سه رویکرد متعارض درباره حمله احتمالی امریکا به ایران

منبع : روزنامه النهار 

نویسنده : امیر دبیری مهر

همزمان با تحرکات نظامی و سیاسی و امنیتی در منطقه که نشان می دهد احتمال حمله نظامی امریکا به جمهوری اسلامی افزایش یافته مقامات نظامی و سیاسی ایران بی وقفه علیه اقدام احتمالی امریکا واکنش نشان داده و می گویند ایران از جنگ استقبال نمی کند اما در صورت وقوع هر حمله ای پاسخی پشیمان کننده خواهد داد.

اینکه پاسخ پیشمان کننده ایران چه خواهد بود معلوم نیست اما با وجود ادامه  قطعی اینترنت بین الملل در ایران در پی اعتراضات اخیر درایران٬  افراد نزدیک به نهادهای نظامی وامنیتی در ایران در شبکه های اجتماعی داخلی می نویسند نیروهای مسلح ایران در صورت حمله امریکا دو هدف اصلی خواهند داشت:

اول پایگاههای نظامی امریکا در کل منطقه خاورمیانه و دوم تاسیسات زیر بنایی اسراییل در سرزمین های اشغالی . اگر این خبر درست باشد احتمالا منطقه شاهد یک جنگ تمام عیار و ویران گر خواهد بود . همانگونه که یحیی رحیم صفوی فرمانده اسبق سپاه پاسداران گفته و از جنگ احتمالی به عنوان یک رویارویی تعیین کننده تاریخی نام برده است .

دورجدید تهدید های امریکا مبنی بر حمله به ایران بعد از آن شروع شد که دونالد ترامپ اعلام کرد در صورتی که جمهوری اسلامی معترضین را بکشد امریکا نیز به مقامات و نهادهای نظامی و امنیتی و انتظامی ایران حمله خواهد کرد اما هنوزبا وجود گذشته دو هفته از کشته شدن دست کم سه هزار ایرانی در اعتراضات اخیر  اقدامی از سوی امریکا صورت نگرفته است .

سقوط ۱۰۰ هزار واحدی ارزش سهام بورس تهران و افزایش قیمت طلا و دلار در چند روز اخیر نشان می دهد بازارهای مالی وقوع جنگ را نزدیک می دانند. مردم نیز در گفتگو های روزمره بیشتر درباره احتمال جنگ و پیامدهای ان صحبت می کنند .

 

با این وجود برخی تحلیل  گران نیز با استتناد با به برخی اخبار مانند شروط جدید امریکا برای ایران می گویند تحرکات نظامی امریکا به منظور امتیاز گرفتن از تهران در مذاکرات احتمالی است و جنگی در پیش نیست . گفته می شود استیو ویتکاف طرف امریکایی مذاکره با ایران اخیرا به عباس عراقچی گفته در صورتی که ایران کل فعالیتهای هسته ای اش را متوقف کند و حمایت از نییروهای نیابتی را قطع کرده و اسراییل را به رسمیت بشناسد امکان جلوگیری از جنگ وجود دارد. پیشنهادهایی که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ان را نخواهد پذیرفت حتی اگر به جنگ منجر شود.

بنابراین  می توان از سه گروه در ایران نام برد که مواضع متفاوتی در قبال حمله احتمالی امریکا به ایران دارند.

  • اکثریت مردم به شدت نگران و مخالف جنگ با امریکا هستند. اینها هر چند ناراضی و نسبت به سیاست های جمهوری اسلامی معترض هستند اما راه ان را جنگ و دخالت نظامی دولتهای خارجی نمی دانند . مردم ایران به دو دلیل نگران جنگ هستند اول اسیب به زیر ساختهای اساسی ایران که پیامدهای مخرب افتصادی خواهد داشت و تا سالها جبران ناپذیر خواهد بود. دوم ایجاد بی ثباتی و نا امنی در کشور که در این صورت وقوع جنگ نه تنها بهبودی در اوضاع ایجاد نمی کند بلکه وضع زندگی مردم را تشدید خواهد کرد مردم حمایت جامعه جهانی از تغییرات ساختاری در ایران و حمایت از حقوق اساسی مردم را اثرگذار تر می دانند.

 

  • . گروه دوم مخالفین جمهوری اسلامی در داخل و خارج ایران هستند که نیز برای نخستین بار از حمله احتمالی یک کشور خارجی  استقبال می کنند  و  می گویند با وجود دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و تجربه تلخ کشته شدن حداقل ۳هزار نفر در اعتراضات اخیر ٬نمی توان جمهوری اسلامی را بدون کمک خارجی ساقط کرد و دخالت امریکا برای این امر ضروری است . این گروه معقتدند جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقیعت تاریخی خود قرار دارد و بسیار اسیب پذیر است بویژه که در اعتراضات اخیر نیز مشخص شده پایگاه اجتماعی وسیعی نیز ندارد و مخالفان خشمگین حکومت در صورت حمله مشترک امریکا واسراییل به ایران می توانند نقش مکمل را در فروپاشی نظام ایفا کنند. این گروه از رضا پهلوی بعنوان رهبر اینده ایران در دوره گذار پس از فروپاشی جمهوری اسلامی نام می برند. تلویزیون ماهواره ای  ایران اینترنشنال هم رسانه رسمی این جریان است .
  • دسته طرفداران جمهوری اسلامی هستند که این روزها در رسانه ها و محافل خود رجز خوانی بی سابقه ای را علیه امریکا و اسراییل و از همه بیشتر علیه مخالفین داخلی جمهوری اسلامی به راه انداخته اند. برای نمونه روزنامه همشهری وابسته به شهرداری تهران هر روز تیترهای هشدار دهنده می زند مبنی براینکه حکومت اسلامی باید همزمان در داخل و خارج از مخالفین خود انتقام بگیرد . این رسانه ها می گویند اشوب های اخیر اعتراض مردمی نبوده بلکه توطیه ای امریکایی و اسراییلی با حضور میدانی تروریست های مسلح هدایت شده بوده است و از و امار بالای تلفات نیز نتیجه حضور این تروریست هاست .روزنامه همشهری در شماره یکشنبه خود با درج عکس فرماندهان نظامی ایران نوشته پاسخ نظامی ایران به امریکا و اسراییل غیر قابل تصور است .

 

انچه به نظر می رسد اینکه روزهای اینده ایران شاهد اتفاقات مهمی خواهد بود و وضعیت کنونی ایران ناپایدار است .

 

 چهار روایت از هشتمین اعتراض پس از انقلاب ۱۹۷۹

روایت های گوناگون ازعلل اعتراضات درایران :
 چهار روایت از هشتمین اعتراض پس از انقلاب ۱۹۷۹
توضیح: این تحلیل قبل از حوادث خشونت بار ۱۸ و ۱۹ دی ماه نوشته شده است

 

امیر دبیری مهر
 سابقه اعتراضات سیاسی و اقتصادی در ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی  به سال ۱۹۹۲ یعنی ۳۳ سال پیش باز می گردد که در شهر مشهد واقع در شمال شرق ایران رخداد . بعد از ان شاهد چند اعتراض جدی و اثر گذار دیگر بودیم که عبارتند از :
اعتراض به گرانی و تورم در سال ۱۹۹۵مردمی  در اسلام شهر در جنوب تهران
اعتراض دانشجویی در سال  ۱۹۹۹
اعتراض سیاسی به نتایج انتخابات در سال ۲۰۰۹
اعتراض سال ۲۰۱۷ در مشهد به گرانی ها و تورم
اعتراض ۲۰۱۹ در چندشهر در پی افزایش قیمت بنزین
اعتراض سراسری در ۲۰۲۲ در پی مرگ مهسا امینی
اعتراض ابتدای سال ۲۰۲۶ در تهران و چندین شهر به دلایل اقتصادی ومعیشتی
از ۸ اعتراض شکل گرفته در ایران علیه جمهوری اسلامی دست کم ۵ مورد ان دلایل اقتصادی داشته است . البته همیشه در هر جنبش اعتراضی دلایل فرعی نیز وجود دارد و معترضین از فرصت اعتراض برای بیان خواسته های دیگر خود استفاده می کنند.
در باره علل و روند اعتراضات در ایران چهارروایت اصلی وجود دارد که با هم در ستیز هستند و در رسانه ها با هم رقابت می کنند تا افکار عمومی را قانع کنند.
  • روایت اول مدعی است اعتراض اخیر در ایران نیز ازجنس اعتراض های اقتصادی است که در پی چندین سال رکود اقتصادی بویژه از سال ۲۰۱۸ به بعد و افزایش تورم و گرانی و در ماههای اخیر با افزایش مداوم قیمت دلار و از بازار موبایل شروع شد و به دیگر بازارها در تهران و برخی شهرها سرایت کرد. باورمندان به این روایت می گویند بیشتر شهروندان ناراضی و معترضین به دنبال رفاه نسبی و بهبود وضع معیشتی هستند و اگر نظام سیاسی بتواند به این خواسته انها پاسخ دهد ارامش به کشور باز خواهد گشت .
  • اما وقتی شعارهای صنفی و اقتصادی فراگیر تر شد و رنگ سیاسی به خود گرفت  برخی شعارها علیه  رهبر جمهوری اسلامی و به نفع رضا پهلوی رهبر اپوزیسیون سلطنت طلب خارج از کشور شعار سر داده شد٬  اعتراض صنفی و اقتصادی به اعتراض سیاسی و برانداز تبدیل شد و روایت دوم که متعلق به حکومت در ایران است شکل گرفت . به همین دلیل سیسستم انتظامی و امنیتی برخورد با معترضین را تشدید کرد و ایت الله خامنه ای نیز در سخنرانی سوم ژانویه بر ضرورت برخورد شدید با ان تاکید کرد. تهدید دونالد ترامپ مبنی بر اقدام امریکا در صورت سرکوب انها از جانب دولت ایران نیز در واکنش شدید جمهوری اسلامی موثر بود و رسانه های دولتی معترضین را اغتشاش گر نامیده و انها را عوامل امریکا و اسراییل خواندند. این نوع تفسیر اعتراضات در ایران سابقه ای به اندازه عمر اعتراضات در ایران دارد . تفاوت تفسیر حکومت از اعتراض ها در این دوره فقط در این است که قوه مجریه یا دولت پزشکیان در موضع گیری و کلام حق معترضین را به رسمیت شناخته و تصمیم گرفته یارانه پرداختی به شهروندان را افزایش دهد.  هر چند دولت هیچ کنترلی بر نهادهای انتظامی و امنیتی و نظامی ندارد و انها برای برخورد با معترضین از رهبری نظام فرمان می گیرند.
  • روی دیگر تفسیرسیاسی و برانداز از اعتراضات ٬ متعلق به اپوزیسیون و مخالفین جمهوری اسلامی است که برای سرنگونی نظام سیاسی مداخله خارجی از سوی امریکا و اسراییل را جایز می دانند . اینها معتقدند با اعتراضات مدنی نمی توان در ایران رژیم سیاسی را تغییر داد و فقط با مداخله امریکا و اسراییل این امکان فراهم می شود. رهبر این روایت رضا پهلوی ولیعهد شاه سابق ایران و طرفداران او در داخل و خارج هستند. این روایت مخالفان سرسختی در ایران دارد کسانی که معتقدند اوضاع ایران انقدری وخیم نیست که برای رهایی از ان لازم باشد به دشمن خارجی متوسل شد.
  • گروه چهارمی هم در داخل ایران وجود دارد که معتقد است نظام جمهوری اسلامی نتوانسته تصمیمات و توانایی ها خود را در چهار دهه پیش را در داخل و خارج از ایران با تغییرات ایجاد شده تطبیق دهد و همین مساله موجب شکل گیری نارضایتی ها متعدد فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی شده و در روابط خارجی نیز منجر به ناکامی های متعدد نظام سیاسی در تنظیم مناسبات با دیگر کشورها بویژه قدرتهای بزرگ شده است. بر اساس این روایت و تفسیر که برخی نخبگان دانشگاهی به ان معتقدند جمهوری اسلامی به مرحله ناکارامدی و فقدان مشروعیت رسیده و حتی قدرت بازسازی خود حتی در فرصت های تاریخی را نیز از دست داده است . این گروه برای نمونه به فرصت همبستگی ملی بعد از جنگ ۱۲ روزه اشاره می کنند که جمهوری اسلامی می توانست از ان برای بازنگری در سیاست های خود و کم کردن شکاف بامردم استفاده کند . بر این اساس در هر بحرانی با ریشه های مختلف و به هر بهانه ای ایران شاهد جنبشی اعتراضی خواهد بود و هر جنبش توان مقاومت و کنترل یا سرکوب حکومت  را کاهش می دهد و در نهایت نیز در یک بازه زمانی به فروپاشی منجر خواهد شد. این گروه معتقدند علت اینکه تا کنون نیز جنبش های اعتراضی به نتیجه نرسیده  دوعلت دارد : اولا جمهوری اسلامی از اپوزیسیون قدرتمندی برخوردار نیست  تا جایگزین قابل اطمینان نظام سیاسی کنونی باشد ثانیا توان کنترل و سرکوب جمهوری اسلامی بالاست وگرنه  هم نارضایتی عمومی وجود دارد و هم دستگاه تحلیلی و توضیح دهنده ضرورت عبور از نظام موجود است که به ان گفتمان یا ایدیولوژی دوران گذار می گویند.
اینکه کدام روایت درست تر است و با واقعیات ایران بیشتر تطبیق دارد را تحولات اینده ایران روشن خواهد کرد اما یک واقعیت را نمی توان کتمان کرد و اینکه هر نظام سیاسی از جمله جمهوری اسلامی تا قبل از فروپاشی می تواند با اصلاحات اساسی از جمله برگزاری رفراندوم و تغییر قانون اساسی و تغییر سیاست های کلی خود در داخل و خارج از نارضایتی ها کاسته و زمینه اعتراض های سراسری رااز بین ببرد.

