چهار روایت از هشتمین اعتراض پس از انقلاب ۱۹۷۹

روایت های گوناگون ازعلل اعتراضات درایران :
 چهار روایت از هشتمین اعتراض پس از انقلاب ۱۹۷۹
توضیح: این تحلیل قبل از حوادث خشونت بار ۱۸ و ۱۹ دی ماه نوشته شده است

 

امیر دبیری مهر
 سابقه اعتراضات سیاسی و اقتصادی در ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی  به سال ۱۹۹۲ یعنی ۳۳ سال پیش باز می گردد که در شهر مشهد واقع در شمال شرق ایران رخداد . بعد از ان شاهد چند اعتراض جدی و اثر گذار دیگر بودیم که عبارتند از :
اعتراض به گرانی و تورم در سال ۱۹۹۵مردمی  در اسلام شهر در جنوب تهران
اعتراض دانشجویی در سال  ۱۹۹۹
اعتراض سیاسی به نتایج انتخابات در سال ۲۰۰۹
اعتراض سال ۲۰۱۷ در مشهد به گرانی ها و تورم
اعتراض ۲۰۱۹ در چندشهر در پی افزایش قیمت بنزین
اعتراض سراسری در ۲۰۲۲ در پی مرگ مهسا امینی
اعتراض ابتدای سال ۲۰۲۶ در تهران و چندین شهر به دلایل اقتصادی ومعیشتی
از ۸ اعتراض شکل گرفته در ایران علیه جمهوری اسلامی دست کم ۵ مورد ان دلایل اقتصادی داشته است . البته همیشه در هر جنبش اعتراضی دلایل فرعی نیز وجود دارد و معترضین از فرصت اعتراض برای بیان خواسته های دیگر خود استفاده می کنند.
در باره علل و روند اعتراضات در ایران چهارروایت اصلی وجود دارد که با هم در ستیز هستند و در رسانه ها با هم رقابت می کنند تا افکار عمومی را قانع کنند.
  • روایت اول مدعی است اعتراض اخیر در ایران نیز ازجنس اعتراض های اقتصادی است که در پی چندین سال رکود اقتصادی بویژه از سال ۲۰۱۸ به بعد و افزایش تورم و گرانی و در ماههای اخیر با افزایش مداوم قیمت دلار و از بازار موبایل شروع شد و به دیگر بازارها در تهران و برخی شهرها سرایت کرد. باورمندان به این روایت می گویند بیشتر شهروندان ناراضی و معترضین به دنبال رفاه نسبی و بهبود وضع معیشتی هستند و اگر نظام سیاسی بتواند به این خواسته انها پاسخ دهد ارامش به کشور باز خواهد گشت .
  • اما وقتی شعارهای صنفی و اقتصادی فراگیر تر شد و رنگ سیاسی به خود گرفت  برخی شعارها علیه  رهبر جمهوری اسلامی و به نفع رضا پهلوی رهبر اپوزیسیون سلطنت طلب خارج از کشور شعار سر داده شد٬  اعتراض صنفی و اقتصادی به اعتراض سیاسی و برانداز تبدیل شد و روایت دوم که متعلق به حکومت در ایران است شکل گرفت . به همین دلیل سیسستم انتظامی و امنیتی برخورد با معترضین را تشدید کرد و ایت الله خامنه ای نیز در سخنرانی سوم ژانویه بر ضرورت برخورد شدید با ان تاکید کرد. تهدید دونالد ترامپ مبنی بر اقدام امریکا در صورت سرکوب انها از جانب دولت ایران نیز در واکنش شدید جمهوری اسلامی موثر بود و رسانه های دولتی معترضین را اغتشاش گر نامیده و انها را عوامل امریکا و اسراییل خواندند. این نوع تفسیر اعتراضات در ایران سابقه ای به اندازه عمر اعتراضات در ایران دارد . تفاوت تفسیر حکومت از اعتراض ها در این دوره فقط در این است که قوه مجریه یا دولت پزشکیان در موضع گیری و کلام حق معترضین را به رسمیت شناخته و تصمیم گرفته یارانه پرداختی به شهروندان را افزایش دهد.  هر چند دولت هیچ کنترلی بر نهادهای انتظامی و امنیتی و نظامی ندارد و انها برای برخورد با معترضین از رهبری نظام فرمان می گیرند.
  • روی دیگر تفسیرسیاسی و برانداز از اعتراضات ٬ متعلق به اپوزیسیون و مخالفین جمهوری اسلامی است که برای سرنگونی نظام سیاسی مداخله خارجی از سوی امریکا و اسراییل را جایز می دانند . اینها معتقدند با اعتراضات مدنی نمی توان در ایران رژیم سیاسی را تغییر داد و فقط با مداخله امریکا و اسراییل این امکان فراهم می شود. رهبر این روایت رضا پهلوی ولیعهد شاه سابق ایران و طرفداران او در داخل و خارج هستند. این روایت مخالفان سرسختی در ایران دارد کسانی که معتقدند اوضاع ایران انقدری وخیم نیست که برای رهایی از ان لازم باشد به دشمن خارجی متوسل شد.
  • گروه چهارمی هم در داخل ایران وجود دارد که معتقد است نظام جمهوری اسلامی نتوانسته تصمیمات و توانایی ها خود را در چهار دهه پیش را در داخل و خارج از ایران با تغییرات ایجاد شده تطبیق دهد و همین مساله موجب شکل گیری نارضایتی ها متعدد فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی شده و در روابط خارجی نیز منجر به ناکامی های متعدد نظام سیاسی در تنظیم مناسبات با دیگر کشورها بویژه قدرتهای بزرگ شده است. بر اساس این روایت و تفسیر که برخی نخبگان دانشگاهی به ان معتقدند جمهوری اسلامی به مرحله ناکارامدی و فقدان مشروعیت رسیده و حتی قدرت بازسازی خود حتی در فرصت های تاریخی را نیز از دست داده است . این گروه برای نمونه به فرصت همبستگی ملی بعد از جنگ ۱۲ روزه اشاره می کنند که جمهوری اسلامی می توانست از ان برای بازنگری در سیاست های خود و کم کردن شکاف بامردم استفاده کند . بر این اساس در هر بحرانی با ریشه های مختلف و به هر بهانه ای ایران شاهد جنبشی اعتراضی خواهد بود و هر جنبش توان مقاومت و کنترل یا سرکوب حکومت  را کاهش می دهد و در نهایت نیز در یک بازه زمانی به فروپاشی منجر خواهد شد. این گروه معتقدند علت اینکه تا کنون نیز جنبش های اعتراضی به نتیجه نرسیده  دوعلت دارد : اولا جمهوری اسلامی از اپوزیسیون قدرتمندی برخوردار نیست  تا جایگزین قابل اطمینان نظام سیاسی کنونی باشد ثانیا توان کنترل و سرکوب جمهوری اسلامی بالاست وگرنه  هم نارضایتی عمومی وجود دارد و هم دستگاه تحلیلی و توضیح دهنده ضرورت عبور از نظام موجود است که به ان گفتمان یا ایدیولوژی دوران گذار می گویند.
اینکه کدام روایت درست تر است و با واقعیات ایران بیشتر تطبیق دارد را تحولات اینده ایران روشن خواهد کرد اما یک واقعیت را نمی توان کتمان کرد و اینکه هر نظام سیاسی از جمله جمهوری اسلامی تا قبل از فروپاشی می تواند با اصلاحات اساسی از جمله برگزاری رفراندوم و تغییر قانون اساسی و تغییر سیاست های کلی خود در داخل و خارج از نارضایتی ها کاسته و زمینه اعتراض های سراسری رااز بین ببرد.

اخرین تحلیل تحولات مربوط به اعتراضات در ایران : ارامش نسبی قبل از طوفان

گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل :

 

تظاهرات و اعتراضات در ایران بعد از دو هفته تجمعات پراکنده صنفی به گرانی ارزهای خارجی و مشکلات معیشتی ٬ در پی فراخوان رضا پهلوی در اخر هفته پیش و حضور وسیع و فراگیرتر مردم به خشونت کشیده شد و با وجود قطع کامل اینترنت و ارتباطات در ایران گزارش های تایید نشده حاکی است تعداد زیادی از معترضین و نیروهای نظامی و انتظامی کشته شده اند.

درز تدریجی تصاویر و ویدیوهایی از اجساد کشته شدگان در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج از کشور که عملا تنها کانال ارتباطی بین د اخل و خارج از ایران هستند نگرانی ها از خشونت های بکار گرفته شده رو به افزایش است . رسانه های رسمی در ایران تنها تصاویری و ویدیوهایی را منتشر می کنند که نشان میدهد اماکن عمومی تخریب شده و بالغ بر ۱۰۰ نیروهای نظامی و انتظامی به دست تروریست های مسلح  کشته شده اند . اما معترضین می گویند این روایت یک سویه و ساخته و پرداخته رسانه های وابسته به نهادهای امنیتی است انها می گویند نیروهای شبه نظامی و انتظامی اغاز گر خشونت بوده اند.

این جنگ روایتها همزمان شده است با تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ و مقامات ایرانی علیه یکدیگر. ترامپ گفته برای دفاع از معترضین قصد اقدام علیه ایران دارد و مقامات ایرانی نیز گفته اند در صورت اقدام نظامی امریکا پاسخ محکمی به امریکا بدهند و حتی قالیباف رییس مجلس ایران اعلام کرده پایگاه های نظامی امریکا در خاورمیانه هدف مشروع نیروهای مسلح ایران است .

با ادامه قطع اینترنت و بی خبری کامل مردم از تعداد کشته شدگان و روایت رسانه های مخالف جمهوری اسلامی مبنی بر کشته شدن هزاران ایرانی٬  به مرور مجامع و نهادهای بین المللی و دولتهای اروپایی فعال شدند و به حتی نمایندگان کنگره امریکا در حال فشار به ترامپ هستند تا علیه جمهوری اسلامی اقدام نظامی کند. ٓژنرال پتراووس رییس اسبق ستاد کل نیرهای مسلح امریکا نیز اعلام کرده پایگاههای موشکی ایران و قرارگاههای انتظامی و نظامی ایران در تیررس امریکاست و احتمالا امریکا به انها حمله خواهد کرد. او همچنین جنگ سایبری را نیز مکمل اقدامات احتمالی امر یکا دانسته است .

مخالفان جمهوری اسلامی نیز در حال شکل دادن به کمپینی هستند که ترامپ را به حمله نظامی به جمهوری اسلامی تشویق کنند زیرا انها معتقدند جمهوری اسلامی در ضعیف ترین موقعیت تاریخی خوداست و با حمله نظامی سرنگون خواهد شد و در غیر این صورت احتمال سقوط این نظام بعلت ساختار قدرتمند امنیتی صرفا با اعتراضات خیابانی  قابل تصور نیست . اما مقامات و رسانه های جمهوری اسلامی معتقدند شورش تروریستهای مسلح با  حضور میلیونی مردم ایران در دوشنبه به نفع جمهوری اسلامی پایان یافته و الان نوبت رسیدگی به پرونده کسانی است که زمینه های این شورش ها را فراهم کردند . برای نمونه صاحب کافه های مشهور ساعدی نیا بازداشت شده و به نظر می رسد کیفر خواست سنگینی علیه او صادر خواهد شد . احمد رضا رادان رییس پلیس ایران نیز تهدید کرده تا اخرین شورشی ها بازداشت خواهند شد.

برخی خبرها حاکی است نیروهای انتظامی قصد دارند دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای نیز محدود و مسدود کنند و با توجه به اینکه برای رسیدن به این هدف  ارسال پارازیت نتوانسته موفق باشد گفته می شود ماموران دولتی به برخی خانه ها برای جمع اوری دیش های ماهواره ای مراجعه شده است که همین اقدام هم اگر درست باشد می تواند به درگیری های جدید بین مردم و نهادهای انتظامی تبدیل شود.

