خردمندی و پارسایی؛ تأملاتی در پیوندهای دین، سیاست و جامعه

اگر به بسیاری از دردهای جامعه خودمان، اعم از فقر، فساد ‌و فحشا، آسیب‌های اجتماعی، تعدی و ظلم، عقب‌ماندگی و محرومیت، بوروکراسی ناکارآمد، ارتشاء و اختلاس، بحران محیط زیست و آب و هوا ، نقض حقوق انسان‌ها در روابط اجتماعی، اقتصاد نابسامان، تحجر، تعصب و واپسگرایی و… بنگریم، همه به ریشه‌های واحد و یکسانی منتهی می‌شوند و آن نبود سامان و تعادل بین مقوله‌های چهارگانه امنیت، عدالت، آزادی و رفاه است. تحقق این چهار آرمان والا و بزرگ بشری نیز در گرو فهم و درک درستی از حوزه‌های سیاسی، امنیتی، رسانه‌ای، توسعه‌ای، اجتماعی، دینی، فرهنگی و بین‌المللی است. سامان‌بخشی به حوزه عمومی و ملی، برخلاف تصور بسیاری از ساده‌اندیشان، امر بسیار پیچیده و تودرتویی است. اگر در سامان این حوزه‌ها ناکامی‌های زیادی داشته و داریم ناشی از همین ساده باوری‌هاست که تصور می‌کنیم مدیریت سیاسی در سطح کلان را می‌توان با مدیریت‌های خرد و جزیی، مقایسه کرد و قواعد مشترکی بین آنها یافت، در حالی که شهریاری و جهان‌داری نیازمند خردمندی و روحی پارسا و از خود گذشته است و این مهم در جهان پیچیده امروز جز به واسطه سلطه و اِشراف بر شاخه‌های مختلف علوم انسانی و اجتماعی از طریق مشورت و به‌کارگیری خبرگان و نخبگان این علوم در فرایندهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری میسر نمی‌شود. این کتاب در صدد است برخی از مناسبات پیچیده در عرصه سامان‌بخشی به حوزه عمومی و ملی و شکاف عمیق میان حوزه نظر و عمل را در حوزه مدیریت سیاسی در سطح کلان آشکار سازد.

سیاست ترامپ در قبال ایران چه خواهد بود؟

تقابل ایران و ایالات متحده آمریکا

ترامپ در چهار سال نخست ریاست‌جمهوری خود (سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰) سیاست‌هایی خصمانه علیه ایران به کار گرفت که تأثیرات زیادی بر منطقه خاورمیانه داشت. با توجه به بازگشت او به ریاست‌جمهوری آمریکا از ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵، این سؤال مهم مطرح می‌شود که سیاست‌ها و اقدامات او در قبال ایران چه خواهد بود و آیا او بار دیگر همان مسیر پیشین را در پیش خواهد گرفت یا تغییراتی در رویکرد خود ایجاد خواهد کرد؟

نگاه به سیاست‌های ترامپ در گذشته نشان می‌دهد که او عمدتاً از طریق اقداماتی همچون خروج از توافق هسته‌ای (برجام)، اعمال تحریم‌های اقتصادی شدیدتر، تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران و، از همه مهم‌تر، ترور ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای برون‌مرزی سپاه، سعی در مهار نفوذ ایران در خاورمیانه و تضعیف اقتصاد ایران داشت. این اقدامات به تشدید تنش‌های دیپلماتیک و نظامی بین دو کشور انجامید. اکنون که ترامپ مجدداً راهی کاخ سفید می‌شود، او در قبال ایران با چند انتخاب سرنوشت‌ساز روبه‌روست که نتیجه آن بر امنیت منطقه خاورمیانه اثرگذار خواهد بود. این گزینه‌ها که ریشه در سیاست‌های ترامپ در دوره قبلی ریاست‌جمهوری او دارند، عبارت‌اند از:

۱ (بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران (برجام)

