اهداف و پیامدهای حمله جمهوری اسلامی به پایگاههای امریکا کشورهای عربی

 

امیر دبیری مهر

 

بعد از حمله مشترک هوایی امریکا و اسراییل به جمهوری اسلامی در صبح شنبه ۲۸ فوریه و شهادت ایت الله خامنه ای رهبر و فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی ایران٬ شورای عالی امنیت ملی در اطلاعیه ای اعلام کرد به همه سرزمین های اشغالی و همه پایگاههای امریکا در منطقه حمله خواهد کرد.

ساعاتی پس از این اطلاعیه ٬ سپاه پاسداران حملات موشکی و پهبادی خود به سوی اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای اردن ٬ کویت ٬ عراق ٬ قطر٬ امارات٬ عربستان ٬ امارات و عمان را اغاز کرد و بعد از ۷ روز  همچنان ادامه دارد. تا کنون صدها موشک و پهباد به این کشورها شلیک شده و خسارات زیادی به این کشورها وارد شده . هر چند جمهوری اسلامی مدعی است این حملات علیه کشورهای عربی نیست بلکه هدف پایگاه های امریکا و اسراییل است اما واقعیت محسوس برای این کشورها به گونه دیگری است و انها این حملات را متوجه تمامیت ارضی خود می دانند و ان را نوعی تجاوز به خود می دانند .

در این شرایط باید به این پرسش پاسخ داد که هدف جمهوری اسلامی از این حملات چیست؟ ایا پیامدهای این حملات را در اینده روابط با کشورهای عربی در نظر نمی گیرد؟ ایا نگران اتحاد اعراب علیه خود نیست؟ ایا به پرداخت غرامت بابت خسارتهای وارد شده به اماکن غیر نظامی در این کشورها نمی  اندیشد؟ ایا این حملات در شرایطی که توان پدافندی جمهوری اسلامی در برابر حملات هوایی اسراییل و امریکا موفق نیست پوششی برای ضعف دفاعی و نظامی نیست ؟

در پاسخ به این پرسشها باید گفت جمهوری اسلامی در مواجهه با جنگ تحمیلی امریکا و اسراییل خود را در یک جنگ وجودی و سرنوشت ساز تعیین کننده  می داند و تحلیل مقامات تصمیم گیری جمهوری اسلامی این است که واشنگتن و تل اویو این جنگ را برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی اغاز کرده اند  بنابر این برای نجات از این مهلکه باید هزینه جنگ تحمیلی را در سطح منطقه ای انقدر بالا برد تا کشورهای عربی تحت فشار قرار گرفته و از امریکا بخواهند جنگ را متوقف کند و جلو فروپاشی نظام سیاسی گرفته شود.

جمهوری اسلامی همچنین می خواهد با منطقه ای کردن جنگ موجب افزایش قیمت نفت و اخلال در روند تامین انرژی شود به نظر مقامات در تهران در این صورت دیگر کشورها از جمله چین نیز بعنوان واسطه خواستار توقف جنگ خواهند شد .

اما به نظرمی اید حتی اگر این اهداف جمهوری اسلامی تحقق یابد و با فشار اعراب و دیگر کشورهای نیازمند انرژی٬ امریکا و اسراییل جنگ را متوقف کنند رابطه ایران وکشورهای عربی با  ساختار موجود جمهوری اسلامی دیگر به گذشته برنخواهد گشت . با این اتفاقات اعراب برای همیشه جمهوری اسلامی را یک تهدید و خطر تلقی می کنند که می تواند به هربهانه ای امنیت این کشورها را خدشه دار خواهد کرد.ضمن اینکه چه بسا بعد از توقف احتمالی جنگ کشورهای عربی درخواست غرامت نیز کنند و همین مساله باعث بروز اختلافات حقوقی فراوان می شود.بازدداشت دو صراف ایرانی در دوبی در همین راستا تحلیل می شود.

مساله مهم دیگر که می توان ان را پیامد ناخواسته حملات ایران به اعراب تلقی کرد سوق دادن کشورهای عربی به ارتباط بیشتر و بهتر و راهبردی تر با اسراییل در قالب پیمان ابراهیم است یعنی جمهوری اسلامی که نیم قرن با بهبود روابط اعراب با اسراییل مخالف بود عملا با حملات اخیر همه کشورهای عرب را به بهبود رابطه با اسراییل هدایت کرد.

پیامد دیگر ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشورهای عربی در بدترین سناریو ایجاد اتحاد و ایتلاف بین کشورهای عربی برای اقدام مشترک علیه جمهوری اسلامی است سناریویی که در موضع گیری برخی مقامات عربستانی وقطری قابل استنباط است . پادشاهی عربستان هشدار داد در صورت ادامه حملات ایران به انها پاسخ خواهد داد و قطر نیز گفته ایران در خصوص حملات اخیر هیچ اطلاعی به دوحه نداده  و دیپلماتهای ایرانی را اخراج کردند.

و در اخرین سناریو در صورتی که ایران حملات خود را ادامه دهد امریکا و کشورهای اروپایی می توانند پرونده ای را در شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی باز کنند و ایران را به تهدید امنیت جمعی متهم کنند و زمینه اقدام جمعی علیه جمهوری اسلامی در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل فراهم شود.

با وجود همه این مخاطرات به نظر می رسد جمهوری اسلامی قصد توقف حملات خود را ندارد و تنها زمانی می تواند متوقف شود که دیگر ذخایر موشکی ایران پایان یابد . برهمین اساس مسعود پزشکیان روز شنبه از کشورهای عربی بابت حملات اتش به اختیار نیروهای نظامی عذرخواهی کرد و همین موضع گیری موجی از حمله به پزشکیان را موجب شد.

احتمال دیگر توقف حملات ایران در صورتی است که  امریکا حتی بطور موقت از هدف فروپاشی نظام سیاسی در ایران عقب نشینی کند و به مقامات تهران تضمین دهد که درصورت تسلیم در برابر خواسته های امریکا در  قدرت باقی خواهند ماند. بهر حال به نظر می رسد در حال حاضر برای جمهوری اسلامی تنها چیزی که مهم است بقا و حفظ ساختار خود  است و اگر این خواسته تامین نشود تا جایی که بتواند زمین و زمان را با هم خواهد سوزاند.