در این وضعیت با ادامه قطع اینترنت و عدم دسترسی مردم به اخبار و تحلیل ها ونبود تبادل نظر بین مردم روایتهای یکسویه و جهت دار در فضای ایران در حال حاکم شدن است و زمینه های اقدامات از جانب امریکا و اسراییل علیه ایران فراهم خواهدشد . ضمن اینکه ادامه قطعی اینترنت و تبعات شدید ان علیه کسب و کار و اقتصاد ایران و نقض حقوق ارتباطات شهروندان می تواند به تشدید خشم و نارضایتی عمومی منجر شود .اما نگرانی جدی تصمیم گیران امنیتی در ایران از دو مساله یعنی  فروپاشی سیاسی و  و ایجاد رخنه در سپر امنیتی نظام باعث شده ریسک باز شدن فضای ارتباطی را نپذیرند . اکثریت مقامات تصمیم گیر سطح بالای نظامی و امنیتی در جمهوری اسلامی معتقدند عقب نشینی در برابر مخالفین و معترضین جایز نیست . بویژه که به شدن نگران هسستند وصل اینترنت موجب انتشار تصاویر و ویدیوها و اخبار جدید از اعتراضات اخیر شده و موج جدیدی از اعتراضات را در کشور و شکل گیری پرونده های حقوق بشری در عرصه بین المللی فراهم شود و از همه خطرناک تر فراهم شدن زمینه های ایجاد اجماع بین المللی برای اقدام علیه جمهوری اسلامی .

 

اغاز دور تازه اعتراضات مردمی در ایران و سناریوهای احتمالی

امیر دبیری مهر
همانطور که مکرردر تحلیل های قبلی پیش بینی شده بود جامعه ایران بیشتر به دلایل اقتصادی و اجتماعی اماده اعتراض و تظاهرات است . میزان بالای نارضایتی ازعملکرد نهادهای حاکمیتی را به اسانی می توان در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مشاهده کرد. اما مساله اینجاست که وجود نارضایتی در فضای مجازی چندان حاکمیت و مدیران ارشد را نگران نمی کند اما همین که بهانه ای ایجاد شود تا بخشی از جمعیت ناراضی و معترض از فضای مجازی به خیابانها سرازیر شوند حاکمیت به شدت نگران شده و به فکر مهار این اعتراض ها می افتد تا مبادا فراگیر تر شده و به دیگر شهرها سرایت کند و اعتراض صنفی و معیشتی به جنبش اجتماعی تبدیل شود و در انتها رنگ انقلابی برای تغییر رژیم بگیرد .
امسال این نگرانی با توجه به وقوع جنگ ۱۲ روزه اسراییل وامریکا علیه جمهوری اسلامی به شکل مضاعفی افزایش یافته است . بدین گونه که گفته می شود طراحان جنگ ۱۲ روزه انتظار داشتند با حمله به مراکز نظامی و انتظامی ٬زمینه اعتراض خیابانی مردم تهران را فراهم و  مقدمات فروپاشی جمهوری اسلامی ایجاد شود. اما با خشم و مخالفت اکثریت مردم ایران با حمله نظامی اسراییل این اتفاق نیفتاد. اما درهفته های اخیر با افزایش بی سابقه طلا و دلار در ایران و انفعال دولت در قبال این مساله٬  نگرانی مردم از کاهش ارزش پول ملی بالارفت  . با عبور قیمت سکه طلا در ایران از مرز ۱۵۰ میلیون تومان و قیمت دلار از ۱۴۰ هزار تومان در  شنبه گذشته این نگرانی عمومی به اعتراض بخشی از فعالان بازارهای تهران منتقل شد و فروشندگان کالاهایی که قیمت انها به قیمت دلار وابسته است روز یکشنبه دست به اعتراض خیابانی زدند و در روز بعد این اعتراض ها در برخی شهرها مانند تهران و همدان و قشم و ملارد در نزدیکی تهران بازتاب رسانه ای پیدا کرد و رسانه هاو شبکه های اجتماعی  مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور این اعتراض ها را از دو جهت بزرگنمایی کردند اول اینکه میزان و فراگیری ان را بیشتر ازواقعیت نشان دادند و دوم اینکه اعتراض صنفی به گرانی ارز را به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی تفسیر کردند. هر چند نمی توان انکار کرد بطور طبیعی بخشی از معترضین همیشه خواستار تغییر رژیم درایران بوده وهستند .
اعتراضات چند روز اخیر  با چند اتفاق مهم دیگر همزمان شده که می تواند به تحولات غیر قابل پیش بینی منجر شود.این اتفاقات عبارتند از :
  • دیدار نتانیاهو با ترامپ در امریکا وتاکید هر دو مقام امریکایی و اسراییلی بر احتمال مجدد حمله به تاسیسات هسته ای و موشکی ایران
  • پذیرش استعفای رییس بانک مرکزی ایران که بسیاری معتقدند او با سو مدیریت و ناتوانی از بازگرداندن بالغ بر ۱۱۶ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات در ۷ سال اخیر نقش موثری در گرانی های اخیر داشته .
  • مخالفت بی سابقه مجلس ایران با کلیات لایحه بودجه به این دلیل که در ان جنبه های حمایتی از معیشت مردم کم رنگ است .
با توجه به مطالب بالا چند سناریو برای اعتراضات جدید در ایران قابل تصوراست که احتمال وقوع هر کدام وابسته به ۴ متغیر مهم زیر است .
  • نحوه رفتار معترضین
  • تصمیمات حکومت در ایران برای آرام سازی جامعه
  • نحوه برخورد نهادهای امنیتی و انتظامی با اعتراض ها
  • و مواضع و سیاست های کشورهای خارجی بویژه امریکاو اروپا وبویژه اسراییل
سناریوهای احتمالی عبارتند از :
  • با توجه به وجه پر رنگ اقتصادی و معیشتی این اعتراضات ٬اگر حکومت بتواند با تدابیری نشان دهد کنترل اوضاع را در دست دارد ومی تواند گرانی ها را مهار کند ودرمقابله با معترضین همدلی و نرمش اتخاد و از خشونت پرهیز شود این اعتراضات فروکش خواهد کرد ودر قالب مطالبات و خواسته های گروهی و صنفی وجه مسالمت امیز خواهد گرفت. دستور رییس جمهور به وزیر کشور برای گفتگو با معترضین اقدام مناسبی در این راستا ارزیابی می شود( ضروری است اشاره کنم برخلاف ادعای مخالفین جمهوری اسلامی که هر گونه اعتراض در ایران را به انقلاب سیاسی تعبیر می کنند از نظر علم سیاست اعتراضات در ایران همه ی ویژگی های انقلابهای سیاسی را ندارد و از سطح جنبش اجتماعی بالاتر نمی رودمانند اعتراض ها جنیش زن زندگی ازدی در سال ۲۰۲۲ که شرح این مساله مجال جداگانه ای می خواهد.)
  • اگردولت نخواهد یا نتواند قیمت های ارز و طلا و گرانی ها را کنترل کند و به مطالبات مردم معترض با تصمیماتی ملموس پاسخ دهد ادامه این اعتراض ها تا زمانی که معترضین به خواسته های خود دست پیداکنند ادامه خواهد داشت . شاید چند روز فروکش کند اما مجددا و به بهانه دیگری دوباره سر برمی اورد و حتی می تواند گسترش کرده و با توجه به میزان نارضایتی ها و خشم برخی از مردم از سیاستهای کشور رادیکال شود. نهادهای متولی نظم و امنیت در این سناریو با درس گرفتن از تجربه های گذشته از هر گونه خشونت پرهیز کرده و صرفا بر مهار وارام سازی اعتراض ها متمرکز خواهند بود. رسانه های وابسته به حاکمیت نیز با انعکاس منصفانه اعتراض ها ٬ ها از سیاسی نشان دادن آن و وابسته نشان دادن معترضین به خارج از کشور پرهیز خواهند کرد.در گذشته هم رسانه های وابسته قدرت و هم نهادهای ذی ربط امنیتی و انتظامی در این مساله موفق عمل نکردند.
  • نوع مواجهه حکومت با اعترا ض های شکل گرفته سناریوی سوم و چهارم را شکل خواهد داد. اگر حکومت اعتراضات با نوعی براندازی نرم تعبیر کرده و رسانه های وابسته به حکومت روایت انقلابی  از ان را منتشر کنند و نهادهای امنیتی و انتظامی با معترضین مانند دشمنان و ستون پنجم دشمن برخورد کنند نه تنها اعتراض ها ارام نخواهد نشد بلکه تشدید شده و به خشونت کشیده می شود و در خوش بینانه ترین حالت حکومت با اعمال سرکوب وسیع و شدید اعتراضات را خفه خواهد کرد. اما به نظر می رسد در این صورت سناریوی چهارم ظهور خواهد کرد.
  • بدبینانه ترین سناریوی قابل تصور مداخله کشورهای خارجی بویژه اسراییل دراعتراضات داخلی ایران و منحرف کردن ان ازاعتراضات صنفی و مسالمت امیز به اغشاشات عمومی و خشن علیه ساختار سیاسی کشور و نظام جمهوری اسلامی و ایت الله خامنه ای است . در این صورت هم احتمال درگیری نظامی مجدد و حتی ترور رهبری وجود دارد و هم احتمال مداخله عوامل و گروههای وابسته به موساد در اعتراض های خیابانی . دوشنبه شب اکانت فارسی وابسته به موساد نوشت همراه معترضینی است که بخواهند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. سناریوی چهارم در تاریخ جنبش های اعتراضی در ایران سابقه نداشته و به نظر می رسد با توجه به مطالب گفته شده و شواهد موجود در صورت خشونت امیز شدن اعتراضها احتمال وقوع ان بالاست بر همین اساس هم رییس جمهور و هم رییس مجلس هشدار دادند در صورت حمله مجدد اسراییل پاسخ ایران سخت و غیر قابل محاسبه خواهد بود. بنا براین در جمع بندی می توان گفت فعلا توپ و میدان در اختیار جمهوری اسلامی است که با پرهیز ازخشونت در مواجهه با اعتراض ها و پاسخ ملموس و عملی به مطالبات و درخواستهای مردم ناراضی ٬ جلو خشونت امیز شدن اعتراض ها ومداخله احتمالی اسراییل را بگیرد.
این تحلیل با روند رخدادهای اتی مستعد به روز رسانی است

اسراییل و تلاش برای حذف برگ برنده ایران در درگیری احتمالی در اینده

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت 

امیر دبیری مهر

در تاریخ روابط بین الملل همیشه جنگ ها پیامدهای مهم وعمیقی بر کشورهای درگیر در جنگ می گذارند. هم بر دولتها و نحوه حکمرانی انها اثر می گذارند و هم بر ملتها و فرهنگ جوامع . از این رو برخی از صاحب نظران می گویند جنگ ها غیر از تخریب و کشتار و خشونت که چهره زشت جنگ است چهره مثبت و سازنده هم دارند و ان شناسایی نقاط ضعف و روشهای ارتقای قدرت ملی است . وقتی طرفین جنگ با واقعیاتی مواجه می شوند که قبلا از پذیرش آ امتناع می کردند و با وقوع جنگ اصطلاحا سرعقل می ایند و بعد ازآن  تلاش میکنند هوشمندانه و مدبرانه تر عمل کنند تا اولا با افزایش بازدارندگی از جنگ جدید پرهیز کنند و ثانیا در صورت تحمیل جنگ از جانب دشمن متجاوز ٬ قدرت مقابله با ان را داشته باشند .

