تشدید اختلافات سیاسی در ایران درباره اعتراضات  ایران

منبع : روزنامه النهار 
نویسنده : امیر دبیری مهر
بعد از گذشته حدود یکماه از اغاز اعتراضات در ایران و گذشت ۲۰ روز از حوادث هشتم و نهم ژانویه در بیش از ۴۰۰ شهر ایران  که منجر به کشته شدن دست کم ۳ هزار ایرانی شد اختلاف بین گروههای سیاسی در ایران درباره علت این وقایع و پیامدهای آن بالا گرفته است .
 گروههای سیاسی طرفدار جمهوری اسلامی از همان ابتدا مدعی بودند این اعتراضات با طراحی و حمایت امریکا و اسراییل صورت گرفته و کشتار مردم نیز توسط تروریست های مسلح مخالف نظام انجام شده و همچنان همین ادعا را مطرح می کنند  .
 گروههای سیاسی منتقد جمهوری اسلامی می گویند  در اعتراضاتی در این وسعت احتمال نفوذ افراد و گروهای نفوذی خشونت طلب و تروریست وجود دارد اما سرکوب اصلی توسط نهادهای نظامی و انتظامی امنیتی جمهوری اسلامی انجام شده و این تصمیم شکاف بین دولت و ملت را بیش از گذشته خواهد کرد.
 در این میان برخی از اصلاح طلبان نیز می گویند حتی اگر کشتار توسط تروریستهای مسلح مورد حمایت خارج انجام شده باشد این موجب رفع مسوولیت حکومت در حفظ امنیت معترضین نمی شود.
شهروندان ایرانی که از چند روز پیش و پس از ۲۰ روز قطعی اینترنت توانستند با محدودیت های فراوان و فیلتر شکن به شبکه های اجتماعی متصل شوند با انتشار و بازنشرعکسها  و مطالب و ویدیوهای جدید از وقایع ان ۲ روز خونین اکثرا حکومت را در کشتار معترضین مقصر می دانند و حتی برخی از انها از دولتها و سازمانهای بین المللی خواسته اند در برابر جمهوری اسلامی و در دفاع از مردم ایران قرار گیرند.
در این اختلاف نظر شدید در ایران درباره اعتراضات اخیر که به تهدید و رجزخوانی طرفین علیه هم نیز تبدیل شده و همزمان با تهدیدات امریکا برای حمله به ایران روز به روز افزایش می یابد صدور بیانیه های جداگانه  از سوی میر حسین موسوی و مهدی کروبی دو نفر از رهبران جنبش سبز که از سال ۲۰۱۰ در حبس خانگی هستند –  کروبی چند ماهی است از حصر خارج شده – موجب اغاز دور جدیدی از اختلافات شده است .
میر حسین موسوی که بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ نخست وزیر ایران بود در این بیانیه با اشاره به اینکه
هرچه روزها می‌گذرند، ابعاد هول‌انگیز خیانت و جنایتی بزرگ که در حق مردم ایران روی داده  بیشتر اشکار می شود نوشته :
((مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمی‌خواهند و دروغ‌های‌تان را باور نمی‌کنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید.. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم می‌پوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش می‌زدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر می‌کوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسان‌ها نمی‌دادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز می‌انداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش می‌گذاشتید، داشتید با جهالت، گران‌بهاترین فرصت‌های‌تان را از دست می‌دادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راه‌حلی برای هیچ‌یک از بحران‌های کشور دارید و نه ملت چاره‌ای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگ‌تان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند))
میرحسین موسوی بار دیگر خواستار برگزاری رفراندوم قانون اساسی در ایران  با تشکیل جبهه‌ای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمت‌آمیز است شده .
بسیاری از منتقدین و معترضین با استقبال از موضع اخیر میرحسین موسوی می گویند ای کاش سید محمد خاتمی و علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی نیز مواضع مشابهی اتخاذ می کردند!
فقط جریان سلطنت طلب حامی رضا پهلوی بطور رسمی به ان واکنش نشان ندادند اما طرفداران انها در فضای مجازی از اینکه مبادا رجال سیاسی داخل ایران جایگزین رضا پهلوی برای دوران بعد از جمهوری اسلامی شوند ابراز نگرانی می کنند.
گفتنی است ترامپ نیز جند هفته پیش ابراز امیدواری کرده بود مردم ایران رهبران خودشان را در داخل شناسایی و معرفی کنند.
 مهدی کروبی دیگر اپوزیسیون سرشناس ایرانی که سالها رییس مجلس ایران بود نیز با صدور بیانیه ای شبیه بیانیه میر حسین ٬
اعتراض را  حق مردم و حفظ جان وتأمین امنیت شهروندان را از وظایف نهادهای امنیتی و انتظامی حکومت دانسته و بااشاره کشته شدن هزاران معترض  درخواست کرده  هیاتی مستقل از نهادهای مدنی و افراد مورد وثوق مردم برای روشن شدن ابعاد این جنایت از جمله آمار دقیق از جان‌باختگان، مجروحین و آسیب دیده‌ها تشکیل شود.
کروبی وضعیت اسفبار امروز ایران را  نتیجه مستقیم دخالت‌ها و سیاست‌های ویرانگر داخلی و بین‌المللی آقای خامنه‌ای‌ دانسته و  یک نمونه آن را اصرار بر پروژه‌ پرهزینه و بی‌حاصل هسته‌ای و پیامدهای سنگین تحریم‌ها در دو دهه گذشته بر کشور و مردم معرفی کرده است .
کروبی از  اقای خامنه ای بخاطر اینکه تاکنون جز به طرفداران‌ خود اجازه صدور مجوزی برای تجمع نداده‌ انتقاد کرده و گفته در جنبش سبز او و مهندس موسوی مطابق  قانون اساسی از وزارت کشور درخواست راهپیمایی کردند اما سهم مردم در آن روز باتوم و چماق و ضرب‌وشتم و  گلوله در کوچه و خیابان‌ها بود و سهم او و مهندس موسوی  فحاشی و هتاکی، ویرانی خانه و کاشانه و سپس اعمال حصر و حبس خودسرانه.
همانطور که پیش بینی می شد این بیانیه ها با واکنش تند و شدید افراد و گروهها و رسانه های طرفدار جمهوری اسلامی مواجه شد. برای مثال  حزب مؤتلفه اسلامی که یکی از محافظه کارترین و قدیمی ترین احزاب ایران است ضمن محکوم کردن بیانیه میر حسین موسوی مدعی شده این بیانیه
مشحون از تهمت‌های ناروا، تحریف واقعیات است ونه تنها بازتاب خواست ملت ایران نیست، بلکه زاییده ذهنیت گروهک‌های منحرف و وابسته به استکبار است .
حسین شریعتمداری رادیکال ترین و تندروترین روزنامه نگار وابسته به جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان
با اشاره به پیشنهاد  میرحسین موسوی در باره بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی که در همه بیانیه های او تکرار می شود گفته این پیشنهاد دقیقاً و بدون کم و کاست و به نمایندگی از یک جریان مرموز و همسو با آمریکا و اسرائیل، هدف و آرزوی برزمین مانده اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه را روی دست گرفته است.که دقیقاً همان هدف تغییر رژیم (Regime change) است که آمریکا و اسرائیل به عنوان اصلی‌ترین راهبرد خود طی چهل و چند سال گذشته علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال کرده‌اند .
مهدی خزعلی فرزند یکی از روحانیون محافظه کار ایرانی که چند سالی است مواضع انتقادی علیه جمهوری اسلامی گرفته و زندانی هم شده در واکنشی غیر قابل انتظار علیه میر حسین موسوی خطاب به او نوشته
امروز به همه اصول و ارزش‌ها پشت پا زده ای، هم صدای استعمار عریان آمریکا، رژیم کودک کش و نژاد‍پرست صهیونی و همراه منافق، تجزیه طلب و خاندان مزدور و نوکر صفت پهلوی شده‌ای، امروز به خون شهیدان خیانت کرده ای .خزعلی در این نامه خطاب به میرحسین موسوی با اشاره به مشاهدات خود از وقایع هشتم و نهم ژانوبه در تهران نوشته :
((جناب میرحسین، اگر تو در حصر بودی، اما من  در صحنه بوده‌ام، دو ساعت اول خیابان از نیروی پلیس و امنیتی خالی بود و شهر ناامن بود، بانوی محجبه امنیت نداشت، کسی که ظاهر مذهبی داشت، محکوم به مرگ بود و خودروی یکی  از دوستانم که منتقد حاکمیت بود در مسیر پمپ بنزین به جرم داشتن ریش مورد تعرض واقع شد! شهر دست داعش بود! نقش پیکر مطهر دانشجوی پزشکی بر شبستان مسجد سوخته در تاریخ این سرزمین ماندگار شد! و من به چشم خویش حجم خشونت ویرانگر تروریست‌های مزدور اجنبی را دیدم و چه بسیار جوانان بی‌گناه این مرز و بوم را به خاک و خون کشیده و مردمان را داغدار کردند!))
به نظر می رسد تهدید حمله امریکا به ایران انقدر پر رنگ است و بر فضای رسانه ای سایه افکنده که در نگاه اول هیچ موضوع دیگری نمی تواند توجه افکار عمومی را به خود جلب کند اما وجود پرسشهای زیاد در جامعه ایرانی درباره اینده کشور و حمله احتمالی امریکا و اینکه ایا این حمله منجر به سقوط جمهوری اسلامی می شود یا نه و اینکه نظام سیاسی بعدی چگونه خواهد بود و چه افرادی نقض اصلی را در ان دارند باعث می شود موضع گیری و بیانیه های رجال و گروههای سیاسی مورد توجه قرار گیرد.

