Skip to content

منبع : روزنامه النهار چاپ بیروت 

امیر دبیری مهر

در تاریخ روابط بین الملل همیشه جنگ ها پیامدهای مهم وعمیقی بر کشورهای درگیر در جنگ می گذارند. هم بر دولتها و نحوه حکمرانی انها اثر می گذارند و هم بر ملتها و فرهنگ جوامع . از این رو برخی از صاحب نظران می گویند جنگ ها غیر از تخریب و کشتار و خشونت که چهره زشت جنگ است چهره مثبت و سازنده هم دارند و ان شناسایی نقاط ضعف و روشهای ارتقای قدرت ملی است . وقتی طرفین جنگ با واقعیاتی مواجه می شوند که قبلا از پذیرش آ امتناع می کردند و با وقوع جنگ اصطلاحا سرعقل می ایند و بعد ازآن  تلاش میکنند هوشمندانه و مدبرانه تر عمل کنند تا اولا با افزایش بازدارندگی از جنگ جدید پرهیز کنند و ثانیا در صورت تحمیل جنگ از جانب دشمن متجاوز ٬ قدرت مقابله با ان را داشته باشند .

برای مثال در یک قرن اخیر سه بار ایران مورد تجاور دشمن خارجی قرار گرفته است بار اول در سال ۱۹۴۵و در جریان جنگ جهانی دوم بار دوم در سال ۱۹۸۰ و از جانب رژیم بعث عراق و بار سوم در سال ۲۰۲۵ از جانب اسراییل . در جنگ جهانی دوم بخشهایی از ایران به مدت ۳ سال توسط قوای انگلیس وشوروی اشغال شد و رجال سیاسی ایران فهمیدند استبداد رضا شاهی هر چند در داخل توانست زیرساختهای اقتصادی و اداری  ایران نوین را ایجاد کند اما در برابر دشمن خارجی توان مقابله ندارد. همین تجربه تلخ باعث شد  ایران با تقویت قوای نظامی و اقتصادی و توسعه همکاری های بین المللی در دوره محمد رضا شاه  به مدت ۳۸ سال مورد طمع هیچ کشور متجاوزی قرار نگیرد .

بعد از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نیز صدام با این تحلیل که ارتش ایران  بویژه بخاطر اعدام و فرار فرماندهان ارشد ان دچار فروپاشی سازمانی شده و می تواند بخش های عرب نشین ایران را اشغال کند وارد معرکه جنگ شد و با وجود حمایت همزمان امریکا و روسیه از بغداد ٬ موفق نشد در جنگ پیروز شود زیرا مردم ایران با همبستگی ملی و برای حفظ تمامیت ارضی در برابر دشمن متجاور ۸ سال ایستادگی کردند.

در ۳۶ سال اخیر یعنی بین سالهای ۱۹۸۹ ( سال پایان جنگ ایران و عراق)  تا سال ۲۰۲۵ که اسراییل به ایران حمله کرد بارها ایران و امریکا و ایران و اسراییل و حتی ایران و طالبان در استانه رویارویی نظامی قرار گرفتند اما جنگی رخ نداد زیرا  ایران  با تکیه بر تجارب تاریخی گذشته اولا متمایل به جنگ نبود و دوما با سرمایه گذاری وسیع در حوزه نظامی و دفاعی خود را برای رویارویی احتمالی اماده کرده بود و نهادهای اطلاعاتی  امریکا و اسراییل هم ازاین واقعیت با خبر بودند. در جنگ ۱۲ روزه جون ۲۰۲۵ نیز که اعلام شده نقشه  ان از سالها قبل چیده و طراحی  شده بود با وجود اشکار شدن ضعف سامانه پدافندی ایران ( که منجر به برکناری فرماندهان  نیروی هوایی ارتش  و قرارگاه پدافند هوایی ایران شد)  اما قدرت موشکی و افندی ایران برای همه ناظران بین المللی اشکارشد. در جنگ اخیر با اسراییل هر روز که از جنگ گذشت تعداد موشکهای ایرانی که از سامانه پدافندی اسراییل موسوم به گنبد اهنین فلاخن داود عبور کردند بیشتر شد  و قدرت تخریبی ان نیز بالاتر می رفت به گونه ای که موسسه استراتژیک وایزمن در شهر رخووت اسراییل نیز تخریب شد. همین واقعیت باعث شد بسیاری از دولتها و مردمان عرب در منطقه از این که یک  کشوردر خاور میانه  برای اولین بار توانسته  بدون هیچ واهمه ای بطور کوبنده سرزمین های اشغالی صهیونیست نشین را مورد حمله موشکی قرار دهد ابراز شادمانی کردند.  ایران به هدف قرار دادن اسراییل هم اکتفا نکرد و حتی پایگاه العدید امریکا در قطر را نیز مورد حمله نظامی قرار داد.

ایران پس ازجنگ تمام توان تمام توان خود را بر بازسازی توان پدافندی خود اختصاص داده و در این خصوص با چین توافقاتی صورت گرفت از سوی دیگر با وجودی که تنها ۶ درصد سایتهای پرتاب موشک ایران در جنگ خسارت دیده در حال تقویت این سایتها برای جنگ احتمالی در اینده است به گونه ای که گفته می شود ایران در صورت وقوع درگیری جدید با اسراییل طرحی در دست اجرا دارد که همزمان ۲ هزار موشک را به سوی اسراییل پرتاب کند.

بر همین اساس نتانیاهو در سفر هفته اینده به امریکا درصدد است قدرت موشکی ایران را بعنوان تهدید جدی علیه امریکا واروپا مطرح کند تا زمینه مشارکت امریکا در حمله مجدد به ایران را فراهم کند. در ذهن تصمیم گیران اسراییلی سامانه پدافندی ایران در برابر هواپیماهای فوق پیشرفته اف ۳۵ توان دفاعی لازم ندارد اما لانچرهای موشکی ایران می تواند به اسراییل ضربه جبران ناپذیر بزند بنابر این تل اویو به دنبال تضعیف یا نابودی این جنبه از قدرت نظامی ایران است

غیر از جنبه نظامی اما جنگ ۱۲ روز نتوانست انطور که انتظار می رفت جمهوری اسلامی را به بازنگری در نحوه تعامل با جامعه و مردم سوق دهد. بسیاری انتظار داشتند فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران که در سه ماه پس از جنگ بسیار باز شده بود استمرار یابد اما به نظر می اید با گذشت زمان و کاهش  تهدیدات خارجی ٬ تصمیم گیران در جمهوری اسلامی قصد دارند به روزهای قبل از جنگ بازگردند. همین سیاست موجب نارضایتی و اعتراض مردم شده  بویژه که وضع اقتصادی در ایران نیز بسیار نگران کننده شده است . کارشناسان می گویند در جنگ ۱۲ روزه اشکار شد جمهوری اسلامی بدون حمایت و پشتوانه مردم قدرت ماندگاری ندارد و اگر با هر تحلیل و به هر بهانه ای مردم از نظام رویگردان شوند با توجه به صف ارایی جدید اسراییل و امریکا علیه تهران احتمال سقوط و فروپاشی ان در اینده ای نه چندان دور وجود دارد بنابراین مهمترین درسی که جمهوری اسلامی از جنگ ۱۲ روزه گرفته تکیه به مردم و توجه به خواسته های انها و فهم تغییرات اجتماعی و فرهنگی و اتخاذ تدبیرات لازم  و همسو با ان در درون سیستم سیاسی است . در این باره یعنی چشم انداز ایران در سال ۲۰۲۶در مقاله دیگری به تفصیل بحث خواهم کرد.