قرار گرفتن اینده ایران در هاله ای از ابهام در سایه اعتراضات اخیر

 

 

اعتراضاتی که در ایران با تجمع بازاریان تهران علیه گرانی دلار اغاز شد بعد از چند روز  فراز و نشیب ٬ در ۱۸ دی ماه برابر با هشتم ژانویه و با فراگیر و خشونت امیز شدن اعتراضات در بیش از ۱۰۰ شهر چهره جدید به خود گرفت و تحولات بی سابقه ای را در دو هفته اخیر در ایران رقم زده است .

اعتراضات که در پی فراخوان رضا پهلوی ولیعهد شاه سابق ایران و ازساعت هشت شب پنج شنبه شب اغاز شد بلا فاصله ابعاد وسیعی یافت یعنی اولا در همه نقاط ایران مشاهده شد و ثانیا جمعیت شرکت کننده در ان بیشتر از تصوراولیه  بود به گونه ای که نظام سیاسی از ان احساس خطر کرد و بلافاصله از ان بعنوان یک حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی نام برد .علی لاریجانی برای اولین بار ازان بعنوان روز سیزدهم جنگ ۱۲ روزه اسراییل علیه ایران نام برد و بقیه مقامات همچنان ان را تکرار می کنند.

سلطنت طلبهای طرفدار رضا پهلوی این اعتراض وسیع را نشانه محبوبیت رضا پهلوی و علاقه ایرانیان به تغییر رژیم از جمهوری اسلامی به سلطنت مشروطه می دانند و در رسانه های وابسته به خود ان را ترویج می کنند اما اغلب جامعه شناسان این تفسیر را توام با اغراق دانسته و ضمن تایید وجود گرایشی در نسل جوان ایران به دوره پهلوی بخاطر سو عملکرد جمهوری اسلامی ٬ نارضایتی عمیق و وسیع مردم ایران از وضع زندگی خود را علت و ریشه اصلی این اعتراضات گسترده می دانند.

بهر حال هنوز ساعتی از تجمعات نگذشته بود که اینرنت در ایران قطع شد و این قطعی تا امروز ادامه دارد . اتفاقی که در تاریخ سابقه نداشته است و متخصصان از ان بعنوان ایرن افلاین نام می برند. برخی معتقدند این قطعی به منظور جلوگیری از حملات سایبری به زیر ساختهای فناوری در ایران است اما بسیاری معتقدند قطعی اینترنت از جانب حکومت ایران٬  ناشی از نگرانی انعکاس اتفاقات رخ داده در پنج شنبه و جمعه شب یعنی ۱۸ و ۱۹ دی ماه برابر با هشتم و نهم ژانویه است که گفته میشود هزاران نفر در ان کشته شدند. نگرانی ها زمانی بیشتر شد که تلفن های همراه نیز برای چند روزی قطع شد و جامعه ایران در یک وضعیت بی سابقه ارتباطی قرار گرفت که برخی ان را اولین حکومت نظامی در جمهوری اسلامی نامیدند. خیابانها مملو از نیروهای پلیس و امنیتی شد که در ساعات پایانی شب همراه با بازرسی و حتی بازداشت جوانان همراه بود.همزمان مقامات امنیتی دایم هشدار می دهند هر گونه ارتباط با رسانه های معاند جمهوری اسلامی عواقب سختی برای مرتکبین خواهد داشت .

مشاهدات بسیاری از مردم حاکی است در این اعتراضات اکثریت شرکت کنندگان حضور مسالمت امیز داشتند و صرفا شعارهای سیاسی و اقتصادی می دادند و عده معدودی دست به اتش زدن تخریب در خیابانها زدند و در برخی مواقع هم درگیری با نیروهای انتظامی و امنیتی اجتناب ناپذیر بوده است . حضور نسل نوجوان و جوان خشمگین از نادیده گرفته شدن توسط حکومت  در این اعتراضات چشمگیر بودو نوع رفتار انها در خشونت امیز شدن اعتراضات موثر بود.

با وجود گذشته ۱۲ روز از این اتفاقات ٬ هنوز امار رسمی از تعداد کشته شدگان و مجروحین و بازدداشت شدگان منتشر نشده اما برخی اخبار رسمی از کشته شدن حدود ۳ هزار نفر و بازداشت حدود ۲۰ هزار نفر حکایت دارد .در رسانه های رسمی فقط مراسم تشییع نیروهای نظامی و انتظامی کشته شده دراین اتفاقات بازتاب می یابد که حدود ۱۵۰ نفر براورد می شوند و ازمعترضین کشته شده دلجویی نمی شود و همین به شایعاتی دامن زده مانند اینکه خانواده های کشته شدگان حق برگزاری مجالس عزاداری ندارند و برای تحویل اجساد باید مبالغ هنگفتی به حکومت پرداخت کنند. شایعاتی که مقامات ان را تکذیب کرده اند اما برای مردم باور پذیر نیست .

قطع اینترنت و شبکه های اجتماعی فرصت را برای دو دسته رسانه فراهم کرد که روایت خود را از اتفاقات ان دو شب بیان کنند.روایاتی که بازگو کننده خواسته های مردم و واقعیات رخ داده نیست و بیشتر منافع راویان را تامین می کند .

دسته اول صداو سیمای حکومتی و برخی سایت های خبری وابسته به سپاه پاسداران هستند که می گویند اتفاقات ان دو شب به بعد اعتراض و حتی اغتشاش نبوده بلکه اقدام هماهنگ تروریستی نیروهای مسلح وابسته به موساد بوده و باید با شدید ترین روش با ان مقابله کرد. این رویکرد ریشه ها و علل را انکار می کند و فقط به به نتیجه عمل برخی از خرابکاران حاضر در این اعتراضات توجه کرده و ان را برجسته می سازد .ضمن اینکه این سوال را ایجاد کرده که اگر همه اعتراضات توسط عوامل مسلح موساد طراحی و اجرا شده پس این حجم از نیرو و امکانات نظامی و انتظامی و امنیتی برای پیشگیری از اشوب و بی نظمی چرا بکار گرفته نشده است ؟

رسانه های مخالف جمهوری اسلامی نیز با میدان داری ایران اینترنشنال می گویند این اعتراض  صرفابا هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده  و جمهوری اسلامی برای سرکوب ان ۱۲ هزار نفر در در دو شب کشته  است این روایت هم نفوذ مشهود عوامل خشونت طلب و مسلح و خرابکار در جمعیت معترض را انکار می کند و به تنوع دلایل و علل اعتراضات توجه نمی کند و همه چیز را در مخالفت با جمهوری اسلامی محدود می کند. ضمن اینکه برای ارایه امار واطلاعات خود سند و مدرکی ارایه نمی دهد .

هر دو روایت سعی می کنند یک اتفاق مهم و پیچیده سیاسی و اجتماعی با ریشه ها و عوامل گوناگون را ساده سازی کنند تا اهداف خود را بر کرسی بنشانند.شاید بر همین اساس رییس جمهور ایران از پژوهشگران خواسته با نگاه علمی و کارشناسی ریشه های انی اعتراضات را شناسایی کنند.

این اتفاقات پر هزینه و نگران کننده در ایران همزمان شده  با اظهارات ضد و نقیض دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا در خصوص حمایت از معترضین در برابر نیروهای سرکوب در ایران . در روزهای نخست توییت ها و مصاحبه های متعدد ترامپ احتمال حمله را بالا برده بود اما چند روز بعد که ترامپ از  مقامات جمهوری اسلامی بخاطر توجه به هشدارهای او تشکر کرد این احتمال کاهش یافته اما هنوز احتمال اقدام امریکا منتفی نشده است .

در حال حاضر در جامعه ایران بدون توجه به اظهارات مقامات رسمی و تهدیدهای مکرر رسانه های حکومت علیه معترضین ٬خشم وسیعی از قطعی اینترنت وجود دارد که به کسب و کار وفعالیتهای اقتصادی مردم لطمه جدی وارد کرده و همچنین مانع از کسب اطلاعات صحیح و درست درباره اتفاقات اخیر می شود مردم می گویند حکومت حق ندارد شهروندان را از حق اطلاع ٬حق انتشار و حق ارتباط با همدیگر منع کند .

