ماه از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل

تحلیل گران و ناظران تحولات خاورمیانه ٬ همچنان به دنبال شواهدی می گردند که نشان دهد ایا جنگ جدیدی  بین دو کشور پیش رو هست یا نه ؟

این موضوع انقدر درایران مهم و مورد توجه است که شاید مهمترین پرسش از کارشناسان سیاسی و روابط بین الملل در این روزها این است ایا مجددا جنگ خواهد شد ؟  و علاقمندان برای پیدا کردن پاسخ این سوال به همه منابع معتبر و نامعتبر مراجعه می شود مانند رصد اخبار و تحلیل های متخصصین تحولات  سیاستی و امنیتی و سیاسی  تا پیش گویی فال گیران  و ستاره شناسان !

برای مثال هفته گذشته وقتی رسانه های ایران اعلام کردند ایت الله خامنه ای پنج شنبه شب پیامی ویدیویی منتشر خواهد کرد دوباره این شایعه قوت گرفت که شاید خبری در راه است و زمانی که رهبری در سخنان خود٬  ایران را پیروز قطعی جنگ ۱۲ روزه در برابر اسراییل و امریکا خواند و از مردم خواست در برابر دشمن ٬ متحد و یکپارچه باشند افکار عمومی احتمال اغاز جنگ جدید را بالا ارزیابی کرد و افزایش قیمت طلا و دلار در تهران  ان را تایید کرد.

به گفته تحلیل گران مجموعه‌ای از روندها و اتفاقات در روزهای اخیر نشان می دهد «ساعت صفر» برای آغاز مرحله دوم جنگ ایران و اسراییل نزدیک است به گونه ای که حتی برخی اکانت های غیر رسمی در فضای مجازی از ۲۹ اذر برابر با ۲۰ دسامبر بعنوان تاریخ احتمالی تقابل جدید خبرداده اند!

 

  • تحرکات و نوسان‌های قابل‌توجه در بازارهای جهانی مانند افزایش قیمت طلا
  • تسریع واشنگتن در تحویل موشک‌های نقطه‌زن با قدرت نفوذ بالا به اسرائیل
  • افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر دولت جوزف عون در لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله: در همین راستا دولت اسرائیل صراحتاً بیروت را متهم می‌کند که در اجرای تعهداتش برای خلع سلاح حزب‌الله و استقرار ارتش لبنان در جنوب کشور ناکام مانده و هشدار می‌دهد در صورتی که مفاد قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت عملی نشود، دامنه حملات خود را تا شمال رود لیطانی گسترش خواهد داد. ساخت یک دیوار امنیتی جدید توسط ارتش اسرائیل در مجاورت مرزهای جنوب لبنان، نشانه‌ای روشن از عزم نتانیاهو برای توسعه میدان نبرد با حزب‌الله و جلوگیری از بازسازی زرادخانه موشکی و تسلیحاتی این گروه تلقی می‌شود. هم‌زمان، هیئتی از وزارت خزانه‌داری آمریکا اخیراً به بیروت سفر کرده و به دولت لبنان تنها ۶۰ روز مهلت داده است تا گام‌های مؤثری برای قطع منابع مالی حزب‌الله بردارد؛ ضرب‌الاجلی که سطحی بی‌سابقه از فشار واشنگتن بر ساختار اقتصادی و سیاسی لبنان را بازتاب می‌دهد.

 

 