سه رویکرد متعارض درباره حمله احتمالی امریکا به ایران

منبع : روزنامه النهار 

نویسنده : امیر دبیری مهر

همزمان با تحرکات نظامی و سیاسی و امنیتی در منطقه که نشان می دهد احتمال حمله نظامی امریکا به جمهوری اسلامی افزایش یافته مقامات نظامی و سیاسی ایران بی وقفه علیه اقدام احتمالی امریکا واکنش نشان داده و می گویند ایران از جنگ استقبال نمی کند اما در صورت وقوع هر حمله ای پاسخی پشیمان کننده خواهد داد.

اینکه پاسخ پیشمان کننده ایران چه خواهد بود معلوم نیست اما با وجود ادامه  قطعی اینترنت بین الملل در ایران در پی اعتراضات اخیر درایران٬  افراد نزدیک به نهادهای نظامی وامنیتی در ایران در شبکه های اجتماعی داخلی می نویسند نیروهای مسلح ایران در صورت حمله امریکا دو هدف اصلی خواهند داشت:

اول پایگاههای نظامی امریکا در کل منطقه خاورمیانه و دوم تاسیسات زیر بنایی اسراییل در سرزمین های اشغالی . اگر این خبر درست باشد احتمالا منطقه شاهد یک جنگ تمام عیار و ویران گر خواهد بود . همانگونه که یحیی رحیم صفوی فرمانده اسبق سپاه پاسداران گفته و از جنگ احتمالی به عنوان یک رویارویی تعیین کننده تاریخی نام برده است .

دورجدید تهدید های امریکا مبنی بر حمله به ایران بعد از آن شروع شد که دونالد ترامپ اعلام کرد در صورتی که جمهوری اسلامی معترضین را بکشد امریکا نیز به مقامات و نهادهای نظامی و امنیتی و انتظامی ایران حمله خواهد کرد اما هنوزبا وجود گذشته دو هفته از کشته شدن دست کم سه هزار ایرانی در اعتراضات اخیر  اقدامی از سوی امریکا صورت نگرفته است .

سقوط ۱۰۰ هزار واحدی ارزش سهام بورس تهران و افزایش قیمت طلا و دلار در چند روز اخیر نشان می دهد بازارهای مالی وقوع جنگ را نزدیک می دانند. مردم نیز در گفتگو های روزمره بیشتر درباره احتمال جنگ و پیامدهای ان صحبت می کنند .

