ازادی  اجتماعی بی سابقه در ایران در دوران پسا جنگ

امیر دبیری مهر

 

بعد از ستیز و تنش های وسیع بین حکومت جمهوری اسلامی و جامعه ایران در سال ۲۰۲۲ تحت عنوان جنبش ((زن زندگی ازادی ))زنان و دختران ایرانی دیگر به شرایط  سالهای قبل از این جنیش برنگشتند و الگوی های رسمی پوشش ارایه شده از جانب نهادهای حکومتی را نپذیرفتند و با وجودی که پلیس تعداد گشت های نهی از منکر معروف به گشت های ارشاد  را کاهش داد و برخورد فیزیکی با دختران و زنان فاقد حجاب متوقف شد  پلیس مدتی با جریمه های سنگین مالی و توقیف خودروهای زنان سعی کرد جلو تثبیت تغییرات اجتماعی به نفع ازادی های زنان و دختران بویژه نسل جدید گرفته شود. وقتی این روش هم منجر به  تنش های جدید اجتماعی و نارضایتی مردم شد  نمایندگان تندرو مجلس و دیگر نهادهای مخالف حجاب اختیاری که از حمایت بخشی از جامعه سنتی و مذهبی ایران نیز برخوردارند قانونی را به تصویب رساندند که مجازات ها و محدودیت ها علیه زنان فاقد حجاب را تشدید می کرد . در فرایند تصویب این قانون بسیاری از حقوقدانان و روشنفکران و روزنامه نگاران و اقشار اجتماعی با این قانون بطور جدی مخالفت کردند اما مجلس شورای اسلامی بدون اعتنا به این اعتراض ها ان را تصویب و شورای نگهبان که ۶ نفر از ۱۲ عضو ان فقهای منصوب رهبری هستند ان را تایید کردند. همزمان با این تصمیم گیری ها هیچ نشانه ای از تغییر سبک زندگی زنان و عقب نشینی انها مشاهده نشد تا اینکه مسعود پزشکیان رییس جمهور اسلامی ایران اعلام کرد امکان اجرای این قانون وجود ندارد و می تواند به بحران و تکرار وقایع سال ۲۰۲۲ منجر شود. اعتراض تندروها علیه موضع رییس جمهور بالا گرفته بود که شورای عالی امنیت ملی ایران اجرای این قانون را متوقف کرد.  با توجه به اینکه اجرای مصوبات شورای عالی امنیت ملی در ایران به تصویب و تایید ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نیاز دارد تندروها و موافقین سخت گیری در باره حجاب سکوت اختیار کردند و منازعات درباره اجرا نشدن قانون مذکور فروکش کرد. نکته جالب اینجاست که هنوز بخش وسیعی از جامعه ایران بویژه در شهرستانها و روستاها کاملا به حجاب شرعی مقید هستند اما انها نیز از دخالت حکومت در مساله حجاب ناراضی هستند . این روند تا جنگ ۱۲ روز اسراییل علیه ایران ادامه یافت . بعد از جنگ جامعه ایرانی انتظار دارد بخاطر ایستادگی ملی مردم ایران علیه اسراییل و موفق نشدن طرح اصلی اسراییل برای سرنگونی جمهوری اسلامی ٬ دولت ایران با دادن امتیازهایی به جامعه ازجمله ازادی های اجتماعی  انسجام و وحدت  ملی را  حفظ کند. از این رو بعد از جنگ از گشت های ارشاد خبری نیست حتی جریمه و توقیف خودروهای زنان فاقد حجاب نیز متوقف شده و زنان در انتخاب پوشش خود در فضاهای عمومی شاهد هیچ محدودیتی از جانب حکومت نیستند. این واقعیت بویژه در شهرهای بزرگ و مناطق مرفه و در نسل جدید بسیار مشهودتر و بارز تر است  .اگر کسی امروز در تهران و پاساژها و مال ها و مراکز خرید تردد کند با یک ازادی اجتماعی بی سابقه در انتخاب پوشش زنان و ارتباطات دختران و پسران نوجوان و جوان  مواجه می شود که می توان گفت در سالهای پس از انقلاب

اسلامی در ۱۹۷۷ به بعد هیچ وقت در این حجم و وسعت مشاهده نشده است . البته تعداد معدودی از دختران نسل جدید هم در  این ازادی ایجاد شده از عرفهای  اجتماعی و فرهنگی عبور می کنند که همین رفتار موجب ناراحتی و خشم طبقات اجتماعی مذهبی و سنتی می شود. اما جامعه شناسان معتقدند این رفتارهای افراطی واکنشی است به سخت گیری های گذشته و با گذشت زمان و مدارای اجتماعی به نقطه تعادل می رسد.

اما انچه امروز در فضای عمومی جامعه ایران  علی رغم فشارهای شدید اقتصادی بویژه روزی طبقات ضعیف اجتماعی دیده می شود  نوعی نشاط اجتماعی است که بر اثر کوتاه امدن حکومت از الزام زنان به پوشش اجباری و نحوه معاشرت و ارتباطات اجتماعی است . البته هیچ کس نمی داند ایا این سیاست جمهوری اسلامی موقتی و مصلحتی است و از این بابت است که مبادا در شرایطی که تهدید حمله مجدد اسراییل بر سر ایران است با سخت گیری های گذشته بحران اجتماعی ایجاد شود یا اینکه این ازادی نقطه اغازی برای یک سیاست جدید فرهنگی و اجتماعی است . پاسخ این پرسش را چند ماه بعد می توان پیدا کرد.اما در باره یک واقعیت می توان با قطعیت سخن گفت و اینکه حتی اگر حکومت به سیاستهای گذشته خود باز گردد جامعه ایرانی بویژه زنان و دختران به گذشته باز نخواهند گشت و از  حق خود در انتخاب سبک زندگی با قدرت حفاظت خواهند کرد.

واکنش های احتمالی ایران به اجرای مکانیسم ماشه

منبع روزنامه النهار چاپ بیروت نوشته امیر دبیری مهر

 

هنوز یک ماه از حمله اسراییل و امریکا  به ایران نگذشته  که کشورهای اروپایی اعلام  کردند در صورتی که ایران و امریکا درمذاکرات هسته ای به توافق نرسند تحریم های بین المللی که ۱۰ سال پیش و در پی توافق برجام به حالت تعلیق درامده بود از اکتبر ۲۰۲۵ مجددا برقرار خواهد شد. این فرایند مکانیسم ماشه یا استب بک  نام گرفته است.( Snapback Mechanism)

این مکانیسم سازوکاری است که در ضمیمه قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل و نیز بند‌های 36 و 37 برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) گنجانده شد.

قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، سندی مکمل توافق هسته‌ای ایران (برجام) است که در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵، شش روز پس از امضای برجام میان ایران و گروه ۱+۵، به تصویب رسید. این قطعنامه به  برجام جنبه‌ای الزام‌آور در نظام حقوقی سازمان ملل بخشید.

بر اساس این قطعنامه، شش قطعنامه پیشین شورای امنیت که از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ علیه ایران صادر شده بودند – و شامل تحریم‌های گسترده در زمینه‌های اقتصادی، تسلیحاتی و فناوری بود – به‌طور رسمی لغو شدند. این قطعنامه‌ها ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل صادر شده بود که به شورای امنیت اجازه می‌دهد در موارد تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی، اقدامات تنبیهی از جمله تحریم یا حتی اقدام نظامی را تصویب کند.

فرایند اجرای مکانیسم ماشه  که این روزها خیلی خبر ساز شده است به شرح زیر است :

اگر یکی از طرف‌های برجام احساس کند که طرف دیگر به تعهداتش پایبند نیست، می‌تواند شکایت خود را به «کمیسیون مشترک» (نهاد نظارتی بر اجرای برجام) ارائه دهد.