همزمان  سرگردانی وسیعی نیز درباره اینده ایران ووقوع احتمالی جنگ جدید با امریکاجریان دارد.سخنان و اظهارات مقامات ارشد ایران نشان می دهد انها نیز به شدت نگران اغاز یک جنگ جدید هستند و دایم تهدید می کنند که در صورت حمله امریکا واکنش ایران غیر قابل تصور خواهد بود . مردم نمی دانند که جنگ احتمالی در اینده نزدیک رخ خواهد داد یا در چند ماه اینده ؟ ایا حملاتی محدود خواهد بود یا حملاتی اساسی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ؟ تمامیت ارضی و امنیت عمومی و اینده اقتصاد ایران مهمترین مسایلی که دغدغه های مردم را شکل می دهد اما برای حاکمان  بیشتر حفظ جایگاه و موقعیت و مزایای ان در اولویت است و ان را خواسته ملت معرفی می کند  و برای مخالفان سیاسی حکومت نیز تصاحب حکومت و جالب اینجاست که این گروه هم ان را خواسته ملت معرفی می کند.

اما این روایت سازی ها از چشم تیز بین مردم ایران پنهان نیست که خود در میدان زندگی در حال تلاش برای ساختن ایرانی بهتر هستند.

 

 

گفتگو با مدیرعامل موسسه درباره نقض حقوق ارتباطات شهروندان با قطع اینترنت

امیر دبیری مهر استاد دانشگاه و مدیر عامل موسسه مطالعات سیاسی و رسانه ای اندیشه و قلم در گفتگو با روزنامه ارمان ملی درباره پیامدهای قطع اینترنت و تداوم ان هشدار داد. این استاد دانشگاه قطع ایترنت را خلاف حقوق ارتباطات شهروندان بویژه حق ارتباط و حق اطلاع و حق انتشار دانست . متن کامل این گفتگو را در لینک زیر بخوانید.

متن کامل گفتگو

۱۰۰۱۵۱۵

انتصاب دبیر علمی گروه حکمرانی و سیاست گذاری عمومی

اقای دکتر سید تقی کمالی به سمت دبیر علمی گروه حکمرانی و سیاست گذاری عمومی موسسه پژوهشی اندیشه و قلم منصوب شد.
متن حکم ایشان به شرح زیر است :
جناب اقای دکتر سید تقی کمالی
با درود

با توجه به حسن سوابق و تخصص جنابعالی به موجب این ابلاغ به مدت یکسال به سمت «دبیر علمی گروه حکمرانی و سیاست گذاری عمومی موسسه پژوهشی اندیشه و قلم » منصوب می شوید.
ماموریت جنابعالی در دو حوزه زیر است:
۱- مدیریت برنامه حکمرانی دیجیتال در قالبهای پژوهشی و آموزشی و همکاری با نهادهای و ذی ربط
۲- تهیه اسناد راهبردی تولید و عرضه محصولات موسسه در فرایندهای پژوهشی و آموزشی

انتظار می رود در بازه های یک ماهه گزارش پیشرفت فعالیتها را به هیات مدیره موسسه ارایه فرمایید.
برای شما در این مسوولیت مهم علمی و مشورتی آرزوی موفقیت دارم .
امیر دبیری مهر
مدیرعامل موسسه
و رییس گروه پژوهشی اندیشه و قلم

اغاز دور تازه اعتراضات مردمی در ایران و سناریوهای احتمالی

امیر دبیری مهر
همانطور که مکرردر تحلیل های قبلی پیش بینی شده بود جامعه ایران بیشتر به دلایل اقتصادی و اجتماعی اماده اعتراض و تظاهرات است . میزان بالای نارضایتی ازعملکرد نهادهای حاکمیتی را به اسانی می توان در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مشاهده کرد. اما مساله اینجاست که وجود نارضایتی در فضای مجازی چندان حاکمیت و مدیران ارشد را نگران نمی کند اما همین که بهانه ای ایجاد شود تا بخشی از جمعیت ناراضی و معترض از فضای مجازی به خیابانها سرازیر شوند حاکمیت به شدت نگران شده و به فکر مهار این اعتراض ها می افتد تا مبادا فراگیر تر شده و به دیگر شهرها سرایت کند و اعتراض صنفی و معیشتی به جنبش اجتماعی تبدیل شود و در انتها رنگ انقلابی برای تغییر رژیم بگیرد .
امسال این نگرانی با توجه به وقوع جنگ ۱۲ روزه اسراییل وامریکا علیه جمهوری اسلامی به شکل مضاعفی افزایش یافته است . بدین گونه که گفته می شود طراحان جنگ ۱۲ روزه انتظار داشتند با حمله به مراکز نظامی و انتظامی ٬زمینه اعتراض خیابانی مردم تهران را فراهم و  مقدمات فروپاشی جمهوری اسلامی ایجاد شود. اما با خشم و مخالفت اکثریت مردم ایران با حمله نظامی اسراییل این اتفاق نیفتاد. اما درهفته های اخیر با افزایش بی سابقه طلا و دلار در ایران و انفعال دولت در قبال این مساله٬  نگرانی مردم از کاهش ارزش پول ملی بالارفت  . با عبور قیمت سکه طلا در ایران از مرز ۱۵۰ میلیون تومان و قیمت دلار از ۱۴۰ هزار تومان در  شنبه گذشته این نگرانی عمومی به اعتراض بخشی از فعالان بازارهای تهران منتقل شد و فروشندگان کالاهایی که قیمت انها به قیمت دلار وابسته است روز یکشنبه دست به اعتراض خیابانی زدند و در روز بعد این اعتراض ها در برخی شهرها مانند تهران و همدان و قشم و ملارد در نزدیکی تهران بازتاب رسانه ای پیدا کرد و رسانه هاو شبکه های اجتماعی  مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور این اعتراض ها را از دو جهت بزرگنمایی کردند اول اینکه میزان و فراگیری ان را بیشتر ازواقعیت نشان دادند و دوم اینکه اعتراض صنفی به گرانی ارز را به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی تفسیر کردند. هر چند نمی توان انکار کرد بطور طبیعی بخشی از معترضین همیشه خواستار تغییر رژیم درایران بوده وهستند .
اعتراضات چند روز اخیر  با چند اتفاق مهم دیگر همزمان شده که می تواند به تحولات غیر قابل پیش بینی منجر شود.این اتفاقات عبارتند از :
  • دیدار نتانیاهو با ترامپ در امریکا وتاکید هر دو مقام امریکایی و اسراییلی بر احتمال مجدد حمله به تاسیسات هسته ای و موشکی ایران
  • پذیرش استعفای رییس بانک مرکزی ایران که بسیاری معتقدند او با سو مدیریت و ناتوانی از بازگرداندن بالغ بر ۱۱۶ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات در ۷ سال اخیر نقش موثری در گرانی های اخیر داشته .
  • مخالفت بی سابقه مجلس ایران با کلیات لایحه بودجه به این دلیل که در ان جنبه های حمایتی از معیشت مردم کم رنگ است .
با توجه به مطالب بالا چند سناریو برای اعتراضات جدید در ایران قابل تصوراست که احتمال وقوع هر کدام وابسته به ۴ متغیر مهم زیر است .
  • نحوه رفتار معترضین
  • تصمیمات حکومت در ایران برای آرام سازی جامعه
  • نحوه برخورد نهادهای امنیتی و انتظامی با اعتراض ها
  • و مواضع و سیاست های کشورهای خارجی بویژه امریکاو اروپا وبویژه اسراییل
سناریوهای احتمالی عبارتند از :
  • با توجه به وجه پر رنگ اقتصادی و معیشتی این اعتراضات ٬اگر حکومت بتواند با تدابیری نشان دهد کنترل اوضاع را در دست دارد ومی تواند گرانی ها را مهار کند ودرمقابله با معترضین همدلی و نرمش اتخاد و از خشونت پرهیز شود این اعتراضات فروکش خواهد کرد ودر قالب مطالبات و خواسته های گروهی و صنفی وجه مسالمت امیز خواهد گرفت. دستور رییس جمهور به وزیر کشور برای گفتگو با معترضین اقدام مناسبی در این راستا ارزیابی می شود( ضروری است اشاره کنم برخلاف ادعای مخالفین جمهوری اسلامی که هر گونه اعتراض در ایران را به انقلاب سیاسی تعبیر می کنند از نظر علم سیاست اعتراضات در ایران همه ی ویژگی های انقلابهای سیاسی را ندارد و از سطح جنبش اجتماعی بالاتر نمی رودمانند اعتراض ها جنیش زن زندگی ازدی در سال ۲۰۲۲ که شرح این مساله مجال جداگانه ای می خواهد.)
  • اگردولت نخواهد یا نتواند قیمت های ارز و طلا و گرانی ها را کنترل کند و به مطالبات مردم معترض با تصمیماتی ملموس پاسخ دهد ادامه این اعتراض ها تا زمانی که معترضین به خواسته های خود دست پیداکنند ادامه خواهد داشت . شاید چند روز فروکش کند اما مجددا و به بهانه دیگری دوباره سر برمی اورد و حتی می تواند گسترش کرده و با توجه به میزان نارضایتی ها و خشم برخی از مردم از سیاستهای کشور رادیکال شود. نهادهای متولی نظم و امنیت در این سناریو با درس گرفتن از تجربه های گذشته از هر گونه خشونت پرهیز کرده و صرفا بر مهار وارام سازی اعتراض ها متمرکز خواهند بود. رسانه های وابسته به حاکمیت نیز با انعکاس منصفانه اعتراض ها ٬ ها از سیاسی نشان دادن آن و وابسته نشان دادن معترضین به خارج از کشور پرهیز خواهند کرد.در گذشته هم رسانه های وابسته قدرت و هم نهادهای ذی ربط امنیتی و انتظامی در این مساله موفق عمل نکردند.
  • نوع مواجهه حکومت با اعترا ض های شکل گرفته سناریوی سوم و چهارم را شکل خواهد داد. اگر حکومت اعتراضات با نوعی براندازی نرم تعبیر کرده و رسانه های وابسته به حکومت روایت انقلابی  از ان را منتشر کنند و نهادهای امنیتی و انتظامی با معترضین مانند دشمنان و ستون پنجم دشمن برخورد کنند نه تنها اعتراض ها ارام نخواهد نشد بلکه تشدید شده و به خشونت کشیده می شود و در خوش بینانه ترین حالت حکومت با اعمال سرکوب وسیع و شدید اعتراضات را خفه خواهد کرد. اما به نظر می رسد در این صورت سناریوی چهارم ظهور خواهد کرد.
  • بدبینانه ترین سناریوی قابل تصور مداخله کشورهای خارجی بویژه اسراییل دراعتراضات داخلی ایران و منحرف کردن ان ازاعتراضات صنفی و مسالمت امیز به اغشاشات عمومی و خشن علیه ساختار سیاسی کشور و نظام جمهوری اسلامی و ایت الله خامنه ای است . در این صورت هم احتمال درگیری نظامی مجدد و حتی ترور رهبری وجود دارد و هم احتمال مداخله عوامل و گروههای وابسته به موساد در اعتراض های خیابانی . دوشنبه شب اکانت فارسی وابسته به موساد نوشت همراه معترضینی است که بخواهند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. سناریوی چهارم در تاریخ جنبش های اعتراضی در ایران سابقه نداشته و به نظر می رسد با توجه به مطالب گفته شده و شواهد موجود در صورت خشونت امیز شدن اعتراضها احتمال وقوع ان بالاست بر همین اساس هم رییس جمهور و هم رییس مجلس هشدار دادند در صورت حمله مجدد اسراییل پاسخ ایران سخت و غیر قابل محاسبه خواهد بود. بنا براین در جمع بندی می توان گفت فعلا توپ و میدان در اختیار جمهوری اسلامی است که با پرهیز ازخشونت در مواجهه با اعتراض ها و پاسخ ملموس و عملی به مطالبات و درخواستهای مردم ناراضی ٬ جلو خشونت امیز شدن اعتراض ها ومداخله احتمالی اسراییل را بگیرد.
این تحلیل با روند رخدادهای اتی مستعد به روز رسانی است