برای مثال در یک قرن اخیر سه بار ایران مورد تجاور دشمن خارجی قرار گرفته است بار اول در سال ۱۹۴۵و در جریان جنگ جهانی دوم بار دوم در سال ۱۹۸۰ و از جانب رژیم بعث عراق و بار سوم در سال ۲۰۲۵ از جانب اسراییل . در جنگ جهانی دوم بخشهایی از ایران به مدت ۳ سال توسط قوای انگلیس وشوروی اشغال شد و رجال سیاسی ایران فهمیدند استبداد رضا شاهی هر چند در داخل توانست زیرساختهای اقتصادی و اداری  ایران نوین را ایجاد کند اما در برابر دشمن خارجی توان مقابله ندارد. همین تجربه تلخ باعث شد  ایران با تقویت قوای نظامی و اقتصادی و توسعه همکاری های بین المللی در دوره محمد رضا شاه  به مدت ۳۸ سال مورد طمع هیچ کشور متجاوزی قرار نگیرد .

بعد از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نیز صدام با این تحلیل که ارتش ایران  بویژه بخاطر اعدام و فرار فرماندهان ارشد ان دچار فروپاشی سازمانی شده و می تواند بخش های عرب نشین ایران را اشغال کند وارد معرکه جنگ شد و با وجود حمایت همزمان امریکا و روسیه از بغداد ٬ موفق نشد در جنگ پیروز شود زیرا مردم ایران با همبستگی ملی و برای حفظ تمامیت ارضی در برابر دشمن متجاور ۸ سال ایستادگی کردند.

در ۳۶ سال اخیر یعنی بین سالهای ۱۹۸۹ ( سال پایان جنگ ایران و عراق)  تا سال ۲۰۲۵ که اسراییل به ایران حمله کرد بارها ایران و امریکا و ایران و اسراییل و حتی ایران و طالبان در استانه رویارویی نظامی قرار گرفتند اما جنگی رخ نداد زیرا  ایران  با تکیه بر تجارب تاریخی گذشته اولا متمایل به جنگ نبود و دوما با سرمایه گذاری وسیع در حوزه نظامی و دفاعی خود را برای رویارویی احتمالی اماده کرده بود و نهادهای اطلاعاتی  امریکا و اسراییل هم ازاین واقعیت با خبر بودند. در جنگ ۱۲ روزه جون ۲۰۲۵ نیز که اعلام شده نقشه  ان از سالها قبل چیده و طراحی  شده بود با وجود اشکار شدن ضعف سامانه پدافندی ایران ( که منجر به برکناری فرماندهان  نیروی هوایی ارتش  و قرارگاه پدافند هوایی ایران شد)  اما قدرت موشکی و افندی ایران برای همه ناظران بین المللی اشکارشد. در جنگ اخیر با اسراییل هر روز که از جنگ گذشت تعداد موشکهای ایرانی که از سامانه پدافندی اسراییل موسوم به گنبد اهنین فلاخن داود عبور کردند بیشتر شد  و قدرت تخریبی ان نیز بالاتر می رفت به گونه ای که موسسه استراتژیک وایزمن در شهر رخووت اسراییل نیز تخریب شد. همین واقعیت باعث شد بسیاری از دولتها و مردمان عرب در منطقه از این که یک  کشوردر خاور میانه  برای اولین بار توانسته  بدون هیچ واهمه ای بطور کوبنده سرزمین های اشغالی صهیونیست نشین را مورد حمله موشکی قرار دهد ابراز شادمانی کردند.  ایران به هدف قرار دادن اسراییل هم اکتفا نکرد و حتی پایگاه العدید امریکا در قطر را نیز مورد حمله نظامی قرار داد.

ایران پس ازجنگ تمام توان تمام توان خود را بر بازسازی توان پدافندی خود اختصاص داده و در این خصوص با چین توافقاتی صورت گرفت از سوی دیگر با وجودی که تنها ۶ درصد سایتهای پرتاب موشک ایران در جنگ خسارت دیده در حال تقویت این سایتها برای جنگ احتمالی در اینده است به گونه ای که گفته می شود ایران در صورت وقوع درگیری جدید با اسراییل طرحی در دست اجرا دارد که همزمان ۲ هزار موشک را به سوی اسراییل پرتاب کند.

بر همین اساس نتانیاهو در سفر هفته اینده به امریکا درصدد است قدرت موشکی ایران را بعنوان تهدید جدی علیه امریکا واروپا مطرح کند تا زمینه مشارکت امریکا در حمله مجدد به ایران را فراهم کند. در ذهن تصمیم گیران اسراییلی سامانه پدافندی ایران در برابر هواپیماهای فوق پیشرفته اف ۳۵ توان دفاعی لازم ندارد اما لانچرهای موشکی ایران می تواند به اسراییل ضربه جبران ناپذیر بزند بنابر این تل اویو به دنبال تضعیف یا نابودی این جنبه از قدرت نظامی ایران است

غیر از جنبه نظامی اما جنگ ۱۲ روز نتوانست انطور که انتظار می رفت جمهوری اسلامی را به بازنگری در نحوه تعامل با جامعه و مردم سوق دهد. بسیاری انتظار داشتند فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران که در سه ماه پس از جنگ بسیار باز شده بود استمرار یابد اما به نظر می اید با گذشت زمان و کاهش  تهدیدات خارجی ٬ تصمیم گیران در جمهوری اسلامی قصد دارند به روزهای قبل از جنگ بازگردند. همین سیاست موجب نارضایتی و اعتراض مردم شده  بویژه که وضع اقتصادی در ایران نیز بسیار نگران کننده شده است . کارشناسان می گویند در جنگ ۱۲ روزه اشکار شد جمهوری اسلامی بدون حمایت و پشتوانه مردم قدرت ماندگاری ندارد و اگر با هر تحلیل و به هر بهانه ای مردم از نظام رویگردان شوند با توجه به صف ارایی جدید اسراییل و امریکا علیه تهران احتمال سقوط و فروپاشی ان در اینده ای نه چندان دور وجود دارد بنابراین مهمترین درسی که جمهوری اسلامی از جنگ ۱۲ روزه گرفته تکیه به مردم و توجه به خواسته های انها و فهم تغییرات اجتماعی و فرهنگی و اتخاذ تدبیرات لازم  و همسو با ان در درون سیستم سیاسی است . در این باره یعنی چشم انداز ایران در سال ۲۰۲۶در مقاله دیگری به تفصیل بحث خواهم کرد.

 

حدس و گمان درباره جنگ مجدد ایران و اسراییل: از تحلیل های کارشناسی تا پیش گویی و اخترشناسی

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

 

با وجود گذشت ۵ ماه از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل

تحلیل گران و ناظران تحولات خاورمیانه ٬ همچنان به دنبال شواهدی می گردند که نشان دهد ایا جنگ جدیدی  بین دو کشور پیش رو هست یا نه ؟

این موضوع انقدر درایران مهم و مورد توجه است که شاید مهمترین پرسش از کارشناسان سیاسی و روابط بین الملل در این روزها این است ایا مجددا جنگ خواهد شد ؟  و علاقمندان برای پیدا کردن پاسخ این سوال به همه منابع معتبر و نامعتبر مراجعه می شود مانند رصد اخبار و تحلیل های متخصصین تحولات  سیاستی و امنیتی و سیاسی  تا پیش گویی فال گیران  و ستاره شناسان !

برای مثال هفته گذشته وقتی رسانه های ایران اعلام کردند ایت الله خامنه ای پنج شنبه شب پیامی ویدیویی منتشر خواهد کرد دوباره این شایعه قوت گرفت که شاید خبری در راه است و زمانی که رهبری در سخنان خود٬  ایران را پیروز قطعی جنگ ۱۲ روزه در برابر اسراییل و امریکا خواند و از مردم خواست در برابر دشمن ٬ متحد و یکپارچه باشند افکار عمومی احتمال اغاز جنگ جدید را بالا ارزیابی کرد و افزایش قیمت طلا و دلار در تهران  ان را تایید کرد.

به گفته تحلیل گران مجموعه‌ای از روندها و اتفاقات در روزهای اخیر نشان می دهد «ساعت صفر» برای آغاز مرحله دوم جنگ ایران و اسراییل نزدیک است به گونه ای که حتی برخی اکانت های غیر رسمی در فضای مجازی از ۲۹ اذر برابر با ۲۰ دسامبر بعنوان تاریخ احتمالی تقابل جدید خبرداده اند!

 

  • تحرکات و نوسان‌های قابل‌توجه در بازارهای جهانی مانند افزایش قیمت طلا
  • تسریع واشنگتن در تحویل موشک‌های نقطه‌زن با قدرت نفوذ بالا به اسرائیل
  • افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر دولت جوزف عون در لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله: در همین راستا دولت اسرائیل صراحتاً بیروت را متهم می‌کند که در اجرای تعهداتش برای خلع سلاح حزب‌الله و استقرار ارتش لبنان در جنوب کشور ناکام مانده و هشدار می‌دهد در صورتی که مفاد قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت عملی نشود، دامنه حملات خود را تا شمال رود لیطانی گسترش خواهد داد. ساخت یک دیوار امنیتی جدید توسط ارتش اسرائیل در مجاورت مرزهای جنوب لبنان، نشانه‌ای روشن از عزم نتانیاهو برای توسعه میدان نبرد با حزب‌الله و جلوگیری از بازسازی زرادخانه موشکی و تسلیحاتی این گروه تلقی می‌شود. هم‌زمان، هیئتی از وزارت خزانه‌داری آمریکا اخیراً به بیروت سفر کرده و به دولت لبنان تنها ۶۰ روز مهلت داده است تا گام‌های مؤثری برای قطع منابع مالی حزب‌الله بردارد؛ ضرب‌الاجلی که سطحی بی‌سابقه از فشار واشنگتن بر ساختار اقتصادی و سیاسی لبنان را بازتاب می‌دهد.

 

 

  • تماس تلفنی تهدیدآمیز پیت هگست با وزیر دفاع عراق درباره گروه‌های شبه نظامی وابسته به ایران: هگزت به ثابت العباسی، وزیر دفاع عراق، هشدار داده که واشنگتن قصد دارد عملیاتی نظامی علیه یکی از کشورهای منطقه انجام دهد و تأکید کرده است که هرگونه واکنش یا پاسخ از سوی گروه‌های مسلح وابسته به ایران، با قدرت و شدت پاسخ داده خواهد شد.
  • تشدید تدابیر امنیتی و نظامی سپاه پاسداران در تنگه هرمز
  • رایزنی‌های فشرده اروپایی–آتلانتیک برای آمااده‌سازی طرحی فوری به‌منظور بازگرداندن بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران؛
  • افزایش حساسیت و برخوردهای سخت‌گیرانه با فعالیت‌های هسته‌ای جدید ایران و صدور قطعنامه جدید اژانس بین المللی انرژی اتمی
  • بازگشایی و برجسته‌سازی دوباره پرونده رسوایی جنسی جفری اپستین در فضای رسانه‌ای و سیاسی امریکا از سوی لابی صهینویستی به منظور فشار بر ترامپ: در ایران، شماری از تحلیلگران بر این باورند که داغ نگه‌داشتن پرونده اپستین می‌تواند به‌عنوان اهرم فشاری از سوی نتانیاهو برای سوق دادن ترامپ به‌سوی جنگ عمل کند.
  • آغاز کارزار تازه اسرائیل؛ از عملیات روانی علیه ایران تا ترور فرماندهان مقاومت تا خرید سه هزار نوع مهمات به ارزش ده‌میلیارددلاری با هماهنگی «سنتکام» :

با وجودی که  ترامپ و نتانیاهو مدعی اند تاسیسات هسته‌ای ایران و بخشی از توان موشکی آن نابود شده  رسانه‌های همسو با لابی اسرائیل با برجسته‌سازی مجموعه‌ای از روایت‌های هدفمند، در پی القای این تصور است که تهدید ایران همچنان حل‌نشده و رو به گسترش است. در این چارچوب، محورهای اصلی تبلیغات عبارت‌اند از:

  • طرح مکرر موضوع «ابهام در پرونده هسته‌ای ایران»؛
  • برجسته کردن «سرنوشت نامعلوم ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده»؛
  • پرداختن به «نقش چین در تقویت توان موشکی ایران»
  • تمرکز بر «بازسازی سریع توان حزب‌الله» پس از ضربات جنگ‌های اخیر. این گزاره‌ها در قالب هشدارهای امنیتی و تهدیدآمیز مطرح می‌شوند تا افکار عمومی در آمریکا و غرب برای پذیرش ایده «حمله دوم به ایران» آماده شود.