کمیسیون ۱۵ روز فرصت دارد تا موضوع را بررسی و حل‌وفصل کند. اگر اختلاف حل نشد، موضوع به سطح وزیران خارجه ارجاع می‌شود که آن‌ها نیز ۱۵ روز دیگر فرصت دارند.

در صورت ادامه اختلاف، کمیسیون ۵ روز دیگر برای تلاش نهایی فرصت دارد.

اگر پس از این ۳۵ روز، کشور شاکی همچنان قانع نشد، می‌تواند موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد.

در این مرحله، شورای امنیت باید ظرف ۳۰ روز درباره ادامه تعلیق تحریم‌ها رای‌گیری کند. اما نکته کلیدی اینجاست که اگر حتی یکی از اعضای دائم شورای امنیت (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه یا بریتانیا) این قطعنامه را وتو کند، تحریم‌های سازمان ملل به‌طور خودکار و بدون نیاز به رای‌گیری جدید بازمی‌گردند. به همین دلیل، این سازوکار به نام «مکانیسم ماشه» یا «بازگشت خودکار تحریم‌ها» شناخته می‌شود.

همچنین در پیوست اول برجام، سازوکاری برای دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به سایت‌های مشکوک ظرف ۲۴ روز پیش‌بینی شده است. اگر ایران همکاری نکند، این موضوع نیز می‌تواند در نهایت به فعال‌سازی مکانیسم ماشه منجر شود.

در سال ۲۰۲۰، آمریکا تلاش کرد از مکانیسم ماشه برای بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران استفاده کند، اما اکثریت قاطع اعضای شورای امنیت، از جمله متحدان نزدیک واشنگتن مانند فرانسه و بریتانیا، اعلام کردند که آمریکا با خروج رسمی‌اش از برجام در سال ۲۰۱۸، دیگر «عضو مشارکت‌کننده» در این توافق محسوب نمی‌شود و بنابراین از نظر حقوقی حق استفاده از این سازوکار را ندارد.

تهدیدهای جدید  تروییکای اروپایی با موضع گیری صریح وزیر خارجه فرانسه اغاز شد. او گفت: «بدون تعهد محکم، ملموس و قابل تأیید از سوی ایران، حداکثر تا پایان ماه اوت 2025 مکانیسم ماشه اجرایی خواهد شد.

 پیشتر نیز صدر اعظم المان با  حمایت از حمله اسراییل به ایران فضای روابط ایران والمان را تیره کرده بود . ایران نیز در تلافی حمله اسراییل و امریکا به ایران که ۱۲ روز بطول انجامیدو خساراتی به تاسیسات هسته ای ایران وارد کرد همکاری با بازرسان ژانس را تعلیق کرده است .

بریتانیا،‌ فرانسه و آلمان هشدار داده‌اند که اگر ایران به میز مذاکره برنگردد، ساز و کار ماشه را فعال خواهند کرد تا تحریم‌های بین‌المللی پیش از برجام، بار دیگر به صورت خودکار و بدون نیاز به تصویب در شورای امنیت سازمان ملل بازگردد. مذاکرات ایران و امریکا که برای رسیدن به توافق هسته ای از چند ماه قبل با وساطت عمان اغاز شده بود بعد از توقف جنگ با اسراییل  از سرگرفته نشده است .

آمریکا که در عمل طرف مذاکره هسته‌ای با ایران است در سال   ۲۰۱۸و تنها ۱۶ ماه بعد از امضای برجام از ان  خارج شد و  از نظر حقوقی قادر به فعال کردن مکانیسم ماشه به عنوان تهدیدی برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره نیست .

تا پیش از جنگ ۱۲ روزه ،‌ گزینه نظامی، همواره به عنوان «چماق» غربی‌ها برای گرفتن امتیاز  ایران در مذاکرات مطرح بود، اما اکنون با عملی شدن این گزینه و وارد شدن آسیب به تاسیسات هسته‌ای مورد مذاکره،‌ معادلات تا حد زیادی تغییر کرده است. اما به نظر می رسد اروپایی ها اینبار مکانیسم ماشه را بعنوان چماق برای امتیاز گرفتن امریکا در مذاکرات مطرح کرده اند.

برخی از گروههای سیاسی رادیکال در ایران معتقدند نباید به تهدیدات امریکا و اروپا توجه کرد و  ایران باید تمام همکاری‌های هسته‌ای خود با آژانس را قطع  و هر گونه مذاکره را تعلیق کند. و برنامه‌های هسته ای خود را  بدون هیچ گونه محدودیتی ادامه دهد.

اما گروهای سیاسی طرفدار مذاکره معتقدند در  چنین شرایطی بی‌توجهی ایران به خواسته‌های امریکا و اروپا تهدیدی علیه آتش‌بس شکننده موجود است و  فعال شدن مکانیسم ماشه،‌ ایران را با تحریم‌های گسترده بین‌المللی روبرو کند، آن هم در شرایطی که از نظر اقتصادی در شرایط بسیار خوبی ندارد. اظهارات چهارشنبه ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در تهران که اولین سخنرانی عمومی او بعد از جنگ با اسراییل است نشان داد او سیاست موازی و همزمان دیپلماسی  فعال  و امادگی دفاعی حداکثری را در دستور کار داردو از نظر جمهوری اسلامی احتمال حمله مجدد سراییل منتفی نیست  .

 

در باره مکانیسم ماشه در ایران  دیدگاههای متفاوتی وجود دارد برخی از حقوقدانان در ایران می گویند در سال‌های اخیر، اروپا از اجرای کامل تعهدات خود در برجام سر باز زده، به‌ ویژه در زمینه تسهیل تبادلات بانکی، رفع تحریم‌ها و راه‌اندازی کانال مالی اینستکس که هیچ‌گاه عملا کار نکرد و بر همین اساس اروپا با نقض تعهدات خود، دیگر صلاحیت حقوقی برای اجرای مکانیزم ماشه ندارد.

برخی دیگر از کارشناسان نیز می گویند غربی‌ها بر جنبه‌های تنبیهی برجام پافشاری دارند ولی از اجرای جنبه‌های مثبت آن، به‌ ویژه رفع تحریم‌ها و همکاری اقتصادی، شانه خالی کردند. به‌ عنوان مثال اروپا هیچ‌گاه روابط بانکی با ایران را برقرار نکرد. شرکت‌های بزرگ اروپایی بلافاصله پس از بازگشت تحریم‌های آمریکا، ایران را ترک کردند. اینستکس عملاً هیچ تبادلی انجام نداد.

 

در ایران  در بین گروههای سیاسی و فعالان رسانه ای در باره مکانیسم ماشه و برجام اختلاف نظرهای جدی وجود دارد به حدی که ایت الله خامنه ای در سخنرانی اخیر خود این گروهها را به ارامش و حفظ اتحاد ملی دعوت کرد.

سعید جلیلی بعنوان مهمترین مخالف برجام  در  روز ۱۴ جولای  به عنوان سالگرد امضای برجام، در توئیتر نوشت  «۱۰ سال گذشت… سالگرد خسارت محض.» او مدعی است از ابتدا با مکانیسم ماشه مخالف بوده است.

میثم نیلی یکی از تندور ترین فعالان سیاسی مخالف مذاکره با غرب

در پاسخ به پرسشی درباره واکنش احتمالی ایران به فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی طرف‌های غربی گفت: خروج از NPT

  

سیدمحمود نبویان، نماینده مجلس نیز گفته دشمنان در نقشه‌ی جدید برای ایجاد ترس و وحشت، تهدید به فعال کردن مکانیسم ماشه کرده‌اند. عملی شدن این تهدید، آسیب جدی به اقتصاد کشور وارد نمیکند، زیرا در طول سال‌های اخیر تحریم‌ها با توافق برجام !! چند برابر شده!!! یعنی تحریم خاصی برداشته نشده که با فعال شدن مکانیسم برگردانده شود.