  • تماس تلفنی تهدیدآمیز پیت هگست با وزیر دفاع عراق درباره گروه‌های شبه نظامی وابسته به ایران: هگزت به ثابت العباسی، وزیر دفاع عراق، هشدار داده که واشنگتن قصد دارد عملیاتی نظامی علیه یکی از کشورهای منطقه انجام دهد و تأکید کرده است که هرگونه واکنش یا پاسخ از سوی گروه‌های مسلح وابسته به ایران، با قدرت و شدت پاسخ داده خواهد شد.
  • تشدید تدابیر امنیتی و نظامی سپاه پاسداران در تنگه هرمز
  • رایزنی‌های فشرده اروپایی–آتلانتیک برای آمااده‌سازی طرحی فوری به‌منظور بازگرداندن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران؛
  • افزایش حساسیت و برخوردهای سخت‌گیرانه با فعالیت‌های هسته‌ای جدید ایران و صدور قطعنامه جدید اژانس بین المللی انرژی اتمی
  • بازگشایی و برجسته‌سازی دوباره پرونده رسوایی جنسی جفری اپستین در فضای رسانه‌ای و سیاسی امریکا از سوی لابی صهینویستی به منظور فشار بر ترامپ: در ایران، شماری از تحلیلگران بر این باورند که داغ نگه‌داشتن پرونده اپستین می‌تواند به‌عنوان اهرم فشاری از سوی نتانیاهو برای سوق دادن ترامپ به‌سوی جنگ عمل کند.
  • آغاز کارزار تازه اسرائیل؛ از عملیات روانی علیه ایران تا ترور فرماندهان مقاومت تا خرید سه هزار نوع مهمات به ارزش ده‌میلیارددلاری با هماهنگی «سنتکام» :

با وجودی که  ترامپ و نتانیاهو مدعی اند تاسیسات هسته‌ای ایران و بخشی از توان موشکی آن نابود شده  رسانه‌های همسو با لابی اسرائیل با برجسته‌سازی مجموعه‌ای از روایت‌های هدفمند، در پی القای این تصور است که تهدید ایران همچنان حل‌نشده و رو به گسترش است. در این چارچوب، محورهای اصلی تبلیغات عبارت‌اند از:

  • طرح مکرر موضوع «ابهام در پرونده هسته‌ای ایران»؛
  • برجسته کردن «سرنوشت نامعلوم ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده»؛
  • پرداختن به «نقش چین در تقویت توان موشکی ایران»
  • تمرکز بر «بازسازی سریع توان حزب‌الله» پس از ضربات جنگ‌های اخیر. این گزاره‌ها در قالب هشدارهای امنیتی و تهدیدآمیز مطرح می‌شوند تا افکار عمومی در آمریکا و غرب برای پذیرش ایده «حمله دوم به ایران» آماده شود.

اما تحلیل گران در ایران درباره  حمله  دوباره اسرائیل به ایران اتفاق نظر ندارند. در تازه‌ترین اظهارنظرها، حسن کاظمی قمی، سفیر پیشین ایران در افغانستان اعلام کرده که «احتمال حمله مجدد به ایران قوی است، زیرا شواهد نشان می‌دهد که طرف مقابل در حال ترمیم و آماده‌سازی برای عملیات جدید است.

فؤاد ایزدی کارشناس سیاسی نزدیک به حکومت احتمال حمله دوباره را جدی گرفته و گفته آمریکا  باید بداند در حمله بعدی، ۲ هزار نظامی‌اش کشته خواهند شد.

در نقطه مقابل، برخی چهره‌های سیاسی، چشم‌انداز حمله نظامی را بسیار دور می‌دانند. مثلا علی مطهری، نایب‌رئیس سابق مجلس اعلام کرده که «احتمال حمله دوباره اسرائیل به ایران کم است، چون چنین حمله‌ای سودی برای اسرائیل ندارد.

صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی نیز نوشته: «کسانی که امیدوار بودند با حمله اسرائیل، نظام سقوط کند، حالا که این اتفاق نیفتاده، القا می‌کنند اسرائیل برای عملیات بعدی آماده می‌شود. اما در واشنگتن و تل‌آویو خبری از حمله مجدد نیست و برعکس، احتمال سرگیری مذاکرات بیشتر شده است.

حسین علایی فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه نیز احتمال جنگ تا سه ماه اینده را منتفی می داند.

به نظر می‌رسد که اظهاراتی از این جنس، بیش از آنکه صرفاتحلیل سیاسی و نظامی  باشند، حاوی پیام‌های بازدارنده برای بازیگران بین‌المللی باشد. با این حال، همین تحلیل‌ها وگزارش های رسانه ها و اخبار ضد و نقیض باعث شده فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران وقوع جنگ مجدد را بعید نداند.

