گزارشی از کتابی جدید درباره روابط ایران و اعراب نوشته مصطفی اللباد
ایران نه فرشته است و نه شیطان، بلکه کشوری است عملگرا
اخیرا یک سایت لبنانی بخشهایی از کتاب جدید دکتر مصطفی اللباد نویسنده و روزنامهنگار مصری که در سال ۲۰۱۹ در گذشت را منتشر کرده .او مدیر مرکز مطالعات منطقهای و اسراتژیک شرق در قاهره و رئیس تحریریه مجله “شرق نامه” بود و کتاب جدید او ((درخت پسته)) نام دارد که در ان روابط ایران و اعراب در یک قرن با نگاهی واقع بینانه بررسی شده و برخی ذهنیت های شایع و کلیشه ای قومیت گرا را به شدت به چالش کشیده است . او معتقد است واقعیت روابط ایران و اعراب با انچه غربی ها روایت کردند و به افکار عمومی قبولانند بسیار متفاوت است .
«مصطفی اللبّاد» در این کتاب در جمع بندی شاعرانه ای می گوید: ایران شیطانی نیست که خطر آن بهطور اغراقآمیز تبلیغ شود تا دشمن واقعی اعراب، یعنی دولت اشغالگر صهیونیستی، پنهان بماند. همچنین ایران فرشتهای نیست که هیچ خطایی از آن سر نزند؛ این توصیفها نه از ویژگیهای طبیعی ملتهاست و نه از اصول سیاست بلکه ایران یک همسایه تاریخی بزرگ است که با عربها در بسیاری از زمینههای تمدنی و تاریخی مشترکات دارد، و اختلافات با ایران ـ که وجود داشته و خواهد داشت ـ باید با این روح و منطق مدیریت شود، بهگونهای که منافع و موجودیت اعراب حفظ شود و روند همکاریهای منطقهای بهصورت منظم ادامه یابد.
به نظر نویسنده ایران کشوری عادی نیست بلکه یک کشور بزرگِ منطقهای است که با سیاست جهانی درهمتنیده است؛ چه در دوران نظام پادشاهی پیشینِ خود که «گشوده» به نظام بینالملل بود، و چه در دوران نظام جمهوری اسلامی کنونی که «در تقابل» با آن نظام قرار دارد.. گویی ایران فقط زمانی با خود به آشتی میرسد که دولتی بانفوذ در سطح منطقه باشد.
مصطفی اللباد در این کتاب تاکید دارد محاسبات تهران ( فارغ از ایدئولوژی حاکم بر نظام آن )همواره بر دو عامل اساسی استوار بوده است: تلاش مستمر برای رهبری منطقهای، و نگریستن به تناقضها و تعارضات موجود در منطقه و چگونگی بهرهبرداری از آنها در جهت تقویت نفوذ منطقهای ایران .زیرا ایران در طول تاریخ، در وضعیت رقابت با همسایگان خود بوده است .
نویسنده نقاط مشترک ایران و اعراب را فراوان می داند و گوید از یک سو ایران یک موجودیت تمدنی و تاریخی است و هزاران سال است همسایه اعراب بوده و با چتر از آسمان بر منطقه فرود نیامده و ازسوی دیگر ایران رقیبی تاریخی برای اعراب است و هر وقت توازن قوا به سود یک طرف به هم بخورد، شدت این رقابت افزایش مییابد؛ امری که بهروشنی در منازعات جاری منطقه و میزان نفوذ ایران در آنها نمایان است.
اللباد وجود اختلافات مرزی بین ایران و اعراب را امری طبیعی می داند و می نویسد:
به وضوح میان اعراب و تمام همسایگان جغرافیاییشان مشکلات مرزی دیده می شود و مساوی دانستن همسایه تاریخی، یعنی ایران، با دشمن تاریخی، یعنی دولت اشغالگر صهیونیستی، گناهی است که نه تنها نسبت به تاریخ و جغرافیا، بلکه نسبت به ایران نیز بخشودنی نیست.
نویسنده به نقش برجسته ایرانیان در رشد تمدن اسلامی اشاره کرده و می نویسد:
از قرون نخستین پیروزی اسلام، ایرانیان حضور بیشتری در بافت تمدن عربی–اسلامی پیدا کردند، و بدین ترتیب، افرادی مانند ابوعبیده، معمر بن المثنّا و واصل بن عطاء بهعنوان پیشوایان علم کلام، جدل و عقیده، و سیبویه و الکسائی بهعنوان برجستهترین دانشمندان نحو و صرف عربی شناخته شدند. نویسندگان « کتابهای مرجع اهل سنت اغلب اصالت ایرانی داشتند مانند بخاری، مسلم، نیشابوری، ابوعبدالرحمن نسایی، ابو داود سجستانی، بیهقی و ابن ماجه قزوینی.
از سوی دیگر، عربها نیز که به ایران تسلط یافته بودند هیچ مانعی در اقتباس نظام اداری دولت عربی–اسلامی از نظام اداری ایران نمیدیدند. این شراکت تاریخی و اعتقادی زمانی به اوج می رسد که درمییابیم که دو تن از چهار امام اهل سنت از استان خراسان واقع در شمال شرق ایران برخاستهاند؛ یعنی ابوحنیفه، نعمان بن ثابت و احمد بن حنبل مروی خراسانی.
اللباد همزیستی و همکاری را تنها راه عقلانی روابط ایران و اعراب می داند و می گوید: روابط عربی–ایرانی تنها ساخته دست بشر نبوده و صرفاً محصول تحولات منطقهای نیست، بلکه جغرافیا نیز آن را رقم زده جغرافیایی که سرنوشت ملتهاست، و تاریخ آن را صیقل داده و تمدن اسلام آن را شکل بخشیده است. سرنوشت اعراب این بوده که همسایه ایران باشند، همانگونه که سرنوشت ایران این بوده که همسایه اعراب باشد.
شاید این سوال ایجاد شود چرا این نویسنده مصری نام کتابش را درخت پسته گذاشته؟ و این نام چه ربطی به مناسبات سیاسی و بین المللی دارد. برای پاسخ به این پرسش باید به جغرافیا وتاریخ و فرهنگ ایران توجه کرد .
فلات ایران سرزمین تضادهای آشکار است: کوههای سر به فلک کشیده، بیابانهای خشک و بیحاصل، و کشاکشی دائمی برای دستیابی به آب. این محیطی سخت و پرچالش است. با این همه، درخت پسته نهتنها در آن میروید، بلکه شکوفا میشود. راز حیات این درخت در ریشههای عمیق و گسترده آن نهفته است؛ ریشههایی که میتوانند مترها در خاک خشک و شور فرو روند و گسترش یابند تا درخت را استوار سازند و در جایی که دیگر گیاهان از بین میروند، مواد غذایی آن را تأمین کنند.
میتوان این درخت را استعارهای از رفتار سیاسی ایران دانست؛ رفتاری که ریشه درهویتی فرهنگی دارد و با شعر و فلسفه فارسی صیقل یافته و با اسلام شیعی درآمیخته است.
این کتاب را انتشارات نوفل هاشِت آنتوان چاپ کرده و سایت عربی «۱۸۰ پست» با هماهنگی خانواده آن مرحوم بخشهایی از ان را منتشر کرده نکات جالبی درباره روابط ایران و اعراب نوشته شده است.
مترجم : علی منتظری
