پیامد شهادت علی لاریجانی بر جنگ و سیاست در ایران

خبر شهادت علی لاریجانی دبیر شواری عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی منتشر شد اما منابع رسمی و خبرگزاری های ایران تا ساعت پس از حادثه از انتشار ان خودداری کردند و نگران بودند  این خبر باعث تضعیف روحیه ای مردمی شود که با فراخوان های رسمی قرار بود سه شنبه شب در خیابانها حاضر شوند و از ادامه جنگ با امریکا و اسراییل حمایت کنند.
رسانه های رسمی ایران خبر شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایت الله سید علی خامنه ای را نیز ۱۸ ساعت بعد از حادثه اعلام کردند و قبل از ان  گزارشها در این خصوص  را تکذیب می کردند.
اما منابع موثق تایید کردند که علی لاریجانی بامداد سه شنبه  به همراه فرزندش مرتضی و معاونش بیات در شمال شرق تهران در حمله ارتش اسراییل و با بمب های سنگرشکن شهیدشده . در اخرین متنی که از او منتشر شد او  شهادت ملوانان ارتش ایران به دست زیر دریایی ارتش امریکا را تسلیت گفته . علی لاریجانی در ۱۷ روز اخیر که جنگ امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی اغاز شده یکی از فرماندهان اصلی مدیریت جنگ بود. او در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی مسوولیت هماهنگی نهادهای سیاسی و نظامی و امنیتی را بر عهده داشت در نظام تصمیم گیری ایران بعنوان فردی معتدل و مدبر و صاحب عقلانیت شناخته می شد که همواره مورد انتقاد تندروهای سیاسی بود.
علی لاریجانی ۶۹ ساله و دانش اموخته فلسفه و فرزند یکی از مراجع بزرگ شیعه  چند سال وزیر فرهنگ ایران در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ٬ ۱۰ سال با حکم ایت الله خامنه ای رییس صداوسیما و ۱۲ سال رییس مجلس شورای اسلامی و  در دو دوره متفاوت دبیر شورای عالی امنیت ملی بود و همواره از دیپلماسی و سیاست مذاکره با غرب برای حل اختلافات ایران و امریکا و اروپا استقبال می کرد. همین مواضع باعث شد جریان تندور و غرب ستیز در ایران با او مخالفت کنند  به حدی که در سال ۲۰۲۰ و زمانی که او برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شد شورای نگهبان با فشار و گزارش های برخی نهادها صلاحیت او را تایید نکردندو علی لاریجانی در اعتراض به این تصمیم تهران را ترک کرد و مدتی در روستای پدری خود در استان مازندران زندگی کرد.
تا اینکه بعد از انتخاب مسعود پرشکیان بعنوان رییس جمهور و بعد از  جنگ ۱۲ روزه ٬علی لاریجانی بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب و مشغول بکار شد و نیروهای میانه رو امیدوارشدند که در کشور تصمیمات افراطی و تنش زا در دوران بعد از  جنگ کاهش یابد . اما در این مدت علی لاریجانی ان نقشی که از او انتظار می رفت را نتوانست ایفا کند و مشخص بود برای این کارو عمل  بر اساس نظرات خودش٬  با محدودیت وفشارهای زیادی در ساختار سیاسی و امنیتی کشور مواجه است که مثال اشکار ان فرایند انتصاب معاونینش بود و کنار ماندن محمد جعفری همکار همیشگی لاریجانی از ترکیب شورای معاونین شعام.  برای مثال در واقع دی ماه   گذشته علی لاریجانی با انتقاد شدیدی مواجه شده که چرا جلو برخورد شدید با معترضین را نگرفته است . اما بهر حال حضور علی لاریجانی  نقطه امیدی برای طرفداران اعتدال و اصلاحات و مخالف جنگ بود.
با اغاز جنگ اخیر٬ علی لاریجانی همسو با دیگر مقامات نظامی و امنیتی موضعی کاملا تهاجمی علیه امریکاو اسراییل گرفت و نقش فعالی در پشت و جلوی صحنه علیه دشمن ایفا کرد و حتی چند بار دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا را در توییت ها و مصاحبه های خود مورد حمله و تمسخر قرار داد به حدی که ترامپ درواکنشی گفت او را نمی شناسد اما احتمال می دهد او نیز زنده نخواهد ماند. رابطه نزدیک و عاطفی  علی لاریجانی با ایت الله سید علی خامنه ای درتند شدن موضع او در روزهای بعد ازترور رهبر شهید بی تاثیر نبودانجا که گفت ما دست از ترامپ بر نمی داریم
بهرحال با شهادت علی لاریجانی احتمالا سیاست تهاجمی ایران در خصوص جنگ شدیدتر خواهد شد و دست سپاه پاسداران  که در حال حاضر نقش اصلی را ایفا می کند برای حملات شدید تر به اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای عربی افزایش خواهد یافت . حضور علی لاریجانی می توانست در بزنگاه و لحظات حساس وزن دیپلماسی را در دستگاه تصمیم سازی جمهوری اسلامی تقویت کند و از این نظر ترور او نشان می دهد امریکاو اسراییل خواستار تشدید درگیری ها و تنش در منطقه هستند و اگر غیر از این است دچار خطای محاسباتی شدند.
درباره جایگزین احتمالی علی لاریجانی هیچ گزینه ای مطرح نشده اما احتمال بازگشت سرداراحمدیان دبیر سابق شورای امنیت ملی و از فرماندهان سپاه احتمال بیشتری  وجود دارد.

سه دلیل اصلی تمرکز حملات موشکی ایران به امارات 

 

امیر دبیری مهر

 

بعد از گذشت ۷ روز از حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران که در اولین ساعات ان ایت الله خامنه ای شهید شد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی  حملات وسیعی را علیه اسراییل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که امریکا در انها پایگاه نظامی دارد اغازکرد  اما در میان اهداف ایران بیشترین وشدید ترین حملات علیه امارات متحده عربی بوده است .

بنابر اعلام وزارت خارجه امارات در این ۷ روز هزار حمله موشکی و پهبادی به این کشور انجام شده است که مهمترین این حملات به سامانه راداری تاد مستقر در پایگاه الرویس   ٬ شرکت امازون ٬ پایگاه سازمان سیاه در دوبی ٬ بندر جبل علی ٬ فرودگاه های دوبی و ابوظبی و برج خلیفه بوده است.

این حجم از حملات نه تنها باعث تعجب و نارضایتی سیاست مداران و مردم منطقه شده بلکه برخی از  مردم ایران نیز با دیدن تصاویر تخریب و اتش گرفتن برخی ساختمان های غیر نظامی و حمله به فرودگاههای امارات ٬ از این تهاجم وسیع و مخرب متعجب شدند و این پرسش مهم برای بسیاری شکل گرفته که علت یا علل این حجم از حمله چیست و از نظر مقامات جمهوری اسلامی بین امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس مانند عربستان و قطر و کویت و بحرین چه نفاوتی وجود دارد؟

در پاسخ به این پرسش مهم می توان ۳ دلیل زیر را بررسی و تشریح کرد:

 

  • مقامات ایرانی یکی از مهمترین دلایل حمله به پایگاههای امریکا در منطقه را انتقام از امریکا بخاطر مشارکت در ترور ایت الله خامنه ای اعلام کرده اند . با استناد به مواضع ایت الله خامنه ای می توان گفت او نظر بسیار منفی به سیاست های کشور امارات داشت و بارها در سخنرانی ها و تصمیم گیری های خود این نظر منفی خود را بدون ملاحظه بروز داده بود. برای مثال ایت الله خامنه ای ۵ سال پیش و در سال ۲۰۲۰ در یک سخنرانی عمومی اقدام دولت امارات متحده عربی در عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی در چارجوب پیمان ابراهیم  را خیانت به دنیای اسلام، جهان عرب و کشورهای منطقه و به مسئله مهم فلسطین خواند و گفت : لکه ننگ آن بر پیشانی کسانی  که پای صهیونیستها را در منطقه باز کردند، باقی خواهد ماند. او  با ابراز تأسف از همکاری دولت امارات متحده عربی با رژیم صهیونیستی و هیأت حاکمه آمریکا ابراز امیدواری کرده بود امارات این تصمیم خود را جبران کند.

 

از سوی دیگر ایت الله خامنه ای بارها بطور ضمنی پیشرفت و توسعه امارات متحده عربی را مورد تمسخر قرار داده و گفته بود ساختن برج و اسمان خراش نشان دهنده توسعه یافتگی نیست .این موضع رهبر پیشین  جمهوری اسلامی واکنشی بود به ایرانیانی که همواره با مقایسه امارات و ایران از سیاست های جمهوری اسلامی انتقاد می کردند و بسیاری از مردم ایران نسبت به پیشرفت امارات و نحوه مدیریت رهبران این کشور بويژه در دوبی و ابوظبی و شارجه نظر مثبتی دارند. برهمین اساس در چهار دهه اخیر  بسیاری از سرمایه داران ایرانی نه تنها سرمایه گذاری وسیعی در امارات کردند بلکه این کشور از مقاصد مهم وجذاب گردشگری ایرانیان نیز بوده و هست.