واکنش ها به عدم حضور ایران در اجلاس صلح شرم الشیخ

منبع: روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

 

عدم حضور ایران در اجلاس صلح غزه شرم‌الشیخ در  ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵ واکشن های وسیعی را در ایران برانگیخت.

این اجلاس، با حضور رهبران و نمایندگان بیش از ۲۵ کشور و با ریاست مشترک عبدالفتاح السیسی (رئیس‌جمهور مصر) و دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) برگزار شد و دولت مصر از مسعود پزشکیان رییس جمهور  و عباس عراقچی وزیرامور خارجه ایران برای شرکت در این اجلاس دعوت رسمی کرده بوداما           وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد  به دلیل تحریم‌ها، تهدیدات و حملات اخیر اسراییل و امریکا علیه ایران در این اجلاس شرکت نمی کند.

 

این موضع گیری ایران در شرایطی اعلام شد که که بسیاری از مردم ایران  خواستار این هستند که جمهوری اسلامی برای جلوگیری از جنگ جدید و کاهش تحریم های اقتصادی که موجب فشار بر زندگی مردم شده با امریکا وارد مذاکره و توافق شود .  این گروه از مردم که نظراتن خود را در شبکه های اجتماعی و رسانه ها بازتاب می دهند معتقدند جمهوری اسلامی نباید هیچ فرصتی را برای بهبود روابط با امریکا از دست بدهد .

در مقابل برخی  نیز معتقدند امریکا در مذاکرات احتمالی حاضر نیست به درخواست های ایران توجه کند و امتیازی به تهران بدهد بلکه هدف واشنگتن  از مذاکره تحمیل خواسته های خود به ایران است .بنابر این مخالف مذاکره دولت با امیکا هستند و طرفداران مذاکره را به غرب زدگی و ترس از امریکا متهم می کنند. این اختلاف نظر در ایران همیشه وجود داشته و هر بار به بهانه ای داغ می شود  و این بار اجلاس شرم الشیخ این مجادله را دوباره بالا برده و در رسانه ها و شبکه های اجتماعی درباره ان بحث های زیادی شده است

افرادی  و گروههای همسو با جمهوری اسلامی و موافق شرکت نکردن ایران در  اجلاس شرم الشیخ می گویند:

نقشه تجزیه ایران در دستور کار آمریکا و اسرائیل هست. وجود پایگاه‌های نظامی در اطراف ایران، ادامه تهدید و تحریم و ترور و فعال شدن مکانیسم ماشه نشان می دهد امریکا توجهی به منافع ایران نداردو حضور در این نشست به منزله تأیید مشی آمریکا و اسرائیل است. در هر صورت، چه ایران حضور داشته باشد چه نداشته باشد، آنها از سیاست حذف و نابودی ایران دست نخواهند کشید.

این گروه میگویند شرکت در این اجلاس مشروعیت بخشیدن به نقش های امریکا علیه مردم فلسطین از جمله خلع سلاح حماس است .

همچنین این گروه نگران هستند حضور ایران در چنین اجلاسی و رفتارهای غیر قابل پیش بینی ترامپ موجب تحقیر مقامات ایرانی و تمسخر سیاستهای جمهوری اسلامی توسط ترامپ شود.

برخی از موافقان عدم شرکت ایران نیز می گویند وقتی ایران ایده و برنامه دقیقی برای شرکت در این اجلاس ندارد و حتی گر داشته باشد امکان پیاده سازی ان وجود ندارد حضور در ان نیز بی فایده خواهد بود.

برخی هم می گویند حضور رییس جمهور یا وزیر امورخارجه ایران در اجلاسهای مشابه باعث می شود با مقامات امریکایی روبرو شده و تابوی عدم مذاکره مستقیم با مقامات امریکایی شکسته شود و این اتفاق به وجاهت نظام انقلابی خدشه وارد می کند .

امااکثریت نظرهای مطرح شده در رسانه ها و شبکه های اجتماعی در مخالف با  عدم شرکت ایران در اجلاسش شرم الشیخ بود.