 

با این وجود برخی تحلیل  گران نیز با استتناد با به برخی اخبار مانند شروط جدید امریکا برای ایران می گویند تحرکات نظامی امریکا به منظور امتیاز گرفتن از تهران در مذاکرات احتمالی است و جنگی در پیش نیست . گفته می شود استیو ویتکاف طرف امریکایی مذاکره با ایران اخیرا به عباس عراقچی گفته در صورتی که ایران کل فعالیتهای هسته ای اش را متوقف کند و حمایت از نییروهای نیابتی را قطع کرده و اسراییل را به رسمیت بشناسد امکان جلوگیری از جنگ وجود دارد. پیشنهادهایی که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ان را نخواهد پذیرفت حتی اگر به جنگ منجر شود.

بنابراین  می توان از سه گروه در ایران نام برد که مواضع متفاوتی در قبال حمله احتمالی امریکا به ایران دارند.

  • اکثریت مردم به شدت نگران و مخالف جنگ با امریکا هستند. اینها هر چند ناراضی و نسبت به سیاست های جمهوری اسلامی معترض هستند اما راه ان را جنگ و دخالت نظامی دولتهای خارجی نمی دانند . مردم ایران به دو دلیل نگران جنگ هستند اول اسیب به زیر ساختهای اساسی ایران که پیامدهای مخرب افتصادی خواهد داشت و تا سالها جبران ناپذیر خواهد بود. دوم ایجاد بی ثباتی و نا امنی در کشور که در این صورت وقوع جنگ نه تنها بهبودی در اوضاع ایجاد نمی کند بلکه وضع زندگی مردم را تشدید خواهد کرد مردم حمایت جامعه جهانی از تغییرات ساختاری در ایران و حمایت از حقوق اساسی مردم را اثرگذار تر می دانند.

 

  • . گروه دوم مخالفین جمهوری اسلامی در داخل و خارج ایران هستند که نیز برای نخستین بار از حمله احتمالی یک کشور خارجی  استقبال می کنند  و  می گویند با وجود دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و تجربه تلخ کشته شدن حداقل ۳هزار نفر در اعتراضات اخیر ٬نمی توان جمهوری اسلامی را بدون کمک خارجی ساقط کرد و دخالت امریکا برای این امر ضروری است . این گروه معقتدند جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقیعت تاریخی خود قرار دارد و بسیار اسیب پذیر است بویژه که در اعتراضات اخیر نیز مشخص شده پایگاه اجتماعی وسیعی نیز ندارد و مخالفان خشمگین حکومت در صورت حمله مشترک امریکا واسراییل به ایران می توانند نقش مکمل را در فروپاشی نظام ایفا کنند. این گروه از رضا پهلوی بعنوان رهبر اینده ایران در دوره گذار پس از فروپاشی جمهوری اسلامی نام می برند. تلویزیون ماهواره ای  ایران اینترنشنال هم رسانه رسمی این جریان است .
  • دسته طرفداران جمهوری اسلامی هستند که این روزها در رسانه ها و محافل خود رجز خوانی بی سابقه ای را علیه امریکا و اسراییل و از همه بیشتر علیه مخالفین داخلی جمهوری اسلامی به راه انداخته اند. برای نمونه روزنامه همشهری وابسته به شهرداری تهران هر روز تیترهای هشدار دهنده می زند مبنی براینکه حکومت اسلامی باید همزمان در داخل و خارج از مخالفین خود انتقام بگیرد . این رسانه ها می گویند اشوب های اخیر اعتراض مردمی نبوده بلکه توطیه ای امریکایی و اسراییلی با حضور میدانی تروریست های مسلح هدایت شده بوده است و از و امار بالای تلفات نیز نتیجه حضور این تروریست هاست .روزنامه همشهری در شماره یکشنبه خود با درج عکس فرماندهان نظامی ایران نوشته پاسخ نظامی ایران به امریکا و اسراییل غیر قابل تصور است .

 

انچه به نظر می رسد اینکه روزهای اینده ایران شاهد اتفاقات مهمی خواهد بود و وضعیت کنونی ایران ناپایدار است .

 

قرار گرفتن اینده ایران در هاله ای از ابهام در سایه اعتراضات اخیر

 

 

اعتراضاتی که در ایران با تجمع بازاریان تهران علیه گرانی دلار اغاز شد بعد از چند روز  فراز و نشیب ٬ در ۱۸ دی ماه برابر با هشتم ژانویه و با فراگیر و خشونت امیز شدن اعتراضات در بیش از ۱۰۰ شهر چهره جدید به خود گرفت و تحولات بی سابقه ای را در دو هفته اخیر در ایران رقم زده است .

اعتراضات که در پی فراخوان رضا پهلوی ولیعهد شاه سابق ایران و ازساعت هشت شب پنج شنبه شب اغاز شد بلا فاصله ابعاد وسیعی یافت یعنی اولا در همه نقاط ایران مشاهده شد و ثانیا جمعیت شرکت کننده در ان بیشتر از تصوراولیه  بود به گونه ای که نظام سیاسی از ان احساس خطر کرد و بلافاصله از ان بعنوان یک حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی نام برد .علی لاریجانی برای اولین بار ازان بعنوان روز سیزدهم جنگ ۱۲ روزه اسراییل علیه ایران نام برد و بقیه مقامات همچنان ان را تکرار می کنند.

سلطنت طلبهای طرفدار رضا پهلوی این اعتراض وسیع را نشانه محبوبیت رضا پهلوی و علاقه ایرانیان به تغییر رژیم از جمهوری اسلامی به سلطنت مشروطه می دانند و در رسانه های وابسته به خود ان را ترویج می کنند اما اغلب جامعه شناسان این تفسیر را توام با اغراق دانسته و ضمن تایید وجود گرایشی در نسل جوان ایران به دوره پهلوی بخاطر سو عملکرد جمهوری اسلامی ٬ نارضایتی عمیق و وسیع مردم ایران از وضع زندگی خود را علت و ریشه اصلی این اعتراضات گسترده می دانند.

