Skip to content

نگاهی به هزینه های اقتصادی جنگ برای ایران : ایا تهران حاضر به تغییر برخی سیاست ها خواهد بود؟

پس از توقف جنگ چهل‌روزه امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی ، بحث دربارهٔ هزینه‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی و نظامی آن در ایران به دو روایت اصلی و متضاد تقسیم شده است.

روایت اول که بیشتر در رسانه های رسمی و تریبون های تبلیغاتی بر ان تاکید می شود هزینه‌هایی است که این جنگ بر اقتصاد آمریکا گذاشته و تأکید می‌کند با ادامه تنش و درگیری در خلیج فارس و تنگه هرمز این هزینه ها بیشتر می شود. حتی برخی در ایران ناارامی ها و اعترض های اخیر درفرانسه و ایتالیا را نیز جزو هزینه های جنگ تحمیلی علیه ایران می دانند. این روایت تاکید می کند هزینه های جنگ علیه ایران بیشتر متوجه کشورهای مهاجم است نه ایران .

اما روایت دوم  که چندان مورد توجه و استقبال نهادهای حاکمیتی نیست اما در فضای عمومی جامعه و حتی شبکه های اجتماعی طرفداران زیادی دارد بر خسارت‌های اقتصادی و اجتماعی و نظامی جنگ در ایران تمرکز می‌کند و نتیجه می‌گیرد که ادامه جنگ به نفع ایران نیست و تهران بدون انیکه لزوما تسلیم خواسته های واشنگتن شود باید با تفاهم و گفتگو و دیپماسی  به جنگ پایان داده تا جلو خسارتهای بیشتر به ایران گرفته شود.

این رویکرد میگوید خسارات واقعی جنگ بعد از پایان قطعی جنگ مشحص خواهد شد زیرا در شرایطی که هنوز سایه جنگ بر کشور حاکم است هر گونه صحبت درباره هزینه های جنگ می تواند به تضعیف روحیه مقاومت در برابر دشمن تعبیر و تفسیر شود . ضمن اینکه خسارات جنگ فقط جنبه اقتصادی ندارد و محاسبه خسارات اجتماعی نیازمند فرصت بیشتر و مشاهدات و بررسی های دقیق تر است .

در خصوص خسارتهای نظامی نیز نمی توان اطلاعات مستند و قابل اتکایی ارایه داد چون جزو اسناد طبقه بندی کشورها محسوب می شود و انچه گفته و منتشر شده بیشتر ادعای طرفین علیه یکدیگر و تکذیب طرف مقابل است .

 اما درباره خسارات اقتصادی هم مشاهدات قابل استناد وجود دارد و هم گزارش ها و روایت های مردم  و کارشناسان و مقامات مسوول در دسترس است.

برای مثال کشوری مثل ایران که مهمترین منبع درامدش فروش نفت است پیش از جنگ و با وجود تحریم های امریکا ، حدود ۱.۸ میلیون بشکه نفت  در روز صادر می کرد. اما با آغاز محاصره دریایی از ۱۳ آوریل، صادرات به‌ شدت کاهش یافت و به گفته برخی منابع خبری در حوزه اقتصاد انرژی حتی به ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز رسید و شاید همین مساله باعث شد که ایران به روشهای دیگری برای فروش نفت متوسل شود از جمله انتقال از طریق مرزی زمینی و سواپ با همسایگان و حتی انتقال از خلیج فارس همراه نفتکش های  دیگر کشورها و دور زدن محاصره دریایی امریکا  . همین کاهش فروش نفت حتی صدای اعتراض مسعود پزشکیان رییس جمهور را بلند کرد که چرا کسانی با تفاهم نامه اسلام اباد مخالفت می کنند.

هرحال برخی مدعی اند صادرت نفت ایران در ۷ ماه اخیر کاهش ۸۰ درصدی داشته اما از سوی دیگر با توجه با افزایش قیمت نفت درامد حاصل از فروش تا حدی جبران شده .برای مثال اگردر ۷ ماه اخیر حدود ۲۵۰ میلیون بشکه از صادرات بالقوه  نفت ایران از دست رفته بجای ان ایران نفت موجود خود را بجای ۶۰ دلار حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه می فروشد که البته بخشی از این درامد بابت تخفیف و حق العمل تراستی ها یا همان فروشندگان مورد اعتماد کشور کسر می شود .اما در مجموع نمی توان انکار کرد که  درآمد دلاری هنگفتی در این مدت از دست رفته و این واقعیت در کسری بودجه دولت و رشد تورم و افزایش چاپ پول خود را نشان می دهد .

هر چند قبل از جنگ نیز صحبت از افزایش قیمت  بنزین در ایران بوداما این اتفاق در شرایط جنگی به مصرف کنندگان تحمیل شد   و بنزین از لیتری ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان رسید یعنی  افزایش ۱۰۰ درصدی.

