پس از چندین سال تلاش علمی و پژوهشی در میدان‌های اجتماعی و فرهنگی ایران، با افتخار به اطلاع می رساند، فصلنامه مطالعات سیاسی و رسانه ای ایران معاصر به صاحب امتیازی «موسسه مطالعات و بررسی های سیاسی و رسانه ای اندیشه و قلم»، و تصویب هیات نظارت بر مطبوعات کشور در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۰۷ و به شماره ثبت ۹۸۱۷۳ پروانه انتشار دریافت کرده است. این فصلنامه پس از انتشار سه شماره، وارد فرآیند ارزیابی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای دریافت رتبه علمی خواهد شد. فصلنامه آماده دریافت مقاله ها و پژوهش‌های نوآورانه و اصیل استادان، دانشجویان و پژوهشگران ارجمند درباره سیاست و رسانه در ایران و جهان معاصر است.

صلنامه مطالعات سیاسی و رسانه‌ای ایران معاصر  وابسته به موسسه پژوهشی اندیشه و قلم که در نوبت اخذ مرتبه علمی و پژوهشی است در راستای گسترش پژوهش‌های علمی و میان‌رشته‌ای در حوزه علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، سیاست‌گذاری عمومی، رسانه و مطالعات امنیتی، از تمامی اعضای هیئت علمی، پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دعوت می‌کند مقالات علمی ـ پژوهشی و تحلیلی خود را برای انتشار در این مجله ارسال نمایند. با توجه به تحولات پرشتاب نظام بین‌الملل، تغییر الگوهای قدرت، گسترش فناوری‌های ارتباطی و چالش‌های امنیتی نوین این فصلنامه  تلاش دارد بستری علمی برای تبادل دیدگاه‌ها و انتشار پژوهش‌های نوآورانه در حوزه‌های مختلف علوم سیاسی و مطالعات راهبردی فراهم آورد.

محورهای پیشنهادی مقالات عبارتند از :

  • سیاست داخلی و تحولات ساخت قدرت
  • روابط بین‌الملل و نظم نوین جهانی
  • مطالعات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومی
  • سیاست خارجی ایران و قدرت‌های جهانی
  • امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی
  • دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانه‌ای
  • رسانه، افکار عمومی و جنگ شناختی
  • حکمرانی، سیاست‌گذاری عمومی و دولت هوشمند
  • مطالعات انتخابات، احزاب و مشارکت سیاسی
  • جامعه‌شناسی سیاسی و تحولات اجتماعی
  • اقتصاد سیاسی و چالش‌های توسعه
  • حقوق بین‌الملل و سازمان‌های بین‌المللی
  • آینده‌پژوهی سیاسی و سناریونویسی راهبردی
  • فناوری، هوش مصنوعی و سیاست
  • جنگ سایبری و امنیت اطلاعات
  •  سیاست و محیط زیست
  • مطالعات خاورمیانه و تحولات غرب آسیا
  • نقش قدرت‌های نوظهور در نظام بین‌الملل
  • مطالعات انتقادی، گفتمان و اندیشه سیاسی
  • سیاست انرژی و امنیت اقتصادی
  • مطالعات فرهنگی و هویت سیاسی
  • رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی در سیاست
  • حکمرانی جهانی و چالش‌های چندجانبه‌گرایی
  • ابعاد سیاسی مهاجرت، جمعیت و بحران‌های انسانی

پژوهشگران گرامی می‌توانند مقالات خود را مطابق با شیوه‌نامه مجله از طریق سامانه ارسال نمایند.

نشانی سامانه دریافت مقالات: www.pmsci.ir

شماره تماس دفتر تحریریه  فصلنامه ۸۸۵۰۶۰۶۳:

کدپستی فصلنامه۱۵۳۳۸۵۷۳۱۴:

درگیری های نظامی پراکنده بین ایران و امریکا در خلیج فارس نشانه چیست؟

درگیری های نظامی پراکنده در ۴۸ ساعت اخیر درخلیج فارس بین ایران و امریکا در شرایطی که دو کشور در وضعیت اتش بس هستند واخباری هم مبنی بر نزدیک  شدن به یک توافق  فیمابین منتشر شده٬ این پرسش مهم را برای ناظران ایجاد کرده که این درگیری های پراکنده نظامی نشانه چیست ؟ ایا این رخدادها را می توان مقدمات  بالاگرفتن تنش ها و اغاز جنگ جدید دانست ؟ یا اخرین تلاش های دو طرف برای استفاده از ابزار نظامی برای گرفتن امتیاز در مذاکرات سیاسی است ؟

شاید بهترین پاسخ به این سوال را بتوان در توییت عباس عراقچی وزیر أمور خارجه ایران  پیدا کرد . او دیروز نوشت :

 ((هر زمان که یک راه‌حل دیپلماتیک روی میز قرار می‌گیرد، ایالات متحده به‌ یک ماجراجویی نظامی بی‌خردانه رو می‌آورد. آیا این صرفاً یک تاکتیک کور برای اعمال فشار است؟ یا فریب‌کاریِ یک خرابکار است که بار دیگر می‌خواهد رئیس‌جمهور آمریکا را به باتلاقی تازه بکشاند؟ سازمان سیا اشتباه می‌کند. ذخایر موشکی و ظرفیت پرتابگرهای ما نسبت به ۹ اسفند در سطح ۷۵ درصد نیست؛ رقم صحیح ۱۲۰ درصد است! علت هرچه باشد، نتیجه همیشه یکی است: ایرانیان هرگز در برابر فشار سر خم نمی‌کنند، ولی این دیپلماسی است که همواره قربانی می‌شود و اما آمادگی  ما برای دفاع از مردم‌ خود: ۱۰۰۰ درصد!))

بنا براعلام فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکا (سنتکام) نیروهای آمریکایی روز جمعه دو نفتکش دارای پرچم ایران به نام‌های «سی استار ۳» و «سودا» را که در تلاش برای ورود به یکی از بنادر ایران بودند را متوقف کردند.

مطابق این ادعا یک فروند جنگنده اف/ای-۱۸ سوپر هورنت نیروی دریایی آمریکا که از ناو هواپیمابر «یواس‌اس جورج اچ‌دبلیو بوش» بلند شده بود، دودکش‌های هر دو کشتی را با مهمات دقیق هدف قرار داد و از رسیدن آنها به ایران جلوگیری کرد.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران این اقدام را  نقض فاحش حقوق بین‌الملل و نقض آتش‌بس خواند  و گفت : همزمان که ما در وضعیت اسمی آتش‌بس قرار داریم، نیروهای مسلح ما با تمام توان  آمادگی برای پاسخ به حملات امریکا دارند.

حملات اخیر  امریکا در چارچوب اجرای محاصره دریایی ایران و اسکورت نظامی کشتی های تجاری انجام می شود  اما  جمهوری اسلامی ایران از سیاست خود مبنی بر کنترل بر تنگه هرمز نه تنها عقب نشینی نکرده و برحفظ ان حتی در توافق احتمالی با امریکا تاکید دارد بلکه  در پاسخ به تحریکات نظامی امریکا ٬ با قایق های توپ دار و موشک انداز خود به شناورهای جنگی امریکا حملاتی را انجام داده  . ناوشکن هایی که قصد داشتند از منطقه ممنوع اعلام شده از سوی ایران  در تنگه هرمز عبور کنند. ایران چند روز پیش اعلام کرد هر کشتی ای که بخواهد از تنگه هرمز عبور کند باید از ایران اجازه بگیرد .