غیر این مساله در همین دو سال اخیر هم که چند بار امریکا پیشنهاد داد مذاکرات برای رسیدن به توافق هسته ای بجای مسقط  پایتحت عمان در امارات برگزار شود و حتی مشاور سیاست خارجی رییس امارات پیامی را از طرف امریکا برای ایران اورد ایت الله خامنه ای با واکنش منفی به پیشنهادهای مذکور٬ بی اعتمادی خود را به مقامات اماراتی نشان داد.

بر همین اساس به نظر می رسد نیروهای مسلح ایران  با اگاهی از رویکرد رهبر شهید جمهوری اسلامی  چنین حملات وسیعی را علیه امارات طراحی و اجرا کردند تا دقیقا بر اساس نظر ایت الله خامنه ای عمل کرده باشند.

  • دلیل بعدی حملات شدید ایران به امارات به اختلافات تاریخی بر سر جزایر سه گانه ایرانی ابو موسی و تنب کوچک و تنب بزرگ  باز می گردد. قبل از اغاز جنگ برخی از منابع خبری و رسانه های نزدیک به حکومت در ایران مدعی بودند در صورت اغاز جنگ٬  یکی از نقشه های مشترک امریکا و اسراییل تصرف این جزایز است که در حال حاضر تحت حاکمیت ایران است  و کشورهای عضو شورای همکاری خلیح فارس هم از ان استقبال کرده اند . جواد ظریف وزیر اسبق امور خارجه ایران نیز پیشتر در این خصوص هشدار داده بود .

بر همین اساس حمله شدید به امارات از نظر مقامات ایرانی می تواند نقش بازدارنده در اجرای این اقدام احتمالی امریکا و اسراییل ایفا کند و دولت امارات را بخاطر پیامدهای مخاطره امیز ان ازحمایت از این تصمیم احتمالی کاملا منصرف کند .

 

  • امارات در سالهای پس از انقلاب با ایجاد زیر ساخت های مناسب برای سرمایه گذاری و ایجاد فضای رقابتی برای کسب و کار و تجارت توانسته سرمایه های زیادی را جذب و زمینه توسعه کشور خود را فراهم کند که یکی از نمونه های ان ایجاد هاب و مرکز حمل و نقل هوایی در فرودگاه دوبی است به گونه ای که شرکت هواپیمایی امارات بعنوان یک نمونه موفق از شرکت های هوایی در منطقه و جهان معرفی شده و اکثر ایرانیان برای سفر به اروپا و امریکا و حتی شرق اسیا از خدمات این شرکت استفاده می کنند.

مقامات ایرانی همواره در مواضع رسمی و غیر رسمی از انتقال میلیاردها دلار از سرمایه های ایرانیان به امارات در دهه های اخیرناراضی بودند وهیچ وقت موفق نشدند و نتواستند بیش از ۳۰۰ هزار ایرانی را از خرید ملک و سرمایه گذاری در این کشور منصرف کنند و این مساله نوعی احساس بدینی و منفی در مقامات ایرانی به دولت امارات و رهبران ان ایجاد کرد.. با چنین ذهنیتی  حمله شدید به این کشور به بهانه استقرار پایگاههای امریکایی در امارات  برای تلافی و جبران این حس و نگرش منفی و ضعیف نشان دادن این کشور در حوزه امنیتی و نظامی ارزیابی می شود.

 

در انتها باید گفت حجم حملات ایران به امارات و اثرات منفی ان بر افکار عمومی در منطقه به حدی بوده که مقامات ایرانی بویژه مسعود پزشکیان رییس جمهور و محمد باقر قالیباف رییس مجلس و مقامات وزارت خارجه ایران درموضع گیرهای اخیر خود تاکید کرده اند این حملات صرفا متوجه پایگاههای امریکا بوده و ایران به تمامیت ارضی و امنیت کشورهای عرب بویژه امارات احترام می گذارد و روابط دو کشور بعد از جنگ به گذشته باز خواهد گشت  اما با توجه به حملات اخیر و خسارتهای وارده  بعید است این مواضع خوش بینانه بتواند روابط ایران و امارات را به راحتی و اسانی به گذشته برگرداند.

 

 

 

اهداف و پیامدهای حمله جمهوری اسلامی به پایگاههای امریکا کشورهای عربی

 

امیر دبیری مهر

 

بعد از حمله مشترک هوایی امریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی در صبح شنبه ۲۸ فوریه و شهادت ایت الله خامنه ای رهبر و فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی ایران٬ شورای عالی امنیت ملی در اطلاعیه ای اعلام کرد به همه سرزمین های اشغالی و همه پایگاههای امریکا در منطقه حمله خواهد کرد.

ساعاتی پس از این اطلاعیه ٬ سپاه پاسداران حملات موشکی و پهبادی خود به سوی اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای اردن ٬ کویت ٬ عراق ٬ قطر٬ امارات٬ عربستان ٬ امارات و عمان را اغاز کرد و بعد از ۷ روز  همچنان ادامه دارد. تا کنون صدها موشک و پهباد به این کشورها شلیک شده و خسارات زیادی به این کشورها وارد شده . هر چند جمهوری اسلامی مدعی است این حملات علیه کشورهای عربی نیست بلکه هدف پایگاه های امریکا و اسراییل است اما واقعیت محسوس برای این کشورها به گونه دیگری است و انها این حملات را متوجه تمامیت ارضی خود می دانند و ان را نوعی تجاوز به خود می دانند .

در این شرایط باید به این پرسش پاسخ داد که هدف جمهوری اسلامی از این حملات چیست؟ ایا پیامدهای این حملات را در اینده روابط با کشورهای عربی در نظر نمی گیرد؟ ایا نگران اتحاد اعراب علیه خود نیست؟ ایا به پرداخت غرامت بابت خسارتهای وارد شده به اماکن غیر نظامی در این کشورها نمی  اندیشد؟ ایا این حملات در شرایطی که توان پدافندی جمهوری اسلامی در برابر حملات هوایی اسراییل و امریکا موفق نیست پوششی برای ضعف دفاعی و نظامی نیست ؟

در پاسخ به این پرسشها باید گفت جمهوری اسلامی در مواجهه با جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل خود را در یک جنگ وجودی و سرنوشت ساز تعیین کننده  می داند و تحلیل مقامات تصمیم گیری جمهوری اسلامی این است که واشنگتن و تل اویو این جنگ را برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی اغاز کرده اند  بنابر این برای نجات از این مهلکه باید هزینه جنگ تحمیلی را در سطح منطقه ای انقدر بالا برد تا کشورهای عربی تحت فشار قرار گرفته و از امریکا بخواهند جنگ را متوقف کند و جلو فروپاشی نظام سیاسی گرفته شود.

جمهوری اسلامی همچنین می خواهد با منطقه ای کردن جنگ موجب افزایش قیمت نفت و اخلال در روند تامین انرژی شود به نظر مقامات در تهران در این صورت دیگر کشورها از جمله چین نیز بعنوان واسطه خواستار توقف جنگ خواهند شد .

اما به نظرمی اید حتی اگر این اهداف جمهوری اسلامی تحقق یابد و با فشار اعراب و دیگر کشورهای نیازمند انرژی٬ امریکا و اسراییل جنگ را متوقف کنند رابطه ایران وکشورهای عربی با  ساختار موجود جمهوری اسلامی دیگر به گذشته برنخواهد گشت . با این اتفاقات اعراب برای همیشه جمهوری اسلامی را یک تهدید و خطر تلقی می کنند که می تواند به هربهانه ای امنیت این کشورها را خدشه دار خواهد کرد.ضمن اینکه چه بسا بعد از توقف احتمالی جنگ کشورهای عربی درخواست غرامت نیز کنند و همین مساله باعث بروز اختلافات حقوقی فراوان می شود.بازدداشت دو صراف ایرانی در دوبی در همین راستا تحلیل می شود.

مساله مهم دیگر که می توان ان را پیامد ناخواسته حملات ایران به اعراب تلقی کرد سوق دادن کشورهای عربی به ارتباط بیشتر و بهتر و راهبردی تر با اسراییل در قالب پیمان ابراهیم است یعنی جمهوری اسلامی که نیم قرن با بهبود روابط اعراب با اسراییل مخالف بود عملا با حملات اخیر همه کشورهای عرب را به بهبود رابطه با اسراییل هدایت کرد.