اخرین تحلیل تحولات مربوط به اعتراضات در ایران : ارامش نسبی قبل از طوفان

گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل :

 

تظاهرات و اعتراضات در ایران بعد از دو هفته تجمعات پراکنده صنفی به گرانی ارزهای خارجی و مشکلات معیشتی ٬ در پی فراخوان رضا پهلوی در اخر هفته پیش و حضور وسیع و فراگیرتر مردم به خشونت کشیده شد و با وجود قطع کامل اینترنت و ارتباطات در ایران گزارش های تایید نشده حاکی است تعداد زیادی از معترضین و نیروهای نظامی و انتظامی کشته شده اند.

درز تدریجی تصاویر و ویدیوهایی از اجساد کشته شدگان در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور که عملا تنها کانال ارتباطی بین د اخل و خارج از ایران هستند نگرانی ها از خشونت های بکار گرفته شده رو به افزایش است . رسانه های رسمی در ایران تنها تصاویری و ویدیوهایی را منتشر می کنند که نشان میدهد اماکن عمومی تخریب شده و بالغ بر ۱۰۰ نیروهای نظامی و انتظامی به دست تروریست های مسلح  کشته شده اند . اما معترضین می گویند این روایت یک سویه و ساخته و پرداخته رسانه های وابسته به نهادهای امنیتی است انها می گویند نیروهای شبه نظامی و انتظامی اغاز گر خشونت بوده اند.

این جنگ روایتها همزمان شده است با تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ و مقامات ایرانی علیه یکدیگر. ترامپ گفته برای دفاع از معترضین قصد اقدام علیه ایران دارد و مقامات ایرانی نیز گفته اند در صورت اقدام نظامی امریکا پاسخ محکمی به امریکا بدهند و حتی قالیباف رییس مجلس ایران اعلام کرده پایگاه های نظامی امریکا در خاورمیانه هدف مشروع نیروهای مسلح ایران است .

با ادامه قطع اینترنت و بی خبری کامل مردم از تعداد کشته شدگان و روایت رسانه های مخالف جمهوری اسلامی مبنی بر کشته شدن هزاران ایرانی٬  به مرور مجامع و نهادهای بین المللی و دولتهای اروپایی فعال شدند و به حتی نمایندگان کنگره امریکا در حال فشار به ترامپ هستند تا علیه جمهوری اسلامی اقدام نظامی کند. ٓژنرال پتراووس رییس اسبق ستاد کل نیرهای مسلح امریکا نیز اعلام کرده پایگاههای موشکی ایران و قرارگاههای انتظامی و نظامی ایران در تیررس امریکاست و احتمالا امریکا به انها حمله خواهد کرد. او همچنین جنگ سایبری را نیز مکمل اقدامات احتمالی امر یکا دانسته است .

مخالفان جمهوری اسلامی نیز در حال شکل دادن به کمپینی هستند که ترامپ را به حمله نظامی به جمهوری اسلامی تشویق کنند زیرا انها معتقدند جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقعیت تاریخی خوداست و با حمله نظامی سرنگون خواهد شد و در غیر این صورت احتمال سقوط این نظام بعلت ساختار قدرتمند امنیتی صرفا با اعتراضات خیابانی  قابل تصور نیست . اما مقامات و رسانه های جمهوری اسلامی معتقدند شورش تروریستهای مسلح با  حضور میلیونی مردم ایران در دوشنبه به نفع جمهوری اسلامی پایان یافته و الان نوبت رسیدگی به پرونده کسانی است که زمینه های این شورش ها را فراهم کردند . برای نمونه صاحب کافه های مشهور ساعدی نیا بازداشت شده و به نظر می رسد کیفر خواست سنگینی علیه او صادر خواهد شد . احمد رضا رادان رییس پلیس ایران نیز تهدید کرده تا اخرین شورشی ها بازداشت خواهند شد.

برخی خبرها حاکی است نیروهای انتظامی قصد دارند دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای نیز محدود و مسدود کنند و با توجه به اینکه برای رسیدن به این هدف  ارسال پارازیت نتوانسته موفق باشد گفته می شود ماموران دولتی به برخی خانه ها برای جمع اوری دیش های ماهواره ای مراجعه شده است که همین اقدام هم اگر درست باشد می تواند به درگیری های جدید بین مردم و نهادهای انتظامی تبدیل شود.

در این وضعیت با ادامه قطع اینترنت و عدم دسترسی مردم به اخبار و تحلیل ها ونبود تبادل نظر بین مردم روایتهای یکسویه و جهت دار در فضای ایران در حال حاکم شدن است و زمینه های اقدامات از جانب امریکا و اسراییل علیه ایران فراهم خواهدشد . ضمن اینکه ادامه قطعی اینترنت و تبعات شدید ان علیه کسب و کار و اقتصاد ایران و نقض حقوق ارتباطات شهروندان می تواند به تشدید خشم و نارضایتی عمومی منجر شود .اما نگرانی جدی تصمیم گیران امنیتی در ایران از دو مساله یعنی  فروپاشی سیاسی و  و ایجاد رخنه در سپر امنیتی نظام باعث شده ریسک باز شدن فضای ارتباطی را نپذیرند . اکثریت مقامات تصمیم گیر سطح بالای نظامی و امنیتی در جمهوری اسلامی معتقدند عقب نشینی در برابر مخالفین و معترضین جایز نیست . بویژه که به شدن نگران هسستند وصل اینترنت موجب انتشار تصاویر و ویدیوها و اخبار جدید از اعتراضات اخیر شده و موج جدیدی از اعتراضات را در کشور و شکل گیری پرونده های حقوق بشری در عرصه بین المللی فراهم شود و از همه خطرناک تر فراهم شدن زمینه های ایجاد اجماع بین المللی برای اقدام علیه جمهوری اسلامی .

 

حدس و گمان درباره جنگ مجدد ایران و اسراییل: از تحلیل های کارشناسی تا پیش گویی و اخترشناسی

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

 

با وجود گذشت ۵ ماه از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل

تحلیل گران و ناظران تحولات خاورمیانه ٬ همچنان به دنبال شواهدی می گردند که نشان دهد ایا جنگ جدیدی  بین دو کشور پیش رو هست یا نه ؟

این موضوع انقدر درایران مهم و مورد توجه است که شاید مهمترین پرسش از کارشناسان سیاسی و روابط بین الملل در این روزها این است ایا مجددا جنگ خواهد شد ؟  و علاقمندان برای پیدا کردن پاسخ این سوال به همه منابع معتبر و نامعتبر مراجعه می شود مانند رصد اخبار و تحلیل های متخصصین تحولات  سیاستی و امنیتی و سیاسی  تا پیش گویی فال گیران  و ستاره شناسان !

برای مثال هفته گذشته وقتی رسانه های ایران اعلام کردند ایت الله خامنه ای پنج شنبه شب پیامی ویدیویی منتشر خواهد کرد دوباره این شایعه قوت گرفت که شاید خبری در راه است و زمانی که رهبری در سخنان خود٬  ایران را پیروز قطعی جنگ ۱۲ روزه در برابر اسراییل و امریکا خواند و از مردم خواست در برابر دشمن ٬ متحد و یکپارچه باشند افکار عمومی احتمال اغاز جنگ جدید را بالا ارزیابی کرد و افزایش قیمت طلا و دلار در تهران  ان را تایید کرد.

به گفته تحلیل گران مجموعه‌ای از روندها و اتفاقات در روزهای اخیر نشان می دهد «ساعت صفر» برای آغاز مرحله دوم جنگ ایران و اسراییل نزدیک است به گونه ای که حتی برخی اکانت های غیر رسمی در فضای مجازی از ۲۹ اذر برابر با ۲۰ دسامبر بعنوان تاریخ احتمالی تقابل جدید خبرداده اند!