به گفته  سی‌ان‌ان  ایران همچنین  روی فرکانس اضطراری کشتی‌ها هشدار داده که برای حفظ امنیت خود  فاصلهٔ حداقل ۱۰ مایلی را از ناوهای جنگی آمریکا حفظ کنند، زیرا ایران  گاهی ضروری می داند به انها شلیک کند.

این اقدامات و موضع گیری ها نشان می دهد وضعیت تنگه هرمز عادی نیست ومرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) نیز این وضعیت غیر عادی را تایید کرده وگزارش داده تردد در ۴۸ ساعت اخیر تنگه هرمز «به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است» و چندین حادثه امنیتی «در ۴۸ ساعت گذشته» ثبت شده.

 ترامپ همزمان با رجز خوانی های نظامی و جنگ طلبانه خود ٬ از نزدیک شدن به یک توافق با ایران نیز خبر می دهد. او هفته اینده سفر مهمی به چین دارد . برخی از تحلیل گران می گویند او قصد دارد قبل از سفر به چین پایان جنگ با ایران را اعلام کند تا بتواند با فراق بال به مذاکرات حساس تجاری خود با پکن بپردازد و پس از بازگشت به امریکا نیز روی میزبانی جام جهانی فوتبال متمرکز شود .

مجله آتلانتیک به نقل از مشاوران ترامپ نوشته  او در مورد از سرگیری عملیات نظامی مردد است و پیش از سفرش به چین خواهان کاهش تنش است.

اما ترامپ نشان داده هم سیاست مدار قابل پیش بینی ای نیست هم در لحظات اخر روی گزینه های مختلف در برابر ایران بازی می کند. برای مثال در اخرین موضع گیری در پی درگیری های ۴۸ ساعت اخیر تهدید کرد: چنانچه توافق با جمهوری اسلامی ایران به سرانجام نرسد ایالات متحده مسیر متفاوتی را در پیش خواهد گرفت.  

منظور اوبازگشت به برنامه‌ اسکورت نظامی کشتی های تجاری در تنگه هرمز موسوم به «پروژۀ آزادی» است  که تنها ۳۶ ساعت بعد از آغاز بخاطر مقاومت و إصرار ایران بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز متوقف شد.

البته برخی هم حدس می زنند منظور ترامپ از سرگیری مجدد بمباران و حملات هوایی سنگین حتی برای زمانی کوتاه مدت است . ولی اریکا در صورت بمباران نیز باز به یکی از اهداف اصلی خود یعنی دست یابی به ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده دست نخواهد یافت و این هدف فقط از مسیر مذاکره و دیپلماسی قابل تحقق است .

مذاکراتی که باوساطت پاکستان وعربستان و قطر و ترکیه و مصر در حال انجام است و طرفین پیشنهادهایی به هم ارایه کردند و طرف ۴۸ ساعت اینده باید تصمیم گیری نهایی در خصوص انها در تهران و واشنگتن انجام شود. امریکا می خواهد از عدم دستیابی ایران به بمب اتم اطمینان حاصل کند و ایران نیز خواهان اطمینان از عدم تجاوز مجدد به ایران و رفع تحریم های اقتصادی است. به نظر می رسد بقیه موضوعات جنبه ابزاری و فرعی دارد.

در ایران با وجود مخالف تندروها با هر گونه توافق با امریکا فضای عمومی متمایل به توافق و پایان رسمی جنگ است همین فضا در امریکا نیز وجود دارد بسیاری از رسانه ها و مراکز نظر سنجی اعلام کردند افکار عمومی در امریکا حمله به ایران را غیر ضروری و بی فایده می دانند و هزینه ۷ میلیارد دلاری این حمله را به ضرر مردم امریکا دانستند.

نگاه متفاوت مردم ایران به احتمال پایان یا تشدید جنگ

پس از گذشت ۶۸ روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و ۲۷ روز از آتش‌بس موقت، هنوز جامعهٔ ایرانی خود را در وضعیتی میان جنگ و صلح می‌بیند و هم‌زمان با اخباری مبنی بر احتمال توافق سیاسی، هر روز این احتمال مطرح می‌شود که جنگی دوباره آغاز شود. اما به همان میزان که احتمال آغاز مجدد جنگ باعث نگرانی می‌شود، احتمال توافق سیاسی و پایان جنگ باعث امیدواری اکثریت مردم می‌شود.

دوشنبه، ۴ می ۲۰۲۰، و در پی برخی درگیری‌های پراکنده در خلیج فارس، به‌ویژه وقوع چند انفجار در بندر فجیرهٔ امارات، در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ایرانی چنین روایت شد که طرفین مخاصمه، یعنی ایران و آمریکا، آتش‌بس را نقض کرده‌اند و جنگ بار دیگر آغاز شده است. مردم ایران روز دوشنبه، از همان ابتدا که این خبرها منتشر شد، با وسواس و نگرانی فراوان تا پاسی از شب بیدار ماندند و اخبار را پیگیری می‌کردند تا ببینند واقعاً چه اتفاقی افتاده و پیامدهای آن چه خواهد بود. بازارهای دلار و طلا در ایران نیز با افزایش شدید قیمت‌ها، نگرانی عمومی از احتمال وقوع جنگ را بازتاب دادند. اما وقتی در انتهای شب به وقت تهران اعلام شد که حمله‌ای از جانب ایران به امارات صورت نگرفته و درگیری مهمی نیز در تنگه هرمز رخ نداده و وضعیت همچنان مانند قبل و در حالت آماده‌باش است، فضای عمومی تا حدی آرام شد. چند پیام و مصاحبهٔ ترامپ نیز که برخلاف گذشته تهدیدآمیز نبود و در آن به در جریان بودن گفت‌وگوها با ایران اشاره شده بود، نگرانی‌های مردم ایران را کاهش داد. با این وجود، صبح سه‌شنبه تهران خلوت‌تر از روز گذشته بود و بسیاری از شرکت‌ها از کارکنان خود خواسته بودند دورکار باشند. این شواهد نشان می‌دهد که در ایران، نگرانی از احتمال وقوع مجدد جنگ کاملاً رفع نشده است. بر همین اساس، هنوز دانشگاه‌ها و مدارس غیرحضوری‌اند و نشست‌های مقامات دولتی و حکومتی در مکان‌های امن برگزار می‌شود و حضور کارکنان دولت در ادارات به وضعیت پیش از جنگ بازنگشته است. مردم همچنان از صداوسیمای رسمی جمهوری اسلامی، هر روز رجزخوانی مقامات جمهوری اسلامی علیه آمریکا و اسرائیل و نیز تهدیدات آمریکا علیه ایران را مشاهده می‌کنند. حتی وقتی اسرائیل آتش‌بس در جنوب لبنان را با حملات خود نقض می‌کند، مردم ایران احتمال آغاز جنگ را بالا دانسته و از آن ابراز نگرانی می‌کنند. با وجود قطعی اینترنت و در دسترس نبودن شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار مانند واتساپ، اینستاگرام و تلگرام، که مانع از تبادل نظر گستردهٔ مردم دربارهٔ مسائل مربوط به جنگ می‌شود، اغلب مردم در گفت‌وگوهای روزمره در خیابان‌ها و فضاهای عمومی و حتی در شبکه‌های اجتماعی ایرانی می‌گویند اصلاً تمایلی به بازگشت سایهٔ جنگ بر کشور ندارند. وقتی مردم در خیابان‌های تهران تردد می‌کنند، آثار ویرانی‌های جنگ در شهرهای بزرگ مانند تهران هنوز باقی است. اثرات روانی و روحی جنگ نیز هنوز از بین نرفته و گفته می‌شود مصرف داروهای ضداضطراب در ایران بسیار بالا رفته است. اما آنچه بیشتر از هر چیز مردم را نگران و مضطرب کرده، پیامدهای اقتصادی جنگ است. بیش از دو ماه است که بورس تهران تعطیل است و میلیون‌ها دلار سرمایهٔ مردم در بورس قفل و بلوکه شده است. آنان نمی‌توانند با سرمایه‌های نقدی خود سهام خرید و فروش کنند و نمی‌توانند اصل سرمایهٔ خود را نیز برداشت کنند. قیمت اقلام گوناگون مصرفی به‌شدت و تا ۷۰ درصد افزایش یافته و در پی تعدیل و اخراج نیروی انسانی شرکت‌ها، بسیاری از افراد بیکار شده‌اند و اکثر مردم همهٔ این مشکلات را ناشی از جنگ می‌دانند. در یک نظرسنجی اینترنتی، ۴۵ درصد شرکت‌کنندگان گفته‌اند در پی وقوع جنگ اخیر و حواشی آن مانند تعطیلات طولانی کشور، خسارت‌ها و قطعی اینترنت، بیکار شده‌اند یا درآمدهایشان آن‌قدر کاهش یافته که به‌طور جدی نگران آینده هستند. در این نظرسنجی، ۲۵ درصد دیگر از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند درآمدهایشان کاهش یافته، اما امیدوارند پس از جنگ جبران شود، و فقط ۱۵ درصد گفته‌اند جنگ تأثیری بر درآمد آنان نداشته است.