پیامد دیگر ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشورهای عربی در بدترین سناریو ایجاد اتحاد و ایتلاف بین کشورهای عربی برای اقدام مشترک علیه جمهوری اسلامی است سناریویی که در موضع گیری برخی مقامات عربستانی وقطری قابل استنباط است . پادشاهی عربستان هشدار داد در صورت ادامه حملات ایران به انها پاسخ خواهد داد و قطر نیز گفته ایران در خصوص حملات اخیر هیچ اطلاعی به دوحه نداده  و دیپلماتهای ایرانی را اخراج کردند.

و در اخرین سناریو در صورتی که ایران حملات خود را ادامه دهد امریکا و کشورهای اروپایی می توانند پرونده ای را در شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی باز کنند و ایران را به تهدید امنیت جمعی متهم کنند و زمینه اقدام جمعی علیه جمهوری اسلامی در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل فراهم شود.

با وجود همه این مخاطرات به نظر می رسد جمهوری اسلامی قصد توقف حملات خود را ندارد و تنها زمانی می تواند متوقف شود که دیگر ذخایر موشکی ایران پایان یابد . برهمین اساس مسعود پزشکیان روز شنبه از کشورهای عربی بابت حملات اتش به اختیار نیروهای نظامی عذرخواهی کرد و همین موضع گیری موجی از حمله به پزشکیان را موجب شد.

احتمال دیگر توقف حملات ایران در صورتی است که  امریکا حتی بطور موقت از هدف فروپاشی نظام سیاسی در ایران عقب نشینی کند و به مقامات تهران تضمین دهد که درصورت تسلیم در برابر خواسته های امریکا در  قدرت باقی خواهند ماند. بهر حال به نظر می رسد در حال حاضر برای جمهوری اسلامی تنها چیزی که مهم است بقا و حفظ ساختار خود  است و اگر این خواسته تامین نشود تا جایی که بتواند زمین و زمان را با هم خواهد سوزاند.

 

 

ایا مذاکرات ژنو مانع از جنگ می شود؟

 

امیر دبیری مهر

دور سوم مذاکرات ایران و امریکا در حالی در ژنو برگزار شد که ناظران بین المللی انتظار دارند حصول توافق نسبی در این مذاکرات مانع از حمله امریکا و حقظ ثبات و امنیت منطقه شود.هر چند این نگرانی هم وجود دارد در صورت شکست مذاکرات شمارش معکوس جنگ در خاورمیانه با حمله امریکا به ایران اغاز شود.

مقامات ایرانی می گویند در روند ۲ دور مذاکرات اخیر و ۵دور مذاکرات قبل از جنگ ۱۲ روزه با امریکا که با وساطت دولت عمان برگزار شده

ایران توانسته به سه دستاورد راهبردی برسد :

۱. تمرکز مذاکرات بر مساله هسته ای و پرهیز از ادغام مباحث موشکی و منطقه ای به گونه ای که  درمیز مذاکره در دو جلسه گذشته حتی یک کلمه هم درباره مسائل موشکی و منطقه ای صحبت نشده  .مذاکره درباره مسائل موشکی حتی از سوی رادیکال ترین  منتقدان جمهوری اسلامی نیز ضرورتی  ندارد زیرا  به امنیت ملی ایران مربوط است .

۲. ایران در این  مذاکرات توانسته  از ایده  توقف کامل  غنی سازی عبور کند و و امریکا اصل حق غنی سازی ایران در داخل خاک ایران را پذیرفته است .

۳. امریکا از فشار برای انتقال فوری ذخیره اورانیوم غنی سازی شده به خارج از ایران دست برداشته وپذیرفته که  رقیق کردن و تبدیل آن به سوخت برای تاسیسات صلح امیز هسته ای در ایران و تحت نظارت آژانس جهانی انرژی اتمی  انجام شود.

 

علت اینکه مقامات امریکایی در مواضع اخیر خود بر اولویت رسیدن به توافق با ایران بجای جنگ تاکید کردند که مهمترین ان اظهارات ترامپ در سخنرانی سالانه در کنگره بود نشان می دهد همزمان با تهدید به جنگ  پیشرفتهایی در مذاکرات رخ داده . اظهارات استیو ویتکاف  به نقل از ترامپ  مبنی بر اینکه چرا ایران تا کنون تسلیم نشده است ؟ نشان می دهد خواسته های امریکا مبنی بر تسلیم ایران انطور که واشنگتن می خوسته تحقق پیدا نکرده  و اعزام حجم وسیعی أدوات و تجهیزات جنگی به منطقه حداقل در سطح دیپلماسی چندان موثر نبوده هر چند أراده تهران برای جلوگیری از جنگ را تقویت کرده است  . همین وضعیت باعث نارضایتی اسراییل ازروند مذاکرات است و می تواند  با فشار ولابی گری صهیونیستها در امریکا به توقف و شکست مذاکرات و حتی وقوع جنگ احتمالی تبدیل شود.

جمهوری اسلامی در این دور از مذاکرات پیش از گذشته

قاعده ی بده بستان درروند گفتگو ها را پذیرفته و  مانع از بهانه جویی امریکا برای اغاز جنگ شده به همین خاطر  امریکایی ها معتقدند این تغییر رویکرد ایران در پی اعزام بی سابقه نیرروهای نظامی به منطقه صورت گرفته است . اما سوال اینجاست ایران چه موضوعاتی را پذیرفته است ؟بر أساس  اطلاعات موثق از منابع دیپلماتیک ٬ جمهوری اسلامی تا این زمان  پذیرفته است که

1-   غنی سازی را صرفا  در حد نیازهای صلح امیز انجام دهد زیرا دنبال سلاح هسته ای نیست

2-   تاسیسات هسته‌ای ایران در دسترس و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باشد و درباره ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده در ایران شفاف سازی کند که این مورد اخر چندان مورد  علاقه امریکا نیست زیرا نشان می دهد عملیات چکش نیمه شب که ترامپ دایم از ان یاد می کند عملا شکست خورده و نتوانسته اورانیوم غنی شده ایران را نابود کند.

با توجه به اینکه دیپلماتهای ایرانی می گویند درباره موضوعات بالا توافق نسبی حاصل شده در مذاکرات ژنو ایران خواستار سازو کارهای لغو تحریم های اقتصادی امریکا علیه ایران است و در ازای ان  تهران حاضر است همکاری‌های اقتصادی دوجانبه بویژه در صنعت صنعت نفت را تعریف و عملیاتی کند . مساله ای که گفته می شود بسیار مورد علاقه دونالد ترامپ است .

مقامات ایرانی معتقدند همه موضوعات بالا در شرایطی امکان توافق نهایی دارد که

امریکا از تهدید ایران به حمله نظامی دست برداشته و به امنیت ملی ایران احترام بگذارد و ایران هم در مقابل حاضر است نگرانی های امریکا را در خصوص ارتباط ایران با نیروهای مقاومت اسلامی  در لبنان و عراق و یمن را رفع کند.

اما همه این پیشرفتها می تواند با نقش مخرب اسراییل از بین رفته و منجر به جنگ شود مساله ای که در داخل امریکا هم نگرانی جدی در خصوص نفوذ لابی صهیونیستی در سیاست های واشنگتن ایجاد کرده است .گفته می شود حضور

جراد کوشنر داماد ترامپ در این دور از مذاکرات  برای اطلاع مستقیم او از روند مذاکرات و ایجاد اطمینان  برای یهودیان نیویورکی است که فعالیتهای هسته ای ایران تهدیدی علیه یهودیان نیست .   همزمان اسراییل از طریق روسیه به ایران پیام داده از جنگ پیش دستانه پرهیز دارد و  ترجیح می‌دهد  آمریکا جنگ را اغاز کند .

با این وجود به نظر می رسد اسراییل به دنبال دو هدف است اول وقوع جنگ با هزینه امریکا و دوم استمرار وضع ناپایدار نه جنگ – نه صلح  تا  ایران بعنوان قدرت منطقه ای  نتواند  روی صلح و آرامش و توسعه را ببیند .

اما مساله مهمی که بطور غیر مستقیم برنتیجه  مذاکرات اثر می گذارد این است که دولت ایران همزمان با مذاکرات پیچیده و حساس با امریکا برای جلوگیری از جنگ٬  نگرانی های جدی در داخل هم دارد تا

ساختار دولت – ملت را که در پی تحولات اخیر به شدت  آسیب دیده را بر اساس رای و نظر مردم دوباره تاسیس و بازسازی کند.

این هدف مهم  یعنی بهبود زخم های دل مردم در پی حوادث خونین ماه گذشته  و بازگرداندن کرامت و عزت و حق حیات ملت با لغو تحریم ها و سرمایه گذاری خارجی و رونق تولید ملی ارتباط مستقیم دارد  .تا مقداری از فشار اقتصادی از مردم کاسته شود و با تقویت طبقه متوسط ٬

بازسازی مشروعیت ملی و بازگردان انسجام ملی از طریق احیای قدرت انتخاب حاکمیت از سوی ملت  می تواند در دستور کار قرار گیرد تا جلو فروپاشی احتمالی نظام سیاسی گرفته شود.