شرکت فعال موسسه اندیشه و قلم در کنفرانس الگوهای توسعه در غرب اسیا

موسسه اندیشه و قلم با ارایه مقاله پژوهشی و سخنرانی در کنفرانس بین المللی الگوهای توسعه و تحولات نوپدید در غرب آسیا  دردانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران حضور موثر و موفقی در این کنفرانس داشت. 

دکتر امیر دبیری مهر عضو هیات علمی و رییس موسسه و محمد رضا تهرانی پژوهشگر موسسه در مقاله مشترکی با عنوان

پسا جنگ ۱۲ روزه و بازاندیشی در الگوی حکمرانی توسعه محور در ایران 

در پنل نخست این کنفرانس حضور یافتند که با استقبال خوب شرکت کنندگان مواجه شد. این کنفرانس در روزهای ۱۱ و ۱۲ اذرماه در دانشگاه تهران برگزار شد.

 

 

ترور فرمانده ایرانی تبار حزب الله لبنان : ایا این ترور بی پاسخ می ماند؟

ترور فرمانده ایرانی تبار حزب الله لبنان و واکنش ها در ایران

 

امیر دبیری مهر

النهار چاپ بیروت

ترور فرماندهان و نیروهای اثر گذار مقاومت اسلامی و نزدیک به تهران همچنان ادامه دارد و این بار اسراییل  هیثم علی طباطبایی ۵۷ ساله معروف به سید ابوعلی نفر دوم حزب الله لبنان را ترور کرد .او یکشنبه عصر در ضاحیه بیروت مورد هدف حمله هوایی ارتش اسراییل قرار گرفت و با شمار دیگری از اعضا و فرماندهان نظامی حزب الله و تعدادی از افراد غیر نظامی به شهادت رسیدند.

این بزرگترین حمله اسرائیل به لبنان از زمان آتش بس در سال گذشته از ۲۴ نوامبر ۲۰۲۴ تاکنون است. در جنگ قبلی اسرائیل و حزب الله لبنان ۲ دبیرکل حزب الله لبنان و فرماندهان ارشد نظامی این مجموعه از جمله عالی ترین مقام نظامی حزب الله یعنی “فواد شُکر” نیز به شهادت رسیدند.

در پی ترور ایمن فرمانده ارشد نظامی حزب الله ٬ علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در واکنش به ترور هیثم علی طباطبایی اعلام کرد:

نتانیاهو آنقدرماجراجویی خود را ادامه می‌دهد تا همه دریابند راهی جز مقابله با این رژیم جعلی باقی نمانده است. این موضع گیری شدید الحن علی لاریجانی که سیاست مدار معتدلی در ایران محسوب می شود نشان می دهد ایران اقدام اسراییل را در ترور ابو علی بی پاسخ نخواهد گذاشت .

کیوان ساعدی فعال سیاسی و رسانه ای ٬ هدف قرار دادن طباطبایی را نشان دهنده وزن و قدرت یگان رضوان دانست که اسراییل بیش از از همه از توان عملیاتی اش هراس دارد و افزود : حزب الله معمولا این گونه حملات را بی پاسخ نمی گذارد و باید منتظر مرحله ای جدید از رویارویی حزب الله و اسراییل باشیم.

برخی دیگر از حامیان ایرانی حزب الله لبنان نیز در فضای مجازی با اشاره به اینکه نباید هدف قرار گرفتن فرماندهان حزب الله برای سیاست مداران تهران عادی شود زیرا در این صورت هدف قرارگرفتن مجدد تهران نیز عادی خواهد شد بطور ضمنی خواستار واکنش شدید ایران و حزب الله به حمله اخیر اسراییل به بیروت شده اند.

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و کارشناس مسایل اسراییل  نوشت: گویا حزب‌الله لبنان مصمم است سلاح خود را در شمال رودخانۀ لیطانی زمین نگذارد و در عین حال توان خود را بازسازی کند. در مقابل، دولت نتانیاهو نیز مصمم است به هر طریقی از جمله ترور رهبران این گروه، هم مانع بازسازی توان حزب‌الله شود و هم آن را وادار به زمین گذاشتن سلاح خو در سرتاسر خاک لبنان کند. با این حساب، رویارویی دو طرف ظاهراً وارد مرحلۀ نهایی خود شده است. در این میان موضع دولت لبنان، بسیار مهم است. دولت کنونی لبنان اما به خلاف اسلاف خود مصرانه خواهان خلع سلاح حزب‌الله است گرچه حملات اسرائیل را نیز محکوم می‌کند.

او در این مطلب اضافه کرد:

واقعیت این است که حزب‌الله وارد بحرانی‌ترین دورۀ حیات خود شده است. برای نخستین بار محیط منطقه‌ای و نظم سیاسی داخلی لبنان علیه سلاح آن صف‌آرایی کرده و این موضوع در میانۀ شدیدترین ضربات اسرائیل، معادلۀ کاملاً تازه‌ای را رقم زده است. مسئله این است که حزب‌الله برای حفظ سلاح خود در این مقطع، مجبور به رویارویی تمام‌عیار نظامی با اسرائیل است در حالی که هم بسیاری از زبده‌ترین رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی خود را از دست داده و هم در دولت لبنان پشتش خالی شده است.

آیا حزب‌الله پس از ترور هیثم علی طباطبایی فرماندۀ ارشد خود، با اسرائیل وارد جنگ می‌شود؟ یا به ادامۀ همین جنگ یک‌طرفه و کم‌شدتی که نیروهایش را هدف گرفته است، رضایت می‌دهد؟ یا اینکه توافق آتش‌بس تازه‌ای برای زمین گذاشتن سلاح را می‌پذیرد؟ هر سه انتخاب، برایش بسیار پرهزینه است

 

مخالفین جمهوری اسلامی در فضای مجازی از شهادت هیثم علی طباطبایی ابراز خشنودی کردند و او را بازوی قدرتمند مقاومت معرفی کردند که روابط بسیار نزدیکی با ایران و نیروی قدس سپاه داشته است .

