Skip to content

چرا ایران به پیشنهاد هسته ای امریکا  پاسخ نمی دهد؟

فضای عمومی در ایران اماده  برای جنگ سوم با امریکا و اسراییل است چی پی اس ها دچار اختلال شده ٬ نیروهای نظامی در حال اماده باش هستند٬  قیمت دلار و طلا در بالاترین قیمت های تاریخی خود قرار گرفته و مقامات ارشد نظامی وسیاسی  مکررا امریکا و اسراییل را تهدید می کنند که در صورت تجاوز مجدد به ایران با پاسخهای شدید و درد ناک ایران مواجه خواهند شد.

 قوه قضاییه نیز همچنان  با هدف بازدارندگی امنیتی به اعدام دو دسته از مجرمین ادامه می دهد:

 اول کسانی که در دو جنگ اخیر برای امریکا و اسراییل جاسوسی کردند و

دوم  کسانی که در حوادث دی ماه سال گذشته  علیه جمهوری اسلامی به گفته مقامات امنیتی و قضایی علیه جمهوری اسلامی کودتا کردند و نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی را به قتل رساندند و زمینه کشتار خونینی را فراهم کردند.

همزمان مقامات امریکایی نیز به تهدیدات خود علیه تهران ادامه می دهند و از ان مهمتر تحرکات نظامی امریکا در منطقه و جابجایی های لجستیکی و هماهنگی های سیاسی و نظامی و امنیتی است که نشان می دهد امریکا و اسراییل به تصمیم جدیدی برای حمله مجدد به ایران نزدیک شده اند اما اینکه این حمله قبل از انتخابات کنگره امریکا در چهارم نوامبر باشد یا بعد از ان هنوز مشخص نیست.

بر اساس اخبار و گزارش های غیر رسمی منتشر شده در رسانه ها ٬ بعد از مذاکرات محرمانه اخیر ایران و امریکا با میانجیگری قطری در نیویورک٬  ایران باز گشایی تنگه هرمز را به اجرای تفاهم نامه اسلام اباد از جانب امریکا منوط کرده اما امریکا در مقابل می گوید تا در خصوص مساله هسته ای از جمهوری اسلامی امتیازی نگیرد حاضر به بازگشت به تفاهم نامه اسلام اباد نیست و به نظر می رسد اسراییل در پافشاری امریکا در این موضع هسته ای نقش اصلی را ایفا می کند .

 اما سوال اینجاست که چرا به گفته مقامات قطری هنوزجمهوری اسلامی  به پیشنهاد امریکا جواب نداده است؟  در حالی که بیش از یک هفته از پیشنهاد امریکا می گذرد و هر لحظه که توافق با امریکا به تاخیر افتاد احتمال حمله مجدد امریکا و اسراییل بیشتر می شود؟ بویژه که اسراییل می گوید اگر از ایران احساس خطر هسته ای کند برای حمله به ایران منتظر اجازه یا همراهی امریکا نمی ماند و یکجانبه وارد عمل خواهد شد. و گزارش هایی نیز در تایید این سناریو منتشر شده است .در  خصوص دلایل  تعلل تهران در پاسخ به امریکا سه علت اساسی وجود دارد که باعث شده تصمیم گیران  اصلی در تهران در تصمیم گیری و پاسخ به امریکا تعجیل نکنند هر چند  به خوبی می دانند که ریسک تاخیر بسیار بالاست .

این دلایل عبارتند از : لجستیکی ٬ بی اعتمادی و حاکمیت فضای دوقطبی تسلیم یا جنگ .

 در توضیح این علل بطور جداگانه می توان گفت :