 

 

 

نقش رویکردهای ماورایی دررویارویی احتمالی  نظامی جمهوری اسلامی  با امریکا و اسراییل

امیر دبیری مهر

 

 

بعد از تهدید ایت الله خامنه ای مبنی بر غرق کردن ناوهای هواپیما بر امریکا در صورت حمله به ایران این سوال ایجاد شده  که این تهدید با تکیه بر کدام قدرت مادی و نظامی انجام می شود و ایا جمهوری اسلامی از سلاح و تجیهزات پیشرفته و اعلام نشده ای برخوردار است یا به دلیل دیگری اینگونه امریکا را به جنگ دعوت می کند و مقامات واشنگتن را به اغاز جنگ تحریک می کند؟

 

در توان بالای موشکی ایران تردیدی نیست و در جنگ ۱۲ روزه با اسراییل نیز ان را بکار گرفت اما طبق امار و اعداد توان نظامی ایران و امریکا قابل مقایسه نیست و این  عدم توازن در صورتی که اسراییل هم وارد جنگ شود به شدت به ضررجمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد و منطقا تهران نباید از جنگ نظامی با امریکا استقبال کند . بنابر این باید در جستجوی عامل دیگری بود که چنین اعتماد به نفسی را به مقامات جمهوری اسلامی برای مقابله با امریکا می دهد به گونه ای که حتی گفته می شود احتمال دارد ایران حمله پیش دستانه نیز علیه اهداف امریکایی انجام دهد و شاهد ان نیز اظهارات سرلشگر موسوی رییس ستاد کل نیروهای مسلح ایران است که رسما اعلام کرد راهبرد نظامی ایران از تدافعی به تهاجمی تغییر کرده است .

 

برای پاسخ به این ابهام وپرسش باید به یک باور و عقیده ریشه دار و قدیمی در شیعه رجوع کرد و ان هم زنده بودن محمد بن حسن عسگری امام دوازدهم شیعیان در جهان است. بر أساس این باور او که ملقب به امام زمان است  در سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرای عراق متولد شده( برابر با سال ۸۶۹ میلادی) بعد از گذشت حدود ۱۲۰۰ سال همچنان زنده است اما در غیبت است و بر تحولات جهان نظارت می کند و

هر وقت موجودیت مسلمانان توسط کفار تهدید شود او از پرده غیبت بیرون امده و اصطلاحا ظهور خواهد کرد و با شکست دشمنان مسلمانان عدالت را در جهان برقرار خواهد کرد.

در گذشته و در دوران صفویان یعنی ۵۰۰ سال پیش و دوره قاجار در ۲۰۰ سال پیش روحانیت شیعه این باور را ترویج کرده و به حکام وپادشاهان وقت امید و اعتماد  به نفس می دادند که در جنگ با دشمنان اعم عثمانی و روسیه به پشتیبانی امام عصر ایمان داشته باشند.

برای مثال رسول جعفریان محقق برجسته تاریخ چند سال قبل گفت در زمان شاه طهماسب صفوی نیز این باور وجود داشته که امام زمان در سال ۹۶۳ هجری قمری ظهور خواهد کرد و دولت صفوی مقدمه ظهور است !

 شاید این باو در ایتدا ساده و غیر واقعی به نظر اید اما در جمهوری اسلامی این باور به شکل وسیع و گسترده و سازماندهی ٬ تبلیغ و ترویج شده و بویژه در سالهای اخیر مورد استناد قرار گرفته است

کافی است اواژه هایی مانند #جنگ #خاورمیانه #ظهور #اخرالزمان #قرقیسیا #سفیانی #قدس #یهود #کوفه #مکه #شیعه #شام و#یمانی را در اینترنت جستجو کنید تا ببینید در ۲۰ سال اخیر چه حجم وسیعی محتوا درباره تقارن زمانی یک جنگ بزرگ در خاورمیانه و ظهور امام زمان تولید و منتشر شده است.

برای نمونه بخش مربوط به نظارت بر دانشگاهها در دفتر ایت الله خامنه ای کتابی را منتشر کرده به نام خاورمیانه در عصر ظهور که در ان  ادعا شده در سالی که جنگ بزرگی در خاورمیانه اغاز شود امام دوازدهم شیعیان ظهور خواهد کرد. به نوشته این کتاب این جنگ کشورهای ایران و عراق و سوریه وفلسطین و عربستان را در برخواهد گرفت .

بر همین اساس به نظر می رسد باوری جدی  و فراگیر در جمهوری اسلامی بویژه در نیروهای مسلح  وجود دارد که اتفاقات اخیر و حمله احتمالی آمریکا را علائم نزدیک شدن روز موعود می داند و بر همین اساس در شکست دشمن کافر یعنی ائتلاف آمریکا و اسرائیلدرصورت حمله به جمهوری اسلامی و وقوع جنگتردیدی ندارد.

 

بر اساس این دیدگاه

 نظام جمهوری اسلامی مشروعیت خود را  از امام عصر گرفته و یقینا بقا و ادامه  خود را مرهون و مدیون  عنایت و حمایت امام دوزادهم شیعیان  هست  و بطور طبیعی امام عصر  اجازه شکست و فروپاشی این نظام را نمی دهد و هر تهدیدی از ناحیه مخالفان  داخل یا خارج و از جانب حمله کفار حربی و فاسد دفع خواهد شد .

 

در ادبیات سیاسی رسمی در جمهوری اسلامی ایت الله خمینی نابب امام زمان بود و بعد از او این جایگاه به ایت الله خامنه ای واگذار شده و صاحب اصلی  جمهوری اسلامی نیز امام زمان معرفی می شود که مهمترین مسوولیت حکومت تحویل ایران به به ایشان در عصر ظهور است .

 

 از این رو و با تکیه بر این باور مقامات مذهبی جمهوری اسلامی بویژه ایت الله خامنه ای  نگران قدرت ناوگان نظامی آمریکا و اسرائیل نیستند و معتقدند  نیروهای ماورایی و غیر مادی تحت فرمان و امر امام عصر در چنگ احتمالی  به کمک  نیروهای مسلح ایران امده و دشمنان امریکایی و اسراییلی  را مضمحل و متلاشی خواهند کرد و تردید در این باور را  جایز نمی شمارند. حتی برخی از روحانیان با استناد به ماجرای  شکست سپاه ابرهه  پادشاه یمن که برای تخریب کعبه به عربستان حمله کرد توسط پرندگان ابابیل که در قران و در  سوره فیل امده از امکان تکرار این رخداد در زمانه حاضر سخن می گویند .

 

بی تردید در آینده نزدیک ٬ تحولات مهمی  رخ خواهد داد و  نه تنها بر سیاست و اقتصاد و امنیت کشورهای منطقه بلکه  تاثیر بی بدیلی بر نظام اعتقادی و باورهای شیعیان بويژه نسل جدید خواهد گذاشت که اهل عقل و مشاهده و استدلال است.

 

 

 

سفر لاریجانی به مسقط: اولتیماتوم امریکا یا یک گام به سوی توافق جدید هسته ای

نویسنده: امیر دبیری مهر

روزنامه النهار

تلاش های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از جنگ ٬ وارد مراحل حساس و فشرده ای شده و سفرعلی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به مسقط و دوحه در روزهای اخیر در همین چارجوب ارزیابی می شود.

سفر لاریجانی پس از دورجدید گفتگوهای عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران و استیو ویتکاف و جرالد کوشنر نمایندگان دولت امریکا در مسقط در پنج شنبه گذشته انجام می شود.

بنا بر اخبار غیر رسمی در سفر اخیر لاریجانی به مسکو به پیشنهاد ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه  قرار می شود بعد از وقفه هشت ماهه ی مذاکرات ایران و امریکا که با حمله اسراییل به ایران متوقف شد این مذاکرات مجددا از سرگرفته شود و حتی گفته می شود علی لاریجانی از طریق نرم افزار فیس تایم بطور تلفنی با ترامپ گفتگویی کوتاه داشته است . این خبر از سوی تهران و واشنگتن رد یا تایید نشده است .

اینکه ترامپ اخیرا به صحبت با یکی از مقامات عالی ایران اشاره کرد به نظر می رسد منظورش علی لاریجانی بوده نه عباس عراقچی . بویژه که جی دی ونس معاون ترامپ نیز در اظهاراتی جنجالی اعلام کرد وزیر خارجه ایران اختیارات زیادی برای مذاکره با امریکا ندارد.

بهر حال انچه سفر لاریجانی را به عمان و قطر مهم وحساس می کند خبر سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن است که به گفته نخست وزیر اسراییل مهمترین دلیل ان مسایل ایران است . این سفر انقدر مهم است که علی لاریجانی در حین سفر در توییتی اعلام کرد: آمریکایی‌ها باید عاقلانه بیندیشند و اجازه ندهند نتانیاهو چنین القا کند که می‌خواهد چارچوب مذاکرات هسته‌ای را به آمریکایی‌ها یاد بدهد. واشنگتن  باید نسبت به نقش مخرب صهیونیست‌ها هوشیار باشند.