 

یکی از کاربران مخالف برجام می گوید اون هشت سالی که باید صرف اقتصاد میشد، صرف برجام شد و نتیجه‌اش ورشکستگی  صدها شرکت مثل ما و نابود شدن زندگی کلی آدم شد.

یکی دیگر با انتقاد از محمد جواد ظریف وزیر اسبق خارجه ایران که برجام را امضا کرد نوشتهبه ظریف بگید ۱۱ تُن اورانیوم غنی‌شده که بخاطر برجام از دست دادیم رو برگرداند.

یکی دیگر از مخالفان ظریف و برجام نوشته ۱۱سال طول کشید تا یه عده بفهمند ظریف یک دیپلمات تقلبی و پلاستیکی است  که هیچ شناختی از معاهدات بین المللی و سیاست خارجه نداره و جلیلی سالها از زمانه‌ی خود جلوتر است و هر آنچه در باب برجام گفت، حقیقت داشت.

کاربر دیگری گفته حالا که قراره مکانیسم ماشه فعال شود باید  عاملینش هم باید مجازات شوند.

اما موافقان برجام و مذاکره با غرب درباره مکانیسم ماشه نظرات  دیگری دارند

 انها معتقدند حداقل نتیجه برجام این بود که ۱۰ سال جنگ اسراییل و امریکا را به عقب انداخت.

رضا رئیسی، روزنامه‌نگار در این باره نوشته اگر مکانیسم ماشه یا اسنپ بک، تهدید و چالش تازه‌ای برای ایران باشد فحشش را به جای ظریف و برجام به احمدی‌نژاد و سعید جلیلی بدهید! چرا؟؟؟ چون به هنگامی که 6 قطعنامه متواتر و پشت سرهم شورای امنیت علیه ایران به تصویب رسید. احمدی نژاد قطعنامه ها را کاغذ پاره می خواند و سعید جلیلی هیچ دستاوردی در مذاکرات 6 ساله درممانعت از صدور قطعنانه نداشت .

موافقان برجام همچنین می گویند برجام باعث شد ۱۰ سال کشور از تحریم جدید بین المللی در امان باشد! و اگر نبود چه بلایی سر ایران می آورد! و اگر ماشه کشیده شود خواهید دید خسارت_محض چیست

بهر حال به نظر می رسد در صورتی  که  توافق بین آمریکا و ایران، حاصل شود بسیار بعید است اروپا مکانیسم ماشه را فعال سازد.

اما در صور ت عدم توافق ایران و امریکا و  فعال‌سازی مکانیسم ماشه توسط اروپایی ها ، ایران قطعاً از معاهده NPT خارج خواهد شد و  اتش جنگ مجددا شعله ور می شود.

 جمهوری اسلامی در حال حاضر  تلاش کرده مسیر دیپلماسی را حفظ کند تا از فعال‌سازی این مکانیسم و پیامدهای ان جلوگیری شود، اما همزمان بر مواضع خود پایبند مانده و اعلام کرده حاضر به ارائه امتیازات غیرمنطقی و فراتر از حوزه هسته‌ای برای ممانعت از فعال‌سازی مکانیسم ماشه  نیست.

 

تشدید اخراج افغانی ها از ایران بعد از حمله اسراییل به ایران : روایتی از حمایتها و اعتراض ها

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت نوشته  امیر دبیری مهر

 

اخراج حدود دو میلیون مهاجرافغانی غیرقانونی از ایران از ماهها قبل آغاز شده بود و دراین باره چند ماه  قبل در النهار گزارش مفصلی نوشتم.

https://annah.ar/192265

غیر از مهاجران غیر قانونی حدود شش میلیون افغانی دیگر هم درایران با مجوز قانونی اقامت دارند اما با تشدید اخراج افغانی ها نگرانی افغانی های دارای مجوز اقامت  نیز افزایش یافته که مبادا  اخراج  شامل انها نیز شود. اتفاقی که این مساله را در زمان حاضر برای دولت و مردم ایران پیچیده وحساس کرده  تجاوز اسرائیل به ایران در ۱۳ ژوئن است . بعد از اغاز این جنگ ۱۲ روزه ٬  انگشت اتهام  به سمت مهاجرین افغانستانی نشانه رفت که تعدادی از انها بعنوان خبرچین و مزدور در ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته ای و انتقال و تولید پهبادهای جنگی با موساد همکاری کرده اند . همین خبر موجی از خشم و نگرانی را در ایران علیه افغانی ها ایجاد کرد و موجب شد یک سیاست  جاری  به یک مطالبه ملی با ملاحظات  امنیتی مطرح تبدیل  و روند اخراج افغانی ها تشدید شود. به گونه ای که در کمتر از یک ماه بیش از ۵۰۰ هزار افغانی از طریق مرزهای شرقی ایران به افغانستان بازگردانده شدند واین روند همچنان ادامه دارد. اما این اتفاق بخاطر حاشیه های ان اهمیت یافته و در ایران به موضوعی مهم و بحث برانگیز تبدیل شده است .

برخی رفتارهای توهین امیز با افغانی ها ٬ داوری های نادرست درباره مهاجرین افغانی بخاطر خیانت عده ای معدودی از انها که در سالهای اخیر و با روی کار امدن طالبان بطور غیر قانونی وارد ایران شدند و از همه مهمتر پیامدهای اقتصادی اخراج افغانی ها که سهم بزرگی در کارهای خدماتی مانند نگهبانی و کارگری ساختمان در ایران دارند از مهمترین موضوعات محل اختلاف در باره اخراج افغانی هاست.

برای درک بهتر مساله لازم است به گذشته بازگردیم سابقه حضور گسترده افغانی ها در ایران به سالهای پس از انقلاب در ایران باز می گردد .

که  در سه موج اصلی قابل شناسایی است  موج اول با حمله شوروی به این کشور در سال ۱۹۸۱ آغاز شد. موج دوم

همزمان است با جنگ های داخلی أفغانستان در سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ و موج  سوم با روی‌کار آمدن طالبان در سال ۲۰۲۱ اغاز شد که عظیم‌ترین موج مهاجرت افغانی ها به ایران تاکنون بوده و تنها در سال نخست حکومت طالبان، طبق آمار رسمی حدودا یک میلیون و ۶۰۰ هزار تبعه افغانستانی از مرزهای شرقی وارد ایران  شدند که اکثرا هم غیر قانونی بود. برخی کارشناسان امنیتی معتقدند بیشتر افرادی که با اسراییل همکاری داشتند از گروه اخیر بودند.

البته نباید در تشریح علل مهاجرت افغانی ها به ایران از نزدیکی های  تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی  و دینی و حتی قومی بین ایران و أفغانستان غافل بود برای مثال اغلب افغانی ها به زبان فارسی صحبت می کنند و همین عامل نقش مهمی در جذب و اقامت انها در ایران داشته است .

اما مهاجرت بی‌شمار و حضور پناهندگان افغانی در ایران در ۴۵ سال اخیر سبب بروز چالش‌های زیادی درایران نیز  شده است. فشار جمیعتی و کمبود مسکن ، استفاده وسیع از خدمات بهداشتی و اموزشی و  یارانه های دولتی  و کاهش فرصت کار برای کارگران ایرانی از جمله دیگر عواملی است که از گذشته  موجب  تنش میان مهاجران افغانی و ایرانیان بود اما اخیرا نگرانی‌های امنیتی نیز بر ان افزوده شده است  .