بهر حال هنوز ساعتی از تجمعات نگذشته بود که اینرنت در ایران قطع شد و این قطعی تا امروز ادامه دارد . اتفاقی که در تاریخ سابقه نداشته است و متخصصان از ان بعنوان ایرن افلاین نام می برند. برخی معتقدند این قطعی به منظور جلوگیری از حملات سایبری به زیر ساختهای فناوری در ایران است اما بسیاری معتقدند قطعی اینترنت از جانب حکومت ایران٬  ناشی از نگرانی انعکاس اتفاقات رخ داده در پنج شنبه و جمعه شب یعنی ۱۸ و ۱۹ دی ماه برابر با هشتم و نهم ژانویه است که گفته میشود هزاران نفر در ان کشته شدند. نگرانی ها زمانی بیشتر شد که تلفن های همراه نیز برای چند روزی قطع شد و جامعه ایران در یک وضعیت بی سابقه ارتباطی قرار گرفت که برخی ان را اولین حکومت نظامی در جمهوری اسلامی نامیدند. خیابانها مملو از نیروهای پلیس و امنیتی شد که در ساعات پایانی شب همراه با بازرسی و حتی بازداشت جوانان همراه بود.همزمان مقامات امنیتی دایم هشدار می دهند هر گونه ارتباط با رسانه های معاند جمهوری اسلامی عواقب سختی برای مرتکبین خواهد داشت .

مشاهدات بسیاری از مردم حاکی است در این اعتراضات اکثریت شرکت کنندگان حضور مسالمت امیز داشتند و صرفا شعارهای سیاسی و اقتصادی می دادند و عده معدودی دست به اتش زدن تخریب در خیابانها زدند و در برخی مواقع هم درگیری با نیروهای انتظامی و امنیتی اجتناب ناپذیر بوده است . حضور نسل نوجوان و جوان خشمگین از نادیده گرفته شدن توسط حکومت  در این اعتراضات چشمگیر بودو نوع رفتار انها در خشونت امیز شدن اعتراضات موثر بود.

با وجود گذشته ۱۲ روز از این اتفاقات ٬ هنوز امار رسمی از تعداد کشته شدگان و مجروحین و بازدداشت شدگان منتشر نشده اما برخی اخبار رسمی از کشته شدن حدود ۳ هزار نفر و بازداشت حدود ۲۰ هزار نفر حکایت دارد .در رسانه های رسمی فقط مراسم تشییع نیروهای نظامی و انتظامی کشته شده دراین اتفاقات بازتاب می یابد که حدود ۱۵۰ نفر براورد می شوند و ازمعترضین کشته شده دلجویی نمی شود و همین به شایعاتی دامن زده مانند اینکه خانواده های کشته شدگان حق برگزاری مجالس عزاداری ندارند و برای تحویل اجساد باید مبالغ هنگفتی به حکومت پرداخت کنند. شایعاتی که مقامات ان را تکذیب کرده اند اما برای مردم باور پذیر نیست .

قطع اینترنت و شبکه های اجتماعی فرصت را برای دو دسته رسانه فراهم کرد که روایت خود را از اتفاقات ان دو شب بیان کنند.روایاتی که بازگو کننده خواسته های مردم و واقعیات رخ داده نیست و بیشتر منافع راویان را تامین می کند .

دسته اول صداو سیمای حکومتی و برخی سایت های خبری وابسته به سپاه پاسداران هستند که می گویند اتفاقات ان دو شب به بعد اعتراض و حتی اغتشاش نبوده بلکه اقدام هماهنگ تروریستی نیروهای مسلح وابسته به موساد بوده و باید با شدید ترین روش با ان مقابله کرد. این رویکرد ریشه ها و علل را انکار می کند و فقط به به نتیجه عمل برخی از خرابکاران حاضر در این اعتراضات توجه کرده و ان را برجسته می سازد .ضمن اینکه این سوال را ایجاد کرده که اگر همه اعتراضات توسط عوامل مسلح موساد طراحی و اجرا شده پس این حجم از نیرو و امکانات نظامی و انتظامی و امنیتی برای پیشگیری از اشوب و بی نظمی چرا بکار گرفته نشده است ؟

رسانه های مخالف جمهوری اسلامی نیز با میدان داری ایران اینترنشنال می گویند این اعتراض  صرفابا هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده  و جمهوری اسلامی برای سرکوب ان ۱۲ هزار نفر در در دو شب کشته  است این روایت هم نفوذ مشهود عوامل خشونت طلب و مسلح و خرابکار در جمعیت معترض را انکار می کند و به تنوع دلایل و علل اعتراضات توجه نمی کند و همه چیز را در مخالفت با جمهوری اسلامی محدود می کند. ضمن اینکه برای ارایه امار واطلاعات خود سند و مدرکی ارایه نمی دهد .

هر دو روایت سعی می کنند یک اتفاق مهم و پیچیده سیاسی و اجتماعی با ریشه ها و عوامل گوناگون را ساده سازی کنند تا اهداف خود را بر کرسی بنشانند.شاید بر همین اساس رییس جمهور ایران از پژوهشگران خواسته با نگاه علمی و کارشناسی ریشه های انی اعتراضات را شناسایی کنند.

این اتفاقات پر هزینه و نگران کننده در ایران همزمان شده  با اظهارات ضد و نقیض دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا در خصوص حمایت از معترضین در برابر نیروهای سرکوب در ایران . در روزهای نخست توییت ها و مصاحبه های متعدد ترامپ احتمال حمله را بالا برده بود اما چند روز بعد که ترامپ از  مقامات جمهوری اسلامی بخاطر توجه به هشدارهای او تشکر کرد این احتمال کاهش یافته اما هنوز احتمال اقدام امریکا منتفی نشده است .