مقامات جمهوری اسلامی تاکنون از انجام این اقدامات پرریسک پرهیز کرده‌اند و مایل‌اند هم‌زمان با بازگشایی تنگه هرمز، آمریکا نیز به محاصرهٔ دریایی پایان دهد؛ اما به نظر می‌رسد در صورتی که این اتفاق نیفتد، فشار گروه‌های مردمیِ موافق جنگ و نگرانی مقامات از آثار اقتصادی محاصرهٔ دریایی باعث شود ایران وارد درگیری مجدد و ناخواسته شود.

اما توییت دیشب ترامپ مبنی بر توقف موقت محاصرهٔ دریایی تحت عنوان پروژه آزادی و خبر اکسیوس دربارهٔ تهیه پیش‌نویس توافق احتمالی بین تهران و واشنگتن در روز چهارشنبه بازتاب مثبتی داشته و این امیدواری را ایجاد کرده که جنگ هر چه زودتر کاملاً پایان یابد و در یک بازهٔ ۳۰ روزه دو طرف دربارهٔ مسائل هسته‌ای و تنگه هرمز با هم مذاکره کنند.

به هر حال، به نظر می‌رسد ایرانی‌ها، چه اکثریت مخالف آغاز جنگ و چه گروه‌های تندروِ موافق جنگ، می‌خواهند وضعیت کنونی که به آن «وضعیت میان جنگ و صلح» گفته می‌شود، زودتر پایان یابد و ثباتی نسبی در کشور برقرار شود.

روش تعیین وقت برای مشاوره و جلسه تخصصی

یکی از خدمات موسسه اندیشه و قلم ارایه مشاوره های تخصصی در حوزه علوم سیاسی و مدیریت رسانه است. شخصیتهای حقیقی و حقوقی در این دو حوزه به جلسات همفکری و رایزنی برای اگاهی بیشتر از فرایندها و تصمیم گیری درخصوص اینده بسیارعلاقمند هستند. در صورت نیاز به برگزاری جلسه با اقای دکتر امیر دبیری مهر رییس موسسه لطفا مبلغ ۲ دومیلیون تومان بابت یک ساعت جلسه را از طریق لینک تماس با ما واریز و سپس برای تعیین وقت و هماهنگی برای حضور در موسسه با شماره های موسسه تماس بگیرید.  با توجه درخواستهای زیاد در این بخش حتما برای تعیین وقت مناسب با ما در تماس باشید.  بدیهی است درباره ادامه جلسات یا ارایه خدمات بیشتر در قالب جلسات تخصصی یا ارایه خدمات مکتوب پژوهشی در جلسه نخست توافق صورت خواهد گرفت .

چراغ  سبز و خطوط قرمز ایران در استانه مذاکرات اسلام اباد

 

 

سه روز از پس اتش بس بین ایران وامریکا و اسراییل و اعلام امادگی پاکستان برای برگزاری اجلاس گفتگوبین تهران و واشنگتن در اسلام اباد ٬ جمهوری اسلامی برای شرکت در این اجلاس سیاست محتاطانه ای در پیش گرفته است .از سویی  با  شرکت در اجلاس در بالاترین سطح بالا  در نیم قرن اخیر موافقت کرده اما برای توافق نیز شرط و شروط سختی را مطرح کرده است که موجب واکنش های سخت طرفهای امریکایی هم شده است .

این اجلاس امروز یازدهم اوریل ساعت ۱۲ به وقت محلی اغاز می شود و از طرف ایران محمد باقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی ٬ عباس عراقچی وزیر امور خارجه ٬ مجید تحت روانچی معاون سیاسی وزیر امور خارجه و احتمالا محمد باقر ذوالقدر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران شرکت می کنند و از طرف امریکا جی دی ونس معاون رییس جمهور ٬ ویتکاف نماینده ویژه امریکا در در امور خاورمیانه ٬ جرد کوشنر مشاور رییس جمهور امریکا و احتمالا برد کوپر فرمانده سنتکام شرکت می کنند.

قرار بود هیات ایرانی پنجد شنبه راهی اسلام اباد شود و در همین راستا پنج شنبه شب نهم اوریل سفیر ایران در پاکستان اعلام کرد هیات ایرانی شامل محمد باقر قالیباف رییس مجلس شورای اسلامی و عباس عراقچی وزیر امور خارجه وارد پاکستان شدند اما او دقایقی بعد توییت خود را پاک کرد و خبرگزاری های فارس و تسنیم اخباری مبنی بر عزیمت هیات ایرانی به اسلام اباد را تکذیب کردند. و سرانجام جمعه شب بعد از چهل روز ممنوعیت پرواز در اسمان ایران بخاطر شرایط جنگی ٬ دو هواپیما از تهران به سوی پاکستان پرواز کردند و مشخص شد بعد از حدس و گمان های زیاد سرانجام هیات ایرانی راهی پاکستان شدند.

قبل از ان برخی رسانه های فارسی مخالف جمهوری اسلامی مدعی شدند  علت تاخیر سفر هیات ایران به پاکستان بروز برخی اختلافات درایران  خصوص ترکیب هیات مذاکره کننده است . به گفته تلویزیون ایران اینترشنال سردار احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران که در حال حاضر قدرت اول اثر گذار بر تحولات ایران است دو خواسته مطرح کرده که هیات ایرانی باید انها را رعایت کند اولا در مذاکره با امریکا به هیچ وجه درباره توان موشکی ایران صحبت نشود ثانیا سردارمحمد باقر ذوالقدر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز به تیم مذاکره کننده افزوده شود.  در رسانه های رسمی ایران به این ادعا واکنشی نشان داده نشد.

اما روز قبل از ان مجتبی خامنه ای رهبر جدید جمهوری اسلامی در پیامی مکتوب به مناسبت چهلمین روز شهادت ایت الله سید علی خامنه ای بدون اشاره مستقیم به مذاکرات پیش رو تاکید کرده بود

جمهوری اسلامی متجاوزین تبهکاری که ایران  را مورد حمله قرار دادند را رها نمی‌کند و  حتماً غرامت تک‌تک صدمات وارد شده و خون‌بهای شهیدان و دیه‌ جانبازان این جنگ را طلب خواهد کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهد کرد .