در ایران نیز در در خصوص اخراج وسیع افغانی ها و برخی رفتارهای خشن با انها دیدگاهای مختلفی وجود دارد و برخی افراد و گروهها خواستار رعایت حقوق انسانی افغانی و در عین حال در نظر گرفتن همه پیامدهای اخراج جمعیت بزرگ افغانی ها از ایران هستند. برای مثال کانون نویسندگان ایران با انتقاد از برخورد های نژاد پرستانه با مهاجران افغان دولت جمهوری اسلامی را به افغان ستیزی متهم کرد.  ۱۳۰۰ روزنامه نگار و هنرمند ایرانی وافغانستانی نیز در بیانیه ای از دولت ایران خواسته اند فورا سیاست های افغان هراسی واخراج وسیع مهاجران را متوقف کند.

این نگرانی ها در درون جامعه ایران نیز نسبت به افغانی ها وجود دارد و در روزهای اخیر گزارشها و مطالب متعددی درباره مشکلات افغانی های اخراج شده تهیه و منتشر شده است .این نگرانی ها بیشتر ناظر به حکومت طالبان درافغانستان است  که با تحصیل و کار زنان و دختران مخالف است . نبود کار و درامد و مسکن از دیگر  مشکلاتی است که مهاجران افغانی در بازگشت به کشور خود با ان مواجه هستند.

بسیاری از افغانی ها و حتی ایرانی ها معتقدند  افغانی ها همیشه دوست مردم و دولت ایران بوده و هستند و حتی در جنگ تحمیلی اسراییل به ایران در شناسایی و معرفی عناصر تروریست و مخرب، با مردم و دستگاههای اطلاعاتی-امنیتی ایران همکاری کرده اندو اگر احیانا تعداد معدودی با اسراییل همکاری کردند نباید این اتهام شامل جمیعت میلیونی افغانی های صلح طلب و دوستدار امنیت و ارامش در ایران شود.

 

برخی از کابران فضای مجازی در روزهای اخیر نوشتند:

حالا که مقامات ایران، عزم خود را برای اخراج گسترده افغانی ها  جزم کرده اندضروری است این اقدام  بدون اهانت و با رعایت اصول اسلامی و انسانی صورت بگیرد. از جمله  اخراج زنان و دختران و کودکان بدون مردان خانواده مغایرحقوق بشر است . همچنین  اخراج کارگران افغانستانی که کارمزدشان را از کارفرمای شان نگرفته اند، و بیمارانی که حیات شان متکی به درمان در ایران است، بی رحمی است نه اخراج.

برخی نیز هشدار داده اند اگر در روند اخراج افغانی ها از جانب نیروهای نظامی و انتظامی خشونت بکار گرفته شود- هر مهاجر افغانستانی میتواند با خود، کوهی از خشم و نفرت و عقده از ایران  به کشورش ببرد و در کنارحکومت طالبان که روابط خوبی با جمهوری اسلامی ندارد در اینده علیه ایران بکار گرفته شود و در اینصورت، جمهوری اسلامی ایران با صدها سفیر و رسانه و رایزنی فرهنگی نمی تواند سخن از فرهنگ ایران، قدرت ایران، ملت ایران، خدمات ایران، دین و مهربانی ایران و اشتراکات تمدنی ایران بزند.

اما همزمان مخالفان حضور مهاجرین افغانستانی در ایران از سیاست تشدید خروج افغانی ها حمایت می کنند انها معتقدند

افغانی ها پرجمعیت هستندو مصارف روزانه آنها زیاد است و حضور افغانها در صفوف نانوایی ها و وسایل نقلیه شهری خوشایند برخی از جماعت شهری ایران نیست. بیکاری در ایران زیاد است و افغانستانی ها فرصت های شغلی را از کارگران ایرانی گرفته اند، کار ارزان برای کارفرماهای ایرانی نرخ دستمزد کارگران را کاهش داده و درآمد طبقه کارگر ایرانی را کاسته است.

افغانی ها از یارانه ها دولت  استفاده می کنند که از محل پرداخت مالیات مردم ایران تامین می شود. این سوبسیدها در حوزه نان، مواد خوراکی، آب شهری، برق و گاز منازل و… است همچنین   به دلیل هجوم موج جدید مهاجرین، افزایش کرایه و رهن و قیمت مسکن؛ عرصه را برای کرایه نشینان ایرانی بسیار تنگ تر کرده است.

می توان گفت سیاست اخراج افغانی های فاقد مجوز اقامت در ایران با قدرت و سرعت ادامه خواهد داشت و احتمالا بعد از اخراج این دو میلیون مهاجر غیر قانونی دولت ایران سراغ ۶ میلیون افغانی دارای مجوز اقامت قانونی خواهد رفت تا از تعداد انها نیز در ایران بکاهد اما واقعیت این است که این سیاست با مشکلات و موانع بزرگی مواجه است .

 

 

سابقه حضورموساد در ایران : از همکاری در قبل ازانقلاب تا بزرگترین عملیات تروریستی اخیر

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت نوشته

امیر دبیری مهر

اگر نام چند سازمان و تشکیلات مخوف را برای ایرانیان فهرست کنیم که مردم ایران از آن نفرت و وحشت دارند یکی از انها موساد است.سازمان جاسوسی برون مرزی اسراییل که برای ایرانیان با ترور وخشونت و بی رحمی وجنایت همراه شده. سازمان اطلاعات وعملیات ویژه اسرائیل یاموسادمسئولیت خنثی‌سازی فعالیت‌ها علیه اسرائیل را در جهان بر عهده دارد. این سازمان در سال 1951 از سوی بن‌گوریون نخست وزیر اسراییل تشکیل شد.

مهم‌ترین بخش موساد، بخش عملیات ویژه است که مسوول ترکیبی از اقدامات نظامی و اطلاعاتی است .  ترور افراد مهم که موساد انها را  دشمن اسرائیل می داند بر عهده این بخش است . بخش مهم دیگر واحد تکنولوژی است که  مسئول ساخت و بکارگیری و توسعه فناوری‌های پیشرفته برای پشتیبانی فنی از عملیات گسترده موساد علیه مناطق و افراد مورد نظر است که با ارتش اسراییل ارتباط تنگاتنگ دارد .مرگ تدریجی یاسر عرفات با  تزریق مواد خاص شیمیایی و هسته‌ای در تغذیه و داروهای او و استفاده از پهپادها درکشتن افراد با حمایت این واحد انجام می شود . نگاهی به قتل‌های انجام‌شده در کشورهای مختلف که ردپای موساد در آنها مشهود است، نشانگر توجه موساد به استفاده از فناوری‌های پیشرفته برای پشتیبانی فنی از عملیات تروریستی روبه گسترش موساد است. برای مثال در مورد تروردکتر محسن فخری‌زاده دانشمند هسته ای ایران  به  روایت علی شمخانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی نیروی انسانی در صحنه ترور حضور نداشت و از شیوه شلیک از راه دور به وسیله تیربار استفاده شد.

نام موساد همیشه در جامعه و حکومت ایران مطرح بوده و هست اما با حمله ۱۳ جون اسراییل به ایران بیشتر از همیشه مورد توجه قرار گرفت و این سوال بطور جدی و فراگیر  مطرح شده که موساد از چه طریقی توانسته تا این حد در ایران نفوذ پیدا کند و در عملیاتی مشترک با نیروی هوایی رژیم صهیونیستی تا این حد در ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته ای ایران دقیق  عمل کند! برای پاسخ به این سوال لازم  است به سالهای دور برگردیم . به حضور موساد در ایران در حکومت پهلوی و سالهای پیش از انقلاب اسلامی . مساله به دهه ۵۰ میلادی باز میگردد یعنی حدود هفتاد سال قبل .