 

این هشدار علی لاریجانی بعد از ان گفته شد که شبکه سی ان ان اعلام کرد نتانیاهو می خواهد به ترامپ بگوید تهدید ۲ هزار موشک بالستیک  ایران در حدی است که اگر احتمالا  ایران و امریکا به توافقی دست یابند اسراییل حق حمله مستقل به ایران را برای خود محفوظ می داند.

مقامات ایرانی از جمله علی لاریجای مکرار اعلام کرده اند در باره توان موشکی ایران حاضر به مذاکره نیستند  ودور مذاکرات با امریکا صرفا درباره مسایل هسته ای است .  همین مساله می تواند فرصتی را برای اسراییل فراهم کند تا أولا مانع از توافق احتمالی ایران و امریکا شود و ثانیا امریکا را برای حمله به ایران تهییج کند .

بسیاری از تحلیل گران معتقدند ایده جنگ امریکا علیه جمهوری اسلامی یک پروژه کاملا اسراییلی اما با اجرا وهزینه دولت امریکاست و شاید همین مساله باعث تاخیر و تامل امریکا در اجرای این حمله شده .

تاخیر در حمله به ایران موجب شده  ترامپ بخاطر عمل نکردن به وعده کمک به معترضین ایرانی نزد بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی  به خلف وعده متهم شود. با دور جدید مذاکرات ایران و امریکا و اظهارات امیدوار کننده ترامپ در باره احتمال حصول توافق نیز ٬ خشم و نارضایتی مخالفین جمهوری اسلامی از  ترامپ بشتر شده  و إحساس می کنند بازیچه دست امریکا شده اند.

 

بهر حال در خصوص سفر لاریجانی به عمان گفته می شود هیثم بن طارق پادشاه عمان که معمولا فقط  با رهبران کشورها دیدار می‌کند و غالبا از دیدار با مقامات پایین تر  پرهیز دارد، حدود سه ساعت با لاریجانی گفتگو کرده که این نشان می د هد محتوای دیدار از اهمیت زیادی برخوردار بوده.

از جمله اینکه برخلاف اخبار رسانه ها در این دیدار لاریجانی حامل پیشنهاد یا نامه ای نبوده برای امریکا نبوده  بلکه  پادشاه عمان نامه مکتوب امریکا را به دبیر شوای عالی امنیت ملی ایران ارایه کرده که به نظر می رسد در ان برای اخرین بار درخواست های مریکا از ایران مطرح شده تا لاریجانی پس از اخذ نظر ایت الله خامنه ای در بالاترین سطح موضع جمهوری اسلامی را مطرح کند.

 

این دیدارها و پیشنهادها همزمان با افزایش حضور گسترده نظامی امریکا در اطراف ایران و تشدید تحریم های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی انجام می شود.

 

ودر اخرین نمونه ان ٬ فرمان اجرایی اعمال تعرفه ۲۵ درصدی مجازات تجارت با ایران در جمعه گذشته و پس ازپایان مذاکرات مسقط اعلام شد.

گذشته از این در میان اخبار رسمی برخی منابع از طرحی خبر می دهد که در صورت صحت می تواند گزینه توافق تهران و واشنگتن را تقویت و گزینه جنگ را از دستور کار خارج کند.

این طرح که توسط ایران و با مشارکت روسیه تهیه شده  و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هم از ان حمایت می کنند طرحی است با عنوان ((پیمان عدم تعرض متقابل ))

که در واقع  یک چارچوب امنیتی جدید برای  خروج دو طرف از وضعیت نزدیک به  جنگ است.

هدف این طرح  آشتی ایران و  امریکا نیست و روابط ایران و آمریکا را به وضعیت پیش از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ باز‌نمی گرداند زیرا تجربه ۴۷ ساله نشان داده اختلافات ساختاری، ایدئولوژیک و امنیتی مانع از دوستی دو کشور  است. اما این پیشنهاد می‌گوید جنگ نیز راه حل نیست و ضرورتی ندارد. می‌توان از تخاصم فعال عبور کرد و به نوعی تعادل سرد رسید؛ مدلی که در شرایط انفجاری به‌عنوان تنها گزینه مهار فاجعه قابل اجراست .

بر أساس این طرح ایران متعهد می‌شود هیچ اقدام خصمانه مستقیمی علیه منافع آمریکا و متحدان کلیدی آن در منطقه، به‌ویژه اسرائیل، انجام ندهد. در مقابل، آمریکا متعهد می‌شود از اقدام نظامی علیه ایران خودداری کند و مانع از ورود متحدانش به چنین سناریویی شود. این چارچوب، امکان اعلام یک پیروزی دیپلماتیک برای واشنگتن را فراهم می‌کند، بدون آنکه وارد جنگی پرهزینه شود.

 

این طرح برای گروههای نیابتی یا همسو با ایران نیز برنامه دارد بر اساس این چارچوب، ایران متعهد می‌شود که از ارسال سلاح به نیروهای موسوم به محور مقاومت خودداری کند. همچنین در تعاملات منطقه‌ای، جانب مستقیم این نیروها را در برابر دولت‌های رسمی نگیرد.

در این مدل، هرگونه رابطه سیاسی، امنیتی یا دیپلماتیک ایران صرفاً از کانال دولت‌های رسمی کشورها انجام می‌شود و نه از مسیر گروه‌های مسلح یا بازیگران غیردولتی.

با توجه به نظر مخالفان جنگ در امریکا که معتقدند حمله به ایران ممکن است به بی‌ثباتی گسترده منطقه، شوک انرژی و یک درگیری طولانی منجر خواهد شد  این طرح می تواند گزینه مطلوبی برای  مهار ایران بدون هزینه‌های سنگین جنگ باشد و در ضمن   گزینه پرهزینه تغییر رژیم نیز از دستور کار خارج می شود

 

برای تهران نیز  این مسیر راهی برای جلوگیری ازجنگ و فروپاشی احتمالی  است ودر عرصه داخلی نیز با توجه به کاهش محسوس مشروعیت نظام در پی اعتراضات اخیر می‌تواند فرصتی به جمهوری اسلامی بدهد تا زمینه های اعتراضات جدید را از بین ببرد  .

نکته جالب اینجاست که گروههای سیاسی محافظه کار طرفدار جمهوری اسلامی بر  خلاف گذشته که همیشه مخالف مذاکره و توافق با امریکا بودند برای نخستین بار در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی خواهان و دوستدار توافق بین ایران و امریکا هستند تا از وقوع جنگ و فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی جلوگیری شود . هر چند این موضع محافظه کاران در مجموعه ای از تناقضات خود را نشان می دهد برای مثال مقامات رسمی دایم علیه امریکا رجز خوانی می کنند و در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال در تهران نیز مثل هر سال پرچم امریکا و اسراییل را اتش زدند و بطور نمادین تابوت های وسربازان امریکایی  را به خیابان اوردند. علت این رفتارها این است که جمهوری اسلامی هیج وقت احتمال جنگ امریکا را منتفی نمی داند و طوری رفتار می کند که هم برای توافق و هم برای جنگ امادگی داشته باشد.

 

اما با فرض توافق تهران و واشنگتن عوامل موثر دیگری نیز وجود دارد که موفقیت طرح مذکور به انها وابسته است از جمله اینکه گروههای معترض و ناراضی از جمهوری اسلامی در داخل و خارج با توجه به کشته شدن هزاران نفر در ماه گذشته حاضر هستند دست از اعتراض بکشند و  تماشاگر بازیگران قدرت در سطح بین المللی باشند و اینکه در صورت شکل گیری اعتراضات  جدید ٬ایا  نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی توان سرکوب مجدد را دارند و از همه مهمتر اینکه ایا اسراییل  می پذیرد در زمین  جدیدامریکا بازی کند ؟

 

تغییرات بی سابقه و جابجایی دیدگاه های مردم ایران درباره مذاکره با امریکا

منبع : روزنامه النهار

نویسند: امیر دبیری مهر

در سالهای گذشته که مذاکره با کشورهای غربی بویژه امریکا برای رفع تحریم های اقتصادی و توافق بر سر مسایل هسته ای در دستور کار جمهوری اسلامی بوده همیشه فعالان سیاسی محافظه کار و گروههای اجتماعی طرفدار نظام با مذاکره مخالفت کرده و ان را خلاف مبانی ایديولوژیک انقلاب اسلامی می دانستند و برعکس مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی باور داشتند که ایران باید از طریق مذاکره و توافق با غرب در روابط خارجی خود تنش زدایی کند و از این طریق فشارهای اقتصادی و حقوقی نیز بر مردم ایران کاهش یابد و نظام جمهوری اسلامی نیز به هنجارهای  بین المللی نزدیک شود.

