پس از۴۰ روز جنگ و ۴۰ روز مذاکره بی نتیجه
بن بست مذاکرات چگونه شکسته شد؟
امیر دبیری مهر
امریکا و اسراییل ۴۰ روز علیه جمهوری اسلامی ایران جنگیدند اما به اهداف چهارگانه مشترک خود دست نیافتند . انها می خواستند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند تاسیسات هسته ای ایران و توانایی های موشکی آن را نابود کنند و حمایت تهران از نیروهای نیابتی خود در لبنان و عراق و یمن را قطع کنند. هیچ کدام از این اهداف با وجود ۲۳ هزار عملیات نظامی و هزینه ای بالغ بر ۷۰ میلیارد دلار موفق نشد بلکه مشکل جدیدی برای اقتصاد جهان هم ایجاد شد و ان بسته شدن تنگه هرمز توسط نیروهای نظامی ایران بود.
۴۰ روز هم مذاکره کردند تا تنگه را باز کنند و ۴۴۰ کیلو گرم اورانیوم غنی شده از ایران خارج شود باز نتیجه ای حاصل نشد و به همین دلیل سه کشور چند بار تا استانه از سرگیری جنگ قرار گرفتند
. مشکل درچند مساله اساسی است که عبارتند از:
اول اینکه ایران نمی پذیرد غنی سازی اورانیوم را به هیچ قیمتی متوقف کند
دوم اینکه ایران حاضر نیست بدون گرفتن امتیازاتی مانند رفع تحریم ها وازاد سازی پولهای بلوکه شده خود تنگه هرمز را باز کند ضمن اینکه ایران خواهان اعمال حاکمیت جدید بر تنگه با مشارکت عمان است .
سوم اینکه ایران حاضر نیست ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود را به امریکا تحویل دهد
و چهارم اینکه ایران اتش بس در جنوب لبنان را نیز برای توقف جنگ ضروری می داند
این چهار مساله باعث شده با وجود میانجیگری های پاکستان وقطر وتلاش دیگر کشورها مانند عربستان و ترکیه و مصر در این ۴۰ روز اخیر٬ ایران و امریکا نتوانستند به توافق برسند و هر روز نگرانی از تبعات وضعیت ـنه جنگ نه صلح ـ بیشتر و اثرات ان بر اقتصاد جهانی وخیم تر شده است . کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هم به شدن نگران اغاز مجدد جنگ هستند زیرا برخلاف تصورات اولیه جمهوری اسلامی نشان داد در حمله به پایگاهای نظامی امریکا در هر کشوری تردید نمی کند و این حملات اقتصاد و امنیت کشورهای خلیج فارس را تهدید می کند.
اما در دقیقه ۹۰ یعنی زمانی که همه اماده از سرگیری جنگ مجدد بودند وزیر کشور پاکستان راهی تهران شد تا هر طور شده راهی برای خروج از بن بست مذاکرات پیدا کند . پاکستان نه تنها ادامه جنگ را مغایربا منافع و امنیت ملی خود می بیند بلکه از طرف کشورهای عربی بویژه عربستان بعنوان متحد اصلی خود نیز برای پایان دادن به جنگ ماموریت دارد . وزیر کشور پاکستان چند روز در تهران ماند و با مقامات ایرانی مذاکرات فشرده کرد وهمزمان با امریکایی ها در تماس بودو در نهایت راه حل دو مرحله ای را برای پایان جنگ مورد توافق تهران و اسلام اباد قرار گرفت و با سفر ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان این راه حل به شنبه عصر برای واشنگتن ارسال شد .
به گزارش منابع معتبر اما غیر رسمی بر اساس این راه حل ایران و آمریکا در مرحله اول برای پایان جنگ توافق می کنند :
1. جنگ در تمامیِ جبههها از جمله در جنوب لبنان متوقف می شود و امریکا برای عدم خود به ایران و عدم تعرض اسراییل به لبنان باید تضمین دهد این تضمین نیازمند قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است
2. تنگه هرمز توسط ایران در ازای رفع محاصره دریایی تنگه از طرف آمریکا٬ باز می شود . البته ایران در چند روز اخیر با اجازه عبور کشتی های تجاری بیشتر حسن نیت خود را نشان داده است . برخی منابع میگویند آمریکا با یک پروتکل پذیرفته کشتیهایی که مبدا و مقصدشان ایران است هر روز بصورتِ لیستی چک شوند و در صورت تایید میتوانند از تنگه هرمز تردد کنن!اما همچنان ابهاماتی درخصوص تنگه هرمز باقی می ماند که در مذاکرات اینده باید بررسی شود مسایلی مانند اینکه آیا آمریکا قصد دارد شریک ایران در مدیریت تنگه هرمز باشد؟! آیا قرار است پایگاهی در عمان تاسیس کند برای مدیریت بر تنگه؟! نقش عمان در مدیریت تنگه چه میشود؟! تقسیمکار تنگه هرمز میان ایران، عمان و آمریکا چگونه است و با چه درصدی از منافعِ آن؟!