موساد درکنار سیا وکاگ ب و ام ای ۶ یعنی سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، شوروی و بریتانیا، فعال‌ترین شبکه اطلاعاتی را در ایران داشتند اخیرا کتابی درباره یعقوب نیمرودی بنیانگذارموساد در ایران منتشر شده که نشان می دهد موساد از سالهای دور چگونه برای جمع اوری اطلاعات و انجام اقدامات لازم  افرادی را به استخدام خود در اورده است.

موساد نه تنها اطلاعات مربوط به کشورهای عربی و منطقه را با ایران مبادله می‌کرد بلکه درباره مخالفان حکومت  پهلوی نیز به سازمان اطلاعات و امنیت کشور موسوم به ساواک اطلاعات می داد و سهم مهمی در آموزش و ارتقای دانش امنیتی نیروهای ساواک داشت. با گسترش روابط موساد و ساواک، کمربند امنیتی آمریکا در برابر شوروی در منطقه استراتژیک خاورمیانه، استحکام بیشتری یافت. بدین ترتیب پس از آمریکا، اسرائیل دومین کشوری بودکه باایران روابط استراتژیک داشت.
مسافرت نیکیتا خروشچف دبیرکل حزب کمونیست شوروی در سال  ۱۹۶۴ به قاهره که گسترش روابط شوروی ومصر را در پی داشت، بیش از پیش شاه را برای گسترش روابط خود با اسرائیل مصمم ساخت. موساد و ساواک طی حدود 20 سال همکاری، بخش مهمی از فعالیت مشترک خود را به عراق اختصاص دادند. زیرا عراق با حکومت پهلوی رقابتی پرتنش داشت و کشمکشهای سیاسی و تهدیدات نظامی ـ امنیتی طرفین بر ضد دیگری انقدر افزایش یافت تا  بعد از انقلاب در ایران و خلا قدرت بوجود امده صدام به تحریک امریکا به ایران حمله کرد و دو کشور ایران و عراق پس از ۸ سال جنگ به شدت تضعیف شدند. هدفی که امریکا و اسراییل به دنبال ان بودند.

بعد از انقلاب ایران ناگهان همکاری و  روابط امنیتی ایران و اسراییل ، تبدیل به تعارض منافع شد و دو کشور دشمن یکدیگر شدند و موساد ضرورت نفود خود در ایران را در این مقطع بعنوان دشمن بالقوه تعریف کرد. “یوسی کوهن” رئیس سابق موساد اخیرا در مراسم خداحافظی‌اش گفت “نمی‌خواهم و نمی‌توانم” جزییات کارهایی که برای مقابله با ایران انجام داده ایم بگویم  اما “ما برای جمع‌آوری بی‌وقفه اطلاعات (از ایران) و برملا کردن رازهایشان و شکستن اعتماد به نفس و غرورشان عمل کردیم” او برای نمونه به سرقت اسناد هسته‌ای از جنوب تهران و ترور  محسن فخری‌زاده دانشمند هسته‌ای ایران سخن گفت.

اشاره کوهن به عملیات سال ۲۰۱۸ بود که در ان ۵۰ هزار صفحه اسناد کاغذی و ۵۵ هزار صفحه اطلاعات ذخیره شده سرقت و از ایران خارج شد و بر اساس همین اسناد مدتی بعد محسن فخری زاده مقام هسته ای ایرانی را ترور کردند.

محمود احمدی نژادرییس جمهور اسبق ایران در خرداد ۲۰۱۹ با اشاره به همین عملیات های موساد با انتقاد از برخی نهادها و نیروهای امنیتی از نفوذ اسرائیل در وزارت اطلاعات ایران خبر داد و گفت بالاترین مسئول مقابله با جاسوسان اسرائیل در وزارت اطلاعات، خودش جاسوس اسرائیل بود و مگر می شود  که این جاسوس تنها بوده باشد وحتما شبکه ای داشته و باید آن شبکه شناسایی شود.

اما مهمترین هشدار درباره نفوذ موساد در ایران را علی یونسی وزیر اسبق اطلاعات ایران داد و گفت  در ۱۰ سال اخیر نفوذ موساد دربخش‌های مختلف کشور افزایش یافته  که مقامات جمهوری اسلامی باید نگران جان خودشان باشند.

در حالی که برخی مقامات ایرانی از نفوذ موساد در ایران ابراز نگرانی می کردند دو سال پیش سریال هشت قسمتی به نام “تهران” در تلویزیون اسرائیل پخش شد. این سریال روایتی از عملیات‌ موساد در ایران است و نشان می دهد ماموران  موساد با همکاری عوامل داخلی در ایران دست به ترور و خرابکاری می زنند . توییتر رسمی وزارت خارجه اسرائیل بارها این سریال را تبلیغ کرد و درایران بطور غیر رسمی دیده شد.

در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسراییل علیه ایران نیز موساد نقش موثری در حملات به ایران داشت . هر چند عملیات اکثرا توسط دسته های ۶ تا ۱۰ تایی جت های نیروی هوایی اسراییل انجام می شد اما موساد از سالها قبل افراد و مکان های هدف را شناسایی و در اختیار ارتش اسراییل قرار داده بود.صهیونیستها مدعی هستند در این ۱۲ روز ۲۵۰ هدف نظامی و هسته ای را در ایران مورد حمله قرار دادند. اما در این حملات مناطق مسکونی فراوانی نیز مورد حمله قرار گرفت و به همین خاطر گفته می شود امار کشته شدگان بسیار بیشتر از حدود ۶۰۰ ایرانی است که رسما اعلام شده است .به نوشته وال استریت ژورنال حمله اخیر اسراییل به ایران  که مقامات ارشد اطلاعاتی و نظامی اسراییل در نوامبر ۲۰۲۴ درباره آن توافق کرده بودند و منتظر فرصت مناسب برای اجرا بودند در ۹ جوون نهایی  و در ۱۳ جوون عملیاتی شد .

بعد از این مقدمات می توان گفت بطور کلی موساد از سالها پیش بویژه از سال ۲۰۰۲ به بعد از سه طریق در ایران نفوذ کرده و اقدامات خود را انجام می دهد:

اول از طریق فناوری های نو و پیچیده و بد افزارهای جاسوسی است که  نمونه ان ویروس “استاکس‌نت” در سال ۲۰۱۰ بود و از این طریق موساد به برنامه هسته‌ای ایران خسارت وارد کردو روند پیشرفت دانش  هسته‌ای ایران را به تعویق انداخت .نمونه دیگر جاسوس افزار پگاسوس است که با نفوذ به موبایل ها عملا صاحب موبایل را به جاسوس ناخواسته موساد تبدیل میکند و افسران موساد هر اطلاعاتی بخواهند از این طریق به دست می اورند.گفته می شود ابزارهای الکترونیکی بویژه موبایل در شنود و شناسایی اهداف اسراییل نقش مهمی داشته اند.مانند نفوذ به کادر حزب الله لبنان از طریق تلفن همراه در تابستان گذشته که  منجر شد اعضای حزب الله پیچر را جایگزین موبایل کنند اما موساد توانست در پیجرها هم نفوذ کرده  و با انفجار انها  ۳۷ نفر را کشته و ۳ هزار نفر را مجروح کند. نمونه دیگر هک شدن تلفن  همراه خبرنگاران تلویزیون الجزیره درسال   ۲۰۲۰ بود و همچنین هک کردن موبایل خبرنگار روزنامه نیویوک تایمزدر بیروت در سال ۲۰۱۸ اخیرا درایران فیلمی از امیرعلی حاجی زاده که در حملات اخیر اسراییل به شهادت رسید پخش شده که به صراحت هشدار می دهد همه نیروهای مسلح تحت شنود دشمن هستند و باید مراقب باشند.