 

  • تحرکات و نوسان‌های قابل‌توجه در بازارهای جهانی مانند افزایش قیمت طلا
  • تسریع واشنگتن در تحویل موشک‌های نقطه‌زن با قدرت نفوذ بالا به اسرائیل
  • افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر دولت جوزف عون در لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله: در همین راستا دولت اسرائیل صراحتاً بیروت را متهم می‌کند که در اجرای تعهداتش برای خلع سلاح حزب‌الله و استقرار ارتش لبنان در جنوب کشور ناکام مانده و هشدار می‌دهد در صورتی که مفاد قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت عملی نشود، دامنه حملات خود را تا شمال رود لیطانی گسترش خواهد داد. ساخت یک دیوار امنیتی جدید توسط ارتش اسرائیل در مجاورت مرزهای جنوب لبنان، نشانه‌ای روشن از عزم نتانیاهو برای توسعه میدان نبرد با حزب‌الله و جلوگیری از بازسازی زرادخانه موشکی و تسلیحاتی این گروه تلقی می‌شود. هم‌زمان، هیئتی از وزارت خزانه‌داری آمریکا اخیراً به بیروت سفر کرده و به دولت لبنان تنها ۶۰ روز مهلت داده است تا گام‌های مؤثری برای قطع منابع مالی حزب‌الله بردارد؛ ضرب‌الاجلی که سطحی بی‌سابقه از فشار واشنگتن بر ساختار اقتصادی و سیاسی لبنان را بازتاب می‌دهد.

 

 

  • تماس تلفنی تهدیدآمیز پیت هگست با وزیر دفاع عراق درباره گروه‌های شبه نظامی وابسته به ایران: هگزت به ثابت العباسی، وزیر دفاع عراق، هشدار داده که واشنگتن قصد دارد عملیاتی نظامی علیه یکی از کشورهای منطقه انجام دهد و تأکید کرده است که هرگونه واکنش یا پاسخ از سوی گروه‌های مسلح وابسته به ایران، با قدرت و شدت پاسخ داده خواهد شد.
  • تشدید تدابیر امنیتی و نظامی سپاه پاسداران در تنگه هرمز
  • رایزنی‌های فشرده اروپایی–آتلانتیک برای آمااده‌سازی طرحی فوری به‌منظور بازگرداندن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران؛
  • افزایش حساسیت و برخوردهای سخت‌گیرانه با فعالیت‌های هسته‌ای جدید ایران و صدور قطعنامه جدید اژانس بین المللی انرژی اتمی
  • بازگشایی و برجسته‌سازی دوباره پرونده رسوایی جنسی جفری اپستین در فضای رسانه‌ای و سیاسی امریکا از سوی لابی صهینویستی به منظور فشار بر ترامپ: در ایران، شماری از تحلیلگران بر این باورند که داغ نگه‌داشتن پرونده اپستین می‌تواند به‌عنوان اهرم فشاری از سوی نتانیاهو برای سوق دادن ترامپ به‌سوی جنگ عمل کند.
  • آغاز کارزار تازه اسرائیل؛ از عملیات روانی علیه ایران تا ترور فرماندهان مقاومت تا خرید سه هزار نوع مهمات به ارزش ده‌میلیارددلاری با هماهنگی «سنتکام» :

با وجودی که  ترامپ و نتانیاهو مدعی اند تاسیسات هسته‌ای ایران و بخشی از توان موشکی آن نابود شده  رسانه‌های همسو با لابی اسرائیل با برجسته‌سازی مجموعه‌ای از روایت‌های هدفمند، در پی القای این تصور است که تهدید ایران همچنان حل‌نشده و رو به گسترش است. در این چارچوب، محورهای اصلی تبلیغات عبارت‌اند از:

  • طرح مکرر موضوع «ابهام در پرونده هسته‌ای ایران»؛
  • برجسته کردن «سرنوشت نامعلوم ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده»؛
  • پرداختن به «نقش چین در تقویت توان موشکی ایران»
  • تمرکز بر «بازسازی سریع توان حزب‌الله» پس از ضربات جنگ‌های اخیر. این گزاره‌ها در قالب هشدارهای امنیتی و تهدیدآمیز مطرح می‌شوند تا افکار عمومی در آمریکا و غرب برای پذیرش ایده «حمله دوم به ایران» آماده شود.

اما تحلیل گران در ایران درباره  حمله  دوباره اسرائیل به ایران اتفاق نظر ندارند. در تازه‌ترین اظهارنظرها، حسن کاظمی قمی، سفیر پیشین ایران در افغانستان اعلام کرده که «احتمال حمله مجدد به ایران قوی است، زیرا شواهد نشان می‌دهد که طرف مقابل در حال ترمیم و آماده‌سازی برای عملیات جدید است.

فؤاد ایزدی کارشناس سیاسی نزدیک به حکومت احتمال حمله دوباره را جدی گرفته و گفته آمریکا  باید بداند در حمله بعدی، ۲ هزار نظامی‌اش کشته خواهند شد.

در نقطه مقابل، برخی چهره‌های سیاسی، چشم‌انداز حمله نظامی را بسیار دور می‌دانند. مثلا علی مطهری، نایب‌رئیس سابق مجلس اعلام کرده که «احتمال حمله دوباره اسرائیل به ایران کم است، چون چنین حمله‌ای سودی برای اسرائیل ندارد.

صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی نیز نوشته: «کسانی که امیدوار بودند با حمله اسرائیل، نظام سقوط کند، حالا که این اتفاق نیفتاده، القا می‌کنند اسرائیل برای عملیات بعدی آماده می‌شود. اما در واشنگتن و تل‌آویو خبری از حمله مجدد نیست و برعکس، احتمال سرگیری مذاکرات بیشتر شده است.

حسین علایی فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه نیز احتمال جنگ تا سه ماه اینده را منتفی می داند.

به نظر می‌رسد که اظهاراتی از این جنس، بیش از آنکه صرفاتحلیل سیاسی و نظامی  باشند، حاوی پیام‌های بازدارنده برای بازیگران بین‌المللی باشد. با این حال، همین تحلیل‌ها وگزارش های رسانه ها و اخبار ضد و نقیض باعث شده فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران وقوع جنگ مجدد را بعید نداند.

واکنش ها به عدم حضور ایران در اجلاس صلح شرم الشیخ

منبع: روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

 

عدم حضور ایران در اجلاس صلح غزه شرم‌الشیخ در  ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵ واکشن های وسیعی را در ایران برانگیخت.

این اجلاس، با حضور رهبران و نمایندگان بیش از ۲۵ کشور و با ریاست مشترک عبدالفتاح السیسی (رئیس‌جمهور مصر) و دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) برگزار شد و دولت مصر از مسعود پزشکیان رییس جمهور  و عباس عراقچی وزیرامور خارجه ایران برای شرکت در این اجلاس دعوت رسمی کرده بوداما           وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد  به دلیل تحریم‌ها، تهدیدات و حملات اخیر اسراییل و امریکا علیه ایران در این اجلاس شرکت نمی کند.

 

این موضع گیری ایران در شرایطی اعلام شد که که بسیاری از مردم ایران  خواستار این هستند که جمهوری اسلامی برای جلوگیری از جنگ جدید و کاهش تحریم های اقتصادی که موجب فشار بر زندگی مردم شده با امریکا وارد مذاکره و توافق شود .  این گروه از مردم که نظراتن خود را در شبکه های اجتماعی و رسانه ها بازتاب می دهند معتقدند جمهوری اسلامی نباید هیچ فرصتی را برای بهبود روابط با امریکا از دست بدهد .

در مقابل برخی  نیز معتقدند امریکا در مذاکرات احتمالی حاضر نیست به درخواست های ایران توجه کند و امتیازی به تهران بدهد بلکه هدف واشنگتن  از مذاکره تحمیل خواسته های خود به ایران است .بنابر این مخالف مذاکره دولت با امیکا هستند و طرفداران مذاکره را به غرب زدگی و ترس از امریکا متهم می کنند. این اختلاف نظر در ایران همیشه وجود داشته و هر بار به بهانه ای داغ می شود  و این بار اجلاس شرم الشیخ این مجادله را دوباره بالا برده و در رسانه ها و شبکه های اجتماعی درباره ان بحث های زیادی شده است

افرادی  و گروههای همسو با جمهوری اسلامی و موافق شرکت نکردن ایران در  اجلاس شرم الشیخ می گویند:

نقشه تجزیه ایران در دستور کار آمریکا و اسرائیل هست. وجود پایگاه‌های نظامی در اطراف ایران، ادامه تهدید و تحریم و ترور و فعال شدن مکانیسم ماشه نشان می دهد امریکا توجهی به منافع ایران نداردو حضور در این نشست به منزله تأیید مشی آمریکا و اسرائیل است. در هر صورت، چه ایران حضور داشته باشد چه نداشته باشد، آنها از سیاست حذف و نابودی ایران دست نخواهند کشید.

این گروه میگویند شرکت در این اجلاس مشروعیت بخشیدن به نقش های امریکا علیه مردم فلسطین از جمله خلع سلاح حماس است .

همچنین این گروه نگران هستند حضور ایران در چنین اجلاسی و رفتارهای غیر قابل پیش بینی ترامپ موجب تحقیر مقامات ایرانی و تمسخر سیاستهای جمهوری اسلامی توسط ترامپ شود.

برخی از موافقان عدم شرکت ایران نیز می گویند وقتی ایران ایده و برنامه دقیقی برای شرکت در این اجلاس ندارد و حتی گر داشته باشد امکان پیاده سازی ان وجود ندارد حضور در ان نیز بی فایده خواهد بود.

برخی هم می گویند حضور رییس جمهور یا وزیر امورخارجه ایران در اجلاسهای مشابه باعث می شود با مقامات امریکایی روبرو شده و تابوی عدم مذاکره مستقیم با مقامات امریکایی شکسته شود و این اتفاق به وجاهت نظام انقلابی خدشه وارد می کند .

امااکثریت نظرهای مطرح شده در رسانه ها و شبکه های اجتماعی در مخالف با  عدم شرکت ایران در اجلاسش شرم الشیخ بود.

معترضین به عدم حضور ایران در اجلاس شرم الشیخ می گویند :

جمهوری اسلامی با  فرصت‌سوزی هر روزدر جامعه جهانی  منزوی‌تر و تنهاتر می‌شود. و قصد ندارد از  لجاجت و توهم‌پردازیی دست بردارد  و به همین خاطر ایران از  قافله توسعه و پیشرفت جهان فرسنگ‌ها عقب مانده است.

 

برخی از کاربران شبکه های اجتماعی نیز با طرح این ادعا که جمهوری اسلامی حامی اصلی  حماس بوده  نوشته اند: ایران با چه رویی و چه بهانه‌ای در اجلاس صلحی  شرکت کند که سال‌ها مخالف آن بوده است؟

جمهوری اسلامی از  مدافعین  حمله ۷ اکتبر بوده و این یعنی در مرگ ۶۰ هزار انسان بی‌گناه به نوعی شریک است پس معنی ندارد در اجلاس صلح شرکت کند! این تصمیم به معنی از دست دادن آخرین فرصت‌های خروج ایران از انزوای بین‌المللی است؛ به معنای از دست دادن فرصت برای حل ابربحرانی است که جمهموری اسلامی  ایران با دستان خودش گرفتار آن شده است! متأسفانه لجبازی حاکمیت با مردم و مملکت در کنار شعارزدگی و بی‌خردی ایران را در   مسیر انزوا و نابودی قرارداده  . ایران می‌توانست با شرکت در اجلاس شرم‌الشیخ بهانه‌های آتی علیه خودش را از بین ببرد. حیف از این مردم، کشور و تمدن چند هزارساله ایران که زیر دست یه مشت افراد بی‌کفایت، نادان، جاه‌طلب و خودشیفته نابود شد

 

یک استاد دانشگاه در توییتی در واکش به موضع وزیر خارجه ایران نوشته :

حضور نیافتن ایران در اجلاس_شرم_الشیخ هیچ معنایی ندارد جز انفعال در دیپلماسی و خالی کردن میدان تصمیم‌گیری و اجازه دادن به دیگران برای اینکه برای شما تصمیم بگیرند. به قول ظریفی، وقتی پشت میز نباشی، دیگران روی میز برات تصمیم می‌گیرند.