ترامپ در ماه مه ۲۰۱۸ آمریکا را به‌طور یک‌جانبه از توافق هسته‌ای ایران (برجام) خارج کرد. او برجام را توافقی ناکارآمد خواند که ایران را به سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر می‌کند. از دیدگاه ایران، این اقدام نقض صریح تعهدات بین‌المللی آمریکا بود. بازگشت تحریم‌ها پس از خروج آمریکا از برجام، ایران را تحت فشار اقتصادی قرار داد. ترامپ در انتخابات اخیر آمریکا چند بار اعلام کرده که اگر ایران تضمین دهد به دنبال بمب اتم نیست، حاضر به توافق با ایران است. در حال حاضر، همه ناظران بین‌المللی منتظرند ببینند آیا او پس از به‌دست گرفتن قدرت چنین اقدامی خواهد کرد یا نه.

۲) کمپین «فشار حداکثری» علیه ایران

پس از خروج از برجام، ترامپ استراتژی «فشار حداکثری» را آغاز کرد که شامل مجموعه‌ای از تحریم‌های اقتصادی گسترده علیه ایران بود. این تحریم‌ها که بر صادرات نفت، مبادلات مالی و تجاری ایران تمرکز داشت، اقتصاد ایران و به‌ویژه معیشت مردم را به‌شدت تحت فشار قرار داد. این سیاست نتوانست فعالیت‌های منطقه‌ای ایران یا نفوذ نیابتی آن در خاورمیانه و حتی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران را مهار کند. رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، در جلسه سنای آمریکا درباره مذاکرات هسته‌ای ایران در سال ۲۰۲۲ به این واقعیت اعتراف کرد. ایران نیز اعلام کرده که در صورت رفع یا کاهش تحریم‌های اقتصادی، آماده مذاکره با آمریکاست. ایران برای توسعه اقتصادی نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی است و تحریم‌های آمریکا مانع اصلی این هدف به شمار می‌رود. مردم ایران نیز می‌گویند که تحریم‌های آمریکا فقط موجب فقر بیشتر مردم شده است و تأثیری بر امکانات حکومت نداشته است.

۳) تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران

دولت ترامپ در آوریل ۲۰۱۹ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی معرفی کرد. این نخستین بار بود که آمریکا بخش نظامی یک کشور را به‌عنوان سازمان تروریستی معرفی کرد. در صورتی که واشنگتن از این تصمیم عقب‌نشینی نکند، بهبود رابطه با ایران غیرممکن به نظر می‌رسد.

۴) ترور سردار قاسم سلیمانی

یکی از مهم‌ترین وقایع دوران ترامپ که به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین مانع توافق با ایران در دور جدید ریاست‌جمهوری او باشد، دستور مستقیم او برای ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای برون‌مرزی سپاه ایران بود. این عملیات در دی ماه ۱۳۹۸ و در فرودگاه بغداد انجام شد. ایران اعلام کرده است که سلیمانی فرمانده نیروهای مردمی مقابله با داعش بوده و ترور او وجاهت قانونی نداشته است. قاسم سلیمانی یکی از محبوب‌ترین نظامیان ایران در نیم قرن اخیر بود و کشته شدن او بسیاری از ایرانیان را از ترامپ متنفر کرد. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی دست‌کم خواستار عذرخواهی ترامپ از این اقدام است.

۵) حمایت از اعتراضات داخلی ایران

ترامپ در سال ۲۰۱۹ و هم‌زمان با وقوع اعتراضات خشونت‌بار داخلی در ایران به‌دلیل افزایش قیمت بنزین که به کشته شدن عده‌ای از معترضان انجامید، از این اعتراضات حمایت کرد و معترضان را «شجاع» خواند. او در چندین بیانیه و توییت اعلام کرد که آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده و از معترضان حمایت می‌کند. ایران همواره حمایت آمریکا از مخالفان حکومت را تهدیدی علیه امنیت ملی خود می‌داند و هر مذاکره‌ای را مشروط به این می‌داند که آمریکا تصمیمی برای براندازی نظام سیاسی ایران نداشته باشد. این خواسته در دور جدید ریاست‌جمهوری ترامپ نیز پابرجاست.