برخی نیز در شبکه های اجتماعی حضور نیافتن ایت الله خامنه ای در سومین شب مراسم سالگرد شهادت  حضرت زهرا(س) در دفترش را مرتبط با شهادت هیثم علی دانسته اندهر چند نتانیاهو در پیام ویدیوی خود درباره ترور هیثم علی هیچ اشاره ای به ارتباط او با ایران نکرد.

وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران نیز بلافاصله با انتشار بیانیه‌ای،  حمله به مناطق مسکونی در بیروت و ترور هیثم علی طباطبایی را به شدت محکوم کرد.

در این بیانیه حمله  رژیم متجاوز صهیونیستی به منطقه مسکونی در ضاحیه بیروت نقض فاحش آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ و تعرضی وحشیانه علیه تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان خوانده شده که  در ان ده‌ها نفر از شهروندان عادی لبنانی از جمله زنان و کودکان معصوم به شهادت رسیدند ..وزارت خارجه ایران بی‌عملی و سکوت سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان در قبال تجاوزهای مستمر و جنایات بی‌شمار رژیم اسرائیل علیه مردم لبنان را تاسف‌بار و غیرقابل توجیه دانسته و خواستار اقدام جدی از سوی جامعه بین‌المللی برای مقابله با تروریسم سازمان‌یافته و جنگ‌افروزی رژیم صهیونیستی علیه لبنان و دیگر کشورهای منطقه شده است .

 

هیثم علی طباطبایی همیشه هدف ترور ارتش اسراییل بوده و  ۱ سال پیش از یک نقشه  ترور جان سالم به در برد او فرمانده یگان رضوان یا همان نیروی زمینی حزب الله بود و  در سوریه و یمن نیز فعالیتهای اثر گذاری علیه اسراییل انجام داده بود از جمله او فرمانده  «طرح حمله ضد اسراییلی به الجلیل» در شمال فلسطین درسال گذشته بود که ضربه سختی به اسراییل محسوب می شد.

هیثم علی طباطبایی متولد ۱۹۶۸ در بیروت و از پدری ایرانی و مادری لبنانی بود و بعنوان یک شهروند ایرانی – لبنانی در جنوب لبنان بزرگ شد و در جوانی به حزب‌الله پیوست. در زمان ظهور داعش در سوریه وقتی حزب‌الله برای کمک به دولت سوریه  وارد عمل شد، طباطبایی اختیارات ویژه و جدیدی در سوریه گرفت و مسئول ساخت زیرساخت نظامی حزب‌الله در جولان (نزدیک مرز اسرائیل) شد .

او در ژانویه ۲۰۱۵ در حمله هوایی اسرائیل در منطقه قنیطره (جنوب سوریه) هدف اصلی ترور بود ولی زنده ماند. در همان حمله یک افسر ارشد ایرانی و جهاد مغنیه (از فرماندهان اولیه پرونده جولان) شهید شدند.

سال ۲۰۱۶ برای مأموریت نظامی به یمن نزد انصارالله فرستاده شد. برخی می گویند ان زمان  حزب‌الله خواسته بود  او  از منطقه دور بماند تا مجددا ترور نشود. هیثم علی در یمن با هماهنگی نیروی قدس سپاه و در قالب واحد ۳۸۰۰ حزب الله که به اموزش نیروهای برون مرزی حزب الله اختصاص دارد به ‌نظامیان یمنی اموزش تخصصی داد .

در همان سال یعنی سال  ۲۰۱۶ وارد لیست تروریست‌های جهانی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC-SDGT) شد و سال ۲۰۱۸ آمریکا ۵ میلیون دلار جایزه برای لو دادن او  تعیین کرد.

در ژانویه ۲۰۲۲ شایعه شد که در حمله ائتلاف عربی در صنعا کشته شده که دروغ بود. بعد از مأموریت یمن به لبنان برگشت و از ۲۰۱۹–۲۰۲۰ به بعد به عنوان فرمانده یگان رضوان شناخته شد.

او همچنین نقش کلیدی در پشتیبانی حزب‌الله از مقاومت اسلامی در فلسطین و در نوار غزه داشت تا اینکه بعد از توافق اتش بس حزب الله و اسراییل در سال گذشته او فرماندهی نظامی حزب الله را به عهده گرفت.

 

 

 

 

.

 

 

ایران وتلاش برای شکل گیری پارلمانی همسو با جبهه مقاومت در عراق

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت

امیر دبیری مهر

پس از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳  تا کنون ۵ انتخابات پارلمانی درعراق برگزار شده  و ششمین  انتخابات پارلمانی عراق حدود یک هفته دیگر در ۱۱نوامبر برگزار خواهد شد. ۲۱ میلیون نفر واجد شرایط رای در عراق ۴۶ میلیون نفری ۳۲۹ نفر را از بین بیش از هفت هزار نامزد را راهی پارلمان این  کشور می کنند.

از چند ماه قبل هم  ۳۷ ائتلاف و ۳۸ حزب و ۸۰ نامزد مستقل وارد عصه رقابت های انتخاباتی شدند.

کشورهایی مثل ایران، عربستان، ترکیه و آمریکا نسبت به انتخابات پارلمانی عراق بسیار حساس هستند زیرا  ترکیب پارلمان عراق بر نفوذ این کشورها  درعراق اثر مستقیم خواهد گذاشت . زیرا در نظام پارلمانی عراق٬ مجلس  وظیفه تعیین  رییس جمهور و تایید  نخست وزیر را بر عهده دارد. از این رو کشورهای مذکور برای راه یابی سیاست مداران همسو با خود به پارلمان در حال رایزنی و تلاش هستند و رسانه های وابسته به انها نیز  برای اثرگذاری بر افکار عمومی عراق تلاش می کنند.

ایران از سال ۲۰۰۵ میلادی ودر استانه نخستین انتخابات پارلمانی عراق تلاش کرد افراد و جریانهای همسو با خود را وارد ساختار قانون گذاری و تصمیم گیری عراق کند . درنخستین انتخابات پارلمانی که ائتلاف عراق یکپارچه به پیروزی رسید ایران با حمایت از جریان های شیعی عراق نقش مهمی در پیروزی این جریان ایفا کرد و ابراهیم جعفری عضو حزب الدعوه بهترین گزینه مطلوب  جمهوری اسلامی ایران برای تصدی سمت نخست وزیری بود. از سال ۲۰۰۵ تا سال ۲۰۱۸ یعنی  زمان برگزاری چهارمین انتخابات پارلمانی عراق ٬ قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران نقش اصلی را در تامین منافع ایران در انتخابات عراق ایفا می کرد . اقدامات او شامل رایزنی برای اتحاد شیعیان ٬ افزایش میزان مشارکت شیعیان جنوب عراق و همچنین اموزش احزاب شیعه برای جلب مشارکت و رای مردم در انتخابات بود.

در نتیجه این اقدامات می توان گفت از ۸ نخست وزیر عراق پس از صدام تا کنون دست کم ۵ نفر انها یعنی ابراهیم جعفری ٬ حیدر العبادی ٬ نوری المالکی ٬ عادل عبدالمهدی و محمد السودانی که  عضو حزب الدعوه بودند روابط بسیار خوبی با تهران داشته اند و توانستند  بین اختلاف منافع ایران با دیگر رقبای منطقه ای در عراق بویژه امریکا توانسته اند توازن برقرار کنند. اما بعد ازترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ تا امروز و کاهش نسبی نقش ایران در عراق که بسیار وابسته به شخصیت و نفوذ فردی سلیمانی بود نقش ایران در نتایج انتخابات عراق و بطور کلی نفوذ ایران در عراق نسبت به گذشته کاهش یافته است از همین روی انتخابات پیش رو برای احیای نقش از دست رفته ایران بسیار مهم است .