 

حمید ابوطالب معاون سیاسی سابق رییس جمهور در دوره حسن روحانی در اعتراض به موضع عراقچی  وزیر خارجه نوشت اگر بپذیریم جنگ مانع از مذاکره است ، هیچ جنگی در جهان پایان نخواهد گرفت؛ هیچ مخاصمه‌ای هرگز تمام نمی‌شود، و انسان ناگزیر خواهد بود در چرخه‌ای بی‌پایان از خشونت زیست کند. حال آن‌که فلسفه‌ی دیپلماسی، دقیقاً برای شکستن همین چرخه است؛ برای آن‌که دشمنی‌ها پایان یابد، نه آن‌که تداوم پیدا کند. او خطاب بهع عراقچی نوشت : اگر در زمان جنگ ایران و عراق جنابعالی بر سر کار بودید، شاید ما هنوز با عراق در حال جنگ بودیم. قرار بود از عربستان نگذریم، اما گذشتیم؛ قرار بود با صدام صلح نکنیم، اما کردیم. تاریخ سیاست ایران، تاریخ عبور از جنگ با تدبیر است، نه ماندن در میدان آن. و اگر قرار باشد نگاه امروز شما معیار باشد: حماس اکنون به آرمان فلسطین خیانت کرده است، مذاکره با اسرائیل تابو بود و دیپلماسی پلید، کشتار باید ادامه می‌یافت، و نابودی غزه آخرالزمانی می‌شد؛ و ایران نیز که دوباره در دوران دولت‌تان به چاه فصل هفتم منشور افتاده است، هرگز از آن خارج نخواهد شد؛ و ما برای همیشه «تهدیدی برای صلح» باقی خواهیم ماند، نه «شریکی برای آن».

 

 

موافقین حضور می گویند ایران می‌تواند در صلح غزه شرم‌الشیخ مصر شرکت کند و با قدرت، بدون ترس و واهمه حرفش را بزند و از سیاست در قبال فلسطین دفاع کند و اگر در صلح غزه حضور نداشته باشد، مخالف صلح قلمداد می‌گردد. ایران نباید کاتولیک‌تر از پاپ باشد، نمی‌تواند از خود فلسطینی‌ها نسبت به سرنوشت فلسطین حساسیت بیشتری از خود نشان بدهد.

نبودن ایران در چنین صحنه‌هایی، یعنی واگذاری میدان به دیگران تا بدون حضور و صدای ایران  درباره منطقه تصمیم بگیرند. دیپلماسی مؤثر به معنای حضور فعال، گفت‌وگو با مخالفان و استفاده از فرصت‌های جهانی برای بیان مواضع و دفاع از مظلوم است. قهر سیاسی هرچند گاهی لازم است، اما در پرونده‌هایی مانند غزه، سکوت یا غیبت به معنای از دست دادن تریبون بین‌المللی است.

جعفر شیرعلی‌نیا از نویسندگان سرشناس جنگ در ایران در اعتراض با عدم شرکت ایران در مطلبی با اشاره به مذاکرات ایران و عراق برای اتش بس در دهه ۸۰ میلادی و اینکه اگر ایران وارد گفتگو و مذاکره نمی شد  ان جنگ هشت ساله به پایان نمی رسید ٬ نوشت: به نظر می‌رسد در سیاست خارجی ایران گاه مسیرهای طولانی‌تر و پرهزینه‌تر بر مسیرهای مستقیم و کم‌هزینه‌تر ترجیح داده می‌شود تا شعارها آسیب نبینند. کاش اجازه داده می‌شد رئیس‌جمهور به اجلاس مصر برود؛ اگر بد شد، همه به او حمله کنند و اگر خوب شد، در کتاب درسی افتخارش را به اسم دیگران بنویسند.

یکی از مخالفان سیاست های جمهوری اسلامی در مطلبی مملو از کنایه و طعنه  نوشته :جمهوری اسلامی در یکی از تحقیرآمیزترین بزنگاه‌های تاریخ خود ایستاده است. دعوت به اجلاس شرم‌الشیخ با حضور ترامپ، برای بسیاری از حکومت‌ها شاید فرصتی برای بازسازی چهره باشد، اما برای این نظام، یعنی برهنه‌شدن در برابر جهانی که دیگر به دروغ‌هایش باور ندارد. اگر بروند، باید زیر سقفی بنشینند که بر پایه پیمان ابراهیم بنا شده؛ همان پیمانی که میان اسرائیل و اعراب امضا شد تا نظم تازه‌ای در خاورمیانه شکل گیرد. حضور در آن نشست یعنی اعتراف رسمی به شکست تاریخیِ شعار «محور مقاومت». یعنی تأیید نابودی حماس، تکه‌تکه شدن حزب‌الله، فروپاشی سوریه و بی‌خاصیتی کامل سپاه در منطقه. یعنی پذیرش این واقعیت تلخ که دیگر نه از “قدس” خبری هست و نه از “امت اسلامی” — جز یک پوسته توخالی برای توجیه سرکوب در داخل ایران. اما اگر نروند؟ نرفتن یعنی انزوا. یعنی تأیید جهانی بر پایان کار جمهوری اسلامی. یعنی دادن فرصت طلایی به ایالات متحده، اسرائیل و جهان آزاد برای تشکیل ائتلاف رسمی علیه تهران. دنیا سال‌هاست منتظر چنین نشانه‌ای است تا مشروع‌ترین بهانه را برای قطع کامل روابط دیپلماتیک و آغاز فشارهای نهایی به دست آورد. هر دو راه، ذلت است. رفتن یعنی شکست ایدئولوژیک، نرفتن یعنی نابودی سیاسی. دوراهی شرم‌الشیخ، در حقیقت دوراهی «پایان» است. حکومتی که سال‌ها از “ایستادگی در برابر استکبار” گفت، حالا بین دو انتخاب مانده: یا با همان استکبار عکس یادگاری بگیرد، یا با تمام استکبار جهان در یک جبهه مقابل مردم خودش بایستد. این بن‌بست، حاصل همان سیاست دروغ و تزویر است.

نویسنده دیگری نوشته  عدم حضور ایران در اجلاس صلح غزه، هرچند می‌تواند نشانه‌ای از اعتراض مشروع به تحریم‌ها و رفتار ناعادلانه قدرت‌های غربی باشد، اما در نهایت به سود منافع ملی و منطقه‌ای ایران تمام نخواهد شد. این اجلاس با کاستی‌ها و جهت‌گیری‌هایش محلی است که تصمیم‌ها و پیام‌های سیاسی درباره آینده غزه و فلسطین مطرح می‌شود. نبودن ایران در چنین صحنه‌هایی، یعنی واگذاری میدان به دیگران تا بدون حضور و صدای ما درباره منطقه تصمیم بگیرند. دیپلماسی مؤثر به معنای حضور فعال، گفت‌وگو با مخالفان و استفاده از فرصت‌های جهانی برای بیان مواضع و دفاع از مظلوم است. قهر سیاسی هرچند گاهی لازم است، اما در پرونده‌هایی مانند غزه، سکوت یا غیبت به معنای از دست دادن تریبون بین‌المللی است.

تحلیل رضا سیف اللهی از تحولات اخیر منطقه : اتلاف فرصتها جایز نیست

دکتر رضا سیف اللهی که ۴ دهه تجارب ارزشمند حضور در میدان های نظامی و امنیتی و سیاسی دارد در تحلیلی که در اختیار موسسه پژوهشی اندیشه و‌ قلم قرار داده به تحلیل جامعی از تحولات اخیر منطقه پرداخته است و در انتهای آن از دریافت نقدهای وارده به این تحلیل استقبال کرده است . متن کامل تحلیل دکتر سیف اللهی به شرح زیر است :

۱) با توجه به موضع جمهوری اسلامی ایران در مشورت با حماس مبنی بر ورود به فرایند صلح از موضعی منطقی و تأیید روند صلح شرافتمندانه توسط حماس، که حتی ترامپ نیز آن را اعلام و از ایران تشکر کرد، اتهام «تخریب صلح و جنگ‌طلبی» در این موضوع اخیر ـ که به سرنوشت مقطعی غزه و منطقه مربوط می‌شود ـ نه‌تنها به ایران نمی‌چسبد، بلکه در سطح جهانی و از زبان مقامات آمریکایی نیز تصریح شد که ایران به یاری حماس برای ایجاد صلح شرافتمندانه آمده است.

۲) در حالی که اسرائیل در دو جبهه غزه و ایران سرافراز، با جنگ ترکیبی خود که با کمک ناتو، آمریکا و همکاری برخی کشورهای عربی و منطقه‌ای انجام گرفت، نتوانست به اهداف اعلامی خود برسد، ایران و جبهه مقاومت همچنان استوار ایستادند.

۳) اسرائیل در غزه دو سال تمام جنگید، امری که در هیچ زمان دیگری، آن هم در چند جبهه هم‌زمان (از جمله در کنار جبهه حزب‌الله)، سابقه نداشته است. امروز نتانیاهو رسماً اعلام کرده است که دو هزار نفر از نظامیان اسرائیلی کشته شده‌اند؛ آماری که تاکنون پنهان مانده بود و بی‌سابقه است.
در نهایت، اسرائیل نه‌تنها نتوانست حماس را از میان بردارد، بلکه اکنون پس از دو سال، همان حماس است که در یک سوی میز صلح قرار دارد، و اسرائیل و آمریکا در سوی دیگر. حماسی که با خون رهبرانش، بیش از ۷۵ هزار شهید، و مقاومت تاریخی خود ـ به بهای نابودی بسیاری از زیرساخت‌ها و اماکن ـ به این جایگاه رسیده است.

۴) هدف دوم اسرائیل، در این جنگ نسل‌کشی بی‌نظیر تاریخی، آزادی گروگان‌هایش بود که حتی به یک نفر از آن‌ها دست نیافت و در نتیجه در اهداف اعلامی خود نیز شکست خورد.

۵) مهم‌تر از همه آنکه در جهان شرق و غرب، دیندار و بی‌دین، این پرچم مظلومیت حماس است که می‌درخشد، و در مقابل، انزوای کامل و بی‌سابقه اسرائیل، به‌روشنی برای جهانیان آشکار شده است.