اما تحلیل گران در ایران درباره  حمله  دوباره اسرائیل به ایران اتفاق نظر ندارند. در تازه‌ترین اظهارنظرها، حسن کاظمی قمی، سفیر پیشین ایران در افغانستان اعلام کرده که «احتمال حمله مجدد به ایران قوی است، زیرا شواهد نشان می‌دهد که طرف مقابل در حال ترمیم و آماده‌سازی برای عملیات جدید است.

فؤاد ایزدی کارشناس سیاسی نزدیک به حکومت احتمال حمله دوباره را جدی گرفته و گفته آمریکا  باید بداند در حمله بعدی، ۲ هزار نظامی‌اش کشته خواهند شد.

در نقطه مقابل، برخی چهره‌های سیاسی، چشم‌انداز حمله نظامی را بسیار دور می‌دانند. مثلا علی مطهری، نایب‌رئیس سابق مجلس اعلام کرده که «احتمال حمله دوباره اسرائیل به ایران کم است، چون چنین حمله‌ای سودی برای اسرائیل ندارد.

صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی نیز نوشته: «کسانی که امیدوار بودند با حمله اسرائیل، نظام سقوط کند، حالا که این اتفاق نیفتاده، القا می‌کنند اسرائیل برای عملیات بعدی آماده می‌شود. اما در واشنگتن و تل‌آویو خبری از حمله مجدد نیست و برعکس، احتمال سرگیری مذاکرات بیشتر شده است.

حسین علایی فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه نیز احتمال جنگ تا سه ماه اینده را منتفی می داند.

به نظر می‌رسد که اظهاراتی از این جنس، بیش از آنکه صرفاتحلیل سیاسی و نظامی  باشند، حاوی پیام‌های بازدارنده برای بازیگران بین‌المللی باشد. با این حال، همین تحلیل‌ها وگزارش های رسانه ها و اخبار ضد و نقیض باعث شده فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران وقوع جنگ مجدد را بعید نداند.

ترور فرمانده ایرانی تبار حزب الله لبنان : ایا این ترور بی پاسخ می ماند؟

ترور فرمانده ایرانی تبار حزب الله لبنان و واکنش ها در ایران

 

امیر دبیری مهر

النهار چاپ بیروت

ترور فرماندهان و نیروهای اثر گذار مقاومت اسلامی و نزدیک به تهران همچنان ادامه دارد و این بار اسراییل  هیثم علی طباطبایی 57 ساله معروف به سید ابوعلی نفر دوم حزب الله لبنان را ترور کرد .او یکشنبه عصر در ضاحیه بیروت مورد هدف حمله هوایی ارتش اسراییل قرار گرفت و با شمار دیگری از اعضا و فرماندهان نظامی حزب الله و تعدادی از افراد غیر نظامی به شهادت رسیدند.

این بزرگترین حمله اسرائیل به لبنان از زمان آتش بس در سال گذشته از 24 نوامبر 2024 تاکنون است. در جنگ قبلی اسرائیل و حزب الله لبنان 2 دبیرکل حزب الله لبنان و فرماندهان ارشد نظامی این مجموعه از جمله عالی ترین مقام نظامی حزب الله یعنی “فواد شُکر” نیز به شهادت رسیدند.

در پی ترور ایمن فرمانده ارشد نظامی حزب الله ٬ علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در واکنش به ترور هیثم علی طباطبایی اعلام کرد:

نتانیاهو آنقدرماجراجویی خود را ادامه می‌دهد تا همه دریابند راهی جز مقابله با این رژیم جعلی باقی نمانده است. این موضع گیری شدید الحن علی لاریجانی که سیاست مدار معتدلی در ایران محسوب می شود نشان می دهد ایران اقدام اسراییل را در ترور ابو علی بی پاسخ نخواهد گذاشت .

کیوان ساعدی فعال سیاسی و رسانه ای ٬ هدف قرار دادن طباطبایی را نشان دهنده وزن و قدرت یگان رضوان دانست که اسراییل بیش از از همه از توان عملیاتی اش هراس دارد و افزود : حزب الله معمولا این گونه حملات را بی پاسخ نمی گذارد و باید منتظر مرحله ای جدید از رویارویی حزب الله و اسراییل باشیم.

برخی دیگر از حامیان ایرانی حزب الله لبنان نیز در فضای مجازی با اشاره به اینکه نباید هدف قرار گرفتن فرماندهان حزب الله برای سیاست مداران تهران عادی شود زیرا در این صورت هدف قرارگرفتن مجدد تهران نیز عادی خواهد شد بطور ضمنی خواستار واکنش شدید ایران و حزب الله به حمله اخیر اسراییل به بیروت شده اند.

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و کارشناس مسایل اسراییل  نوشت: گویا حزب‌الله لبنان مصمم است سلاح خود را در شمال رودخانۀ لیطانی زمین نگذارد و در عین حال توان خود را بازسازی کند. در مقابل، دولت نتانیاهو نیز مصمم است به هر طریقی از جمله ترور رهبران این گروه، هم مانع بازسازی توان حزب‌الله شود و هم آن را وادار به زمین گذاشتن سلاح خو در سرتاسر خاک لبنان کند. با این حساب، رویارویی دو طرف ظاهراً وارد مرحلۀ نهایی خود شده است. در این میان موضع دولت لبنان، بسیار مهم است. دولت کنونی لبنان اما به خلاف اسلاف خود مصرانه خواهان خلع سلاح حزب‌الله است گرچه حملات اسرائیل را نیز محکوم می‌کند.

او در این مطلب اضافه کرد:

واقعیت این است که حزب‌الله وارد بحرانی‌ترین دورۀ حیات خود شده است. برای نخستین بار محیط منطقه‌ای و نظم سیاسی داخلی لبنان علیه سلاح آن صف‌آرایی کرده و این موضوع در میانۀ شدیدترین ضربات اسرائیل، معادلۀ کاملاً تازه‌ای را رقم زده است. مسئله این است که حزب‌الله برای حفظ سلاح خود در این مقطع، مجبور به رویارویی تمام‌عیار نظامی با اسرائیل است در حالی که هم بسیاری از زبده‌ترین رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی خود را از دست داده و هم در دولت لبنان پشتش خالی شده است.

آیا حزب‌الله پس از ترور هیثم علی طباطبایی فرماندۀ ارشد خود، با اسرائیل وارد جنگ می‌شود؟ یا به ادامۀ همین جنگ یک‌طرفه و کم‌شدتی که نیروهایش را هدف گرفته است، رضایت می‌دهد؟ یا اینکه توافق آتش‌بس تازه‌ای برای زمین گذاشتن سلاح را می‌پذیرد؟ هر سه انتخاب، برایش بسیار پرهزینه است

 

مخالفین جمهوری اسلامی در فضای مجازی از شهادت هیثم علی طباطبایی ابراز خشنودی کردند و او را بازوی قدرتمند مقاومت معرفی کردند که روابط بسیار نزدیکی با ایران و نیروی قدس سپاه داشته است .

برخی نیز در شبکه های اجتماعی حضور نیافتن ایت الله خامنه ای در سومین شب مراسم سالگرد شهادت  حضرت زهرا(س) در دفترش را مرتبط با شهادت هیثم علی دانسته اندهر چند نتانیاهو در پیام ویدیوی خود درباره ترور هیثم علی هیچ اشاره ای به ارتباط او با ایران نکرد.

وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران نیز بلافاصله با انتشار بیانیه‌ای،  حمله به مناطق مسکونی در بیروت و ترور هیثم علی طباطبایی را به شدت محکوم کرد.

در این بیانیه حمله  رژیم متجاوز صهیونیستی به منطقه مسکونی در ضاحیه بیروت نقض فاحش آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ و تعرضی وحشیانه علیه تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان خوانده شده که  در ان ده‌ها نفر از شهروندان عادی لبنانی از جمله زنان و کودکان معصوم به شهادت رسیدند ..وزارت خارجه ایران بی‌عملی و سکوت سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان در قبال تجاوزهای مستمر و جنایات بی‌شمار رژیم اسرائیل علیه مردم لبنان را تاسف‌بار و غیرقابل توجیه دانسته و خواستار اقدام جدی از سوی جامعه بین‌المللی برای مقابله با تروریسم سازمان‌یافته و جنگ‌افروزی رژیم صهیونیستی علیه لبنان و دیگر کشورهای منطقه شده است .

 

هیثم علی طباطبایی همیشه هدف ترور ارتش اسراییل بوده و  ۱ سال پیش از یک نقشه  ترور جان سالم به در برد او فرمانده یگان رضوان یا همان نیروی زمینی حزب الله بود و  در سوریه و یمن نیز فعالیتهای اثر گذاری علیه اسراییل انجام داده بود از جمله او فرمانده  «طرح حمله ضد اسراییلی به الجلیل» در شمال فلسطین درسال گذشته بود که ضربه سختی به اسراییل محسوب می شد.

هیثم علی طباطبایی متولد ۱۹۶۸ در بیروت و از پدری ایرانی و مادری لبنانی بود و بعنوان یک شهروند ایرانی – لبنانی در جنوب لبنان بزرگ شد و در جوانی به حزب‌الله پیوست. در زمان ظهور داعش در سوریه وقتی حزب‌الله برای کمک به دولت سوریه  وارد عمل شد، طباطبایی اختیارات ویژه و جدیدی در سوریه گرفت و مسئول ساخت زیرساخت نظامی حزب‌الله در جولان (نزدیک مرز اسرائیل) شد .

او در ژانویه ۲۰۱۵ در حمله هوایی اسرائیل در منطقه قنیطره (جنوب سوریه) هدف اصلی ترور بود ولی زنده ماند. در همان حمله یک افسر ارشد ایرانی و جهاد مغنیه (از فرماندهان اولیه پرونده جولان) شهید شدند.

سال ۲۰۱۶ برای مأموریت نظامی به یمن نزد انصارالله فرستاده شد. برخی می گویند ان زمان  حزب‌الله خواسته بود  او  از منطقه دور بماند تا مجددا ترور نشود. هیثم علی در یمن با هماهنگی نیروی قدس سپاه و در قالب واحد ۳۸۰۰ حزب الله که به اموزش نیروهای برون مرزی حزب الله اختصاص دارد به ‌نظامیان یمنی اموزش تخصصی داد .

در همان سال یعنی سال  ۲۰۱۶ وارد لیست تروریست‌های جهانی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC-SDGT) شد و سال ۲۰۱۸ آمریکا ۵ میلیون دلار جایزه برای لو دادن او  تعیین کرد.

در ژانویه ۲۰۲۲ شایعه شد که در حمله ائتلاف عربی در صنعا کشته شده که دروغ بود. بعد از مأموریت یمن به لبنان برگشت و از ۲۰۱۹–۲۰۲۰ به بعد به عنوان فرمانده یگان رضوان شناخته شد.

او همچنین نقش کلیدی در پشتیبانی حزب‌الله از مقاومت اسلامی در فلسطین و در نوار غزه داشت تا اینکه بعد از توافق اتش بس حزب الله و اسراییل در سال گذشته او فرماندهی نظامی حزب الله را به عهده گرفت.

 

 

 

 

.

 

 

ایران وتلاش برای شکل گیری پارلمانی همسو با جبهه مقاومت در عراق

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

پس از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳  تا کنون ۵ انتخابات پارلمانی درعراق برگزار شده  و ششمین  انتخابات پارلمانی عراق حدود یک هفته دیگر در ۱۱نوامبر برگزار خواهد شد. ۲۱ میلیون نفر واجد شرایط رای در عراق ۴۶ میلیون نفری ۳۲۹ نفر را از بین بیش از هفت هزار نامزد را راهی پارلمان این  کشور می کنند.