جمع‌بندی:

در صورت استمرار سیاست‌های دور اول ترامپ، نه‌تنها هیچ امیدی به بهبود روابط دو کشور وجود ندارد، بلکه باید منتظر تشدید تنش‌های دوجانبه و منطقه‌ای نیز بود. اما در صورتی که آمریکا حاضر باشد برای رفع تحریم‌ها قدمی بردارد، احتمال بهبود رابطه در برخی حوزه‌ها قابل تصور است. در مقابل، فعالیت‌های هسته‌ای ایران در چارچوب پادمان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تضمین به واشنگتن مبنی بر عدم تهدید نیروهای آمریکا و متحدانش در خاورمیانه می‌تواند زمینه توافق دو کشور را فراهم کند.

قدرت نمایی ایران در سه رزمایش بزرگ نظامی

رزمایش ایران برای مقابله با تهدیدات آمریکا و اسرائیل

پس از انتشار چند گزارش در رسانه‌ها، از جمله وال‌استریت ژورنال، مبنی بر اینکه آمریکا و اسرائیل در حال رایزنی درباره حمله احتمالی به تأسیسات هسته‌ای ایران هستند و تنها چند روز مانده به مراسم تحلیف دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جدید آمریکا، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در دو هفته متوالی سه مانور بزرگ نظامی را اجرا کردند. این اقدامات با هدف ایجاد بازدارندگی در برابر دشمن و نمایش آمادگی نیروهای نظامی ایران برای مقابله با هرگونه تهدید احتمالی انجام شد.

نوع و ابعاد مانورهای نظامی ایران در چند روز اخیر، که دقیقاً و مشخصاً متناسب با تهدیدهای اسرائیل و آمریکا طراحی شده بود، شامل سه بخش اصلی بود:

  1. نمایش آمادگی کامل پدافند هوایی: برای مقابله با حمله احتمالی به تأسیسات هسته‌ای ایران در نطنز و فردو.
  2. رونمایی از شهر موشکی زیرزمینی: به‌منظور تقویت توان حمله احتمالی به اسرائیل.
  3. مقابله با آشوب‌های خیابانی: علیه جمهوری اسلامی با سازماندهی ۱۱۰ هزار نیروی بسیجی.

پس از ضربات سنگین حماس و حزب‌الله و فروپاشی حکومت بشار اسد، برخی از مخالفین جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند که پس از سوریه نوبت ایران است که سرنگون شود. اما آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در چند سخنرانی متوالی در پاسخ به این مواضع تأکید کرد که ملت ایران به هرگونه اقدام علیه جمهوری اسلامی، چه از خارج و چه از داخل، پاسخی دندان‌شکن خواهد داد. اجرای این مانورها، به‌ویژه مانور ۱۱۰ هزار بسیجی در تهران، در همین چارچوب تحلیل می‌شود.

در یکی از مراحل این مانور نظامی، روز جمعه ۱۱ ژانویه، برای نخستین بار تصاویری از شهر جدید موشکی سپاه منتشر شد. بخشی از عملیات‌های موشکی علیه اسرائیل تحت عنوان «وعده صادق ۱ و ۲» در سال گذشته با استفاده از این پایگاه موشکی زیرزمینی اجرا شد. در دو عملیات اخیر، موشک‌های همین پایگاه توانستند پایگاه صهیونیستی نواتیم در اسرائیل، که محل استقرار جنگنده‌های پیشرفته «اف-۳۵» است، را هدف قرار دهند.

در بخش دیگری از این مانورها، با هدف دفاع از سایت هسته‌ای نطنز، سامانه موشکی پدافندی و پهپاد پرسه‌زن معروف به «۳۵۸» با موفقیت شلیک شد. تاکنون سپاه به دلایل امنیتی، اطلاعات دقیقی از مشخصات و توان این موشک پدافندی ارائه نکرده است.