معترضین به عدم حضور ایران در اجلاس شرم الشیخ می گویند :

جمهوری اسلامی با  فرصت‌سوزی هر روزدر جامعه جهانی  منزوی‌تر و تنهاتر می‌شود. و قصد ندارد از  لجاجت و توهم‌پردازیی دست بردارد  و به همین خاطر ایران از  قافله توسعه و پیشرفت جهان فرسنگ‌ها عقب مانده است.

 

برخی از کاربران شبکه های اجتماعی نیز با طرح این ادعا که جمهوری اسلامی حامی اصلی  حماس بوده  نوشته اند: ایران با چه رویی و چه بهانه‌ای در اجلاس صلحی  شرکت کند که سال‌ها مخالف آن بوده است؟

جمهوری اسلامی از  مدافعین  حمله ۷ اکتبر بوده و این یعنی در مرگ ۶۰ هزار انسان بی‌گناه به نوعی شریک است پس معنی ندارد در اجلاس صلح شرکت کند! این تصمیم به معنی از دست دادن آخرین فرصت‌های خروج ایران از انزوای بین‌المللی است؛ به معنای از دست دادن فرصت برای حل ابربحرانی است که جمهموری اسلامی  ایران با دستان خودش گرفتار آن شده است! متأسفانه لجبازی حاکمیت با مردم و مملکت در کنار شعارزدگی و بی‌خردی ایران را در   مسیر انزوا و نابودی قرارداده  . ایران می‌توانست با شرکت در اجلاس شرم‌الشیخ بهانه‌های آتی علیه خودش را از بین ببرد. حیف از این مردم، کشور و تمدن چند هزارساله ایران که زیر دست یه مشت افراد بی‌کفایت، نادان، جاه‌طلب و خودشیفته نابود شد

 

یک استاد دانشگاه در توییتی در واکش به موضع وزیر خارجه ایران نوشته :

حضور نیافتن ایران در اجلاس_شرم_الشیخ هیچ معنایی ندارد جز انفعال در دیپلماسی و خالی کردن میدان تصمیم‌گیری و اجازه دادن به دیگران برای اینکه برای شما تصمیم بگیرند. به قول ظریفی، وقتی پشت میز نباشی، دیگران روی میز برات تصمیم می‌گیرند.

 

حمید ابوطالب معاون سیاسی سابق رییس جمهور در دوره حسن روحانی در اعتراض به موضع عراقچی  وزیر خارجه نوشت اگر بپذیریم جنگ مانع از مذاکره است ، هیچ جنگی در جهان پایان نخواهد گرفت؛ هیچ مخاصمه‌ای هرگز تمام نمی‌شود، و انسان ناگزیر خواهد بود در چرخه‌ای بی‌پایان از خشونت زیست کند. حال آن‌که فلسفه‌ی دیپلماسی، دقیقاً برای شکستن همین چرخه است؛ برای آن‌که دشمنی‌ها پایان یابد، نه آن‌که تداوم پیدا کند. او خطاب بهع عراقچی نوشت : اگر در زمان جنگ ایران و عراق جنابعالی بر سر کار بودید، شاید ما هنوز با عراق در حال جنگ بودیم. قرار بود از عربستان نگذریم، اما گذشتیم؛ قرار بود با صدام صلح نکنیم، اما کردیم. تاریخ سیاست ایران، تاریخ عبور از جنگ با تدبیر است، نه ماندن در میدان آن. و اگر قرار باشد نگاه امروز شما معیار باشد: حماس اکنون به آرمان فلسطین خیانت کرده است، مذاکره با اسرائیل تابو بود و دیپلماسی پلید، کشتار باید ادامه می‌یافت، و نابودی غزه آخرالزمانی می‌شد؛ و ایران نیز که دوباره در دوران دولت‌تان به چاه فصل هفتم منشور افتاده است، هرگز از آن خارج نخواهد شد؛ و ما برای همیشه «تهدیدی برای صلح» باقی خواهیم ماند، نه «شریکی برای آن».