در حال حاضر در جامعه ایران بدون توجه به اظهارات مقامات رسمی و تهدیدهای مکرر رسانه های حکومت علیه معترضین ٬خشم وسیعی از قطعی اینترنت وجود دارد که به کسب و کار وفعالیتهای اقتصادی مردم لطمه جدی وارد کرده و همچنین مانع از کسب اطلاعات صحیح و درست درباره اتفاقات اخیر می شود مردم می گویند حکومت حق ندارد شهروندان را از حق اطلاع ٬حق انتشار و حق ارتباط با همدیگر منع کند .

همزمان  سرگردانی وسیعی نیز درباره اینده ایران ووقوع احتمالی جنگ جدید با امریکاجریان دارد.سخنان و اظهارات مقامات ارشد ایران نشان می دهد انها نیز به شدت نگران اغاز یک جنگ جدید هستند و دایم تهدید می کنند که در صورت حمله امریکا واکنش ایران غیر قابل تصور خواهد بود . مردم نمی دانند که جنگ احتمالی در اینده نزدیک رخ خواهد داد یا در چند ماه اینده ؟ ایا حملاتی محدود خواهد بود یا حملاتی اساسی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ؟ تمامیت ارضی و امنیت عمومی و اینده اقتصاد ایران مهمترین مسایلی که دغدغه های مردم را شکل می دهد اما برای حاکمان  بیشتر حفظ جایگاه و موقعیت و مزایای ان در اولویت است و ان را خواسته ملت معرفی می کند  و برای مخالفان سیاسی حکومت نیز تصاحب حکومت و جالب اینجاست که این گروه هم ان را خواسته ملت معرفی می کند.

اما این روایت سازی ها از چشم تیز بین مردم ایران پنهان نیست که خود در میدان زندگی در حال تلاش برای ساختن ایرانی بهتر هستند.

 

 

 چهار روایت از هشتمین اعتراض پس از انقلاب ۱۹۷۹

روایت های گوناگون ازعلل اعتراضات درایران :
 چهار روایت از هشتمین اعتراض پس از انقلاب ۱۹۷۹
توضیح: این تحلیل قبل از حوادث خشونت بار ۱۸ و ۱۹ دی ماه نوشته شده است

 

امیر دبیری مهر
 سابقه اعتراضات سیاسی و اقتصادی در ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی  به سال ۱۹۹۲ یعنی ۳۳ سال پیش باز می گردد که در شهر مشهد واقع در شمال شرق ایران رخداد . بعد از ان شاهد چند اعتراض جدی و اثر گذار دیگر بودیم که عبارتند از :
اعتراض به گرانی و تورم در سال ۱۹۹۵مردمی  در اسلام شهر در جنوب تهران
اعتراض دانشجویی در سال  ۱۹۹۹
اعتراض سیاسی به نتایج انتخابات در سال ۲۰۰۹
اعتراض سال ۲۰۱۷ در مشهد به گرانی ها و تورم
اعتراض ۲۰۱۹ در چندشهر در پی افزایش قیمت بنزین
اعتراض سراسری در ۲۰۲۲ در پی مرگ مهسا امینی
اعتراض ابتدای سال ۲۰۲۶ در تهران و چندین شهر به دلایل اقتصادی ومعیشتی
از ۸ اعتراض شکل گرفته در ایران علیه جمهوری اسلامی دست کم ۵ مورد ان دلایل اقتصادی داشته است . البته همیشه در هر جنبش اعتراضی دلایل فرعی نیز وجود دارد و معترضین از فرصت اعتراض برای بیان خواسته های دیگر خود استفاده می کنند.
در باره علل و روند اعتراضات در ایران چهارروایت اصلی وجود دارد که با هم در ستیز هستند و در رسانه ها با هم رقابت می کنند تا افکار عمومی را قانع کنند.
  • روایت اول مدعی است اعتراض اخیر در ایران نیز ازجنس اعتراض های اقتصادی است که در پی چندین سال رکود اقتصادی بویژه از سال ۲۰۱۸ به بعد و افزایش تورم و گرانی و در ماههای اخیر با افزایش مداوم قیمت دلار و از بازار موبایل شروع شد و به دیگر بازارها در تهران و برخی شهرها سرایت کرد. باورمندان به این روایت می گویند بیشتر شهروندان ناراضی و معترضین به دنبال رفاه نسبی و بهبود وضع معیشتی هستند و اگر نظام سیاسی بتواند به این خواسته انها پاسخ دهد ارامش به کشور باز خواهد گشت .
  • اما وقتی شعارهای صنفی و اقتصادی فراگیر تر شد و رنگ سیاسی به خود گرفت  برخی شعارها علیه  رهبر جمهوری اسلامی و به نفع رضا پهلوی رهبر اپوزیسیون سلطنت طلب خارج از کشور شعار سر داده شد٬  اعتراض صنفی و اقتصادی به اعتراض سیاسی و برانداز تبدیل شد و روایت دوم که متعلق به حکومت در ایران است شکل گرفت . به همین دلیل سیسستم انتظامی و امنیتی برخورد با معترضین را تشدید کرد و ایت الله خامنه ای نیز در سخنرانی سوم ژانویه بر ضرورت برخورد شدید با ان تاکید کرد. تهدید دونالد ترامپ مبنی بر اقدام امریکا در صورت سرکوب انها از جانب دولت ایران نیز در واکنش شدید جمهوری اسلامی موثر بود و رسانه های دولتی معترضین را اغتشاش گر نامیده و انها را عوامل امریکا و اسراییل خواندند. این نوع تفسیر اعتراضات در ایران سابقه ای به اندازه عمر اعتراضات در ایران دارد . تفاوت تفسیر حکومت از اعتراض ها در این دوره فقط در این است که قوه مجریه یا دولت پزشکیان در موضع گیری و کلام حق معترضین را به رسمیت شناخته و تصمیم گرفته یارانه پرداختی به شهروندان را افزایش دهد.  هر چند دولت هیچ کنترلی بر نهادهای انتظامی و امنیتی و نظامی ندارد و انها برای برخورد با معترضین از رهبری نظام فرمان می گیرند.
  • روی دیگر تفسیرسیاسی و برانداز از اعتراضات ٬ متعلق به اپوزیسیون و مخالفین جمهوری اسلامی است که برای سرنگونی نظام سیاسی مداخله خارجی از سوی امریکا و اسراییل را جایز می دانند . اینها معتقدند با اعتراضات مدنی نمی توان در ایران رژیم سیاسی را تغییر داد و فقط با مداخله امریکا و اسراییل این امکان فراهم می شود. رهبر این روایت رضا پهلوی ولیعهد شاه سابق ایران و طرفداران او در داخل و خارج هستند. این روایت مخالفان سرسختی در ایران دارد کسانی که معتقدند اوضاع ایران انقدری وخیم نیست که برای رهایی از ان لازم باشد به دشمن خارجی متوسل شد.
  • گروه چهارمی هم در داخل ایران وجود دارد که معتقد است نظام جمهوری اسلامی نتوانسته تصمیمات و توانایی ها خود را در چهار دهه پیش را در داخل و خارج از ایران با تغییرات ایجاد شده تطبیق دهد و همین مساله موجب شکل گیری نارضایتی ها متعدد فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی شده و در روابط خارجی نیز منجر به ناکامی های متعدد نظام سیاسی در تنظیم مناسبات با دیگر کشورها بویژه قدرتهای بزرگ شده است. بر اساس این روایت و تفسیر که برخی نخبگان دانشگاهی به ان معتقدند جمهوری اسلامی به مرحله ناکارامدی و فقدان مشروعیت رسیده و حتی قدرت بازسازی خود حتی در فرصت های تاریخی را نیز از دست داده است . این گروه برای نمونه به فرصت همبستگی ملی بعد از جنگ ۱۲ روزه اشاره می کنند که جمهوری اسلامی می توانست از ان برای بازنگری در سیاست های خود و کم کردن شکاف بامردم استفاده کند . بر این اساس در هر بحرانی با ریشه های مختلف و به هر بهانه ای ایران شاهد جنبشی اعتراضی خواهد بود و هر جنبش توان مقاومت و کنترل یا سرکوب حکومت  را کاهش می دهد و در نهایت نیز در یک بازه زمانی به فروپاشی منجر خواهد شد. این گروه معتقدند علت اینکه تا کنون نیز جنبش های اعتراضی به نتیجه نرسیده  دوعلت دارد : اولا جمهوری اسلامی از اپوزیسیون قدرتمندی برخوردار نیست  تا جایگزین قابل اطمینان نظام سیاسی کنونی باشد ثانیا توان کنترل و سرکوب جمهوری اسلامی بالاست وگرنه  هم نارضایتی عمومی وجود دارد و هم دستگاه تحلیلی و توضیح دهنده ضرورت عبور از نظام موجود است که به ان گفتمان یا ایدیولوژی دوران گذار می گویند.
اینکه کدام روایت درست تر است و با واقعیات ایران بیشتر تطبیق دارد را تحولات اینده ایران روشن خواهد کرد اما یک واقعیت را نمی توان کتمان کرد و اینکه هر نظام سیاسی از جمله جمهوری اسلامی تا قبل از فروپاشی می تواند با اصلاحات اساسی از جمله برگزاری رفراندوم و تغییر قانون اساسی و تغییر سیاست های کلی خود در داخل و خارج از نارضایتی ها کاسته و زمینه اعتراض های سراسری رااز بین ببرد.