  • در بعد لجستیکی اعتماد به نفس و خود باوری نیروهای نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی نسبت به دو جنگ گذشته بسیار بالا رفته و تابوی حمله به پایگاههای امریکا و پرتاب موشکهای ویرانگر به اسراییل کاملا شکسته شده . ایران در ماههای گذشته بسیاری از ادوات دفاعی خود را بازسازی و نوسازی کرده و حتی گفته می شود با همکاری روسیه و چین به تجهیزات جدیدی نیز دست یافته که می تواند اهداف دشمن را با دقت و قدرت بیشتری مورد هدف قرار دهد. نقاط ضعف پدافندی ایران نیز بسیار رفع شده است .همین عامل باعث شده که حتی برخی در ایران از ضرورت حمله پیش دستانه نیروهای مسلح به اهداف امریکایی برای بازکردن محاصره دریایی سخن می گویند. بنا بر این به نظر می رسد در ساختار تصمیم گیری جمهوری اسلامی ترس و واهمه ای از تهدیدات امریکا وجود ندارد و جمهوری اسلامی خود را برای درگیری شدید نظامی اماده کرده است اما نگرانی ای که در بخشی دیگر از نظام تصمیم گیری در تهران وجود دارد احتمال تغییر راهبرد نظامی امریکا در جنگ احتمالی اینده  و به کارگیری تجهیرات پیشرفته تر از بعد کمی و کیفی است که می تواند پیش بینی و  معادلات تهران را خراب کند.
  • در تهران همیشه حس بی اعتمادی عمیق به امریکا وجود داشته و از این نظر بین اصلاح طلبان و اصولگرایان تفاوت زیادی وجود ندارد. اما این حس بی اعتمادی بویژه در پی دو جنگ اخیر عمیق تر شده زیرا هر دو جنگ اخیر در حین مذاکرات با امریکا انجام شد. بر همین اساس مقامات جمهوری اسلامی می گویند مذاکره با امریکا و امتیاز دادن به واشنگتن لزوما مانع از وقوع جنگ نمی شود بنا براین باید اصل را بر امادگی دفاعی گذاشت و پس از ان مسیر دیپلماسی را انتخاب کرد. بر همین اساس اگر به پیشنهادهای امریکا با سرعت و اشتیاق پاسخ داده شود این به معنای ارسال سیگنال ضعف به واشنگتن است بنابر این نباید اینگونه عمل کرد و بهتر است قبل از دادن هر امتیازی از امریکا یک امتیاز دریافت کرد زیرا به وعده ها وقولهای کاخ سفید نمی توان حساب کرد.
  • دلیل سوم به شکل گیری دو گانه ای در افکار عمومی ایران باز می گردد که بویژه در ۲۲۰ شب تجمعات شبانه تشدید شده و ان هم این دوگانه است که هر مذاکره و توافقی به معنای تسلیم در برابر امریکاست و تنها راه مقاومت واقعی در برابر زورگویی امریکا ٬ امادگی برای جنگ است حتی اگر به قیمت ویرانی و خسارات بالا به کشور تمام شود. این فضای دو قطبی انقدر در ایران شدید و فراگیر شده که  امکان شنیده شدن صدای عقلا و میانه روها کم شده کسانی که می گویند تهران نباید در دوقطبی تسلیم یا جنگ بماند و بهتر است به توافق و بده بستان برای پایان جنگ و لغو تحریم های بیندیشد و برای رسیدن به این اهداف اگر لازم شد می تواند  به امریکا امتیاز هسته ای منصفانه بدهد از جمله اینکه رقیق سازی اروانیوم غنی شده ۶۰ درصدی را بپذیرد و در ازای دریافت امتیازات ارزشمند  اقتصادی ٬ غنی سازی اورانیوم را نیز متوقف کند و به همکاری با اژانش بین المللی انٰرژی اتمی ادامه دهد.

به نظرمی اید در حال حاضر وزن و نفوذ طرفداران  تعلل در پاسخ به امریکا به دلایل سه گانه مذکور  انقدر زیاد است که مجال زیادی به طرفداران و اثرگذاری  رویکرد میانه روی عقلانی نمی دهد و تنها گزینه ای که امکان جلوگیری از جنگ را ایجاد می کند شانسی برای انتخاب شدن ندارد .

.روزها و هفته های پیش روی بسیار سرنوشت ساز است از این جهت که ایا مقامات تصمیم گیری جمهوری اسلامی می توانند با عبور از موانع سه گانه مذکور ٬ به رهیافت و گزینه میان روها نزدیک شوند و با اغاز دور جدیدی از مذاکرات هسته ای با امریکا جلو جنگ سوم را بگیرند؟

 در عالم واقع این امکان وجود دارد اما احتمال آن در حال حاضر پایین است و البته امریکا نیز با مواضع و سیاست ها خود که بیشتر در خدمت منافع اسراییل است به این فضای بحرانی  کمک می کند.