از چند ماه قبل هم  ۳۷ ائتلاف و ۳۸ حزب و ۸۰ نامزد مستقل وارد عصه رقابت های انتخاباتی شدند.

کشورهایی مثل ایران، عربستان، ترکیه و آمریکا نسبت به انتخابات پارلمانی عراق بسیار حساس هستند زیرا  ترکیب پارلمان عراق بر نفوذ این کشورها  درعراق اثر مستقیم خواهد گذاشت . زیرا در نظام پارلمانی عراق٬ مجلس  وظیفه تعیین  رییس جمهور و تایید  نخست وزیر را بر عهده دارد. از این رو کشورهای مذکور برای راه یابی سیاست مداران همسو با خود به پارلمان در حال رایزنی و تلاش هستند و رسانه های وابسته به انها نیز  برای اثرگذاری بر افکار عمومی عراق تلاش می کنند.

ایران از سال ۲۰۰۵ میلادی ودر استانه نخستین انتخابات پارلمانی عراق تلاش کرد افراد و جریانهای همسو با خود را وارد ساختار قانون گذاری و تصمیم گیری عراق کند . درنخستین انتخابات پارلمانی که ائتلاف عراق یکپارچه به پیروزی رسید ایران با حمایت از جریان های شیعی عراق نقش مهمی در پیروزی این جریان ایفا کرد و ابراهیم جعفری عضو حزب الدعوه بهترین گزینه مطلوب  جمهوری اسلامی ایران برای تصدی سمت نخست وزیری بود. از سال ۲۰۰۵ تا سال ۲۰۱۸ یعنی  زمان برگزاری چهارمین انتخابات پارلمانی عراق ٬ قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران نقش اصلی را در تامین منافع ایران در انتخابات عراق ایفا می کرد . اقدامات او شامل رایزنی برای اتحاد شیعیان ٬ افزایش میزان مشارکت شیعیان جنوب عراق و همچنین اموزش احزاب شیعه برای جلب مشارکت و رای مردم در انتخابات بود.

در نتیجه این اقدامات می توان گفت از ۸ نخست وزیر عراق پس از صدام تا کنون دست کم ۵ نفر انها یعنی ابراهیم جعفری ٬ حیدر العبادی ٬ نوری المالکی ٬ عادل عبدالمهدی و محمد السودانی که  عضو حزب الدعوه بودند روابط بسیار خوبی با تهران داشته اند و توانستند  بین اختلاف منافع ایران با دیگر رقبای منطقه ای در عراق بویژه امریکا توانسته اند توازن برقرار کنند. اما بعد ازترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ تا امروز و کاهش نسبی نقش ایران در عراق که بسیار وابسته به شخصیت و نفوذ فردی سلیمانی بود نقش ایران در نتایج انتخابات عراق و بطور کلی نفوذ ایران در عراق نسبت به گذشته کاهش یافته است از همین روی انتخابات پیش رو برای احیای نقش از دست رفته ایران بسیار مهم است .

اتفاقات دو سال اخیر در منطقه و تضعیف جبهه مقاومت اسلامی با سقوط حکومت بشار اسد و کشته شدن رهبران مهم جریان مقا ومت بویژه سید حسن نصرالله در لبنان و اسماعیل هنیه و یحیی سنوار از رهبران حماس و برخی رهبران حوثی ها در یمن ٬  تنها گروه و جریان نزدیک به تهران که هنوز اسیب جدی ندیده حشد الشعبی در عراق است که امریکا می خواهد این گروه خلع سلاح و در ارتش عراق ادغام شود. این مهم از نظر امریکا می تواند توسط مجلس و دولت بعدی عراق انجام شود . مساله ای که ایران به شدت با ان مخالف است و ادامه حضور حشد الشعبی را ضروری و سپر دفاعی ایران در خاک عراق در برابر تهدیدهای احتمالی امریکا و اسراییل می داند. مساله ای که برخی مقامات عراقی هم بارها از ان انتقاد کردند

خبر منتشر شده درباره گفتگوی ۱۱ دقیقه ای وزیر دفاع امریکا با وزیر دفاع عراق مبنی بر حمله قریب الوقوع امریکا به اهدافی در منطقه واینکه نباید نیروهای شبه نظامی عراق به ان واکنش نشان دهند این گمانه زنی را تقویت کرده که اولا این حمله قبل از انتخابات عراق اانجام خواهد شد ثانیا منظور از نیروی شبه نظامی در عراق حشد الشعبی است و ثالثا احتمالا هدف حمله نیز برخی از نیروهای مسلح متحد جبهه مقاومت در عراق است

بنابراین ایران برای تقویت نفوذ خود در عراق و اثر گذاری بر نتایج انتخابات پارلمانی عراق در راستای منافع ملی از رویکردهای سخت‌افزاری فاصله گرفته و بر رویکرد و اقدامات نرم سیاسی و تبلیغاتی و پشت پرده تمرکز کرده است . اقداماتی مانند :

یکپارچه سازی جبهه شیعی نزدیک به تهران:

جمهوری اسلامی برای برای ایجاد ائتلاف های همسو با رهبران شیعی در حال رایزنی است . به اذعان کارشناسان عراقی، الإطار التنسيقی  «چارچوب هماهنگی گروه‌های سیاسی شیعه عراق» علی رغم نزدیکی به ایران دچار شکاف های داخلی است لذا ایران تلاش می کند  نقش میانجی و هماهنگ کننده فعال را ایفا می کند تا از رقابت فرسایشی درون بیت  شیعی جلوگیری شود.

تثبیت محور اقتصادی ایران و عراق:

روابط اقتصادی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق در دو دهه اخیر به یکی از مهم‌ترین محورهای تعاملات منطقه‌ای تبدیل شده و عراق همواره از مهم ترین شرکای تجاری ایران به شمار می رود. برای مثال حجم تجارت دو کشور در سال 2024 بیش از 12 میلیارد دلار برآورد شده است.تهران  تلاش می کند تا این پیوند محکم اقتصادی را به عنوان ابزار نفوذ نرم تثبیت کند. در مقام مثال سرمایه گذاری در پروژه مشترک تکمیل خط ریلی بصره- شلمچه و یا حمایت از مناطق شیعی فقیر نشین جنوب عراق از طریق طرح های خدماتی از مواردی ست که جمهوری اسلامی ایران  با انجام ان موجب  افزایش محبوبیت نامزدهای نزدیک به خود در مناطق شیعه نشین می شود. بویژه که براوردها از کاهش انگیزه مشارکت طبقات فقیر و شیعه در انتخابات خبر می دهد و مهمترین نشانه ان عدم مشارکت مقتدی صدر در این انتخابات است.

 

هماهنگی امنیتی و کنترل فضای انتخاباتی:

ایران تلاش می کند از هرگونه درگیری مستقیم میان گروه های مقاومت مثل حشد الشعبی و نیروهای آمریکایی در زمان انتخابات است جلو گیری کند تا مبادا بهانه ای برای تحریم یا تأخیر در انجام انتخابات شود. در عوض تهران تلاش می کند با تقویت نقش امنیتی دولت السودانی به  ثبات عراق کمک کند زیرا ان را به نفع جبهه مقاومت می داند.

 

استفاده از رسانه های همسو برای شکل دهی افکار عمومی:

رسانه‌های عرب‌زبان وابسته به ایران مانند الکوثر، العالم و المیادین مسایل مربوط به انتخابات را با تأکید بر استقلال سیاسی عراق پوشش می دهند تا افکار عمومی عراق را به سمت جریان های همسو با تهران سوق دهند.

 

نتایج اقدامات ایران  -اعم از موفقیت یا عدم موفقیت- بعد از اعلام نتایج انتخابات پارلمانی مشخص خواهدشد .

 

 

روابط ایران و روسیه : از تهدید یکجانبه در گذشته  تا همکاری  متقابل در امروز

منتشر شده در روزنامه النهار به قلم امیر دبیری مهر

 

اگر بخواهیم تاریخ روابط ایران و روسیه  در ۵۰۰ سال اخیررا تحلیل و ارزیابی کنیم می توانیم این  تاریخ پر فراز و نشیب را  در سه مقطع اصلی  دسته بندی کنیم که عبارتند از :

  • رابطه ایران با روسیه دوران تزاری که حدود ۴۰۰ سال به طول انجامید . این روابط در ابتدا و همزمان با دولت صفویه در ایران  مبتنی بر رقابت بود اما در دوره قاجار  مبتنی بر تهدید از جانب روسیه تزاری  شکل گرفت .
  • رابطه ایران با  شوروی کمونیستی که مبتنی بر همکاری محدود اقتصادی وبیشتر تهدید از جانب ایديولوژی کمونیستی دردوران جنگ سرد بود.
  • روابط در دوره روسیه پس از  فروپاشی از سال ۱۹۹۰ که روابط دو کشور از تهدید و رقابت به سطح همکاری های راهبردی ارتقا یافت.

 

نکته جالب اینجاست که  رابطه با روسیه در هر سه مقطع مذکور برای مردم ایران و خاطره جمعی ایرانیان  به دلایل ده گانه زیرتداعی کننده خاطرات تلخی است :

  • رقابت روسیه با دولت عثمانی از دوره پطر کبیربه بعد علیه ایران و وقوع جنگهای مکرر ایران و روس برای اشغال سرزمین های تحت سلطه ایران در منطقه  قفقاز مانند  گرجستان و داغستان و ابخازیا
  • تحمیل دو قرارداد ننگین و ظالمانه گلستان و ترکمنچای در اوایل قرن نوزدهم در دوره قاجاربعد از دو جنگ  که منجر به جدایی شهرهای مهمی از ایران شد .
  • دخالت مداوم در امور داخلی ایران و گرفتن امتیازات گوناگون اقتصادی شبه استعماری در رقابت با بریتانیا در قرن نوزدهم
  • مخالفت روسیه تزاری با انقلاب مشروطه در ایران و مطالبات مدرن مردم ایران از جمله ازادی و پارلمان و نوسازی کشور که نقطه اوج کارشکنی روسیه اشغال تبریز و بندر انزلی توسط قوای نظامی روس و قتل تعدادی از مشروطه خواهان بود.  به توپ بستن مجلس ایران در تهران در دوره محمد علی شاه قاجار در ذهن ایرانیان سمبل دشمنی روسها با مردم ایران شناخته می شود.
  • باوجودی که بعد از انقلاب بلشوویکی روسیه در ۱۹۱۷ و طبق پیمان مودت همه قراردادهای روسیه تزاری با ایران لغو شد اما شوروی در جنگ جهانی دوم شمال ایران را اشغال کرد و از دست نشانده های خود در برخی از مناطق شمالی و غربی ایران بویژه در اذربایجان و کردستان  علیه استقلال و تمامیت ارضی ایران حمایت کرد.
  • تشکیل و حمایت از حزب توده در ایران در سالهای پس از جنگ جهانی دوم تا سال ۱۹۸۴ -که این حزب در ایران منحلو اعضای ان دستگیر و محاکمه شدند –  یکی دیگر از سیاست های شوروی سابق علیه ایران ارزیابی می شود که علت بسیاری از ناکامی ها و شکست های ملی خوانده می شود از جمله می توان به  نقش حزب توده در زمینه سازی کودتا علیه دولت ملی دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳ اشاره کرد.
  • حمایت همه جانبه شوروی ازصدام در جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران که طولانی ترین جنگ قرن بیستم بود و دران یک میلیون نفرازجمله ۲۰۰ هزار ایرانی کشته شدند.
  • بد قولی روسیه در همکاری های نظامی و هسته ای بویژه درفروش سامانه های پدافندی به ایران و ساخت نیروگاه اتمی بوشهر که بعد از چند دهه هنوز اتمام نیافته است .
  • استفاده روسیه از کارت ایران در پرونده هسته ای برای امتیاز گرفتن از اروپا وامریکا
  • عدم همکاری نظامی با ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه اسراییل علیه ایران که نشان داد روی کمک روسیه حساب کردن خطای راهبردی است .