اخرین تحلیل تحولات مربوط به اعتراضات در ایران : ارامش نسبی قبل از طوفان

گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل :

 

تظاهرات و اعتراضات در ایران بعد از دو هفته تجمعات پراکنده صنفی به گرانی ارزهای خارجی و مشکلات معیشتی ٬ در پی فراخوان رضا پهلوی در اخر هفته پیش و حضور وسیع و فراگیرتر مردم به خشونت کشیده شد و با وجود قطع کامل اینترنت و ارتباطات در ایران گزارش های تایید نشده حاکی است تعداد زیادی از معترضین و نیروهای نظامی و انتظامی کشته شده اند.

درز تدریجی تصاویر و ویدیوهایی از اجساد کشته شدگان در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور که عملا تنها کانال ارتباطی بین د اخل و خارج از ایران هستند نگرانی ها از خشونت های بکار گرفته شده رو به افزایش است . رسانه های رسمی در ایران تنها تصاویری و ویدیوهایی را منتشر می کنند که نشان میدهد اماکن عمومی تخریب شده و بالغ بر ۱۰۰ نیروهای نظامی و انتظامی به دست تروریست های مسلح  کشته شده اند . اما معترضین می گویند این روایت یک سویه و ساخته و پرداخته رسانه های وابسته به نهادهای امنیتی است انها می گویند نیروهای شبه نظامی و انتظامی اغاز گر خشونت بوده اند.

این جنگ روایتها همزمان شده است با تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ و مقامات ایرانی علیه یکدیگر. ترامپ گفته برای دفاع از معترضین قصد اقدام علیه ایران دارد و مقامات ایرانی نیز گفته اند در صورت اقدام نظامی امریکا پاسخ محکمی به امریکا بدهند و حتی قالیباف رییس مجلس ایران اعلام کرده پایگاه های نظامی امریکا در خاورمیانه هدف مشروع نیروهای مسلح ایران است .

با ادامه قطع اینترنت و بی خبری کامل مردم از تعداد کشته شدگان و روایت رسانه های مخالف جمهوری اسلامی مبنی بر کشته شدن هزاران ایرانی٬  به مرور مجامع و نهادهای بین المللی و دولتهای اروپایی فعال شدند و به حتی نمایندگان کنگره امریکا در حال فشار به ترامپ هستند تا علیه جمهوری اسلامی اقدام نظامی کند. ٓژنرال پتراووس رییس اسبق ستاد کل نیرهای مسلح امریکا نیز اعلام کرده پایگاههای موشکی ایران و قرارگاههای انتظامی و نظامی ایران در تیررس امریکاست و احتمالا امریکا به انها حمله خواهد کرد. او همچنین جنگ سایبری را نیز مکمل اقدامات احتمالی امر یکا دانسته است .