۶) از ترک جلسه اعضای سازمان ملل و هو کردن نتانیاهو هنگام سخنرانی ـ حرکتی کم‌نظیر و باشکوه ـ تا اعتراض‌های چندصدهزارنفری مردم در کشورهای مختلف جهان، و تا صدور حکم جنایتکار جنگی برای نخست‌وزیر و وزیر جنگ رژیم صهیونیستی از سوی دادگاه لاهه، همه از رخدادهای شگفت‌انگیز این دوران است.
در این میان، حتی آمریکا نیز نتوانست مانع این روند شود، تا جایی که ترامپ، مهم‌ترین حامی نتانیاهو، برای توجیه طرح صلح خود اعتراف کرد که «اسرائیل در جهان منزوی شده است.»

۷) اعلام تشکیل کشور فلسطین از سوی اکثریت قاطع کشورهای عضو سازمان ملل ـ حتی برخی کشورهای اروپایی از جمله انگلستان ـ از مهم‌ترین دستاوردهای مردم مظلوم غزه و مقاومت حماس در این مقطع است؛ دستاوردی که بی‌تردید با حمایت‌های فراگیر و مؤثر ایران در تمامی عرصه‌ها ممکن شد.

۸) ازاین‌رو، در مواجهه با اسرائیل و با وجود کمک‌های گسترده نظامی و سیاسی آمریکا به آن رژیم، ایران و حماس همچنان ایستاده و پیروز نسبی میدان‌اند، در حالی که دشمنان ناکام ماندند.

۹) در خصوص ایران، در جنگ دوازده‌روزه اخیر، لطف الهی همراه ملت ایران بود.

۱۰) اسرائیل، آمریکا، ناتو و برخی کشورهای منطقه و غرب، با همکاری گسترده، جنگی ترکیبی و تمام‌عیار را علیه ایران آغاز کردند. در این حمله، با هدف ترور سران نظامی و دانشمندان هسته‌ای، و تخریب مناطق مسکونی ـ از جمله در تهران ـ دست به اقدام زدند، اما به اهداف خود نرسیدند.

۱۱) هدف نخست آن‌ها از بین بردن توان موشکی ایران بود، که ناکام ماند.

۱۲) هدف دوم، ایجاد اختلال در کشور از طریق اعلام «تخلیه تهران» توسط ترامپ بود، که آن نیز شکست خورد.

۱۳) هدف سوم، حذف سران کشور و ایجاد خلأ قدرت در ایران بود، که تحقق نیافت.

۱۴) برعکس، همین حملات موجب شد مردم، حتی مخالفان، در جبهه حمایت از نظام و نیروهای مسلح متحد شوند و همبستگی ملی تقویت گردد.

۱۵) حماسه حضور مردم شریف ایران، به‌ویژه تهران، در شرایط جنگی و سخت معیشتی، بی‌نظیر بود و تأثیری عمیق و راهبردی بر روحیه داخلی و محاسبات دشمنان گذاشت.

۱۶) کشورهای منطقه و جهان دیدند که ایران چه قدرت عظیمی دارد. با وجود شبیخون دشمن در جنگ ترکیبی و همه‌جانبه، ملت سلحشور ایران با درایت و استقامت، جنگ نظامی و اقتصادی را تاب آورد و دشمنان را ناکام گذاشت.
در پایان دوازده روز نبرد، اسرائیل که به اهدافش نرسید، به ترامپ پناه برد و درخواست آتش‌بس کرد؛ در حالی که خود آغازگر جنگ بود. ایران نیز با صلابت و تدبیر، آتش‌بس را پذیرفت.

۱۷) ایران با قاطعیت، پس از شکست «گنبد آهنین» و خنثی‌سازی حملات موشکی تاو و تهاجمات هوایی جنگنده‌های F-35 و بمب‌افکن‌های B2، در بزرگ‌ترین رویارویی تاریخ میان غرب، صهیونیسم جهانی، ناتو و اروپا با کشوری مستقل، ایستادگی کرد و با قدرت موشکی خود، اراده‌اش را بر دشمن تحمیل نمود.

۱۸) دشمنان، پس از شکست در اهدافشان، اکنون می‌کوشند ایران را به نشست شرم‌الشیخ بکشانند تا در آنجا جنگ ناتمام خود را پشت میز صلح ادامه دهند؛ صلحی که در آن، حماس رضایت نسبی دارد و اسرائیل ناراضی است.
اما قانون عزت اجازه نمی‌دهد تا پیش از دستیابی به تضمین‌های واقعی و روشن، وارد مذاکره‌ای شویم که هدفش فریب و فرسایش ایران باشد.
همان‌گونه که دکتر عراقچی گفته است، این روندِ ناقص جز به بن‌بست نخواهد رسید.
اگر ایران در جریان این تحرکات دوباره مورد شبیخون قرار گیرد، منتقدان شرکت نکردن در نشست شرم‌الشیخ نیز دیگر چنین سادگی را نخواهند بخشید.

۱۹) اسرائیلِ ناکام در اهداف خود، به شرم‌الشیخ نخواهد رفت.

۲۰) ایران، تنها حامی واقعی مردم غزه در این دو سال پرماجرا بود. هیچ کشور عربی یا اسلامی جرأت حمایت از آنان را نداشت، اما ایران، با پشتیبانی حزب‌الله و همکاری مؤثر انصارالله یمن، تمام‌قد در کنار حماس ایستاد. در حالی که مصر، ترکیه و دیگر کشورهای عربی تنها نظاره‌گر صحنه بودند.

۲۱) اگر فرضاً حماس نقش ایران را نادیده بگیرد، دشمنان خود بارها تکرار کرده‌اند که ایران باید از حمایت مقاومت دست بردارد؛ پس این واقعیت غیرقابل انکار است.

۲۲) تمام تلاش آمریکا و اروپا و دست‌وپا زدن‌های رژیم صهیونیستی بر آن است که آبروی ازدست‌رفته هفتادساله اسرائیل را بازسازی کنند و خود را در افکار عمومی جهان، صلح‌طلب جلوه دهند. اما با عنایت الهی، در این هدف دروغین نیز شکست خوردند و چهره سفاک، کودک‌کش و اشغالگر اسرائیل و حامیان آمریکایی و اروپایی آن بیش از پیش برای جهانیان آشکار شده است.

۲۳) از سوی دیگر، آمریکا و اروپا پس از ناکامی در جنگ دوازده‌روزه علیه ایران و با تداوم بدعهدی در برجام و عمل نکردن به تعهدات بین‌المللی، جایگاه جهانی خود را تضعیف کرده‌اند. اکنون در تلاش‌اند با سیاست‌های قلدرمآبانه، وجهه از‌دست‌رفته خود را در جهان ـ به‌ویژه در غرب آسیا ـ بازسازی کنند، اما تضاد میان اهداف اعلامی و واقعی‌شان، صحنه را آشفته و پارادوکسیکال کرده است؛ ازاین‌رو، بعید است بتوانند به موفقیت جامع و پایداری دست یابند.

ادامه تحلیل و جمع‌بندی وقایع اخیر

قسمت دوم

۲۴) امروز ایالات متحده آمریکا، به‌عنوان قدرت نخست نظامی جهان، در دو جبهه فعال است و ناگزیر از نقش‌آفرینی در هر دو می‌باشد:

الف) جبهه خاورمیانه:
آمریکا با ایجاد تعهدات اجباری به میزان سه و نیم میلیارد دلار برای سه کشور قطر، عربستان و امارات در سفر اخیر ترامپ به منطقه، نوید وضعیت جدیدی در خاورمیانه را داد. این اقدام، به‌ویژه در جهت ترویج ایران‌هراسی ـ آن‌گونه که در سخنرانی‌های ترامپ مشهود بود ـ صورت گرفت تا فعالیت‌های جبهه مقاومت، از جمله حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و جنگ غزه، متوقف شود و در نهایت، به سود اسرائیل و در قالب طرحی موسوم به «خاورمیانه جدید» به انجام برسد.
اما آمریکا در تمامی این تلاش‌ها یا توفیق نیافت یا با شکست مواجه شد.

۲۵) آمریکا برای تحقق هدف اصلی خود، یعنی به زانو درآوردن ایران، تا آنجا پیش رفت که به‌طور مستقیم و با پیشرفته‌ترین سلاح هوایی خود (B2)، مأموریتی حساس برای از بین بردن تأسیسات هسته‌ای ایران را آغاز کرد؛ اقدامی که برخلاف تمام مقررات بین‌المللی و مصوبات آژانس اتمی بود.
با وجود این، در اغلب ابعاد جنگ ترکیبی علیه ایران نیز شکست خورد، هرچند خساراتی نسبتاً سنگین در حوزه هسته‌ای و انسانی وارد ساخت.

حزب‌الله لبنان که قرار بود خلع سلاح شود، مقتدرانه اعلام کرد که سلاح خود را زمین نخواهد گذاشت؛ و ارتش لبنان نیز، برخلاف دستور دولت، اعلام کرد که در فرایند خلع سلاح حزب‌الله وارد نخواهد شد.

حوثی‌های یمن نیز به‌طور کامل در معادلات دریای سرخ، در حمایت از غزه و در مقابله با اسرائیل، نقش‌آفرینی کردند. آمریکا در کنار اسرائیل با آنان درگیر شد، اما سرانجام، این آمریکا بود که به‌جای نابودی حوثی‌ها، ناچار شد به‌عنوان یک ابرقدرت با گروهی مقاوم به نام «حوثی‌ها» قرارداد امضا کند. پس از غرق شدن یک فروند جنگنده F-18 در دریای سرخ و برای جلوگیری از خسارت بیشتر، آمریکا ناچار به عقب‌نشینی شد.

ملت مظلوم و مقاوم غزه نیز از حماسه حماس جدا نشد. حماس استوارتر از پیش ایستاد؛ گروگان‌ها آزاد نشدند و در دست این جنبش باقی ماندند تا امروز، که در ازای آزادی نزدیک به چهار هزار زندانی فلسطینی، مرحله‌ای معاوضه صورت می‌گیرد. این رویداد نشان داد که قدرت چانه‌زنی برخاسته از مقاومت، فداکاری و شهادت، بسیار مؤثرتر از چانه‌زنی پشت سلاح‌های پیشرفته است.

در تمامی موارد سه‌گانه فوق، به‌علاوه موضوع خلع سلاح حزب‌الله و حشدالشعبی عراق، آمریکا و هم‌پیمانانش ناکام ماندند. این در حالی است که گروه‌های مقاومت، از جمله حزب‌الله، حماس و انصارالله، در سطوح مختلف رهبری خود شهدای اثرگذاری تقدیم کردند.

۲۶) به فرموده قرآن کریم:
«مَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا»
این بازماندگان و ادامه‌دهندگان راه، همان بقیةالسّیف‌اند که خون رهبران مجاهد و پاک‌سرشت خود و سایر عزیزانشان را دست‌مایه حفظ و گسترش ارزش‌های حیاتی خود می‌سازند. آنان می‌کوشند تا این الگوی قرآنی را زنده نگاه دارند که:
«إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ» (پیروزی یا شهادت) هدف نهایی آنان است.

