Skip to content
تاثیراحتمالی انتصاب دبیرجدید شورای عالی امنیت ملی بر جنگ یا اتش بس ؟
 
با انتصاب سردار محمد باقر ذوالقدر بعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ٬ این پرسش مهم شکل گرفته که انتصاب همزمان او با اخبارتایید نشده مبنی بر مذاکرات محرمانه ایران و امریکا برای رسیدن به توافق اتش بس اتفاقی و تصادفی است یا اقدامی هوشمندانه و هدفمند ازجانب جمهوری اسلامی  است ؟
این پرسش از این جهت اهمیت زیادی پیدا کرده که برخی مدعی اند  همانگونه که قبلا هم پیش بین می شد بعد از شهادت ایت الله خامنه ای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی در روز اول تجاوز امریکا واسراییل
٬کلیه امور به اقتضای شرایط جنگی عملا در اختیار نیروهای مسلح بویژه سپاه پاسداران قرار گرفته و دیگر سیاست مداران جان سالم به در برده از ترورهای صهیونیستها ٬نقش مهمی مانند گذشته در تصمیم گیری های اصلی بویژه در مسایل  مربوط به جنگ ندارند. این نگاه به شواهدی نیز اشاره می کند که  نمونه بارز آن مخالف جدی  با عذرخواهی مسعود پزشکیان رییس جمهور ایران بخاطر حمله موشکی و پهبادی به کشورهای عربی بود .پزشکیان در آن پیام تصویری بعنوان عضو شورای موقت رهبری و در فقدان رهبر شهید  اعلام کرده بود از نیروهای مسلح خواسته شده حمله به کشورهای عربی متوقف شود. این سخنان رییس جمهو ایران انقدر با مخالفت و اعتراض مواجه شد که او مجبور شد روز بعد از موضع اولیه  خود عقب نشینی کند و حتی صداوسیمای جمهوری اسلامی از بکار بردن عبارت شورای موقت رهبری نیز خودداری کرد و در اخبار عبارت شورای موقت اصل ۱۱۱ قانون اساسی را بکار برد .
 از اینها مهمتر تلاش عده ای برای تشکیل فوری  مجلس خبرگان برای تعیین رهبر جدید با وجود حملات موشکی علیه ساختمان های این مجلس در تهران و قم بود . منتقدین می گویند کسانی مایل بودند با انتخاب سریع رهبر سوم ٬ شورای موقت رهبری فرصتی برای تصمیمات مهم دیگر نداشته باشد!
اما سوال مهم این است که بعد از ترور وشهادت دکتر علی لاریجانی دبیرسابق شورای عالی امنیت ملی در هفته گذشته و انتصاب محمد باقر ذوالقدر که خود ازفرماندهان اصلی سپاه پاسداران است ایا نقش نیروهای مسلح بویژه سپاه در تصمیمات مربوط به جنگ جاری تقویت می شود یا تغییراتی در رویه موجود در پیش است ؟
برای پاسخ به این پرسش باید مقداری دقیقتر سردار ذوالقدر و جایگاه او در سپاه و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را بشناسیم  تا بتوان نتیجه گیری دقیقتری داشت .
سردار ذوالقدر ۷۲ ساله  از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران است که سالها رییس ستاد مشترک و هشت سال جانشین فرمانده کل سپاه بوده و در سال ۲۰۱۰ از سپاه خارج و وارد مناصب سیاسی شد . او مدتی معاون امنیتی وزیر کشور بود که به علت اختلاف با محمود احمدی نژاد رییس جمهور وقت برکنار و بعنوان معاون قوه قضاییه منصوب شد  و از ۵ سال پیش تا اکنون نیز دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران است .سمتی مهم در سیاست گذاری در جمهوری اسلامی اما غیر اجرایی.
هر چند ذوالقدر یک پاسدار ولایی با گرایشهای اصولگرا و شدیدا معتقد به دیدگاهها و سیاستهای ایت الله سید علی خامنه ای رهبر شهید انقلاب است و به نظر بسیاری٬  او مواضعی به مراتب انقلابی تر و سرسختانه تر از علی لاریجانی و علی شمخانی دبیران سابق شورای عالی امنیت ملی ایران دارد اما  این واقعیت به معنای این نیست که لزوما تندورهای سیاسی و نظامی در ایران موفق شده اند  در این شرایط خاص مهمترین نهاد امنیتی ونظامی ایران یعنی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی موسوم به شعام را به دست اورند .
 در توضیح این ادعا باید گفت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ابتدای تاسیس  نسبت مسایل سیاسی و عقیدتی حساسیت داشته و بی تفاوت نبوده وهمین رویکرد باعث شکل گیری جریان های مختلفی در ان شده که ضمن اشتراک نظر در پاسداری ازنظام اسلامی  و تبعیت از فرمانهای رهبری در باره بسیاری از مسایل با هم اختلاف نظرهایی دارند که طبیعی است . برای مثال در دو دهه اخیر دست کم دو جریان مهم و قدرتمند سیاسی و نظامی ضمن همکاری در اصول و وظایف خود در سپاه ٬ زیر پوستی برای اثرگذاری بر ساختار قدرت و سیاست ایران با هم رقابت می کنند.