اتفاقات دو سال اخیر در منطقه و تضعیف جبهه مقاومت اسلامی با سقوط حکومت بشار اسد و کشته شدن رهبران مهم جریان مقا ومت بویژه سید حسن نصرالله در لبنان و اسماعیل هنیه و یحیی سنوار از رهبران حماس و برخی رهبران حوثی ها در یمن ٬  تنها گروه و جریان نزدیک به تهران که هنوز اسیب جدی ندیده حشد الشعبی در عراق است که امریکا می خواهد این گروه خلع سلاح و در ارتش عراق ادغام شود. این مهم از نظر امریکا می تواند توسط مجلس و دولت بعدی عراق انجام شود . مساله ای که ایران به شدت با ان مخالف است و ادامه حضور حشد الشعبی را ضروری و سپر دفاعی ایران در خاک عراق در برابر تهدیدهای احتمالی امریکا و اسراییل می داند. مساله ای که برخی مقامات عراقی هم بارها از ان انتقاد کردند

خبر منتشر شده درباره گفتگوی ۱۱ دقیقه ای وزیر دفاع امریکا با وزیر دفاع عراق مبنی بر حمله قریب الوقوع امریکا به اهدافی در منطقه واینکه نباید نیروهای شبه نظامی عراق به ان واکنش نشان دهند این گمانه زنی را تقویت کرده که اولا این حمله قبل از انتخابات عراق اانجام خواهد شد ثانیا منظور از نیروی شبه نظامی در عراق حشد الشعبی است و ثالثا احتمالا هدف حمله نیز برخی از نیروهای مسلح متحد جبهه مقاومت در عراق است

بنابراین ایران برای تقویت نفوذ خود در عراق و اثر گذاری بر نتایج انتخابات پارلمانی عراق در راستای منافع ملی از رویکردهای سخت‌افزاری فاصله گرفته و بر رویکرد و اقدامات نرم سیاسی و تبلیغاتی و پشت پرده تمرکز کرده است . اقداماتی مانند :

یکپارچه سازی جبهه شیعی نزدیک به تهران:

جمهوری اسلامی برای برای ایجاد ائتلاف های همسو با رهبران شیعی در حال رایزنی است . به اذعان کارشناسان عراقی، الإطار التنسیقی  «چارچوب هماهنگی گروه‌های سیاسی شیعه عراق» علی رغم نزدیکی به ایران دچار شکاف های داخلی است لذا ایران تلاش می کند  نقش میانجی و هماهنگ کننده فعال را ایفا می کند تا از رقابت فرسایشی درون بیت  شیعی جلوگیری شود.

تثبیت محور اقتصادی ایران و عراق:

روابط اقتصادی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق در دو دهه اخیر به یکی از مهم‌ترین محورهای تعاملات منطقه‌ای تبدیل شده و عراق همواره از مهم ترین شرکای تجاری ایران به شمار می رود. برای مثال حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۲ میلیارد دلار برآورد شده است.تهران  تلاش می کند تا این پیوند محکم اقتصادی را به عنوان ابزار نفوذ نرم تثبیت کند. در مقام مثال سرمایه گذاری در پروژه مشترک تکمیل خط ریلی بصره- شلمچه و یا حمایت از مناطق شیعی فقیر نشین جنوب عراق از طریق طرح های خدماتی از مواردی ست که جمهوری اسلامی ایران  با انجام ان موجب  افزایش محبوبیت نامزدهای نزدیک به خود در مناطق شیعه نشین می شود. بویژه که براوردها از کاهش انگیزه مشارکت طبقات فقیر و شیعه در انتخابات خبر می دهد و مهمترین نشانه ان عدم مشارکت مقتدی صدر در این انتخابات است.

 

هماهنگی امنیتی و کنترل فضای انتخاباتی:

ایران تلاش می کند از هرگونه درگیری مستقیم میان گروه های مقاومت مثل حشد الشعبی و نیروهای آمریکایی در زمان انتخابات است جلو گیری کند تا مبادا بهانه ای برای تحریم یا تأخیر در انجام انتخابات شود. در عوض تهران تلاش می کند با تقویت نقش امنیتی دولت السودانی به  ثبات عراق کمک کند زیرا ان را به نفع جبهه مقاومت می داند.

 

استفاده از رسانه های همسو برای شکل دهی افکار عمومی:

رسانه‌های عرب‌زبان وابسته به ایران مانند الکوثر، العالم و المیادین مسایل مربوط به انتخابات را با تأکید بر استقلال سیاسی عراق پوشش می دهند تا افکار عمومی عراق را به سمت جریان های همسو با تهران سوق دهند.

 

نتایج اقدامات ایران  -اعم از موفقیت یا عدم موفقیت- بعد از اعلام نتایج انتخابات پارلمانی مشخص خواهدشد .

 

 

انتشار کتاب رویای ایرانی یا ایران رویایی

در کتاب رویای ایرانی یا ایران رویایی نوشته امیر دبیری مهر درباره تجربه های زیسته سیاسی در ایران پس از انقلاب با محوریت رابطه توسعه سیاسی با گفتگوی عقلانی و انتقادی تحقیق شده و اینکه در ایران برای دستیابی به توسعه راهی جز سامان سیاسی و توسعه نهادها و فرهنگ دموکراتیک وجود ندارد و این مهم نیز تابعی است از فرهنگ گفتگو یا شاخص های عقلانی و انتقادی .به عبارت دیگر بدون تمرین و ترویج و‌تثبیت دیالوگ عقلانی و‌خردورزانه و انتقادی نمی توان در مسیر دموکراتیزاسیون قرار گرفت . این اثر پاسخی است در رد آرای انانکه سهم سیاست را در امر توسعه ایران ناچیز می دانند یا انکار می کنند.در این پژوهش تلاش شده بین نظریه های سیاسی و تجربه های عینی و‌عملی در ایران پیرامون این مهم سازگاری و هم داستانی ایجاد شود تا هم یافته ها مبنای نظری داشته باشند هم متکی بر تجربه ها باشند. تجارب انباشته ی کنش گری رسانه ای نویسنده و دانش آموختگی در حوزه علوم سیاسی رانه ‌و پیشران اصلی این تحقیق بود که به با اتخاذ رویکرد بین رشته ای به فرجام رسید. این اثر برای همه علاقمندان به توسعه ایران واجد یافته ها و آموزه های جذاب و تامل کردنی است .

نویسنده در مقدمه این کتاب می نویسد:
در سیر و صیرورت توسعه ایران موانع فراوانی در حوزه های فرهنگی و تاریخی و اقتصادی و سیاسی وجود دارد که برخی از آنها در قالب موانع سیاسی و مباحث توسعه سیاسی قابل شناسایی و تحلیل است. به عبارت دیگر می توان گفت توسعه سیاسی بخش لاینفک فرایند توسعه در ایران است که موانع تحقق آن هم در سطح دولت و هم در سطح جامعه مورد توجه اندیشمندان و صاحب نظران در سطوح مختلف بوده است. در این رساله رابطه توسعه سیاسی با گفت و گوی عقلانی و انتقادی بین نخبگان فکری و ابزاری یعنی صاحبان فکر، قدرت و ثروت مورد توجه و سوژه تحقیق قرار گرفته است. یعنی توسعه سیاسی هم در سطح دولت و نخبگان سیاسی صاحب قدرت و هم در سطح جامعه و نخبگان فکری صاحب اندیشه مورد توجه بوده است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد اگر شش حلقه بحران در فرایند توسعه سیاسی در دوره جمهوری اسلامی «یعنی بحرانهای سیاسی با تأکید بر مفهوم مشروعیت؛ اقتصادی با تأکید بر دولت و اقتصاد رانتیر، حقوقی با تأکید بر مسأله شخصی شدن سیاست؛ فرهنگی با تأکید بر چالش تأسیس رسانه های آزاد و مستقل، اجتماعی با تأکید بر عناصر رقابت و مشارکت و بوروکراتیک با تأکید بر بحران تخصص، برنامه و انباشت تجارب مدیران» را  مهمترین موانع توسعه سیاسی در ایران در نظر بگیریم؛ فقدان اجماع نسبی نظری و در فاز ایده آل همگرایی عملی بین سه لایه از نخبگان کشور پیرامون این مفاهیم موجب استمرار بحرانها در مقاطع مختلف و گاه موجب انباشت معضلات و بروز آن در قالب بحرانهای هزینه ساز برای جمهوری اسلامی شده است. ادعای اصلی این پژوهش این است که علت اصلی فقدان این اجماع نسبی بین نخبگان؛ نبود گفت وگوی عقلانی و انتقادی بین نخبگان بعنوان رهیافتی فرهنگی است و بالعکس در مواردی که اجماع و توافقی بین برخی افراد و گروهها حتی در سطح محدودی نیز حاصل شده، که می توان از آن بعنوان دستاوردهای توسعه سیاسی نام برد، از معبر و مجرای گفت وگوی عقلانی و انتقادی بوده است. پیشنهاد اصلی این رساله نیز توجه جدی و نهادینه به رهیافت گفت و گوی با تأکید بر صفات کلیدی «انتقادی» و «عقلانی» با هدف اولیه اقناع و اجماع سازی بین نخبگان و هدف ثانویه برای عبور از بحرانهای پیش روی توسعه سیاسی در ایران است زیرا رهیافتهای اقتدارگرا اعم از رهیافت نرم مثل تبلیغات سیاسی و تک صدایی و رهیافت سخت مثل اجبار و سرکوب و الزام نه تنها کمکی به حل بحرانها نمیکند بلکه موجب افزایش حلقه های بحران و بازتولید بحران های جدید نیز می گردد که در نهایت فرایند توسعه سیاسی و در فاز بالاتر توسعه را با مشکل و موانع روبرو میسازد. در این رساله با ذکر شش شاخص برای گفت و گوی عقلانی و شش شاخص برای گفت وگوی انتقادی برای ایجاد اجماع نسبی بین سه سطح از نخبگان پیرامون مفاهیم کلیدی مرتبط با توسعه سیاسی راهکارهایی پیشنهاد شده است که سطح تحقیق منحصر به اسیب شناسی باقی نماند.

