Skip to content

 

امیر دبیری مهر

 

با گذشت ۸ روز از جنگ امریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی تحت عنوان عملیات خشم حماسی و ادعاهای طرفین مبنی بر وارد کردن ضربات سهمگین به  یکدیگر ٬ این پرسش مهم مطرح است که ایران در قبال این جنگ چه اقدامات و سیاستهایی را اتحاذ خواهد کرد؟ ایا به حملات خود به اسراییل و پایگاههای امریکا در کشورهای منطقه ادامه خواهد داد؟ یا حملات را تشدید خواهد کرد؟ یا وارد مذاکره برای توقف جنگ خواهد شد ؟ و ایا این جنگ منطقه ای پیروز خواهد داشت ؟

تصویری که رسانه های رسمی وابسته به جمهوری اسلامی از این جنگ ارایه می دهند با انچه مقامات امریکایی و اسراییلی ارایه می دهند کاملا متفاوت است . ایران می گوید در پی۲۷  مرحله عملیات هوایی و موشکی تحت عنوان عملیات وعده صادق ۴ بیش از ۵۰۰ موشک به سوی اهداف اسراییل و پایگاههای امریکایی شلیک کرده و به گفته علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکنون ۵۰۰ سرباز امریکایی کشته شده اند. لاریجانی در توییت خود ترامپ را تهدید کرده که ترور  ایت الله خامنه ای تاوان سنگینی برای امریکا دارد.

رویکرد تهاجمی ایران در روزهای اخیر تحت عنوان جنگ رمضان رو به افزایش است به گونه ای که بعد از حملات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ٬ چهارشنبه  ارتش جمهوری اسلامی نیز حملات پهبادی وسیعی علیه اسراییل را انجام داد.

مقامات نظامی ایران می گویند در این ۵ روز ۳۵ هواپیما و پهباد امریکایی و اسراییلی را منهدم کردند. کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی هم بعد از جلسه روز چهارشنبه خود از نیروهای مسلح ایران خواسته به حملات شدید خود تا نابودی کامل پایگاههای امریکایی در خلیج فارس ادامه دهند . مقامات ایرانی در مصاحبه های خود می گویند حالا که جنگ شروع شده تنها راه انتقام خون ایت الله خامنه ای ادامه جنگ تا خروج کامل نظامیان امریکایی از خلیج فارس است . سخنگوی نیروهای مسلح ایران نیز تهدید کرده در صورتی که اسراییل به سفارت ایران در لینان حمله کند ایران به سفارتخانه های اسراییل حمله خواهد کرد.از همه این مواضع هیچ نشانه ای از ضعف و عقب نشینی در ایران در برابر امریکا و اسراییل مشاهده نمی شود.

صدا وسیمای جمهوری اسلامی در برنامه های خود همین سیاست تهاجمی را تبلیغ و تروج می کند و از زبان مردم خواهان تشدید درگیری ها و حملات است .

اما در پشت این سیاست علنی و تهاجمی به نظر می رسد سیاست واقعی و اعمالی جمهوری اسلامی متفاوت است و به این شدت تهاجمی نیست . به این معنا که تشدید حملات علیه اسراییل و پایگاههای امریکا برای بالابردن هزینه های جنگ برای امریکا واسراییل و فشار به کشورهای عربی و جامعه بین المللی به واشنگتن برای توقف جنگ است که در این صورت ایران خود را پیروز جنگ اعلام خواهد کرد و در میان مدت برای خود بازدارندگی ایجاد می کند .بر همین اساسی رسانه های جمهوری اسلامی  از خسارت یک تریلیون دلاری بازار سهام امریکا ٬ سقوط ۵ درصدی بازار سهام دبی ٬ سقوط ۲۰ درصدی بورس کره جنوبی و سقوط ۸ درصدی بورس ژاپن در چند روز اخیر خبر دادند و ان را بطور وسیعی پوشش خبری دادند.حتی مهرداد بذرپاش در تلویزیون ایران گفت ایران از محل افزایش قیمت نفت تا حالا ۱۲ میلیارد دلار منفعت بده و نگران هزینه های جنگ نیست