پس از دو حمله موشکی ایران به اسرائیل در سال گذشته، اسرائیل در آخرین حمله هوایی خود به ایران مدعی شد که به سامانه پدافند هوایی ایران آسیب جدی وارد کرده است. برخی منابع غربی نیز این ادعا را تأیید کردند. با این حال، فرمانده پدافند هوایی ایران، این آسیب را بسیار محدود توصیف کرد. رونمایی از برخی تجهیزات جدید نیز پاسخی به ادعاهای اسرائیلی‌ها بود. به‌عنوان نمونه، در این رزمایش، سامانه «۹ دی» سپاه نیز آزمایش شد. این سامانه قادر است در کمتر از ۱۵ ثانیه، بمب سنگرشکن رها شده از جنگنده دشمن را رهگیری کرده و در فاصله ۱۷ کیلومتری منهدم کند. به گفته مقامات سپاه، این سامانه می‌تواند علیه بمب‌های بالدار، بمب‌های هوشمند، بمب‌های سنگرشکن و موشک‌های کروز به‌کار گرفته شود.

مقامات نظامی جمهوری اسلامی ایران همچنین اعلام کرده‌اند که در آینده نزدیک، سامانه دفاع ضدبالستیک ساخت ایران را نیز آزمایش خواهند کرد که می‌تواند معادلات نظامی دشمنان ایران را بر هم بزند.

در این رزمایش، جدیدترین پهپاد پرسه‌زن انتحاری با نام «رضوان» نیز رونمایی و عملیاتی شد. پهپاد رضوان ۲۰ کیلومتر برد داشته و مدت زمان پرواز آن بیست دقیقه است. دوربینی که در جلوی این پهپاد تعبیه شده است، پس از پرتاب از لانچر استوانه‌ای شکل خود، تصاویر را به کاربر ارسال کرده و امکان انتخاب هدف موردنظر و حمله به آن را فراهم می‌کند.

مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده‌اند که این رزمایش‌ها، بر اساس برنامه‌های از پیش تعیین‌شده، تا دو ماه آینده ادامه خواهد داشت.

گفته می‌شود این مانورها با این وسعت و در این مقطع زمانی برگزار شده است تا قدرت دفاعی ایران را برای مذاکرات احتمالی با دولت ترامپ در ماه‌های آینده به نمایش بگذارد. ایران امیدوار است با نشان دادن توانمندی‌های دفاعی خود، در مذاکرات از واشنگتن امتیازات بیشتری بگیرد و امتیازات کمتری بدهد.

ایران و گزینه‌های مواجهه با دولت ترامپ

ایران و گزینه‌های مواجهه با دولت ترامپ

ایران پس از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ با هفت رئیس‌جمهور آمریکا روبه‌رو شده است و میزان تنش با هیچ‌کدام به اندازه دوره دونالد ترامپ، بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، نبوده است. همین تجربه باعث شده ایران در تدارک اتخاذ سیاست‌های بازدارنده برای دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ باشد که از ۲۰ ژانویه آغاز می‌شود. دو مسئله اصلی ایران در خصوص آمریکا عبارت‌اند از:

  • جلوگیری از حمله نظامی به تأسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای ایران یا ارجاع مجدد پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۵.
  • جلوگیری از تشدید تحریم‌های اقتصادی و مالی.

اما سؤال اینجاست که تهران برای رسیدن به این دو هدف استراتژیک چه تدابیر و اقداماتی را می‌تواند اجرا کند؟ ترامپ رسماً اعلام کرده اگر ایران به دنبال بمب اتمی نباشد، می‌تواند با تهران تعامل کند. مقامات ایرانی برای ایجاد اطمینان در جامعه جهانی، از ۲۰ سال پیش که فعالیت‌های هسته‌ای ایران مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفت، اقدامات خود را تحت نظر بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و طبق پادمان‌ها و پروتکل‌های این آژانس انجام داده‌اند. تهران با همین سیاست توانسته تأسیسات و دانش هسته‌ای خود را توسعه دهد، به گونه‌ای که در مواقع لازم درصد غنی‌سازی اورانیوم خود را به بالای ۶۰ درصد برساند.