کتاب رویای ایرانی یا ایران رویایی هفتمین کتاب امیر دبیری مهر است که منتشر می شود. پیشتر از این نویسنده کتاب اسلام و دمکراسی در ایران / شاخص های رسانه و ارتباطات در چشم انداز ایران ۱۴۰۴/ ملک سلطانی و نگین سلیمانی / خردمندی و پارسایی / فرزانگی و جهانداری و همجنین مولفه های فرهنگی گفتمان مقاومت در خاورمیانه منتشر شده است .

پی نوشت : برای خرید کتاب در تعداد محدود یا بیشتر با تخفیف ۵تا ۱۰ درصدی لطفا به بخش انتشارات موسسه پژوهشی اندیشه و قلم با شماره ۰۹۲۰۱۰۵۲۱۸۳ پیام بدهید . سفارش ها بعد از چند روز به آدرس پستی متقاضی ارسال خواهد شد.

محمد جواد ظریف :همچنان مذاکره واقعی و از موضع قدرت را عقلانی ترین گزینه می دانم

 

گفتگوی اختصاصی محمد جواد ظریف با روزنامه النهار چاپ بیروت

مصاحبه کننده : امیر دبیری مهر مدیرموسسه پژوهشی اندیشه و وقلم

امیر دییری مهر

اشاره :

ایران از دوره قاجار به این سو و در ۱۵۰ سال اخیر ۶۷ وزیر امور خارجه داشته است که فقط تعدادی از انها بواسطه سطح دانش و عملکرد تاثیر گذار خود ٬ از مقام کارگزاردولتی بالاتر رفته و بعنوان یک رجل سیاسی اثرگذار در تاریخ ایران نام دار شده اند. افرادی مانند مشیرالدوله پیرنیا٬ میرزا حسن مستوفی الممالک٬ محمد مصدق ٬احمد قوام السلطنه ٬محمد علی فروغی ٬علی اصغر حکمت ٬ علی اکبر سیاسی٬حسین فاطمی و….  در بین وزیران خارجه ایران پس از انقلاب هم  تقریبا این اجماع نظر وجود دارد که محمد جواد ظریف ۶۶ ساله  در سالهای وزارت خود از سال ۲۰۱۳تا ۲۰۲۱ از همه وزیران خارجه ایران مشهور تر  وفعال تر واثرگذارتر بود.  شاید مهمترین تفاوت ظریف با بقیه وزیران خارجه را بتوان در دو ویژگی جتسجوکرد: اول اینکه ظریف دانشمند روابط بین الملل و اهل نظریه پردازی است  و فعالیت او در این بخش هیچ گاه متوقف نمی شود ثانیا او وزیرخارجه  پیشرو و جریان ساز بود نه صرفا مدیر اداری دستگاه دیپلماسی و شاهد ان توافق نامه برجام بود که اخیرا دوران ۱۰ ساله ان تمام شد اما ظریف برخلاف مخالفان سازماندهی شده خود همچنان ان را به نفع ایران می داند.

مدتها بود مایل بودم با دکتر ظریف  درباره مهمترین مسایل مربوط به سیاست خارجی ایران و روابط بین الملل گفتگویی تفصیلی داشته باشم تا اینکه روز نامه معتبرو پر نفوذ النهار چاپ بیروت از من خواست در صورت امکان با ظریف معاون وقت راهبردی رییس جمهور  گفتگو کنم و این درخواست انگیزه نخست را تقویت کرد . در حال هماهنگی انجام گفتگو  بودم که او از سمت مهم معاونت راهبردی رییس جمهور از کار برکنار شد . ظاهرا مخالفان او درمجلس دنبال برکناری او بودند اما در این مصاحبه مشخص شد ماجرا ابعاد دیگری هم داشته اما نتیجه برکناری او ریزش  پایگاه اجتماعی دولت و مسعود پزشکیان بود . بسیاری همراهی ظریف با پزشکیان را دلیل مقبولیت دولت جدید می دانستند و وقتی ظریف کنار رفت معلوم شد این دولت ان دولتی نیست که توقع داشتند.

در تدارک برگزاری نشست با ظریف بودم که جنگ اسراییل با ایران رخ داد و مجددا مصاحبه به تاخیر افتاد  چند ماه بعد هم ماجرای اسنپ بک و پایان برجام.  هر چند این اتفاقات گفتگوی من با دکتر ظریف را را به تعویق انداخت اما موضوعات قابل گفتگو را جذاب تر کرد. تا اینکه در نیمه دوم مهرماه ( دهه اول اکتبر) در دو جلسه با دکتر ظریف در مؤسسه اندیشه و قلم و گروه پایاب که ظریف به تازگی تاسیس کرده است به گفتگو نشستم. این گروه که نامش بر گرفته از کتاب خاطرات ظریف است که اخبرا با عنوان صمود الدبلوماسیه در بیروت به عربی منتشر شد، با هدف عبور از زندان ذهنی پیروزی‌ها و ناکامی‌های گذشته برای شناسایی امکان‌ها جهت ساختن آینده الهام بخش و وجد آفرین تأسیس شده است. ظریف در این ۵ ساعت گفتگو صریح تر و شفاف تر از ان چیزی بود که انتظار می رفت و نشان داد برخلاف اتهام مخالفینش  او یک دیپلمات انقلابی است نه تکنوکرات و در بیان نظراتش واهمه ای ندارد.ای کاش مصلحت اجازه می داد همه نظرات ظریف در این گفتگو منتشر می شد اما به قول بهرام بیضایی شاید وقتی دیگر .

 

در این گفتگو از محمد جواد ظریف پرسیدم بسیاری از منتقدین مذاکره با غرب و امریکا می گویند حمله اسراییل به ایران در حالی که در مذاکره با امریکا بودیم نشان داد مذاکره بی فایده است او در پاسخ گفت باید به اینها یاد اور شد   همین مذاکرات با وجود نقدهایی که به شیوه و فرایند آن دارم باعث شد مردم با حفظ انسجام و وحدت خود بطور یکپارچه در برابر دشمن صهیونیست ایستادند و نقشه انها مبنی بر فروپاشی نظآم  ناکام ماند در حالی که  اگر ما میز مذاکره را ترک کرده بودیم مورد سوال مردم قرار می گرفتیم که دولت با ترک مذاکره زمینه حمله دشمن متجاوز را فراهم کرده است .

از دکتر ظریف درباره احتمال حمله مجدداسراییل به ایران پرسیدم و اینکه برخی می گویند دست کم تا شش ماه این اتفاق نخواهد افتاد و به اظهارات اخیر پوتین هم اشاره می کنند . او  گفت : اینها همه حدس و گمان است و نمی توان قطعی تحولات پیش رو را پیش بینی کرد . مهم این است که کشور باید با تقویت بنیه دفاعی و حفظ انسجام داخلی و ابتکار عمل در مذاکره واقعی از موضع قدرت با مسایل مواجه شود و برای هر احتمالی آمادگی داشته باشد.