وضعیت تنگه هرمز کلیدی تری مساله مذاکرات پی روست که ایران در خصوص ان هم امتیازاتی را برای پیشبرد مذاکرات داده و هم درخواستهای بسیار جدی در این خصوص دارد.

برای مثال  ایران اعلام کرد بخش شمالی تنگه هرمز که در ابهای ساحلی ایران قرار داد باز است و کشتی های نفتکش و تجاری می توانند با هماهنگی نیروی دریایی ایران از انجا عبور کنند ایران همچنین هشدار دارد بخش جنوبی تنگه هرمز مین ریزی شده و عبور از ان خطر انهدام دارد. اما همزمان نمایندگان مجلس ایران نیز طرحی را برای تصویب اماده کردند که بتوانند ضمن حفظ حاکمیت جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز از کشتی های عبوری عوارض دریافت کند. بر اساس گزارش روز چهارشنبه فایننشال تایمز ، دولت ایران به ازای هر بشکه نفتی که از تنگه هرمز عبور می‌کند، یک دلار عوارض دریافت خواهد کرد و این هزینه باید به صورت بیت‌کوین پرداخت شود. هر کشتی که قصد عبور از تنگه هرمز را دارد، باید در مورد محتویات محموله خود به مقامات ایرانی ایمیل ارسال کند و سپس منتظر تأیید بماند. پس از دریافت چراغ سبز، اپراتورهای کشتی «چند ثانیه» فرصت خواهند داشت تا مبلغ را با بیت‌کوین به یک کیف پول تحت کنترل ایران ارسال کنند.

چنین سیستمی تضمین می‌کند که هزینه‌ها «به دلیل تحریم‌ها قابل ردیابی یا مصادره نباشند.

این تصمیمات همزمان ایران نشان می دهد تهران  به تعهد خود در خصوص تسهیل عبور و مرور در تنگه هرمز عمل کرده اما از سوی دیگر بر خلاف نظر امریکا حاکمیت و سلطه خود را بر این تنگه تثبیت کرده است همین سیاست با واکنش های دو پهلوی دونالد ترامپ مواجه شده .

ترامپ عصر جمعه در گفتگویی با تاکید بر اینکه بازگشایی تنگه هرمزعنصر کلیدی هرگونه توافق آتش‌بس است

گفت کشتی‌های جنگی در حال تجهیز به بهترین مهمات هستند تا در صورت شکست مذاکرات با پاکستان، حملات از سر گرفته شود.

اما شرایط ایران محدود به حفظ تسلط بر تنگه هرمز نیست .محمد باقر قالیباف رییس هیات ایرانی جمعه عصر و قبل از پرواز به سوی اسلام اباد در توییتی نوشت : پیش از آغاز مذاکرات ۲ شرط ایران باید محقق شود. اول  برقراری آتش‌بس در لبنان و دوم آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده ایران  حمله اخیر اسراییل به جنوب لبنان انقدر در ایران بازتاب منفی داشته که احتمال داده می شد تهران مذاکرات اسلام اباد را لغو کند اما ایران بجای لغو مذاکرات اعلام کرد فقط در صورتی در مذاکرات شرکت می کند که حملات اسراییل به لبنان متوقف شود.

مساله لبنان و حزب الله از موضوعات جدی محل اختلاف در این اتش بس است ایران می گوید دامنه اتش بس شامل لبنان هم می شود اما امریکا ان را نمی پذیرد. اما بخاطر برهم نخوردن روند اتش بس به اسراییل گفته موقتا حملات به جنوب لبنان را متوقف کند.

یکی از مسایل اختلافی که سایه ان بر مذاکرات پیش رو محسوس است دستور کار مذاکرات است ایران می گوید مذاکرات باید بر اساس ۱۰ پیشنهاد مطرح شده از سوی شورای عالی امنیت ملی در بامداد هشتم اوریل و همزمان با اعلام اتش بس باشد اما امریکا مدعی است  ۱۵ پیشنهاد قبلی واشنگتن باید  بعنوان محور مذاکرات پیش رو باشد اما با بالا گرفتن اختلاف مقامات دو کشور دررسانه ها طرفین ترجیح دادند این مساله را در پای میز مذاکرات مطرح کنند.

مجید تخت روانچی معاون سیاسی وزرارت امورخارجه  ایران در این خصوص با تاکید بر اینکه  توافق شده که طرح ده‌ماده‌ای ایران مبنای مذاکرات اسلام اباد قرار گیرد گفت : جمهوری اسلامی ایران همواره از دیپلماسی و گفتگو استقبال می‌کند اما خواهان آتش‌بسی نیستیم که دشمن متجاوز مجدداً خود را تجهیز کند و دست به تجاوز مجدد بزند و به صراحت به دوستانمان هم گفته‌ایم که این وضعیت بدون تضمین تکرار نخواهد شد.

همزمان به انتشار اخبار و شایعات در ایران درباره مذاکرات اسلام اباد نمایندگان مجلس درایران هم ادعاهای را از پشت پرده مذاکرات مطرح می کنند . برای مثال سید محمود نبویان یکی از نمایندگان مجلس مدعی شد که قالیباف از سوی مجتبی خامنه ای به عنوان رییس هیات مذاکره کننده انتخاب شده و او توصیه هایی را نیز به قالیباف برای مذاکره با امریکا کرده است از جمله اینکه اخذ تضمین امنیتی برای عدم تجاوز مجدد امریکا و اسراییل به ایران و لبنان خط قرمز ایران است و بدون تعهد امریکا به این مساله هیچ توافقی نباید صورت پذیرد.

 

 

 

مالک شریعتی، نماینده تندرومجلس و از مخالفان اتش بس  گفت: بعد از اعلام اتش بس  سه نقض عهد از سوی امریکا و اسراییل رخ داده است؛ اول، حمله رژیم صهیونیستی به لبنان؛ دوم، تعرض به حریم هوایی ایران توسط پهپادهای اسرائیلی و آمریکایی و سوم، اعلام اینکه ایران حق غنی‌سازی ندارد که این موضوع جزو خطوط قرمز ماست و بنابراین هیچ مذاکره و توافقی در کار نیست و  جنگ نیز پایان نخواهد یافت مگر اینکه برای همیشه تمام شود.

فدا حسین مالکی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز اعلام کرد  حاکمیت برتنگه هرمز و حق غنی سازی باید در مذاکرات اسلام آباد به رسمیت شناخته شوند در غیر این صورت به جنگ بر می گردیم..

اما مقامات دولتی سعی می کنند بجای تهدید به طرف امریکایی پالس مثبت بدهند از جمله الیاس حضرتی رییس شورای اطلاع رسانی دولت ایران در واکنش به مخالفان مذاکره گفت : امروز اگر سخن از مذاکره است، این تصمیمی است که با تأیید رهبری عالی‌قدر و اتفاق‌نظر در ارکان اصلی نظام با دست برتر و از موضع قدرت اتخاذ شده است.

سایت خبری عصر ایران که از طرفداران مذاکره است نیز در تحلیلی نوشت: کسانی که نگران آتش بس هستند بدانند که اگر مذاکرات موفق بود و به صلح پایدار و تامین منافع ملی ایران رسید که چه بهتر؛ ولی اگر گفت و گوها شکست خورد – که محتمل است – گزینه جنگ همچنان باقی است؛ می توان باز هم تنگه هرمز را بست و به سمت دشمن موشک و پهپاد شلیک کرد.  بنابر این، باید  به تدبیر نظام برای پذیرش آتس بس اعتماد و دعا کرد که مذاکرات به ثمر بنشیند.