اما برخی از کارشناسان معتقدند برخلاف تصورمقامات ایرانی ٬ادامه حملات به کشورهای عربی منجر به توقف جنگ نخواهد شد زیرا امریکا این حملات را فرصت مناسبی برای تخریب روابط ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس و زمینه ساز تقویت پیمان ابراهیم می داند.  ضمن انکه تصویری خطرناک تر از گذشته از جمهوری اسلامی ارایه می شود و همین تصور می تواند زمینه همکاری های وسیع تر نظامی و امنیتی بین امریکا و کشورهای عربی را در اینده فراهم کند. جمهوری اسلامی برای خنثی سازی این سیاست پنهان امریکا دایم تاکید می کند حملات چند روز اخیر علیه کشورهای عربی نیست بلکه صرفا علیه پایگاه های نظامی امریکا در منطقه است که از انها برای حمله به ایران استفاده شده است.

اما عامل مهمی که بر سیاست نظامی و تصمیمات بعدی جمهوری اسلامی اثر تعیین کننده ای دارد انتخاب رهبری بعدی جمهوری اسلامی است . برهمین اساس  می توان گفت تا انتخاب رهبر بعدی سیاست تهاجمی حاضر ادامه خواهد یافت .

در خصوص رابطه انتخاب رهبر بعدی و ادامه با توقف جنگ دو سناریو متصور است .

سناریوی اول انتخاب فردی مثل حسن روحانی و حسن خمینی است که در صورت این انتخاب می تواند به معنای تغییر سیاست های کلان جمهوری اسلامی باشد و اتش بس و توقف جنگ از پیامدهای این انتخاب است . احتمال این سناریو کم است زیرا سپاه و نیروهای تندرو سیاسی با رهبری  افرادی مانند حسن خمینی بویژه حسن روحانی به شدت مخالف هستند . سناریوی دوم انتخاب مجتبی خامنه ای فرزند رهبر شهید انقلاب اسلامی است . با توجه به شناختی که بطور غیر رسمی از دیدگاهها و نظرات مجتبی خامنه ای وجود دارد او ادامه دهنده راه پدرش است و بعید است  سیاست صلح و اتش بس و احیانا کوتاه امدن در برابر امریکا را انتخاب کند . در این صورت جنگ ادامه خواهد یافت تا یکی از طرفین دست برتر را پیدا کند.

در جمع بندی می توان گفت روند کنونی جنگ نشان می دهد امریکا و اسراییل  حمله نظامی را مقدمه لازم برای سرنگونی جمهوری اسلامی می دانند و بر همین اساس اعلام کرده اند فاز اول حمله انها متمرکز بر نابودی سامانه های موشکی ایران  و پایگاهای نظامی و انتظامی بوده تا قدرت تهاجمی ایران را از بین ببرند . انها  مدعی هستند توانستند در این چند روز ۲ هزار هدف را مورد اصابت قرار دهند. جمهوری اسلامی هم با دعوت از طرفداران خود برای حضور شبانه در خیابانها نشان می دهد از سیاست اصلی امریکا و اسراییل اگاه است و نمی خواهد اجازه دهد از داخل ایران اعتراضات جدیدی مانند اعتراضات دی ماه  شکل بگیرد زیرا در ان صورت باید در دو جبهه وارد درگیری شود هم در داخل با مخالفان حکومت و هم درخارج با دشمن متجاوز و این صحنه برای نظام سیاسی بسیار مخاطره امیز است . تهدیدها ی مکرر مقامات امنیتی و قضایی ایران به مخالفان در روزهای اخیر شاهد این ادعاست . مقامات امنیتی اعلام کردند هر گونه اقدام علیه جمهوری اسلامی در داخل به معنای همکاری با امریکا و اسراییل است .

درباره روند تحولات در تحلیلهای بعدی بیشتر توضیح خواهم داد.