روش دوم نفوذ موساد بکارگیری نیروهای انسانی در محل عملیات های موساد است . در جنگ ۱۲ روز اخیر اسراییل علیه ایران مشخص شده موساد در سالهای اخیر توانسته با بکارگیری نیروهای انسانی زیادی که بیشتر انها هم اتباع غیر مجاز افغانی هستند هم اطلاعاتی میدانی لازم را جمع اوری کند و هم در زمان حمله هوایی اسراییل  از این نیروها برای به پرواز دراوردن پهبادهای انفجاری استفاده کند. البته اماری از تعداد پهبادهای مهاجم که در جنگ اخیر علیه ایران بکار گرفته شده دردسترس نیست اما مقامات ایرانی می گویند تعدادی ازانها ازجمله پهبادهایی از نوع هرمس و هرون را سرنگون وتعدادی را هم سالم به روزی زمین نشاندند.بر همین اساس حدود ۷۰۰ نفر از عوامل موساد  که در نگهداری و پرواز پهبادهای اسراییلی در روزهای اخیر با موساد همکاری داشتند بازداشت شدند.اسراییل مدعی است عوامل موساد در ایران نقشه های دقیقی از سامانه های پدافند هوایی ایران تهیه کرده و قطعات پهبادهای جنگی و مهمات را از طریق چمدان مسافری و کامیون های باری وارد ایران کرده بودند  افراد موساد در ایران بعد از حمله نخست اسراییل در ۱۳ جوون اغلب با گزارش های مردمی و در پست های ایست و بازرسی بازداشت شدند.  همچنین روند اخراج اتباع غیر مجاز از ایران شدت یافته است .گفته می شود ۹ میلیون افغانی بطور غیر قانونی در ایران اقامت دارند.

اما روش سوم نفوذ موساد در لایه های بتصمیم گیری و مدیریتی کشور است که برخی از طریق نزدیک شدن ماموران پوششی موساد به مقامات انجام می شود که مشهورترین انها حضور کاترین پرزاشکدم بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ در ایران تحت پوشش فعال رسانه ای است که بعدها مشخص شده او با نهادهای جاسوسی اسراییل ارتباط داشته . گاهی هم موساد با جنگ روانی و شناختی و عملیات روانی مقامات و تصمیم گیران را به موضع گیری و اظهارنظر و تصمیماتی سوق می دهد که منافع ان متوجه رژیم صهیونیستی است . برای نمونه صهیونیست ها در مجامع جهانی برای توجیه جنایات و ترورهای خود به شعار برخی مقامات ایرانی که خواستار نابودی اسراییل هستند اشاره می کنند. این یعنی  شعار ضرورت نابودی کشور اسراییل عملا در خدمت اهداف رژیم صهیونیستی است .درحالی که موضع رسمی ایران درباره سرزمین های اشغالی بازگشت همه اوارگان فلسطینی و برگزاری رفراندوم و انتخاب دولت با رای همه ساکنین فلسطین است در ضمن منظور از شعار مرگ بر اسراییل هم نابودی ٰٰرژیم نژاد پرست صهیونی است نه ارزوی مرگ برای یهودیان .حتی ایت الله خامنه ای چند سال قبل در یک سخنرانی تاکید کرد ما هیچگاه خواستار به دریا انداختن یهودی ها نبودیم و نیستیم.

بهر حال با پایان یافتن جنگ ۱۲ روزه اسراییل علیه ایران به نظر نمی رسد این جنگ به پایان رسیده باشد و همانطورکه مقامات اسراییلی اعلام کردند تا زمانی که تهدید از جانب جمهوری اسلامی وجود دارد احتمال جنگ جدید پابرجاست و در این میان موساد نقش فعال و پر رنگی در این جنگ خواهد داشت و از سه شیوه فوق علیه ایران استفاده خواهد کرد. طبیعتا ایران نیز برای کاهش نفوذ موساد در ایران اقداماتی را اتحاذ خواهد کرد  و در این صورت تا زمانی که اتش جنگ نظامی دوباره شعله ور نشده ما شاهد یک جنگ دایم بزرگ اطلاعاتی بین ایران و اسراییل خواهیم بود .

 

 

 

 

وضعیت ایران هشت روز  پس از حمله اسراییل: انسجام داخلی و فعال شدن دیپلماسی

منتشر شده در روزنامه النهار العربی در بیروت

امیر دبیری مهر

هشت روز از تجاوز اسراییل به ایران و پاسخهای موشکی ایران به تل اویو و حیفا گذشت .جنگی که با حمله هوایی اسراییل به فرماندهان ارشد نظامی ایران در نیمه شب ۱۳ جوون اغاز شد وعملا پس از ۳۶ سال بعد از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مجددا جنگی جدید به ایران تحمیل شد . با ادامه حملات اسراییل و کشته شدن دهها شهروند غیر نظامی موج وسیعی از خشم و نفرت نسبت به اسراییل در ایران شکل گرفت و مردم خواستار پاسخ کوبنده ایران به اسراییل شدند. مقامات ایرانی همواره هشدار داده بودند در صورت نیاز با توان موشکی خود سرزمین های اشغالی را مورد هدف قرار خواهد داد و این وعده از جمعه شب ۱۴ جوون اغاز شد و تا این لحظه هر شب ادامه پیدا کرده است و هدف اصلی موشکهای ایرانی تل اویو و حیفا بوده است . حملاتی که با وجود سانسور شدید در اسراییل گفته می شود ۷۸ کشته و ۳۲۰ نفر زخمی داشته است . در شبهای نخست موشکهای زیادی به سوی اسراییل پرتاب می شد که با وجود سامانه پدافندی اسراییل تعدادی ازانها به اهداف نظامی اسراییل برخورد می کرد اما در شبهای اخیر از تعداد موشکهای پرتابی ایرانی کاسته شده اما بطور دقیق تر به اهداف اصابت می کند . ترس و وحشت از مرگ و خرابی سرزمین های اشغالی را فراگرفته و تعداد زیادی از اسراییلی ها برای در امان ماندن از جنگ راهی قبرس شده اند. علت اسیب پذیری اسراییل کوچک بودن وسعت سرزمینی و جمعیت متراکم است .در اسراییل حدود ۱۰ میلیون جمعیت در ۲۲ هزار کیلومتر مربع زندگی می کنند. اما ایران سرزمینی است با ۶/۱ میلیون متر مربع مساحت و بالغ بر ۸۵ میلیون جمعیت و بطور طبیعی اسیب پذیری کمتری در برابر تجاوزات دشمن دارد. هرچند امار غیر رسمی از کشته شدن ۷۲۲ نفر و مجروح شدن ۲۵۴۶ نفر ایرانی در حملات اسراییل حکایت دارد. بعد از افزایش حملات هوایی به تهران در ۴ روز نخست و درخواست مقامات اسراییلی و بویژه دونالد ترامپ ریس جمهور امریکا  مبنی بر تخلیه تهران تعداد بسیاری زیادی از مردم تهران از شهر خارج شدند . اینترنت سه روز کاملا قطع شد و گشت های ایست و بازرسی در خیابانهای شهرهای بزرگ مستقر شدند . مقامات ایرانی اعلام کردند بسیاری از حملات اسراییل با جاسوسی عوامل داخلی به موفقیت دست پیدا کرده و هشدار دادند با این جاسوس ها با شدیدترین شکل برخورد خواهد شد.هک شدن شبکه بانکی در ایران بویژه بانک سپه که حقوق ماهانه  نیروهای مسلح از طریق این بانک پرداخت می شود نیز از جمله اقدامات تهاجمی اسراییل بود که نشان می دهد اسراییل یک حمله چند جانبه و ترکیبی و برنامه ریزی شده را علیه ایران اجرا می کند به گونه ای که حتی مقامات اسراییلی اعلام کردند این حمله می تواند به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر شود. بویژه که اسراییل حتی تهدید کرده ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی را هدف قرار خواهد داد.