ظریف معتقد است در شرایط کنونی  جمهوری اسلامی راهبرد مذاکره مستقیم ، چندوحهی و معطوف به نتیجه را در پیش بگیرد. از او پرسیدم منظورتان از مذاکره واقعی چیست ؟ مگر مذاکرات قبلی واقعی نبود؟ او گفت : مذاکره واقعی یعنی از زندان گذشته بیرون امدن و از همه امکان‌ها و ظرفیتهای قدرت ملی استفاده کردن .  در جنگ ۱۲ روزه ایران نشان داده تنها کشوری است که جرات و امکان ضربه زدن  به اسراییل را دارد همچنین این واقعیت که ترامپ قبل از ضربه زدن به ایران پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را خالی می‌کند و پیام می‌دهد که پاسخ ایران را می‌پذیرد، بیانگر پذیرش اراده و توانمندی ایران حتی برای رویارویی با آمریکاست.  این واقعیت پنجره محدودی برای ورود به مذاکره  از موضع قدرت  را برای ایران باز کرده است تا درباره مسایل مورد اختلاف با غرب و امریکا وارد مذاکرات جدی شود . من با ۴ دهه سابقه دیپلماسی عرض می کنم مذاکرات مستقیم و چندوجهی درباره مسایل مورد اختلاف ایران و امریکا چاره کار است. بر خلاف نظر برخی در آمریکا و ایران که مذاکره  را به معنای تسلیم می‌دانند، ظریف بر این باور است که ایران در مذاکرات برحام به خواسته‌های طرف مقابل تن نداد و توانست بسیاری از خواسته‌های خود را به طرف مقابل بقبولاند. در مذاکرات آتی هم همین است  و بده بستان امری طبیعی است. آنهایی که در ایران یا امریکا می خواهند در مذاکره فقط امتیاز بگیرند و امتیاز ندهند الفبای مذاکره را نمی دانند. همانطور که دست بالا گرفتن بیش از اندازه در مذاکره هم خطای بزرگی است و کشور را سرانجام به ورطه امتیاز دادن می کشاند. ازاین رو من برخلاف کسانی که می گویند نظام در این مقطع مجبور است جام زهر  را مانند سال ۱۳۶۸ بنوشد معتقدم این کار نه امکان پذیر است نه ضروری و نه به مصلحت. بلکه الان می توانیم با اتکای به مردم و به توان و اراده ملی  با اعتماد به نفس وارد مذاکره شویم و از حقوق مان در مذاکرات دفاع کنیم.

دکتر ظریف در عین حال هشدار داد در حال حاضر گذشت زمان لزوما به نفع ما نیست و شاید ماههای اینده برای مذاکره بهتر از امروز نباشد. وزیر اسبق امور خارجه در تایید سخن خود به خطای تصمیم گیری در دولت قبل برای احیای برجام در دوره بایدن اشاره کرد و گفت در ابتدای دولت اقای رییسی ٬ همه چیز برای بازگشت امریکا به برجام فراهم بود. حتی قبل از تصویب قانون راهبردی در مجلس شورای اسلامی، قرار بود همزمان با تحلیف بایدن این تصمیم اعلام شود. حتی پس از تصویب قانون، در مذاکرات ایران و اعضای باقی‌مانده برجام  با حضور غیر مستقیم آمریکا، توافق برای بازگشت آمریکا به برجام در پایان دولت روحانی آماده بود، اما با این تفکر درایران که مذاکرات فرسایشی به نفع ایران است از یک سو و زیاده‌خواهی اروپا و آمریکا از سوی دیگر فرصت خوب برای ایران و جهان از بین رفت و همان دولت هم نتوانست از این فرصت برای موفقیت  خود استفاده کند .

به ظریف گفتم وقتی رهبری می گوید مذاکره با امریکا بی فایده است شما با چه منطقی همچنان از مذاکره دفاع می کنید در پاسخ گفت رهبری بارها به من گفتند که کارشناسان می توانند و باید نظرات خود را درباره مسایل بدون ملاحظه مطرح کنند.  از این رو من معتقدم دلسوزان کشور نباید نظام و رهبری را از دیدگاهها و راهکارهای منطقی خود به تصور این‌که  این پیشنهاد مخالف دیدگاه رهبری است محروم کنند. البته کشور سازو کارهای تصمیم گیری قانونی دارد و تجمیع نظرات مورد توجه قرار می گیرد.

دکتر ظریف درباره شرایط جدید ایران در پی تحولات دو سال اخیر در منطقه خاورمیانه و ضعیف شدن نیروهای نیابتی ایران و تضعیف میدان گفت : تمامی شواهد در ۴۰ سال گذشته نشان می‌دهد که ایران هیچگاه نیروی نیابتی در منطقه نداشته است. یعنی هیچ گروه غیر ایرانی اهداف ایران در منطقه را اجرا نمی‌کرده است. رابطه ایران با مقاومت کاملا بر عکس بوده و این ایران بوده است که برای اهداف مقاومت که مورد احترام نه تنها ایران بلکه کل منطقه و جهان است به آنها کمک می‌کرده و برای این کمک هزینه سنگینی پرداخت کرده است. لذا حتی اگر مقاومت ضعیف شده باشد که خود موضوعی قابل مناقشه است، تاثیری بر توان ایران ندارد چون در ۴۰ سال گذشته مقاومت برای اهداف خود مبارزه کرده است و نه از سوی ایران و برای اهداف ایران.  از سوی دیگر در شرایط امروز بین سیاست امریکا و اسراییل و کشورهای همسایه عرب در قبال ایران تفاوت وجود دارد و باید از این اختلاف سیاست ها  به نفع ایران  استفاده کنیم. برای مثال  اسراییل به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی و حتی فروپاشی ایران است قبل از انقلاب هم اسراییل ایران قدرتمند را مانعی برای رسیدن به هدف سلطه اقتصادی و تکنولوژیک خود در منطقه می‌دانست و می‌داند. امریکا به دلیل اولویت‌های راهبردی خود به دنبال فروپاشی ایران نیست چرا که چنین وضعیتی بلاشک آمریکا را برای آینده قابل پیش بینی در باتلاق غرب آسیا گرفتار کرده و آن را از پیگیری اهداف راهبردیش در برابر چین و نظم در حال شکل‌گیری جهانی باز می‌دارد. آمریکا به دنبال  تضعیف ایران از طریق ادامه فشار سیاسی و اقتصادی است در حالی که کشورهای همسایه  بویژه اعراب با اتفاقات اخیر و جنگ طلبی های اسراییل متوجه شدند بدون  حضور ایران قدرتمند اسراییل منطقه را خواهد بلعید.  از این رو مایل به  بهبود روابط راهبردی خود را با ایران هستند و ما نیز باید این مساله را جدی گرفته و برای استفاده از این فرصت ٬دیپلماسی فعالی داشته باشیم. ظریف تحولات اخیر در غزه را با توجه به اینکه اسرائیل بدون دستیابی به اهداف سلطه‌گرانه‌اش که مقدمه پیشروی به سمت توهم خطرناک اسرائیل بزرگ بود به توقف نسل کشی در غزه تن داده است را بسیار مهم ارزیابی کرد که باید با دقت و آینده نگری از یک سو و همبستگی کشورهای اسلامی از سوی دیگر مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

از دکتر ظریف درباره پایان برجام و اغاز مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم ها پرسیدم و اینکه مخالفان برجام انگشت اتهام را به سوی او نشانه رفته اند. دکتر ظریف با لبخندی تلخ گفت : بسیاری از این تخریب ها و حملات علیه من و برجام سازماندهی شده است و اصالت ندارد . اما درباره علت پایان برجام و بازگشت مکانیسم ماشه غیر از بدعهدی امریکا و اروپا حرفهای زیادی می توان زد که طرح انها را الان به مصلحت نمی دانم  اما برای مثال این پرسش را مطرح می کنم  اگر مجموعه اتفاقاتی که از زمان انعقاد برجام در تیرماه ۱۳۹۴ تا زمان اجرایی شدن آن در دی ماه  ۱۳۹۴ رخ داد را دقیقا بررسی کنید بسیاری از واقعیات معلوم می شود.

او در توضیح این مساله به نکته جدیدی اشاره کرد که تا کنون کمتر به ان پرداخته شده و اینکه امریکا با توافق برجام در صدد زمینه سازی برای اجرای سیاست گردش به آسیا و چین و حضور کمتر در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس بود زیرا با کاهش تنش با ایران ضرورتی  برای گرفتار ماندن در منطقه‌ای که دیگر برای آمریکا اهمیت راهبردی گذشته را ندارد  نداشت و می‌توانست به اولویت راهبردی خود در رقابت با چین متمرکز شود. اما اسرائیل و دیگر مخالفان خارجی برجام  همراه با اشتباهات تحلیلی و ندانم کاری‌های گروهی در داخل عملا و به مرور با اقدامات تخریبی خود، راهکار اجرای استراتژی گردش به‌ آسیای امریکا را از کاهش تنش با ایران به واسپاری امنیت منطقه به اسرائیل از طریق پیمان‌های ابراهیم منحرف کردند و اسراییل و واشنگتن را به تصمیمات تند و رادیکال مانند ترور دانشمندان هسته ای و فرماندهان ایرانی سوق دادند.  از سوی دیگر با تشدید تنش میان اروپا و ایران به ویژه در پی بحران اوکراین، نتیجه این شد که ۱۳ کشور موافق ایران در شورای امنیت که آمریکا را با تنها ۲ رای موافق با یک شکست مفتضحانه در سال ۱۳۹۹ مواجه کردند به تنها ۴ کشور موافق برجام در برابر ۹ مخالف در مهر ۱۴۰۴ تقلیل پیدا کرد . ظریف با انتقاد شدید از سوء استفاده اروپا از شورای امنیت گفت که سه کشور اروپایی پس از خروج آمریکا تمامی تعهدات خود در برجام را نقض کردند و حتی در جنگ ۱۲ روزه با حمایت از اسرائیل، از راهکار نظامی برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران استقبال کردند. ولی وقتی تجاوز نظامی در رسیدن به این هدف با شکست مواجه شد با پررویی و ریاکاری دوباره به سوءاستفاده از سازوکارهای سیاسی متوسل شدند. از نظر ظریف به عنوان یک تحلیلگر روابط بین‌الملل رفتار اروپا در ماجرای برجام و کلا در چند سال گدشته منجر به کاهش شدید نقش اروپا در مسایل جهانی و حتی در مسائل مربوط به قاره اروپا همچون بحران اوکراین شده و در میان مدت در کنار پیشتازی آمریکا و چین در رقابت تکنولوژیک به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، باعث خواهد شد که اروپا جایگاه قابل توجهی در نظم آتی جهانی نداشته باشد.