 

تغییر فاز جنگ امریکا و اسراییل و افزایش شک مردم ایران درباره اهداف مهاجمین

امیر دبیری مهر در شرایطی که همه اخبار و گزارش ها متوجه اظهارات مقامات سیاسی ونظامی جنگ امریکایی واسراییلی علیه ایران است به علت قطعی اینترنت٬ نظرات و دیدگاههای مردم ایران در افکار عمومی جهان منعکس نمی شود در حالی که به نظر می رسد مهمترین متغیر و عامل تعیین کننده در سرنوشت این جنگ و هر جنگی مردم هستند نه لزوما سیاست مداران و ژنرالهای نظامی . یک ماه از اغاز جنگ امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی گذشت و طبق گزارش های رسمی در این یک ماه ۱۱هزار هدف در ایران بمباران شده یا مورد اصابت موشک قرار گرفته است یعنی در یک ماه گذشته روزی ۳۶۷ و در هر ساعت۱۵ نقطه در ایران مورد تهاجم جنگنده ها و بمب افکن های امریکا و اسراییل قرار گرفته است. وزارت بهداشت ایران در گزارشی رسمی اعلام کرده در یکماه گذشته و در طول این جنگ ۱۷ کودک زیر ۵ سال شهید و۱۷۳۱ شهروند زیر ۱۸ سال مجروح شدندو ۲۱۴ از شهدا زیر ۱۸ سال و۲۴۴ نفر از شهدا زن بوده اند. این اطلاعات و امار و گزارش ها نشان می دهد که اهداف جنگ و حملات در یک ماه گذشته فقط رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی و اماکن نظامی و امنیتی و انتظامی نبوده و مثل همه جنگها کودکان و زنان قربانیان اصلی جنگ هستند. بسیاری از شهروندان ایرانی بخاطر قطعی یک ماه اینترنت – که در تاریخ ارتباطات بی سابقه است و نظام جمهوری اسلامی ادامه این قطعی را بخاطر شرایط جنگی لازم می داند – امکان انعکاس رنج ها و دردهای خود در یک ماه اخیر را بویژه در سه استان تهران و اصفهان و هرمزگان که بیشترین حملات نظامی به این استانها بوده ندارند و انچه از ایران منعکس می شود صرفا گزار شهای رسمی رسانه هاست که تنها گوشه ای از واقعیات را بازنمایی می کند. همانطور که قبلا بعنوان یکی از سناریوهای ادامه جنگ پیش یبنی می شد حملات اسراییل در روزهای اخیر به شهرهای ایران بویژه به تهران تشدید شده و برای مثال در یک حمله پنج شنبه شب ۶۰ هواپیمای اسراییلی وارد اسمان بی دفاع تهران شدند به گونه ای که صدای ان در همه جای این شهر ۱۵ میلیون نفری شنیده می شد.همزمان با مهلت ۱۰ روزه امریکا به تهران برای بررسی شروط و پیشنهاد های ۱۵ گانه اتش بس ٬ تعداد و حجم حملات اسراییل هم در روزهای اخیر به ایران افزایش یافته و روز شنبه فضای رعب وحشت در تهران ایجاد کرد و نگرانی درخصوص افزایش حملات نیز وجود دارد. نکته مهم و کلیدی که در اینجا باید به ان اشاره شود این است که هر چند مقامات امریکایی و اسراییلی از این حملات به عنوان دلیلی برقدرت ن

ظامی و پیروزی های عملیاتی خود نام می برند و مقامات جمهوری اسلامی نیز با حملات موشکی به اسراییل و پایگاههای امریکا در هفت کشور عربی به انها پاسخ می دهند اما ذهنیت مردم ایران نسبت به این جنگ به شدت در حال تغییر است و این تغییر دقیقا برخلاف اهداف اولیه امریکا واسراییل است . در توضیح این مهم باید گفت دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو هدف صلی تهاجم اخیر به ایران را حمایت از مردم ایران در برابر سیاستهای جمهوری اسلامی بویژه سرکوب معترضیین درماه ژانویه اعلام کردند و رسانه های مخالف جمهوری اسلامی نیز بر اساس همین ادعا از حمله نظامی به ایران حمایت می کنند – حتی برخی از مخالفان سرسخت حکومت ایران نیز درروزهای نخست جنگ آن اهداف اعلامی را باور کرده بودند- اما با طولانی شدن جنگ و تلفات غیر نظامی و اثرات مخرب جنگ بر زندگی بویژه معیشت مردم افکار عمومی نسبت به اغراض و اهداف این جنگ دچار تردید جدی شدند . این تشکیک بویژه بعد از تهدید امریکا به حمله به تاسیسات زیرساختی و زیربنایی مانند نیروگاههای برق و همچنین حمله روز جمعه اسراییل به صنایع فولاد مبارکه در اصفهان افزایش یافته است . بدین گونه حتی افرادی که خواستار تغییر نظام جمهوری اسلامی هستند در حال حاضر نه تنها چشم اندازی برای تغییر رژیم نمی بینند بلکه جان و زندگی و امنیت خود را نیز از جانب حملات نظامی امریکاواسراییل در خطر می بییند. این شهروندان ایرانی می گویند این جنگ تازمانی مشروعیت داشت که علیه جمهوری اسلامی بود اما الان تبدیل به جنگی همه جانبه و بی پرده علیه ایران و مردم ایران شده و بنابراین فاقد مشروعیت است و باید زودتر تمام شود. این تغییر دیدگاه و نگرش همزمان شده با تبلیغات وسیع حکومت در ایران مبنی بر اینکه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در این نبرد دست برتررا دارند و بنابر این حامیان حکومت باید حضور شبانه در خیابانها را ادامه دهند تا حکومت بتواند با پشتوانه مردمی و با وارد کردن ضربات و خسارات بیشتر به امریکا و اسراییل این دولتها را از حمله به ایران پشیمان کندو انتقام خون رهبر جمهوری اسلامی را بگیرد. با وجودی که اکثریت ایرانیان از اقدامات دفاعی نیروهای مسلح برای حفظ تمامیت ارضی ایران دفاع می کنند اما بخشی از جامعه رویکردهای تهاجمی حکومت را که موجب تشدید جنگ می شود نمی پسندند و ان را موجب گسترش دامنه جنگ می دانند که حتی می تواند به درگیری نیروهای زمینی در جزایر خلیج فارس شود . از نظر ایرانی ها حمله به جزایر یعنی تجاوز اشکار به خاک ایران که می تواند به یکپارچگی بیشتر مردم ایران علیه متجاوزین در این جنگ کمک کند. از این رو در روزهای اخیر کمپین جذب نیروی داوطلب برای دفاع از جزایز ایران شکل گرفته که از بین جوانان علاقمند به جذب نیرو می پردازد و از سویی بسیاری از مردم از ایده حکومت ایران مبنی بر ایجاد ٰرژیم حقوقی جدید در تنگه هرمز برای اخذ عوارض از نفت کشها حمایت می کنند زیرا می تواند به درامد حداقل ۲۰ میلیارد دلار در سال منجر شود. بنا براین می توان گفت در صورتی که این جنگ با ورود به ماه دوم همچنان منجر به تلفات و خسارات به مردم ایران شود بخش وسیع تری از مردم ایران را پشت حکومت بسیج کرده و اهداف اولیه امریکا و اسراییل از شروع این جنگ کاملا محو خواهد شد و در صورت اتش بس در هر زمان و با هر شرایطی ٬ این جمهوری اسلامی است که خود را پیروز جنگ معرفی خواهد کرد.