۲۷) ب) جبهه اروپای شرقی:
در این جبهه، شاهد درگیری سخت و پایان‌ناپذیر میان روسیه و اوکراین هستیم. سرازیر شدن سلاح‌های جدید آمریکایی به اوکراین، که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای با برد ۲۵۰۰ کیلومتر دارند و می‌توانند تمام نقاط روسیه را هدف قرار دهند، باعث واکنش شدید مسکو شد. مدودف در واکنشی صریح، تهدید و اخطار جدی به آمریکا داد.
این جبهه، در کنار جبهه خاورمیانه، فشار مدیریت بحران را بر غرب ـ به‌ویژه آمریکا ـ دوچندان کرده است.

از سوی دیگر، اروپا میان سه جبهه خاورمیانه، اوکراین و شرق اروپا که به پیمان ناتو پیوسته و مجهز شده‌اند، احساس خطر فزاینده‌ای می‌کند.

۲۸) آنچه مسلم است، آمریکایی که در مدیریت خاورمیانه نتوانست از طریق قدرت نظامی، امنیت اسرائیل را تأمین کند، اکنون با ارائه طرح صلح مرحله‌ای، در پی ایجاد آرامش نسبی است. شاید این رویکرد به‌منظور تعیین تکلیف نافرمانی راهبردی روسیه در جنگ اوکراین و جلب رضایت متحدان اروپایی خود باشد.

۲۹) با این حال، چشم‌انداز این جبهه بسیار تیره است و بیم آن می‌رود که به درگیری هسته‌ای یا حتی جنگ جهانی منجر شود.

۳۰) از همین‌رو، روسیه اخیراً از سیاست کند و محافظه‌کارانه خود در قبال ایران فاصله گرفته و رهبران کرملین صریحاً اعلام کرده‌اند که علیرغم تحریم‌ها و سازوکار اسنپ‌بک، سلاح‌های نسل ۴ و ۵ و دیگر تجهیزات نظامی را برای تقویت اقتدار دفاعی ایران ارسال می‌کنند، و آموزش نیروهای ایرانی نیز آغاز شده است.

۳۱) سرعت تحولات و تغییر معادلات بسیار بالاست. مسئولان ایران باید از اتلاف فرصت‌ها جلوگیری کرده و تهدیدات موجود و محتمل را با درایت و هوشمندی، و با رویکردی متفاوت از گذشته ـ که ضعف‌هایی بر آن حاکم بود ـ به فرصت تبدیل کرده و در عمل به اجرا گذارند.

شایان ذکر است این جمع‌بندی با نگاهی تقریبی و بر پایه اطلاعات موجود نگاشته شده است. بدیهی است که بخشی از داده‌ها ممکن است دستخوش تحول شود و برخی داوری‌ها نیز محل گفت‌وگو باشد.
از خوانندگان دعوت می‌شود نقدها و منابع تکمیلی خود را ارائه کنند؛ زیرا هرچه روایت ما دقیق‌تر، بی‌طرفانه‌تر و متکی بر شواهد باشد، اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.
هدف مشترک همه ما حفظ کرامت انسان‌ها، کاستن از رنج‌ها و پیگیری راه‌حل‌های شرافتمندانه و پایدار است.

اندکی صبر، سحر نزدیک است
أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
آیا صبح نزدیک نیست؟
فَاصْبِرْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ

 

واکنش های متفاوت دولت و مردم ایران به پایان برجام و اغازمکانیسم ماشه

واکنش های متفاوت دولت و مردم ایران به پایان برجام و اغازمکانیسم ماشه

امیر دبیری مهر

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

توافق نامه هسته ای بین ایران و کشورهای عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل و المان که در سال ۲۰۱۵ به امضا رسیده بود و طی ان قرار بود تحریم های اقتصادی علیه ایران در قبال نظارت اژانس بین الملی انرژی هسته ای بر فعالیتهای هسته ای رفع شود بعد از فراز ونشیب های فراوان از صبح یکشنبه ۲۸ سپتامبر عملا بعد از ۱۰ سال پایان یافت .

ایران و روسیه و چین بعنوان سه عضو این توافق می گویند تهران در این ۱۰ سال به همه مفاد برجام پایبند بوده ولی  ۴ عضو دیگر یعنی امریکا و بریتانیا و فرانسه و المان می گویند ایران همکاری لازم و کافی را نداشته بنابر این ضروری است تحریم های سازمان ملل علیه ایران مجددا اجرا شود. ایران هم اعلام کرده همکاری با اژانس بین المللی انرژی اتمی را به حالت تعلیق در می اورد . بسیاری از کارشناسان معتقدند این تصمیم تهران می تواند تنش های رابطه ایران و غرب را تشدید کند و حتی به جنگ جدیدی بعد از جنگ ۱۲ روزه با اسراییل منجر شود. برخی از مقامات اسراییلی هم گفتند در صورتی که تهدیدی از ناحیه فعالیتهای جدید هسته ای ایران مشاهده کنند مجددا دست به اقدام نظامی خواهند زد. مقامات ایرانی نیز امادگی خود را برای ضربات متقابل به اسراییل اعلام کردند حتی یکی از مقامات امنیتی ایران اعلام کرده مسوولان ارشد نظامی و غیر نظامی جمهوری اسلامی موظف شده اند جانشین های خود را مشخص کنند تا در صورت کشته شدن مشکلی در مدیریت کشور ایجاد نشود.

مسعود پزشکیان هم که برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بود علی رغم توصیه های زیاد برای دیدار با مقامات امریکا برای کاهش تنش با امریکا و جلوگیری از بازگشت مکانیسم ماشه نتوانست از این نظر موفقیتی به دست اورد . او در انتهای سفر اعلام کرد امریکا از ایران خواسته ۴۰۰ کیلو اوانیوم غنی شده را تحویل دهد و بعد از سه ماه مذاکرات از سر گرفته شود. پزشکیان این پیشنهادرا غیر ممکن خواند.

مقامات جمهوری اسلامی می گویند اجرای مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم های سازمان ملل تاثیر زیادی بر اقتصاد ایران نخواهد گذاشت زیرا حجم این تحریم های به مراتب کمتراز تحریم های امریکا علیه ایران است . وزیر نفت ایران هم اعلام کرده فروش نفت ایران هم مانند سابق ادامه خواهد داشت و مکانیسم ماشه اثر جدی بر ان نخواهد داشت . مقامات اقتصادی ایران می گویند بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ نیز تحریم های شدیدی علیه ایران وجود نداشت اما نتوانست تجارت خارجی ایران را متوقف کند.

چین بعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران جمعه ۲۵ سپتامبر به همراه روسیه خواستار تمدید ۶ ماهه برجام و تعویق اجرای مکانیسم ماشه شد که از بین کشورهای عضو شورای امنیت فقط پاکستان و الجزایر به ان رای مثب دادند و با مخالفت ۱۱ عضو دیگر رای نیاورد.

محمد باقر قالیباف رییس مجلس ایران صبح یکشنبه ۲۸ سپتامبر اجرای مکانیسم ماشه را غیر قانونی خواند و کشورهایی که بخواهند ان را اجرا کنند را تهدید کرد با اقدام متقابل ایران مواجه خواهند شد!

رادیو و تلویزیون حکومتی در ایران هم در برنامه های مختلف سعی می کند نشان دهد بازگشت مکانیسم ماشه هیچ تاثیری بر زندگی مردم ایران نخواهد گذاشت و داشتن فناوری هسته ای ارزش تحمل سختی های ناشی از افزایش احتمالی تحریم ها را دارد. بعد از سخنان اخیر ایت الله خامنه ای در باره فواید داشتن انرژی هسته ای و ضرورت حفظ ان ٬برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی در روزهای اخیر مکررا به مردم درباره این موضوع توضیح می دهند که ارزش داشتن فناوری هسته ای انقدر بالاست که نباید به هیج قیمتی ان را با غرب معامله کرد.

تندروهای مخالف مذاکره با غرب هم ٬ از پایان توافق برجام ابراز خرسندی و رضایت می کنند. این گروه از ابتدا با برجام مخالف بودند و در این ۱۰ سال مکرر اعلام کردند این توافق نامه به نفع امریکا و اروپاست . اسراییل هم از ابتدا از مخالفان سرسخت برجام بود با این تفاوت که می گفت این توافق به نفع ایران است .ترامپ رییس جمهور امریکا هم در سال ۲۰۱۸ با همین استدلال از برجام خارج شد و تحریم ها علیه ایران را تشدید کرد.

اما مردم ایران نسبت به پایان برجام و اجرای مکانیسم ماشه نظرات متفاوتی دارند و دیدگاههای خود را در شبکه های اجتماعی و رسانه های بازتاب می دهند.

برخی از مردم همسو با حکومت  خیلی نگران تحریم های جدید نیستند و به با استناد با واکنش مثبت بازار سهام تهران معتقدند مکانیسم ماشه ببیشتر جنبه روانی دارد تا واقعی .

بازار سهام ایران که بعد از جنگ ۵۰۰ هزار واحد سقوط کرده با مداخله دولت در ابتدای هفته نه تنها افت نداشت بلکه ۵۳ هزار واحد هم رشد داشت و این رونق در روز بعد هم تکرار شد اما بازار غیر رسمی ارز و طلا شاهد رشد هیجانی بود و برای نمونه قیمت  هر دلار امریکا از ۱۱۰ هزار تومان هم گذشت .

اپوزیسیون و مخالفان جمهوری اسلامی به مساله از زاویه سیاسی نگاه می کنند و مردم را به اعتراض و انقلاب علیه نظام سیاسی دعوت می کنند که به گفته انها با حمایت اسراییل می تواند به فروپاشی در ایران منجر شود. برخی از مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی هم معتقدند اجرای مکانیسم ماشه مقدمه ای برای اقدامات بعدی غرب علیه ایران است و به همین خاطر امریکا برای اجرا نشدن این مکانیسم شرط های ناممکن مطرح کرده بود.

اما بسیاری از ایرانیان که وضع اقتصادی و معیشتی خوبی ندارند فقط نگران پیامدهای اقتصادی اجرای مکانیسم ماشه و تشدید گرانی ها و رشد تورم هستند. این گروه از مردم ایران از دولت امریکا بخاطر اعمال تحریم های گوناگون  ناراحت و خشمگین هستند زیرا بیشترین اسیب این تحریمها متوجه زندگی مردم است نه حکومت هستند .انها از جنگ و افزایش تنش نیز ابراز انزجار می کنند و معتقدند باید با کاهش تنش در روابط خارجی زمینه یک زندگی ارام و ارتقای رفاه عمومی فراهم شود. این گروه از مردم با فشارهای غرب به ایران مخالف هستند و از بی نظمی و اشوب در داخل کشور نیز استقبال نمی کنند ضمن اینکه از جمهوری اسلامی می خواهند ضمن حفظ توان دفاعی کشور درروابط خارجی به دیپلماسی اولویت بدهد و در داخل نیز کارامدی خود را افزایش دهد و در برخی سیاست های شکست خورده خود در حوزه های مختلف تجدید نظر کند.