مخالفان جمهوری اسلامی نیز در حال شکل دادن به کمپینی هستند که ترامپ را به حمله نظامی به جمهوری اسلامی تشویق کنند زیرا انها معتقدند جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقعیت تاریخی خوداست و با حمله نظامی سرنگون خواهد شد و در غیر این صورت احتمال سقوط این نظام بعلت ساختار قدرتمند امنیتی صرفا با اعتراضات خیابانی  قابل تصور نیست . اما مقامات و رسانه های جمهوری اسلامی معتقدند شورش تروریستهای مسلح با  حضور میلیونی مردم ایران در دوشنبه به نفع جمهوری اسلامی پایان یافته و الان نوبت رسیدگی به پرونده کسانی است که زمینه های این شورش ها را فراهم کردند . برای نمونه صاحب کافه های مشهور ساعدی نیا بازداشت شده و به نظر می رسد کیفر خواست سنگینی علیه او صادر خواهد شد . احمد رضا رادان رییس پلیس ایران نیز تهدید کرده تا اخرین شورشی ها بازداشت خواهند شد.

برخی خبرها حاکی است نیروهای انتظامی قصد دارند دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای نیز محدود و مسدود کنند و با توجه به اینکه برای رسیدن به این هدف  ارسال پارازیت نتوانسته موفق باشد گفته می شود ماموران دولتی به برخی خانه ها برای جمع اوری دیش های ماهواره ای مراجعه شده است که همین اقدام هم اگر درست باشد می تواند به درگیری های جدید بین مردم و نهادهای انتظامی تبدیل شود.

در این وضعیت با ادامه قطع اینترنت و عدم دسترسی مردم به اخبار و تحلیل ها ونبود تبادل نظر بین مردم روایتهای یکسویه و جهت دار در فضای ایران در حال حاکم شدن است و زمینه های اقدامات از جانب امریکا و اسراییل علیه ایران فراهم خواهدشد . ضمن اینکه ادامه قطعی اینترنت و تبعات شدید ان علیه کسب و کار و اقتصاد ایران و نقض حقوق ارتباطات شهروندان می تواند به تشدید خشم و نارضایتی عمومی منجر شود .اما نگرانی جدی تصمیم گیران امنیتی در ایران از دو مساله یعنی  فروپاشی سیاسی و  و ایجاد رخنه در سپر امنیتی نظام باعث شده ریسک باز شدن فضای ارتباطی را نپذیرند . اکثریت مقامات تصمیم گیر سطح بالای نظامی و امنیتی در جمهوری اسلامی معتقدند عقب نشینی در برابر مخالفین و معترضین جایز نیست . بویژه که به شدن نگران هسستند وصل اینترنت موجب انتشار تصاویر و ویدیوها و اخبار جدید از اعتراضات اخیر شده و موج جدیدی از اعتراضات را در کشور و شکل گیری پرونده های حقوق بشری در عرصه بین المللی فراهم شود و از همه خطرناک تر فراهم شدن زمینه های ایجاد اجماع بین المللی برای اقدام علیه جمهوری اسلامی .

 