مطالعه این فرایند ها و تحولات  در روابط ایران وروسیه نشان می دهد که بعد از فروپاشی شوروی کمونیستی و تشکیل فدراسیون روسیه روابط ایران و روسیه تا به امروز از سطح تهدید و رقابت  به همکاری  تبدیل شده٬ هر چند برخی معتقدند هزینه  این همکاری بسیار زیاد و بیشتر از فواید ان بوده و نتیجه ان  افزایش تنش بین ایران  با  امریکا و اروپا بوده . نکته ای که محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه اسبق ایران اخیرا به ان اشاره کرد اینکه خط قرمز روسها در رابطه با ایران جلوگیری از بهبود رابطه ایران با غرب است .به گفته ظریف در عین حال روسها از تشدید تنش در روابط ایران و غرب نیز استقبال نمی کنند و به قول ما ایرانی های مسکو مایل است اختلافات ایران و غرب مانند استخوان لای زخم باقی بماند و حل نشود اما به جنگ و تنش هم منجر نشود تا مسکو بتواند از این اب گل الود ماهی بگیرد و منافع بیشتری بدست اورد.

بر همین اساس در ۳۰ سال اخیر که در روسیه پوتین و در ایران ایت الله خامنه ای نقش اصلی  را در سیاست گذاری های کلان دارد  همکاری های نظامی و امنیتی و اقتصادی ایران و روسیه تحت تاثیر وجود دشمن مشترک یعنی امریکا گسترش بی سابقه ای یافته  و نقطه اوج ان را می توان در امضای سند جامع همکاری های راهبردی ۲۵ ساله ایران و روسیه دانست .

تاکید چند باره ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی بر رویکرد شرق محوری در سیاست خارجی نقش اساسی در بهبود رابطه با روسیه ایفا کرده است . در واقع شرق محوری بدین معناست که ایران باید همکاری با کشورهای روسیه و چین را مبنای تعاملات بین المللی و همکاری های اقتصادی و نظامی و سیاسی خود قرار دهد و نباید روی رابطه با غرب سرمایه گذاری کند زیرا به نظر رهبر ایران امریکا و کشورهای اروپایی قابل اعتماد نیستند ضمن اینکه جهان بینی و سبک زندگی انها با الگوهای ایده ال جمهوری اسلامی در تضاد است  و بهبود رابطه با غرب موجب استحاله فرهنگی و فروپاشی نظام اسلامی از درون می شود. البته این نگاه با انتقاداتی  در ایران مواجه است که معتقدند تضاد فرهنگی و اعتقادی ایران با چین کمونیست و روسیه بسیار بیشتر از کشورهای غربی است .

اما بهر حال  سیاست شرق محوری جمهوری اسلامی کاملا همسو با سیاست روسیه و شخص ولادیمیر پوتین است و به همین علت پوتین در سالهای اخیر چند بار به تهران سفر کرده و با ایت الله خامنه ای دیدار کرده و رهبران دو کشور دایم در قالب ارسال پیام و نامه های محرمانه با هم در تماس هستند که اخرین ان تقدیم نامه رهبرایران به پوتین در هفته گذشته بود که علی لاریجانی ان را به مسکو برد.

گفته می شود پوتین برای کمک نظامی به ایران قولهایی داده و هم زمان نتانیاهو را نیز از حمله مجدد به ایران نهی کرده و همین اتفاق منجر به افزایش اعتماد به نفس مقامات ایرانی و تشدید رویکرد ضد امریکایی در ایران در ماههای بعد از جنگ ۱۲ روزه شده است .

روابط دولت جمهوری اسلامی با روسیه در سالهای اخیر انقدر خوب و صمیمانه شده است که برخی از مردم و کارشناسان می گویند ایران برای نشان دادن

خصومت با امریکا عملا به مجری سیاست های درخواستی پوتین تبدیل شده  و این رویکرد با سیاست نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی در زمان رهبری ایت الله خمینی در تضاد است .

منتقدین می گویند ایران در رابطه با روسیه با هدف ایستادگی در برابر استکبار و سرمایه داری غربی حاضر است به شرق یعنی روسیه و چین باج یا امتیاز سیاسی و اقتصادی بدهد که این رویکرد با منافع ملی سازگار نیست.

البته سیاست بهبود و تقویت رابطه با روسیه در ایران در سطح کارشناسان  طرفدارانی دارد کسانی که معتقدند سیاست عاقلانه این است که ایران در قالب موازنه مثبت و همزمان به گسترش روابط خود با غرب و شرق بپردازد و هیچ کدام را قربانی دیگری نکند و در فضای رقابتی برای تامین منافع ملی  از طرفین امتیاز بیشتری بگیرد و در این فضا رابطه با روسیه برای ایران از اهمیت زیادی برخوردار است .

 

 

واکنش ها به عدم حضور ایران در اجلاس صلح شرم الشیخ

منبع: روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

 

عدم حضور ایران در اجلاس صلح غزه شرم‌الشیخ در  ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵ واکشن های وسیعی را در ایران برانگیخت.

این اجلاس، با حضور رهبران و نمایندگان بیش از ۲۵ کشور و با ریاست مشترک عبدالفتاح السیسی (رئیس‌جمهور مصر) و دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) برگزار شد و دولت مصر از مسعود پزشکیان رییس جمهور  و عباس عراقچی وزیرامور خارجه ایران برای شرکت در این اجلاس دعوت رسمی کرده بوداما           وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد  به دلیل تحریم‌ها، تهدیدات و حملات اخیر اسراییل و امریکا علیه ایران در این اجلاس شرکت نمی کند.

 

این موضع گیری ایران در شرایطی اعلام شد که که بسیاری از مردم ایران  خواستار این هستند که جمهوری اسلامی برای جلوگیری از جنگ جدید و کاهش تحریم های اقتصادی که موجب فشار بر زندگی مردم شده با امریکا وارد مذاکره و توافق شود .  این گروه از مردم که نظراتن خود را در شبکه های اجتماعی و رسانه ها بازتاب می دهند معتقدند جمهوری اسلامی نباید هیچ فرصتی را برای بهبود روابط با امریکا از دست بدهد .

در مقابل برخی  نیز معتقدند امریکا در مذاکرات احتمالی حاضر نیست به درخواست های ایران توجه کند و امتیازی به تهران بدهد بلکه هدف واشنگتن  از مذاکره تحمیل خواسته های خود به ایران است .بنابر این مخالف مذاکره دولت با امیکا هستند و طرفداران مذاکره را به غرب زدگی و ترس از امریکا متهم می کنند. این اختلاف نظر در ایران همیشه وجود داشته و هر بار به بهانه ای داغ می شود  و این بار اجلاس شرم الشیخ این مجادله را دوباره بالا برده و در رسانه ها و شبکه های اجتماعی درباره ان بحث های زیادی شده است

افرادی  و گروههای همسو با جمهوری اسلامی و موافق شرکت نکردن ایران در  اجلاس شرم الشیخ می گویند:

نقشه تجزیه ایران در دستور کار آمریکا و اسرائیل هست. وجود پایگاه‌های نظامی در اطراف ایران، ادامه تهدید و تحریم و ترور و فعال شدن مکانیسم ماشه نشان می دهد امریکا توجهی به منافع ایران نداردو حضور در این نشست به منزله تأیید مشی آمریکا و اسرائیل است. در هر صورت، چه ایران حضور داشته باشد چه نداشته باشد، آنها از سیاست حذف و نابودی ایران دست نخواهند کشید.

این گروه میگویند شرکت در این اجلاس مشروعیت بخشیدن به نقش های امریکا علیه مردم فلسطین از جمله خلع سلاح حماس است .

همچنین این گروه نگران هستند حضور ایران در چنین اجلاسی و رفتارهای غیر قابل پیش بینی ترامپ موجب تحقیر مقامات ایرانی و تمسخر سیاستهای جمهوری اسلامی توسط ترامپ شود.

برخی از موافقان عدم شرکت ایران نیز می گویند وقتی ایران ایده و برنامه دقیقی برای شرکت در این اجلاس ندارد و حتی گر داشته باشد امکان پیاده سازی ان وجود ندارد حضور در ان نیز بی فایده خواهد بود.

برخی هم می گویند حضور رییس جمهور یا وزیر امورخارجه ایران در اجلاسهای مشابه باعث می شود با مقامات امریکایی روبرو شده و تابوی عدم مذاکره مستقیم با مقامات امریکایی شکسته شود و این اتفاق به وجاهت نظام انقلابی خدشه وارد می کند .

امااکثریت نظرهای مطرح شده در رسانه ها و شبکه های اجتماعی در مخالف با  عدم شرکت ایران در اجلاسش شرم الشیخ بود.

معترضین به عدم حضور ایران در اجلاس شرم الشیخ می گویند :

جمهوری اسلامی با  فرصت‌سوزی هر روزدر جامعه جهانی  منزوی‌تر و تنهاتر می‌شود. و قصد ندارد از  لجاجت و توهم‌پردازیی دست بردارد  و به همین خاطر ایران از  قافله توسعه و پیشرفت جهان فرسنگ‌ها عقب مانده است.

 

برخی از کاربران شبکه های اجتماعی نیز با طرح این ادعا که جمهوری اسلامی حامی اصلی  حماس بوده  نوشته اند: ایران با چه رویی و چه بهانه‌ای در اجلاس صلحی  شرکت کند که سال‌ها مخالف آن بوده است؟

جمهوری اسلامی از  مدافعین  حمله ۷ اکتبر بوده و این یعنی در مرگ ۶۰ هزار انسان بی‌گناه به نوعی شریک است پس معنی ندارد در اجلاس صلح شرکت کند! این تصمیم به معنی از دست دادن آخرین فرصت‌های خروج ایران از انزوای بین‌المللی است؛ به معنای از دست دادن فرصت برای حل ابربحرانی است که جمهموری اسلامی  ایران با دستان خودش گرفتار آن شده است! متأسفانه لجبازی حاکمیت با مردم و مملکت در کنار شعارزدگی و بی‌خردی ایران را در   مسیر انزوا و نابودی قرارداده  . ایران می‌توانست با شرکت در اجلاس شرم‌الشیخ بهانه‌های آتی علیه خودش را از بین ببرد. حیف از این مردم، کشور و تمدن چند هزارساله ایران که زیر دست یه مشت افراد بی‌کفایت، نادان، جاه‌طلب و خودشیفته نابود شد

 

یک استاد دانشگاه در توییتی در واکش به موضع وزیر خارجه ایران نوشته :

حضور نیافتن ایران در اجلاس_شرم_الشیخ هیچ معنایی ندارد جز انفعال در دیپلماسی و خالی کردن میدان تصمیم‌گیری و اجازه دادن به دیگران برای اینکه برای شما تصمیم بگیرند. به قول ظریفی، وقتی پشت میز نباشی، دیگران روی میز برات تصمیم می‌گیرند.