رسانه های وابسته به حکومت نیز همواره طرفداران مذاکره با غرب بویژه امریکا را غرب زده و وابسته معرفی می کردند و حتی درمواردی برخی از پژوهشگران و روزنامه نگاران طرفدار مذاکره با امریکا دستگیر و محاکمه شدند برای نمونه درسال ۲۰۰۲ عباس عبدی و بهروز گرانپایه و حسین قاضیان بخاطر انجام یک نظر سنجی که درنتایج  ان اکثریت مردم ایران خواهان مذاکره با امریکا بودند در دادگاه محاکمه و به زندان محکوم شدند.

اما بعد ازاعتراضات خونین ماه گذشته در ایران که در ان دست کم سه هزار نفر کشته شدند مخالفین جمهوری اسلامی بویژه در خارج از کشور از دونالد ترامپ خواستند برای دفاع از مردم ایران به وعده خود عمل و مقامات جمهوری اسلامی را مورد حمله نظامی قرار دهد. ترامپ قبل از سرکوب معترضین از مردم ایران خواسته بود روی حمایت او در برابر دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی حساب کنند.

این تغییر نگاه بخشی از جامعه ایرانی  دقیقا هشت ماه بعد از حمله مشترک امریکا و اسراییل به ایران رخ می دهد که در ان مردم ایران یکپارچه در برابر اسراییل و امریکا ایستادگی کردند و با حمله نظامی مخالفت کردند.

اما روند تحولات  و فشار شدید اقتصادی  و شکل گیری اعتراضات ماه گذشته و از همه مهمترین سرکوب شدید ان و کشته شدن معترضین ٬ خشم و نفرت شدیدی را در بخشی از جامعه ایران نسبت به جمهوری اسلامی ایجاد کرده تا حدی که  راضی هستند امریکا به جمهور اسلامی حمله نظامی کند حتی اگر به فروپاشی نظام سیاسی منجر شود. این گروه از مردم از تاخیر در حمله امریکا نیز بسیار گله مند بوده و ترامپ را به عهد شکنی متهم می کنند . فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مملو از مطالبی در این خصوص است . با وجودی که طرفدران نظام این گروه از مردم را به وطن فروشی و خیانت متهم می کنند اما این طرز فکر و احساس همچنان در جامعه وجود دارد .

در جنین فضایی٬ افزایش اقدامات و تحرکات دیپلماتیک جمهوری اسلامی در منطقه بویژه برگزاری دور جدید مذاکرات ایران و امریکا در مسقط پایتخت عمان و سفر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی به عمان و قطر نیز با واکنش متفاوت مردم و گروههای سیاسی و کارشناسان مواجه شده  که کاملا برعکس گذشته است.

این بار برخلاف گذشته مخالفان و منتقدین جمهوری اسلامی از اینکه تهران وارد مذاکره با امریکا شده ناراحت و نگران این هستند که با توافق احتمالی پایه های نظام سیاسی تحکیم و حکومت استمرار یابد و روند سرکوب داخلی با قدرت بیشتری ادامه یابد.

این گروه دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح طلب در روزهای اخیر را شاهدی برمدعای خود می دانند که همزمان با پیشرفت مذاکرات با امریکا انجام شده است .

در سوی دیگر طرفداران جمهوری اسلامی و رسانه ها و احزاب محافظه کار برخلاف گذشته که همیشه مخالف مذاکره با امریکا بودند این بار با هیجان و علاقه اخبار مربوط به پیشرفت مذاکرات را پوشش داده و تحلیل می کنند و همه تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ احتمالی بکار گرفته اند و می گویند مذاکره غیر مستقیم به امریکا نشان می دهد ایران جنگ طلب نیست .

این رویکرد دقیقا بازتابی از سیاست رسمی جمهوری اسلامی است که در این روزها تلاش می کند با دیپلماسی و بده بستان مانع از ورود به یک جنگ منطقه ای شود در همین راستا علی لاریجانی اعلام کرده می توان درباره انتقال ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده در تاسیسات فردو به خارج از ایرانه مذاکره و توافق کرد. هر چند مقامات جمهوری اسلامی بارها گفتند به هرقیمتی حاضر به توافق با امریکا نیستند و مسایلی مانند قدرت موشکی ایران قابل مذاکره نیست .

البته از انجا که جمهوری اسلامی و حامیان ان مطمين نیستند که مذاکرات جاری به توافق برسد و به وعده ها و مواضع دونالد ترامپ اعتماد ندارند و نقش اسراییل را در تخریب این روند موثر می دانند همزمان با تلاش برای رسیدن به توافق و پرهیز از جنگ ٬قدرت نظامی و منطقه ای ایران را با چاشنی تهدید نمایش می دهند . برای مثال در راهپیمایی ۲۲ بهمن در تهران بار دیگر شعار مرگ بر امریکا  و مرگ بر اسراییل شعار اصلی تظاهر کنندگان بود و تابوت نمادین مقامات نظامی امریکا در خیابان به نمایش گذاشته شد و حتی پرچم های امریکا و اسراییل اتش زده و روی زمین لگدمال شد . اما امسال از اتش زدن عروسک های شبیه به ترامپ پرهیز شد .

رسانه های رسمی ایران می گویند در راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیش از ۲۶ میلیون نفر دربیش از ۱۴۰۰ شهر در پاسخ به درخواست ایت الله خامنه ای شرکت کردند و احتمالا با تکیه بر این روایت ها موضع جمهوری اسلامی در مذاکرات پیش رو سرسخت تر خواهد شد .

 

 

سه رویکرد متعارض درباره حمله احتمالی امریکا به ایران

منبع : روزنامه النهار 

نویسنده : امیر دبیری مهر

همزمان با تحرکات نظامی و سیاسی و امنیتی در منطقه که نشان می دهد احتمال حمله نظامی امریکا به جمهوری اسلامی افزایش یافته مقامات نظامی و سیاسی ایران بی وقفه علیه اقدام احتمالی امریکا واکنش نشان داده و می گویند ایران از جنگ استقبال نمی کند اما در صورت وقوع هر حمله ای پاسخی پشیمان کننده خواهد داد.

اینکه پاسخ پیشمان کننده ایران چه خواهد بود معلوم نیست اما با وجود ادامه  قطعی اینترنت بین الملل در ایران در پی اعتراضات اخیر درایران٬  افراد نزدیک به نهادهای نظامی وامنیتی در ایران در شبکه های اجتماعی داخلی می نویسند نیروهای مسلح ایران در صورت حمله امریکا دو هدف اصلی خواهند داشت:

اول پایگاههای نظامی امریکا در کل منطقه خاورمیانه و دوم تاسیسات زیر بنایی اسراییل در سرزمین های اشغالی . اگر این خبر درست باشد احتمالا منطقه شاهد یک جنگ تمام عیار و ویران گر خواهد بود . همانگونه که یحیی رحیم صفوی فرمانده اسبق سپاه پاسداران گفته و از جنگ احتمالی به عنوان یک رویارویی تعیین کننده تاریخی نام برده است .

دورجدید تهدید های امریکا مبنی بر حمله به ایران بعد از آن شروع شد که دونالد ترامپ اعلام کرد در صورتی که جمهوری اسلامی معترضین را بکشد امریکا نیز به مقامات و نهادهای نظامی و امنیتی و انتظامی ایران حمله خواهد کرد اما هنوزبا وجود گذشته دو هفته از کشته شدن دست کم سه هزار ایرانی در اعتراضات اخیر  اقدامی از سوی امریکا صورت نگرفته است .

سقوط ۱۰۰ هزار واحدی ارزش سهام بورس تهران و افزایش قیمت طلا و دلار در چند روز اخیر نشان می دهد بازارهای مالی وقوع جنگ را نزدیک می دانند. مردم نیز در گفتگو های روزمره بیشتر درباره احتمال جنگ و پیامدهای ان صحبت می کنند .

 

با این وجود برخی تحلیل  گران نیز با استتناد با به برخی اخبار مانند شروط جدید امریکا برای ایران می گویند تحرکات نظامی امریکا به منظور امتیاز گرفتن از تهران در مذاکرات احتمالی است و جنگی در پیش نیست . گفته می شود استیو ویتکاف طرف امریکایی مذاکره با ایران اخیرا به عباس عراقچی گفته در صورتی که ایران کل فعالیتهای هسته ای اش را متوقف کند و حمایت از نییروهای نیابتی را قطع کرده و اسراییل را به رسمیت بشناسد امکان جلوگیری از جنگ وجود دارد. پیشنهادهایی که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ان را نخواهد پذیرفت حتی اگر به جنگ منجر شود.

بنابراین  می توان از سه گروه در ایران نام برد که مواضع متفاوتی در قبال حمله احتمالی امریکا به ایران دارند.