اما محسوس ترین اثر جنگ بالارفتن قیمت کالاها و خدمات بود و در ۷ ماه گذشته سطح عمومی قیمت‌ها حدود ۳۶ درصد بالا رفت .

قیمت دلار آزاد در ایران نیز از حدود ۱۶۵ هزار و ۳۰۰ تومان در قبل از اغاز جنگ به ۲۶۰ هزار تومان در حال حاضر رسیده  که رشد  ۴۸ درصدی را نشان می دهد   و نشان دهنده ترس بازارها از اینده است .برخلاف دلار ، ارزش ریال حدود ۳۲.۴ درصد کاهش یافته است. هرچند  ایران پیش از جنگ نیز در بازه‌هایی افت شدید ارزش پول را تجربه کرد  اما جنگ، محاصره دریایی و اختلال در تجارت این روند را تقویت کرد.

بعد از نفت مهمترین منبع درامد دولت در ایران اخذ مالیات است . بر اساس آمار پنج‌ ماهه مالیاتی، حدود ۶۸ درصد درآمد مالیاتی پیش‌بینی‌شده برای این مقطع محقق شده ودرمقابل ۳۲ درآمد مالیاتی که دولت پیش‌بینی کرده بود محقق نشده که همین واقعیت ، کسری بودجه دولت را تشدید می کند.

جنگ بر بورس  ایران نیز اثر معکوسی داشته و شاخص کل بورس از حدود ۳.۷ میلیون واحد در آخرین روزهای پیش از جنگ به حدود8.۲  میلیون واحد درروزهای اخیر  رسیده یعنی تقریباً دو برابر شده  اما رشد بازار سهام الزاماً به معنای رشد ثروت واقعی نیست. برای مثال در بورس تهران افزایش نرخ ارز و تورم، ارزش اسمی دارایی‌ها و درآمد ریالی شرکت‌ها را بالا برده در حالی که بسیاری از سهام داران در پی جنگ دچار خسارتهای جبران ناپذیری شدند.

رسانه‌ها و سازمان‌های مختلف برآوردهای مختلفی از هزینه‌های مستقیم نظامی  دارند.

و از ۳۰تا ۱۶۰ میلیارد دلار هزینه مستقیم جنگ و خسارتهای حملات دشمن گزارش می دهند اما این تفاوت زیاد نشان میدهد این امارها قابل استناد و اکا نیست . مقامات رسمی اعداد پایین تر را بیشتر قابل استناد می دانند اما موسسات و کارشناسان غیر دولتی اعداد بالاتر را واقعی می دانند.

اما هر کدام را که در نظر یگیریم این اعداد یک واقعیت را اشکار می کند و ان سهم بالای هزینه های جنگ است . با مبنای تولید ناخالص داخلی حدود ۳۶۳ میلیارد دلاری ایران در ۲۰۲۵، هزینه ۳۰ تا ۱۶۰ میلیارد دلاری معادل تقریباً ۸ تا ۴۴ درصد یک سال تولید ناخالص داخلی ایران است.

بر اساس همین واقعیات برخی از فعالان سیاسی و رسانه ای و کارشناسان می گویند جمهوری اسلامی باید هر چه زودتر برای خروج از وضعیت کنونی در تقابل با امریکا و اسراییل خارج شود زیرا با گذشت زمان ،  افزایش هزینه های اقتصادی می تواند به دیگر بخشهای سیاسی و اجتماعی نیز سرایت کند. این گروهها می گویند سیاست مداران و تصمیم گیران در جمهوری اسلامی نباید در فضای دو گانه بین جنگ و تسلیم متوقف شوند و باید بدانند  می توان در برابر خواسته های امریکا تسلیم نشد اما با هدف حفظ امنیت و منافع ملی در برخی سیاست های گذشته  تجدید نظر کرد و با امریکا در برخی موضوعات به توافق رسید  و درباره موضوعات اختلافی مذاکره کرد. توقف حمایت اشکار از نیروهای نیابتی در منطقه ، ترک تهدید اسراییل به نابودی و بهبود رابطه با کشورهای عربی از جمله پیشنهادهایی است که کم یا  زیاد در رسانه ها و محافل مطرح می شود اما هنوزدر نهادهای رسمی و مواضع اشکار جمهوری اسلامی نشانه ای ازانها دیده نمی شود . تندورها نیز فضای کشور را رادیکال کرده و علیه نیروهای میانه رو تبلیغات و حملات وسیعی را سازماندهی می کنند. در حالی که بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی با اتقاقات چند سال اخیر به این نتیجه رسیده اند که این تغییرات لازم و به نفع ایران است  اما اشاره به انها را پر ریسک و دارای تبعات خطیر می دانند و رویکرد محافظه کارانه دارند.