اما بعد از چند روز که به نظر می رسید اسراییل نقش تهاجمی و ایران نقش تدافعی در این جنگ را دارد ورق برگشته است . حملات سایبری اسراییل دفع شده و شبکه بانکی پایدار شده .. جمعیت سفر کرده از تهران به مرور به تهران بازگشتند و شهرها به وضعیت عادی خود باز می گردند. محدودیت های اینترنت کمتر شده است اما حملات موشکی ایران همچنان ادامه دارد . سامانه پدافندی ایران فعال تر شده و پهبادهای اسراییلی کمتر شدند. تعداد زیادی از عواملل نفوذی و جاسوس اسراییلی در مناطق مختلف ایران بازداشت شده اند.روز جمعه بعد ازنماز جمعه نیز تظاهرات ضد جنگی وسیعی در شهرهای مختلف ایران برگزار شد. همزمان دیپلماسی ایران نیز فعال شده  روز جمعه وزیر امورخارجه ایران با وزیران امور خارجه المان و انگلیس و فرانسه در ژنو مذاکره کردند هر چند اعلام شد ایران توقف غنی سازی را نپذیرفته اما قرار شده این دیدارها و مذاکرات همچنان درهفته جاری ادامه دارد و شنبه نیز در دراستانبول اجلاس ویژه سازمان همکاری های  اسلامی برگزار می شود. اینها نشان می دهد فعالیتهای دیپلماتیک ایران برای توقف جنگ افزایش یافته با این وجود عباس عراقچی اعلام کرده تا زمانی که حملات اسراییل ادامه یابد حاضر نیست با امریکا مذاکره کند بویژه که همچنان احتمال مشارکت نظامی امریکا برای هدف قراردادن تاسیسات زیر زمینی فوردو در قم وجود دارد . دونالد ترامپ تا این لحظه در جنگ اسراییل علیه ایران از اسراییل حمایت کرده اما هنوز در بعد نظامی رسما وارد جنگ با ایران نشده اما دو هفته به ایران مهلت داده تا غنی سازی را متوقف کند.

در جمع بندی می توان گفت ایران در داخل انسجام  و هماهنگی بیشتری در مقابله با اسراییل پیدا کرده و با ادامه درگیری با اسراییل به نظر می رسد دست برتر را خواهد داشت. دیپلماسی ایران نیز تلاش می کند مانع از ورود امریکا به این جنگ شود. زیرا دراین صورت جنگ ابعاد وسیع تری پیدا خواهد کرد. از جمله اینکه خلیج فارس هم میدان درگیری خواهد شد و نیروی دریایی ایران نیز رسما وارد جنگ خواهد شد. برخی نیروهای متحد ایران در عراق و یمن و لبنان نیز تهدید کرده اند در صورت ورود امریکا به جنگ همراه ایران علیه پایگاههای  امریکا وارد عمل خواهند شد. به نظر می رسد تحولات و اتفاقات چند روز اینده نشان خواهد داد که ایا اتش بس برقرار می شود یا جنگ ابعاد وسیع تری پیدا خواهد کرد؟

 

 

سناریوهای احتمالی درادامه جنگ اسراییل با ایران از حمله به تاسیسات هسته ای و موشکی تا نا ایجاد نا ارامی اجتماعی

منتشر شده در روزنامه عربی النهار چاپ بیروت

 

امیر دبیری مهر

پنج  روز از حمله اسراییل به ایران و پاسخ های موشکی ایران به تل اویو وحیفا می گذرد. درباره این تجاوز وحمله نظامی که با ترور تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی ایران در پنج شنبه شب اغاز شد و با حملات هوایی و موشکی به اماکن نظامی و مسکونی تا دیشب ادامه یافته است دو دیدگاه کلی مطرح است که عبارت است از :

  • این حملات با هدف ضربه اساسی به توانایی های هسته ای و موشکی ایران و با حمایت همه جانبه امریکا انجام می شود و تا زمانی که از اثرگذاری این حملات اطمینان حاصل نشود ادامه خواهد یافت حتی اگر بهای ان تخریب مناطق مسکونی و کشته شدن غیر نظامیان فراوان باشد . این سناریو تا این لحظه اجرا شده و نتانیاهو نخست وزیر و دیگر مقامات اسراییلی هم بارها درموضع گیری های خود تاکیدکردند تا انهدام کامل توان هسته ای و موشکی ایران این حملات ادامه دارد. گفته می شود هدف بعدی حمله به سایت هسته ای زیر زمنی فردو است و حمله وسیع و مستمر به سایتهای موشکی و پدافندی ایران مقدمه اجرای این حملات است .گفته می شود اسراییل برای حمله به این سایت توان نظامی کافی ندارد و در صدد است که از همکاری امریکا و بمب افکن های فوق پیشرفته امریکایی استفاده کند.

امریکا در ساعات اولیه حمله نظامی اسراییل به ایران  مدعی بود دخالتی در حملات اسراییل ندارد اما از روز قبل تا کنون و با انتشار پست های دونالد ترامپ در شبکه های اجتماعی عملا وارد عمل شده و حتی می توان گفت فرماندهی اتاق عملیات جنگ علیه ایران را ببطور غیر رسمی بر عهده گرفته است . هر چند امریکا  هنوز بطور رسمی علیه ایران اعلان جنگ نکرده و به تهدید اولتیماتوم اکتفا کرده است . البته این موضع ترامپ که ایران باید بدون قید و شرط باید تسلیم خواسته های واشنگتن شود اهمیت زیادی دارد و نشان می دهد امریکا دقیقا در مسیری قرار گرفته که اسراییل انتظار داشته.

به نظر می رسد این سیاست امریکا در نهایت و در چند روز اینده  پای واشنگتن را بطور علنی به منازعه علیه ایران خواهد کشاند. در این صورت ایران هم بی تفاوت نخواهد بود و حملات موشکی اثرگذار و رعب اور خود علیه تل اویو و حیفا را به پایگاههای امریکایی در منطقه گسترش خواهد داد و در نتیجه تنش و جنگ در منطقه ابعاد جدیدی پیدا خواهدکرد.

  • اما دیدگاه دوم حملات نظامی را صرفا یک مقدمه برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی می داند. گفتگوی اختصاصی نتانیاهو با شبکه ضد ایرانی ایران اینترنشنال وادعای نخست وزیر اسراییل مبنی بر اینکه اسراییل و مردم ایران در یک جبهه مشترک قرار دارند! و دشمن اصلی جمهوری اسلامی است نشان می دهد طرح ایده ال اسراییل فراتر از یک جنگ نظامی برای ضربه به تاسیسات هسته ای است و انها در ادامه به دنبال ایجاد اشوب داخلی با اعتراضات اجتماعی و اعتصابات با استفاده از نارضایتی ها ی موجود علیه حکومت هستند. برای نمونه رضا پهلوی که رابطه نزدیکی با نتانیاهو دارد سه شنبه شب در پیامی ویدیویی بطور اشکار از مردم ایران خواست علیه جمهوری اسلامی انقلاب کنند.