چگونه می توان از معرکه جنگ با قدرت بیرون امد؟

12 راهبرد اموخته از تجربه ۷ کشور در ۸۰ سال اخیر
این روزها همه می پرسند چگونه می توان از بحران پیش امده یعنی جنگ تحمیلی سوم پس از انقلاب با پیروزی خارج شد؟ دو کشور قلدر و زورگو و متجاوز به ایران حمله کرده اند و برای این حمله هم دلایلی مانند رفع تهدیدات هسته ای و موشکی جمهوری اسلامی و حمایت از مردم ایران در پی حوادث دی ماه امسال مطرح کرده اند تا مشروعیتی برای خود بتراشند اما انچه در عالم واقع رخ داده وارد شدن خسارتهای سنگین مادی و معنوی به ایران در سه هفته اخیر است که برای هر ایرانی نگران کننده است . زندگی زیر سایه جنگ و احتمال کشته شدن خود و اطرافیان اضظراب زیادی را به انسانها تحمیل می کند و سرزنش دیگران نیبز واقعیت را تغییر نمی دهد. بسیاری از مقامات عالی رتبه کشور نیز ترور شدند یا در فهرست ترور قرار دارند؟ مردم می پرسند چه باید کرد؟ ایا پرتاب مستمر موشک به اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای عربی می تواند موجب توقف جنگ شود؟ ایا باید این پرتاب ها را انقدر ادامه داد تا اسراییل نابود و امریکا از خلیج فارس خارج شود؟ ایا این حملات مانع ازهدف قرارگرفتن کشور می شود ؟ایا مجامع بین المللی از مظلومیت ایران حمایت خواهند کرد؟ ایا متجاوزین حاضر به پرداخت غرامت می شوند؟ ایا حاضر می شوند تضمین بدهند که دیگر به ایران حمله نکنند؟ و بازدارندگی پایدار ایجاد می شود؟ ایا راهی برای بکار گیری دبپلماسی و اتش بس وجود دارد؟ایا چین وروسیه از جمهوری اسلامی حمایت خواهندکرد؟ ایا واسطه ای برای توقف جنگ پیدا خواهد شد؟ ایا اتش بس به معنای تسلیم است یا شکست؟ یا تدبیری است برای نجات کشور از این بحران ؟
اگر در میانه جنگ نظامی ها ٬ سیاست مداران خردورز و دور اندیش پاسخهای شایسته ای برای این پرسشها بیابند بدون تردید جنگ و بحران حاضر می تواند هم باعث نجات ایران شود و هم منشا قدرت بیشتر اما بالعکس اگر در گرماگرم نبرد اندیشه ورزی راهبردی به کنار نهاده شود می تواند ادامه مسیر باعث تضعیف قدرت ملی و حتی فروپاشی شود . بنابر این باید با دقت و جزییات درباره هر کدام صحبت کرد .
کتاب اشوب نوشته جرد دایموند منبع خوبی برای تحلیل روشمند مسایل این روزهای ایران با تکیه برتجارب تاریخی است. دایموند متولد ۱۹۳۷ در دهه نهم زندگی خود این کتاب رانوشت.کتابی که بحرانهای ۷ کشور را در ۸۰ سال اخیر بررسی کرده این کشورها شامل فنلاند وژاپن و شیلی و اندونزی و المان و استرالیا و امریکا هستند و دست کم تجربه فنلاند و ژاپن و المان از جنگ بعنوان بحران اصلی این کشور در تاریخ شان برای ایران بسیار درس اموز و راهگشاست . این کشورها براساس مدلی که توسط نویسنده استنباط شده توانستند ازجنگ با موفقیت عبور کنند و کشوری قدر تمند بسازند.
نویسنده در این کتاب از روش های کاربردی در روان درمان گری در مواجهه با بحرانهای شخصی و تعمیم سنجیده ان با امر ملی استفاده کرده . این روشها ۱۲ گانه عبارتند از :
اذعان به قرارداشتن در بحران و وجود اشکالات در گذشته که به بحران امروزی منجر شده و ایجاد اجماع ملی برای حل انها
پذیرش مسوولیت ملی و پرهیز از فرافکنی ریشه های بحران به دیگران و تقید به اینکه باید برای غلبه بر بحران از درون شروع کرد که درحوزه اختیار ماست و پرهیز از اراده تغییر در دیگران که در توان ما نیست
حصارسازی به معنای شناسایی و تعیین دقیق تعداد و حدود مشکلاتی است که باید رفع شود با هدف جلوگیری از احساس از کار افتادگی و ضعف و کلافگی در مواجهه با بحران . می توان ان را مواجهه شمرده با بحران ها نامید.
کمک گرفتن مادی و غیر مادی از دیگرکشورها به هر نحو ممکن و دچار خود اتکایی کاذب نشدن
الگوگیری از تجارب موفق دیگر کشورها درمواجهه با بحران ها بویژه جنگ . به نظر من ایران در جنگ جاری و دست کم بر اساس همین کتاب می توان از تجارب فنلاند در جنگ دوم جهانی در برابر شوروی بیاموزد اما بیشتر تجربه ژاپن برای ایران راهگشاست بویژه که ژاپن تاریخ طولانی رویارویی با غرب و جنگ با امریکا داشت .
صلابت نفس و هویت ملی به معنای شناخت خود همانگونه که واقعا هستیم وبرداشت دقیق از واقعیت و همه استعدادها و تقلیل ندادن ان به گروه و طبقه خاص اجتماعی
خود سنجی صادقانه و ارزیابی نقاط ضعف و قوت در همه بخشها و پرهیز از خود بزرگ بینی متوهمانه و خود کم بینی حقیرانه
بهره گیری از تجربه تاریخی در باره بحرانهای گذشته
صبربه معنای تحمل شکست های اولیه و ناکامی های ملی برای غلبه بر بحران و پرهیز از نگاه خطی و یکنواخت به گذشته و حال
انعطاف پذیری :کنارگذاشتن باورهای غالبی و اینکه برای پیروزی فقط یک راه وجود دارد و تفاوت قایل شدن بین موقعیت های مختلف در مسیر پیروزی
توجه به ارزشهای بنیادین و اساسی ملی و تمایز قایل شدن بین ارزشهای حقیقی و برساخته
رهایی از قیود جغرافیایی و سیاسی دست و پاگیر
بدیهی است شرح هر کدام از این موارد نیازمند شرح و بسط بومی و ملی است که مجال دیگری می طلبد و اینجا برای اجتناب از اطاله کلام از ان پرهیز می کنم. ضمن اینکه این مقاله نباید مانع از خواندن کتاب شود.

سه رویکرد متعارض درباره حمله احتمالی امریکا به ایران

منبع : روزنامه النهار 

نویسنده : امیر دبیری مهر

همزمان با تحرکات نظامی و سیاسی و امنیتی در منطقه که نشان می دهد احتمال حمله نظامی امریکا به جمهوری اسلامی افزایش یافته مقامات نظامی و سیاسی ایران بی وقفه علیه اقدام احتمالی امریکا واکنش نشان داده و می گویند ایران از جنگ استقبال نمی کند اما در صورت وقوع هر حمله ای پاسخی پشیمان کننده خواهد داد.

اینکه پاسخ پیشمان کننده ایران چه خواهد بود معلوم نیست اما با وجود ادامه  قطعی اینترنت بین الملل در ایران در پی اعتراضات اخیر درایران٬  افراد نزدیک به نهادهای نظامی وامنیتی در ایران در شبکه های اجتماعی داخلی می نویسند نیروهای مسلح ایران در صورت حمله امریکا دو هدف اصلی خواهند داشت:

اول پایگاههای نظامی امریکا در کل منطقه خاورمیانه و دوم تاسیسات زیر بنایی اسراییل در سرزمین های اشغالی . اگر این خبر درست باشد احتمالا منطقه شاهد یک جنگ تمام عیار و ویران گر خواهد بود . همانگونه که یحیی رحیم صفوی فرمانده اسبق سپاه پاسداران گفته و از جنگ احتمالی به عنوان یک رویارویی تعیین کننده تاریخی نام برده است .

