علی هاشمی و امیر دبیری مهر
اعضای هیات علمی موسسه پژوهشی مطالعات و بررسی های سیاسی و رسانه ای اندیشه و قلم
پس از ۴۰ روز جنگ و ۶۰ روز اتش بس بین ایران و امریکا٬ سرانجام دو کشور رسما با انتشار تفاهم نامه ای ۱۴ ماده ای پایان جنگ بین دو کشور را اعلام وامضای روسای جمهور دو کشور بطور غیر حضوری ان را امضا کردند.
حواشی پیرامون این تفاهم نامه زیاد بوده و هست از جمله اینکه مخالفت اسراییل و تندورهای داخل ایران با این تفاهم نامه بسیار بحث ابرانگیز شده و اینکه ایا مذاکرات دو کشور در ۶۰ روز اینده می تواند به یک توافق جامع منجر شود یا خیر؟ و اگر دو کشور به توافق نرسند مجددا جنگ جدیدی اغاز خواهد شد یا خیر؟
اما مساله ای که ازهمه مهمتر است نوع حکمرانی جمهوری اسلامی از امروز به بعد است . دورانی که از آن بعنوان جمهوری سوم در دوران جمهوری اسلامی نام برده می شود . دورانی که با ترور و شهادت ایت اله خامنه ای و انتخاب فرزندش اقای مجتبی خامنه ای اغاز شده . دورانی که همزمان با جنگ مشترک امریکا و اسراییل علیه ایران اغاز شد و در ان بسیاری از مقامات ارشد نظامی و امنیتی نیز در حملات هوایی شهید شدند. دوره ای که به باور برخی از کارشناسان ٬ جمهوری اسلامی با چهره جدیدی از واقعیات روبرو و بیشتر از گذشته با محدودیت های بازیگری در صحنه داخلی و بین المللی مواجه شد که دست کم برخی از مقامات نظام فهمیدند برخی سیاست های گذشته درست و کارامد نبوده .
در عین حال در این جنگ جمهوری اسلامی برخی پتانسیل ها و ظرفیتهای خود را شناخت و در عمل بکار گرفت مانند توان بالای موشکی و تسلط خود بر تنگه هرمز .
اما چالش بزرگ پیش روی جمهوری اسلامی از امروز به بعد نحوه حکمرانی بویژه در دو حوزه سیاسی و اقتصادی است . بسیاری این پرسش را مطرح می کند که ایا جمهوری اسلامی در دوره سوم خود ـ با رهبر جدیدی که هنوز بخاطر نگرانی های امنیتی در صحنه عمومی حاضر نشده – بعد از توافق با امریکا قرار است به شیوه گذشته حکومت کند یا تغییرات جدی در سیاست های خود ایجاد خواهد کرد ؟
برخی تحلیل گران می گویند امضای تفاهم نامه بین دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان که پس از انقلاب اسلامی در ایران بی سابقه بوده اتفاق بزرگی است و می تواند به تحولات مهمتری در اینده منجر شود . در مقابل برخی می گویند نباید این امضای تفاهم را جدی گرفت زیرا جمهوری اسلامی برای پایان دادن به جنگ ناچار از این اقدام بوده و بعد از مدتی به سیاست های گذشته خود باز خواهد گشت .
برای رسیدن به یک پاسخ روشن در این خصوص می توان از تاریخ درس گرفت و تجربه دو متحد اصلی جمهوری اسلامی یعنی روسیه و چین را مورد بررسی و مطالعه قرار داد.
به همین منظور می توان گفت اینده جمهوری اسلامی ایران بعد از تفاهم اخیر و احتمالا توافق بعدی در ۲ ماه به ۵ متغیر اصلی بستگی دارد که عبارتند از :
- ساختار قدرت داخلی
- وضعیت اقتصادی
- نقش سپاه و نهادهای امنیتی در اداره کشور
- فشار اجتماعی و نارضایتی های عمومی که در دی ماه گذشته به اشوب خونبار انجامید
- و میزان ادغام جمهوری اسلامی در اقتصاد جهانی.
با در نظر گرفتن ۵ متغیر بالا سه الگوی زیر پیش روی جمهوری اسلامی قرار دارد که هرکدام می تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد و به نظر می رسد انتخاب روش حکمرانی جمهوری اسلامی دردوره سوم در حوزه های اقتصاد و سیاسی خارج از این سه الگو نباشد.
- سناریوی «شوروی سابق» و فروپاشی سریع و ساختاری
تکرار الگوی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ایران زمانی رخ میدهد که:
أولا مانند شوروری در دهه هشتاد میلادی ٬ اقتصاد ایران بخاطر تحریم های امریکا و فساد داخلی و ضعف مدیریتی بهطور مزمن ناکارآمد و وابسته شود و زمینه های اعتراضات عمومی بخاطر فقر و فشارهای معیشتی ایجاد شود.