البته همین توانایی موجب شده است که اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی مدعی شوند ایران به شکل بالقوه به قدرت اتمی تبدیل شده و آزمایش بمب اتم تنها به یک تصمیم سیاسی در تهران نیاز دارد. آمریکا نیز در تعامل با مسئله هسته‌ای ایران نگران است که مبادا فشارها به ایران منجر به تغییر سیاست کلان هسته‌ای کشور، از فعالیت صلح‌آمیز به رونمایی از بمب اتم، شود.

بنابراین، به نظر می‌رسد در دوره ترامپ نیز از یک سو سیاست همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و توسعه دانش هسته‌ای در دستور کار ایران باشد تا هم بهانه‌ای برای ارجاع مجدد پرونده ایران به شورای امنیت نباشد و از سوی دیگر با افزایش توان هسته‌ای، تهران برگ برنده‌ای برای مذاکره با آمریکا داشته باشد.

واقعیت این است که در دو دهه گذشته توان هسته‌ای ایران در برابر اقدامات خصمانه آمریکا جنبه بازدارنده داشته و قدرت چانه‌زنی ایران را در مذاکرات بین‌المللی بالا برده است. چنان‌که در سال ۲۰۱۵، در دوران ریاست‌جمهوری اوباما، ایران با همین قدرت توانست بخشی از تحریم‌ها علیه خود را رفع کند و ۳ میلیارد دلار از پول‌های بلوکه‌شده خود را از آمریکا به صورت نقدی دریافت کند.

در خصوص دومین سیاست ایران در قبال ترامپ می‌توان گفت جمهوری اسلامی از بعد سیاست‌های داخلی، به‌ویژه در حوزه اقتصادی، در وضع با‌ثباتی قرار ندارد. مقامات دولتی از ناترازی انرژی و سوخت، از جمله برق، بنزین و گاز در ایران خبر می‌دهند؛ یعنی میزان تولید با قیمت کنونی پاسخگوی تقاضا نیست. دلیل اصلی این ناترازی نیز عدم سرمایه‌گذاری در سال‌های اخیر، به‌خاطر تحریم‌های آمریکا بوده است.

از سوی دیگر، به دلیل تورم بالای اقتصادی و افزایش فقر در ایران، افزایش قیمت بنزین، گاز و برق می‌تواند به آشوب‌های اجتماعی منجر شود. از این رو، دولت ایران در وضعیتی است که نمی‌تواند با ادامه تحریم‌های کنونی، ثبات کشور و رضایت عمومی را تأمین کند. در متن جامعه نیز نسبت به ادامه تحریم‌ها اعتراضات وسیعی وجود دارد که در شبکه‌های اجتماعی قابل مشاهده است.

در نتیجه، ایران ناچار است به هر طریقی که شده، تحریم‌ها را کاهش دهد. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، نیز چندین بار به صراحت گفته است که بدون رفع تحریم‌ها نمی‌توان کشور را بهتر از این اداره کرد.

در چنین وضعیتی، به نظر می‌رسد ایران مانند سال ۲۰۱۰ وارد مذاکره با واشنگتن شود. در آن سال، صالحی، وزیر خارجه وقت، بدون اطلاع محمود احمدی‌نژاد و با اجازه آیت‌الله خامنه‌ای در عمان با مقامات آمریکایی مذاکراتی را آغاز کرد که در دولت حسن روحانی به توافق برجام منجر شد. بر این اساس، برخی گمان می‌کنند دیدار ایلان ماسک با سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، برای هماهنگی همین مذاکرات بوده است.

 

ایران و انتخاب سخت: پیوستن به FATA یا ادامه حمایت همه جانبه از حزب‌الله و حماس

ایران و انتخاب سخت پیوستن به FATA

پنج سال پیش، کارگروه ویژه اقدام مالی مقابله با پول‌شویی موسوم به FATF (Financial Action Task Force) ایران را در لیست سیاه خود قرار داد و به کشورها و شرکت‌های بین‌المللی هشدار داد که هرگونه همکاری اقتصادی با ایران ریسک زیادی دارد. همین مسئله باعث شد حلقه تحریم‌های مالی و اقتصادی ایران تنگ‌تر شود. یک سال بعد، دولت جمهوری اسلامی در زمان ریاست جمهوری حسن روحانی لایحه پیوستن به FATF را به مجلس ارسال کرد، اما با مخالفت شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، این لایحه مسکوت ماند تا امروز. در ایران، مخالفان FATF معتقدند در صورت پیوستن ایران به همه بندهای این معاهده، عملاً امکان حمایت مالی ایران از نیروهای مقاومت اسلامی محدود یا غیرممکن می‌شود.