 

 

موافقین حضور می گویند ایران می‌تواند در صلح غزه شرم‌الشیخ مصر شرکت کند و با قدرت، بدون ترس و واهمه حرفش را بزند و از سیاست در قبال فلسطین دفاع کند و اگر در صلح غزه حضور نداشته باشد، مخالف صلح قلمداد می‌گردد. ایران نباید کاتولیک‌تر از پاپ باشد، نمی‌تواند از خود فلسطینی‌ها نسبت به سرنوشت فلسطین حساسیت بیشتری از خود نشان بدهد.

نبودن ایران در چنین صحنه‌هایی، یعنی واگذاری میدان به دیگران تا بدون حضور و صدای ایران  درباره منطقه تصمیم بگیرند. دیپلماسی مؤثر به معنای حضور فعال، گفت‌وگو با مخالفان و استفاده از فرصت‌های جهانی برای بیان مواضع و دفاع از مظلوم است. قهر سیاسی هرچند گاهی لازم است، اما در پرونده‌هایی مانند غزه، سکوت یا غیبت به معنای از دست دادن تریبون بین‌المللی است.

جعفر شیرعلی‌نیا از نویسندگان سرشناس جنگ در ایران در اعتراض با عدم شرکت ایران در مطلبی با اشاره به مذاکرات ایران و عراق برای اتش بس در دهه ۸۰ میلادی و اینکه اگر ایران وارد گفتگو و مذاکره نمی شد  ان جنگ هشت ساله به پایان نمی رسید ٬ نوشت: به نظر می‌رسد در سیاست خارجی ایران گاه مسیرهای طولانی‌تر و پرهزینه‌تر بر مسیرهای مستقیم و کم‌هزینه‌تر ترجیح داده می‌شود تا شعارها آسیب نبینند. کاش اجازه داده می‌شد رئیس‌جمهور به اجلاس مصر برود؛ اگر بد شد، همه به او حمله کنند و اگر خوب شد، در کتاب درسی افتخارش را به اسم دیگران بنویسند.

یکی از مخالفان سیاست های جمهوری اسلامی در مطلبی مملو از کنایه و طعنه  نوشته :جمهوری اسلامی در یکی از تحقیرآمیزترین بزنگاه‌های تاریخ خود ایستاده است. دعوت به اجلاس شرم‌الشیخ با حضور ترامپ، برای بسیاری از حکومت‌ها شاید فرصتی برای بازسازی چهره باشد، اما برای این نظام، یعنی برهنه‌شدن در برابر جهانی که دیگر به دروغ‌هایش باور ندارد. اگر بروند، باید زیر سقفی بنشینند که بر پایه پیمان ابراهیم بنا شده؛ همان پیمانی که میان اسرائیل و اعراب امضا شد تا نظم تازه‌ای در خاورمیانه شکل گیرد. حضور در آن نشست یعنی اعتراف رسمی به شکست تاریخیِ شعار «محور مقاومت». یعنی تأیید نابودی حماس، تکه‌تکه شدن حزب‌الله، فروپاشی سوریه و بی‌خاصیتی کامل سپاه در منطقه. یعنی پذیرش این واقعیت تلخ که دیگر نه از “قدس” خبری هست و نه از “امت اسلامی” — جز یک پوسته توخالی برای توجیه سرکوب در داخل ایران. اما اگر نروند؟ نرفتن یعنی انزوا. یعنی تأیید جهانی بر پایان کار جمهوری اسلامی. یعنی دادن فرصت طلایی به ایالات متحده، اسرائیل و جهان آزاد برای تشکیل ائتلاف رسمی علیه تهران. دنیا سال‌هاست منتظر چنین نشانه‌ای است تا مشروع‌ترین بهانه را برای قطع کامل روابط دیپلماتیک و آغاز فشارهای نهایی به دست آورد. هر دو راه، ذلت است. رفتن یعنی شکست ایدئولوژیک، نرفتن یعنی نابودی سیاسی. دوراهی شرم‌الشیخ، در حقیقت دوراهی «پایان» است. حکومتی که سال‌ها از “ایستادگی در برابر استکبار” گفت، حالا بین دو انتخاب مانده: یا با همان استکبار عکس یادگاری بگیرد، یا با تمام استکبار جهان در یک جبهه مقابل مردم خودش بایستد. این بن‌بست، حاصل همان سیاست دروغ و تزویر است.