 

 

 

 

 

یک هفته تا بازگشت تحریم ها علیه ایران : ایا گزینه بازدارنده ای وجود دارد؟

یک هفته تا بازگشت تحریم ها علیه ایران : ایا گزینه بازدارنده ای وجود دارد؟

امیر دبیری مهر

 

جمعه گذشته  ۱۹ سپتامبر شورای امنیت سازمان ملل به قطعنامه ای که می توانست جلو بازگشت تحریم ها علیه ایران را بگیرد رای نداد . این قطعنامه به ۹ رای نیاز داشت اما فقط روسیه وچین و پاکستان و الجزایر به نفع ایران رای دادند.

بنابراین کمتر از یک هفته دیگر ٬ تحریم های  بین المللی مربوط به قبل از سال ۲۰۱۵ و قطعنامه ۲۲۳۱ مجددا باز می گردد و اقتصاد ایران و معیشت مردم ‌را  تحت تاثیرقرار می دهد.  برای مثال دقیقا چند ساعت از رای گیری شورای امنیت نگذشته بود که دلار و طلا در ایران جهش قیمتی پیدا کرد.

ایران در روز ۱۸ سپتامبر و یک روز قبل ازجلسه شورای امنیت به امریکا وسه کشور اروپایی پیشنهاد داده بود حاضر است ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده که در پی حملات امریکا در زیر اوار مدفون شده را استخراج و با نظارت اژانس  رقیق یا نابود کند به شرط اینکه امریکا تضمین دهدحمله جدیدی  به ایران صورت نمی گیرد  و اسنپ بک یا اجرای مکانیسم ماشه نیز دست کم تا شش ماه از دستور خارج شود اما اروپا آن را نپذیرفت   و حتی گفته می شود مکرون رییس جمهور فرانسه  به عراقچی وزیر أمور خارجه ایران گفته او نماینده کل حاکمیت درجمهوری اسلامی نیست و پیشنهاد او ضمانت اجرایی ندارد! اما امریکا هنوز به پیشنهاد ایران واکنشی نشان نداده است .

در صورت شکست دیپلماسی و بازگشت تحریم ها این احتمال هم وجود دارد اسراییل به مناسبت هفتم اکتبر ( سالگرد حمله حماس ) علیه ایران دست به ماجراجویی جدید علیه ایران بزند و تنشی جدید در منطقه ایجاد شود . مقامات اسراییلی در دو ماه گذشته و پس از توقف جنگ ۱۲ روزه دست از تهدید علیه ایران برنداشته و حتی مدعی شدند که ترور رهبر جمهوری اسلامی از اهداف اصلی انها بوده که امکان اجرای ان فراهم نشده است .

 

جامعه ایرانی بویژه فعالان اقتصادی خیلی نگران بازگشت تحریم ها هستند که وضع اقتصادی ایران را بدتر کند و منجر به افزایش تورم  ٬ کاهش نرخ رشد اقتصادی  و کاهش صادرات بویژه نفت شود. اظهارات مقامات رسمی و رسانه های وابسته به حکومت مبنی بر اینکه بازگشت تحریم های اثر زیادی بر اقتصاد ایران نخواهد گذاشت از نگرانی مردم نکاسته زیرا اقتصاد از تحولات سیاسی تاثیر بسیار زیادی می پذیرد

. مقامات رسمی در ایران می گویند با تجربه ۱۵ سال گذشته ٬ امکانات و روشهای بی اثر سازی تحریم ها فراهم است ضمن اینکه تحریم های سازمان ملل مربوط به قبل از قطعنامه ۲۲۳۱ در سال ۲۰۱۵ از  تحریم های امریکا کم اثر تر است  بنا براین بازگشت تحریم ها  خیلی نگران کننده نیست  با این وجود مردم ایران نگران دو تهدید جدی هستند اول ایجاد بحران اقتصادی و دوم اغاز جنگ جدید و همه درجستجوی راهی هستند که بتوان از این مخمصه نجات پیدا کرد.

شورای عالی امنیت ملی ایران ۲ روز بعد از جلسه سازمان ملل  هشدار داده  با اقدامات کشورهای اروپایی عملاً مسیر همکاری با آژانس دچار تعلیق خواهد شد و مسعود پزشکیان رییس جمهور ایران نیز گفته با این فشارها دانش هسته ای در ایران نابود نخواهد شد.

برخی از طرفداران جمهوری اسلامی در فضای مجازی می گویند اگر امکان ازمایش بمب اتم وجود دارد الان زمان این اقدام است زیرا امریکا و اروپا نشان داده اند که نمی خواهند با ایران مصالحه کنند. غریب ابادی معاون وزیر امور خارجه نیز اعلام کرده در صورت اجرای مکانیسم ماشه توافق ایران و اژانس بین المللی انرژی اتمی در قاهره نیز منتفی خواهد شد. امیرسعید ایروانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران  در سازمان ملل گفت: آمریکا و تروئیکا به جای پذیرش این مسیر عقلانی، تشدید، فشار و تفرقه را برگزیدند. این تناقض میان گفتار و اقدامات آنان بار دیگر ثابت می‌کند که قصد واقعی‌شان نه دیپلماسی، بلکه تشدید مشکلات  است. آنان اکنون باید مسئولیت کامل بحرانی را که خود ساخته‌اند بر عهده گیرند. یک شب قبل از تصمیم شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران نخستین موشک قاره پیمای ایران نیز به گفته  محسن زنگنه  نماینده مجلس با موفقیت ازمایش شده است . به نظر می رسد در صورتی که در این یک هفته غربی های روزنه های گفتگو و توافق را باز نکنند تصمیمات و رفتارهای ایران رادیکال خواهد شد.

اما عده ای دیگردر ایران  که طرفدار مذاکره و توافق با امریکا به منظور کاهش تنش  هستند می گویند اخرین فرصت ایران حضور مسعود پزشکیان در اجلاس سالانه رهبران جهان در سازمان ملل در این هفته است و مسعود پزشکیان می تواند از این فرصت برای دیدار و توافق با امریکا استفاده کند تا روند سریع  اتفاقات علیه ایران متوقف شود.

گفتنی است زمانی که حسن روحانی رییس جمهور ایران بود و در دور اول ریاست جمهورری ترامپ٬ در سال ۲۰۱۹ امانول مکرون رییس جمهور فرانسه تلاش کرد دیداری بین روحانی وترامپ در نیویورک و در حاشیه اجلاس سازمان ملل انجام شود  که علی رغم انجام مقدمات ان ٬ در دقایق پایانی حسن روحانی از تهران پیامی دریافت کرد که حق مذاکره با ترامپ را ندارد.

بنا براین فرصت و گزینه های تصمیم گیری برای جمهوری اسلامی بسیار محدود است و امریکا و اروپا نیز به نظر می اید فضای دییلماسی و توافق با ایران را  بسته اند و به سوی تشدید تنش ها حرکت می کنند و نتیجه طبیعی این فرایند برای امنیت منطقه مفید نخواهد بود مگر انکه رخدادهای متفاوتی پیش رو باشد تا این فضای شکننده به سوی ثبات حرکت کند.

 

 

تلاش همه جانبه ایران برای جلوگیری از تضعیف نیروهای بسیج مردمی در عراق  و لبنان

امیر دبیری مهر 

 

بعد از سفر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به عراق و لبنان در هفته گذشته ٬ حالا مشخص شده مهمترین هدف از این سفر اعلام رسمی حمایت همه جانبه ایران از نیروهای بسیج مردمی دراین کشوها ست . گروههایی  که جمهوری اسلامی ایران انها را ستونهای مقاومت اسلامی در خاورمیانه می نامد. این گروهها  در سال گذشته با اقدامات  تروریستی  اسراییل ٬ اسیب های  جبران ناپذیری متحمل شدند . جمهوری اسلامی معتقد است ضربه به نیروهای نیابتی ایران در منطقه مقدمه حمله ۱۳جوون به ایران بود .

بعد از انکه درلبنان دولت خواستار خلع سلاح حزب الله شد  جمهوری اسلامی بااعلام اینکه قصد دخالت در امور داخلی لبنان را ندارد اما مشخص است که با این تصمیم  مخالف است و علی لاریجانی برای گفتن همین موضع به بیروت سفر کرد. تهران می گوید خلع سلاح حزب الله مانع از تجاوز مجدد اسراییل به لبنان نخواهد شد و حتی نبود نیروی مقاومت حزب الله دست اسراییل را برای اقدامات علیه لبنان باز خواهد گذاشت اما ظاهرا این نظر ایران چندان موافق رای و نظر مقامات لبنانی نیست . دولت لبنان  با وساطت امریکا و نماینده ویژه ترامپ در امور لبنان ضمانت هایی دریافت کرده  که در صورت خلع سلاح حزب الله اسراییل نه تنها به لبنان حمله نخواهد کرد بلکه مناطق اشغالی جنوب این کشور را نیز تخلیه خواهد کرد. هنوز حزب الله با طرح دولت لبنان موافقت نکرده و همین مساله نگرانی ها از وقوع یک جنگ داخلی مجدد را در لبنان افزایش داده است .

اما همین مساله اما به شکل معکوس  درعراق در حال اجرا و پیاده سازی است . بعد ازانکه اخبار ضد و نقیضی از فشار امریکا به دولت عراق مبنی بر ضرورت انحلال حشد الشعبی منتشر شد ٬ جمهوری اسلامی نگران شده که  مبادا یکی دیگر از نیروهای مهم هم پیمان خود -مستقر در کشور همسایه غربی خود- را  از دست بدهد از همین روی پارلمان عراق دست به اقدام پیش دستانه ای زده است .

گفتنی حشد مردمی درعراق نقش تعیین‌کننده‌ای درشکست داعش از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ ایفا کرد ومحبوبیت قابل توجهی درمیان بخش‌هایی از مردم عراق دارد. اما اخیرا مخالفان حشد بویژه کردها و اهل سنت عراق مدعی هستند که با کاهش تهدید تروریستی داعش، وجود حشد ضرورتی ندارد اما تحولات اخیر در منطقه بویژه روی کار آمدن گروه‌های تکفیری در سوریه و فعال شدن باقی‌مانده‌ها و زندانیان آزاد شده داعش و سایر شبه نظامیان مرتبط با این گروه‌ها ٬ مجدداً تهدیدات برای ثبات و امنیت عراق بازگشته و موافقان حفظ حشد در این مجادلات دست برتر را پیدا کرده اند . بر همین اساس پارلمان عراق می خواهد با تصویب قانونی٬  سازمان حشد الشعبی را در ساختار رسمی نیروهای مسلح این کشور تثبیت و از حمایتهای قانونی برخوردار سازد.

در صورت تصویبب این  قانون٬  بسیج مردمی عراق فراتر  از قانون کلی و کوتاه مصوب سال  ۲۰۱۶ از حمایت  های قانونی برخوردار شده و  موضوع انحلال حشد الشعبی به کلی منتفی خواهد شد.

به گفته رسانه‌های عراقی تعداد اعضای حشد   از ۱۲۲۰۰۰ در سال ۲۰۱۶ به ۲۳۸۰۰۰ نفر افزایش یافته و بودجه آن  در سال گذشته  از ۳.۴ میلیارد دلار فراتر رفته است.