اما مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور جدید ایران، در برنامه‌های تبلیغاتی خود بارها گفته بود بدون پیوستن به این معاهده مالی بین‌المللی، امکان جذب سرمایه‌گذاری خارجی وجود ندارد و وعده‌های اقتصادی دولت تحقق نخواهد یافت. در همین راستا، رئیس‌جمهور ایران به آیت‌الله خامنه‌ای نامه نوشته و از او خواسته است که پس از چهار سال مسکوت ماندن این لایحه، بار دیگر در دستور کار مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گیرد و این درخواست نیز با موافقت مواجه شده است.

در صورت تصویب احتمالی این قانون، ایران با شفاف‌سازی، مبادلات و مراودات مالی بین‌المللی خود را با پروتکل‌های ضد پول‌شویی تطبیق می‌دهد و نگرانی بسیاری از کشورها و شرکت‌ها از همکاری با ایران کاهش می‌یابد. اما سوال مهم این است که چرا جمهوری اسلامی در این مقطع تصمیم گرفته است پیوستن به FATF را از بن‌بست خارج کند؟ دو دلیل مهم در این خصوص قابل ذکر است:

دلیل اول به وخیم شدن اوضاع اقتصادی در ایران بازمی‌گردد که اگر مهار نشود، می‌تواند به اعتراضات اصناف و گروه‌های اجتماعی منجر شود. نمونه آن مطالبات بازنشستگان است که چند سال است آنان را به اعتراضات خیابانی کشانده است. راضی کردن این اقشار و دیگر گروه‌هایی که تحت فشار اقتصادی هستند، نیازمند اعتبارات مالی است. تأمین این اعتبارات کلان که گفته می‌شود بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار است، بدون افزایش تولید و فروش نفت و همچنین تسهیل صادرات کالا از ایران ممکن نیست. در حال حاضر، تحریم‌های آمریکا و حضور ایران در لیست سیاه FATF موانع اصلی این گشایش اقتصادی هستند.

دلیل دوم به نزدیکی آغاز به کار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جدید آمریکا، بازمی‌گردد. جمهوری اسلامی ایران نمی‌خواهد با دولت جدید آمریکا وارد تنش‌های جدید شود و مایل است با احیای برجام و بازگشت آمریکا به آن، هم فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای خود را ادامه دهد و هم تحریم‌های اقتصادی را از بین ببرد. نپیوستن به FATF مانع اصلی تحقق این اهداف می‌شود. به عبارت دیگر، پیوستن احتمالی ایران به این معاهده می‌تواند زمینه تعامل ایران و آمریکا را در دوران ترامپ فراهم کند.

نکته مهمی که نباید نادیده گرفت این است که با توجه به اتفاقات یک سال اخیر در منطقه و ضربه‌هایی که اسرائیل به حماس و حزب‌الله لبنان وارد کرده است و نیاز این گروه‌ها به بازسازی تشکیلاتی و سازمانی، آیا ایران حاضر می‌شود در ازای پیوستن به این معاهده بین‌المللی دست خود را برای کمک به این نیروها ببندد؟ یا حاضر می‌شود در قبال پیوستن به آن، کمک‌های خود را به این نیروها محدود یا قطع کند؟

به نظر می‌رسد انتخاب سخت بین این دو گزینه باعث تعلیق و مسکوت ماندن لایحه در ساختارهای تصمیم‌گیر در جمهوری اسلامی شده است. پیش‌بینی من این است که ایران در شرایط کنونی، گزینه اول یعنی پیوستن به FATF را انتخاب خواهد کرد.