 

حمید ابوطالب معاون سیاسی سابق رییس جمهور در دوره حسن روحانی در اعتراض به موضع عراقچی  وزیر خارجه نوشت اگر بپذیریم جنگ مانع از مذاکره است ، هیچ جنگی در جهان پایان نخواهد گرفت؛ هیچ مخاصمه‌ای هرگز تمام نمی‌شود، و انسان ناگزیر خواهد بود در چرخه‌ای بی‌پایان از خشونت زیست کند. حال آن‌که فلسفه‌ی دیپلماسی، دقیقاً برای شکستن همین چرخه است؛ برای آن‌که دشمنی‌ها پایان یابد، نه آن‌که تداوم پیدا کند. او خطاب بهع عراقچی نوشت : اگر در زمان جنگ ایران و عراق جنابعالی بر سر کار بودید، شاید ما هنوز با عراق در حال جنگ بودیم. قرار بود از عربستان نگذریم، اما گذشتیم؛ قرار بود با صدام صلح نکنیم، اما کردیم. تاریخ سیاست ایران، تاریخ عبور از جنگ با تدبیر است، نه ماندن در میدان آن. و اگر قرار باشد نگاه امروز شما معیار باشد: حماس اکنون به آرمان فلسطین خیانت کرده است، مذاکره با اسرائیل تابو بود و دیپلماسی پلید، کشتار باید ادامه می‌یافت، و نابودی غزه آخرالزمانی می‌شد؛ و ایران نیز که دوباره در دوران دولت‌تان به چاه فصل هفتم منشور افتاده است، هرگز از آن خارج نخواهد شد؛ و ما برای همیشه «تهدیدی برای صلح» باقی خواهیم ماند، نه «شریکی برای آن».

 

 

موافقین حضور می گویند ایران می‌تواند در صلح غزه شرم‌الشیخ مصر شرکت کند و با قدرت، بدون ترس و واهمه حرفش را بزند و از سیاست در قبال فلسطین دفاع کند و اگر در صلح غزه حضور نداشته باشد، مخالف صلح قلمداد می‌گردد. ایران نباید کاتولیک‌تر از پاپ باشد، نمی‌تواند از خود فلسطینی‌ها نسبت به سرنوشت فلسطین حساسیت بیشتری از خود نشان بدهد.

نبودن ایران در چنین صحنه‌هایی، یعنی واگذاری میدان به دیگران تا بدون حضور و صدای ایران  درباره منطقه تصمیم بگیرند. دیپلماسی مؤثر به معنای حضور فعال، گفت‌وگو با مخالفان و استفاده از فرصت‌های جهانی برای بیان مواضع و دفاع از مظلوم است. قهر سیاسی هرچند گاهی لازم است، اما در پرونده‌هایی مانند غزه، سکوت یا غیبت به معنای از دست دادن تریبون بین‌المللی است.

جعفر شیرعلی‌نیا از نویسندگان سرشناس جنگ در ایران در اعتراض با عدم شرکت ایران در مطلبی با اشاره به مذاکرات ایران و عراق برای اتش بس در دهه ۸۰ میلادی و اینکه اگر ایران وارد گفتگو و مذاکره نمی شد  ان جنگ هشت ساله به پایان نمی رسید ٬ نوشت: به نظر می‌رسد در سیاست خارجی ایران گاه مسیرهای طولانی‌تر و پرهزینه‌تر بر مسیرهای مستقیم و کم‌هزینه‌تر ترجیح داده می‌شود تا شعارها آسیب نبینند. کاش اجازه داده می‌شد رئیس‌جمهور به اجلاس مصر برود؛ اگر بد شد، همه به او حمله کنند و اگر خوب شد، در کتاب درسی افتخارش را به اسم دیگران بنویسند.

یکی از مخالفان سیاست های جمهوری اسلامی در مطلبی مملو از کنایه و طعنه  نوشته :جمهوری اسلامی در یکی از تحقیرآمیزترین بزنگاه‌های تاریخ خود ایستاده است. دعوت به اجلاس شرم‌الشیخ با حضور ترامپ، برای بسیاری از حکومت‌ها شاید فرصتی برای بازسازی چهره باشد، اما برای این نظام، یعنی برهنه‌شدن در برابر جهانی که دیگر به دروغ‌هایش باور ندارد. اگر بروند، باید زیر سقفی بنشینند که بر پایه پیمان ابراهیم بنا شده؛ همان پیمانی که میان اسرائیل و اعراب امضا شد تا نظم تازه‌ای در خاورمیانه شکل گیرد. حضور در آن نشست یعنی اعتراف رسمی به شکست تاریخیِ شعار «محور مقاومت». یعنی تأیید نابودی حماس، تکه‌تکه شدن حزب‌الله، فروپاشی سوریه و بی‌خاصیتی کامل سپاه در منطقه. یعنی پذیرش این واقعیت تلخ که دیگر نه از “قدس” خبری هست و نه از “امت اسلامی” — جز یک پوسته توخالی برای توجیه سرکوب در داخل ایران. اما اگر نروند؟ نرفتن یعنی انزوا. یعنی تأیید جهانی بر پایان کار جمهوری اسلامی. یعنی دادن فرصت طلایی به ایالات متحده، اسرائیل و جهان آزاد برای تشکیل ائتلاف رسمی علیه تهران. دنیا سال‌هاست منتظر چنین نشانه‌ای است تا مشروع‌ترین بهانه را برای قطع کامل روابط دیپلماتیک و آغاز فشارهای نهایی به دست آورد. هر دو راه، ذلت است. رفتن یعنی شکست ایدئولوژیک، نرفتن یعنی نابودی سیاسی. دوراهی شرم‌الشیخ، در حقیقت دوراهی «پایان» است. حکومتی که سال‌ها از “ایستادگی در برابر استکبار” گفت، حالا بین دو انتخاب مانده: یا با همان استکبار عکس یادگاری بگیرد، یا با تمام استکبار جهان در یک جبهه مقابل مردم خودش بایستد. این بن‌بست، حاصل همان سیاست دروغ و تزویر است.

نویسنده دیگری نوشته  عدم حضور ایران در اجلاس صلح غزه، هرچند می‌تواند نشانه‌ای از اعتراض مشروع به تحریم‌ها و رفتار ناعادلانه قدرت‌های غربی باشد، اما در نهایت به سود منافع ملی و منطقه‌ای ایران تمام نخواهد شد. این اجلاس با کاستی‌ها و جهت‌گیری‌هایش محلی است که تصمیم‌ها و پیام‌های سیاسی درباره آینده غزه و فلسطین مطرح می‌شود. نبودن ایران در چنین صحنه‌هایی، یعنی واگذاری میدان به دیگران تا بدون حضور و صدای ما درباره منطقه تصمیم بگیرند. دیپلماسی مؤثر به معنای حضور فعال، گفت‌وگو با مخالفان و استفاده از فرصت‌های جهانی برای بیان مواضع و دفاع از مظلوم است. قهر سیاسی هرچند گاهی لازم است، اما در پرونده‌هایی مانند غزه، سکوت یا غیبت به معنای از دست دادن تریبون بین‌المللی است.

تحلیل رضا سیف اللهی از تحولات اخیر منطقه : اتلاف فرصتها جایز نیست

دکتر رضا سیف اللهی که ۴ دهه تجارب ارزشمند حضور در میدان های نظامی و امنیتی و سیاسی دارد در تحلیلی که در اختیار موسسه پژوهشی اندیشه و‌ قلم قرار داده به تحلیل جامعی از تحولات اخیر منطقه پرداخته است و در انتهای آن از دریافت نقدهای وارده به این تحلیل استقبال کرده است . متن کامل تحلیل دکتر سیف اللهی به شرح زیر است :

۱) با توجه به موضع جمهوری اسلامی ایران در مشورت با حماس مبنی بر ورود به فرایند صلح از موضعی منطقی و تأیید روند صلح شرافتمندانه توسط حماس، که حتی ترامپ نیز آن را اعلام و از ایران تشکر کرد، اتهام «تخریب صلح و جنگ‌طلبی» در این موضوع اخیر ـ که به سرنوشت مقطعی غزه و منطقه مربوط می‌شود ـ نه‌تنها به ایران نمی‌چسبد، بلکه در سطح جهانی و از زبان مقامات آمریکایی نیز تصریح شد که ایران به یاری حماس برای ایجاد صلح شرافتمندانه آمده است.

۲) در حالی که اسرائیل در دو جبهه غزه و ایران سرافراز، با جنگ ترکیبی خود که با کمک ناتو، آمریکا و همکاری برخی کشورهای عربی و منطقه‌ای انجام گرفت، نتوانست به اهداف اعلامی خود برسد، ایران و جبهه مقاومت همچنان استوار ایستادند.

۳) اسرائیل در غزه دو سال تمام جنگید، امری که در هیچ زمان دیگری، آن هم در چند جبهه هم‌زمان (از جمله در کنار جبهه حزب‌الله)، سابقه نداشته است. امروز نتانیاهو رسماً اعلام کرده است که دو هزار نفر از نظامیان اسرائیلی کشته شده‌اند؛ آماری که تاکنون پنهان مانده بود و بی‌سابقه است.
در نهایت، اسرائیل نه‌تنها نتوانست حماس را از میان بردارد، بلکه اکنون پس از دو سال، همان حماس است که در یک سوی میز صلح قرار دارد، و اسرائیل و آمریکا در سوی دیگر. حماسی که با خون رهبرانش، بیش از ۷۵ هزار شهید، و مقاومت تاریخی خود ـ به بهای نابودی بسیاری از زیرساخت‌ها و اماکن ـ به این جایگاه رسیده است.

۴) هدف دوم اسرائیل، در این جنگ نسل‌کشی بی‌نظیر تاریخی، آزادی گروگان‌هایش بود که حتی به یک نفر از آن‌ها دست نیافت و در نتیجه در اهداف اعلامی خود نیز شکست خورد.

۵) مهم‌تر از همه آنکه در جهان شرق و غرب، دیندار و بی‌دین، این پرچم مظلومیت حماس است که می‌درخشد، و در مقابل، انزوای کامل و بی‌سابقه اسرائیل، به‌روشنی برای جهانیان آشکار شده است.

۶) از ترک جلسه اعضای سازمان ملل و هو کردن نتانیاهو هنگام سخنرانی ـ حرکتی کم‌نظیر و باشکوه ـ تا اعتراض‌های چندصدهزارنفری مردم در کشورهای مختلف جهان، و تا صدور حکم جنایتکار جنگی برای نخست‌وزیر و وزیر جنگ رژیم صهیونیستی از سوی دادگاه لاهه، همه از رخدادهای شگفت‌انگیز این دوران است.
در این میان، حتی آمریکا نیز نتوانست مانع این روند شود، تا جایی که ترامپ، مهم‌ترین حامی نتانیاهو، برای توجیه طرح صلح خود اعتراف کرد که «اسرائیل در جهان منزوی شده است.»

۷) اعلام تشکیل کشور فلسطین از سوی اکثریت قاطع کشورهای عضو سازمان ملل ـ حتی برخی کشورهای اروپایی از جمله انگلستان ـ از مهم‌ترین دستاوردهای مردم مظلوم غزه و مقاومت حماس در این مقطع است؛ دستاوردی که بی‌تردید با حمایت‌های فراگیر و مؤثر ایران در تمامی عرصه‌ها ممکن شد.

۸) ازاین‌رو، در مواجهه با اسرائیل و با وجود کمک‌های گسترده نظامی و سیاسی آمریکا به آن رژیم، ایران و حماس همچنان ایستاده و پیروز نسبی میدان‌اند، در حالی که دشمنان ناکام ماندند.

۹) در خصوص ایران، در جنگ دوازده‌روزه اخیر، لطف الهی همراه ملت ایران بود.

۱۰) اسرائیل، آمریکا، ناتو و برخی کشورهای منطقه و غرب، با همکاری گسترده، جنگی ترکیبی و تمام‌عیار را علیه ایران آغاز کردند. در این حمله، با هدف ترور سران نظامی و دانشمندان هسته‌ای، و تخریب مناطق مسکونی ـ از جمله در تهران ـ دست به اقدام زدند، اما به اهداف خود نرسیدند.

۱۱) هدف نخست آن‌ها از بین بردن توان موشکی ایران بود، که ناکام ماند.

۱۲) هدف دوم، ایجاد اختلال در کشور از طریق اعلام «تخلیه تهران» توسط ترامپ بود، که آن نیز شکست خورد.

۱۳) هدف سوم، حذف سران کشور و ایجاد خلأ قدرت در ایران بود، که تحقق نیافت.