دورجدید تهدید های امریکا مبنی بر حمله به ایران بعد از آن شروع شد که دونالد ترامپ اعلام کرد در صورتی که جمهوری اسلامی معترضین را بکشد امریکا نیز به مقامات و نهادهای نظامی و امنیتی و انتظامی ایران حمله خواهد کرد اما هنوزبا وجود گذشته دو هفته از کشته شدن دست کم سه هزار ایرانی در اعتراضات اخیر  اقدامی از سوی امریکا صورت نگرفته است .

سقوط ۱۰۰ هزار واحدی ارزش سهام بورس تهران و افزایش قیمت طلا و دلار در چند روز اخیر نشان می دهد بازارهای مالی وقوع جنگ را نزدیک می دانند. مردم نیز در گفتگو های روزمره بیشتر درباره احتمال جنگ و پیامدهای ان صحبت می کنند .

 

با این وجود برخی تحلیل  گران نیز با استتناد با به برخی اخبار مانند شروط جدید امریکا برای ایران می گویند تحرکات نظامی امریکا به منظور امتیاز گرفتن از تهران در مذاکرات احتمالی است و جنگی در پیش نیست . گفته می شود استیو ویتکاف طرف امریکایی مذاکره با ایران اخیرا به عباس عراقچی گفته در صورتی که ایران کل فعالیتهای هسته ای اش را متوقف کند و حمایت از نییروهای نیابتی را قطع کرده و اسراییل را به رسمیت بشناسد امکان جلوگیری از جنگ وجود دارد. پیشنهادهایی که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ان را نخواهد پذیرفت حتی اگر به جنگ منجر شود.

بنابراین  می توان از سه گروه در ایران نام برد که مواضع متفاوتی در قبال حمله احتمالی امریکا به ایران دارند.

  • اکثریت مردم به شدت نگران و مخالف جنگ با امریکا هستند. اینها هر چند ناراضی و نسبت به سیاست های جمهوری اسلامی معترض هستند اما راه ان را جنگ و دخالت نظامی دولتهای خارجی نمی دانند . مردم ایران به دو دلیل نگران جنگ هستند اول اسیب به زیر ساختهای اساسی ایران که پیامدهای مخرب افتصادی خواهد داشت و تا سالها جبران ناپذیر خواهد بود. دوم ایجاد بی ثباتی و نا امنی در کشور که در این صورت وقوع جنگ نه تنها بهبودی در اوضاع ایجاد نمی کند بلکه وضع زندگی مردم را تشدید خواهد کرد مردم حمایت جامعه جهانی از تغییرات ساختاری در ایران و حمایت از حقوق اساسی مردم را اثرگذار تر می دانند.

 

  • . گروه دوم مخالفین جمهوری اسلامی در داخل و خارج ایران هستند که نیز برای نخستین بار از حمله احتمالی یک کشور خارجی  استقبال می کنند  و  می گویند با وجود دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و تجربه تلخ کشته شدن حداقل ۳هزار نفر در اعتراضات اخیر ٬نمی توان جمهوری اسلامی را بدون کمک خارجی ساقط کرد و دخالت امریکا برای این امر ضروری است . این گروه معقتدند جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقیعت تاریخی خود قرار دارد و بسیار اسیب پذیر است بویژه که در اعتراضات اخیر نیز مشخص شده پایگاه اجتماعی وسیعی نیز ندارد و مخالفان خشمگین حکومت در صورت حمله مشترک امریکا واسراییل به ایران می توانند نقش مکمل را در فروپاشی نظام ایفا کنند. این گروه از رضا پهلوی بعنوان رهبر اینده ایران در دوره گذار پس از فروپاشی جمهوری اسلامی نام می برند. تلویزیون ماهواره ای  ایران اینترنشنال هم رسانه رسمی این جریان است .
  • دسته طرفداران جمهوری اسلامی هستند که این روزها در رسانه ها و محافل خود رجز خوانی بی سابقه ای را علیه امریکا و اسراییل و از همه بیشتر علیه مخالفین داخلی جمهوری اسلامی به راه انداخته اند. برای نمونه روزنامه همشهری وابسته به شهرداری تهران هر روز تیترهای هشدار دهنده می زند مبنی براینکه حکومت اسلامی باید همزمان در داخل و خارج از مخالفین خود انتقام بگیرد . این رسانه ها می گویند اشوب های اخیر اعتراض مردمی نبوده بلکه توطیه ای امریکایی و اسراییلی با حضور میدانی تروریست های مسلح هدایت شده بوده است و از و امار بالای تلفات نیز نتیجه حضور این تروریست هاست .روزنامه همشهری در شماره یکشنبه خود با درج عکس فرماندهان نظامی ایران نوشته پاسخ نظامی ایران به امریکا و اسراییل غیر قابل تصور است .

 

انچه به نظر می رسد اینکه روزهای اینده ایران شاهد اتفاقات مهمی خواهد بود و وضعیت کنونی ایران ناپایدار است .

 

قرار گرفتن اینده ایران در هاله ای از ابهام در سایه اعتراضات اخیر

 

 

اعتراضاتی که در ایران با تجمع بازاریان تهران علیه گرانی دلار اغاز شد بعد از چند روز  فراز و نشیب ٬ در ۱۸ دی ماه برابر با هشتم ژانویه و با فراگیر و خشونت امیز شدن اعتراضات در بیش از ۱۰۰ شهر چهره جدید به خود گرفت و تحولات بی سابقه ای را در دو هفته اخیر در ایران رقم زده است .

اعتراضات که در پی فراخوان رضا پهلوی ولیعهد شاه سابق ایران و ازساعت هشت شب پنج شنبه شب اغاز شد بلا فاصله ابعاد وسیعی یافت یعنی اولا در همه نقاط ایران مشاهده شد و ثانیا جمعیت شرکت کننده در ان بیشتر از تصوراولیه  بود به گونه ای که نظام سیاسی از ان احساس خطر کرد و بلافاصله از ان بعنوان یک حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی نام برد .علی لاریجانی برای اولین بار ازان بعنوان روز سیزدهم جنگ ۱۲ روزه اسراییل علیه ایران نام برد و بقیه مقامات همچنان ان را تکرار می کنند.

سلطنت طلبهای طرفدار رضا پهلوی این اعتراض وسیع را نشانه محبوبیت رضا پهلوی و علاقه ایرانیان به تغییر رژیم از جمهوری اسلامی به سلطنت مشروطه می دانند و در رسانه های وابسته به خود ان را ترویج می کنند اما اغلب جامعه شناسان این تفسیر را توام با اغراق دانسته و ضمن تایید وجود گرایشی در نسل جوان ایران به دوره پهلوی بخاطر سو عملکرد جمهوری اسلامی ٬ نارضایتی عمیق و وسیع مردم ایران از وضع زندگی خود را علت و ریشه اصلی این اعتراضات گسترده می دانند.