جریان اول فرماندهان قدیمی و مشهور سرشناس سپاه هستند که شامل محسن رضایی ٬ محمد باقر ذوالقدر ٬ یحیی رحیم صفوی و محمد باقر قالیباف و حسین دهقان می شوند که به نظر می رسد در یک ماه اخیر مجموعه تحولات مرتبط با جنگ تحمیلی منجر به تقویت جایگاه این گروه شده است . برای مثال ظاهرا محسن رضایی ظاهرا مشاور نظامی رهبری جدید شده ٬ از تجارب سید یحیی رحیم صفوی در فرماندهی اتاق جنگ بیشتر استفاده می شود ٬ ذوالقدر در راس شورای عالی امنیت ملی قرار گرفته و قالیباف هم نه تنها رییس مجلس است بلکه بر اساس گزارش غیر رسمی و تایید نشده رسانه ها بعنوان شخص قابل اعتماد جمهوری اسلامی خود را برای مذاکره با امریکا برای اتش بس  با میانجیگری پاکستان اماده می کند. علی شمخانی نیز در این گروه قرار می گیرد که  در روز نخست جنگ بر اثر بمباران شورای دفاع جمهوری اسلامی شهید شد.سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده سابق سپاه قدس نیزکه توسط امریکا به شهادت رسید نیز در این گروه قرار می گیرد.
اما جریان دوم شامل سردارانی مانند عزیر جعفری و روحانیونی مانند حسن طایب است که در ۱۵ سال اخیر در سپاه نفوذ و قدرت بیشتری پیدا کردند. عزیز جعفری بین سالهای ۱۳۸۸تا ۱۳۹۸ فرمانده کل سپاه بود و الان نیز فرمانده قرارگاه فرهنگی و اجتماعی بقیه الله موسوم به قرب است.  احمد وحیدی نیزکه  سالها وزیر کشور واخیرا جانشین فرمانده کل سپاه شده  و الان با شهادت سردار محمد پاکپور فرمانده کل سپاه در جنگ اخیر ٬ عملا بعنوان فرمانده کل سپاه ایفای نقش می کند هر چند جزو فرماندهان قدیمی و گروه اول است اما رویکردهای سیاسی و اجتماعی او به عزیز جعفری ودسته دوم  نزدیک است.  حجت الاسلام حسین طایب نیز که می توان از او بعنوان با نفوذ ترین روحانی سپاه نام برد سالها فرمانده بسیج و رییس سازمان اطلاعات سپاه بودکه نقش او در چند سال اخیر کمتر شد اما شنیده شده مجددا در حال افزایش است .  این گروه دوم از سرداران سپاه گرایش های سیاسی نزدیکی به گروهای سیاسی اصطلاحا سوپر انقلابی  داخل کشور مانند جبهه پایداری دارند که با مواضع نمایندگانی مانند حمید رسایی و کوچک زاده و افرادی مانند سعید و وحید جلیلی و حسن عباسی و رایفی پور و رحیم پور ازغدی و حسین شریعتمداری و ..شناخته می شوند .افراد و نمایندگانی که چندان موافق  ریاست محمد باقر قالیباف در مجلس نبودند و  هستند همانگونه که در ۱۲ سال ریاست علی لاریجانی در مجلس نیز دایم با او در اختلاف بودند.
انچه که امروز در صحنه سیاسی ایران همزمان با جنگ با امریکا و اسراییل می گذرد رقابت پنهان دو جریان مذکور برای اثر گذاری بر تصمیمات مهم و راهبردی نظام است . در زمان حیات  رهبر شهید انقلاب ایت الله علی خامنه ای بخاطر اقتدار بالای ایشان ٬ سطح رقابت این جریانها توسط فرمانده کل قوا با تشویق و تنبیه و تقسیم کار  کنترل می شد مانند برکناری حسین طایب از فرماندهی سازمان اطلاعات سپاه که درباره علت آن روایت های زیادی نقل می شود. اما در شرایط جنگی کنونی و با روی کار امدن رهبر سوم نظام هر کدام از این جریانات تلاش می کنند دست برتر را در تصمیم گیری ها و شکل دادن به ساختار قدرت جمهوری اسلامی در دوران بعد از جنگ ایفا کنند و طبیعتا جریانهای سیاسی مرتبط با انها و رسانه های وابسته به انها نیز همراه و همکار انها هستند.
برای نمونه اخرین مورد این رقابت را می توان در ادعای ترامپ درخصوص مذاکره با یران مثال زد که جریانهای انقلابی  به شدت به آن واکنش منفی نشان داده و ان را صرفا عملیات فریب برای تحت تاثیر قرار دادن قدرت نظامی ایران می داند وخواستار ادامه پر قدرت  جنگ است اما فرماندهان و مقامات  معتدل تر مانند قالیباف همزمان با تاکید بر مقاومت سرسخت در برابر حملات امریکا و اسراییل از فرصت دیپلماسی هم استقبال می کنند به شرطی که به روحیه و توان بالای نیروهای مسلح در این مقاومت لطمه ای وارد نکند. بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح علیه اظهارات سردار جباری دربارهجنگ نشانه ای از این ماجراست.
حالا با این توضیحات می توان پیش بینی کرد انتصاب محمد باقر ذوالقدر با نظر رهبر جدید جمهوری اسلامی٬  می تواند منجر به تقویت جریان معتدل تر سپاه پاسداران و حضور موثر انان در ساختار اینده جمهوری اسلامی باشد هر چند نباید قدرت و نفوذ جریان سوپرانقلابی  سیاسی در ایران را نادیده گرفت و از اثر گذاری انها در تصمیمات بویژه در شرایط جنگی غافل بود.
البته نباید از این مهم نیز غافل بود که دست کم در ۲۵ روزی که از جنگ تحمیلی می گذرد فضای رقابت سیاسی در ایران بیشتر از گذشته رنگ وبوی نظامی به خود گرفته است و بجای رقابت احزاب سیاسی حضور سرداران سپاهی پررنگ تر شده و این سوال باقی است که ایا بعد از جنگ نیز حضور نظامی ها در سپهر سیاست و قدرت ادامه خواهد یافت یا خیر؟