با تحریم‌های آمریکا و بازگشت تحریم‌های شورای امنیت و اروپا، ظریف پیشنهاد می‌کند حاکمیت ایران به عنوان نخستین اولویت مهمترین عامل قدرت کشور یعنی همبستگی اجتماعی را تقویت کند. از نظر او اولویت بعدی بازسازی و تقویت توان دفاعی و پدافندی و نیز گسترش روابط با منطقه است که او در مقالاتی که در یک سال گذشته در مجله اکونومیست، روزنامه گاردین؛ روزنامه الاخبار و مجله فورین پالیسی نوشته است پیشنهادهایی در این زمینه ارائه کرده است. مرحله بعدی در راهکار پیشنهادی ظریف مذاکرات چندوجهی با ایالات متحده برای مدیریت اختلافات است چرا که از نظر او روابط دوستانه واقع‌بینانه نیست.

ظریف بهبود شرایط اقتصادی را مهمترین عامل برای تقویت انسجام داخلی می‌داند که با توجه به تحریم‌های آمریکا و بازگشت تحریم‌های اتحادیه اروپا و شورای امنیت فعلا صرفا با اتکا به بهره‌برداری مولد از سرمایه عظیم ایرانیان در داخل و خارج از ایران میسر است. وی تاکید کرد هیچ سرمایه گذاری با وجود فساد و رانت حاضر به سرمایه گذاری نیست و برای رفع این مانع باید حاکمیت در عالی‌ترین سطح تضمین امنیت سرمایه‌گذاری داخلی از طریق احترام به حقوق و خواسته‌های ایرانیان و مقابله با فساد و رانت  را به عنوان مهمترین اولویت امنیت ملی دنبال کند.

 

 

 

حقوق زنان ایرانی سه سال پس از جنبش مهسا

 

امیر دبیری مهر

امسال در سومین سالگرد مرگ مهسا امینی و شکل گیری بزرگترین جنبش اجتماعی حقوق زنان در ایران ٬ یک پرسش مهم در جامعه ایرانی شکل گرفته است که چرا با وجود وسعت و قدرت این جنبش در سال ۱۴۰۱ و گذشت تنها سه سال از ان واقعه ٬ شاهد مراسم رسمی از جانب دولت  یا مراسم گرامی داشت غیر رسمی و  اعتراض گونه در ایران نیستیم ؟ و فقط ایرانیان خارج از کشور در چند کشور تجمعاتی به این مناسبت برگزار کردند؟ به عبارت دیگر ایا جنبش زنان در ایران پایان یافته است ؟

برخی در پاسخ می گویند سیستم امنیتی و انتظامی ایران از وقوع این اتفاق جلوگیری کرده ! برخی دیگر می گویند جنبش مهسا تمام شده و فراموش شده ! و در سه سال پیش هم مرگ او بهانه ای بود برای مخالفان جمهوری اسلامی که از آن برای تضعیف جمهوری اسلامی استفاده کنند! برخی هم معتقدند با توجه به شرایط عمومی ایران  پس از جنگ با اسراییل ٬مردم نگران هستند که هر گونه تجمع و تظاهراتی مورد سو استفاده رژیم صهیونیستی و امریکا برای برهم زدن نظم و امنیت عمومی قرار گیرد! شاید برای هر کدام از این پاسخها بتوان شواهدی پیدا کرد و طرفدارانی نیز داشته باشد اما پاسخ اصلی را باید در جای دیگری جستجو کرد. پاسخ اصلی این است که جنبش مهسا امینی یا همان جنبش ((زن / زندگی / ازادی)) تا حد زیادی موفق شده  و اثرات محسوس خود را بر جامعه ایران گذاشته است  . بسیار  طبیعی است که در  هر جنبش اجتماعی  افراد یا گروهها و حتی دولتهایی مداخله می کنند تا از شعارها و حرکت ان  به نفع خود استفاده کنند و در جنبش زن زندگی ازادی هم این اتفاق افتاد اما این مساله نباید ناظران را دچار خطای تحلیلی کند .جوهر و ذات این جنبش چیزی نبود جز فریاد زنان و دختران ایرانی برای احقاق حقوق خود و بطور ویژه نفی حجاب و پوشش اجباری .توجه کنید زنان ایرانی مخالف حجاب و پوشش نیستند با اجباری  و تحمیلی بودن ان و یکسان سازی جامعه و تعیین مرزهای ان توسط مردان مخالف هستند برای مثال  زنان و دختران ایرانی حتی انانکه ملزم به رعایت حجاب اسلامی هستند و با این جنبش همراه بودند نیز  می گفتند انها  پوشش خود را انتخاب کرده اند و به انها تحمیل نشده و اساسا حکومت ها هیچ حقی برای تعیین حد و مرز پوشش ندارند بلکه عرف و فرهنگ عمومی است که این چارچوب را تعیین می کند. در حال حاضر در ایران تا حد زیادی این ازادی به رسمیت شناخته شده هر چند با موانع و مخالفتهایی نیز روبروست اما حکومت حتی بخاطر شرایط بعد از جنگ پذیرفته نباید برموضع گذشته خود پافشاری کند. وجود مشکلات جدی اقتصادی در ایران نیز این واقعیت را اشکار کرده که حکومت وظایف بسیار مهمتر و در اولویت تری دارد که ضروری است منابع و امکانات خود را باید برای تحقق انها متمرکز کند مانند کاهش تورم و حفظ ارزش پول ملی و ایجاد اشتغال و تامین انرژی پایدار و….

برای نشان دادن شکننده بودن وضعیت حقوق زنان در ایران بعد از جنبش مهسا امینی می توان به انتصاب خانم نادره رضایی بعنوان معاون هنری وزارت فرهنگ ایران بعد از روی کار امدن  دولت پزشکیان و برکناری او بعد از یکسال در هفته گذشته اشاره کرد. نادره رضایی بطور اشکار نماینده نسل جدید زنان ایرانی است که با پوششی و استایل و ارتباطاتی شبیه اکثر مردم و بسیار متفاوت از دیگر زنان مدیردر جمهوری اسلامی در صحنه حاضر شد و در یک سال مدیریت خود نیز به گفته دست اندرکاران حوزه فرهنگ و هنر عملکرد درخشانی در پاسخ به مطالبات مردمی در حوزه هنری داشت که نمونه ان برگزاری جشنواره های موسیقی متعدد در کشور از جمله در بوشهر بود و اخرین او که منجر به برکناری او شد طراحی برگزاری کنسرت رایگان و مردمی همایون شجریان در میدان ازادی تهران بود . اما از همان ابتدا جریان تندرو در کشور بویژه در مجلس با او مخالفت کرد و در انتها نیز ۱۷۰ نماینده مجلس در نامه ای به وزیر فرهنگ ایران خواستار برکناری او شدند. در تحلیلی این رخداد می توان گفت یکسال حضور نادره رضایی در معاونت هنری نشان داد جنبش حقوق زنان درجامعه ایران بسیار زنده و شواهد ان در جامعه بطور عینی قابل مشاهده است و حتی این جنبش توانسته بر حوزه دولت و حکمرانی نیز اثر بگذارد.  اما نباید بیش از حد خوش بین بود .این پایان ماجرا نیست و هنوز موانع و مخالفتهای بسیاری نیز در لایه های جامعه و بخش های قدرتمندی از حکومت ایران علیه ان وجود دارد و این رقابت در اینده ادامه خواهد داشت اما انچه قابل پیش بینی است پیروزی و موفقیت قطعی زنان ایران در بدست اوردن حقوق خود مبتنی بر تاریخ و فرهنگ ایران و نیازهای زمانه است .