بهر حال هنوز ساعتی از تجمعات نگذشته بود که اینرنت در ایران قطع شد و این قطعی تا امروز ادامه دارد . اتفاقی که در تاریخ سابقه نداشته است و متخصصان از ان بعنوان ایرن افلاین نام می برند. برخی معتقدند این قطعی به منظور جلوگیری از حملات سایبری به زیر ساختهای فناوری در ایران است اما بسیاری معتقدند قطعی اینترنت از جانب حکومت ایران٬  ناشی از نگرانی انعکاس اتفاقات رخ داده در پنج شنبه و جمعه شب یعنی ۱۸ و ۱۹ دی ماه برابر با هشتم و نهم ژانویه است که گفته میشود هزاران نفر در ان کشته شدند. نگرانی ها زمانی بیشتر شد که تلفن های همراه نیز برای چند روزی قطع شد و جامعه ایران در یک وضعیت بی سابقه ارتباطی قرار گرفت که برخی ان را اولین حکومت نظامی در جمهوری اسلامی نامیدند. خیابانها مملو از نیروهای پلیس و امنیتی شد که در ساعات پایانی شب همراه با بازرسی و حتی بازداشت جوانان همراه بود.همزمان مقامات امنیتی دایم هشدار می دهند هر گونه ارتباط با رسانه های معاند جمهوری اسلامی عواقب سختی برای مرتکبین خواهد داشت .

مشاهدات بسیاری از مردم حاکی است در این اعتراضات اکثریت شرکت کنندگان حضور مسالمت امیز داشتند و صرفا شعارهای سیاسی و اقتصادی می دادند و عده معدودی دست به اتش زدن تخریب در خیابانها زدند و در برخی مواقع هم درگیری با نیروهای انتظامی و امنیتی اجتناب ناپذیر بوده است . حضور نسل نوجوان و جوان خشمگین از نادیده گرفته شدن توسط حکومت  در این اعتراضات چشمگیر بودو نوع رفتار انها در خشونت امیز شدن اعتراضات موثر بود.

با وجود گذشته ۱۲ روز از این اتفاقات ٬ هنوز امار رسمی از تعداد کشته شدگان و مجروحین و بازدداشت شدگان منتشر نشده اما برخی اخبار رسمی از کشته شدن حدود ۳ هزار نفر و بازداشت حدود ۲۰ هزار نفر حکایت دارد .در رسانه های رسمی فقط مراسم تشییع نیروهای نظامی و انتظامی کشته شده دراین اتفاقات بازتاب می یابد که حدود ۱۵۰ نفر براورد می شوند و ازمعترضین کشته شده دلجویی نمی شود و همین به شایعاتی دامن زده مانند اینکه خانواده های کشته شدگان حق برگزاری مجالس عزاداری ندارند و برای تحویل اجساد باید مبالغ هنگفتی به حکومت پرداخت کنند. شایعاتی که مقامات ان را تکذیب کرده اند اما برای مردم باور پذیر نیست .

قطع اینترنت و شبکه های اجتماعی فرصت را برای دو دسته رسانه فراهم کرد که روایت خود را از اتفاقات ان دو شب بیان کنند.روایاتی که بازگو کننده خواسته های مردم و واقعیات رخ داده نیست و بیشتر منافع راویان را تامین می کند .

دسته اول صداو سیمای حکومتی و برخی سایت های خبری وابسته به سپاه پاسداران هستند که می گویند اتفاقات ان دو شب به بعد اعتراض و حتی اغتشاش نبوده بلکه اقدام هماهنگ تروریستی نیروهای مسلح وابسته به موساد بوده و باید با شدید ترین روش با ان مقابله کرد. این رویکرد ریشه ها و علل را انکار می کند و فقط به به نتیجه عمل برخی از خرابکاران حاضر در این اعتراضات توجه کرده و ان را برجسته می سازد .ضمن اینکه این سوال را ایجاد کرده که اگر همه اعتراضات توسط عوامل مسلح موساد طراحی و اجرا شده پس این حجم از نیرو و امکانات نظامی و انتظامی و امنیتی برای پیشگیری از اشوب و بی نظمی چرا بکار گرفته نشده است ؟

رسانه های مخالف جمهوری اسلامی نیز با میدان داری ایران اینترنشنال می گویند این اعتراض  صرفابا هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده  و جمهوری اسلامی برای سرکوب ان ۱۲ هزار نفر در در دو شب کشته  است این روایت هم نفوذ مشهود عوامل خشونت طلب و مسلح و خرابکار در جمعیت معترض را انکار می کند و به تنوع دلایل و علل اعتراضات توجه نمی کند و همه چیز را در مخالفت با جمهوری اسلامی محدود می کند. ضمن اینکه برای ارایه امار واطلاعات خود سند و مدرکی ارایه نمی دهد .

هر دو روایت سعی می کنند یک اتفاق مهم و پیچیده سیاسی و اجتماعی با ریشه ها و عوامل گوناگون را ساده سازی کنند تا اهداف خود را بر کرسی بنشانند.شاید بر همین اساس رییس جمهور ایران از پژوهشگران خواسته با نگاه علمی و کارشناسی ریشه های انی اعتراضات را شناسایی کنند.

این اتفاقات پر هزینه و نگران کننده در ایران همزمان شده  با اظهارات ضد و نقیض دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا در خصوص حمایت از معترضین در برابر نیروهای سرکوب در ایران . در روزهای نخست توییت ها و مصاحبه های متعدد ترامپ احتمال حمله را بالا برده بود اما چند روز بعد که ترامپ از  مقامات جمهوری اسلامی بخاطر توجه به هشدارهای او تشکر کرد این احتمال کاهش یافته اما هنوز احتمال اقدام امریکا منتفی نشده است .

در حال حاضر در جامعه ایران بدون توجه به اظهارات مقامات رسمی و تهدیدهای مکرر رسانه های حکومت علیه معترضین ٬خشم وسیعی از قطعی اینترنت وجود دارد که به کسب و کار وفعالیتهای اقتصادی مردم لطمه جدی وارد کرده و همچنین مانع از کسب اطلاعات صحیح و درست درباره اتفاقات اخیر می شود مردم می گویند حکومت حق ندارد شهروندان را از حق اطلاع ٬حق انتشار و حق ارتباط با همدیگر منع کند .

همزمان  سرگردانی وسیعی نیز درباره اینده ایران ووقوع احتمالی جنگ جدید با امریکاجریان دارد.سخنان و اظهارات مقامات ارشد ایران نشان می دهد انها نیز به شدت نگران اغاز یک جنگ جدید هستند و دایم تهدید می کنند که در صورت حمله امریکا واکنش ایران غیر قابل تصور خواهد بود . مردم نمی دانند که جنگ احتمالی در اینده نزدیک رخ خواهد داد یا در چند ماه اینده ؟ ایا حملاتی محدود خواهد بود یا حملاتی اساسی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ؟ تمامیت ارضی و امنیت عمومی و اینده اقتصاد ایران مهمترین مسایلی که دغدغه های مردم را شکل می دهد اما برای حاکمان  بیشتر حفظ جایگاه و موقعیت و مزایای ان در اولویت است و ان را خواسته ملت معرفی می کند  و برای مخالفان سیاسی حکومت نیز تصاحب حکومت و جالب اینجاست که این گروه هم ان را خواسته ملت معرفی می کند.

اما این روایت سازی ها از چشم تیز بین مردم ایران پنهان نیست که خود در میدان زندگی در حال تلاش برای ساختن ایرانی بهتر هستند.

 

 

گفتگو با مدیرعامل موسسه درباره نقض حقوق ارتباطات شهروندان با قطع اینترنت

امیر دبیری مهر استاد دانشگاه و مدیر عامل موسسه مطالعات سیاسی و رسانه ای اندیشه و قلم در گفتگو با روزنامه ارمان ملی درباره پیامدهای قطع اینترنت و تداوم ان هشدار داد. این استاد دانشگاه قطع ایترنت را خلاف حقوق ارتباطات شهروندان بویژه حق ارتباط و حق اطلاع و حق انتشار دانست . متن کامل این گفتگو را در لینک زیر بخوانید.

متن کامل گفتگو

۱۰۰۱۵۱۵