۱۴) برعکس، همین حملات موجب شد مردم، حتی مخالفان، در جبهه حمایت از نظام و نیروهای مسلح متحد شوند و همبستگی ملی تقویت گردد.

۱۵) حماسه حضور مردم شریف ایران، به‌ویژه تهران، در شرایط جنگی و سخت معیشتی، بی‌نظیر بود و تأثیری عمیق و راهبردی بر روحیه داخلی و محاسبات دشمنان گذاشت.

۱۶) کشورهای منطقه و جهان دیدند که ایران چه قدرت عظیمی دارد. با وجود شبیخون دشمن در جنگ ترکیبی و همه‌جانبه، ملت سلحشور ایران با درایت و استقامت، جنگ نظامی و اقتصادی را تاب آورد و دشمنان را ناکام گذاشت.
در پایان دوازده روز نبرد، اسرائیل که به اهدافش نرسید، به ترامپ پناه برد و درخواست آتش‌بس کرد؛ در حالی که خود آغازگر جنگ بود. ایران نیز با صلابت و تدبیر، آتش‌بس را پذیرفت.

۱۷) ایران با قاطعیت، پس از شکست «گنبد آهنین» و خنثی‌سازی حملات موشکی تاو و تهاجمات هوایی جنگنده‌های F-35 و بمب‌افکن‌های B2، در بزرگ‌ترین رویارویی تاریخ میان غرب، صهیونیسم جهانی، ناتو و اروپا با کشوری مستقل، ایستادگی کرد و با قدرت موشکی خود، اراده‌اش را بر دشمن تحمیل نمود.

۱۸) دشمنان، پس از شکست در اهدافشان، اکنون می‌کوشند ایران را به نشست شرم‌الشیخ بکشانند تا در آنجا جنگ ناتمام خود را پشت میز صلح ادامه دهند؛ صلحی که در آن، حماس رضایت نسبی دارد و اسرائیل ناراضی است.
اما قانون عزت اجازه نمی‌دهد تا پیش از دستیابی به تضمین‌های واقعی و روشن، وارد مذاکره‌ای شویم که هدفش فریب و فرسایش ایران باشد.
همان‌گونه که دکتر عراقچی گفته است، این روندِ ناقص جز به بن‌بست نخواهد رسید.
اگر ایران در جریان این تحرکات دوباره مورد شبیخون قرار گیرد، منتقدان شرکت نکردن در نشست شرم‌الشیخ نیز دیگر چنین سادگی را نخواهند بخشید.

۱۹) اسرائیلِ ناکام در اهداف خود، به شرم‌الشیخ نخواهد رفت.

۲۰) ایران، تنها حامی واقعی مردم غزه در این دو سال پرماجرا بود. هیچ کشور عربی یا اسلامی جرأت حمایت از آنان را نداشت، اما ایران، با پشتیبانی حزب‌الله و همکاری مؤثر انصارالله یمن، تمام‌قد در کنار حماس ایستاد. در حالی که مصر، ترکیه و دیگر کشورهای عربی تنها نظاره‌گر صحنه بودند.

۲۱) اگر فرضاً حماس نقش ایران را نادیده بگیرد، دشمنان خود بارها تکرار کرده‌اند که ایران باید از حمایت مقاومت دست بردارد؛ پس این واقعیت غیرقابل انکار است.

۲۲) تمام تلاش آمریکا و اروپا و دست‌وپا زدن‌های رژیم صهیونیستی بر آن است که آبروی ازدست‌رفته هفتادساله اسرائیل را بازسازی کنند و خود را در افکار عمومی جهان، صلح‌طلب جلوه دهند. اما با عنایت الهی، در این هدف دروغین نیز شکست خوردند و چهره سفاک، کودک‌کش و اشغالگر اسرائیل و حامیان آمریکایی و اروپایی آن بیش از پیش برای جهانیان آشکار شده است.

۲۳) از سوی دیگر، آمریکا و اروپا پس از ناکامی در جنگ دوازده‌روزه علیه ایران و با تداوم بدعهدی در برجام و عمل نکردن به تعهدات بین‌المللی، جایگاه جهانی خود را تضعیف کرده‌اند. اکنون در تلاش‌اند با سیاست‌های قلدرمآبانه، وجهه از‌دست‌رفته خود را در جهان ـ به‌ویژه در غرب آسیا ـ بازسازی کنند، اما تضاد میان اهداف اعلامی و واقعی‌شان، صحنه را آشفته و پارادوکسیکال کرده است؛ ازاین‌رو، بعید است بتوانند به موفقیت جامع و پایداری دست یابند.

ادامه تحلیل و جمع‌بندی وقایع اخیر

قسمت دوم

۲۴) امروز ایالات متحده آمریکا، به‌عنوان قدرت نخست نظامی جهان، در دو جبهه فعال است و ناگزیر از نقش‌آفرینی در هر دو می‌باشد:

الف) جبهه خاورمیانه:
آمریکا با ایجاد تعهدات اجباری به میزان سه و نیم میلیارد دلار برای سه کشور قطر، عربستان و امارات در سفر اخیر ترامپ به منطقه، نوید وضعیت جدیدی در خاورمیانه را داد. این اقدام، به‌ویژه در جهت ترویج ایران‌هراسی ـ آن‌گونه که در سخنرانی‌های ترامپ مشهود بود ـ صورت گرفت تا فعالیت‌های جبهه مقاومت، از جمله حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و جنگ غزه، متوقف شود و در نهایت، به سود اسرائیل و در قالب طرحی موسوم به «خاورمیانه جدید» به انجام برسد.
اما آمریکا در تمامی این تلاش‌ها یا توفیق نیافت یا با شکست مواجه شد.

۲۵) آمریکا برای تحقق هدف اصلی خود، یعنی به زانو درآوردن ایران، تا آنجا پیش رفت که به‌طور مستقیم و با پیشرفته‌ترین سلاح هوایی خود (B2)، مأموریتی حساس برای از بین بردن تأسیسات هسته‌ای ایران را آغاز کرد؛ اقدامی که برخلاف تمام مقررات بین‌المللی و مصوبات آژانس اتمی بود.
با وجود این، در اغلب ابعاد جنگ ترکیبی علیه ایران نیز شکست خورد، هرچند خساراتی نسبتاً سنگین در حوزه هسته‌ای و انسانی وارد ساخت.

حزب‌الله لبنان که قرار بود خلع سلاح شود، مقتدرانه اعلام کرد که سلاح خود را زمین نخواهد گذاشت؛ و ارتش لبنان نیز، برخلاف دستور دولت، اعلام کرد که در فرایند خلع سلاح حزب‌الله وارد نخواهد شد.

حوثی‌های یمن نیز به‌طور کامل در معادلات دریای سرخ، در حمایت از غزه و در مقابله با اسرائیل، نقش‌آفرینی کردند. آمریکا در کنار اسرائیل با آنان درگیر شد، اما سرانجام، این آمریکا بود که به‌جای نابودی حوثی‌ها، ناچار شد به‌عنوان یک ابرقدرت با گروهی مقاوم به نام «حوثی‌ها» قرارداد امضا کند. پس از غرق شدن یک فروند جنگنده F-18 در دریای سرخ و برای جلوگیری از خسارت بیشتر، آمریکا ناچار به عقب‌نشینی شد.

ملت مظلوم و مقاوم غزه نیز از حماسه حماس جدا نشد. حماس استوارتر از پیش ایستاد؛ گروگان‌ها آزاد نشدند و در دست این جنبش باقی ماندند تا امروز، که در ازای آزادی نزدیک به چهار هزار زندانی فلسطینی، مرحله‌ای معاوضه صورت می‌گیرد. این رویداد نشان داد که قدرت چانه‌زنی برخاسته از مقاومت، فداکاری و شهادت، بسیار مؤثرتر از چانه‌زنی پشت سلاح‌های پیشرفته است.

در تمامی موارد سه‌گانه فوق، به‌علاوه موضوع خلع سلاح حزب‌الله و حشدالشعبی عراق، آمریکا و هم‌پیمانانش ناکام ماندند. این در حالی است که گروه‌های مقاومت، از جمله حزب‌الله، حماس و انصارالله، در سطوح مختلف رهبری خود شهدای اثرگذاری تقدیم کردند.

۲۶) به فرموده قرآن کریم:
«مَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا»
این بازماندگان و ادامه‌دهندگان راه، همان بقیةالسّیف‌اند که خون رهبران مجاهد و پاک‌سرشت خود و سایر عزیزانشان را دست‌مایه حفظ و گسترش ارزش‌های حیاتی خود می‌سازند. آنان می‌کوشند تا این الگوی قرآنی را زنده نگاه دارند که:
«إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ» (پیروزی یا شهادت) هدف نهایی آنان است.

۲۷) ب) جبهه اروپای شرقی:
در این جبهه، شاهد درگیری سخت و پایان‌ناپذیر میان روسیه و اوکراین هستیم. سرازیر شدن سلاح‌های جدید آمریکایی به اوکراین، که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای با برد ۲۵۰۰ کیلومتر دارند و می‌توانند تمام نقاط روسیه را هدف قرار دهند، باعث واکنش شدید مسکو شد. مدودف در واکنشی صریح، تهدید و اخطار جدی به آمریکا داد.
این جبهه، در کنار جبهه خاورمیانه، فشار مدیریت بحران را بر غرب ـ به‌ویژه آمریکا ـ دوچندان کرده است.

از سوی دیگر، اروپا میان سه جبهه خاورمیانه، اوکراین و شرق اروپا که به پیمان ناتو پیوسته و مجهز شده‌اند، احساس خطر فزاینده‌ای می‌کند.

۲۸) آنچه مسلم است، آمریکایی که در مدیریت خاورمیانه نتوانست از طریق قدرت نظامی، امنیت اسرائیل را تأمین کند، اکنون با ارائه طرح صلح مرحله‌ای، در پی ایجاد آرامش نسبی است. شاید این رویکرد به‌منظور تعیین تکلیف نافرمانی راهبردی روسیه در جنگ اوکراین و جلب رضایت متحدان اروپایی خود باشد.

۲۹) با این حال، چشم‌انداز این جبهه بسیار تیره است و بیم آن می‌رود که به درگیری هسته‌ای یا حتی جنگ جهانی منجر شود.

۳۰) از همین‌رو، روسیه اخیراً از سیاست کند و محافظه‌کارانه خود در قبال ایران فاصله گرفته و رهبران کرملین صریحاً اعلام کرده‌اند که علیرغم تحریم‌ها و سازوکار اسنپ‌بک، سلاح‌های نسل ۴ و ۵ و دیگر تجهیزات نظامی را برای تقویت اقتدار دفاعی ایران ارسال می‌کنند، و آموزش نیروهای ایرانی نیز آغاز شده است.

۳۱) سرعت تحولات و تغییر معادلات بسیار بالاست. مسئولان ایران باید از اتلاف فرصت‌ها جلوگیری کرده و تهدیدات موجود و محتمل را با درایت و هوشمندی، و با رویکردی متفاوت از گذشته ـ که ضعف‌هایی بر آن حاکم بود ـ به فرصت تبدیل کرده و در عمل به اجرا گذارند.

شایان ذکر است این جمع‌بندی با نگاهی تقریبی و بر پایه اطلاعات موجود نگاشته شده است. بدیهی است که بخشی از داده‌ها ممکن است دستخوش تحول شود و برخی داوری‌ها نیز محل گفت‌وگو باشد.
از خوانندگان دعوت می‌شود نقدها و منابع تکمیلی خود را ارائه کنند؛ زیرا هرچه روایت ما دقیق‌تر، بی‌طرفانه‌تر و متکی بر شواهد باشد، اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.
هدف مشترک همه ما حفظ کرامت انسان‌ها، کاستن از رنج‌ها و پیگیری راه‌حل‌های شرافتمندانه و پایدار است.

اندکی صبر، سحر نزدیک است
أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
آیا صبح نزدیک نیست؟
فَاصْبِرْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