اغاز دور تازه اعتراضات مردمی در ایران و سناریوهای احتمالی

امیر دبیری مهر
همانطور که مکرردر تحلیل های قبلی پیش بینی شده بود جامعه ایران بیشتر به دلایل اقتصادی و اجتماعی اماده اعتراض و تظاهرات است . میزان بالای نارضایتی ازعملکرد نهادهای حاکمیتی را به اسانی می توان در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مشاهده کرد. اما مساله اینجاست که وجود نارضایتی در فضای مجازی چندان حاکمیت و مدیران ارشد را نگران نمی کند اما همین که بهانه ای ایجاد شود تا بخشی از جمعیت ناراضی و معترض از فضای مجازی به خیابانها سرازیر شوند حاکمیت به شدت نگران شده و به فکر مهار این اعتراض ها می افتد تا مبادا فراگیر تر شده و به دیگر شهرها سرایت کند و اعتراض صنفی و معیشتی به جنبش اجتماعی تبدیل شود و در انتها رنگ انقلابی برای تغییر رژیم بگیرد .
امسال این نگرانی با توجه به وقوع جنگ ۱۲ روزه اسراییل وامریکا علیه جمهوری اسلامی به شکل مضاعفی افزایش یافته است . بدین گونه که گفته می شود طراحان جنگ ۱۲ روزه انتظار داشتند با حمله به مراکز نظامی و انتظامی ٬زمینه اعتراض خیابانی مردم تهران را فراهم و  مقدمات فروپاشی جمهوری اسلامی ایجاد شود. اما با خشم و مخالفت اکثریت مردم ایران با حمله نظامی اسراییل این اتفاق نیفتاد. اما درهفته های اخیر با افزایش بی سابقه طلا و دلار در ایران و انفعال دولت در قبال این مساله٬  نگرانی مردم از کاهش ارزش پول ملی بالارفت  . با عبور قیمت سکه طلا در ایران از مرز ۱۵۰ میلیون تومان و قیمت دلار از ۱۴۰ هزار تومان در  شنبه گذشته این نگرانی عمومی به اعتراض بخشی از فعالان بازارهای تهران منتقل شد و فروشندگان کالاهایی که قیمت انها به قیمت دلار وابسته است روز یکشنبه دست به اعتراض خیابانی زدند و در روز بعد این اعتراض ها در برخی شهرها مانند تهران و همدان و قشم و ملارد در نزدیکی تهران بازتاب رسانه ای پیدا کرد و رسانه هاو شبکه های اجتماعی  مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور این اعتراض ها را از دو جهت بزرگنمایی کردند اول اینکه میزان و فراگیری ان را بیشتر ازواقعیت نشان دادند و دوم اینکه اعتراض صنفی به گرانی ارز را به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی تفسیر کردند. هر چند نمی توان انکار کرد بطور طبیعی بخشی از معترضین همیشه خواستار تغییر رژیم درایران بوده وهستند .
اعتراضات چند روز اخیر  با چند اتفاق مهم دیگر همزمان شده که می تواند به تحولات غیر قابل پیش بینی منجر شود.این اتفاقات عبارتند از :
  • دیدار نتانیاهو با ترامپ در امریکا وتاکید هر دو مقام امریکایی و اسراییلی بر احتمال مجدد حمله به تاسیسات هسته ای و موشکی ایران
  • پذیرش استعفای رییس بانک مرکزی ایران که بسیاری معتقدند او با سو مدیریت و ناتوانی از بازگرداندن بالغ بر ۱۱۶ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات در ۷ سال اخیر نقش موثری در گرانی های اخیر داشته .
  • مخالفت بی سابقه مجلس ایران با کلیات لایحه بودجه به این دلیل که در ان جنبه های حمایتی از معیشت مردم کم رنگ است .
با توجه به مطالب بالا چند سناریو برای اعتراضات جدید در ایران قابل تصوراست که احتمال وقوع هر کدام وابسته به ۴ متغیر مهم زیر است .
  • نحوه رفتار معترضین
  • تصمیمات حکومت در ایران برای آرام سازی جامعه
  • نحوه برخورد نهادهای امنیتی و انتظامی با اعتراض ها
  • و مواضع و سیاست های کشورهای خارجی بویژه امریکاو اروپا وبویژه اسراییل
سناریوهای احتمالی عبارتند از :
  • با توجه به وجه پر رنگ اقتصادی و معیشتی این اعتراضات ٬اگر حکومت بتواند با تدابیری نشان دهد کنترل اوضاع را در دست دارد ومی تواند گرانی ها را مهار کند ودرمقابله با معترضین همدلی و نرمش اتخاد و از خشونت پرهیز شود این اعتراضات فروکش خواهد کرد ودر قالب مطالبات و خواسته های گروهی و صنفی وجه مسالمت امیز خواهد گرفت. دستور رییس جمهور به وزیر کشور برای گفتگو با معترضین اقدام مناسبی در این راستا ارزیابی می شود( ضروری است اشاره کنم برخلاف ادعای مخالفین جمهوری اسلامی که هر گونه اعتراض در ایران را به انقلاب سیاسی تعبیر می کنند از نظر علم سیاست اعتراضات در ایران همه ی ویژگی های انقلابهای سیاسی را ندارد و از سطح جنبش اجتماعی بالاتر نمی رودمانند اعتراض ها جنیش زن زندگی ازدی در سال ۲۰۲۲ که شرح این مساله مجال جداگانه ای می خواهد.)
  • اگردولت نخواهد یا نتواند قیمت های ارز و طلا و گرانی ها را کنترل کند و به مطالبات مردم معترض با تصمیماتی ملموس پاسخ دهد ادامه این اعتراض ها تا زمانی که معترضین به خواسته های خود دست پیداکنند ادامه خواهد داشت . شاید چند روز فروکش کند اما مجددا و به بهانه دیگری دوباره سر برمی اورد و حتی می تواند گسترش کرده و با توجه به میزان نارضایتی ها و خشم برخی از مردم از سیاستهای کشور رادیکال شود. نهادهای متولی نظم و امنیت در این سناریو با درس گرفتن از تجربه های گذشته از هر گونه خشونت پرهیز کرده و صرفا بر مهار وارام سازی اعتراض ها متمرکز خواهند بود. رسانه های وابسته به حاکمیت نیز با انعکاس منصفانه اعتراض ها ٬ ها از سیاسی نشان دادن آن و وابسته نشان دادن معترضین به خارج از کشور پرهیز خواهند کرد.در گذشته هم رسانه های وابسته قدرت و هم نهادهای ذی ربط امنیتی و انتظامی در این مساله موفق عمل نکردند.
  • نوع مواجهه حکومت با اعترا ض های شکل گرفته سناریوی سوم و چهارم را شکل خواهد داد. اگر حکومت اعتراضات با نوعی براندازی نرم تعبیر کرده و رسانه های وابسته به حکومت روایت انقلابی  از ان را منتشر کنند و نهادهای امنیتی و انتظامی با معترضین مانند دشمنان و ستون پنجم دشمن برخورد کنند نه تنها اعتراض ها ارام نخواهد نشد بلکه تشدید شده و به خشونت کشیده می شود و در خوش بینانه ترین حالت حکومت با اعمال سرکوب وسیع و شدید اعتراضات را خفه خواهد کرد. اما به نظر می رسد در این صورت سناریوی چهارم ظهور خواهد کرد.
  • بدبینانه ترین سناریوی قابل تصور مداخله کشورهای خارجی بویژه اسراییل دراعتراضات داخلی ایران و منحرف کردن ان ازاعتراضات صنفی و مسالمت امیز به اغشاشات عمومی و خشن علیه ساختار سیاسی کشور و نظام جمهوری اسلامی و ایت الله خامنه ای است . در این صورت هم احتمال درگیری نظامی مجدد و حتی ترور رهبری وجود دارد و هم احتمال مداخله عوامل و گروههای وابسته به موساد در اعتراض های خیابانی . دوشنبه شب اکانت فارسی وابسته به موساد نوشت همراه معترضینی است که بخواهند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. سناریوی چهارم در تاریخ جنبش های اعتراضی در ایران سابقه نداشته و به نظر می رسد با توجه به مطالب گفته شده و شواهد موجود در صورت خشونت امیز شدن اعتراضها احتمال وقوع ان بالاست بر همین اساس هم رییس جمهور و هم رییس مجلس هشدار دادند در صورت حمله مجدد اسراییل پاسخ ایران سخت و غیر قابل محاسبه خواهد بود. بنا براین در جمع بندی می توان گفت فعلا توپ و میدان در اختیار جمهوری اسلامی است که با پرهیز ازخشونت در مواجهه با اعتراض ها و پاسخ ملموس و عملی به مطالبات و درخواستهای مردم ناراضی ٬ جلو خشونت امیز شدن اعتراض ها ومداخله احتمالی اسراییل را بگیرد.
این تحلیل با روند رخدادهای اتی مستعد به روز رسانی است