تا کنون کشتیهایی که از تنگه عبور کردند عموما از مسیر تعیین شده توسط ایران استفاده کردند؛ ایا این مسیر در این تفاهم مشترک، لحاظ شده است؟! بحث عوارض ایران از کشتیهای عبوری _که در شرایط فعلی اعمال میگردد_ در آینده نیز ادامه دارد یا حذف خواهد شد؟
3. بخشی از اموال بلوکه شده ایران ازاد میشود. قرار شده که اگر ساز و کار آزادسازی اموال بلوکه شده ایران زمان ببرد، قطر سریعا ۱۲ میلیارد دلار (با ۶ میلیارد دلار کُره که در بانکهای قطر بلوکه شده) را بپردازد تا فرآیند آزادسازی ۲۴ میلیارد دلاربطور کامل در ماههای اینده طی شود.
4. حضور ناوگان نظامی امریکا در خلیج فارس باید کاهش یابد تا نشان داده شود تعرض جدیدی در برنامه امریکا نیست و در محله دوم فرصت ۳۰ با ۶۰ روز برای مذاکره در خصوص موضوعات اختلافی تعیین می شود و به عبارت دیگر دو کشور توافق کردند در این مقطع پایان جنگ را به حل مسایل اختلافی موکول نکنند.
بقیه موضوعات اختلافی در مذاکرات پس از پایان جنگ مطرح خواهد شد از جمله رفع تحریمهای اقتصادی که از ابتدا مورد تاکید و خواسته ایران بوده اما امریکا از پذیرش ان طفره می رود .برخی کارشناسان می گویند علت ان سازو کارهای پیچیده است که در اعمال تحریم ها در سالهای گذشته علیه جمهوری اسلامی بکار گرفته شده که رفع ان را نیز پیچیده کرده است . اما ظاهرا ایران پذیرفته در دور دوم مذاکرات در باره ان مطالبه گری کند.
مساله مهم دیگر موضوعات هسته ای است . حتی اگر رفع اختلافات هسته ای در دور بعد ی مذاکرات مطرح شود هنوز مشخص نیست ایا ایران غنی سازی ۳.۶۷ را می پذیرد یا ۲۰٪ را؟! میزان تعلیق غنی سازی توسط ایران چند سال است؛ ۵ سال، ۱۰ سال، ۱۵ سال یا ۲۰ سال یا حتی صفر؟! ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰٪ در ایران میماند، به چین میرود یا روسیه؟! شنیده ها حاکی است موضع رهبر سوم و جوان جمهوری اسلامی در خصوص « تعلیقِ بلند مدتِ غنیسازی» و «خروج اورانیوم» با خواسته های امریکا فاصله دارد.
مساله مهم دیگری که بسیاری از مخالفان توافق با امریکا در ایران ان را مطالبه می کنند دریافت خسارت جنگ از امریکاست. خسارت مستقیم و غیر مستقیم جنگ ۴۰ روزه بنا بر گزارش نهادهای اقتصادی در ایران از ۹ میلیارد دلار تا ۲۷۰ میلیارد دلار براورد شده است ایا امریکا به پرداخت خسارت تن می دهد ایا ایران حاضر است در صورت امتناع امریکا از پرداخت خسارت از ان چشم پوشی کند؟
از توییت شنبه شب ترامپ می شود استنباط کرد پیشنهادهای ایران برای پایان جنگ در مرحله اول مورد قبول قرار گرفته اما گزارش رسانه ها نشان می دهد اسراییل از این توافق اولیه خشنود و راضی نیست. در داخل ایران هم گروههای خشمگین از جنگ اخیر به هرگونه توافقی با امریکا روی خوش نشان نمی دهند . ایا این موانع می تواند در روند توافق و مذاکرات بعد از ان اخلال ایجادکند؟ به نظر می رسد در این مرحله تصمیم گیران ایران و امریکا تصمیم گرفتند توافق کنند اما تعداد موضوعات اختلافی انقدر زیاد و مخالفان بهبود رابطه ایران و امریکا انقدر فعال هستند که که رفع این موانع در ۳۰ یا ۶۰ روز مذاکره اتی بعید به نظر می رسد و می تواند به دور جدیدی از درگیری ها در ماههای اینده منجر شود.