  • اکثریت مردم به شدت نگران و مخالف جنگ با امریکا هستند. اینها هر چند ناراضی و نسبت به سیاست های جمهوری اسلامی معترض هستند اما راه ان را جنگ و دخالت نظامی دولتهای خارجی نمی دانند . مردم ایران به دو دلیل نگران جنگ هستند اول اسیب به زیر ساختهای اساسی ایران که پیامدهای مخرب افتصادی خواهد داشت و تا سالها جبران ناپذیر خواهد بود. دوم ایجاد بی ثباتی و نا امنی در کشور که در این صورت وقوع جنگ نه تنها بهبودی در اوضاع ایجاد نمی کند بلکه وضع زندگی مردم را تشدید خواهد کرد مردم حمایت جامعه جهانی از تغییرات ساختاری در ایران و حمایت از حقوق اساسی مردم را اثرگذار تر می دانند.

 

  • . گروه دوم مخالفین جمهوری اسلامی در داخل و خارج ایران هستند که نیز برای نخستین بار از حمله احتمالی یک کشور خارجی  استقبال می کنند  و  می گویند با وجود دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و تجربه تلخ کشته شدن حداقل ۳هزار نفر در اعتراضات اخیر ٬نمی توان جمهوری اسلامی را بدون کمک خارجی ساقط کرد و دخالت امریکا برای این امر ضروری است . این گروه معقتدند جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقیعت تاریخی خود قرار دارد و بسیار اسیب پذیر است بویژه که در اعتراضات اخیر نیز مشخص شده پایگاه اجتماعی وسیعی نیز ندارد و مخالفان خشمگین حکومت در صورت حمله مشترک امریکا واسراییل به ایران می توانند نقش مکمل را در فروپاشی نظام ایفا کنند. این گروه از رضا پهلوی بعنوان رهبر اینده ایران در دوره گذار پس از فروپاشی جمهوری اسلامی نام می برند. تلویزیون ماهواره ای  ایران اینترنشنال هم رسانه رسمی این جریان است .
  • دسته طرفداران جمهوری اسلامی هستند که این روزها در رسانه ها و محافل خود رجز خوانی بی سابقه ای را علیه امریکا و اسراییل و از همه بیشتر علیه مخالفین داخلی جمهوری اسلامی به راه انداخته اند. برای نمونه روزنامه همشهری وابسته به شهرداری تهران هر روز تیترهای هشدار دهنده می زند مبنی براینکه حکومت اسلامی باید همزمان در داخل و خارج از مخالفین خود انتقام بگیرد . این رسانه ها می گویند اشوب های اخیر اعتراض مردمی نبوده بلکه توطیه ای امریکایی و اسراییلی با حضور میدانی تروریست های مسلح هدایت شده بوده است و از و امار بالای تلفات نیز نتیجه حضور این تروریست هاست .روزنامه همشهری در شماره یکشنبه خود با درج عکس فرماندهان نظامی ایران نوشته پاسخ نظامی ایران به امریکا و اسراییل غیر قابل تصور است .

 

انچه به نظر می رسد اینکه روزهای اینده ایران شاهد اتفاقات مهمی خواهد بود و وضعیت کنونی ایران ناپایدار است .

 

حدس و گمان درباره جنگ مجدد ایران و اسراییل: از تحلیل های کارشناسی تا پیش گویی و اخترشناسی

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

 

با وجود گذشت ۵ ماه از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل

تحلیل گران و ناظران تحولات خاورمیانه ٬ همچنان به دنبال شواهدی می گردند که نشان دهد ایا جنگ جدیدی  بین دو کشور پیش رو هست یا نه ؟

این موضوع انقدر درایران مهم و مورد توجه است که شاید مهمترین پرسش از کارشناسان سیاسی و روابط بین الملل در این روزها این است ایا مجددا جنگ خواهد شد ؟  و علاقمندان برای پیدا کردن پاسخ این سوال به همه منابع معتبر و نامعتبر مراجعه می شود مانند رصد اخبار و تحلیل های متخصصین تحولات  سیاستی و امنیتی و سیاسی  تا پیش گویی فال گیران  و ستاره شناسان !

برای مثال هفته گذشته وقتی رسانه های ایران اعلام کردند ایت الله خامنه ای پنج شنبه شب پیامی ویدیویی منتشر خواهد کرد دوباره این شایعه قوت گرفت که شاید خبری در راه است و زمانی که رهبری در سخنان خود٬  ایران را پیروز قطعی جنگ ۱۲ روزه در برابر اسراییل و امریکا خواند و از مردم خواست در برابر دشمن ٬ متحد و یکپارچه باشند افکار عمومی احتمال اغاز جنگ جدید را بالا ارزیابی کرد و افزایش قیمت طلا و دلار در تهران  ان را تایید کرد.

به گفته تحلیل گران مجموعه‌ای از روندها و اتفاقات در روزهای اخیر نشان می دهد «ساعت صفر» برای آغاز مرحله دوم جنگ ایران و اسراییل نزدیک است به گونه ای که حتی برخی اکانت های غیر رسمی در فضای مجازی از ۲۹ اذر برابر با ۲۰ دسامبر بعنوان تاریخ احتمالی تقابل جدید خبرداده اند!

 

  • تحرکات و نوسان‌های قابل‌توجه در بازارهای جهانی مانند افزایش قیمت طلا
  • تسریع واشنگتن در تحویل موشک‌های نقطه‌زن با قدرت نفوذ بالا به اسرائیل
  • افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر دولت جوزف عون در لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله: در همین راستا دولت اسرائیل صراحتاً بیروت را متهم می‌کند که در اجرای تعهداتش برای خلع سلاح حزب‌الله و استقرار ارتش لبنان در جنوب کشور ناکام مانده و هشدار می‌دهد در صورتی که مفاد قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت عملی نشود، دامنه حملات خود را تا شمال رود لیطانی گسترش خواهد داد. ساخت یک دیوار امنیتی جدید توسط ارتش اسرائیل در مجاورت مرزهای جنوب لبنان، نشانه‌ای روشن از عزم نتانیاهو برای توسعه میدان نبرد با حزب‌الله و جلوگیری از بازسازی زرادخانه موشکی و تسلیحاتی این گروه تلقی می‌شود. هم‌زمان، هیئتی از وزارت خزانه‌داری آمریکا اخیراً به بیروت سفر کرده و به دولت لبنان تنها ۶۰ روز مهلت داده است تا گام‌های مؤثری برای قطع منابع مالی حزب‌الله بردارد؛ ضرب‌الاجلی که سطحی بی‌سابقه از فشار واشنگتن بر ساختار اقتصادی و سیاسی لبنان را بازتاب می‌دهد.

 

 

  • تماس تلفنی تهدیدآمیز پیت هگست با وزیر دفاع عراق درباره گروه‌های شبه نظامی وابسته به ایران: هگزت به ثابت العباسی، وزیر دفاع عراق، هشدار داده که واشنگتن قصد دارد عملیاتی نظامی علیه یکی از کشورهای منطقه انجام دهد و تأکید کرده است که هرگونه واکنش یا پاسخ از سوی گروه‌های مسلح وابسته به ایران، با قدرت و شدت پاسخ داده خواهد شد.
  • تشدید تدابیر امنیتی و نظامی سپاه پاسداران در تنگه هرمز
  • رایزنی‌های فشرده اروپایی–آتلانتیک برای آمااده‌سازی طرحی فوری به‌منظور بازگرداندن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران؛
  • افزایش حساسیت و برخوردهای سخت‌گیرانه با فعالیت‌های هسته‌ای جدید ایران و صدور قطعنامه جدید اژانس بین المللی انرژی اتمی
  • بازگشایی و برجسته‌سازی دوباره پرونده رسوایی جنسی جفری اپستین در فضای رسانه‌ای و سیاسی امریکا از سوی لابی صهینویستی به منظور فشار بر ترامپ: در ایران، شماری از تحلیلگران بر این باورند که داغ نگه‌داشتن پرونده اپستین می‌تواند به‌عنوان اهرم فشاری از سوی نتانیاهو برای سوق دادن ترامپ به‌سوی جنگ عمل کند.
  • آغاز کارزار تازه اسرائیل؛ از عملیات روانی علیه ایران تا ترور فرماندهان مقاومت تا خرید سه هزار نوع مهمات به ارزش ده‌میلیارددلاری با هماهنگی «سنتکام» :

با وجودی که  ترامپ و نتانیاهو مدعی اند تاسیسات هسته‌ای ایران و بخشی از توان موشکی آن نابود شده  رسانه‌های همسو با لابی اسرائیل با برجسته‌سازی مجموعه‌ای از روایت‌های هدفمند، در پی القای این تصور است که تهدید ایران همچنان حل‌نشده و رو به گسترش است. در این چارچوب، محورهای اصلی تبلیغات عبارت‌اند از:

  • طرح مکرر موضوع «ابهام در پرونده هسته‌ای ایران»؛
  • برجسته کردن «سرنوشت نامعلوم ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده»؛
  • پرداختن به «نقش چین در تقویت توان موشکی ایران»
  • تمرکز بر «بازسازی سریع توان حزب‌الله» پس از ضربات جنگ‌های اخیر. این گزاره‌ها در قالب هشدارهای امنیتی و تهدیدآمیز مطرح می‌شوند تا افکار عمومی در آمریکا و غرب برای پذیرش ایده «حمله دوم به ایران» آماده شود.