نویسنده دیگری نوشته  عدم حضور ایران در اجلاس صلح غزه، هرچند می‌تواند نشانه‌ای از اعتراض مشروع به تحریم‌ها و رفتار ناعادلانه قدرت‌های غربی باشد، اما در نهایت به سود منافع ملی و منطقه‌ای ایران تمام نخواهد شد. این اجلاس با کاستی‌ها و جهت‌گیری‌هایش محلی است که تصمیم‌ها و پیام‌های سیاسی درباره آینده غزه و فلسطین مطرح می‌شود. نبودن ایران در چنین صحنه‌هایی، یعنی واگذاری میدان به دیگران تا بدون حضور و صدای ما درباره منطقه تصمیم بگیرند. دیپلماسی مؤثر به معنای حضور فعال، گفت‌وگو با مخالفان و استفاده از فرصت‌های جهانی برای بیان مواضع و دفاع از مظلوم است. قهر سیاسی هرچند گاهی لازم است، اما در پرونده‌هایی مانند غزه، سکوت یا غیبت به معنای از دست دادن تریبون بین‌المللی است.

انتشار یک عکس و بالاگرفتن مجادله ها در ایران درباره حادثه ۷ اکتبر

منتشر شده در روزنامه النهار چاپ بیروت

 

در بین همه گروهها و جریانها و سلایق سیاسی و اجتماعی  ایران ٬ درباره مظلومیت مردم فلسطین و ضرورت دفاع از حقوق انها و محکومیت جنایات اسراییل وحدت و اجماع ملی وجود دارد اما درباره  حمله حماس به اسراییل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ در ایران درباره درستی یا نادرستی و مفید یا مضر یودن این حادثه وحدت نظر وجود ندارد .

برخی مانند رسانه های رسمی و نهادهای حکومتی ایران  از اقدام حماس در هفتم اکتبر دفاع و حمایت می کنند و ان را نشانه قدرتمند بودن جریان مقاومت ضد اسراییلی و  موجب شکسته شدن ابهت ساختگی اسراییل می دانند اما برخی نیز این اقدام حماس را زمینه سازی برای جنایات اسراییل در دو سال اخیرو ضربات جبران ناپذیر به رهبران مقاومت اسلامی  می دانند.  برخی هم فراتر از این مدعی هستند عملیات هفتم اکتبر یک نقشه پیچیده اسراییلی بوده که بطور ناخواسته  توسط حماس اجرا شده و اسراییل از ان بیشترین  بهره برداری را کرد و با مظلوم نمایی دست به بزرگترین جنایت و نسل کشی در قرن را زد.

همزمان با دومین سالگرد این حمله  انتشار یک عکس در سایت خبری رجا نیوز وابسته به حزب پایداری بعنوان تندرو ترین جریان سیاسی در ایران از حضورفرماندهان ارشد سپاه و حماس در یک اجلسه مشترک به این اختلافات دامن زد . رجا نیوز مدعی شده این عکس مربوط به اتاق عملیات علیه اسراییل است در شب ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است و سردار قاانی فرمانده سپاه قدس ٬ سردار ایزدی معروف به حاج رمضان که در حمله اسراییل به تهران شهید شد٬ سردار محمد رضا زاهدی معروف به حاج ابومهدی که در حمله اسراییل به کنسولگری ایران در دمشق شهید شد و همچنین زیاد النخاله معروف به حاج ابو طارق از رهبران حماس در ان حضور دارند.

انتشار این عکس این شبهه را ایجاد می کند که ایران نه تنها از حمله هفتم اکتبر به اسراییل اطلاع داشته بلکه در ان مشارکت نیز داشته و تاییدی است بر ادعای اسراییل مبنی بر نقش تهران دراین عملیات مرگبار که نه تنها در ان حدود ۱۲۰۰ اسراییلی کشته شدند بلکه پیامد ان کشته شدن بالغ بر ۶۷ هزار فلسطینی در دو سال اخیر و ویرانی کامل منطقه غزه است .بحرانی که این روزها با میانجیگری امریکا تلاش می شود به ان پایان داده شود.