اما این سناریو با چند مانع جدی روبروست که عبارتنداز :

اول اینکه با کشته شدن بیش از ۲۰۰ ایرانی در حملات اسراییل در ۵ روز گذشته که اکثرا غیر نظامی هستند فضای ضد اسراییلی در ایران تقویت شده و حتی مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی نیز بر محور مفهوم ایران و ایرانی و ملیت وحدت پیدا کرده و از ضرورت دفاع از میهن دربرابر تهاجم دشمن سخن می گویند ونگران اسیب دیدن مردم و زیر ساختهای اساسی کشور هستند و خواستار اتش بس هستند. از این رو هر گونه اعتراض و اعتصاب در شرایط کنونی همراهی با دشمن خارجی تحلیل و تفسیر می شود.

دوم اینکه اگر قرار باشد اعتراض و اعتصابی در ایران شکل بگیرد کانون ان مثل همیشه تهران خواهد بود اما با حملات هوایی اسراییل به نقاط مختلف تهران در پنج روز اخیر تعدادی بسیار زیادی از مردم تهران برای حفظ جان خود از شهر خارج شده و به دیگر شهرها سفرکرده اند و عملا تهران به شهری خلوت و نیمه تعطیل تبدیل شده است و امکان اعتراض یا اعتصاب در ان از بین رفته است  این واقعیت نشان می دهد استعداد اشوب داخلی در ایران در حال حاضر حتی از نظر جمعیتی بسیار پایین است.

وسوم اینکه هرچند حجم عملیات نظامی و تروریستی اسراییل علیه ایران بسیار زیاد و تا حدی برای جمهوری اسلامی غافلگیرکننده بوده اما این بدین معنا نیست که نهادهای امنیتی و انتظامی و قضایی و نیروهای ضد شورش در ایران غیرفعال شدند .بویژه که شواهد عینی نشان می دهد برخی عوامل مرتبط با موساد برای موفقیت طرح های اسراییل در ایران فعال هستند و حتی بسیاری بر این باورند ترور فرماندهان ارشد نظامی در چند روز اخیر بدون نفوذ جاسوس های اسراییلی در ساختار سیاسی و امنیتی و نظامی کشور ممکن نبود. در همین راستا دو روز پیش شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیه ای بطور مشخص تهدید کرد طبق قوانین جاری در ایران با هر گونه اقدامی که همکاری با صهیونیستها تلقی شود با شدید ترین شکل برخورد خواهد شد . رییس قوه قضاییه و رییس پلیس ایران نیز در روزهای اخیر مکررا همین تهدید را تکرار کرده اند.

بنابر این به نظر می رسد دست کم در کوتاه مدت زمینه اعتراض و اغتشاش واشوب داخلی همسو با تجاور نظامی خارجی در ایران وجود ندارد و در صورت شکل گیری نیز با همراهی مردم مواجه نخواهد شد و شانس موفقیت نخواهد داشت . این پیش بینی تا جایی اعتبار دارد که نهادهای مسوول نظم و امنیت در ایران سنجیده عمل کرده و مرتکب خطای محاسباتی نشوند.

‏ ‏۶ شرط ایران برای مذاکره سازنده با امریکا

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت به قلم امیر دبیری مهر

روز چهارشنبه همزمان با سفر انور قرقاش دیپلمات سرشناس اماراتی به تهران که حامل نامه دونالد ترامپ به ایت الله خامنه ای بود و دیدار او با عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران / ایت الله خامنه ای نیز در یک سخنرانی عمومی در ادامه موضع گیری های چند هفته اخیر درباره مذاکره با امریکا  از موانع و علت مخالفت خود با مذاکره به دولت کنونی امریکا سخن گفت .

ایت الله خامنه ای در این سخنرانی گفت هنوز نامه ترامپ به دست او  نرسیده اما در سخنرانی خود به ۶ مانع اصلی مذاکره و توافق احتمالی با امریکا اشاره کرد که با وجود انها امکان مذاکره با امریکا وجود ندارد .به عبارت دیگر و با برداشتی متفاوت می توان گفت به نظر رهبر جمهوری اسلامی که تصمیم گیرنده اصلی در حوزه سیاست خارجی ایران است اگر این ۶ مانع برطرف شود امکان مذاکره سازنده با امریکا وجود دارد.

واقعیت این است که حساسیت این موضوع یعنی مذاکره ایران و امریکا در حدی است که ایت الله خامنه ای ترجیح می دهد خودش در تریبون های عمومی و با صراحت و شفافیت  سیاست های ایران را اعلام کند بجای وزارت خارجه و دیپلماتها درباره این مساله نقش دیپلمات عالی رتبه ایرانی را ایفا کند تا سیاستهای مد نظر او بدون واسطه و با صراحت مطرح و مورد ارزیابی طرف امریکایی قرار گیرد.

در فضای رسانه ای و سیاسی ایران در چند هفته اخیر از مواضع متعدد رهبر جمهوری اسلامی اینگونه استباط  شده که باب مذاکره با امریکا کاملا بسته است و احتمال تقویت جنگ و درگیری نظامی بالا رفته بویژه که ترامپ هم اعلام کرد ایران باید بین دو گزینه مذاکره و برخورد نظامی یکی را انتخاب کند. اما  برخلاف تفسیرو  تحلیل های جاری در داخل ‌و خارج از ایران  از مواضع ایت الله خامنه ای مبنی بر مخالفت قطعی ایشان با هر گونه مذاکره با امریکا ، تحلیل محتوای دقیق و ناظر به گفتمان و سبک مدیریتی او در سالها ی اخیرنشان می دهد رهبر ایران بطور مطلق با مذاکره با امریکا مخالفت ندارد چنانچه در سال گذشته نیز اجازه مذاکره به مقامات مربوطه داده است  . در شرایط کنونی هم او ۶ شرط و ملاحظه دارد که اگر امریکا انها را در نظر بگیرد امکان اغاز مذاکرات است . براساس سخنان و تصمیمات رهبر ایران بویژه در سخنرانی اخیر ایران وارد مذاکراتی می شود که

 

‏اولا منجر به رفع تحریم ها و فشارهای اقتصادی شود

‏دوما موجب تشدیدفشارها و‌طرح مطالبات جدید از جانب امریکا بویژه در حوزه نظامی نشود

‏سوما امریکا در خصوص تعهد به نتایج توافق احتمالی تضمین ارایه دهد

‏چهارم گزینه جنگ از ایران کنار گذاشته شود

پنجم حقوق هسته ای ایران به رسمیت شناخته شود

‏وششم دولت ترامپ اعتماد از دست رفته دور قبلی ریاست جمهوری خود نزد ایران را بازسازی کند.

او حتی به صراحت گفت ایران طرفدار جنگ نیست اما درصورت اقدام علیه ایران اقدام متقابل خواهد کرد.

‏نکته مهم دیگر این است که برخلاف تصور برخی  رویکرد رهبر ایران  درقبال مذاکره با امریکا  در وضع کنونی کاملا واقع گرایانه و عاری از ملاحظات صرفا ایدئولوژیک و احساسی است ودرواقع انچه بعنوان موانع مذاکره با امریکا مطرح شده به عبارت دیگر شروط ایران برای مذاکره است که بطور علنی از جانب مقام اصلی تصمیم گیر در ایران مطرح شده است .

‏بر این أساس می توان گفت تا زمانی که معلوم شود ترامپ در نامه خود به رهبر ایران چه خواسته هایی مطرح کرده است ایران در واقع پیشاپیش پاسخ نامه ارسالی ترامپ با طرح شروط خود  داده است و تهران بطور علنی اعلام کرده  صرفا با درنظر گرفتن این شش ملاحظه می تواند وارد گفتگو و مذاکره با امریکا  شود.از این رو نمی توان پرونده مذاکره با امریکا را در مقطع کنونی بسته تلقی کرد بلکه می توان گفت  مذاکرات در بالاترین سطح در حال جریان است