تلاش پارلمان عراق برای تحکیم جایگاه حشدالشعبی در ساختار دفاعی و نظامی عراق ٬اعتراض کاخ سفید را در پی داشته و وزارت خارجه این کشور آن را مغایر “روابط استراتژیک” واشنگتن و بغداد خوانده است . کاخ سفید تنها به اعلام مخالفت بسنده نکرده و دولت عراق را تهدید به اقدامات تنبیهی احتمالی کرده است

به گفته محمود المشهدانی، رئیس مجلس نمایندگان عراق٬  آمریکا خواهان ادغام حشد در نیروهای امنیتی عراق است، نه ساختاردهی مستقل به آن. آمریکا پیشتر نیز تلاش کرده بود تا با مسدود کردن مکانیسم پرداخت حقوق نیروهای حشد بر دولت عراق  فشار وارد کند..

علی رغم این تهدیدات عامر الفایز، یکی از چهره‌های ارشد ائتلاف سیاسی مسلط بر مجلس عراق  گفته  قانون حمایت از حشد یک مسئله داخلی است و اجازه نمی هیم نیروهای خارجی در متوقف کردن آن دخالت کنند.

 

 

 

مخالفان تصمیم پارلمان عراق  موارد متفاوتی را برای اعلام مخالفت خود ذکر کرده‌اند.از جمله اینکه قانون جدید می‌تواند منجر به افزایش نفوذ جناح‌های درون نیروهای بسیج مردمی (حشد الشعبی) و تأثیر آنها بر روند تصمیم‌گیری سیاسی دولت عراق شود.

علاوه بر این برخی نیز می گویند  قانون جدید ممکن است نگرانی‌هایی را در میان برخی از کشورهای منطقه، مانند کشورهای خلیج فارس، ایجاد کند و همچنین بر روابط با ایالات متحده تأثیر بگذارد.

اما ایالات متحده  معتقد است تصویب این قانون  جناح‌های طرفدار ایران را در ساختار سیاسی و نظامی عراق تقویت خواهد کرد، که موضوعی حساس در روابط بین بغداد و واشنگتن است.

شاید به همین دلیل ایران خواستار قانونی شدن جایگاه حشد د عراق و موافق تصویب قانون جدید است . نیرویی که با حمایت و طراحی ایران و برای مقابله با داعش در عراق ایجاد شد و قاسم سلیمانی فرمانده ارشد نظامی ایرانی در گسترش و تجهیز ان تلاش فراوانی کرد و در این مسیر از حمایت ایت الله سیستانی مرجع بزرگ شیعیان برخوردار بود.

در این اختلاف نظرها یکی از سناریوهایی که در روزهای اخیر به صورت پرتکرار در رسانه‌های عراقی به عنوان گزینه بدیل آمریکا و مخالفان حشد الشعبی مطرح می‌شود تلاش برای تبدیل کردن حشد به نهادی پشتیبان برای وزارتخانه‌های دفاع و کشور تحت عنوان «گارد ملی» است.

به گفته کارشناسان این الگو که در آمریکا و عربستان سعودی وجود دارد و این نیرو می‌تواند در بحران‌های امنیتی داخلی از وزارت کشور و در تهدیدات خارجی از وزارت دفاع پشتیبانی کند و مشمول قوانین و مقررات نظامی مشابه ارتش و پلیس خواهد بود.

در جمع بندی  می توان گفت ایران که نگران حمله مجدد اسراییل و امریکاست حفظ نیروهای نیابتی خود در منطقه را بخش لاینفک سیاست دفاعی خود دانسته و تضعیف حزب الله در لبنان و حشد الشعبی در عراق را مغایر امنیت ملی خود می داند از این رو با صراحت و جدید از حفظ این نیروهای بسیج مردمی حمایت خواهد کرد.

 

ایا مذاکره و توافق احتمالی ایران با امریکا می تواند مانع از اغاز جنگ دیگری باشد؟ روایتهای مختلف در ایران چه می گویند؟

 

نوشته امیر دبیری مهر منتشر شده در روزنامه النهار چاپ بیروت 

جمهوری اسلامی تا قبل از جنگ ۱۲ روزه برای کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی و تبلیغاتی امریکا گزینه های متعددی داشت تا به تعبیر ایت الله خامنه ای نتیجه آن ٬ جلوگیری از جنگ و پرهیز  از مذاکره مستقیم با واشنگتن باشد. او بارها گفته بود نه جنگ خواهد شد و نه با امریکا مذاکره خواهد کرد. این   سیاست تا ۱۳جون ۲۰۲۵ کارامد بود. اما بعد از حمله اسراییل به ایران و مشارکت امریکا در حمله به تاسیسات هسته ای ایران به نظر می اید عمر این سیاست پایان یافته  و گزینه های ایران در شرایط  کنونی  اولا محدود شده و ثانیا زمان انتخاب ایران نیز به حدود دو ماه محدود شده .

جمهوری اسلامی قبلا در مذاکرات غیر مستقیم خود با امریکا که پنج دور با وساطت عمان برگزار شد از دستاوردهای هسته ای خود بعنوان یک اهرم فشار یا کارت بازی استفاده می کرد. همچنین توانسته بود با مانورهای نظامی از وقوع جنگ جلوگیری کند. اما پس از جنگ اخیر هم خسارتهای جدی به تاسیسات هسته ای ایران وارد شده و هم اسراییل علی رغم موشک باران شهرهایش  از جانب ایران که منجر به درخواست اتش بس شد جرات بیشتری برای تهدید و تجاوز به ایران پیدا کرده . شاید به همین علت است که ایت الله خامنه ای در پیام تسلیت اربعین شهدای جنگ اخیر از نیروهای مسلح ایران خواسته امادگی خود را برای دفاع از ایران بالا ببرند. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی در دو ماه پیش رو که مهلت اروپایی ها برای اجرای مکانیسم ماشه است دو گزینه اصلی پیش رو دارد.

گزینه اول ادامه سیاست عدم مذاکره مستقیم با امریکا و بازگشت مکانیسم ماشه و تجدید درگیری با اسراییل است . اسراییل بعد از جنگ بارها اعلام کرده هر وقت تهدیدی از جانب ایران مشاهده کند مجددا به ایران حمله خواهد کرد. گزینه دوم مذاکره مستقیم با امریکا به منظور رسیدن به توافق با واشنگتن و حتی ایجاد رابطه با امریکاست . مقامات جمهوری اسلامی معتقدند که اسراییل بدون حمایت و تایید امریکا هیچ وقت نمی تواند تهدیدی علیه ایران باشد و در صور تی که رابطه ایران و امریکا بهبود یابد عملا تهدید اسراییل نیز خنثی خواهد شد و به همین دلیل تل اویو از گذشته سرسخت ترین مخالف توافق احتمالی ایران و امریکا بوده و هست.

در چنین شرایطی و در همین راستا اخبار غیر رسمی حکایت از این دارد که برخی از روسای جمهور سابق ایران مثل سید محمد خاتمی و حسن روحانی در نامه های جداگانه ای به ایت الله خامنه ای خواستار تصمیم گیری ایشان برای توافق با امریکا شده اند. حسن روحانی رییس جمهور اسبق ایران پیشتر نیز بارها درباره ضرورت برقراری رابطه امریکا موضع گیری کرده و حتی در دوران ریاست جمهوری خود برای نخستین بار در سالهای پس از انقلاب با باراک اوباما تلفنی صحبت کرد.

همچنین گفته می شود دیپلماتهای سابق وزارت امور خارجه با محوریت محمد جواد ظریف نیز در نامه ای جداگانه به ایت الله خامنه ای خواستارمذاکره و  برقراری رابطه با امریکا به منظور حل و فصل اختلافات فیمابین شده اند که سالها انباشته شده است . هنوز خبر نگارش  این نامه ها دررسانه های ایران منتشر نشده  اما همزمان در فضای مجازی ورسانه ای ایران دهها مقاله و یادداشت از جانب مفسران و تحلیلگران سیاسی ایران با مضمون مشابه نوشته ومنتشر شده .

در سه دهه اخیر نیز بارها چنین نامه نگاری هایی از سوی مقامات و فعالان سیاسی و حزبی با ایت الله خامنه ای در باره روابط با امریکا انجام شده اما موضع رهبر ایران همیشه مخالفت با این استدلال بود ه که به وعده های امریکا نمی توان اعتماد کرد . تنها موردی که ایت الله خامنه ای اجازه مذاکره مستقیم با امریکارا صادر کرد به سال ۲۰۱۲باز می گردد و بعد از ارسال چند نامه باراک اوباما به رهبر جمهوری اسلامی .در پی ان علی اکبر صالحی وزیر وقت امور خارجه ایران به دستور ایت الله خامنه ای وارد مذاکره با امریکایی برای رفع تحریم ها شد و جالب اینجاست که محمود احمدی نژاد رییس جمهور وقت از این مذاکرات خبر نداشت. مذاکراتی در دولت حسن روحانی به توافق برجام منجر شد.

محمود احمدی نژاد نیز اخیرا در اظهاراتی جنجالی مدعی شده در سالهای گذشته فرصت های مناسبی برای توافق با امریکا وجود داشته که جمهوری اسلامی ان را از دست داده است.

از سوی دیگر مخالفین مذاکره با امریکا نیز درایران بسیار فعال و با نفوذ هستندانها  با اشاره به تجربه جنگ اخیر معتقدند امریکا حتی در مذاکرات قبل از جنگ نیز ایران را وارد بازی فریب کرده بود وبه همین دلیل مذاکره  با چنین دولتی بویژه ترامپ هیچ فایده ای ندارد و درصورت مذاکره مجدد عزت ملی خدشه دار می شود. البته  عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در یک مصاحبه تلویزیونی با رد این ادعا گفته اگر با امریکا مذاکره نمی کردیم امروز متهم بودیم که جنگ تحمیلی نتیجه مذاکره نکردن بود در حالی که تحمیل جنگ به ایران همزمان با مذاکرات ایران و امریکا٬ نشان دهنده حقانیت و منطق قوی ایران در دیپلماسی است .

دیپلماسی جدید جمهوری اسلامی پس از جنگ  با مذاکره معاونین وزرای خارجه ایران و سه کشور اروپایی در جمعه پیش در استانبول اغاز شد و به نظر می رسد در هفته ای اتی  استمرار خواهد یافت . اما اینکه به مذاکره مستقیم با امریکا منجر شود با نه بستگی به رای و نظر ایت الله خامنه ای دارد . اما برای درک سختی و پیچیدگی تصمیم رهبر جمهوری اسلامی باید توجه کرد از یکسواحتمال داردعدم توافق با امریکا  منجر به بازگشت مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم های بین المللی علیه ایران و حتی جنگی جدیدعلیه تهران  شود اما از سوی دیگر هیج تضمینی هم وجود ندارد مذاکره مستقیم با امریکا  منجر به توافق سازنده با واشنگتن گردد به گونه ای که جلو جنگ جدید گرفته شود و تحریم های اقتصادی و مالی و بانکی علیه ایران کاهش یابد یا رفع شود. به نظر می رسد نقش کشورهای مهم منطقه مانند عربستان و امارات و قطر می تواند در رسیدن به یک توافق بسیار اثرگذار باشد.