محمد باقر قالیباف رییس مجلس ایران که روابط نزدیکی با فرماندهان عالی رتبه سپاه دارد و خودش هم قبلا فرمانده نیروی هوافضای سپاه و رییس پلیس ایران بوده چند روز پیش در مصاحبه ای تلویزیونی اعلام کرد مقامات ایرانی به هیچ وجه از عملیات حماس اطلاع نداشته اند. یک مقام اگاه امنیتی نیز که خواست نامش فاش نشود با تایید نظر اقای قاالیباف به نویسنده این مقاله گفت نه تنها هیچ یک از مقامات ایرانی از این حمله خبر نداشتند بلکه همه مقامات حماس هم از حمله هفتم اکتبر مطلع نبودند و حلقه محدودی از مقامات حماس از جمله یحیی سنوار از ان مطلع بودند . او گفت  حتی برخی از تیم های حماس  که در این عملیات مشارکت داشتند تصور می کردند این عملیات یک مانور محدود است نه عملیات گسترده ضد اسراییلی ! با تلفات بالا و یپامدهای مرگبار.

در چنین وضعیتی ادعای سایت رجا نیوز وانتشار این عکس که اصالت ان و ارتباط ان به حمله هفتم اکتبر قابل تایید نیست واکنشهای شدیدی در ایران بر انگیخته است . برای مثال مرتضی باقری از پژوهشگران مرتبط با سران جنبش های اسلامی در عراق و افغانستان ولبنان ٬ در یادداشتی در  واکنش به این عکس نوشت :

اگر سازمان اطلاعاتی اسراییل بخواهد در دومین سالروز حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ یک سند مهم در خصوص نقش و ارتباط آگاهانه ایران دراین عملیات  تنظیم و عرضه کند و به محافل بین المللی و کشورهای غربی مستند بگوید  که ایران در تصمیم گیری عملیات فلسطینی ها به اسراییل نقش فعال داشته  همین یک گزارش سایت  رجا نیوز کافی است.

او در این مقاله نوشته  اصلا اتفاقی نیست که جریان تدروی  پایداری در شرایط بسیار پیچیده فعلی با ارایه یک عکس کاملا محرمانه ادعا نماید که این عکس متعلق به اتاق عملیات مشترک نیروی قدس و جهاد اسلامی در شب عملیات۷ اکتبر است و نشان می دهد دشمنان جمهوری اسلامی در این جریانسیاسی  نفوذ دارند و باید مسوولان امنیتی ایران بررسی نمایند که رجا نیوز چرا و چگونه به این  عکس دسترسی داشته و چه اصراری داشته که بگوید این عکس تاریخی از شب عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است  در حالی که هیچ نشانه ای که اثبات کند اینجا اتاق شب عملیات هفتم اکتبر است وجود ندارد .

این فرد نزدیک به نهادهای امنیتی ایران در انتها نوشته انتشار این عکس جعلی  هدیه ارزشمند جریان تندرو داخل ایران در دومین سالگرد عملیات ۷ اکتبر به  اسراییل است .

جریانات تندرو در ایران از تشدید تنش ها درروابط خارجی ایران استقبال می کنند و ان را به نفع موقعیت خود می دانند و به همین خاطر از هر گونه تنش زدایی با دیگر کشورها و مذاکره برای صلح مخالف هستند . این جریان مهمترین مخالفان برجام بودند و از پایان برجام و اسنپ بک استقبال کردند و خواستار قطع همکاری ایران با اژانس بین المللی انرزی اتمی و خروج از ان پی تی هستند .این جریان سیاسی که در مجلس ایران اکثریت را دارد به همین خاطر تمام توان و تلاش خود را برای کنار گذاشتن جواد ظریف از پست های تصمیم گیری بکارگرفت و حتی از انتصاب علی لاریجانی بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی خشمگین است .