ثانیا ایدئولوژی ولایت فقیه و حکومت اسلامی تضعف و مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی از دست برود.
ثالثا نخبگان سیاسی در داخل دچار شکاف جدی شوند و یکپارچگی حاکمیتی از هم بپاشد.
و در نهایت با همزمانی فشار خارجی و بحران داخلی ٬ فروپاشی ساختاری رخ دهد . دقیقا شبیه اتفاقی که در شوروی سابق در سال ۱۹۸۹ و بعد از گلاسنوست و پروستریکا در شوروری در دوره گورباچف رخ داد و به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری و یلوک شرق منتهی شد. شواهد نشان می دهد با وجود شباهتهایی که بین ایران و شوروی وجود دارد اما احتمال تحقق این سناریودر ایران بالا نیست . زیرا عوامل واگرایی و فروپاشی در ایران ضعیف تر از عوامل همگرا و همبستگی عمومی است ضمن اینکه
اگر توافق با آمریکا باعث باز شدن اقتصادو تقویت توان مالی جمهوری اسلامی شود حتی اگر اصلاحات سیاسی اجرا نشود ممکن است شکاف موجود میان جامعه و حکومت منجر به فروپاشی نشود.
- سناریوی «چین پس از مائو» و تداوم بقای نظام همراه با إصلاحات اقتصادی
الگوی اصلاحات اقتصادی چین پس از مائو به این شکل بود که
ضمن حفظ کامل ساختار سیاسی درهای اقتصادی باز و سرمایه خارجی زیادی جذب شد. اما کنترل شدید سیاسی در کنار رشد اقتصادی تداوم یافت و طبقه متوسط جدیدی بدون دموکراتیزاسیون سیاسی شکل گرفت.
اجر ای این سناریو در ایران از نظر ساختاری «محتملتر» از سناریوی اول و مدل شوروی است زیرا رهبری جدید و سپاه پاسداران که در حال حاضر دست برتر را در اعمال قدرت در ایران دارند بعید است ریسک باز کردن فضای سیاسی را در کوتاه مدت بپذیرند اما گشایش و ازادی اقتصادی را می توانند در اولویت قرار دهند . البته گشایش و ازادی اقتصادی نیز مشروط به این است که :
أولا توافق با آمریکا به کاهش تحریمها منجر شود
ثانیا جمهوری اسلامی بتواند سرمایه خارجی جذب کند
ثالثا نهادهای نظامی و امنیتی بویژه سپاه پاسداران اجازه دهند اقتصاد رقابتیتر شود و انحصارطلبی در اجرای پروژه های سود ده با بازدهی بالا شکسته شود.
اما تفاوت مهم ایران امروز و چین این است که چین از ابتدا یکپارچگی نهادی و حزب واحد بسیار منسجم داشت، در حالی که در ایران چند مرکز قدرت یعنی دولت، سپاه، نهادهای مذهبی و گروههای سیاسی همزمان حضور داشته و اهداف خود را تعقیب می کنند.
- سناریوی «مدل ترکیبی یا مسیر سوم»
در بسیاری از تحلیلها، محتملترین مسیر برای ایران نه فروپاشی و نه چین شدن کامل است، بلکه یک حالت میانی است:
که ۴ ویژگی ان عبارت است از :
- آزادسازی اقتصادی محدود بدون تغییرات بنیادین سیاسی
- تشدید رقابت بین جناحهای داخلی برای کنترل منابع جدید قدرت و ثروت
- شکل گیری متناوب رشد اقتصادی دورهای و ظهور بحرانهای اقتصادی در دوره های دیگر که مانع از شکل گیری ثبات کامل اقتصادی خواهد شد
- و کاهش تنش خارجی در برخی دورهها و بازگشت تنش در دورههای دیگر که حتی می تواند به وقوع بحران و جنگ منجر شود.
به عبارت دیگر می توان گفت جمهوری اسلامی پس از امضای تفاهم نامه پایان جنگ با امریکا در میان مدت ٬ در وضعیتی معلق بین اقتصاد باز و سیاست بسته در نوسان خواهد بود تا زمانی که چینش نیروهای سیاسی و ساختار جدید قدرت شکل بگیرد . پس از ان در صورتی که اقتصاد ایران همچنان اسیر و مبتلا به فساد و تسلط دولت و رانت و انحصار باشد و به سوی ازاد سازی و رقابت و شفافیت هدایت نشود و عرصه سیاست نیز از ایدیولوژی منعطف و سرکوب مخالف و اولیگارشی سیاسی رها نشود و به سوی دموکراسی و ازادی و تعامل سازنده با جهان سوق پیدا نکند می توان پیش بینی کرد در زمانی نه چندان دور بحران های شدیدتری سراغ جمهوری اسلامی در دوره سوم خود خواهد امد.