اما تحلیل گران در ایران درباره  حمله  دوباره اسرائیل به ایران اتفاق نظر ندارند. در تازه‌ترین اظهارنظرها، حسن کاظمی قمی، سفیر پیشین ایران در افغانستان اعلام کرده که «احتمال حمله مجدد به ایران قوی است، زیرا شواهد نشان می‌دهد که طرف مقابل در حال ترمیم و آماده‌سازی برای عملیات جدید است.

فؤاد ایزدی کارشناس سیاسی نزدیک به حکومت احتمال حمله دوباره را جدی گرفته و گفته آمریکا  باید بداند در حمله بعدی، ۲ هزار نظامی‌اش کشته خواهند شد.

در نقطه مقابل، برخی چهره‌های سیاسی، چشم‌انداز حمله نظامی را بسیار دور می‌دانند. مثلا علی مطهری، نایب‌رئیس سابق مجلس اعلام کرده که «احتمال حمله دوباره اسرائیل به ایران کم است، چون چنین حمله‌ای سودی برای اسرائیل ندارد.

صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی نیز نوشته: «کسانی که امیدوار بودند با حمله اسرائیل، نظام سقوط کند، حالا که این اتفاق نیفتاده، القا می‌کنند اسرائیل برای عملیات بعدی آماده می‌شود. اما در واشنگتن و تل‌آویو خبری از حمله مجدد نیست و برعکس، احتمال سرگیری مذاکرات بیشتر شده است.

حسین علایی فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه نیز احتمال جنگ تا سه ماه اینده را منتفی می داند.

به نظر می‌رسد که اظهاراتی از این جنس، بیش از آنکه صرفاتحلیل سیاسی و نظامی  باشند، حاوی پیام‌های بازدارنده برای بازیگران بین‌المللی باشد. با این حال، همین تحلیل‌ها وگزارش های رسانه ها و اخبار ضد و نقیض باعث شده فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران وقوع جنگ مجدد را بعید نداند.

چرا ایت الله خامنه ای از دولت ایران خواست کالاهای اساسی را برای شرایط بحرانی تامین کند؟

 

امیر دبیری مهر

عضو هیات علمی موسسه پژوهشی اندیشه و قلم

هر سال رییس جمهور و اعضای هیات دولت در هفته اخر ماه اکتبر با ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی دیدار می کنند و برای نخستین در ۳۶ سال گذشته این دیدار در  هفته دوم ماه سپتامبربرگزار شد  که دلیل ان ملاحظات امنیتی مربوط به حفاظت از رهبری در دوره پس از جنگ ۱۲ روزه اسراییل است. اما مهمتر از زمان دیدار برخی موضوعاتی بود که در سخنان رهبر ایران وجود داشت که از ان می توان خط مشی  جمهوری اسلامی را در ماههای اینده پیش بینی کرد.

یکی از مهمترین محورها سخنان  رهبری تاکید رذخیره سازی کالاهای اساسی مورد نیاز مردم با توجه به شرایط مخاطره امیز اینده است . ایت الله خامنه ای بطور مشخص از احتمال جنگ مجدد یا تشدید تحریم ها در پی  اجرای مکانیسم ماشه سخن نگفت اما کاملا مشخص بود که منظور اواز شرایط مخاطره امیز همین دو تهدید است که بالای سر ایران است . به عبارت دیگر از نظر بالاترین مقام تصمیم گیر در جمهوری اسلامی

احتمال جنگ مجدد و تشدید تحریم های سازمان ملل علیه ایران  در هفته ای اتی وجود دارد  و دولت در ایران باید خود را برای این شرایط اماده کند. بویژه که او از دولت خواست کارها و برنامه های خود را بدون توجه و اتکا به منابع و تحولات خارجی پیش ببرد .  اشاره ایت الله خامنه ای به کسانی  است که در ایران معتقدند ایران بدون بهبود رابطه با امریکا و لغو کامل تحریم ها و جذب سرمایه گذار خارجی نمی تواند برنامه های توسعه را اجرا کند و به رشد اقتصادی دست پیدا کند. این افراد معتقدند با روند کنونی مشکلاتی مانند کمبود برق در تابستان و کمبود گاز در زمستان در سالهای اینده نیز ادامه خواهد یافت و این کمبودها هم موجب نارضایتی عمومی شده و هم به چرخه تولید و صنعت در ایران لطمه جدی وارد می کند.

یکی دیگر از سخنان رهبر ایران که مورد توجه رسانه ها و تحلیل گران قرار گرفت این بود که او

وضعیت «نه جنگ ٬ نه صلح» را  القای  دشمن و و وضعیت تحمیلی و برای ایران  نامناسب و زیانبار دانست  و از دولت خواست کارهایش را موکول به این وضعیت نکند و با تلاش مضاعف به نیازهای اساسی مردم بویژه تامین با ثبات کالاهای اساسی و تامین انٰرژی مورد نیاز واحدهای تولیدی اقدام کند. برخی از منتقدان جمهوری اسلامی این سخنان ایت الله خامنه ای را نقطه مقابل مواضع گذشته او می دانند که می گفت با امریکا مذاکره نخواهد کرد و جلو اغاز جنگ را هم خواهد گرفت اما بر خلاف پیش بینی او جنگ ۱۲ روزه اسراییل علیه ایران زمانی اغاز شد که ایران با امریکا در حال مذاکره بود.

رهبرایران همچنین در این سخنرانی اسراییل را منفورترین رژیم جهان خواند که با پشتیبانی امریکا جنایت می کند اما او از حمله مستقیم به دولت امریکا و ترامپ پرهیز کرد و حتی در جمله ای که کمتر ازاو شنیده شده از امریکا بعنوان قدرتی بزرگ نام برد که در آن هیچ شکی نیست  . این لحن و ادبیات  نشان می دهد ایت الله خامنه ای  نمی خواهد در شرایط کنونی باب مذاکره با واشنگتن بسته بماند. گفتنی است مذاکره و توافق با امریکا یکی از شروط کشورهای اروپایی برای پرهیز از اجرای مکانیسم ماشه است .

 

بخش دیگری از سخنان رهبری هشدار تلویحی  به رییس جمهور و وزیران و مقامات  ایرانی بود که در تریبون‌های عمومی راوی ضعفهای ایران نباشند و از نقاط  قوت  وقدرت ایران  بگویند. اشاره رهبری به سخنان یک ماه اخیر مسعود پزشکیان است که چند بار ازکسری بودجه و ناترازی انٰرژی و کمبود اب و برق سخن گفته و تغییر در برخی سیاست های کشور را ضروری خوانده بود. همان زمان هم مخالفین سیاسی دولت پزشکیان سخنان اورا خلاف مصالح ملی و موجب امیدواری دشمنان جمهوری اسلامی خوانده بودند. رهبر ایران نه تنها مقامات رسمی بلکه روزنامه نگاران و نویسندگان ایرانی  را نیز از بیان حرفهایی که به ضرر کشور است نهی کرد و از انها خواست که راوی ضعفهای جمهوری اسلامی  نباشند و بیشتر روی عناصر قدرت ملی ایران تمرکز کنند.

 

ایت الله خامنه ای  در اخرین محور مهم سخنان خود  تحقق اهداف، معارف و شرایع اسلامی را فلسفه تشکیل نظام جمهوری اسلامی خواندو گفت :نظر امام خمینی همین بود و اگر کسی چیز دیگری بگوید، خلاف گفته است.این تاکید او بطور  سربسته پاسخی به روشنفکران و  منتقدینی است  که سالهاست می گویند  جمهوری اسلامی باید یک نظام سیاسی متعارف باشد و نباید به خاطر اهداف ایدئولوژیک دست به ماجرا جویی بزند و با دیگر کشورها دچار اختلاف و تنش شود. بعد از جنگ ۱۲ روزه اخیر این مواضع در رسانه ها و شبکه های اجتماعی بسیار تکرار شده است .

در  مجموع از سخنان ایت الله خامنه ای می توان اینطور استنباط کرد که او با هدف توافق با غرب قصد عقب نشینی در برابر خواسته های امریکا و اسراییل را ندارد و تغییرات اساسی در سیاستهای داخلی و خارجی ایران نیز در دستور کار نظام سیاسی نیست و دغدعه اصلی او  این است که کشور بتواند از وضعیت نیمه بحرانی کنونی به گونه ای عبور کند که فقط اسباب نارضایتی مردم  و اعتراضات داخلی به بهانه های اقتصادی و معیشتی  فراهم نشود.